عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت، کسانی هستند که در دنیا بیشتر از دیگران بر من صلوات فرستند.

نگاهي به سه روز فعاليت پرحجم قبل از عمليات كربلاي 5

نگاهي به سه روز فعاليت پرحجم قبل از عمليات كربلاي 5
شنبه 30 بهمن 1389  12:23 ب.ظ

پس از قطعي شدن عمليات در منطقه شلمچه و تعيين فرصت كوتاه كم تر از يك هفته براي كسب آمادگي، قرارگاه كربلا با يگان هاي تحت امر خود، فعاليت فوق العاده اي را آغازكرد. آنچه در اين زمان كوتاه اهميت داشت، كسب حداقل آمادگي براي آغاز عمليات بود. با اين حال، به نظر نمي رسيد با حجم كارهاي باقي مانده اين حداقل نيز تأمين شود. با وجود اين، يگان ها پس از هماهنگي هاي به عمل آمده فعاليت خود را آغاز كردند. با گذشت سه شبانه روز از آغاز فعاليت ها، درصد كمي از كارها انجام شد، وضعيت آمادگي در حد مورد انتظار نبود و محدوديت زمان ، انجام عمليات را در هاله اي از ابهام فرو برده بود. سه روز قبل از آغاز عمليات، فرمانده قرارگاه كربلا وضعيت آمادگي قرارگاه را چنين گزارش مي كند:
< پل لوله اي آماده نشده است. سنگرهاي قبضه توپخانه و خدمه آن آماده نيست و سوله براي بهداري و اورژانس آماده نشده است. شن ريزي جاده ها به دليل كمبود كمپرسي [كاميون] به كندي پيش مي رود. فرصت لازم براي بحث روي جزئيات مانور پيش نيامده. شناسايي و بررسي هاي انجام شده نشان مي دهد كه پيچيدگي زمين بيش از آن چيزي است كه قبلاً پيش بيني مي كرديم. عقبه هاي ما تأمين نيست و به اميد تعداد اندكي نفربر هم نمي توانيم اين همه لشكر را پاي كار ببريم. با چنين مشكلاتي به نظر مي رسيد زمان عمليات به تعويق بيفتد> .
در حالي كه سه روز بيشتر به آغاز عمليات باقي نمانده است و به عبارتي، به دليل تعطيل شدن كار در روز تنها 36 ساعت فرصت باقي مانده است كه بسيار كم است.

طي اين مدت، بايد اقدامات زير انجام شود:
1) كليه امكانات يگان ها به منطقه منتقل شود؛
2) سوله هاي بهداري و اورژانس هاي موقت احداث گردد؛
3) امكانات عبور (قايق و نفربر) به منطقه انتقال يابد؛
4) به دليل عمق كم آب تغييراتي در قايق ها ايجاد گردد؛
5) بايد جاده اصلي ارتباطي و جاده فجر با 1300 متر كار باقي مانده، تكميل شود؛
6) پدهاي توپخانه آماده شده و قبضه هاي توپ به منطقه منتقل گردد؛
7) مهمات مورد نياز توپخانه ها و يگان ها به جلو انتقال يابد؛
8) نيروها به منطقه وارد و در خطوط اول مستقر شوند؛
9) سنگرها و كانال هاي مورد نياز براي استقرار نيروها ايجاد گردد؛
10) قبضه هاي پدافند هوايي به منطقه منتقل شود و در محل هاي مورد نظر استقرار يابد؛
11) حوضچه هاي ويژه استقرار قايق ها در كنار دژ مرزي ايجاد گردد؛
12) جاده ها و خاكريزهاي باقي مانده در منطقه تكميل شود.

