عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

ايران، عراق و مذاكرات آتش بس

ايران، عراق و مذاكرات آتش بس
شنبه 30 بهمن 1389  11:28 ق.ظ

اشاره :
مذاكرات ايران و عراق بعد از پذيرش قطع نامه 598 يكي از پيچيده ترين گفت وگوهاي صلح ميان دولت ها محسوب مي شود. ايران و عراق با تجربه يك جنگ تمام عيار هشت ساله در مسيري گام نهادند كه مي خواستند از راه گفت وگو به تفاهم برسند و مشكلات و اختلافات خود را حل كنند چنين راهي پيچيده و ناهموار، اما كم هزينه و آموزنده بود. شناخت مواضع و منافع و سياست ها و برنامه هاي دو كشور مي تواند زمينه اي براي حل مشكلات و برداشتن گام هاي آگاهانه و حساب شده براي آينده باشد. به ويژه اگر توجه شود كه با وجود تاثير عمده تحولات منطقه اي خارج از اراده جمهوري اسلامي ايران بر گفت وگوهاي دو كشور و گذشت نزديك به پانزده سال از پايان جنگ ايران و عراق هنوز قرارداد صلحي بين تهران و بغداد به امضا نرسيده و بيشتر مواد قطع نامه 598 اجرا نشده است.
در ضمن لازم است يادآوري شود كه تحولات و پيشرفت هاي بعدي مذاكرات صلح در مقاله نيامده است، با وجود اين مسائل و مشكلات دوره پاياني جنگ و گفت وگوهاي ايران و عراق در سه سال بعد از آن به تفصيل بيان شده است.
در 20 اوت 1988، زماني كه بين دو دولت ايران و عراق آتش بس واقعي برقرار گرديد، نقش حقوق بين الملل در منازعه اين دو كشور به مرحله جديدي وارد شد، آتش بس بر پايه قطع نامه 598، 20 جولاي 1987 شوراي امنيت سازمان ملل متحد قرار داشت. هرچند در آغاز، عراق از اين قطع نامه حمايت كرد، در اواسط تابستان 1988، هنگامي كه ايران به دنبال پيروزي هاي عراق در صحنه نبرد آن را پذيرفت، چنين نظري نداشت. در 15 اوت 1988، يعني پنج روز بعد از برقراري آتش بس مؤثر، مذاكرات بين ايران و عراق برپايه قطع نامه 598 آغاز شد. اين امر فرصتي را فراهم آورد تا دو كشور اختلافات خود را از راه شيوه هاي صلح آميز ديپلماتيك در چارچوب قانوني قطع نامه 598 دنبال كنند. در پي اين امر، آنها توانستند توان خود را براي بازسازي ويراني هاي جنگ هشت ساله صرف كنند.
در اين مقاله، ادعاهاي حقوقي بين المللي ايران و عراق و منافع سياسي آنها كه از موضع حقوقي، در مذاكرات طرح مي شد، ارزيابي مي شود. با اين اميد كه چگونگي تسهيل تنظيم روابط دو دولت جهان سومي و ماهيت اختلاف حقوقي بين آنها روشن شود و بتوان در رويكرد ايران و عراق نسبت به حقوق بين الملل، به برخي از آگاهي ها نيز دست يافت.
اين مقاله بر مباحث حقوقي انتخابي در چارچوب صلح پذيرفته شده بين دو طرف قطع نامه1 598 شوراي امنيت كه به اتفاق آراء در 20 ژوئيه 1987 به تصويب رسيد مي پردازد. ملاحظه نخست اين است كه سياست هاي هر دو كشور ايران و عراق بر پذيرش نهايي قطع نامه آتش بس مقدم است. بعد از اين كه به طور خلاصه شرايط قطع نامه 598 مشخص شد، در آوريل 1989، در مذاكرات تحت نظر سازمان ملل، مورد سنجش قرار گرفت و باتوجه به سه مبحث زير ادعاهاي حقوقي ايران و عراق ارزيابي شد:

1) توقف تمامي اقدامات نظامي يا آتش بس و عقب نشيني نيروهاي نظامي به مرزهاي شناخته شده بين المللي؛(2)
2) آزاد كردن و بازگرداندن همه اسيران جنگي به وطنشان؛(3) و
3) حل وفصل جامع، عادلانه و شرافتمندانه ديگر مسائل باقيمانده،(4) به ويژه، مشكل شط العرب با مرز اروندرود.
مباحث ديگري مانند اقداماتي براي تأمين امنيت و ثبات در منطقه(5)، مسئوليت منازعه(6) و تعمير خرابي ها و مشكل بازسازي كه در قطع نامه مشخص شده بودند،(7) اغلب در مذاكرات به فراموشي سپرده شدند و بعيد به نظر مي رسيد كه در فضاي سياسي حاكم بر روابط بين ايران و عراق، به آنها به طور جدي توجه شود. در اين جا، ادعاهاي حقوقي ايران و عراق در متن گسترده تر منافع سياسي زيربنائيشان تحليل خواهد شد و در نهايت نيز، شيوه اي كه ايران و عراق در حقوق بين الملل به كار مي گيرند، با مروري بر توضيح دلايل حقوقي دو دولت بر مواضع سياسي مدنظر آنها، بررسي خواهد شد.

 

