عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر کس حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار اوست. بحارالأنوار، ج43، ص261

جنگ هشت ساله: تجلي اراده جمعي ملت ايران

جنگ هشت ساله: تجلي اراده جمعي ملت ايران
شنبه 30 بهمن 1389  11:40 ق.ظ

هنگامي كه در جست وجوي عنواني براي فصلنامه مطالعات جنگ ايران و عراق بوديم، بي اختيار به ياد تعبير ميشل فوكو از انقلاب اسلامي ايران افتاديم. وي انقلاب اسلامي ايران را با جمله مذهب روح جهان فاقد روح تفسير مي كند . به اعتقاد وي، انقلاب اسلامي، تجلي بارز اراده جمعي ملت ايران است؛ اراده اي كه نمي توان آن را از مقولات رايجي چون مبارزه طبقاتي يا سيستم اقتصادي ناشي دانست. از ديدگاه وي، موفقيت و كارآيي انقلاب اسلامي ايران از نظر سياسي و فرهنگي مستلزم آن بود كه اپوزيسيون انقلابي شيعه مخالف رژيم پهلوي، تحول انقلابي و عميقي را در ذهنيت توده ها ايجاد كند. تعبير فوكو ناظر بر روح كلي و جمعي ملتي است كه عليه سركوب و ستم، قيام و خيزش كرد و با اتحاد كم سابقه اي موجبات فروپاشي آن را فراهم آورد. مدتي پس از پيروزي انقلاب اسلامي، يكبار ديگر اين روح جمعي و اتحاد بزرگ به مصاف ظلم و ستم رفت و در نبردي طولاني، مانع از دستيابي دشمنان انقلاب ايران به اهدافشان شد، به همين دليل، تعبير ميشل فوكو درباره انقلاب ايران را مي توان به جنگ هشت ساله نيز تعميم داد. در جنگ ايران و عراق نيز، ملت عليه ظلم و ستمي كه رژيمي تجاوزگر به انقلاب اسلامي تحميل كرده بود، همچون روحي واحد مقاومت كرد و اجازه نداد كه خواسته ها و آرزوهاي متجاوزان به سرانجام رسد. از اين رو، مقاومت و مبارزه مردم ايران را در طول جنگ مي توان به نگين اين روح جمعي تشبيه كرد؛ نگيني كه بر انگشتر انقلاب اسلامي مي درخشد و بعدها نيز، مايه فخر و مباهات آيندگان خواهد بود؛ بنابراين، رسالت چنين فصلنامه اي چيزي جز تحليل و تبيين اين تحول سياسي و اجتماعي نيست؛ تحولي كه تا تبديل شدن به پديده اي تاريخي سال ها فاصله دارد و تا فرارسيدن آن زمان، مي توان آن را مورد بازشناسي مجدد قرار داد، اسناد آن را منتشر كرد و به نقد و بررسي زواياي پيدا و پنهان آن پرداخت. در اين رويكرد، نبايد فراموش كرد كه جنگ ايران و عراق نيز مانند هر جنگ ديگري دو چهره اسطوره اي و عقلاني دارد و هيچ جنگي بدون نقش حماسي و اسطوره اي از يكسو و بدون كاربرد عقلانيت و تدبير از ديگر سو، قابل انتقال به آيندگان نيست. تنها اين دو ويژگي است كه به نسل جديد و نسل آينده اجازه مي دهد تا به پيشينيان خود افتخار كنند و در صورت تكرار چنين حوادثي، با پشتوانه آن به مصاف دشمنان دين و ملك بروند. نگاهي به تاريخ جنگ هاي گذشته نشان مي دهد كه جنگ هاي فاقد اين دو ويژگي نتوانسته اند در نسل هاي بعدي، تأثير مثبتي داشته باشد، اما به نظر مي رسد از ميان اين دو، عنصر عقلانيت اهميت بيشتري داشته باشد؛ زيرا، وجود اين عنصر است كه مجال و فرصت طرح حماسه ها را فراهم مي آورد و زمينه را براي ظهور مفاهيمي چون شجاعت، ازخودگذشتگي، رشادت و... فراخ مي كند. جنگ هاي ايران و روس گواه صادقي بر اين مدعاست. علي رغم اين كه در اين جنگ ها، مردم اين سرزمين حماسه ها و از خودگذشتگي هاي فراواني را از خود نشان دادند، اما گذشت ها و حماسه ها مجال بروز نيافتند و به بوته فراموشي سپرده شدند؛ زيرا، تصميم گيرندگان جنگ از صلاحيت عقلاني لازم براي اداره آن برخوردار نبودند.
درباره جنگ ايران و عراق نيز تاكنون آثار بسيار درخور توجهي در زمينه رشادت، شجاعت، ايثار و... رزمندگان منتشر شده است، اما در تشريح تصميمات عقلاني جنگ، كم تر سخن به ميان آمده و به عبارت ديگر، از آنها غفلت شده است. برخي آثار منتشر شده در اين زمينه (عقلاني)، نشان مي دهد كه اين آثار نه واجد مايه هاي علمي، دانش نظري و راهكارهاي روش شناسانه هستند و نه از ابتدايي ترين مفاهيم و سازوكارهاي تصميم گيري در سطوح مختلف جنگ برخوردارند. به تعبير ديگر، نويسندگان اين آثار با استفاده از تكنيك چسب و قيچي و بدون اطلاع از وقايع جنگ، دفاع غلط از جنگ را پيشه خود كرده اند و هر كجا با كمبودي روبه رو مي شوند، از فرهنگ ايثار و شهادت طلبي رزمندگان مايه مي گذارند و به تصور خود، موضوع را ختم به خير مي كنند، در حالي كه اين نوع وقايع نگاري يا تحليل جنگ بيش از آن كه به سود جنگ باشد، به زيان آن خواهد بود. اين روند پس از پايان جنگ، به ويژه پس از تحولات اخير كشور كه گفتمان انتقادي، تصميمات سال هاي گذشته را به چالش كشيده ، تشديد شده است و هم اكنون ما شاهد سر بر آوردن و اشاعه تحليل ها و تفسيرهايي هستيم كه در اشكال مختلف رسمي و غيررسمي منتشر مي شوند، فاقد اصول و مباني علمي و تحقيقي هستند و نمي توانند به منزله منابع و مأخذ تحقيقي معتبر مورد استفاده قرار بگيرند. افزون بر اين، بهره برداري جريان هاي سياسي از تلاش هاي خالصانه رزمندگان، مانعي بر سر راه تحقيقات علمي جنگ ايجاد كرده است كه عملاً جايي براي طرح مفروضات اثباتي و ابطالي، گمانه زني ها، طرح پرسش هاي اصلي، بيان ضعف ها و مشكلات، در نظر گرفتن واقعيت ها، كاستي ها و كم تجربگي ها، استفاده از روش آزمون و خطا، نظريه پردازي و در نهايت، تعميم بخشي و استنتاج وجود ندارد. با اين كه مشكلاتي از اين دست بسيار است، اما مسئولان مركز مطالعات و تحقيقات جنگ تصميم دارند همچون گذشته، پاي در اين مسير نهند و دريچه اي هرچند كوچك به اين وادي فراخ بگشايند و با طرح پرسش هاي اصلي جنگ، واقعيت هاي صحنه و پشت صحنه جنگ را تا سرحد امكان بيان كنند.
روش فصلنامه نگين ايران افزون بر توصيف و روايت، خلق و ارايه تبيين هايي است كه بسياري از آنها تلاش براي پاسخ به پرسش هاي مربوط به چرايي، چگونگي و چيستي موضوعات مختلف جنگ است. بر اين اساس، از سه نوع تبيين بهره خواهيم برد.