بي ترديد، انجام اين كارها طي 36 ساعت، امكان پذير نيست؛ اما تاريخ اعلام شده از طرف فرماندهي نيز تغييرناپذير است. در اين ميان، تمام فرماندهان با اعتقاد به هوشياري دشمن تأكيد دارند حداقل آمادگي هاي مورد نياز را به دست آورند. به همين دليل، محدوديت شديدي براي كسب آمادگي اعمال نمي شود و فعاليت در روز در پاره اي از موارد مجاز است. در روز 16 بهمن ماه، يگان ها فعاليت هاي خود را سرعت مي بخشند و بعضي از كارهاي عقب مانده را انجام مي دهند. پايان روز 17 بهمن ماه - طبق ابلاغ اوليه - شب تعيين شده براي آغاز عمليات است؛ بنابراين، از طرفي در روز 17 بهمن، يگان ها بايد آمادگي لازم را براي آغاز عمليات به دست آورند و از طرف ديگر، فعاليت آشكار آنها در روز گذشته، تا حد زيادي ذهن دشمن را تحريك كرده است. در اين روز، نيروهاي عراقي حساسيت خود را با اجراي آتش توپخانه به عقبه هاي خودي و شليك گلوله هاي خمپاره در خطوط مقدم نشان مي دهند. ادامه فعاليت روز گذشته در سطح وسيع و گسترده يقيناً هوشياري دشمن را نسبت به عمليات افزايش مي دهد. اين در حالي است كه هنوز يگان هاي عمل كننده، آمادگي خود را براي انجام عمليات اعلام نكرده اند و فرماندهان لشكرهاي 31 عاشورا، 41 ثارالله، 25 كربلا احتمال به تعويق افتادن زمان عمليات را حتمي مي دانند؛ بنابراين، شب 20 بهمن را براي انجام عمليات پيشنهاد مي كنند. در چنين شرايطي، يگان ها به استقبال روز 17 بهمن مي روند، اما اين روز با روزهاي پيش و چنانچه خواهيم ديد با روزهاي بعد نيز تفاوتي اساسي دارد. در اين روز، برخلاف روز قبل، آسمان مه آلود و پر از گرد و غبار ناشي از باد است؛ به طوري كه فاصله دويست متري به سختي ديده مي شود. يگان ها نيز از اين فرصت استفاده مي كنند و بدون هيچ گونه محدوديتي فعاليت هاي خود را انجام مي دهند. در عصر اين روز، چهره فرماندهان با ساير روزها تفاوت دارد. آمادگي ناشي از تلاش هاي بي وقفه در اين روز تأثيرات مثبتي در روحيه مسئولان ايجاد كرده است و آنان با بيان جمله هايي مانند: امروز روز خداست، خدا بين ما و عراق پرده كشيده و اين ذرات شن، هواپيماهاي اف - 14 خداست احساسات خود را بيان مي كنند. برادر امين شريعتي، فرمانده لشكر 31 عاشورا، در اين زمينه مي گويد:
< ما همه كارهايمان را در اين روز انجام داديم. چه هواي خوبي است كاش فردا هم همين طوري باشد> .
برادر مرتضي قرباني، فرمانده لشكر 25 كربلا نيز، اظهار مي كند:
< به خاطر اين روز به بچه ها بگوييد نماز شكر بخوانند> .
تأثير وضعيت جوي بر آمادگي يگان ها به حدي است كه برادر غلامپور در گزارش خود در 18/10/65 چنين اظهار مي كند:
< بسياري از كارهاي يگان ها ديروز راه افتاد، كاش هواي امروز هم مثل ديروز مي شد> .
بدين ترتيب، وجود مه و گرد و غبار در روز 17 بهمن ماه، ديد دشمن را در منطقه از بين برد و در آمادگي يگان ها تأثير بسزايي داشت. هواي صاف و آفتابي روز بعد، (18/10/65) شاهد اين ادعاست. در اين روز، يگان ها ادامه كار روز و شب قبل خود را دنبال مي كنند و دشمن نيز با تسلط بر منطقه و مشاهده اين تحركات به اجراي آتش بر روي خطوط مواصلاتي نيروهاي خودي اقدام كرده و توانسته است از اين راه، به يگان ها صدماتي اندك وارد آورد. پيشرفت فعاليت يگان ها در اين روز به حدي است كه فرمانده يگان ها اين روز (17 بهمن ماه) را روز عمليات خدا نام گذاري كردند، روزي كه هيچ گاه از ياد رزمندگان نخواهد رفت.
از نكته هاي درخور توجه ديگري كه در اين روزها ديده مي شود، حضور برادر شمخاني، فرمانده نيروي زميني سپاه، در كنار فرماندهان يگان هاست. ايشان همراه با برادر غلامپور، فرمانده قرارگاه كربلا، كليه اقدامات يگان ها را از نزديك مشاهده و مشكلات آنان را با سرعت هر چه تمام تر حل مي كنند. اين حضور باعث مي شود امكانات مورد نياز با سرعت بيشتري به منطقه وارد شود و ابهامات موجود نسبت به انجام عمليات كاهش يابد.


 

تغيير در روز عمليات
نخستين ابلاغيه قرارگاه خاتم حاكي از آن است كه روز 17/10/65 به عنوان روز عمليات انتخاب شده است. انتخاب اين روز با بررسي عوامل مختلفي از جمله وضعيت نور ماه صورت گرفته است، اما از آن جايي كه ميزان تاريكي مطلق روز 17/10/65 تنها پنج دقيقه با روز 18/10/65 تفاوت دارد و نيز با توجه به درخواست يگان ها براي افزايش آمادگي خود، زمان آغاز عمليات به پايان روز 18/10/65، يعني نخستين ساعات بامداد 19/10/65 تغيير مي يابد.


 

عوامل مؤثر در انتخاب ساعت عمليات
طبق روال گذشته، بايد ساعت عمليات طوري انتخاب شود كه نيروهاي موج اوّل از زمان آغاز حركت تا لحظه درگيري، در تاريكي مطلق قرار داشته باشند، اما اين بار به دليل لزوم سرعت عمل در انجام عمليات و كوتاه بودن مدت تاريكي مطلق در آن روزها، اجباراً، حداقل نياز به تاريكي مطلق، در نظر گرفته مي شود، به طوري كه تا يك ساعت قبل از آغاز درگيري تحركات نيروها در نور مهتاب و در برابر ديدگان دشمن انجام خواهد شد. انتخاب ساعت 2 بامداد 19/10/65 براي آغاز عمليات، با رعايت نكته هاي مزبور انجام خواهد گرفت.
بنابراين، نور مهتاب از آغاز شب تا ساعت يك بامداد منطقه را روشن مي كند. در نتيجه، بنا به تدبير فرماندهي مقرر مي شود يگان ها زمان حركت نيروهاي خود را چنان تنظيم كنند كه با رسيدن به موانع دشمن ماه نيز غروب كرده باشد و نيروها در تاريكي مطلق از موانع عبور كنند.(پاورقي 2) در نتيجه، يگان ها بايد فاصله خط خودي تا موانع دشمن را كه پوشيده از آب است، زير نور ماه طي كنند.
زمان مورد نياز براي عبور نيروهاي موج اول، سه تا چهار ساعت تعيين شده است؛ بنابراين، در اين مدت، دشمن مي تواند به راحتي نيروهاي خودي را ببيند. اين مسئله باعث مي شود كه فرماندهان يگان ها نسبت به هوشياري دشمن و درگيري زودرس با نيروهاي بعثي نگران باشند. برادر قاسم سليماني، فرمانده لشكر 41 ثارالله، در اين زمينه مي گويد:
< مهتاب به قدري روشن است كه دشمن از دژ خودمان نمايان است. با دوربين ديد در شب امتحان كردم حتي تيرهاي برق در نزديكي دشمن به راحتي قابل روِيت است... در مورد مهتاب حتماً نياز است كه يك بازنگري شود...>
البته، براي اختفاي نيروها تدابيري انديشيده و مقرر مي شود كه فرماندهان يگان ها آنها را اعمال كنند. از آن جمله، بايد نيروها سعي كنند تا حد امكان داخل آب حركت نمايند و قسمت كمي از بدن خود را بيرون از آب نگه دارند. براي رعايت اين دستور، رزمندگان مجبور مي شوند به دليل عمق كم آب در مسافت درخور توجهي، با سر زانو حركت كنند و اين مسئله خود، باعث كندي حركت آنان مي شود.