پيش درآمد آتش بس
جنگ خليج فارس (ايران و عراق)، طولاني ترين جنگ تاريخ معاصر از زمان نبرد واترلو(پاورقي 2) (8) به شمار مي رود. اين جنگ از 22 سپتامبر 1980، يعني زماني كه نيروهاي عراق به سرزمين ايران تجاوز كردند، آغاز شد و تا 20 اوت 1988، يعني زمان اجراي آتش بس مؤثر رسمي بين ايران و عراق ادامه داشت . فرصت هاي جنگي عراق زماني به پايان رسيد كه در سپتامبر 1981، ايران با حملات متقابل به موفقيت هاي اوليه اين كشور پايان داد و محاصره آبادان را درهم شكست. پيشروي هاي ايران، عراق را وادار كرد تا در ژوئن 1982، از قلمروي ايران عقب نشيني كند. در اين هنگام، عراق تقاضاي آتش بس كرد، اما ايران به دليل حضور ارتش عراق در بخش هاي عمده اي از خاك اين كشور هم چنان بر خواسته هاي خود مبني بر پايان دادن به رژيم صدام حسين و جبران خسارت هاي وارده پافشاري مي نمود.
هرچند در آغاز جنگ، ايران نشان داد كه تنها، براي دفاع از خود مي جنگد، اما به زودي درصدد برآمد تا با تنبيه متجاوز، حقوق حقه خويش را بدست آورد؛ بنابراين، در اواسط جولاي 1982، از مرزها گذشت و به خاك عراق وارد شد. از اين به بعد، ايران سياستي را دنبال كرد كه هدف آن تسليم بدون قيدوشرط عراق بدون معامله با رژيم صدام حسين بود.(9) با اين حال، ايران در بعضي از مواقع مي خواست مذاكراتي را از موضع قدرت انجام دهد، به ويژه پس از فتح فاو در فوريه 1986 (تا اين كه آن را در آوريل 1988 مجدداً از دست داد)، كه رژيم [امام] خميني(ره) درصدد بود متجاوز را تنبيه كند.
از سوي ديگر، عراق بعد از اين كه ناگزير شد تا موضع دفاعي را اتخاذ كند، درصدد گسترش جنگ برآمد و براي تحميل آتش بس به ابرقدرت ها فشار آورد. در اوايل سال 1984، عراق نفتكش هاي ايران را هدف حملات هوايي قرار داد و در مقابل، ايران نيز با حمله به نفتكش هاي كشورهاي عربي ساحل خليج فارس به عراق پاسخ داد. به همان اندازه كه پاي ابرقدرت ها براي حمايت از كشتيراني بي طرف به خليج فارس كشيده مي شد، فشار بين المللي براي يافتن راه حلي ديپلماتيك نيز تشديد مي گرديد. در 20 جولاي 1987، درست قبل از حركت امريكا براي اسكورت نفتكش هاي مجدداً پرچم گذاري شده كويت، شوراي امنيت قطع نامه 598 را تصويب كرد. بلافاصله بعد از تصويب قرارداد، عراق اعلام كرد، در صورتي كه ايران قطع نامه آتش بس را قبول كند، عراق نيز آن را خواهد پذيرفت. به هرحال، ايران اعلام كرد تا زماني كه كميسيوني براي تعيين متجاوز تشكيل نشود، از قبول قطع نامه خودداري خواهد كرد. جنگ خليج فارس با تعهد فزاينده بين المللي براي عمليات پرچم گذاري و مين روبي پيچيده تر شد. بعد از نيمه سال 1987، حضور بين المللي گسترده در خليج فارس كم كم به برخورد نظامي ميان نيروي ايران و نيروي دريايي امريكا انجاميد.
در فوريه 1988، جنگ شهرها شاهد اصابت190 فروند موشك عراقي به تهران بود، درحالي كه ايران به دليل فقدان موشك كافي نمي توانست در اين سطح، با عراق مقابله به مثل كند. در مارس 1988، موشك باران تهران و حمله شيميايي عراق به حلبچه كه به طور مستقيم از تلويزيون ايران پخش شد، روحيه مردم را تضعيف كرد. هنگامي كه در 17 آ وريل 1988، عراق فاو را پس گرفت و ماشين نظامي هجومي خود را به سلاح هاي شيميايي تجهيز كرد، معلوم شد كه ايران در موضع ضعف قرار داد.
در 18 جولاي 1988، ايران با پي گيري همه جانبه اقدامات ديپلماتيك قطع نامه 598 را پذيرفت. اين امر در 8 اوت به پذيرش آتش بس از سوي دو طرف انجاميد و در 20 اوت 1988، لازم الاجرا شد. هنگامي كه در 25 اوت، مذاكرات مستقيم آغاز گرديد، عراق طرف برتر ميدان نبرد بود و بعد از اعلام تاريخ برقراري آتش بس نيز به پيشروي خود عليه ايران ادامه داد و تلاش كرد تا با به اسارت گرفتن تعداد بيشتري از نيروهاي ايراني تا حدامكان موقعيت خود را در مذاكرات مربوط به مبادله اسيران، تقويت كند. هم چنين، علي رغم اين كه به روشني لزوم عقب نشيني نيروها به مرزهاي شناخته شده، پيش بيني شده بود، قسمت هاي زيادي از ايران را تصرف كرد. بنابر گزارش، يك روز قبل از اين كه مذاكرات مستقيم آغاز شود، عراق در حمله به شورشيان شمال به طور مؤثر، از سلاح هاي شيميايي استفاده كرد و به موازات مرز، جايي كه آن را منطقه آزاد شده مي نامند حركت و طبق گزارشي، حدود هزار روستا را ويران كرد. در نتيجه، بيش از صدهزار نفر آواره به سوي تركيه و ايران سرازير شدند.(10)

 

