عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت، کسانی هستند که در دنیا بیشتر از دیگران بر من صلوات فرستند.

فتح خرمشهر و دفع تجاوز؛ مولود اتحاد و انسجام اسلامي

فتح خرمشهر و دفع تجاوز؛ مولود اتحاد و انسجام اسلامي
شنبه 30 بهمن 1389  11:21 ق.ظ

هجوم سراسري ارتش رژيم عراق به خاك جمهوري اسلامي ايران و اشغال مناطق مرزي و تثبيت مواضع و تغيير ساختارهاي شهري، اين باور را در اذهان جهاني پرورش داد كه خروج عراق جر با تصميم جدي مجامع بين المللي و امتياز گيري سنگين رژيم عراق از جمهوري اسلامي ايران ممكن نخواهد بود. از آن طرف در ايران به ويژه در انديشه امام راحل (ره) اميد بستن به ديگران امري بيهوده به حساب مي آمد و نيز تكيه بر مؤلفه هاي خودي در خروج دشمن و تنبيه متجاوز تصميم قطعي امام خميني (ره) شده بود. و در اين جهت تقويت توان دفاعي كشور و ايجاد عوامل آن قبل از هر چيز مورد توجه قرار گرفته است.
 

افزايش توان دفاعي
مهمترين عوامل افزايش توان دفاعي نيروهاي مسلح و آحاد ملت براي مقابله با دشمن متجاوز عبارتند از:
1- فرماندهي امام راحل (ره) با حذف بني صدر:
ابوالحسن بني صدر رئيس جمهور وقت ايران كه مسئوليت فرماندهي كل قوا را نيز از طرف امام راحل (ره) به عهده داشت در دوران اشغال اراضي ايران نه تنها اعتقادي به سازماندهي نظامي براي مقابله با تجاوز نداشت بلكه بيشتر به حركت هاي ديپلماسي در حل مناقشه روي آورد، و همان طور كه گفته شد بني صدر از اين غائله مرزي در جهت مقابله با نيروها و جناح هاي رقيب داخلي برآمد، تا اينكه مجلس شوراي اسلامي در جلسه مورخ 31/3/1360 رأي به عدم كفايت سياسي بني صدر داد و جناب حجت الاسلام و المسلمين هاشمي رفسنجاني رئيس مجلس وقت طي نامه اي مراتب را به استحضار امام راحل (ره) رساند.
امام در پاسخ فرمودند:
پس از رأي اكثريت قاطع نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي مبني بر اينكه آقاي ابوالحسن بني صدر براي رياست جمهوري اسلامي ايران كفايت سياسي ندارد، ايشان را از زيارت جمهوري اسلامي ايران عزل نمودم. (1)
همچنين امام راحل (ره) طي نامه اي به ستاد مشترك نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران بني صدر را از فرماندهي كل نيروهاي مسلح بر كنار نمودند.
امام راحل (ره) در آن شرايط حساس به خوبي دريافت كه شخصاً بايد جنگ را فرماندهي كند و اين كار آثار و بركات فراواني داشت كه مهمترين آنها عبارتند از:

الف- تأثير پذيري مردم ايران به ويژه جوانان از فرامين امام راحل (ره) به عنوان تكليف شرعي و الهي.
ب- ايجاد سرور و شادماني در رزمندگان جبهه هاي نبرد به ويژه فرماندهان كه اميد و انگيزه آنها را براي دفع تجاوز در حدي غير قابل تصور بالا برد.
ج- ايجاد خودباوري و فضاي معنوي در كشور و تقويت انگيزه جهاد و روحيه شهادت طلبي در همه آحاد ملت.
د- جدي تلقي شدن جنگ به عنوان مسئله اول كشور از سوي مردم و مسئولين نظام به ويژه نيروهاي مسلح.
 

2- حذف تفكر ليبرال ها در تصميم گيري و رويكردي كلاسيك به جنگ:
ليبرال ها كه در روزهاي آغازين تجاوز، قافيه نبرد را به صدام باختند، نه تنها از شيوه هاي كلاسيك نظامي حمايت نمي كردند بلكه اعتقاذي به صرف هزينه مالي و نيروهاي انساني يا تجهيز سازمان هاي رزمي به هبچ وجه نداشتند. نهضت آزادي ايران به عنوان نماد تفكر لبيرالي در بيانيه هاي خود با طرح مشكلات اقتصادي و ضعف بنيه هاي نظامي كشور ورود به نبردي كاملاً كلاسيك نظامي را غير ممكن مي دانست، و گرفتن زمان از دشمن در مقابل زمين را بر هر كاري ترجيح مي داد. بني صدر كه تحت تأثير اين تفكر قرار داشت در سخنراني و سالگرد انقلاب اسلامي خاطر نشان كرد:
بيكاري نسبت به سال گذشته افزايش يافته، تورم 35% بوده و منابع ارزي ما تا حدود چهار ميليارد دلار براي دو ماه آينده كاهش خواهد داشت، وضعيت مالي بسيار نگران كننده است.(2)
بني صدر با بزرگ نمايي مشكلات اقتصادي در اين صدد بود كه به مردم بفهماند مسئله اول ما جنگ نيست و يا با اين معضلات اقتصادي عملاً سرمايه گذاري در زمينه جنگ ناممكن است. نا گفته نماند كه همه نيروها و احزاب مخالف خط امام راحل (ره) از اين تفكر مأيوس كننده حمايت مي كردند و بني صدر با اين پشتوانه دقيقاً در مقابل اصرار فرماندهان جنگ مبني بر سازماندهي نظامي نيروها و حتي توسعه سازمان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي مقاومت مي كرد.
امام راحل (ره) با حذف بني صدر و طرد تفكر ليبرال در تصميم گيري، حركت مؤثري را در جهت افزايش توان دفاعي نيروها رقم زد، به ويژه اين مؤلفه در شكل گيري توسعه رزمي سپاه پاسداران و استقلال فرماندهان آن در تصميم گيري نقش به سزايي داشته است و اين واقعيت حتي از ديد كارشناسان خارجي پنهان نماند.
با رفتن بني صدر پاسداران انقلاب، ابتكار عمل در جبهه ها را در دست گرفته و ضعف هاي خود را با احساسات جوشان خود پوشاندند.(3)
البته احساسات جوشان از ديد كارشناسان خارجي، همان عنصر ايمان و عشق به شهادت و فداكاري در راه خداي محبوب است كه به حقيقت مي توان آن را جوهر مقاومت در طول هشت سال دفاع مقدس ناميد.
3- تجهيز گروه هاي مردمي (بسيج):
طنين استمداد امام راحل (ره) در دفاع از اسلام و نظام جمهوري اسلامي آهنگ جاودانه اي در جان ملت ايران به ويژه جوانان غيرتمند اين مرز و بوم به وجود آورد به گونه اي كه در پي فرمان مقتداي خود سراسيمه به سوي جبهه هاي نبرد شتافتند، و فراگيري آموزش نظامي و حضور در صحنه هاي پيكار دغدغه هر جوان مسلمان ايراني بود. سپاه پاسداران انقلاب اسلامي كه خود مولود بسيج مردمي است مأموريت آموزش و سازماندهي نيروها را عهده دار شد، و در فاصله زماني بسيار كوتاه توانست با برنامه ريزي دقيق، حضور كلاسيك اين نيروها را در جبهه هاي نبرد نشان دهد، به طوري كه تركيب اصلي نيروهاي عمل كننده در دفاع شامل:
- ارتش جمهوري اسلامي ايران
- سپاه پاسداران انقلاب اسلامي
- نيروهاي داوطلب بسيج
- نيروهاي جنگ هاي نامنظم كه از روزهاي آغازين تجاوز ارتش عراق به همت و هدايت شهيد عزيز دكتر چمران شكل گرفت و آزادي سوسنگرد با نام اين شهيد عزيز عجين شده است.
البته اين غير از مراكز و يگان هاي پشتيباني كننده هستند كه در پشت جبهه و به طور كلي در همه شهرهاي ايران سازماندهي شدند.
بهره مندي از اين نيروها در مقابله با تجاوز آثار محسوس خود را نشان داد و حتي محافل خارجي به قدرت تجهيز ايران اعتراف كردند كه نمونه اي از آن را در اينجا مي آوريم:
بنا به دلايلي عراق در آغاز جنگ پيشرفت خوبي كرد، اما هنگامي كه ايران تجهيز شد، پيشروي آن متوقف گرديده براي انجام يك حمله عليه مواضع مستحكم و ثابت برتري لااقل سه به يك لازم است و حتي برتري پنج به يك توصيه مي شود و ايران سرگرم تغيير موازنه براي ايجاد يك حالت يك به يك در جبهه است.(4)
امام راحل (ره) كه بعد از اتكال به خداوند متعال، تكيه بر ايمان مردم را در پيروزي انقلاب اسلامي تجربه كرده بود، اين بار با همان انگيزه مردم را به صحنه دفاع مقدس فرا خواند و اين فراخواني و حضور مردم به قدري باشكوه بود كه علاوه بر دوستان اعجاب افكار جهان را بر انگيخت، به گونه اي كه همه ناكامي رژيم عراق را در فرماندهي امام راحل (ره) و حضور يكپارچه مردم ايران در اطاعت از فرامين معظم له دانستند:
آنچه را كه رهبران عراق از نظر دور داشتند، ظرفيت و آمادگي مردم ايران و جمع آمدنشان به دور مظاهر انقلابشان امام بود، كه هنوز در شور و هيجان يك رستاخيز مذهبي و سياسي هستند. (5)
همچنين تدبير امام خميني (ره) محاسبه كارشناسان سياسي و نظامي را كه سقوط زود هنگام جمهوري اسلامي ايران را نويد مي دادند. نقش بر آب كرد و صدام حسين هم با همين تحليل هاي غلط آتش را برافروخت كه سرانجام دامنگير او و حاميان منطقه اي و بين المللي او گرديد. نشريه لس آنجلس تايمز در اين باره مي نويسد:
كارشناسان سال گذشته پيش بيني مي كردند كه ايران بر اثر درگيري بين جناح هاي قدرت دچار بي ثباتي خواهد شد و تجاوز عراق به ايران نيز باعث سرعت بخشيدن به سقوط رژيم امام خميني مي گردد اما اين جنگ بر خلاف پيش بيني ما منجر به اتحاد و تقويت ملت ايران شد. (6)