 

ارزيابي هوشياري دشمن
مدت زيادي از پايان عمليات كربلاي 4 نگذشته است، هوشياري و آمادگي دشمن در اين عمليات ذهن بيشتر فرماندهان را به خود مشغول كرده است. به همين دليل، فرمانده سپاه مي كوشد از تجربه هاي اين عمليات، بيشترين استفاده را بكند و با زير نظر گرفتن تمامي اقدامات و تحركات ارتش عراق، خود را براي مواجهه با چنين شرايطي آماده نمايد. در پايان روز 18/10/65، افزايش آتش توپخانه دشمن نسبت به روزهاي قبل، توجه فرمانده قرارگاه كربلا را به خود جلب مي كند. اجراي شديد آتش دشمن در آغاز شب نيز ادامه دارد. در بين يگان ها، بيشترين صدمه به تيپ 18 الغدير وارد شده است. اصابت موشك هاي كاتيوشا به نيروها و امكانات اين تيپ باعث شده است يكي از محورهاي عملياتي اين يگان تعطيل شود. لشكر 41 ثارالله يگان ديگري است كه از شدت آتش دشمن صدمه ديده است. فرمانده اين يگان مشكل خود را طي نامه اي به فرمانده قرارگاه كربلا چنين توضيح مي دهد:
< دشمن دو رگبار كاتيوشا در حوضچه ما ريخت كه تعدادي مجروح و شهيد به همراه داشت و چهار فروند قايق نيز سوخت> .
در كنار افزايش آتش دشمن كه مي تواند به منزله نخستين عامل هوشياري ارتش عراق تلقي شود، افزايش تعداد منورها نيز مي تواند ميزان هوشياري دشمن را نسبت به تحركات نيروهاي خودي نشان دهد. به همين دليل، فرمانده سپاه كه براي هدايت و كنترل عمليات در قرارگاه كربلا حضور مي يابد با اعزام عناصر قرارگاه به بالاي سنگر تعداد منورهاي شليك شده دشمن را كنترل مي كند.
در ساعت40 :18 روز 18/10/66، برادر محسن رضايي به محض فرا رسيدن شب به يكي از برادران طرح و عمليات چنين مي گويد:
< برويد بالا ببينيد دشمن منور مي زند؟>
پس از كنترل اوليه منورهاي دشمن مسائل متفرقه اي در زمينه عمليات بين فرمانده قرارگاه و فرمانده سپاه مورد بحث و بررسي قرار مي گيرد. ساعت 35:19 دقيقه شنود قرارگاه اعلام مي كند دشمن به نيروهايش دستور مراقبت داده است. به دنبال اين خبر، برادر محسن رضايي مجدداً به يكي از برادران دستور مي دهد:
< برويد بالا ببينيد دشمن منور مي زند يا نه؟ يك نفر را آن جا بگذاريد، يك ربع بماند و تعداد آنها را كنترل كند> .
اين لحظات دقيقاً با آغاز تحركات يگان ها براي اعزام نيروها هم زمان است. در اين لحظات، عكس العمل دشمن با اقداماتي كه در نخستين شب عمليات كربلاي 4 انجام داد، مقايسه مي شود. قرار است در صورت مشاهده وضعيتي شبيه وضعيت عمليات كربلاي 4، تصميم لازم با سرعت بيشتري اتخاذ شود؛ بنابراين، اخبار تحركات دشمن مي تواند كمك مؤثري در اين زمينه باشد. در ساعت 41:19، برادر محرابي اطلاعات جمع آوري شده را چنين بيان مي كند:
< دشمن دو عدد منور روي ام الرصاص زده است؛ تردد در نخلستان اطراف تنومه زياد است؛ در منطقه سيل بندهاي پاسگاه بوبيان و كوت سواري، تردد نيروهاي پياده دشمن مشاهده مي شود؛ حركت خودرو ايفا در خط زياد بوده است و كمپرسي هايي كه روي سيل بندها كار مي كردند نيز فعاليت زيادي داشته اند> .
از تحركات دشمن مي توان دو احتمال متناقض استنباط كرد: يكي ادامه اقدامات عادي پدافندي و ديگر هوشياري نسبي در زمينه عمليات با توجه به تحركات دو روز اخير.