قطع نامه 598 شوراي امنيت، چارچوبي براي صلح
هنگامي كه در 25 اوت 1988، مذاكرات آغاز شد، هردوطرف متوجه شدند كه گفت و گوها طولاني خواهد بود و به آساني نمي توان به دنبال چنين جنگ طولاني و پرهزينه اي با يكديگر به توافق رسيد. عراق پيروز بي چون وچراي ميدان نبرد بود، اما ايران به منزله يك دشمن قوي، تلخ و بالقوه قدرتمند باقي ماند. هرچند هيچ يك از دو طرف به ديگري اطمينان نداشت، اما هردو براي پايان منازعه مي جنگيدند.
قطع نامه 598 چارچوب حقوقي مذاكرات تحت نظر سازمان ملل را فراهم آورد. مقدمه قطع نامه < از آغاز و ادامه منازعه و بمباران مراكز مسكوني غيرنظامي، حمله به كشتيراني بي طرف يا هواپيماي كشوري، نقض قوانين بين المللي بشردوستانه و ديگر قوانين ناظر بر درگيري مسلحانه، به ويژه كاربرد سلاح هاي شيميايي برخلاف الزامات پروتكل 1925 ژنو> ، ابراز تأسف مي كند.(11) ماده 1 خواستار آن است كه < ايران و عراق فوراً آتش بس را رعايت كنند، به تمام اقدامات نظامي در زمين ، دريا و هوا خاتمه دهند و تمامي نيروهاي خود را بدون درنگ به مرزهاي شناخته شده بين المللي، بازگردانند > . ماده 2 تأسيس نيروي حافظ صلح، گروه ناظر نظامي سازمان ملل در ايران و عراق (پاورقي 3) را براي نظارت بر آتش بس و عقب نشيني نيروها ارائه مي كند. مقرر شد تقريباً 350 نفر از كاركنان سازمان ملل با آغاز آتش بس در طول مرز مستقر شوند. ماده 3 مصرانه خواستار آزادي و برگرداندن اسيران جنگي به وطن خود است. ماده 4 خواستار حل وفصل جامع، عادلانه و شرافتمندانه تمام موضوعات موجود براساس اصول مندرج در منشور سازمان ملل متحد (شامل دخالت نكردن در امور داخلي دولت هاي ديگر) است. ماده 5 مصرانه از ساير دولت ها مي خواهد از هرگونه اقدامي كه به گسترش منازعه منجر شود، اجتناب كنند. ماده 6 از دبيركل سازمان ملل مي خواهد تا با مشورت ايران و عراق، تأسيس مجموعه بي طرفي را براي تعيين مسئوليت دولت ها در منازعه بررسي كند. ماده 7 خواستار ايجاد گروه متخصصي براي ارزيابي هزينه هاي جنگ و مشكلات بازسازي است. ماده 8 از دبيركل سازمان ملل مي خواهد تا اقدامات منطقه اي را براي تأمين و تقويت امنيت و ثبات بررسي كند. ماده 9 از دبيركل مي خواهد شوراي امنيت را از اجراي قطع نامه مطلع نمايد. ماده 10 برگزاري جلسات بيشتر را براي تضمين رعايت قطع نامه مطرح مي كند.(12)
مسائل عمده اي كه ايران و عراق با آن روبه رو بودند عبارت بود از: عقب نشيني به مرزهاي شناخته شده بين المللي و خاتمه همه اقدامات نظامي در زمين، دريا و هوا ؛ آزادي اسيران جنگي؛ و كنترل آب راه شط العرب (اروندرود). گفت و گوها آغاز خوبي داشتند. در نخستين روز مذاكرات مستقيم، پرز دكوئيار، دبيركل سازمان ملل، بعد از شش ساعت و نيم جلسه مذاكره بين طارق عزيز، وزير خارجه عراق و علي اكبر ولايتي، وزير خارجه ايران اين مذاكره را شروعي جدي ناميد. مباحث نخستين جلسه بر عقب نشيني نيروها، مبادله اسيران جنگي و برنامه جلسات آينده متمركز بود. به هرحال روز بعد، گفت و گوها به مشكل عقب نشيني نيروها محدود شد. عراق ادعا مي كرد كه اعتبار موافقت نامه 1975 الجزاير براي مدت طولاني نبوده است؛ بنابراين، از ايران مي خواست كه كنترل كامل عراق بر آب راه شط العرب را به رسميت بشناسد(13) تا به دنبال آن، خط آتش بس در ساحل شرقي شط العرب ايجاد شود. ايران در پاسخ گفت كه مسائل مربوط به حاكميت بر اروندرود بايد تنها پس از اين كه مراحل نخست قطع نامه 598، يعني عقب نشيني نيروها، تبادل اسيران جنگي و تأسيس يك دادگاه ويژه براي تعيين مسئوليت جنگ، اجرا شد، بررسي شود.
افزون بر عقب نشيني نيروها، مسئله جلوگيري ايران از كشتيراني عراق در تنگه هرمز و خليج فارس نيز مطرح شد. با آغاز آتش بس، عراق دو فروند كشتي را به خليج فارس فرستاد. ايران كشتي نخست را كه يك كشتي باري بود، متوقف و براي جلوگيري از قاچاق كالا، آن را بازرسي كرد، اما كشتي دوم را كه يك نفتكش بود متوقف نكرد. اين امر وضعيتي را فراهم آورد تا ادعاي عراق مبني بر آزادي كشتيراني در مقابل ادعاي ايران براي تأمين منافع امنيتي خود در درياي سرزميني اش، ارزيابي شود. دور نخست گفت و گوها به علت عدم توافق بر سر موضوع عقب نشيني ها و آزادي كشتيراني به بن بست رسيد، درحالي كه مانع اصلي اصرار عراق بر اين امر بود كه قرارداد الجزاير بي اعتبار است. در نتيجه، بايد كنترل عراق بر شط العرب به رسميت شناخته شود.
دور دوم گفت و گوها كه در 30 سپتامبر 1988 در سازمان ملل متحد در نيويورك آغاز شد، پيشرفت اندكي داشت. اين جلسه با ارائه طرح مصالحه خاوير پرز دكوئيار، دبيركل سازمان ملل، براي شكستن بن بست موجود، آغاز شد. وي از ايران درخواست كرد تا حق عبور كشتي هاي عراقي در خليج فارس را تضمين كند و اجازه دهد كه آب راه شط العرب مجدداً باز شود. هم چنين از هر دوطرف خواست تا هم چنان به عقب كشيدن نيروهاي اشغالگر خود ادامه دهند. در پايان نيز، بر مبادله همه اسيران جنگي تأكيد و پيشنهاد كرد تا زمان رسيدن به قراردادي رسمي، مشكل حاكميت بر شط العرب به تعويق انداخته شود.(14) بنابه گفته علي اكبر ولايتي، دو كشور در اصل حل و فصل مصالحه جويانه به توافق رسيده بودند، اما طارق عزيز، همتاي عراقي وي، از اختيارات كافي براي تصميم گيري برخوردار نبود.(15)
بن بست در مذاكرات سپتامبر به دور سوم گفت وگوها در ژنو انجاميد. در جلسه سوم كه در 1 نوامبر 1988 آغاز شد، پيشرفت هاي آشكاري به دست آمد و درباره مبادله اسيران بيمار و مجروح توافق حاصل شد. به هرحال، اين جلسه به دليل پافشاري سختگيرانه بر بحث عقب نشيني نيروها و ادعاي عراق مبني بر حاكميت كامل بر شط العرب، متوقف و به 11 نوامبر موكول شد.
دور چهارم گفت و گوها در تاريخ 20 تا 23 آوريل 1989 در ژنو برگزار شد، اما اين مذاكره نيز با پيشرفت مختصري به شكست انجاميد. در اكتبر 1988، دبيركل سازمان ملل متحد پيشنهاد چهار ماده اي خود را به شرح زير اعلام كرد:
  1) عقب نشيني نيروها به مرزهاي بين المللي براساس موافقت نامه 1975 الجزاير؛
2) خويشتن داري ايران در بازرسي كشتي ها؛
3) مبادله دوجانبه اسيران جنگي؛ و
4) بازگشايي شط العرب.
هم چنين، وي جدول زماني جديدي را نيز پيشنهاد كرد كه بر اساس آن، عقب نشيني نيروها طي پانزده روز انجام مي گرفت و طي شصت روز نيز اسيران جنگي مبادله مي شدند.(16) وزير خارجه عراق در گزارشي اعلام كرد تا زماني كه لاي روبي شط العرب به طور كامل انجام نشود، عقب نشيني نيروها امكان ندارد. او ايران را به دليل رعايت نكردن قطع نامه 598 و بي احترامي به متن و محتواي سند مقصر دانست.(17) ايران عقيده داشت اين بن بست از لجاجت دامنه دار عراق، يعني ادعاي غيرقابل قبول حاكميت بر كل اروندرود (شط العرب)، ناشي شده است. هم چنين، از اكراه عراق در اجراي قطع نامه 598 شكايت داشت و آن را نتيجه فقدان اراده لازم اعضاي شوراي امنيت براي اعمال فشار به عراق مي دانست. ايران اظهار مي كرد كه اعضاي شوراي امنيت بيش ازآن كه نگران اجراي عدالت باشند، نگران منافع سياسي خود هستند.(18)
بن بست گفت وگوها تا تابستان 1989 ادامه داشت. هردوطرف بر لزوم اجراي قطع نامه 598 تأكيد مي كردند، اما نسبت به اجرايي بودن قرارداد 1975 الجزاير درباره مرز شط العرب (اروند رود) با يكديگر اختلاف بنيادي داشتند. مرگ[امام] آيت الله خميني(ره) در 3 ژوئن هيچ تغيير فوريي در مواضع دو طرف گفت وگوها پديد نياورد. طبق گزارشي، حمايت شوروي از موضع ايران در اجرايي بودن قرارداد 1975 الجزاير به طور بالقوه موجب پيشرفت مهم گفت وگوها در ژوئن 1989 شد، اما اعضاي ديگر شوراي امنيت نشان دادند كه علاقه مند نيستند به دو طرف فشار وارد آورند.

 

ادعاهاي حقوقي
آتش بس و عقب نشيني

رويكرد ايران در مذاكره با عراق بر ضرورت عقب نشيني اين كشور به مرزهاي شناخته شده بين المللي طبق قرارداد 1975 الجزاير مبتني بود.(19) ايران اعتقاد داشت، تا زماني كه نيروهاي عراقي عقب نشيني نكرده اند، هيچ پيشرفتي در مذاكرات صلح پديد نمي آيد. در 10 مارس 1989، وزير خارجه ايران طي نامه اي به دبيركل سازمان ملل به دقت مشخص كرد كه 663/2 كيلومتر مربع از خاك ايران هم چنان در اشغال عراق است.(20) ولايتي با پيوست 42 نقشه از ادعاي خود دفاع كرد. پيشتر، او عراق را متهم كرده بود كه 125 كيلومتر مربع از سرزمين ايران را بعد از اعلان آتش بس اشغال كرده است.(21) ايران قبلاً عراق را متهم كرده بود كه بيش از دو هزار كيلومتر مربع از سرزمين ايران را در چهار استان تصرف كرده است. (22)
ايران برخلاف دوران جنگ در اين مقطع از گفت وگوها، ادعا مي كند كه به تصرف سرزمين عراق تمايلي ندارد و نيروهاي ايران خاك اين كشور را ترك كرده اند. (23) در حال حاضر، اشغال قلمروي عراق از سوي ايران موضوعيت ندارد، از اين رو، حكومت صدام حسين يادآور نمي شود كه ايران قبل از آتش بس و پيش از اعمال فشار عراق به اين كشور براي عقب نشيني، سرزمين عراق را اشغال كرده بود.
يكي از بحث هاي مطرح، بن بست در عقب نشيني نيروها بود كه به مخالفت عراق با بازرسي كشتي ها از سوي ايران در تنگه هرمز و خليج فارس مربوط مي شد. عراق مصرانه مي گفت چنين عملي ناقض آزادي كشتيراني و نشان دهنده اقدامي نظامي در درياست كه بايد طبق قيد ماده 1 قطع نامه 598 متوقف شود. ولايتي، وزير خارجه ايران، با تشريح اين كه < عراق نمي تواند تنها به آزادي كشتيراني طبق حقوق بين الملل اكتفا كند> ، به موضع عراق پاسخ داد.(24) ولايتي مدعي بود كه عراق تلاش مي كند تا < عبور آزادانه از درياي سرزميني جمهوري اسلامي ايران را به دست آورد و ايران را از اعمال حقوق شناخته شده اساسي و بين المللي خويش در حقوق بين الملل، محروم كند> .(25) هم چنين، وي تأكيد كرد هر دولتي كه بخواهد از تنگه هرمز عبور نمايد، بايد عبور بي ضرر(پاورقي 4) را در اين آبراه رعايت كند به طوري كه اين كشتيراني به ضرر ايران نباشد.(26)
در 8 فوريه 1989، طارق عزيز طي نامه اي به دبيركل سازمان ملل متحد جزئيات موضع عراق را درباره مسئله عقب نشيني تشريح كرد.(27) وي بر تمايلش براي حل وفصل اختلافات براساس قطع نامه 598 و احترامي كه عراق براي تماميت ارضي ايران قائل است، تأكيد كرد. طارق عزيز به دقت مناطق وسيعي از خاك عراق را كه قبل از موفقيت هاي نظامي اين كشور در آوريل 1988 در اشغال ايران قرار داشت، يك به يك مشخص كرد. اين مناطق (به كيلومتر مربع) عبارت بودند از: فاو (225)؛ شلمچه (175)؛ جزاير مجنون (447/1): زيد (56)؛ سيف سعد (43)؛ زبيدات(127)؛ مهران (182)؛ مهران، پنجوين، و ماوِوت (899/1)؛ و حاج عمران (175). (28) عزيز اعلام كرد كه عراق حدود 434/4 كيلومتر مربع از ميادين نبرد را در بين آوريل و جولاي 1988 مجدداً به دست آورده بود. او توضيح داد كه نيروهاي عراقي براي عقب راندن ارتش ايران ناگزير بودند به قلمروي ايران وارد شوند و مناطق خاصي را براي يك دوره زماني كه ضرورت نظامي اقتضا مي كرد كنترل كنند.(29) عزيز گفت نيروهاي عراق متعاقباً از اين مناطق كه حدود 619/9 كيلومتر مربع برآورد شده اند، عقب نشيني كرده اند.(30) وي تأكيد كرد كه عراق هيچ گونه انگيزه توسعه طلبانه اي ندارد و مشتاق است براساس مقررات حقوق بين الملل و مفاد قطع نامه 598، به يك راه حل دست يابد.(31)
عزيز از ايران به دليل اين كه الحاق سرزمين آزادشده عراق (البته، وي آن را به اين نام مي خواند) را خواستار شده بود، انتقاد كرد. دليل ادعاي عزيز سخنان [امام] آيت الله خميني(ره) در 21 ژوئن 1982، خطاب به روحانيون به اين شرح بود: < اگر ايران عراق را شكست بدهد عراق به ايران ضميمه خواهد شد ... مردم عراق رژيم صدام حسين را سرنگون خواهند كرد و خود با ملت ايران متحد خواهند شد> .(32)
علي رغم ادعاي عزيز مبني بر اين كه نيروهاي عراقي بعد از اقدامات نظامي ضروري از قلمروي ايران عقب نشيني كرده اند، در مارس 1989، صدام حسين، رئيس جمهور عراق، حضور دائمي نيروهاي عراقي در قلمروي ايران را براي اهداف دفاعي تأييد كرد. وي در ادامه گفت براي آن كه نيروها بتوانند حركات دشمن را زير نظر بگيرند، چنين حضوري براي استقرار افراد نظامي در پست هاي ديده باني در نقاط مساعدي كه چندين متر از مرزها دورتر باشد، ضروري است. به همان نسبت كه جنگ، از طريق قرارداد صلح پايان نگيرد، وجود چنين پست هاي ديده باني و تقويت استحكامات مواضع دفاعي، در مفهوم سنتي اين واژه به منزله عملي اشغالگرايانه تلقي نمي شود.(33) صدام حسين در ادامه، پيشنهاد مي كند درصورتي كه ايران به راه حل صلح آميزي روي آورد، نيروهاي عراقي از تمامي اين نقاط عقب نشيني خواهند كرد.

