عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله: بخشنده ترین شما پس از من کسی است که دانشی بیاموزد آنگاه دانش خود را بپراکند. میزان الحکمه

ملاحظاتي درباره پذيرش قطع نامه 598

ملاحظاتي درباره پذيرش قطع نامه 598
شنبه 30 بهمن 1389  09:46 ق.ظ

قطعنامه 598 شوراي امنيت سازمان ملل متحد در 30 تيرماه 1366، به اتفاق آراء به تصويب رسيد  و جمهوري اسلامي ايران در 27 تيرماه 1367، به طور رسمي آن را پذيرفت و مدتي پس از آن نيز، آتش بس رسمي بين دو كشور در حال جنگ با نظارت مأموران سازمان ملل برقرار شد.
فاصله زماني بين تصويب اين قطعنامه و پذيرش آن از طرف جمهوري اسلامي ايران اين پرسش را مطرح مي كند كه چه دلايل و عواملي در اين تأخير دخالت داشته اند. البته، اين مقاله در پي ارائه تمامي دلايل نيست و تنها آن بخش از دلايلي را كه از نظر سياسي در پذيرش قطعنامه نقش داشته اند بررسي مي كند، اما بي ترديد، تحولات نظامي جنگ از يك طرف و نيز حوادث و رخدادهاي سياسي و نظامي داخلي و خارجي مرتبط با جنگ از سوي ديگر در اين تأخير اهميت دارند كه بنا به ملاحظات و مسائل سياسي و نظامي، تمام آنها اعلام نشده اند.
سؤال مهم اين است كه اگر در پذيرش قطعنامه 598 بيش اين تأخير مي شد، چه اتفاقي رخ مي داد؟ در 22 مرداد ماه 1367، محمدجواد لاريجاني، معاون امور بين الملل وزارت امور خارجه، در آن زمان در گفت وگو با خبرگزاري جمهوري اسلامي با اشاره به همين موضوع مي گويد: < ما بايد دو مطلب را از هم جدا كنيم. نخست تصميم ما در زمينه پايان هر چه سريع تر درگيري ها> . از اين سخن معلوم مي شود كه در آن هنگام ختم تشنج اولويت پيدا كرده بود و در مقطعي به اين نكته رسيديم كه ختم تشنج حقيقتاً ضروري است. < مطلب دوم، اين كه چگونه بايد تشنج ختم مي شد> . به نظر مي آمد قطعنامه 598 مي تواند يكي از معقول ترين وسيله هاي ختم تشنج باشد. به علاوه در آن زمان مسير ديگري آماده نبود. اگر دنبال راهكار هاي ديگري مي گشتيم، بايد منتظر مي مانديم تا زمينه هايي آماده شود. اما راهكار قطعنامه آماده بود؛ طرح اجرايي آن حاضر بود؛ از نظر بين المللي مقبول به شمار مي آمد و طبيعي بود كه قطعنامه 598 وسيله ختم تشنج انتخاب شود.
زمان پذيرش قطعنامه 598 در كالبدشكافي دلايل قبول آن مي تواند راهگشا باشد. حجه الاسلام اكبر هاشمي رفسنجاني، امام جمعه موقت تهران و جانشين وقت فرماندهي كل قوا، در خطبه هاي نماز جمعه تهران در 28 مردادماه 1367 با بجا ارزيابي كردن زمان پذيرش قطعنامه دليل آن را غرور ملي دانسته و مي گويد:< از ديدگاه ديگر، ما به مسائلي رسيديم كه آن موقع [چند ماه زودتر از پذيرش قطعنامه] نمي رسيديم. رفع ادعاي جنگ طلبي ما و صلح طلبي عراق، از جمله دستاوردهايي بود كه پس از پذيرش قطعنامه 598 در زمان فعلي به دست آمد> .(1)
صرف نظر از زمان پذيرش قطعنامه 598 از سوي جمهوري اسلامي ايران، دلايل مختلف پذيرش آن از جمله دلايل سياسي بسيار با اهميت هستند. البته، دلايل اقتصادي و نظامي و ملاحظات ديگر نيز در پذيرش قطعنامه مزبور نقش داشتند، اما به نظر مي رسد دلايل سياسي وجه غالب اين روند محسوب مي شوند. هرچند تاكنون مسئولان رسمي كشور دلايل سياسي آن را به صورت رسمي و روشن اعلام نكرده اند، اما از محتواي اظهارات آنها مي توان استنباط كرد كه تحولات بين المللي و منطقه اي نيز از جمله دلايل پذيرش اين قطعنامه بوده اند.
در 21 مردادماه 1367، آيت الله خامنه اي، رئيس جمهور وقت كشور، در خطبه هاي نماز جمعه تهران عنوان كردند: < اعلام قبول قطعنامه از طرف جمهوري اسلامي ايران دو فايده اساسي داشت: اول اين كه، آتش بس را به صلاح انقلاب و كشور دانستيم و دوم اين كه، با اعلام قبول قطعنامه، ماهيت رژيم عراق علي رغم ادعاهاي صلح طلبي، آشكار شد و تحولات بعدي اصالت هر دو مصلحت را مشخص ساخت... رژيم عراق در مقابل اين حركت غيرمنتظره جمهوري اسلامي ايران درماند. اگر طالب پوشاندن چهره جنگ طلب خود بود، بايد آتش بس را قبول مي كرد. اگر مي خواست زيربار نرود، چهره منافقانه اين رژيم افشا مي شد و اين هر دو به نفع كشور ما بود> .(2)
به دنبال پذيرش قطعنامه 598 از سوي جمهوري اسلامي ايران، نظاميان عراقي حملات خود را به مناطق تحت اختيار ايران متوقف نكردند. اين امر گوياي آن است كه مسئولان جمهوري اسلامي در برآوردهاي خود مبني بر جنگ طلب بودن عراق در نزد افكار عمومي جهان موفق عمل كردند و در واقع، يكي از دلايل سياسي پذيرش قطعنامه نيز ناظر بر همين موضوع است.
در روزهاي پاياني جنگ، پيروزي هاي نسبي محدود ارتش عراق در مناطق جنگي اين موضوع را در ذهن برخي از تحليلگران سياسي و نظامي ايجاد كرده بود كه جمهوري اسلامي قطعنامه مزبور را از سر استيصال و ضعف پذيرفته است، اما حجه الاسلام اكبر هاشمي رفسنجاني، جانشين وقت فرمانده كل قوا، يك روز پس از پذيرش قطعنامه 598 گفت: < در روزهاي آينده، در حدي كه دشمن نتواند سوء استفاده كند، مردم عزيز ايران در جريان امور قرار خواهند گرفت ... اين تصميم تحقيقاً در جهت مصالح اسلام و امت برداشته شده و هيچ گونه شبهه اي از ضعف و ناتواني در آن نيست> .(3)
 
