عضویت العربیة English
امام جواد علیه‌السلام: عزّت مؤمن در بى نیازى او از مردم است. بحارالأنوار، ج 75، ص 109

فرازهایی از زندگی عقیله بنی هاشم

فرازهایی از زندگی عقیله بنی هاشم
جمعه 29 بهمن 1389  02:56 ب.ظ

فرازهایی از زندگی عقیله بنی هاشم

سومین فرزند حضرت فاطمه زهرا علیها السلام در پنجم جمادی الاولی سال پنجم هجرت در مدینه منوره چشم به جهان گشود . این نوزاد که از هر جهت‏با شخصیت‏بزرگ علی علیه السلام سازگار و زینت پدر بود «زینب‏» نام گرفت .

 مادرش پاره تن رسول الله صلی الله علیه و آله و پدرش برادر و وصی پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله بود .



زینب ملقب به «ام کلثوم‏» که در فضای چنین خانواده‏ای رشد می‏یافت، از همان نخستین روزهای کودکی، با مشکلاتی مواجه شد که تحمل آن‏ها برای غیر او کاری بس دشوار می‏نمود . او در خردسالی با داغ رحلت جدش پیامبر صلی الله علیه و آله مواجه شده و از آغوش پر مهر و محبت‏حبیب خدا جدا گردید، بعد از چند ماه در شهادت جانسوز مادرش زهرا علیها السلام به سوگ نشست و بعد از شرکت در مراسم دفن مخفیانه مادر جوانش به دامان پر مهر و عطوفت علی علیه السلام پناهنده شد . زینب همچنان ناظر سکوت مظلومانه پدر بود و گریه‏های نیمه شبش را در کنار چاه‏های غربت نظاره می‏کرد تا اینکه دست‏شقی‏ترین فرد عالم، محراب کوفه را با خون امیر مؤمنان علیه السلام گلگون نمود و زینب به همراه برادرانش در کنار بستر پدر، فرق شکافته او را دید و اشک فراق ریخت و شهادت پدر را شاهد بود . مدت زمان زیادی نمی‏گذرد که زینب در مدینه مسموم شدن برادرش امام حسن علیه السلام را تجربه کرده و در بقیع با او وداع کرد .



و بالاخره در سال ۶۰ هجری زینب که در کوران مصیبت‏ها آبدیده شده بود، به همراه امام حسین علیه السلام قدم در سفر کربلا می‏گذارد و در فاجعه غمبار کربلا، به خون غلطیدن ده‏ها تن از بهترین عزیزان خود را به نظاره می‏نشیند .



زینب کبری علیها السلام بعد از عاشورای خونین با صبر و استقامتی بی نظیر، پیام جاودانه حضرت ابا عبدالله علیه السلام را به جهانیان می‏رساند .



حضرت زینب علیها السلام بعد از واقعه کربلا و مشاهده آن همه مصائب و تحمل اسارت دوباره به مدینه مراجعت نمود و بنا به نقلی، بعد از حادثه قحطی در مدینه به همراه همسر سخاوتمند خویش، عبد الله بن جعفر طیار به منطقه شام کوچ کرد و در نیمه رجب سال ۶۲ قمری در همانجا وفات یافت و در «قریه رادیه دمشق‏» که امروزه به «زینبیه‏» معروف است‏به خاک سپرده شد (۱) .



عقیله بنی هاشم، عقیله طالبیین، موثقه، عارفه، عالمه، محدثه، فاظله، کامله، و عابده آل علی، که از جمله القاب زیبای زینب کبری علیها السلام می‏باشد، نشانگر شمه‏ای از کمالات اوست .


وارث زیبایی‏ها



حضرت زینب کبری علیها السلام دوران کودکی را در آغوش پر مهر رسالت و امامت‏سپری کرده و در دامن عصمت و طهارت بالیده و به صفات والای انسانی و فضایل و کمالات معنوی و ملکوتی آراسته گردید . از این رو، آن حضرت دارای صفات برجسته ایست که وی را از سایر بانوان عالم ممتاز می‏سازد .



صبر و شکیبایی، زهد و تقوی، فصاحت و بلاغت، دانش و بینش، حلم و حزم، تدبیر و سیاست، سیادت وبزرگواری، جلالت‏شخصیت و عظمت روحی، پایداری و ثبات قدم در راه هدف، قوت قلب و اراده‏ای فولادین، راستی و امانتداری، دفاع خالصانه از حق و حقیقت، حمایت از یتیمان وضعیفان، شرافت و فضیلت‏خانوادگی، عبادت و انقطاع از خلق، مهر و عطوفت در حد اعلای خود، تعلیم و تربیت انسان‏ها، پرورش فرزندان پاک و صالح، همسر داری و خانه داری، عزت نفس، وفاداری در عهد و پیمان، از جمله ارزنده‏ترین صفات این شیر زن عاشورایی است که از خاندان وحی و نبوت و پنج تن آل عبا به ارث برده است . بررسی اجمالی تاریخ زندگی این بانوی با عظمت این حقیقت را نمایان می‏سازد .



در مورد شخصیت‏برجسته عقیله بنی هاشم و فضایل و مناقب آن بانوی بزرگوار کتاب‏ها و مقالات فراوانی به رشته تحریر در آمده است، اما در بسیاری از آن‏ها به نقش زینب کبری علیها السلام در حماسه عاشورا پرداخته و از برکات وجودی آن حضرت از ولادت تا قبل از عاشورا کمتر سخن به میان آمده است . البته این امر شاید بدین علت‏باشد که زینب کبری علیها السلام به عنوان بارزترین جلوه عفت و عصمت، در ایام نوجوانی و جوانی در پس پرده بوده و کمتر کسی می‏توانست از زندگی آن حضرت گزارش دهد . این نوشتار سعی دارد نگاهی هر چند گذرا به فرازهایی از زندگانی آن میوه نبوت و شاخسار امامت تا قبل از عاشورا داشته و آموزه‏های تربیتی را از زندگی آن حضرت به مشتاقان و ارادتمندان ارائه نماید . زیرا از این راه می‏توان نسل جوان رابا بهترین الگوها واسوه‏های تربیتی آشنا کرد و پیوند قلبی و عاطفی آنان را با خاندان عصمت و طهارت مستحکمتر نمود .


کودک بلند نظر



بطور کلی از دوران کودکی هر فرد تا حدودی می‏توان استعداد و لیاقت ذاتی او را شناخت . همچنانکه شاعر عرب می‏گوید:



فی المهد ینطق عن سعادة جده



اثر النجابة فیه خیر مسدد «در گهواره از موقعیت والای خود در آینده خبر می‏دهد . وجود نشانه‏های نجابت [و بزرگی] در آن طفل، بهترین دلیل منطقی [بر آینده درخشان او] می‏باشد .»



دختر والامقام علی علیه السلام نیز از همان دوران کودکی شخصیت معنوی، عرفانی خود را در گفتار و رفتار خویش نشان می‏داد . داستان زیر نشانگر این حقیقت است:



روزی حضرت علی علیه السلام زینب کبری علیها السلام را که دختر خردسالی بود در آغوش خود نشانده و نوازش کرد . آن حضرت به وی فرمود: دخترم! بگو «یکی‏» . زینب علیها السلام گفت: «یکی‏» . سپس پدر گفت: دخترم! بگو: «دو تا» . زینب سخنی نگفت . علی علیه السلام فرمود: چرا سخن نمی‏گویی؟ زینب علیها السلام گفت: بابا! زبانی که به گفتن «یک‏» آغاز سخن کرد، چگونه «دو تا» بگوید؟ ! علی علیه السلام دخترک با معرفت‏خود را به سینه چسبانیده و او را غرق بوسه ساخت (۲) .



و بدین ترتیب دختر خردسال به حاضرین فهماند کسی که لب به توحید گشوده و به یگانگی پروردگار شهادت داده است، دیگر نباید برای او شریکی قائل شود . همچنین از این روایت معلوم می‏شود که علی علیه السلام، آن مربی کامل بشریت، در تربیت فرزندان خویش از روش‏های کار آمد تربیتی بهره می‏گرفت . او در فرصت‏های مناسب و با شیوه‏های متنوع به پیروان خویش می‏آموخت که مهمترین نیاز کودک، رفع نیاز عاطفی است . محبت، نوازش و احترام به شخصیت کودک، نگرانی‏ها، افسردگی‏ها و مشکلات روحی و روانی وی را از میان برده و آنان را به زندگی آینده امیدوار می‏سازد . امیر مؤمنان علیه السلام با فرزندان خود ارتباط عاطفی وکلامی برقرار کرده، حرف دل آنان را شنیده و برای سخنانشان ارزش قائل می‏شد و به این وسیله روحیه اعتماد به نفس و عزت را در وجود آنان پرورش می‏داد .