سه دقيقه بعد از خبر برادر محرابي، گزارش مي شود دشمن در آسمان منطقه پنج ضلعي، منور شليك كرده است؛ در اين لحظات، هر يك از يگان ها با توجه به زمان آغاز مأموريت خود سرگرم انجام كارهاي مربوطه هستند و گزارش هاي خود را با تلفن هاي باسيم ارسال مي كنند. فرمانده قرارگاه در تماس با يگان ها آخرين وضعيت آنها را مي پرسد و هر يك از يگان ها نيز وضعيت خود را اعلام مي كنند. با گذشت زمان و افزايش تحركات يگان ها، حساسيت دشمن نيز افزايش مي يابد؛ بنابراين، هوشياري او با توجه به شليك منورها دور از انتظار نيست. قرارگاه كربلا تنها يگان عمل كننده در نخستين مرحله عمليات با ميزباني قرارگاه خاتم و قرارگاه نيروي زميني، با نگراني در انتظار آغاز عمليات به سر مي برند. پس از حركت غواص ها، آسمان منطقه با افزايش منورهاي دشمن بيش از پيش روشن مي شود. ساعت 24:21 است كه يگان هاي جناح راست عمليات، به دليل طولاني بودن مسافت، كار خود را سريع تر آغاز مي كنند. برادر دانايي، جانشين فرمانده قرارگاه كربلا، مي گويد:
< تيپ الغدير ساعت 45:20 حركت كرده است، قرار بود ساعت 21 حركت كند. لشكر المهدي نيز قايق هاي خود را در آن طرف دژ مستقر كرده است> .
برادر محرابي نيز اطلاعات جمع بندي شده خود را در زمينه منورهاي دشمن چنين بيان مي كند:
< منورهاي دشمن هر دقيقه يك بار روي پنج ضلعي، شلمچه و بوبيان شليك مي شود، مجموعاً تا ساعت
24 :21حدود پنجاه منور شليك شده كه 25 عدد آنها روي محور اصلي عمليات است و باقي منورها روي ام الرصاص و ساير محورها شليك شده است> .
با افزايش تعداد منورها و آتش كاتيوشاي دشمن در محورهاي عمليات و وارد شدن صدماتي به لشكرهاي 41 و 25 و تيپ 18، احتمال هوشياري دشمن نيز بيشتر مي شود. خبر تحركات دشمن در منطقه فاو تنها خبر اميدوار كننده است كه اندكي التهاب ناشي از احتمال هوشياري دشمن را كاهش مي دهد.
اين اميدواري از چند روز پيش، از راه اخباري كه برادر محرابي از نقل و انتقالات گسترده دشمن به منطقه فاو مي داد، ايجاد شده است. وي در اين زمينه چنين توضيح مي دهد:
< دشمن ستون و ستون كشي راه انداخته است به طرف فاو، از صبح تا حالا حدود 630 دستگاه ماشين حركت كرده است و حدود چهار تيپ نيز وارد منطقه فاو وارد شده است> .
به نظر مي رسد حضور دشمن در منطقه فاو دلالت بر غافلگيريش در شلمچه داشته باشد، اما با گذشت زمان و آغاز حركت يگان ها، حساسيت دشمن نيز افزايش مي يابد.
شليك منورهاي دشمن به صورت نامنظم از محدوده پاسگاه بوبيان تا جزيره ام الرصاص هم چنان ادامه دارد. در سنگر فرماندهي قرارگاه كربلا، فرمانده نيروي زميني و فرمانده سپاه هر يك با عناصر عملياتي خود حضور دارند و رفت و آمد بين دو سنگر قطع نمي شود . برادر دانايي در تماس هاي تلفني با يگان ها از وضعيت آنان مي پرسد، نگراني درباره نحوه انجام مأموريت قرارگاه كربلا در چهره ها ديده مي شود و فرماندهان دو قرارگاه قدس و نجف كه بايد از موفقيت قرارگاه كربلا براي ادامه عمليات استفاده كنند با تماس تلفني از سرنوشت يگان هاي موج اول مي پرسند.
برادر دانايي در پاسخ به برادر ايزدي مي گويد:
< الان، الغدير راه افتاده و خبر خاصي نيست، اتفاق خاصي هم نيفتاده> .
ساعت، 25: 22 را نشان مي داد كه برادر دانايي در تماس با برادر كلهر(پاورقي 3)، معاون لشكر 10 سيدالشهداء، از وي مي پرسد:
< وضعيت چطور است؟>
شهيد كلهر: < در منطقه ما، خبري نبوده است، ما هم بچه هايمان را فرستاده ايم رفته اند> .
تماس قرارگاه با يگان ها به دليل عدم استفاده از بي سيم و لزوم رعايت حفاظت مخابراتي به كندي انجام مي شود. برادر دانايي با دشواري با يگان ها تماس مي گيرد. تعدادي از براداران مخابرات دائم مشغول برقراري ارتباط هستند، اهميت مانور جناح راست (لشكر 33 و تيپ 18) فرمانده را ملزم مي كند كه با برادران اسدي و ميرحسيني (فرماندهان آن دو يگان) تماس بيشتري داشته باشد.
در ساعت 30 :22برادر دانايي در تماس با برادر فتوحي جانشين تيپ 18 الغدير از وي پرسيد:
< بچه هايت حركت كرده اند؟>
برادر فتوحي: < بله، حركت كرده اند>
برادر دانايي: < دشمن تيربار و منوري كه نزده؟>
برادر فتوحي: < نه، خبري نيست> .