اين مقام مسئول، شرايط جديدي را كه به پذيرش قطعنامه 598 و قبول آتش بس منجر شد اين چنين بيان مي كند: < مسائل فراواني وجود دارد و مهم ترين آن اين است كه كفر جهاني و استكبار در اين مقطع تصميم گرفته اند كه به طور جدي، از پيروزي سريع ما جلوگيري كنند و پافشاري ما در اين مقطع ممكن است منجر به خسارات فوق العاده اي براي مردم ما و مردم عراق شود كه در محاسبه مان آن چيزها را فعلاً مصلحت نديديم> .(4)
به دنبال پذيرش قطعنامه 598، آيت الله خامنه اي نيز به آن دسته از مردم و رزمندگاني كه قبول قطعنامه را به معني عقب نشيني يا عدول از مواضع قبلي قلمداد كردند، چنين پاسخ دادند:< ... آنچه امروز لازم است گفته شود اين است كه پذيرفتن اين قطعنامه به معناي برگشت از شعارهاي انقلاب اسلامي نيست و انشاءالله نه چند سال بعد، بلكه به همين زودي ها دلايل واقعي پذيرش قطعنامه به اطلاع مردم خواهد رسيد> .(5)
درباره ديگر دلايل سياسي پذيرش قطعنامه برخي از كارشناسان خارجي اظهاراتي مطرح كرده اند كه به دليل عدم شناخت كافي از واقعيت هاي سياسي و تصميم گيران جمهوري اسلامي چندان با واقعيت مطابقت ندارد. ديدگاه رابين رايت، كارشناس مسائل منطقه، در گفت وگو با راديو امريكا از جمله اين اظهار نظرهاست. اين گفت وگو يك روز پس از پذيرش قطعنامه، انجام شد. به اعتقاد وي نااميدي ايران از راه حل نظامي و نيز وضعيت اقتصادي و تحولات اخير جبهه هاي جنگ در اين تصميم گيري مؤثر بودند.(6)
 
