عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

دكتر داوودي مقدم: موتيف‌هاي مكاشفه ‌در مثنوي، ابزاري براي اثبات تعاليم صوفيانه است

دكتر داوودي مقدم: موتيف‌هاي مكاشفه ‌در مثنوي، ابزاري براي اثبات تعاليم صوفيانه است
جمعه 29 بهمن 1389  08:04 ب.ظ

گستره تعليمي ادبيات مكاشفه‌اي يا آپوكاليپتيك نسبت به متون عرفاني فارسي بسيار محدودتر و بيشتر شامل مكاشفه‌هاي پيش‎گويانه است.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) منطقه خراسان، دكتر فريده داوودي مقدم، عضو هيات علمي دانشگاه شاهد روز گذشته در نخستين همايش ملي سالانه زبان و ادبيات فارسي دانشگاه پيام نور در هتل جم مشهد، به ارايه مقاله خود با عنوان «تحليل حكايت شاه و كنيزك از منظر آپوكاليپتيك» پرداخت.

وي با بيان اينكه ادبيات مكاشفه‌اي يا آپوكاليپتيك به عنوان ژانري مطرح در ادبيات جهان، نمونه‌هاي فراواني در متون عرفاني و آثار نظم و نثر فارسي دارد، گفت: يكي از اين متون، مثنوي مولاناست كه بسياري از حكايات عرفاني آن دربردارنده مويتف‌هاي اين نوع مي‌باشد.

دكتر داوودي مقدم به موتيف‌هاي اين نوع از جمله توكل، تسلط و چيرگي تقدير الهي بر اراده خلق، محدوديت‌ عقل جزئي و ادراك بشري در تقابل با عقل كلي، اميد به آينده و تعالي انسان، وجود اولياي مستور، ‌اشراف بر ضمير ديگران و تاثير در پديده‌هاي عالم پرداخت و گفت: اكثر اين موتيف‌ها در حكايت شاه و كنيزك مثنوي ديده مي‌شود.

 

وي با بيان اينكه گستره تعليمي ادبيات مكاشفه‌اي نسبت به متون عرفاني فارسي بسيار محدودتر و بيشتر شامل مكاشفه‌هاي پيش‎گويانه است، يادآور شد: در صورتي كه در آثاري چون مثنوي، عناصر و موتيف‌هاي مكاشفه ‌چون ابزاري در جهت اثبات تعاليم و آموزه هاي متعالي صوفيانه است.

وي در ادامه به ساير حكايت مثنوي در اين عرصه از جمله پيرچنگي، حكايت دقوقي، قصه ابراهيم ادهم و درويشي كه جماعتي از مشايخ را در رويا مي بيند و حكايت فرعون در دفتر چهارم اشاره كرد.

دكتر داوودي مقدم با بيان اينكه مكاشفه‌هاي مثنوي از هر دو نوع( حالت بيداري و سكوت و حالت خواب و رويا) و شامل كشف مخيل، كشف مجرد و در يك حكايت هر دو نوع است، گفت: تحليل مكاشفه‌ها در حقيقت رمزگشايي حكايت صوفيانه است.

وي در ادامه به عناصر حكايت شاه و كنيزك در ادبيات مكاشفه‌اي پرداخت.

دكتر محمود رمضان‌زاده استاديار زبانشناسي همگاني دانشگاه پيام نور مشهد نيز در ادامه به ارائه مقاله‌اي با عنوان «فنون بلاغي، آرايه‌هاي سبكي يا ابزارهاي شناخت» پرداخت.

وي با بيان اينكه استعاره به عنوان يكي از فنون بلاغي تنها براي آرايه زباني به كار نمي‌رود، گفت: استعاره در واقع در زبان عادي يا خودكار همچون كليدهايي براي شناخت ذهن سخنگويان يك زبان تلقي مي‌شود.

استاديار زبانشناسي همگاني دانشگاه پيام نور مشهد افزود: استعارات زباني نه تنها دريچه‌هايي براي شناخت محسوب مي‌شوند بلكه همچون مبدل‌هايي تلقي مي‌شوند كه جهان را آن گونه كه مي‌خواهند، باز مي‌نمايند.

وي معتقد است: سخنگويان يك زبان، جهان را از دريچه استعاره‌هاي زباني مي‌نگرند به عبارتي استعاره‌ها، چكيده تجربيات وجهانبيني يك قوم است و از" ياكوبسون" تا" ليكاف" همگي بر اين عقيده‌اند كه فنون بلاغي و از جمله استعاره از ابزارهاي شكل دهنده شناخت ذهني افراد از هستي جامعه و تاريخ است.

 

اگر من و شما خودمان را  اصلاح کنیم ، جامعه درست می شود

svh2005

svh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 18447
محل سکونت : مازندران
دسترسی سریع به انجمن ها