روایتی دیگر در این زمینه نقل شده است که هم نشانگر شیوه تربیتی علی علیه السلام در پرورش کودک و هم شاهدی بر کمالات والای حضرت زینب علیها السلام می‏باشد .



میرزا محمد تقی سپهر در «الطراز المذهب‏» می‏نویسد: در دوران کودکی حضرت زینب علیها السلام، پدر بزرگوارش در کنار او بود و ضمن نوازش و بذل گرمترین عواطف خود، با وی سخن می‏گفت . زینب علیها السلام، دختر خردسال علی علیه السلام از وی پرسید: پدر جان! آیا مرا دوست داری؟ فرمود: آری دخترم . زینب علیها السلام طبق آموخته‏های خویش از مکتب علوی علیه السلام گفت: ای پدر! دو دوستی در یک دل جمع نمی‏شود، مگر اینکه دوستی دیگران نیز در جهت دوستی خدا و برای خدا باشد .


راز یک رؤیا



هنوز پنج‏سال از تولد زینب علیها السلام نگذشته بود که هنگامه رحلت پدر بزرگ گرامی اش رسول الله صلی الله علیه و آله فرا رسید .



در یکی از آن روزهای غمبار و حادثه ساز بود که زینب علیها السلام صبح زود برای تعبیر رؤیایی که شب قبل با دیدن آن پریشان شده و روحش ر آزار می‏داد به کنار بستر جدش رسول اکرم صلی الله علیه و آله شتافته و عرضه داشت: ای جد بزرگوار! خواب دیدم که در اثر وزش تند بادی، هوا تاریک شد و من از وحشت آن در پشت درخت‏بزرگی پناه گرفتم، که ناگهان آن درخت عظیم در اثر فشار باد از جای کنده شد . خود را به درخت دیگر رساندم که شاخه همان درخت‏بود، اما تند باد سخت آن را نیز از جای برکنده و با خود برد . پس از آن به شاخه‏ای دیگر از آن درخت پناه بردم، آن هم شکست . آنگاه خود را به دو شاخه باقیمانده رساندم، اما آن‏ها نیز یکی بعد از دیگری در مقابل وزش توفان از من جدا شدند و من از شدت اضطراب از خواب بیدار شدم .



با شنیدن سخنان دختر ۵ ساله، اشک در چشمان پیامبر حلقه زد و فرمود: دخترم! اما آن درخت‏بزرگ من هستم که از میان شما می‏روم و شاخه اول آن مادرت فاطمه علیها السلام است . شاخه دوم پدرت علی علیه السلام و دوتای دیگر برادرانت‏حسن و حسین علیهما السلام هستند که با رفتن آن‏ها جهان تیره و تار می‏گردد (۳) .


در مکتب فاطمه علیها السلام



حضرت زینب علیها السلام بعد از جدایی از بزرگترین حامی خاندان رسالت، در کنار مادر خود که بدنبال ارتحال جانسوز پدر و مصیبت‏های بعد از آن در بستر بیماری افتاده بود، قرار گرفت .



وی علاوه بر پرستاری از مادر، شاهد ناجوانمردانه‏ترین حوادث تاریخ نیز بود . او یکی از کسانی است که مادرش را در ایراد خطبه دفاعیه در مسجد مدینه همراهی کرده است و از آن درس‏ها آموخته، تجربه‏ها اندوخته و در سینه سوخته‏اش همچون امانتی گرانبها و میراثی جاویدان برای نسل‏های آینده به یادگار گذاشته است . عده‏ای از تاریخ نگاران و محدثین نامدار، سند خطبه فدک را از aاین بانوی بزرگوار نقل کرده‏اند .