نتيجه گيري از چنين اظهارنظري آن است كه ايران با توجه به حمايت هاي گسترده بين المللي از عراق، راه حل نظامي براي پايان جنگ را منتفي دانسته و وضعيت اقتصادي كشور نيز در اين تصميم مؤثر بوده است. البته، به دليل آن كه هنوز پس از چهارده سال از پايان جنگ، چنين اظهاراتي به صورت رسمي تأييد يا تكذيب نشده اند، نمي توانند مبناي درستي داشته باشند.
اما به رغم اين اظهارنظر، آيت الله خامنه اي، رئيس جمهور و رئيس شوراي عالي دفاع در زمان جنگ، چنين استدلال كرده اند:< اگر تا به حال آتش بس را قبول نكرده ايم، علت آن اين بود كه مهاجم هنوز تأديب نشده بود. بايد تمامي همفكران صدام درمي يافتند كه چنين تجاوزي چه پيامدي دارد و دنيا اكنون فهميده است و ملت ايران بدون ترديد يك قدرت نظامي و سياسي است> .(7)
از طرف ديگر، علي اكبر ولايتي، وزير امور خارجه، ضمن اشاره به توهم عراقي ها درباره قطعنامه 598 مي نويسد: < پذيرش قطعنامه از سوي ايران اين توهم را در عراقي ها پديد آورد كه ايران ضعيف شده است؛ لذا دوباره رجز خواني هاي ابتداي جنگ را آغاز كردند. پس دو هفته تلاش كرديم و در برابر باج خواهي هاي عراق پايداري كرديم تا توانستيم آتش بس را بگيريم. وقتي به تهران برگشتم بعضي از دولت مردان به من گفتند تو كه آتش بس را به دست آوردي، موضوع عقب نشيني را هم يكباره حل مي كردي. اين نشان مي داد كه بعضي از همكاران ما در دولت راجع به ماهيت حكومت عراق هم چنان دچار خوش باوري بودند> .(8)
در هر حال، هرچند هنوز بين عراق و ايران آتش بس و صلح كامل برقرار نشده است، اينك، همان طور كه مسئولان كشور عنوان كرده اند، ثابت شده است كه تأخير بيش از اندازه در پذيرش قطعنامه، لطمه هاي جبران ناپذيري به كشور وارد مي كرد. ارتش عراق همانطور كه در هنگام جنگ و نيز در جنگ خليج فارس مشخص شد، در آستانه دست يافتن به سلاح هاي اتمي تاكتيكي قرار داشت و در استفاده از سلاح هاي شيميايي نيز هيچگونه ترديدي نداشت. تهديد عراق در بيانيه اي كه در تاريخ 23 مرداد 1367 منتشر كرد به خوبي نمايانگر اين نكته است كه در صورت تأخير در پذيرش قطعنامه، پيامدهاي بسيار تلخي در انتظار مردم ايران بود(9). مردمي كه كيلومترها از مناطق جنگي دور بودند و حقوق بين الملل عدم تعرض به آنان را به رسميت شناخته بود.
حتي، اگر اين ادعاي سرفرماندهي ارتش عراق را بيهوده بدانيم، واقعيت اين است كه تأخير بيش از حد در پذيرش قطعنامه 598 به زيان مردم ما و ملت عراق تمام مي شد و امكان داشت نتايج فاجعه آميزي به دنبال داشته باشد.
در هر صورت، قطعنامه 598 با تدبير حضرت امام(ره) پذيرفته شد. با اين تصميم هرچند مردم و رزمندگان شگفت زده شدند اما امام خميني(ره )، بنيان گذار جمهوري اسلامي، به آنها سفارش كردند: < اين روزها ممكن است بسياري از افراد به خاطر احساسات و عواطف خود صحبت از چراها و بايدها و نبايدها كنند كه هرچند اين مسئله به خودي خود يك ارزش بسيار زيباست، اما اكنون وقت پرداختن به آن نيست> .(10) مردم، مسئولان و رسانه هاي گروهي از پرداختن به جزئيات دلايل سياسي پذيرش قطعنامه 598 خودداري كردند، اما به نظر مي رسد در حال حاضر، در صورتي كه مصلحت كشور اجازه دهد، مسئولان خواهند توانست به طور شفاف، شرايط آن روز كشور، فشارهاي بين المللي براي در انزوا قرار دادن جمهوري اسلامي و نيز در تنگنا قرار دادن ايران از نظر اقتصادي، سياسي و نظامي را براي مردم و افكار عمومي تبيين كنند تا از هر گونه قضاوت شتاب زده و نارسا اجتناب شود.

فصلنامه نگين - شماره 2

يادداشت:
1. روزنامه كيهان، 29/5/67.
2. همان، 22/5/67.
3. همان، 28/4/67.
4. همان.
5. روزنامه كيهان، 1/5/67.
6. راديو آمريكا، 28/4/67.
7. روزنامه اطلاعات، 21/5/67 .
8. علي اكبر ولايتي؛ تاريخ سياسي جنگ تحميلي عراق عليه جمهوري اسلامي ايران؛ تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1376 ، ص331.
9. راديو بغداد، 23/5/1367.
10. صحيفه نور، جلد بيست ويكم، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني(س)، 1378، ص 92.

amuzesh2005

amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی
دسترسی سریع به انجمن ها