4- وحدت بين ارتش و سپاه:
ارتش جمهوري اسلامي ايران كه به لحاظ نظامي داراي ساختاري تعريف شده بود، لزوماً براي همكاري با سپاه و نيروهاي مردمي در جبهه ها نياز به راه هاي روشني داشت كه در حوزه استراتژيك تاكتيك بتواند وحدت رويه ايجاد كند كه اين كار مهم با سرپنجه تدبير امام خميني (ره) و همكاري صميمانه فرماندهان ارتش و سپاه تحقق يافت. به گونه اي كه ناظران و كارشناسان به اين واقعيت اذعان نمودند:
ارتش ايران نه تنها خود را منظم و قانوني جلوه گر ساخته است بلكه خيلي جنگ جو و مبارز نيز مي باشد، همكاري پاسداران با ارتش موجب پديدار شدن پيروزي ها شده است.(7)
امام راحل (ره) به عنوان فرمانده كل قوا به وحدت همه جانبه بين ارتش و سپاه اهتمام خاصي داشت و بدون ترديد يكي از عوامل مهم افزايش توان دفاعي را در سايه وحدت ارتش و سپاه جستجو مي كرد، تا آنجا كه اختلاف ارتش و سپاه را از اهداف آمريكا مي دانست:
اگر روزي ميان ارتش و سپاه پاسداران انقلاب اختلاف ظاهر شود در آن روز آمريكا به اهداف خود نزديك خواهد شد. (8)
در بخش تغيير فرآيند دفاعي خوهيم ديد كه ارتش و سپاه چگونه در يك تعاملي صادقانه مهارت و دانش نظامي و استعداد سرشار و خلاق نيروي انساني را در خدمت دفاع مقدس قرار دادند و اين از آثار و بركات اين وحدت و همدلي بوده است؟

5- خودباوري و اراده ملي:
يكي از مؤلفه هاي مهمي كه امام راحل (ره) به عوامل افزايش توان دفاعي ضميمه كردند، تقويت خودباوري ديني در آحاد ملت بود كه در ايمان به خدا و عشق به شهادت تجلي كرد، و همچنين با استفاده از انگيزه هاي ملي و ميهني، اراده عمومي ملت را پشت سر رزمندگان بسيج كرد. به طوري كه همه اقشار ملت از كوچك و بزرگ و پير و جوان حضوري غيرتمندانه در همه صحنه هاي دفاع يافتند. نيويورك تايمز طي مقاله اي حيرت خود را در اين باره اين چنين اظهار مي دارد:
يك نيروي عجيب و غريب نظامي از سربازان حرفه اي، روحانيون، شبه نظاميان محلي، و بچه هاي مدرسه اي نوجوان سيزده ساله، كه همگي با يك التهاب اسلامي شديد به يكديگر متصل مي شوند، بن بست طولاني جنگ خليج فارس را با تار مار كردن نيروهاي سنگر گرفته عراقي شكستند. (9)
نقش ايمان و توكل به خدا رزمندگان ما را به حقيقت اين آيه رهنمون گشت كه فرمود:
ان ينصركم الله فلا غالب لكم و أن يخذكم فمن ذاالذي ينصركم من بعده. (10)
اگرخدا شما را ياري كندكيست كه برشما غالب آيد و اگرخدا شما را ذليل كندكيست شما راياري كند؟
با علم به اين آيه شريف رزمندگان دريافتند كه عزّت و ذلت هر كس به دست خدا است، از اين رو ايمان خالصانه به او را جوهر مبارزه و جهاد مردانه خود عليه دشمن قرار دادند و بر اساس همين باور و اعتماد توانستند پيروزي هاي بزرگي را رقم بزنند و برتري ايمان بر جنگ افزاري مدرن را به اثبات برسانند تا آنجا كه خبرنگاران جهاني در عظمت اين حماسه نوشتند:
مي دانيم كه ايمان كوه ها را جا به جا مي كند. نوجوانان متعصب اخيراً نشان داده اند كه مي توانند لشگرهاي زرهي را به عقب برانند و يك ارتش مدرن متشكل از 250 هزار سرباز را با شكست مواجه سازند. (11)
خودباوري بزرگترين سرمايه اي بود كه در دفاع هشت ساله رزمندگان ما به عنوان دستاوردي مهم نصيب ملت ايران گرديد، و رمز اين خودباوري در عنصر ايمان نهفته بود كه كارآمدي خود را در چشم انداز افكار جهانيان به نمايش درآورد.
نتيجه اين كه از مجموع عوامل ياد شده توان دفاعي كشور در شرايطي مطلوب قرار گرفت تا دشمن متجاوز را به سزاي اعمال خود برساند، اينك تأثير اين عوامل را در تغيير موازنه قوا و تقويت فرآيند دفاعي رزمندگان اسلام پي مي گيريم.