ابوالفرج اصفهانی در مقاتل الطالبین و در ذیل شرح حال عون بن عبد الله می‏گوید: مادر عون، زینب عقیله، دختر علی بن ابی طالب علیه السلام است، زینب همان بانویی است که ابن عباس خطبه فدک فاطمه علیها السلام را از او روایت کرده است . ابن عباس در آغاز نقل خطبه می‏گوید: این خطبه را عقیله ما، زینب دختر علی علیه السلام برای ما روایت کرد . همچنین شیخ صدوق در «علل الشرایع‏» و «من لا یحضره الفقیه‏» ، شیخ حر عاملی در وسایل الشیعة، طبرسی در احتجاج و علامه مجلسی در بحار الانوار، در ردیف عالمانی هستند که خطبه فدک را از حضرت زینب علیها السلام نقل کرده‏اند .



بنابر این حضرت زینب در حدود ۶ سالگی، شایستگی حفظ خطبه استدلالی، عمیق و جامع مادرش فاطمه زهرا علیها السلام را داشته است و این نشانه بارزی از رشد فکری و بلوغ اندیشه و تعقل دختری است که در دامان عصمت و طهارت پرورش یافته است . زینب کبری علیها السلام در آن سنین نه تنها به محتوای خطبه توجه کرد، بلکه تمام حرکات و سکنات مادر را در آن لحظات بحرانی برای الگو سازی نسل آینده به سینه تاریخ سپرد . در متن روایت آمده است: عن زید بن علی علیه السلام عن عمته زینب اخت الحسین علیه السلام قالت: لما بلغ فاطمة علیها السلام اجماع ابی بکر علی منعها فدک، لاثت‏خمارها وخرجت فی حشرة نسائها ولمة من قومها وتجر اذراعها، ما تخرم من مشیة رسول الله صلی الله علیه و آله شیئا حتی وقفت علی ابی بکر . . . (۴) ; زید بن علی از عمه‏اش زینب، خواهر امام حسین علیه السلام نقل می‏کند که فرمود: هنگامی که به مادرم فاطمه علیها السلام خبر رسید که ابوبکر قصد دارد او را [از ارث پدری محروم نماید] و از فدک منع کند، آن حضرت مقنعه‏اش را بر سر پیچید و در میان بانوان و گروهی از قومش خارج شد، در حالی که دست‏هایش را می‏کشید، چیزی از راه رفتن رسول خدا صلی الله علیه و آله کم نگذاشت تا در مقابل ابی‏بکر ایستاد . . . .»


پاسدار عفت



حضرت زینب علیها السلام در پاسداری از عفت و عصمت، سر آمد دختران روزگار بود . وی با الهام از پیام آسمانی قرآن و طبق آموزه‏های پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام حجاب و عفت را مانند گوهری ارزشمند برای یک زن مسلمان می‏دانست و بر این باور بود که زن هنگامی به خدای خود نزدیکتر است که خود را از معرض دید مردان بیگانه - به غیر موارد ضروری - حفظ نماید . او از مادرش آموخته بود که: «لیس شی‏ء خیرا للمراة من ان لا یراها الرجل ولا تراه (۵) ; چیزی برای زن نیکوتر از این نیست که: مرد [نامحرم] او را نبیند و او هم مرد [نامحرم] را نبیند .»



برای همین دختر جوان زهرا علیها السلام خود را کاملا از دید نامحرمان پوشیده نگاه می‏داشت .



یحیای مازنی یکی از اهالی مدینه می‏گوید: من در شهر مدینه و در همسایگی امیر مؤمنان علی علیه السلام بودم و منزل من پهلوی منزلی بود که زینب دختر علی علیه السلام در آنجا زندگی می‏کرد . به خدا سوگند! هیچگاه کسی قد و قامت او را ندید و صدای او را هم نشنید . او هر گاه می‏خواست‏به زیارت جد بزرگوارش پیامبر خدا صلی الله علیه و آله برود، در دل شب و به همراه پدرش امیر مؤمنان علیه السلام و برادرانش حسن و حسین علیهما السلام می‏رفت . علی علیه السلام در مورد تشرف این گونه زینب علیها السلام به امام حسن علیه السلام می‏فرمود: «اخشی ان ینظر احد الی شخص اختک زینب (۶) ; بیم دارم که کسی به خواهرت زینب نگاه کند .»