 

آزادي و تبادل اسيران جنگي
در 1 سپتامبر 1988، سازمان ملل متحد گزارشي را درباره اسيران جنگي منتشر كرد. طبق اين گزارش، ايران نزديك به هفتاد هزار عراقي و عراق حدود نصف اين تعداد ايراني را در اختيار داشت. هم چنين، سازمان ملل با اشاره به اين كه تلقين يا هدايت معنوي ايران اساساً از فشارهاي روحي قابل تشخيص نيست اعلام كرد كه حدود چهارده هزار اسير عراقي به حاميان [امام] آيت الله خميني(ره) تبديل شده اند. با وجود اين كه سازمان ملل هيچ تلقين برنامه ريزي شده اي را براي اسيران عراقي به دست نياورد، اما بر اساس برخي از مدارك روان شناسانه اين تلقين وجود داشت. افزون بر اين تعداد از اسيران جنگي كه سازمان ملل متحد آنان را شناسايي كرده بود، عراق ادعا مي كرد كه، ايران بيش از سي هزار اسير جنگي عراق را كه كميته بين المللي صليب سرخ (پاورقي 5) آنها را ثبت نام نكرده است، در اختيار دارد. (34) البته، بايد يادآور شد كه ايران نيز ادعا مي كرد كه عراق هفتصد تن از ايرانيان را بعد از توافق درباره آتش بس ربوده است.(35)
ايران و عراق به علت نقض حقوق بين الملل و رفتار ناشايست با اسيران جنگي از يكديگر انتقاد مي كردند. وزير خارجه عراق بارها ادعا كرد كه در طول جنگ و بعد از آن، ايران كنوانسيون ژنو(پاورقي 6) را درباره اسيران جنگي رعايت نكرده و از شيوه هاي ددمنشانه اي نظير قتل، شكنجه و تهديد رواني عليه اسيران عراق استفاده كرده است.(36) در مقابل، ايران نيز به همين ترتيب رفتار عراق را با اسيران جنگي محكوم كرد و در گزارشي اختصاصي، به نام گزارشي در زمينه رفتار بد عراق با اسراي ايراني (37) آنها را به تصوير كشيد. بايد يادآور شد كه ايرانيان براي اثبات ادعاي خود عليه عراق از اين گزارش به منزله يك سند استفاده مي كنند.(38) هم چنين، هر دو طرف عليه اتباع خود كه با دشمن همكاري مي كردند دست به اقدامات به شدت افراطي زدند، از اين نظر، اقدامات عراق عليه كردهايي كه با ايران همكاري مي كردند،(39) بايد در كنار اقدامات ايران عليه به اصطلاح ارتش آزادي بخش ملي (پاورقي 7) ( منافقين) كه پس از آتش بس به داخل ايران حمله كردند، ارزيابي شود.
بحث اسيران جنگي از زمان توافق آتش بس، بين ايران و عراق اختلاف ايجاد مي كرد. ماده 3 قطع نامه 598 مصرانه مي خواهد كه اسيران جنگي آزاد شوند و بي درنگ پس از قطع مخاصمات فعال كنوني، براساس كنوانسيون سوم ژنو 12 اوت 1949، به كشور خود بازگردانده شوند . وقتي در 20 اوت 1988، مخاصمات با برقراري آتش بس مؤثر پايان يافت. در 23 اوت 1988، كميته بين المللي صليب سرخ طي نامه اي به دو طرف، تعهد آنها را به بازگرداندن اسيران جنگي به كشورهايشان يادآور شد. طبق گزارشي، عراق در 17 سپتامبر طي نامه اي به آن پاسخ مثبت داد، اما ايران از دادن پاسخ خودداري كرد. قبل از آغاز دور سوم گفت وگوها، كميته بين المللي صليب سرخ در 4 اكتبر 1988 با فرستادن يادداشتي به دو طرف از آنها درخواست كرد تا طبق مفاد قطع نامه 598، در چارچوب ماده 118 كنوانسيون 1949 ژنو اسيران جنگي را آزادكنند. بنابر گزارشي، عراق موافقت خود را با اين پيشنهاد اعلام كرد، اما ايران با بيان اين نكته كه مخاصمات هم چنان باقي مانده و بدون عقب نشيني كامل عراق از تمام سرزمين ايران پايان نمي گيرد، از قبول پيشنهاد خودداري كرد.(40) در 5 مارس 1989، صدام حسين، در نامه اي خطاب به سازمان پيشرفت هاي بين المللي(پاورقي 8) (41) اعلام كرد كه عراق به دلايل بشردوستانه و مشروع، بدون درنظر گرفتن نتايج مذاكرات صلح و بي اعتنا به ميزان پيشرفت در رسيدن به يك صلح جامع و پايدار براي تبادل اسيران جنگي آمادگي دائم دارد. (42) از ايران نيز خواسته شد تا تبادل اسيران جنگي را قبول كند، اما درچارچوب قطع نامه 598، تهران تا عقب نشيني عراق از تمام سرزمين ايران در مقابل مبادله كامل اسيران ايستادگي كرد.(43)
درحالي كه هنوز توافق براي مبادله اسيران جنگي مبهم بود، طي سومين دور گفت وگوها دو كشور درباره پيشنهاد كميته بين المللي صليب سرخ براي مبادله اسيران بيمار و مجروح به صورت درصدي به توافق رسيدند. توافق نوامبر 1988 آزادي 1158 تن از اسيران عراقي و 411 تن از اسيران ايراني را خواستار بود. انتظار مي رفت درصورت آزادي 115 اسير عراقي و 41 اسير ايراني در هرروز، مبادله اسيران جمعاً ده روز به طول انجامد. ايران مبادله اسيران جنگي را كه بايد از 24 نوامبر آغاز مي شد، تا 27 نوامبر به تعويق انداخت ؛ زيرا، مدعي بود كه عراق از آزاد كردن اسيران به تعداد مورد توافق خودداري مي كند. (44) طي سه روز نخست، ايران گروه 52، 51 و 52 نفري و عراق سه گروه 19، 18 و 19 نفري را آزاد كردند. در نتيجه، 155 اسير عراقي و 56 اسير ايراني آزاد شدند. عراق كه تحت حمايت كميته بين المللي صليب سرخ قرار داشت ايران را به دليل تغيير در شمار اسيران مورد توافق براي مبادله، سرزنش كرد. ايران در دفاع از عملكرد خود، گفت:< بيست تن از اسيران از برگشت به عراق خودداري كرده اند؛ 61 تن از آنان مسترد شده اند؛ تصميم گيري درباره سي تن ديگر هنوز نامشخص است؛ شصت تن از آنان بدون اطلاع صليب سرخ از سوي مقامات ايراني آزاد شده اند (اما به دولت عراق تحويل داده نشده اند)؛ هويت دو تنشان نيز هنوز نامشخص است؛ هشت تن نيز از اردو برنگشته اند؛ دو تن هم فوت كرده اند؛ و درباره يك اسير مصري نيز هنوز تصميمي گرفته نشده است> .(45)
توضيح مقام هاي ايراني نشان دهنده مشكلاتي بود كه اسيران جنگي با آن روبه رو بودند، به ويژه اگر درجه بالايي از نبود اعتماد نيز بين دو طرف وجود داشته باشد، به اضافه درباره سلامتي اسيران مبادله شده پرسش هاي زيادي مطرح بود. طبق گزارش ايران بعضي از اسيران عراقي آزاد شده بعد از انتقال به يك اردوگاه ويژه در حبانيه(پاورقي 9) بازجويي، مسموم و شكنجه شده اند.(46) با اين كه ايران و عراق براي توافق درباره مبادله اسيران بيمار و معلول احترام ناچيزي قائل شدند، اما هر دو متعاقباً تعداد درخور توجهي از اين اسيران را به صورت يك جانبه آزاد كردند. هرچند كه اعداد و ارقام متفاوت اند، در 10 آوريل 1989، خبرگزاري جمهوري اسلامي گزارش داد كه ايران به دنبال آزادي هفتاد عراقي مجروح يا بيمار، در نوزده مرحله، 1346 اسير جنگي عراقي ناتوان را آزاد كرده، اما عراق تنها 949 اسير جنگي ايران را كه 459 تن از آنها غيرنظامي بودند آزاد كرده است.(47) علي رغم آتش بس، تقريباً صد هزار اسير جنگي در اسارت به سر مي بردند و به نظر نمي رسيد كه بدون عقب نشيني عراق از قلمروي ايران در وضعيت آنها تغييري رخ دهد. البته، بايد يادآور شد كه اين عقب نشيني نيز بدون حل اختلاف برسر مرز شط العرب انجام نمي شد.