تغيير فرآيند دفاعي:
اگرچه در مدت اشغال سرزمين ها و شهرهاي مرزي ايران، رزمندگان اسلام اعم از ارتش و سپاه و به ويژه ستاد جنگ هاي نامنظم در قالب چندين عمليات چريكي مانع پيشروي دشمن شده اند و حتي بخشي از اراضي را از اشغال ارتش عراق آزاد نمودند، كه از آن جمله آزادسازي شهر سوسنگرد پس از محاصره دوم به فرماندهي سردار پر افتخار اسلام شهيد دكتر چمران نونه اي از آن است، اما با تكميل و تأمين دفاعي بدر آمده و مشي تهاجمي را در پيش گرفتند، و هدف اول مشي تهاجمي آزادسازي مناطق و شهرهاي اشغالي از چنگال دشمن بود.
1- آزادسازي مناطق اشغال شده:
آزادسازي مناطق اشغالي توسط نيروهاي خودي طي چندين عمليات صورت گرفت كه مهم ترين آنها عبارتند از:
الف) عمليات فرمانده كل قوا خميني روح خدا:
اين عمليات پس از عزل بني صدر اولين عمليات پيروزمندانه رزمندگان اسلام است كه در شرق كارون (جنوب دارخوئين) انجام شد، در اين عمليات ضمن واردآمدن خسارت سنگين به دشمن، به ميزان 3 كيلومتر از مواضع دشمن در منطقه به تصرف رزمندگان اسلام درآمد.
اهميت اين عمليات از آن جهت است كه جنگ در مدت فرماندهي بني صدر به حالت ركود و سردي گرائيده بود و در جبهه ها تحرك جدي به غير از حركات مقطعي رزمندگان به چشم نمي خورد و حتي سنگ اندازي هاي بني صدر و متحدان ضد انقلابي او زحمت هاي جدي و فراواني را براي رزمندگان فراهم كرده بود. اما عمليات موفق دارخوئين ثابت كرد كه عزل بني صدر نه تنها تزلزل در اراده ملت غيور ايران ايجاد نكرد. بلكه باعث تقويت روحيه رزمندگان در جبهه ها گرديد.

ب) عمليات ثامن الائمه:
اين عمليات در شمال آبادان به منظور تصرف پل هاي دشمن بر روي رودخانه كارون و تصرف و تأمين جاده هاي آبادان - ماهشهر و آبادان اهواز و نيز شكست حصر آبادان و انهدام نيروهاي دشمن صورت گرفت.
جوهره اصلي اين عمليات فرمان امام راحل(ره) بود كه فرمودند: «حصر آبادان بايد شكسته شود» سرانجام رزمندگان اسلام با شكستن حصر آبادان دشمن را در شرق رودخانه كارون به عقب راندند و به همه اهداف از پيش تعيين شده خود دست يافتند. خبر اين پيروزي و عقب نشيني دشمن به سرعت در رسانه اي خبري جهان درج شد، به طوري كه تايمز مالي اظهار داشت:
عراق ديروز اعلام كرد نيروهاي مهاجمش از شرق به غرب ساحل رود كارون ايران عقب نشيني كرده اند، ليكن اعلام كرد كه در صورت لزوم مي توانند بازگردند. (12)

به طور كلي عمليات ثامن الائمه (ع) نتايج زير را در برداشته است:
1- رژيم عراق همواره از حصر آبادان به عنوان يك امتياز سياسي براي تحميل كردن مقاصد خود به ايران ياد مي كرد كه با اين شكست اين امتياز مهم را از دست داد.
2- زنگ خطر را براي امنيت دشمن و حاميانش به صدا درآورد و توان بالقوه رزمندگان اسلام به عنوان دغدغه اي جدي براي دشمن مطرح گرديد.
3- اعتماد فرماندهان را در اتخاذ تاكتيك هاي ابتكاري در جنگ افزايش داد.
4- آسيب پذيري دشمن را به خوبي نمايان كرد و كابوس شكست ناپذيري دشمن را از اذهان رزمندگان بيرون كرد.
5- استراتژي بهره مندي از نيروهاي مردمي در طرح ريزي عمليات مورد توجه جدي مسئولين جنگ قرار گرفت.
ج) عمليات طريق القدس:
اين عمليات كه به منظور آزادسازي شهر بستان و تأمين مرز و دسترسي به هورالهويزه طراحي شده بود، دو ماه بعد از عمليات ثامن الائمه در تاريخ 8/9/1360 به اجرا درآمده كه سرانجام منجر به آزادسازي بستان و روستاهاي اطراف آن به وسعت 800 كيلومتر مربع گرديد.
خبرگزاري هاي خارجي با اين عنوان كه ايراني ها شكست پي در پي را تحميل مي كنند گزارش دادند:
طبق اظهار ديپلمات هاي غربي ايران شكستي را به نيروهاي عراقي در استان نفتي خوزستان واقع در جنوب ايران تحميل كرده است. و موفق به گرفتن شهر بستان در نزديكي مرز عراق گرديده است. (13)
مهم ترين نتايج عمليات طريق القدس عبارتند از:
1- شناخت نقاط ضعف و ناتواني دشمن به همراه اعتماد به نفس رزمندگان اسلام در اجراي طرح هاي ابتكاري و بكار گيري بهينه از امكانات.
2- رسيدن به مرزهاي شناخته شده بين المللي و قطع ارتباط جبهه شمالي دشمن با جبهه جنوبي.
3- كارآمدي نيروهاي مردمي و بسيج و ايجاد انگيزه در توسعه سازمان رزمي به منظور جذب و هدايت آنان به سوي جبهه ها.
4- ايجاد ترديد و تزلزل در تصميم دشمن مبني بر ارائه حضور در مناطق اشغالي.
5- به دست گيري ابتكار عمل در جبهه ها و سلب فرصت از دشمن در تصميم گيري ها.
6- ايجاد شرايط جديد در صحنه بين المللي و فعال شدن هيأت هاي صلح با اصرار و ابرام دشمن بعثي.
د) عمليات فتح المبين:
با وجود چندين عمليات كوچك در غرب كشور كه عمدتاً سپاه پاسداران انقلاب اسلامي انجام داد، عمليات بزرگ فتح المبين در منطقه غربي رودخانه كرخه در تاريخ 1/1/61 آغاز گرديد كه سرانجام به تصرف ارتفاعات منطقه و آزاد سازي بخش وسيعي از جنوب غربي كشور اسلامي ايران منجر گرديد.
جمهوري اسلامي ايران پس از پيروزي غرور آفرين در عمليات فتح المبين از كليه خبرنگاران داخلي و خارجي جهت مشاهده پيروزي رزمندگان اسلام دعوت به عمل آورد كه غالباً مشاهدات خود را به منابع خبري منعكس نمودند. يكي از نشريات فرانسه در اين باره مي نويسد:
موفقيت ايران در اين حمله كه فتح نام دارد توسط خبرنگاران غربي كه توانست به جبهه بروند تأييد شده است. روزنامه نگاران دعوت شده از سوي تهران مشاهده كردند كه نيروهاي ايراني، ارتش عراق را ده ها كيلومتر عقب رانده اند. (14)
همچنين نيويورك تايمز نشريه آمريكائي خبر داد كه صدام حسين طي پيامي از نيروي سپاه چهارم عراق خواست:
از عقب نشيني خطوط دفاعي خود ناراحت نبوده و به وظيفه خود در نابودي قدرت جنگي دشمن عمل كنند. (15)
بنابراين عمليات فتح المبين همان گونه كه از نامش پيداست به قدري روشن و آشكار بود كه دشمن براي تقليل فشار روحي نيروهايش ضمن اعتراف به شكست به دلجويي از آنان مي پردازد.
نشريه ايران آزاد طي تحليلي در اين باره مي گويد:
چشم انداز پيروزي نهايي ايران و سرانجام سقوط رژيم صدام حسين را بايد زنگ خطري براي بسياري از كشورهاي منطقه تلقي كرد. چنين شكستي براي صدام حسين مي تواند ملاحظات صرفاً نظامي را بر تمامي منطقه اي حاكم كند كه اهميت سياسي و استراتژيك آن، بسيار قابل توجه است. (16)
مهم ترين دستاورد عمليات فتح المبين عبارتند از:
1- متخصصان نظامي و سياسي در غرب اين عمليات را پيروزي بزرگ ايران ناميدند و اعتراف كردند كه ابتكار عمل در جبهه ها در دست ايراني هاست.
2- تزلزل روحي و درماندگي نيروهاي دشمن در مواجهه با سپاهيان اسلام، به طوري كه عموماً به فرار يا تسليم مبادرت مي نمودند.
3- به هم ريختن كنترل فرماندهي ارتش عراق به طوري كه با داشتن نيرو و تجهيزات و امكانات فراوان قادر به آرايش و سازمان دهي نيروها نبودند.
4- تقاضاي برقراري صلح به منظور نجات رژيم بعث عراق مجدداً از سوي حاميان او و يا هيئت هاي صلح مطرح گرديد.
5- نقض بي طرفي از سوي كشورهاي حامي صدام كه با حمايت هاي سياسي و تبليغي و ارزي ماهيت پنهان خود را آشكار نمودند.
6- تقويت قدرت مانور ديپلماسي ايران در منطقه و صحنه هاي بين المللي، به منظور دادخواهي ملت مظلوم ايران و تنبيه متجاوز.
7- نمود فزاينده همكاري ارتش و سپاه و پوشش نقاط ضعف در روابط متقابل و ايجاد تحرك و پشتيباني و حمايت.