وصلت فرخنده



حضرت زینب علیها السلام به سن ازدواج رسیده بود . از بین خواستگاران متعددی که به منزل علی علیه السلام می‏آمدند، تقاضای عبدالله بن جعفر بن ابی طالب - برادر زاده علی علیه السلام که از طرف خود کسی را برای خواستگاری حضرت زینب فرستاده بود، - مورد پذیرش قرار گرفت . در این وصلت فرخنده مهریه حضرت زینب مطابق با مهریه مادرش فاطمه علیها السلام یعنی ۴۸۰ درهم معین گردید (۷) .



قبل از ازدواج، حضرت زینب به عبدالله بن جعفر گفت: ای عبدالله! من با تو به شرطی ازدواج می‏کنم که اجازه دهی هر روز یکبار برادرم حسین علیه السلام را ببینم و اگر او زمانی به سفر رفت، به همراه او بروم و مانع مسافرت من نباشی .



عبدالله، یادگار شجاع، بزرگوار و پارسای جعفر طیار این شرط را پذیرفت و تا آخر زندگی به آن وفادار ماند .



عبدالله جعفر آن چنان کریم و فقیر نواز بودکه وی را «قطب سخا» می‏گفتند، او هیچگاه مستمندی را محروم نکرد وهیچ کار نیک را به خاطر پاداش دنیوی انجام نداد (۸) .



هنگامی که عبدالله فهمید که سفر امام حسین علیه السلام به کربلا قطعی است، دو پسر خود عون و محمد را برای کمک به مادرشان به همراه قافله امام حسین علیه السلام روانه کرد و به حضرت زینب علیها السلام سفارش کرد که اگر جنگی پیش آمد، فرزندانش از امام حسین علیه السلام حمایت کنند .



ارتباط قلبی و انس و علاقه زینب علیها السلام به برادر خود آنچنان بود که هنگامی که عبدالله بن عباس به امام حسین علیه السلام گفت: شما که به این سفر خطرناک می‏روید چرا زن ها را با خود می‏برید؟ ! حضرت زینب با شنیدن این سخن سر از محمل خود برآورده و فرمود: ای پسر عباس! آیا می‏خواهی بین من و برادرم جدایی بیندازی؟ ! هرگز من از او جدا نخواهم شد (۹) . امام حسین علیه السلام نیز به حضرت زینب علیها السلام علاقه فوق العاده‏ای داشت و در روایت آمده است: هنگامی که زینب به دیدار امام حسین علیه السلام می‏آمد، آن حضرت به احترام زینب علیها السلام تمام قد بلند می‏شد و او را در جای خود می‏نشاند (۱۰) .


در سنگر ارشاد



روزهایی که زمینه‏های نبرد جمل در حال شکل‏گیری بود، عایشه از بصره نامه‏ای به حفصه نوشت و از پیروزی‏های اولیه بر علیه کارگزاران و لشکر علی علیه السلام خبر داد . حفصه نیز نتوانست‏خوشحالی درونی خود را مخفی کند . او با گرد آوری زنان و دختران هم عقیده خود، مجلس جشن و شادی به راه انداخته و آن‏ها با خواندن سرودها و ترانه‏هایی که مضمون آن در فحش و ناسزا به علی علیه السلام بود، کف و دف می‏زدند .



ام سلمه همسر باوفای پیامبر صلی الله علیه و آله از شنیدن خبر برپایی چنین مجلس عیشی شدیدا ناراحت‏شده و خواست‏شخصا برای جلوگیری از آن اقدام نماید .



اما زینب علیها السلام فرمود: مادر جان! من از جانب شما می‏روم و آنان را از ادامه جلسه و سب امیرمؤمنان علیه السلام باز می‏دارم . آنگاه زینب کبری علیها السلام به همراه عده‏ای از زنان و دختران بنی هاشم به جمع آنان رفتند . زن‏ها که بر گرد حفصه حلقه زده بودند با دیدن حضرت زینب و بانوان اهل بیت علیهم السلام ساکت‏شدند . سپس آن حضرت خطاب به حفصه فرمود: «ان تظاهرت انت واختک علی امیر المؤمنین علیه السلام فقد تظاهرتما علی اخیه رسول الله صلی الله علیه و آله من قبل فانزل الله عزوجل فیکما ما انزل (۱۱) ; اگر تو و خواهرت (منظور خواهر عقیدتی او است که عایشه می‏باشد) امروز بر علیه امیر مؤمنان هم دست‏شده [و توطئه می‏کنید]، دیروز هم بر برادرش رسول الله صلی الله علیه و آله هم پیمان شده [و نقشه می‏کشیدید و دل او را می‏آزردید] تا اینکه خداوند متعال در سرزنش شما آیه فرستاد (۱۲) .»