 

حاكميت بر اروندرود
براي فهم بن بست مذاكرات آتش بس بايد به اعتبار قرارداد 1975 الجزاير، قرارداد الحاقي مربوط به مرزها و حسن هم جواري بين ايران و عراق و سه پروتكل امضا شده در 13 ژوئن 1975 در بغداد توجه كرد.(48) موضع عراق كاملاًُ روشن است، بنابر ادعاي اين كشور، قرارداد 1975 الجزاير بي ارزش و بي اعتبار است. از نظر حكومت صدام حسين، جنگ با نقض قرارداد 1975 الجزاير از سوي ايران آغاز شد؛ همان گونه كه در تفسير روزنامه الثوره آمده است موضع عراق از اين قرار است:< ايران قرارداد 1975 الجزاير را زيرپا گذاشت، در امور داخلي عراق، دخالت و جنگ را عليه عراق آغاز كرد، افراد خائن را به شمال عراق فراخواند و پول و اسلحه در اختيار آنها گذاشت تا دامنه شورش را به آن جا بكشاند. هم چنين در سپتامبر 1980، آبراه عراقي شط العرب را مسدود كرد. تمامي اين موارد زمينه آغاز جنگ را فراهم آورد> .(49)
در آوريل 1989 موضع ايران نيز طي توضيحات مختصر و مفيد ولايتي به صورت واضح بيان شد:< با توجه به قرارداد 1975، بايد بگويم كه مشكل اصلي ما رودخانه و خط تالوگ (پاورقي 10) است كه آن را تقسيم مي كند. اين رودخانه مرز ايران و عراق را تشكيل مي دهد.... اين يك قرارداد معتبر است و تمام قواعد و قوانين بين المللي با آن موافق اند> .(50) وي هم چنين ابراز كرد كه از نظر سازمان ملل، نيز قرارداد 1975 هنوز اعتبار دارد.(51) مشاجره اوليه درباره اعتبار قرارداد 1975 به حق حاكميت بر رودخانه شط العرب مربوط مي شد. قرارداد 1975 خط تالوگ يا مسير اصلي كشتيراني را خط مرزي بين دو كشور مي شناسد. عراق ادعا مي كرد، از آن جا كه قرارداد 1975 باطل شده است؛ بنابراين، قرارداد 1937 كه طبق آن عراق برتمامي شط العرب حاكميت دارد، معتبر است. ايران نيز مدعي بود كه قرارداد 1975 هنوز هم اعتبار دارد و گستره قلمروي عراق فقط تا خط تالوگ است.

 

منافع سياسي اساسي
ادعاهاي قانوني ايران و عراق زماني با منافع ملي اساسي هر دو كشور مرتبط شدند كه در گستره سياسي وسيع تري قرار گرفتند؛ نخست، اگر به اعتقاد عراق از ايران مبني بر اشغال خاك عراق توجه كنيم مي بينيم كه عراق به حركت خود در خاك ايران در آغاز جنگ هيچ اشاره اي نمي كند. عراق به ناحيه اي كه خوزستان ناميده مي شود و غالب ساكنان آن را اقليت عرب تشكيل مي دهند، پيشروي و سعي كرد آن را به تصرف خود درآورد. اين كشور مايل بود، در زماني كه موازنه قدرت به سود خودش بود، پيشرفت هايي را با بهره گيري از ضعف نظامي ايران به دست آورد. هم چنين، مي خواست قرارداد 1975 الجزاير را لغو كند و ادعاي حقوقي خود را مبني بر حاكميت بر تمامي شط العرب دوباره پيش بكشد. سرانجام در آوريل 1969، ايران به صورت يكجانبه قرارداد 1937 ايران و عراق را لغو كرد.(52)
در اوت 1988، زماني كه عراق تصور كرد طرف پيروز بي چون و چراي جنگ است، درصدد برآمد تا از وضعيت موجود استفاده و توجه خود را به مشكل كردها در شمال عراق معطوف كند. همان گونه كه در قرارداد 1975 الجزاير آمده است، پذيرش اصل خط تالوگ براي تعيين مرز در شط العرب از سوي عراق اساساً بر قول ايران، (امريكا و اسرائيل) مبني بر قطع كمك به كردهاي شورشي شمال عراق استوار است؛ باوجود اين، عراق تصميم گرفت تا براي هميشه مقاومت دروني كردها را درهم بشكند.
جنگ تمام عيار عراق عليه كردها در 24 اوت 1988، يك روز قبل از آغاز مذاكرات مستقيم با ايران آغاز شد. بر اساس گزارش مطبوعات، عراق بيش از شصت هزار نفر نيروي نظامي را به همراه تانك، توپخانه، بالگرد، جنگنده بمب افكن و سلاح هاي شيميايي به آن جا فرستاد. طبق گزارش ها، بين 24 اوت و 8 سپتامبر 1988 به صورت گسترده عليه كردها از سلاح هاي شيميايي استفاده كرد. امريكا استفاده قبيح و ظالمانه عراق از سلاح هاي شيميايي را با بهره گيري از ابزارهاي تكنيكي تأييد كرد. بر اساس گزارش ها، عراق بيش از هزار روستا را ويران و با تصرف مجدد مناطق به اصطلاح آزاد شده در طول مرز با ايران تقريباً صد هزار نفر را آ واره كرد. در اكتبر 1989، طارق عزيز اعلام كرد كه شورش كردها براي هميشه پايان يافته است؛ همان گونه كه در Newslatter International Amnesty در مارس 1989 به طور مستند آمده است، نابودي و رفتار ددمنشانه با كودكان كرد، خصومت عميق رژيم عراق نسبت به مخالفان كرد اين كشور را تأييد مي كند. اقدامات عليه كردها نه تنها مخالفت هاي شديد كردها عليه صدام حسين را از بين برد، بلكه درصد بسياري از منابع نفوذي ايران را نيز ريشه كن كرد. اكنون كه عراق نمي تواند مدعي شود ايران از كردها حمايت مي كند، ادعاي حاكميت بر كل آبراه شط العرب را پيش كشيده است.
عراق با تشخيص اين كه ايران در درازمدت هم چنان دشمن خطرناك او خواهد بود، تصميم گرفته است كه موقعيت استراتژيك خود را در شمال حفظ كند و از برتري نظامي خود براي حضور و بقاي مجدد در خليج فارس بهره گيرد؛ بنابراين، راه خروجي عراق به خليج فارس
(شط العرب) بايد هرچه زودتر گشوده شود. بازگشايي اين رودخانه حتي با كمك ايران نيز آسان نخواهد بود. كارشناسان معتقدند كه دست كم سه سال فرصت براي بازگشايي كامل اين رودخانه لازم است. مين ها، كشتي هاي غرق شده، مهمات منفجر نشده و ساير فضولات جنگ، بازگشايي اين رودخانه را مشكل كرده است. ايران تا وقتي كه نيروهاي عراقي در خاك اين كشور باشند، با هرگونه اقدامي براي پاكسازي رودخانه مخالفت مي كند. پيشنهاد عراق براي منحرف كردن مسير رودخانه و خشك كردن بنادر خرمشهر و آبادان به منزله فشار روزافزون بر ايران است.(53)