شليك منورها از سوي دشمن هم چنان ادامه دارد. برادر صياف، مسئول عمليات قرارگاه كربلا، نگراني خود را نسبت به زمان حركت لشكر 41 ثارالله چنين ابراز مي كند:
< قرار بوده قاسم ساعت 22 راه بيفتد، ولي هنوز تماسمان با او برقرار نيست> .
در همين زمان، نامه فرمانده لشكر ثارالله كه تاكنون موفق نشده است با قرارگاه تماس تلفني برقرار كند از سوي پيكي به قرارگاه مي رسد. اين نامه تا اندازه اي نگراني فرمانده قرارگاه را نسبت به مأموريت اين لشكر در محور كانال ماهي، كاهش مي دهد. برادر ميرحسيني، جانشين فرمانده لشكر 41، در اين نامه نوشته است:
< نيروهاي ما در ساعت 22 به سمت دشمن حركت كرده اند و فعلاً هم حاج قاسم، فرمانده لشكر، با دوربين مادون قرمز نزديك معبر ايستاده است و با نيروها تماس تلفني دارد. از وضعيت يگان هاي ديگر ما را مطلع سازيد> .
برادر دانايي در پاسخ نامه چنين مي نويسد:
< سعي كنيد ارتباط باسيم تان را برقرار كنيد. تيپ الغدير و لشكر المهدي از ساعت 21 حركت كرده اند و تاكنون مسئله اي پيش نيامده، لشكر 10 سيدالشهدا نيز حركت كرده است> .
فرمانده قرارگاه پس از اطمينان از حركت يگان هاي موج اول در محور جناح راست و كانال ماهي مي كوشد از وضعيت يگان هاي مأمور در منطقه پنج ضلعي نيز مطلع شود و برنامه ريزي لازم را براي هماهنگي تمامي يگان ها انجام دهد. به همين دليل ارتباط تلفني بين قرارگاه و لشكر عاشورا در ساعت 45 :22 برقرار شد.
برادر دانايي: < بچه هايتان ر اه نيفتاده اند؟>
برادر كاشاني، جانشين فرمانده لشكر 31 عاشورا: < چند دقيقه ديگر راه مي افتند> .
برادر دانايي: < اشكالي در خطتان نبوده؟>
برادر كاشاني: < نه نه، خبري نيست> .
لشكر 19 فجر يكي ديگر از يگان هاي عمل كننده در منطقه پنج ضلعي است كه فرمانده قرارگاه موفق نمي شود با فرمانده آن تماس برقرار كند. پس از دريافت گزارش يگان ها، برادر دانايي وضعيت را در ساعت 25:23 چنين تشريح مي كند:
< با اكثر يگان هايي كه راه افتاده اند، تماس گرفته ايم. اتفاق خاصي نيفتاده است. دشمن از ساعت 12:23 تا ساعت 18:23 يك گلوله منور شليك كرده است > .
بعد از ساعت 35:23 منورهاي دشمن هرچند دقيقه يك بار آسمان منطقه را روشن مي كنند. خمپاره و توپ به صورت نامنظم از سوي دشمن اجرا مي شود. از آتش شديد دشمن كه از بعدازظهر امروز آغاز شده خبري نيست و گلوله هاي منور جاي آن را گرفته است. برادر دانايي هنوز موفق نشده است با فرمانده لشكر 19 تماس برقرار كند. به همين دليل نامه زير را با پيكي براي فرمانده لشكر، برادر رودكي، ارسال مي كند:
< سريعاً تماس باسيم تان را برقرار كنيد و از وضعيت حركت نيروهايتان ما را با خبر سازيد، بچه هاي ديگر راه افتاده اند> .
نور مهتاب اندكي منطقه را روشن كرده است. انعكاس نور ماه در آبي كه بين نيروهاي خودي و دشمن است هر حركتي را در آب نمايان مي سازد. دوربين هاي ديد در شب دشمن همچون شب هاي گذشته در محل هاي خود مستقرند. در ساعت 36 :23خبر مي رسد يك تيربار دشمن در منطقه پنج ضلعي شروع به شليك كرده، اما پس از زمان كوتاهي متوقف شده است. در همين لحظه، فرمانده لشكر امام حسين (ع) در تماس با فرمانده نيروي زميني مي گويد دشمن به توپخانه اش آماده باش داده است. اين دو خبر انگيزه مناسبي براي ارزيابي مجدد هوشياري دشمن و تماس مجدد با يگان هاست. طبيعتاً نخستين يگان نيز تيپ 18 الغدير است.
برادر دانايي: < برادر ميرحسيني، وضع چگونه است. تيري، تفنگي، خبري نيست> .
برادر ميرحسيني: < بچه ها رفته اند و هيچ مشكلي ندارند. قايق هايمان را هم انداخته ايم داخل آب و خمپاره هايي كه از قبل كار مي كرده نيز قطع شده است> .
در همين زمان، خبري را كه شنود در ساعت