ﻫ) عمليات بيت المقدس:
در سلسله عمليات بزرگ رزمندگان، عمليات بيت المقدس از جايگاه خاصي برخوردار است كه در منطقه اي به وسعت شش هزار كيلومتر مربع در تاريخ 10/2/1361 آغاز گرديد و طي 25 روز در سه مرحله، زمان آن به طول انجاميد و از نتايج ارزشمند آن آزادي شهر بندري خرمشهر، شهر هويزه و پادگان حميد و خارج شدن بخش وسيعي از خاك جنوب كشور اسلامي از تيررس آتش دشمن بود.
خبر آزادسازي خرمشهر نه تنها شادي و سرور را در ميان اقشار مختلف ميهن اسلامي برانگيخت بلكه بازتاب خارجي آن حاكي از شگفتي و غير قابل تصور بودن پيروزي بزرگ براي افكار جهاني بوده است، چنان كه نشريه اشتوتگار آلماني در اين باره مي نويسد:
باز پس گيري شهر بندري خرمشهر توسط نيروهاي انقلابي (امام) آيت الله خميني، نتيجه جنگ را بعد از بيست ماه به نفع خود تغيير دادند. نتيجه اي كه هيچ كس تصور آن را نمي كرد و مي تواند دگرگوني هاي شگرفي را در جهان به وجود آورد. (17)
اغلب تحليل گران و كارشناسان علت اصلي پيروزي رزمندگان ايراني را شور و انگيزه اسلامي و حس ميهن خواهي دانستند، به عنوان نمونه، تايمز لندن در اين باره گزارش داد:
در آغاز جنگ براي ارتش عراق تصرف خرمشهر 5 هفته به طول انجاميد در حالي كه اكنون براي ايران براي بازپس گيري آن كمتر از دو روز بوده است. شور و شوق اسلامي با ناسيوناليسم ايراني موجب شدند كه تهاجم عراقي ها دفع گردد. (18)
رژيم عراق نيز ضمن اعتراف به اين شكست اظهار داشت كه هدف ما در جنگ وارد كردن تلفات سنگين به ايران بوده است كه حاصل شده است، و اين تناقض گويي هاي عراق از چشم تحليل گران و كارشناسان به دور نمانده است:
عراق امروز رسماً تأييد نمود كه نيروهايش بندر ايراني خرمشهر را كه ايران ديروز ادعا نمود باز پس گرفته، تخليه نموده است. بغداد در توجيه عقب نشيني كه از سلسله عقب نشيني هاي او در ماه هاي اخير مي باشد اظهار نمود، وظيفه اصلي عراق در جنگ بيست ماهه وارد آوردن شديدترين تلفات ممكن در ايراني ها بوده است كه اين وظيفه حاصل گرديده است.
در حالي كه صدام حسين وقتي معاهده 1975 را پاره نمود و سربازانش را به عمق استان نفتي خوزستان ايران فرستاد گفت: هدف اصلي بازگرداندن حقوقش ناميد. (19)
البته شاهد تناقض گويي در هر عمليات از سوي دشمن بوده ايم، كه اين حاكي از شتاب زدگي و سردرگمي دشمن از پس حملات غافل گيرانه رزمندگان شجاع اسلام بوده است.