زینب علیها السلام، معلم قرآن



یک سال پس از استقرار امیر مؤمنان علیه السلام در کوفه، زنان و دختران مشتاق دانش، به آن حضرت پیام فرستادند و گفتند: ما شنیده‏ایم که دختر شما حضرت زینب علیها السلام همانند مادرش فاطمه زهرا علیها السلام منبع سرشار دانش و دارای علوم و کمالات است . اگر اجازه دهید در صبح یکی از روزهای عید به محضرش حاضر شده و از آن سرچشمه دانش بهره‏مند شویم .



علی علیه السلام اجازه داد تا دختر عالمه‏اش زینب کبری علیها السلام، بانوان مسلمان کوفه را آموزش دهد و مشکلات علمی و دینی آنان را حل کند . زینب علیها السلام نیز آمادگی خود را اعلام نمود و بعد از دیدارهای مقدماتی، جلسه تفسیر قرآن برای آنان تشکیل داده و پرسش‏ها و شبهات آنان را جواب می‏داد (۱۳) .



روزی در یکی از جلساتی که حضرت زینب علیها السلام برای زنان کوفی تفسیر می‏گفت، امیر مؤمنان علیه السلام وارد جلسه شد تا کلاس درس دخترش را از نزدیک ببیند . آن روز حضرت زینب علیها السلام در مورد تفسیر «کهیعص‏» سخن می‏گفت . علی علیه السلام ضمن اشاره به تفسیر دیگری از این آیه فرمود: دخترم! این حروف رمزی است در مصیبت هایی که بر شما عترت پیامبر صلی الله علیه و آله وارد خواهد شد . سپس آن حضرت تمام مصائب کربلا را برای دخترش و حاضرین شرح داد . زینب علیها السلام با شنیدن آن متاثر شده و صدای ناله‏اش بلند گردید و فضای جلسه قرآن عوض شد (۱۴) .


فرهنگبان شیعه



نام زینب کبری علیها السلام به عنوان یکی از محدثان برجسته شیعه، صفحات کتاب‏های رجال را مزین کرده است . روایت‏های آن حضرت در منابع معتبر شیعه از جمله در کتاب‏های «من لا یحضره الفقیه‏» ، «وسائل الشیعه‏» ، «دلائل الامامة‏» ، «بحار الانوار» ، «کفایة الاثر» ، «مناقب امیر المؤمنین علیه السلام‏» و . . . موجود است .


امین امامت



زینب علیها السلام بعد از مادرش فاطمه علیها السلام امینه اهل بیت علیهم السلام بود و هدایای ارزشمند آسمانی را نگهداری می‏کرد . هنگامی که علی علیه السلام به شهادت رسید و امام حسن مجتبی علیه السلام پیکر پاک پدرش راتجهیز می‏نمود، به زینب کبری علیها السلام فرمود: خواهرم حنوط جدم رسول الله صلی الله علیه و آله را حاضر کن، زینب در اسرع وقت آن را آورد و تحویل امام مجتبی علیه السلام داد . وقتی آن حضرت ظرف حنوط را باز کرد از بوی خوش آن نه تنها منزل، بلکه فضای کوفه عطر آگین گردید (۱۵) .


شاهد محراب خونین



واپسین لحظات عمر مبارک امیر مؤمنان علی علیه السلام بود، آن حضرت بر اثر ضربت ابن ملجم، با فرقی شکافته و چهره‏ای خونین بر بستر افتاده بود . زینب کبری علیها السلام به کنار پدر آمد و عرضه داشت: بابا جان! روزی ام ایمن ضمن نقل حدیثی به من چنین و چنان گفت، اگر آن حدیث صحیح است، دوست دارم دوباره از زبان شما بشنوم .