 

نتيجه گيري
تحليل مزبور نشان مي دهد كه ايران و عراق هردو درصددند كه سياست هاي خود را از راه ادعاهاي حقوقي بين المللي موجه جلوه دهند.
هرچند كه گفت وگوهاي ايران و عراق بر سر موضوعات عقب نشيني نيروها و اعتبار قرارداد 1975 به بن بست رسيده است، واضح است كه هيچ يك به ادامه جنگ تمايلي ندارند. چارچوب حقوقي بين الملي كه قطع نامه 598 آن را فراهم آورده است موجب شده اين امكان را به وجود آورد كه هر دو كشور ضمن پافشاري بر خواسته ها و مواضع مشروع خود، از ادامه جنگ نيز خودداري كنند. هم چنين، احتمال نمي رود كه بن بست جاري گفت و گوها بدون اعمال فشار سياسي درخور توجه از بيرون بر يكي از دو طرف تغيير يابد. به نظر مي رسد كه اين بن بست ديپلماتيك بين دو كشور هم چنان ادامه داشته باشد مگر اين كه نفع سياسي دو جانبه اي پديد آيد كه همكاري و هماهنگي را بين كشورهاي متعارض خليج فارس ترغيب كند.

فصلنامه نگين - شماره 1

پاورقي:
1- Charls G.Macdonald. Iran, Iraq, and he Cease Fire Negotiations in Christopher C.Joyner, The Persian Gulf War: Lessons for Strategy, law and dDiplomacy (New York: Green Wood Press, 1990, pp.209-222.
2- BATTLE OF WAERLOO
3- united Nations Iran-Iraq Military Closerven Group
4- Innocent Passage
5- International Committee of the Red Cross (ICRC)
6- Geneva Convention
7- National Liberation Army
8- International Progres Organization
9- Habbaniyah
10- Thalwey