 

25 :23دقيقه دريافت كرده بودند به فرماندهي رساندند:
< فرمانده توپخانه دشمن با نيرويي در خط تماس گرفته و گفته وضع عادي است> .
برادر محرابي نيز گزارش ديده بان را كه زمان و منطقه شليك منورهاي دشمن را ثبت كرده است به برادر غلامپور ارائه مي دهد:
< 52:23، دشمن روي منطقه شمال كانال ماهي دو عدد منور شليك كرده است. 56:23، دشمن روي پاسگاه بوبيان و پل كنار اين جاده روي كانال ماهي يك عدد منور شليك كرده است و در ساعت 59:23، دشمن روي پاسگاه بوبيان يك عدد منور شليك كرده است> .
در ساعت 24، برادر استوار، جانشين فرمانده لشكر 19، در تماسي با برادر غلامپور مي گويد:
< بچه هايمان را از ساعت 15:23 ر اه انداخته ايم و مشكلي نداريم> .
هنوز مدت زيادي از زمان حركت نيروها نگذشته است، حركت غواص ها به دليل عمق كم آب بسيار كُند است. افزون بر اين، سردي آب نيز در كندي حركت نيروها مؤثر است. تابش نور مهتاب بر سطح آب، امواج ايجاد شده در اثر حركت غواص ها را به خوبي نمايان مي كند. قرار بود هنگام غروب ماه، نيروها به موانع دشمن برسند و در تاريكي مطلق، از موانع عبور كنند. دقت جدول زمان بندي طلوع و غروب ماه در ساعات قبل از عمليات از سوي فرمانده لشكر 19 زير سؤال رفته است. به همين دليل اطمينان چنداني نسبت به آن وجود ندارد. برادر غلامپور با نگاه به ساعت خود كه حدوداً 05ّ:00 دقيقه بامداد را نشان مي دهد. عواقب اين اشتباه را در ذهن مرور مي كند. اگر جدول اشتباه تنظيم شده باشد و ماه ديرتر از زمان در نظر گرفت-ه شده (15:1) غروب كند، كافي است دشمن با چشم مسلح منطقه و خط خودي را زير نظر بگيرد و بعد عكس العمل طبيعي خود را همچون عمليات كربلاي 4 نشان دهد. در اين صورت چه بايد كرد؟ تنها نكته اي كه مي تواند اندكي اميدواري ايجاد كند جمله اي است كه ايشان ابراز مي كنند:
< خدا كند ماه ساعت 15/1 دقيقه غروب كند> .
برادر محمد باقري، مسئول اطلاعات قرارگاه خاتم، ساعت بيست دقيقه به سنگر فرماندهي وارد مي شود و درباره منطقه فاو اين طور مي گويد:
< پنج عدد از شناورهاي دشمن قصد عبور از خور عبدالله را داشتند كه بچه ها به طرف آنها تيراندازي كرده اند. هم چنين، نكته ديگر اين كه دشمن آتش زيادي در فاو ريخته است> .
در اين لحظه، برادر دانايي نتيجه تماس خود را با لشكرهاي 31 عاشورا و 10 سيّدالشهدا چنين بيان مي كند:
< هر دو تا گفته اند خبري نيست امن و امان است> .
پس از اين خبر، برادر محرابي مي گويد:
< دشمن روي بوارين حساس شده، ده تا پانزده منور زده است> .
برادر غلامپور:
< روي لشكر امام رضا (ع) حساس شده است، اگر به اين يگان حساس شود همه جبهه را مسئله دار مي كند> .
آغاز درگيري
دقايقي از بامداد روز 19/10/65 گذشته است و قرارگاه كربلا با شش يگان خط شكن خود به سمت منطقه درگيري در حال پيشروي است. قرارگاه نجف نيز تنها با يك يگان لشكر 21 امام رضا (ع) آماده تك به جزيره بوارين است. لشكر امام رضا (ع)، تنها يگان عمل كننده از قرارگاه نجف، در شب نخست عمليات مي باشد. حركت اين لشكر كه بيشتر براي فريب دشمن صورت مي گيرد، در صورت موفقيت مي تواند تضميني براي موفقيت محور اصلي عمليات باشد. در ساعت 54/00 دقيقه بامداد برادر محرابي مجدداً خبر زير را به فرمانده قرارگاه اعلام مي كند:
< نوك جزيره بوارين، تيرباردشمن فعال است، روي منطقه پنج ضلعي دشمن پنج تا منور زده> .
لحظات به سختي مي گذرد، هنوز از غروب ماه خبري نيست. شليك منورهاي دشمن تابش ملايم نور مهتاب را برهم زده و وقوع حادثه اي را خبر مي دهد. در اين حالت، نيروهاي غواص به موانع دشمن نزديك مي شوند. دشمن در منطقه پنج ضلعي همان منطقه اي كه در عمليات كربلاي 4 از نيروهاي خودي ضربات سختي را دريافت كرده بود، بيش از ساير محورها از خود حساسيت نشان مي دهد. ساعت 55/00 دقيقه بامداد است كه برادر محرابي با نگراني به سنگر وارد مي شود و مي گويد:
< در پنج ضلعي، تيربارهاي دشمن شروع به فعاليت كرده است، هنوز هم مي زند> .
اين خبر جو قرارگاه را تغيير مي دهد، نگراني در چهره تمامي حاضران ديده مي شود. برادران دانايي و غلامپور مي كوشند در تماس با يگان ها، موضع دقيق تيربار دشمن را پيدا كنند و علت شليك هاي نابهنگام و مكرر آن را بدانند. يك دقيقه بعد، مجدداً برادر محرابي به سنگر وارد مي شود و اعلام مي كند:
< آتش تيربار و منور دشمن در پنج ضلعي زياد شده است> .
در اين لحظه، فرمانده كل عمليات به سنگر وارد مي شود و با نگراني مي پرسد.
< كي درگير شده است؟!>
دو لشكر 31 و 19 در منطقه پنج ضلعي عمل مي كنند. به همين دليل برادر غلامپور كه با معاون فرمانده لشكر 31 عاشورا تماس گرفته است مي گويد:
< با امين، فرمانده لشكر، تماس داري؟ برو ببين جلو چه خبر است، در پنج ضلعي درگير شده اند؟ ببين وضع چگونه است> .