 

تبيين هاي قانونمند
استفاده از روش تبيين قانونمند يا قاعده مند يكي از روش هاي پاسخ به چرايي، چگونگي و چيستي پديده هاي جنگ ايران و عراق است كه در آن، با صادق دانستن يك گزار ه كلي در كليه شرايط ممكن به تحليل پديده هاي جنگ هشت ساله پرداخته مي شود. براي نمونه مي توان به تبيين ارتباط غافلگيري در پيروزي در صحنه جنگ اشاره كرد. براي مثال، تصرف شهر فاو در عمليات والفجر 8، به دليل تأمين ميزان درخور توجه اصل غافلگيري از سوي نيروهاي ايران بود . البته، در اين نوع تبيين ها، ترديدها و عدم قطعيت هايي نيز وجود دارد كه نتيجه گيري را دشوار مي كند. از جمله ابهامات مزبور اين است كه آيا گزاره هاي عام مورد استناد را بايد گزاره هاي همه شمول يا صادق در تمام موارد دانست يا صرفاً گزاره هايي كلي محسوب كرد كه براي تفسير و تبيين بخش عمده اي از موارد بكار مي روند؟ به طور كلي، اين روش بيشتر از ديدگاه پوزيتيويستي به تبيين مسائل جنگ ايران و عراق مي پرازد و نمي تواند پاسخگوي كليه نيازهاي تبيين اين جنگ باشد؛ بنابراين، تمامي كاستي هايي كه براي روش پوزيتيويستي در ساير علوم پيش بيني مي شود، در حوزه مطالعات جنگ نيز صادق است و به همين دليل، نمي توان تنها با استفاده از اين روش به تبيين و تحليل جنگ پرداخت. 
 

تبيين هاي روايي
روش ديگري كه تا حدودي مي تواند در تحليل و تبيين موضوعات جنگ هشت ساله مفيد باشد، تبيين هاي روايي است. از اين ديدگاه، حوادث و رخدادهايي كه پيش از واقعه مورد نظر اتفاق مي افتند به صورت گزينشي بيان مي شوند تا در مجموع بتوانند دليل حادث شدن آن واقعه را روشن كنند. توجه به جزييات و گزينش حوادث مرتبط با موضوع مورد بحث از ظرافت هاي اين روش است كه مي تواند زمينه ساز تبيين هاي قانونمند و عقلاني نيز باشد. اين روش در فهم آسان پرسش هاي جنگ بسيار مناسب است و از پيچيدگي موضوعات و طرح معماگونه و غيرقابل قبول مسائل جلوگيري مي كند. يكي از مشكلات روش مزبور اين است كه نويسنده بايد به منابع دست اول رجوع كند؛ زيرا، بدون اتكاء به اسناد و مدارك معتبر كه از متن حوادث تهيه شده اند، روايت جنگ و حوادث آن امكان پذير نيست. خوشبختانه، در اين زمينه، به دليل وجود اسناد و مدارك دست اول در اطلاع رساني مركز مطالعات، دشواري چنداني پيش روي نويسندگان نگين ايران وجود ندارد. اتكاء بيش از اندازه به حوادث و رويدادهايي كه به صورت سلسله وار، با ترتيب تاريخي معين و به صورت روزشمار بيان مي شوند و كم تر به ارزش و جايگاه برجسته تحليل موقعيت ها و شرايط توجه دارند و در نتيجه، نمي توان به سادگي نظم روايي آن را به هم ريخت، از جمله ضعف هاي ديگر اين روش است در تبيين روايي، مطالب و موضوعات به گونه اي كنار هم چيده مي شوند كه در صورت قطع آنها، گسستي اساسي در فهم مطالب ايجاد خواهد شد. با وجود اين، روش مزبور همچنان توانايي تبيين بسياري از پديده هاي سياسي و اجتماعي را كه در گذشته رخ داده اند، داراست كه در نگين ايران از آن بهره خواهيم برد. 
 

تبيين هاي عقلاني
در تبيين هاي عقلاني، نويسنده مي كوشد اعمال و كنش هاي افراد را به منزله ابزاري براي ارزيابي نيات، اهداف، اميال و خواسته هاي آنان به كار گيرد و از اين طريق، به ميزان عقلاني يا غيرعقلاني بودن تصميم ها پي ببرد و دلايل رفتاري گردانندگان صحنه و پشت صحنه جنگ را تبيين كند. با اين روش نيز مي توان برخي از تحولات جنگ هشت ساله را به ويژه در زمينه مسائل سياسي تبيين و تحليل كرد. اين نوع تبيين نيز، كاستي هايي دارد. از جمله اين كه، شرايط محيطي بر روي تصميم گيري كارگزاران جنگ مؤثر است و در اين نوع تبيين، به اين عامل خارجي كم تر توجه مي شود. نقص ديگر اين نوع تبيين، عدم آگاهي نويسنده از تجويزاتي است كه از سوي كارگزار جنگ صورت مي گيرد. چه بسا اين تصميم ها نظر شخص وي نبوده و تنها براي انتقال نظرات كارگزاران بالاتر صورت گرفته است. به هر حال، علي رغم چنين نواقصي، اين روش مي تواند بخش هايي از تصميم هاي كارگزاران جنگ را كه از آنها غفلت شده است، تبيين كند.
در مجموع، تلاش نگين ايران در نخستين گام طرح پرسش هايي است كه تاكنون از آنها غفلت شده است يا كم تر مورد تحليل و بررسي قرار گرفته اند. در گام دوم نيز، كوشش خواهد شد تا بدين پرسش ها پاسخ هاي واقعي، منطقي، مستدل و علمي داده شود و تا حد امكان، در پاسخ به پرسش هاي تحقيقي از به كارگيري روش هاي غيرعلمي خودداري گردد. بيان واقعيت هاي جنگ هشت ساله كوشش مستمر همكاران ما در مركز مطالعات و تحقيقات جنگ بوده است و كارشناسان و محققان آن در اين مسير با سختي ها و دشواري هاي بسياري روبه رو بوده اند. آنان ناملايمات زمانه را به شيريني گفتن حقيقت و نشان دادن واقعيت به جان خريده اند و هم چنان مي كوشند در اين مسير گام بردارند. خون شهداي جنگ هشت ساله، به ويژه راويان شهيد مركز مطالعات پشتوانه اين اقدام است. راهشان مستدام و پر رهرو باد.

فصلنامه نگين - شماره 1

amuzesh2005

amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی
دسترسی سریع به انجمن ها