ماخذ:
1. براي متن قطع نامه 598 ر.ك به :
Middle East Economic Digest, July 29, 1988, p.14
2. ر.ك به: ماده 1 از قطع نامه 598.
3. ر.ك به: ماده 3 از قطع نامه 598.
4. ر.ك به: ماده 4 از قطع نامه 598.
5. ر.ك به: ماده 8 از قطع نامه 598.
6. ر.ك به: ماده 6 از قطع نامه 598.
7. ر.ك به: ماده 7 از قطع نامه 598.
8. براي ارزيابي جنگ و مطالعه اوضاع منازعه خليج فارس در زمان آغاز گفت و گوهاي مستقيم ايران و عراق ر.ك به:
Middle East, September 1988, PP.8-12
9. ر.ك به: مصاحبه با علي اكبر محتشمي، وزير كشور، در،
al-Musytaqbal(Paris), February 25,1989 ,
در سرويس خبري خارجي، در
Daily Report Near East & South Asia (hereinafter FBIS-NES), FBIS-NES-89-39, March1,1989,p.60
محتشمي بر اين منطق تاكيد كرد كه < همانگونه كه در طول جنگ جهاني دوم عمل شده متجاوز بايد تنبيه شود > . اما اين منطق به دليل اين كه دنيا به اندازه ايران نگران نبود، مورد قبول واقع نشد.
10.See The Winds of Death (Paris), a Special 182-Page issue of Information and Liaison Bulletin of Institut Kurde de Paris, no.42(September 1988).
11. موضوعات حقوقي مطرح شده در مقدمه، نگراني هاي مشروع متعددي را پديد آورد كه از اين منازعه ناشي مي شود، اما از حوزه اين نوشته خارج است.
12. ر.ك به: سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي كه از شكست ايران و عراق در اجراي كامل قطع نامه 598 انتقاد مي كند و ر.ك به:
Tehran Iranian News Agency (IRNA)of January 25, 1989, in FBIS-NES-89-016, January 29, 1989, PP.60-61.
13. بايد يادآور شد كه نام شط العرب در ايران اروندرود است اين نام از قبل از اسلام وجود داشته است. نام رايج آن در غرب شط العرب مي باشد، اما در اين نوشته، هردوي آنها به كار رفته است.
14.See NewYork Times , October1 , 1988 , P.6 NewYork Times , October9 , 1988 , P.11.
15.NewYork Times , October9 , 1988 , P.11.
16.See the April 24 , 1989 , report of talks by Tehran Domestic Service in FBIS-NES-89-077 , April 24 , 1989 , P.69.
17.See report of Baghdad Iraqi News Agency (INA)in FBIS0NES-89-077. April 24 , 1989 , P.17.
18.See Editorial , Peace Talks Still on the Same Old Tack , tehran Times , April 29 , 1989 , p. 2 , in FBIS-NES-89-085 , May 4 , 1989 , P. 52.
19. براي پيشينه و تحليل هاي مفيد درمورد مرز ايران و عراق ر.ك بهّ:
U.S. Department of State, Bureau of Iantelligence and Research, Iran-Iraq Boundary, International Boundary Study no. 164, July 13, 1978.
20.ر.ك به: نامه ولايتي به دبيركل كه خبرگزاري كويت (KUNA) آن را در 10 مارس 1989 منتشر كرد
in FBIS-NES-89-048, March 14, 1989, P. 61
21. همان.
22. مصاحبه بشارتي، معاون وزير خارجه
Tehran Domestic Service, January 1, 1989, in FBIS-NES-89-02, January 4, 1989, PP.53-54.
23. براي نمونه، حجه الاسلام هاشمي رفسنجاني اعلام كرد كه: < ملت انقلابي ايران هرگز نخواهد پذيرفت كه حتي يك وجب از خاك كشورش در اشغال دشمن باشد و هيچ تمايلي به اشغال خاك عراق ندارد > . ر.ك به:
Tehran IRNA , February 4 , 1989 , in FBIS-NES-89-023 , February 6 , 1989 , P. 69.
24. See text of Velayati,s September 8 , 1988 , news conference , Tehran IRNA , September 8 , 1988 , in FBIS-NES-88-175 , September 9 , 1988 , PP. 35-36.
25. همان.
26. همان.
27. ر.ك به: متن پيغامي منتشر شده توسط
baghdad Domestic Service, February 14, 1989, in FBIS-NES-89-030, February 15, 1989, P. 36.
28. همان.
29. همان.
30. همان.
31. طبق گزارش ها، طارق عزيز هشت نقشه را به نامه اش به دبيركل پيوست كرد. اين نقشه ها مناطقي را كه ايران اشغال كرده است نشان مي دادند. ر.ك به
Report of Kuwait KUNA, March 10, 1989, in
in FBIS-NES-89-048 , March 14 , 1989 , P.61.
32. See reference to Khomeini,s June 21 , 1982 , speech in Middle East and South Asia Review June 22 , 1982 , p.ii , Daily Report , V , June 22 , 1982.
33. See Saddam Hussein`s interview in Basra With Utman al Umayr , March 8 , 1989 , in FBIS - NES - 89 - 048 , March 14 , 1989 , p.34.
34. See Tariq Aziz`s statement , reported by the Iraqi News Agency on April 18 , 1989 , in FBIS - NES -89 - 074 , April 19 , 1989 , p.19.
35. ر.ك به: سخنان محمدحسين لواساني، معاون وزير امور خارجه، كه خبرگزاري جمهوري اسلامي آن را منتشر كرد در
aMay 6, 1989, in FBIS - NES - 89 - 088, May 9, 1989, p. 53.
36. همان.
37. See Rapport sur le mauvais traitement des captifs Iraniens en Iraq (Tehran: Centre d`information de la guerre , Conseil supreme de la defense , 1985).
38. See also War Information Headquarters , Animosity to Peace (Tehran kayhan press , 1987).
39. ماهيت نقض حقوق بشر و عملكرد عراق كه در نسل كشي كردها تجلي مي يافت فراتر از اقدامات ايران عليه گروه هاي كرد خود بود كه در طول جنگ با عراق همكاري مي كردند. براي فاجعه حلبچه ر.ك به:
The exceprional issue of Information and Liaison Bulletin of Institul Kurde de Paris entitled H... A Martyr Town (Paris : Institut Kurde , no date). See also The Proliferation of chenneal Warfare : The Holocaust at Halabja (Washington , D.C: People for a Just Peace,n.d).
40. ر.ك به: متن نامه طارق عزيز به دبيركل در 6 فوريه 1989 در
In FBIS - NES - 89 - 024, February 7, 1989, p.21.
41. سازمان پيشرفت بين المللي سازمان غيردولتي و بشردوستانه اي است كه در وين تاسيس شده است. در30-29 ماه مي 1989، اين سازمان جلسه اي را با حضور كارشناسان متعدد در ژنو براي بررسي مسئله اسيران جنگي برگزار كرد براي مطالعه گزارش خبرگزاري ايران درمورد اين جلسه ر.ك به:
FBIS - NES - 89 - 104, June 1, 1989, p.56.
42. See Iraqi News Agency report, March 12, 1989, in FBIS - NES - 89 - 047, March 13, 1989, p.25.
43. براي آشنايي با موضع ايران مراجعه كنيد به تفسيري كه خبرگزاري جمهوري اسلامي در 25 ژانويه 1989 ارائه كرد در
FBIS - NES - 89 - 016, January 26, 1989, p.60.
44. براي آشنايي با موضع عراق ر.ك به: متن نامه طارق عزيز به دبيركل سازمان ملل در 6 فوريه 1989 در
FBIS - NES - 89 - 024, February 7, 1989, p.24
و براي آشنايي با موضع ايران ر.ك به: تفسير خبرگزاري جمهوري اسلامي در 25 ژانويه 1989 در
FBIS - NES - 89 - 016, January 26, 1989, p.60.
45. See FBIS - NES - 89 - 024, February 7, 1989, p.24.
46. See Acutest Torture Continues in Iraq, Tehran Times, April 26, 1989, in FBIS - NES - 89 - 086, May 5, 1989, p.50.
47. See report in FBIS - NES - 89 - 068, April 11, 1989, p.51.
48. براي مطالعه پيشينه قرارداد مرزي ر.ك به:
U.S. Department of State Iran - Iraq Boundary.
49. See Iraqi News Agency commentary, April 12, 1989, in FBIS - NES - 89 - 069, April 12, 1989, P. 24.
براي مطالعه تفسير اخير خبرگزاري عراق درمورد مقاله روزنامه الجمهوريه كه مواردي از نقض قرارداد 1975 از سوي ايران را فهرست مي كند و اين موارد را دلايل لغو قرارداد 1975 مي شمارد ر.ك به:
FBIS - NES - 89 - 009, January 13, 1989, P. 35.
50. ر.ك به: مصاحبه ولايتي در روزنامه كيهان در 19 آوريل 1989در
FBIS - NES - 89 - 083, May 2, 1989, P. 46.
51. همان.
52. براي بررسي نقض قرارداد 1975 از سوي ايران ر.ك به:
Tareq Y. Ismael, Iraq and Iran: Roos of Conflict (Syracuse: Syracuse University Press, 1982), P. 19.
و هم چنين ر.ك به:
Ramesh Shanghvi, Shati al - Arab: The Facts Behind the Issue (London: Transorient Press, 1969).
53. براي مطالعه گزينه هاي مختلف عراق ر.ك به: مصاحبه صدام حسين در 8 مارس 1989 در
FBIS - NES - 89 - 048, March 14, 1989, P. 29.

amuzesh2005

amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی
دسترسی سریع به انجمن ها