مهم ترين نتايج عمليات بيت المقدس عبارتند از:
1- تغيير نگرش ها و باورهاي جهاني نسبت به توان مندي رزمندگان اسلام و اثبات قابليت هاي مبتني بر خلاقيت ها و ابتكار نيروهاي ايراني.
2- شگفتي و حيرت زدگي محافل و افكار جهاني از پتانسيل ايمان، اصل غافل گيري و سرعت عمل رزمندگان اسلامي به عنوان رهيافت هاي جديد دفاعي.
3- ايجاد نگراني و وحشت در بين حاميان منطقه اي و بين المللي رژيم عراق كه با كمك هاي مالي و تسليحاتي خود به پيروزي عراق اميدوار بودند.
4- تغيير موازنه قدرت در جبهه هاي نبرد به طوري كه ابتكار عمل آفندي در اختيار رزمندگان اسلام قرار گرفت.
5- افزايش اقتدار سياسي نظام در سطح بين المللي، به طوري كه مسئولين سياست خارجي، سرفرازانه در محافل و مجامع بين المللي از حقوق ملت مظلوم ايران دفاع مي كردند.
6- واكنش كشورها به بهانه تهديد امنيت در خليج فارس و اظهار نگراني از گسترش انقلاب اسلامي در صورت تثبيت نظام جمهوري اسلامي.
7- وادار كردن سازمان هاي منطقه اي و بين المللي به موضع گيري به ويژه شوراي امنيت سازمان ملل كه سكوت خود را پس از چندين ماه از آغاز تجاوز شكست و اقدام به صدور قطعنامه نمود.
8- شكست توان سياسي و نظامي عراق و ترديد حاميان او در توانايي نظامي ارتش عراق با وجود حمايت هاي مالي و سياسي و نظامي گسترده.
9- ايجاد سرور و شادماني يكپارچه در ملت ايران و تقويت وحدت ملي و انگيزه دفاعي در همه آحاد ملت و مسئولين.
10- محدود شدن فعاليت گروهك هاي ضد انقلاب و ستون پنجم در داخل، و نااميد شدن از ادامه فعاليت ها و احساس ترس از خشم و غرور ديني و ملي مردم.
مواضع كشورها بعد از فتح خرمشهر:
يكي از آثار مهم عمليات بيت المقدس واكنش كشورهاي منطقه و جهان در برابر پيروزي رزمندگان اسلام است. اگرچه پرداختن به تمامي مواضع كشورها از حوصله اين بحث خارج است، اما اشاره به مواضع كشورهايي كه خود را در اين جنگ بي طرف و يا حتي مخالف رژيم عراق مي دانستند حائز اهميت بسيار است.
دولت آمريكا كه در آغاز تجاوز رژيم عراق خود را بي طرف جلوه مي داد بعد از فتح خرمشهر نتوانست خشم و ناراحتي خود را از پيروزي هاي رزمندگان اسلام پنهان كند، لذا ژنرال هيگ، وزير خارجه وقت آمريكا در اقدامي شتاب زده اعلام كرد:
آمريكا در برابر هر گونه تغيير اساسي در منطقه خليج فارس كه ناشي از جنگ ايران و عراق باشد، بي تفاوت نخواهد بود. (20)
همچنين وزير خارجه آمريكا در نطقي بسيار مهم در مقابل شوراي روابط خارجي آمريكا در شيكاگو اعلام داشت:
اينك لحظه اقدام آمريكا براي متوقف كردن جنگ ايران و عراق و برقراري صلح در سراسر منطقه فرا رسيده است. (21)
آيا زماني كه صدام حسين هجوم سراسر را به خاك ايران آغاز كرد و بسياري از شهرهاي مرزي ايران را بر سر ساكنين بي دفاع آن خراب كرد و قريب به بيست ماه به تاخت و تاز در سرزمين هاي اشغالي ادامه داد زمان برقراري صلح در منطقه نبوده است؟ آيا داعيه صلح خواهي آمريكا پس از عمليات بيت المقدس نشانه نقض بي طرفي و حمايت از رژيم عراق نيست؟
دكتر عظمي الباز مشاور شخصي حسني مبارك رئيس جمهور مصر هشدار داد:
اگر ايراني ها دست به يك هجوم جدي به داخل عراق بزنند بدون شك درگيري مصر در جنگ را افزايش خواهد داد. (22)
همچنين وليعهد اردن از آمريكا خواست تا موضع بي طرفي خود در جنگ ايران و عراق را رها نموده و به خاطر اينكه ايران در جنگ به پيش مي رود از عراق حمايت كند. (23)
تسخير برق آساي بندر حياتي خرمشهر توسط رزمندگان اسلام ضربه گيج كننده اي را بر عراق و همه كشورهاي متحدش وارد ساخت. به طوري كه پس از مدت ها خاموشي، تماماً براي نجات صدام حسين به تكاپو افتادند و با فشارهاي تبليغي و سياسي بر ايران خواهان برقراري آتش بس فوري شدند. تا اين كه در فاصله اي بسيار كوتاه دست هاي پيدا و پنهان دولت ها در حمايت از رژيم متجاوز عراق آشكار شد. امام راحل(ره) در اين باره مي گويد:
اين صدام كه تا حال ادعا مي كرد كه من وابستگي به آمريكا ندارم و من با اسرائيل دشمنم و با مصر دشمن هستم و من يك عربي هستم كه فقط حالا معلوم شد كه قضيه فقط عربيت را مي فهمم و آمريكا و فرانسه و ديگران را اصلاً كاري ندارم و قبول ندارم حالا معلوم شد كه قضيه چي است، حالا معلوم شد كه اين مرد، هم آمريكايي بوده است و هم در غياب آن ها شوروي پست و بند داشته است. (24)

مواضع سازمان هاي منطقه اي و بين المللي:
پس از فتح خرمشهر مجامع و سازمان هاي منطقه اي و بين المللي سكوت خود را شكستند و تصميمات گوناگوني را اتخاذ نمودند:
شوراي همكاري خليج فارس به رياست شاهزاده فهد وليعهد وقت كشور عربستان در تاريخ 9/3/1361 تشكيل جلسه دادو خواهان توقف جنگ شد. ناظران مطلع نيز اظهار كرده اند كه مقامات عربستان سعودي در نظر دارند از فرانسه و مقامات اين كشور درخواست نمايند تا براي پايان دادن به جنگ ايران و عراق اقداماتي را آغاز نمايند. (25)
سازمان كنفرانس اسلامي نيز با تشكيل كميته ميانجيگري درصدد برآمد كه جنگ بين ايران و عراق را متوقف كند، حبيب شطي دبير كل وقت سازمان كنفرانس اسلامي در اين باره مي گويد:
در ارتباط با جنگ ايران و عراق چهل و سه كشور عضو كنفرانس اسلامي تلاش خواهند كرد كه اين دو كشور ملت اسلامي را كه بيش از يك سال قبل درگير يك جنگ خانمان سوز هستند با يكديگر آشتي دهند. (26)
شوراي امنيت سازمان ملل متحد كه طبق منشور سازمان مسئوليت دفع تجاوز به كشورهاي را عهده دار است به طور جدي قضيه جنگ ايران و عراق را دنبال نكرده است. اعضاي شوراي امنيت تنها در جلسه 6 مهر ماه 1359 (بيست و هشت سپتامبر 1980) تشكيل جلسه داد و به اتفاق آراء قطعنامه 479 را به شرح زير تصويب كرد:

قطعنامه 479 شواراي امنيت:
با شروع رسيدگي به موضوع داراي عنوان «وضعيت بين ايران و عراق»، با توجه به اين كه كليه كشورهاي عضو طبق منشور ملل متحد متعهد شده اند كه اختلافات بين المللي خود را با وسايل مسالمت آميز و به نحوي كه صلح و امنيت بين المللي و عدالت مورد مخاطره قرار نگيرد حل نمايد،
همچنين با توجه به اينكه كليه كشورهاي عضو متعهد هستند كه در روابط بين المللي از هر گونه تهديد به زور يا به كار بردن آن عليه تماميت ارضي يا استقلال سياسي هر كشوري خودداري نمايند،
با يادآوري اين نكته كه به موجب ماده 24 منشور (ملل متحد)، شوراي امنيت مسئوليت اصلي حفظ صلح و امنيت بين المللي را به عهده دارد،
با ابراز نگراني عميق از وضعيت رو به گسترش بين ايران و عراق،
1- از ايران و عراق مي خواهد كه از به كار بردن بيشتر زور خودداري كنند و اختلاف خود را با وسايل مسالمت آميز و بر طبق اصول عدالت و حقوق بين الملل حل نمايند؛
2- از آن ها مصراً مي خواهد كه هر پيشنهاد مناسب را براي ميانجي گري يا آشتي بپذيرند يا به سازمان ها يا ترتيبات منطقه اي يا ساير وسايل صلح آميز ديگر به انتخاب خود كه اجراي تعهداتشان را در منشور ملل متحد تسهيل كند متوسل شوند؛
3- از عموم كشورهاي ديگر مي خواهد كه نهايت خويشتن داري را به عمل آورند و از هر اقدامي كه ممكن است به تشديد و يا گسترش بيشتر درگيري منجر شود خودداري نمايند؛
4- از كوشش هاي دبير كل و پيشنهاد وي در مورد مساعي جميله براي حل اين وضعيت پشتيباني مي نمايد؛
5- از دبير كل درخواست مي كند كه (نتايج اقدامات را) ظرف 48 ساعت به شوراي امنيت گزارش دهد.
به طوري كه ملاحظه مي شود اين قطعنامه با عنوان «وضعيت ميان ايران و عراق» با اظهار نگراني از دو كشور درخواست مي كند كه از هر گونه كاربرد بيشتر زور خودداري مي كنند. جاي بسي تعجب است كه درخواست عدم استفاده از زور (حتي به صورت مشروع) زماني مطرح شده است كه قسمت اعظمي از غرب و جنوب غربي ايران در اشغال نيروهاي عراقي بود و شورا با حكم آتش بس در خاك ايران، از نيروهاي متجاوز درخواست نكرده است كه به مرزهاي بين المللي بازگردند، بلكه خواسته واقعي شورا آن بود كه دولت قرباني تجاوز (ايران) از دفاع مشروع براي دفع تجاوز دست بردارد. اين امر خود نقص صريح ماده 51 منشور ملل متحد است.
پس از قطعنامه 479 شوراي امنيت سازمان ملل به مدت 22 ماه سكوت كرد و اين در ايامي است كه رژيم عراق در اوج پيروزي است، اما پس از عمليات بيت المقدس، شوراي امنيت هم صدا با ساير كشورهاي متحد عراق براي توقف جنگ سكوت خود را شكست و در پي درخواست كشور اردن و آمريكا (دو متحد عراق در جنگ با ايران) تشكيل جلسه داد و در 21/4/1361 (12 ژوئيه 1982) قطعنامه 514 را به اتفاق آراء به شرح زير تصويب كرد:

قطعنامه514 شوراي امنيت:
بعد از رسيدگي مجدد به موضوع داراي عنوان «وضعيت بين ايران و عراق»،
با ابراز نگراني عميق درباره طولاني شدن منازعه بين دو كشور كه منجر به تلفات سنگين انساني و خسارت مادي قابل توجه گرديده و صلح و امنيت را دچار مخاطره كرده است،
با يادآوري مفاد 2 منشور ملل متحد و اينكه برقراري صلح و امنيت در منطقه مستلزم رعايت دقيق اين مفاد مي باشد،
با توجه به كوشش هاي ميانجي گري كه به نحو شاياني از طرف دبير كل سازمان ملل و نماينده اش و همچنين جنبش كشورهاي غير متعهد و سازمان كنفرانس اسلامي پيگيري شده است،
1- خواهان آتش بس و خاتمه فوري كليه عمليات نظامي مي باشد.
2- به علاوه خواهان عقب نشيني نيروها به مرزهاي شناخته شده بين المللي مي باشد؛
3- تصميم مي گيرد گروهي از ناظران سازمان ملل را براي تاييد، تحكيم و نظارت بر آتش بس و عقب نشيني (نيروها) اعزام دارد و از دبير كل درخواست مي كند گزارشي درباره ترتيبات لازم (اجراي) اين مقصود را به شوراي امنيت تسليم نمايد؛
4- مصراً مي خواهد كه كوشش هاي ميانجي گري به گونه اي هماهنگ از طريق دبير كل جهت دستيابي به يك راه حل جامع، عادلانه، شرافت مندانه كه قابل قبول هر دو طرف باشد در مورد كليه مسايل مهم بر اساس اصول منشور ملل متحد از جمله احترام به حاكميت استقلال، تماميت ارضي و عدم مداخله در امور داخلي كشورها ادامه يابد؛
5- از كليه كشورهاي ديگر درخواست مي كند از هر گونه اقدامي كه ممكن است به ادامه منازعه كمك نمايد خودداري كنند و اجراي قطعنامه حاضر را تسهيل نمايند؛
6- از دبير كل درخواست مي كند كه اجراي قطعنامه حاضر را در ظرف سه ماه به شورا گزارش دهد.
در اين قطعنامه برخلاف قطعنامه479 براي نخستين بار از برقراري آتش بس و عقب نشيني نيروها به مرزهاي شناخته شده بين المللي و تشكيل نيروهاي پاسدار صلح و استقرار آن ها سخن رفته است و احترام به حاكميت، استقلال، تماميت ارضي و عدم مداخله در امور داخلي كشورها مورد توجه قرار گرفته است.
بديهي است كه اين موارد ضرورت داشت كه در زمان برتري نيروهاي عراقي و اشغال بخشي از مناطق و شهرهاي مرزي ايران هم به طور جدي از سوي شوراي امنيت سازمان ملل مطرح و تعقيب شود، حال به چه علتي شوراي امنيت پس از بيست و دو ماه سكوت به فكر وظايف اوليه و ابتدايي خود افتاده است، جاي بسي سؤال و تعجب است.
ايران قطعنامه 514 را نپذيرفت زيرا هنوز تا خواسته هاي مشروع خويش نظير:
معرفي متجاوز و پرداخت خسارات و تضمين صلح راه درازي را در پيش رو داشت. و قطعنامه 514 هيچ راه كاري را براي تحقق مقاصد مشروع ايران پيشنهاد نكرد.
طرح چند سؤال و پاسخ آن:
سؤالاتي كه در اين مقطع يعني بعد از فتح خرمشهر به ذهن مي رسد مي تواند مشتمل بر موارد زير باشد:
الف- چرا ايران پس از فتح خرمشهر پيشنهاد صلح شوراي امنيت را نپذيرفت؟
ب- آيا مسئول ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر ايران نيست؟
ج- اينكه گفته مي شود امام خميني (ره) خواهان خاتمه دادن به جنگ پس از فتح خرمشهر بود آيا صحت دارد؟
اگرچه خواننده محترم با مطالعه اين كتاب مي تواند به پاسخ سؤالات خود برسد اما اختصاصاًَ به دليل طرح مشخص اين سؤالات به ويژه از سوي شبهه افكنان به جواب آن مي پردازيم:
سؤال اول- چرا ايران پس از فتح خرمشهر پيشنهاد صلح از سوي كشورها و مجامع بين المللي را نپذيرفت؟
جمهوري اسلامي ايران از آغاز تجاوز رژيم عراق خواهان صلح بوده است اما صلحي حقيقي و شرافت مندانه. بديهي است صلح از نظر حقوق بين الملل بايد حاوي مقدمات زير باشد:
- دفع آتش تجاوز
- شناسايي متجاوز
- تعيين خسارات و تنبيه متجاوز
- تضمين صلح و بقاي آن به كشور مورد تجاوز
با توجه به اين مقدمات در كليه نظرها و بيانيه هاي شخصيت ها و رؤساي دولت ها و مجامع بين المللي كه هياهوي صلح و آتش بس بع از فتح خرمشهر به راه انداختند تماماً فاقد موارد فوق بوده اند. شوراي امنيت سازمان ملل كه بر اساس منشور سازمان در اين رابطه مسئول بوده است در قطعنامه 514 و قطعنامه هاي بعدي به جاي لفظ «منازعه» بين ايران و عراق از كلمه «وضعيت» استفاده مي كرد، اين دو واژه از نظر حقوق بين الملل تعريف خاص خود را دارند، در اعلان «وضعيت» هيچ مسئوليتي متوجه شوراي امنيت سازمان نمي شود ولي اعلان «منازعه» براي شوراي امنيت مسئوليت آور مي شد، به همين دليل از كاربرد واژه «منازعه» در صدور قطعنامه ها خودداري مي كرد. بنابراين شورايي كه دفع مخاصمه بين كشورها را به عهده دارد تا اين اندازه از مسئوليتش طفره مي رود. ايران به اين اميد كدام مرجع ديگري دست از دفاع مقدس خود مي كشيد؟ آيا شعار صلح را بدون توجه به مقدمات و راهكاري عملي آن با آب و تاب مطرح نمودن خيانت به واژه مقدس صلح نيست؟ آيا با اين وجود عدم پذيرش صلح فريبان مدعي اصلي ايران كار خردمندانه اي نبوده است؟
سؤال دوم: آيا مسئول ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر ايران نيست؟
در جنگ رژيم عراق عليه ايران سه نوع پايان قابل تصور بود، اولاً ايران مغلوب و رژيم عراق غالب شود. ثانياً عراق مغلوب و ايران غالب شود. ثالثاً يك تصميم بين المللي جنگ را خاتمه دهد.
فرض اول تحقيقاً منتفي است، زيرا اگر قرار بود كه ايران مغلوب شود در همان روزهاي اول جنگ كه غافل گير شده بود و در اثر درگيري با مشكلات طبيعي بعد از انقلاب آمادگي مقابله با تهاجم گسترده رژيم عراق را نداشت مي بايست از پا در مي آمد، اما ديديم كه چگونه توانست به طرز معجزه آسايي خود را تجهيز كند و در فاصله اي كوتاه نه تنها تمامي اراضي اشغالي را از دشمن پس بگيرد بلكه به تعقيب متجاوز در خاك او نيز بپردازد. و از طرفي به فرموده امام راحل (ره) ملتي كه با تكيه بر ايمان و اراده الهي مي جنگيد شكست در منطق او راه ندارد. در قرآن كريم به همين مضمون آمده است. (27)
فرض دوم اينكه رژيم عراق مغلوب شود، كه اين فرض هم محقق الوقوع نبود زيرا حاميان و متحدان رژيم عراق به هر قيمتي اجازه شكست عراق را نمي دادند و ديديم كه راستاي حمايت از او تمامي قوانين بين المللي را نقض نمي كردند و سلاح هاي مخرب ميكروبي و شيميايي را در اختيار او قرار دادند، صدام حسين هم با آرامش خاطر آن ها را عليه رزمندگان ما وقيحانه به كار گرفت. فرض سوم تصميمات بين المللي بود كه تا صدور قطعنامه 598 اقدام به اين كار نشده بود.
از اين رو برابر ماده 51 منشور ملل متحد كشوري كه مورد تجاوز قرار گرفت تا زماني كه شوراي امنيت تدابير اجرايي جهت دفع تجاوز اتخاذ نكند حق دارد از خود دفاع كند، اما به محض اين كه شوراي امنيت تدابير لازم را اتخاذ كرد بايد كشور مورد تجاوز از ادامه حملات خودداري كند تا شوراي امنيت بتواند با طيب خاطر به فعاليت خود در زمينه شناسايي و تنبيه متجاوز ادامه دهد. از اين رو برابر با ماده يكم قطعنامه تعريف تجاوز، جمهوري اسلامي ايران در تاريخ 31 شهريور 1359 از زمين، هوا و دريا مورد تجاوز ارتش عراق قرار گرفت و تا زمان صدور قطعنامه 598 چون تصميم روشني از سوي شوراي امنيت براي دفع تجاوز اتخاذ نشد، حق داشت از خود دفاع كند و از نظر حقوقي اين دفاع حتي از داخل خاك كشور متجاوز مجاز مي باشد. اما قيد تعيين مسئول مخاصمه در بند 6 قطعنامه 598 حق دفاع مشروع را از ايران سلب نمود. دقيقاً ملاحظه مي كنيم كه بعد از اين حجم تبليغات دشمن و حاميان او حول اين محور كه ايران ناقض حقوق بين الملل است متمركز مي شود در حاليكه قبل از آن مي دانستند دفاع مشروع حق ايران است.
بدين ترتيب ايران نه آغازگر جنگ بود و نه مسئوليتي در ادامه آن داشته است، آن چه كه مسلم است مسئوليت ادامه جنگ به عهده شوراي امنيت سازمان ملل است كه به خاطر فشار حاميان صدام به ويژه آمريكا در تصميم گيري تعلل مي ورزيد كما اين كه اكنون در اجراي مفاد قطعنامه 598 كوتاهي مي كند.
سؤال سوم: آيا امام خميني(ره) پس از فتح خرمشهر خواهان خاتمه دادن به جنگ بود؟
امام خميني (ره) همواره خواهان پايان دادن به جنگ بود اما پاياني كه متضمن حقوق ملت مظلوم ايران باشد، اما از اين كه پس از فتح خرمشهر مصراً خواهان پايان بخشيدن به جنگ بود هيچ مدرك و سندي در دست نيست وانگهي امام راحل (ره) در هر كاري به نظر كارشناسان و متخصصان بسيار اهميت مي داد، تحقيقاً اگر نظر فرماندهان و كارشناسان جنگ مبتني بر ادامه دفاع مقدس بود امام راحل (ره) همان نظر را مي پذيرفتند، و از همه مهم تر لحن سخنان و محتواي رهنمودهاي امام خميني به ويژه بعد از فتح خرمشهر گوياي صلحي عادلانه بود كه از اركان حقوقي صلح حكايت مي كرد.
براي مثال معظم له طي سخناني در جمع گروهي از دانشجويان دانشكده افسري ارتش و مسئولين اين دانشكده فرمودند:
از اول هم صلح طلب بوديم و صلح يكي از اموري است كه كا به تبع از اسلام قبول كرديم. صلح اسلامي، صلحي كه برادر مي شوند بعد از صلح، و ما طالب اين هستيم. اما صلحي كه اصلاًَ اعتنا نكنند به اين كه جنايت كردند در اينجا و اعتنا نكنند به اينكه غراماتي وارد شده است و بايد جبران بكنند، خساراتي وارد شده است و بايد جبران بكنند اين اسمش صلح نيست اين اسمش را مي توانيم بگذاريم صلح صدامي. (28)
امام راحل (ره) همين منطق را تا پايان جنگ دنبال نمودند و حتي مفاد قطعنامه 598 را كه پذيرفتند متضمن صلح واقعي و عادلانه ندانستند، از اين جهت پذيرش آن را چون نوشيدن جام زهر دانستند.