در همين لحظه، برادر باقري، مسئول واحد اطلاعات نيروي زميني، به سنگر وارد مي شود و خبر مي دهد:
< الان قسمت قاآني (لشكر 21) و فضلي (لشكر 10) در جزيره بوارين و شلمچه درگير شده اند> .
برادر محسن رضايي: < احتمالاً رودكي درگير شده است> .
در همين لحظه، برادر غلامعلي رشيد، معاونت عمليات قرارگاه خاتم، كه براي بررسي وضعيت به بالاي سنگر رفته است، به داخل سنگر برمي گردد و مي گويد:
< درگيري در پنج ضلعي، بسيار شديد است، تيربارهاي سمت راست طرف رودكي است> .
ساعت، 1 بامداد را نشان مي دهد. تا غروب ماه 15 دقيقه و تا آغاز عمليات 60 دقيقه باقي مانده است. نگراني از درگيري زودرس ذهن فرمانده را مشغول كرده. كليه برادران مسئول در قرارگاه خاتم، نيروي زميني و قرارگاه كربلا در سنگر حاضر هستند. رفت و آمدهاي مكرر و شلوغي داخل سنگر به حدي است كه توان تمركز فكر و اتخاذ تصميم مناسبي از سوي فرماندهي را ناممكن مي كند. فرمانده كل سپاه به دليل اهميت زمين پنج ضلعي براي نيروهاي خودي و هم چنين حساسيت دشمن در اين منطقه، مجددا مي گويد:
< الان لشكر 31 و لشكر 19 مهم اند، با آنها تماس بگيريد> .
ساعت 10: 1 را نشان مي دهد كه تعدادي از فرماندهان با نگراني از درگيري زودرس و نرسيدن نيروهايشان به منطقه درگيري با قرارگاه تماس مي گيرند و ضمن بيان مشكلات يگان خود، در ارتباط با وضعيت پيش آمده كسب تكليف مي كنند. برادر قاسم سليماني مي گويد:
< كي درگير شده است ؟ ما هنوز يك ساعت وقت مي خواهيم براي رسيدن به دشمن> .
برادر غلامپور كه بايد با ايجاد آرامش، يگان ها را كنترل كند، در پاسخ مي گويد:
< ببين قاسم كسي درگير نشده است، فقط يك كم بوارين درگير بوده است، يگان هاي ديگر هم درگير نشده اند> .
برادر غلامپور پس از تماس با يگان ها و مرور اخبار رسيده از ديدگاه ها، هنوز نتوانسته است موضع درگيري و يگان درگير شونده را مشخص كند. البته، اين مشكل تا حد زيادي به نحوه تماس قرارگاه با يگان ها، مربوط مي شود؛ زيرا، قرارگاه براي تماس با فرماندهان يگان ها ارتباط خود را با تلفن باسيم مستقر در قرارگاه تاكتيكي لشكر يا تيپ برقرار كرده است. در حالي كه اين فرماندهان از مقر خود خارج شده و براي هدايت نيروهاي خود، در نزديكي منطقه درگيري مستقر شده اند؛ بنابراين، با قرارگاه هيچ گونه ارتباط مستقيمي ندارند و تماس آنها از طريق معاونا نشان كه در قرارگاه تاكتيكي يگان حضور دارند، برقرار است. اين موضوع باعث بروز مشكلاتي در سيستم ارتباطي بين يگان ها و قرارگاه شده است. در همين زمان، فرمانده تيپ 18 الغدير طي تماسي مي گويد:
< جلوي ما يك چهار لول كار مي كند، ولي چيزي نيست > .
در حالي كه 43 دقيقه به آغاز عمليات باقي مانده است، برادر دانايي پس از تماس با لشكر 10 سيّدالشهدا مي گويد:
< گردان علي اكبر در معبر سيدالشهدا (محور راست لشكر) درگير شده است> .
پيرو اين خبر در ساعت 1:19 فرمانده قرارگاه كربلا با فرمانده لشكر 10 تماس مي گيرد و تأكيد مي كند:
< به حركت ديگر نيروها نيز سرعت ببخش تا عقب نمانند> .
برادر فضلي: < بندگان خدا وسط آب اند> .
برادر محسن رضايي كه ناظر بر اوضاع قرارگاه كربلاست، دستور مي دهد:
< بگوييد بقيه درگير شوند> .
ايشان مجدداً تأكيد مي كند:
< به لشكرهايتان برسيد و بگوييد عجله كنند> .
در مجموع، به نظر مي رسد در آخرين لحظات، نيروهاي مستقر در خط اول دشمن، با توجه به عواملي همچون تحركات نيروهاي خودي و تابش نور مهتاب، نسبت به عمليات هوشيار شده اند. در اين لحظات، ذهن فرمانده قرارگاه كربلا متوجه تدبيري است كه قبل از عمليات، اتخاذ شده است. تهاجم لشكر 21 امام رضا (ع) به جزيره بوارين مي تواند با توجه به ذهنيت دشمن نسبت به عمليات كربلاي 4 فرمانده دشمن را از اتخاذ يك تصميم مناسب در زمينه اصلي يا فرعي بودن سمت تك در دو جبهه شلمچه يا بوارين بازدارد و تمركز فكري فرمانده دشمن را برهم زند. به همين دليل، برادر غلامپور در تماس با قرارگاه نجف مي گويد:
< آقاي شوشتري درگير شديد؟ درگير شديد؟>
برادر شمخاني نيز به يگان المهدي و الغدير دستور مي دهد عمليات را آغاز كنند ساعت 29: 1 است. به توپخانه گفته مي شود كه با فاصله شليك كند تا دستور بعدي ابلاغ شود. در بعضي از محورها، درگيري آغاز شده است و در بعضي ديگر، هنوز نيروها در ميان موانع در نزديكي دشمن به سر مي برند. به همين دليل اين احتمال وجود دارد كه دشمن نسبت به يك اقدام گسترده از سوي نيروهاي خودي، غافلگير شده باشد. برادر محسن رضايي مي گويد:
< ممكن است اين حركت هاي ما را گشتي - رزمي حساب كنند> .
در همين لحظه، برادر محرابي جمع بندي خود را از گزارش شنود اظهار مي كند:
< دشمن تاكنون يك محور را كشف كرده. شبكه گردان با گردان تماس دارد، ولي هنوز رده تيپ دشمن فعال نشده است> .