علی علیه السلام فرمود: دخترم! حدیث ام ایمن صحیح است، گویا تو و دختران اهل بیت را می‏نگرم که به صورت اسیر و در نهایت پریشانی وارد این شهر (کوفه) می‏کنند، به گونه‏ای که بیم دارید مردم به سرعت‏شما را بربایند . دخترم! آن روز صبر کنید، صبر کنید . سوگند به خداوندی که دانه را می‏شکافد وانسان را خلق می‏کند، در آن روز در سراسر روی زمین غیر از شما و دوستان و شیعیان شما، دوستی دیگر برای خدا نخواهد بود . هنگامی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله این خبر را به ما داد، فرمود: شیطان در آن روز از خوشحالی پرواز می‏کند و در روی زمین جولان می‏دهد و به شیاطین و عوامل خود می‏گوید: ای گروه شیاطین! ما خواسته خود را از فرزندان آدم دریافت نمودیم و هلاکت آنان را به نهایت رسانیدیم، ما وارث آتش شده‏ایم [که فرزندان آدم را دچار آن کنیم] مگر آن افرادی که به این گروه یعنی آل محمد صلی الله علیه و آله متوسل شوند . شما تلاش کنید تا مردم به آل محمد صلی الله علیه و آله مشکوک شوند . مردم را بر دشمنی آنان تحریک و تشویق نمایید (۱۶) .



پی‏نوشت‏ها:



۱) گفتنی است که در مورد محل دفن حضرت زینب علیها السلام اختلاف شدیدی میان سیره نویسان و تاریخ نگاران وجود دارد، آنچه که در متن آمده، طبق نظر شیخ بهایی، محدث نوری، علامه بحر العلوم، محدث قمی، و از مورخان اهل سنت ابن بطوطه، ابن حورانی و صیادی شافعی و . . . است . ولی برخی محل دفن آن حضرت را در مصر و بعضی دیگر در بقیع می‏دانند .



اما بهتر است از زبان حضرتش بگوییم:



بعد از وفات تربت ما در زمین مجوی



در سینه‏های مردم عارف مزار ماست



(حضرت زینب کبری، ص‏۱۶۷; زینب قهرمان، ص‏۳۹۵; تاریخ اماکن زیارتی و سیاحتی سوریه، ص‏۶۵) .



۲) ریاحین الشریعة، ج‏۳، ص‏۵۴ .



۳) زینب الکبری، ص‏۳۴ .



۴) مواقف الشیعة، ج‏۱، ص‏۴۸۰; دلائل الامامه، ص‏۳۱; بلاغات النساء، ص‏۲۶ .



۵) مناقب امیر المؤمنین علیه السلام، محمد کوفی، ص‏۲۱۰ .



۶) وفیات الائمه، ص‏۴۳۵، بااختصار .



۷) فرازهایی از زندگی زینب کبری علیها السلام، ص‏۷۱ .



۸) الاصابه، ج‏۳، ص‏۴۹ .



۹) ریاحین الشریعة، ج‏۳، ص‏۴۱ .



۱۰) زینب الکبری، ص‏۲۲ .



۱۱) الجمل، شیخ مفید، ص‏۱۴۹; وقعة الجمل، ص‏۳۳ .



۱۲) اشاره به آیه ۳ در سوره «تحریم‏» است که خداوند می‏فرماید: «واذ اسر النبی الی بعض ازواجه حدیثا» ; «هنگامی که پیامبر به برخی اززنانش (حفصه) رازی را به امانت‏سپرد . . .» برای توضیح بیشتر به تفاسیر ذیل آیه، از جمله تفسیر روح المعانی، ج‏۲۸، ص‏۱۵۲ رجوع شود .



۱۳) ریاحین الشریعه، ج‏۳، ص‏۵۷ .



۱۴) خصائص الزینبیه، ص‏۲۷ .



۱۵) بحار الانوار، ج‏۴۲، ص‏۲۹۴ .



۱۶) همان، ج‏۴۵، ص‏۱۸۳، کامل الزیارات، ص ۴۴۸، پاورقی



 



 

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

mohamadaminsh

mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان
دسترسی سریع به انجمن ها