بخش دوم:
وادار كردن مجامع بين المللي براي تصميمي عادلانه (استراتژي عدل):

جمهوري اسلامي ايران پس از آزاد سازي بخش اعظمي از شهرها و مناطق اشغالي از چنگال قواي دشمن، در برابر هياهوي صلح خواهان و فشار همه جانبه آنان تصميم گرفت كه استراتژي عدل را در پيش گيرد، يعني مجامع رسمي بين المللي را كه در ايجاد صلح و همزيستي مسالمت آميز كشورها مسئول هستند، وادار به تصميمي عادلانه كند كه در آن حقوق كشور مورد تجاوز تضمين شود. براي تحقق اين هدف مهم عمل به موارد ذيل به عنوان مؤلفه هاي استراتژي عدل ضروري بود.

1- تثبيت مواضع دفاعي:
اگرچه رزمندگان اسلام پس از فتح خرمشهر ابتكار عمل در جبهه ها را به دست گرفتند، اما تدبير ضروري و مهم در اين مقطع ترسيم هندسه مقاومت بود، يعني اتخاذ استراتژي دفاعي براي حفظ موازنه قوا در خطوط درگيري. بر اساس اين تدبير دو كار لزوماً بايد انجام مي شد اول تثبيت مواضع دفاعي يعني دور كردن دشمن از مواضع رزمندگان و بستن خطوط نفوذي و از همه مهم تر دور كردن آتش سلاح هاي سنگين و دوربرد دشمن از مواضع دفاعي رزمندگان كه اوضاع خط استوار و هندسه مقاومت را در خاك دشمن طلب مي كرد، و اين از نظر علم استراتژيك نظامي كاملاً پذيرفته شده است كه اگر ضلعي از مثلث دفاعي در خاك دشمن واقع شد ناچاراً بايد از خاك او عبور كرد، اين قاعده به اعتقاد كارشناسان و ناظران بين المللي هم در آن شرايط دور از انتظار نبود، چنان كه گفتند:
به اعتقاد ناظران بين المللي ايران در حال حاضر در تدارك حمله اي جهت تصرف بصره است كه توپخانه هاي دوربرد اين كشور پس از سقوط خرمشهر اقدام به گلوله باران آن نموده اند. (29)
زيرا شهر بصره علاوه بر خطوط مواصلاتي و پشتيباني دشمن دقيقاً مواضع رزمندگان اسلام را زير آتش سنگين خود داشت كه دور كردن دشمن از اين مواضع و خطوط ارتباطي در راستاي تدابير تثبيت مواضع دفاعي ايران بوده است.
تصميم دوم مهلت ندادن به دشمن براي سازماندهي مجدد بود، چرا كه بعد از شكست سنگين دشمن در عمليات بيت المقدس كه موجب سردرگمي فرماندهان و مسئولين ارتش عراق شد، تدبير دفاعي براي ايران حكم مي كرد كه به دشمن فرصت انديشيدن و سازماندهي مجدد را ندهد و با استفاده از شور و ذوق و توان دفاعي رزمندگان به نقطه اطمينان و خط استوار دفاعي كه امروزه در فنون نظامي جايگاه خاصي دارد برسد. نظريه كارشناسان دفاعي چنين اقدامي را از سوي ايران قابل پيش بيني و از بديهيات علوم دفاعي دانستند، به طوري كه لوس آنجلس تايمز طي تحليل كارشناسي در اين زمينه گزارش داد:
اكنون كه سكه بر روي ديگرش قرار دارد، ايران بيش از يك چهارم ارتش عراق را منهدم و تسخير نموده است، نيروي هوايي از لحاظ عملياتي، آمادگي عراق را تا دو سوم كاهش داده و ظاهراً روحيه ارتش صدام حسين را شكسته است، جاده اصلي به بغداد باز مي باشد و نيروهاي ايران در مقابل پايتخت عراق از پيروزي و شوق در هيجان مي باشند. (30)
2- فعال كردن حركت ديپلماسي:
براي وادار كردن مجامع رسمي بين المللي به تصميمي عادلانه در مورد تجاوز رژيم عراق عليه ايران فعال كردن حركت ديپلماسي و جلب توجه محافل سياسي جهان به قدرت دفاعي ايران ضروري بود. متأسفانه شوراي امنيت سازمان ملل كه تحت تأثير قدرت هاي بزرگ بود بي توجه به قدرت دفاعي رزمندگان اسلام هم چنان به واكنش هاي بازدارنده خود ادامه مي داد به طوري كه به فاصله كمتر از دو ماه و نيم پس از صدور قطعنامه 514 مبادرت به صدور قطعنامه 522 مي نمايد.

پانوشت ها:
1- روزنامه جمهوري اسلامي- 3/4/1360.
2- ميدل اليست- نشريه انگليسي- 20/3/1981.
3- نشريه- لوس آنجلس تايمز- 25 ژانويه 1982.
4- ميدل اليست- 20/3/1981.
5- تايمز مالي- 9/2/1981.
6- لوس آنجلس تايمز- 25 ژانويه 1982.
7- نشريه لوموند فرانسه- 1/4/1982.
8- جمهوري اسلامي- 14/3/1361.
9- نيويورك تايمز- 18/1/1361- هفت آوريل 1982.
10- سوره آل عمران آيه .
11- نشريه فرانسه- 5/4/82 .
12- تايمز مالي- نشريه انگليسي- 29/9/1981.
13- تايمز مالي- 8/2/1981.
14- ليبراسيون- 11/1/1361.
15- نيويورك تايمز- 11/1/1361.
16- نشريه ايران آزاد- 14/1/1361.
17- نشريه اشتوتگار- 26/5/1982.
18- تايمز لندن- 25 مه 1982.
19- نشريه اسكاترن- 26/5/1982.
20- خبرگزاري جمهوري اسلامي- 5/3/1361.
21- الحوادث- 14/3/1361.
22- ابزرور- 23/5/1982.
23- كريستين سانيس مانيتور- 19/3/1361.
24- روزنامه كيهان- 20/11/1362. سخنراني در جمع فرمانده و جمعي از كاركنان نيروي هوايي.
25- روزنامه آلماني دي ولت- 9/3/1361.
26- نشريه لوماتسن فرانسه- 4/5/1361.
27- ان ينصركم الله فلا غالب لكم و أن يخذلكم فمن ذاالذي ينصركم من بعهده. (آل عمران...) آيه 152.
28- روزنامه جمهوري اسلامي ايران- 12/7/1361.
29- نشريه الحوادث- 21/3/1361.
30- لوس آنجلس تايمز- 17/3/1363.
 

منصور لاريجاني

amuzesh2005

amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی
دسترسی سریع به انجمن ها