عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

عکس : ماجرای عجیب چهره یک زن تبهکار در تهران

عکس : ماجرای عجیب چهره یک زن تبهکار در تهران
جمعه 29 بهمن 1389  06:57 ب.ظ

عکس : ماجرای عجیب چهره یک زن تبهکار در تهران

در زندگی‌ام یک روز خوش نداشتم، در اهواز زندگی می‌کردیم که فراری شدم و به تهران آمدم. هیچ‌ پناهگاهی نداشتم، تابستان بود و می‌توانستم در پارک‌ها بخوابم، صورت‌ آفتاب‌سوخته و ژولیده‌ام موجب می‌شد حتی برخی …

وطن امروز: چهره خشن یک زن فراری کافی بود دزد اصلی یک باند کیف قاپی شود.

چند پسر شرور وقتی این زن آواره را دیدند با استفاده از چهره آفتاب سوخته و مردانه وی به سرقت از زنان رهگذر دست زدند. چندی پیش زن جوانی با مراجعه به پلیس شهرری ادعا کرد در حال گذر از حوالی میدان اصلی بوده که موتوری در چند قدمی اش نگه داشته و زنی عجیب با صدای مردانه به وی حمله کرده و کیفش را دزدیده است.

عکس : ماجرای عجیب چهره یک زن تبهکار در تهران

این زن گفت: وقتی پسر جوان و زن همراه وی را دیدم، تصور کردم می خواهند آدرس بپرسند اما وقتی زن خشن پیاده شد با قدم های تند و عصبانی ای به سمتم دوید و با صدای دورگه ای خواست کیفم را به وی بدهم. به اندازه ای از هیبت وی ترسیده بودم که هیچ مقاومتی نکردم، شاید پسر جوان می خواست کیفم را بگیرد داد و بیداد راه می انداختم اما با دیدن خشونت این زن وحشت کردم.

پس از این شکایت، ماموران پلیس جنوب شرق تهران در جریان کیف قاپی های مشابه دیگری قرار گرفتند که نشان می داد این زن، مرد و دوستانشان به سرقت های خیابانی زیادی دست می زنند. هیچ ردپایی از اعضای این باند در دست نبود تا اینکه ساعت 9 صبح 20 بهمن ماه سال جاری رهگذران در یکی از خیابان های شهرری با شنیدن فریادهای زنانه ای دیدند مردی در حال دعوا کردن با زنی مرموز است و سعی دارد کیفی را به زور بگیرد.

وقتی مردان و زنان زیادی به سمت 2 زن عصبانی دویدند، یکی از آنان که چهره خشن و مردانه ای داشت با رها کردن کیف زنانه به سمت موتوسیکلتی که پسر جوانی آماده حرکت بود، دوید تا هر دو فرار کنند.

همه پی بردند آن زن و مرد کیف قاپ هستند و خیلی سریع آنها را در حلقه محاصره خود گرفتار کردند. دقایقی بعد ماموران کلانتری 172 شهرری با شنیدن ماجرای دستگیری زن و مرد کیف قاپ خود را به محل سرقت رساندند و آنها را دستگیر کردند.

با دستور بازپرس پرونده تیمی از ماموران پایگاه 9 پلیس آگاهی تهران وارد عمل شد و در بازجویی ها پی برد زن خشن «دریا» نام دارد و فراری از خانه است.

این زن در بازجویی ها گفت: «در زندگی ام یک روز خوش نداشتم، در اهواز زندگی می کردیم که فراری شدم و به تهران آمدم. هیچ پناهگاهی نداشتم، تابستان بود و می توانستم در پارک ها بخوابم، صورت آفتاب سوخته و ژولیده ام موجب می شد حتی برخی پسران از من بترسند، مدتی گدایی کردم تا پول شیشه تهیه کنم. در پارک ها و میان شمشادها شیشه می کشیدم تا اینکه «محمود» را دیدم و مقداری از وی شیشه گرفتم. این پسر می گفت چهره مردانه ام می تواند مشکلات مالی ام را حل کند. وقتی چگونگی اش را پرسیدم، ادعا کرد با دوستانش به کیف قاپی می روند و من می توانم آنها را در زورگیری از زنان کمک کنم. برای فرار از این شرایط و داشتن سرپناهی پذیرفتم تا کیف قاپی کنم. محمود خواست تمرین کنم تا صدای مردانه ای داشته باشم، می گفت زنان از من خواهند ترسید. راستش را بخواهید واقعیت داشت همه زنان می ترسیدند البته جز آخری که مقاومت کرد».

وی افزود: «فقط از زن ها کیف قاپی می کردیم، آنها سریع تسلیم می شدند. از ساعت 6 تا 8 صبح که زنان برای رفتن به سر کار و اداره خانه هایشان را ترک می کردند به کمین می نشستیم، سوار موتوسیکلت به سمت آنان رفته و من وقتی با این زنان روبه رو می شدم چهره به چهره شان شده و با صدای کلفتی داد می زدم که کیفش را بدهد. اکثرا سریع تسلیم می شدند بعد با خونسردی سمت موتور می رفتم و با محمود یا دیگر همدستان مان فرار می کردیم. آخرین بار یک زن که قوی هیکل نیز بود به جای اینکه بترسد به سمتم حمله کرد، حتی سیلی ای هم به صورتم زد، بعد رهگذرها حلقه مان کردند».

عکس : ماجرای عجیب چهره یک زن تبهکار در تهران

با اعترافات دریا همدست 33 ساله اش که محمود نام دارد نیز گفت: «من و چند تن از بچه محل هایم از مدت ها پیش به خاطر اعتیاد به شیشه دزدی می کردیم تا اینکه دریا را دیدم که دنبال خرید شیشه بود. چهره جالبی داشت، به نظرم رسید برای سرقت از زنان هم می توانیم از خشن بودن صورت او استفاده کنیم هم اینکه کمتر کسی به ما شک می کند. از آن به بعد همیشه با هم بودیم و همه پول ها را برای خرید مواد مخدر استفاده می کردیم».

با توجه به اعترافات این زن و مرد تبهکار که نشان از گستردگی فعالیت های مجرمانه آنها دارد، بازپرس دستور تحقیقات ویژه و بازداشت همدستان آنها را صادر کرد.

« سعادتمند کسی است که از هر اشتباه و خطایی که از او سر می زند، تجربه ای جدید به دست آورد »
سقراط

Mehdi900

Mehdi900
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : بهمن 1389 
تعداد پست ها : 6667
محل سکونت : بوشهر
amirbest تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها