عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

روز عاشورا/ حملات امام حسین(ع)۱۳

روز عاشورا/ حملات امام حسین(ع)۱۳
جمعه 29 بهمن 1389  02:58 ب.ظ

روز عاشورا/ حملات امام حسین(ع)۱۳

سپس امام حسین(ع) به آنها پیشنهاد جنگ تن به تن داد،هر کس به میدان می آمد کشته می شد،تا آن که عده زیادی از آنها کشته شدند،امام(ع) در حال جنگیدن این رجز را می خواند:مرگ بهتر از زندگی ذلت بار است و ننگ بهتر از وارد شدن در آتش دوزخ است.یکی از راویان کربلا می گوید:«به خدا سوگند!هر گز کسی را قوی تر و شجاع تر از حسین(ع) ندیدم،

همه یاران و فرزندان و خاندانش کشته شده بودند و دشمن او را احاطه کرده بود،ولی به آنها حمله می کرد و به محض این که شمشیر می کشید مثل حیواناتی که از حمله شیر فرار می کنند،از مقابل او فرار می کردند.آن لشکر سی هزار نفری بودند که وقتی امام(ع) به آنها حمله می کرد،مانند ملخ هایی که پخش می شدند،فرار می کردند،سپس امام(ع) به نقطه شروع خود بر می گشت و می فرمود:لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.


امام حسین(ع) آنقدر جنگید تا آن که بین امام(ع) و خیمه ها فاصله افتاد،آن غیرت علوی فریاد زد:«وای بر شما ای پیروان آل ابی سفیان!اگر دین ندارید و از قیامت هم نمی ترسید،حداقل در این دنیا،آزاد مرد باشید،پس به اصل خویش برگردید اگر عرب هستید.»شمر-لعنة الله علیه- فریاد زد:چه می گویی ای پسر فاطمه؟!


امام(ع) فرمودند:«من با شما می جنگم و شما با من و زنان در این مورد گناهی ندارند،پس تا وقتی که من زنده ام،مانع هجوم این یاغی ها و جاهلان و ستمگران به حرم من شوید.»شمر گفت:ای پسر فاطمه!حرف تو را شنیدیم.سپس همگی آماده جنگ با حضرت شدند.


امام(ع) مدام بر آنها حمله می کرد و آنها پاسخ می دادند و امام(ع) از آنها آب طلب می کرد،ولی جوابی نمی شنید.جراحات امام(ع) به هفتاد و دو زخم رسیده بود،حضرت به خاطر ضعف شدید،ایستاد تا استراحت کند.در همان لحظه سنگی به پیشانی حضرت اصابت کرد و خون جاری شد،امام(ع) پیراهن خود را بالا آورد که پیشانی اش را پاک کند،که یک مرتبه تیر سه شعبه زهر آلودی بر قلب مبارکش خورد.امام حسین(ع) فرمودند:«به نام خدا و به یاری او و بر دین رسول خدا(ص)»


سپس سه مرتبه سر مبارک را به آسمان بلند کرد و فرمود:«خدایا تو خود شاهدی که این قوم،قصد کشتن مردی را دارند که در همه روی زمین،غیر از او پسر دختر پیامبری وجود ندارد.» و با اینکه تیر در قلب مبارکشان رفته بود،از پشت سر بیرونش آورد. و خون مانند ناودان فوران می زد.ضعف امام حسین(ع) غلبه کرده بود،امام در جای خود مانده،هر یک از آن ناجوانمردان برای کشتن او جلو می آمد،پشیمان می شد و بر می گشت؛چرا که نمی خواست خون امام(ع) به گردن آن باشد و در آن حال خدا را ملاقات می کند.

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

mohamadaminsh

mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان
دسترسی سریع به انجمن ها