 

شكستن خط دشمن
با رسيدن بيشتر يگان ها به خط اول دشمن، دستور درگيري به كليه يگان هاي خط شكن داده مي شود. مدت زيادي از آغاز درگيري نگذشته است كه از چند محور، اخبار اميدواركننده اي درباره شكستن خط دفاعي دشمن مي رسد، برادر سليماني در ساعت 40:1 وضعيت خود را چنين گزارش مي دهد:
< يك محورمان درگير شده است، سيل بند اول را تمام كرده و به طرف سيل بند دوم در حركت است> .
در همين لحظه، صداي برادر امين شريعتي از پشت بي سيم شنيده مي شود:
< چند تانك دشمن كه مانع حركت نيروهاي خودي بود، ترتيبش داده شده، نوك كانال طرف خودمان را حل كرده ايم> .
برادر غلامپور پس از تماس، با برادر رودكي مي گويد:
< وضع لشكر 19 هم خوب است> .
كم كم، نشانه هاي موفقيت نمايان مي شود. هرچند آغاز عمليات طبق برنامه پيش نرفته است، اميدوار كننده ادامه پيدا مي كند. برادر محسن كه مي بيند فرماندهان يگان ها با توجه به شرايط پيش آمده، بيش از هر چيز ديگري به آرامش نياز دارند به برادر غلامپور مي گويد:
< با بي سيم كم تر صحبت شود، بگذاريد به درگيري فكركنند و اين وضعيت را تا يك ساعت ادامه دهيد> .
ساعت، 48:1 را نشان مي دهد كه برادر غلامپور در يك جمع بندي از وضعيت منطقه پنج ضلعي مي گويد:
< امين رفته مسئله پاسگاه كوت سواري را حل كرده است. رودكي هم در محورش رفته بالا و قايق هايش را راه انداخته است> .
در همين حال، برادر دانايي با بريدن صحبت برادر غلامپور مي گويد:
< اسدي هم راه افتاده است> .
با توجه به شواهد به نظر مي رسد كه دشمن از آمادگي چنداني برخوردار نبوده است، به ويژه در محور كانال ماهي. با وجود اين كه نيروهاي لشكر 41 ثارالله به صورت نامنظم به خط دشمن حمله مي كنند، اما دشمن هيچ گونه مقاومت در خور توجهي از خود نشان نمي دهد. اين موضوع در كنار موفقيت يگان ها، باعث مي شود كه فرمانده قرارگاه نسبت به استفاده از زمان بيشترحساس شود و در حركت موج دوم (قايق ها و نفربرها)، بيشتر عجله كند. به همين دليل وي به برادر دانايي تأكيد مي كند كه لشكر 10 نفربرهايش را راه بيندازد. ساعت، 55 :1 را نشان مي دهد كه هواپيماهاي دشمن بر فراز منطقه با ريختن فيلر فضا را روشن كرده اند. تلاش براي حداكثر استفاده از تاريكي ادامه دارد. برادر غلامپور بي وقفه در تماس با يگان ها، حركت نيروهاي سوار بر قايق ها و نفربرها را مورد تأكيد قرار مي دهد. لشكر 25 كربلا تنها يگان قرارگاه كربلاست كه قرار است در مرحله دوم عمليات وارد عمل شود. اين يگان مأموريت دارد با هماهنگي لشكر 41 ثارالله از كانال ماهي عبور كند و در زمين جنوب كانال ماهي سرپل به دست آمده را گسترش دهد و در نوك كانال ماهي، با لشكر 31 عاشورا الحاق نمايد.
اخبار رسيده از تداوم موفقيت يگان ها حكايت دارد. برادر باقري گزارش شنود را چنين بيان مي كند:
< دشمن ساعت 50 :1به نيروهاي خود دستور داده است كه پاسگاه كوت سواري را زير آتش بگيرند (اين به معني از دست دادن اين پاسگاه و تسلط نيروهاي خودي بر آن بود) . يكي از فرمانده گردان هاي دشمن نيز به فرمانده تيپ خود مي گويد، ما داريم محاصره مي شويم> .
فرمانده قرارگاه كربلا كه وضعيت دشمن را متزلزل مي بيند، مي كوشد كه وضعيت نيروهاي خودي را تا طلوع آفتاب، حداقل در محور منطقه پنج ضلعي تثبيت كند، به همين دليل، بيشترين تلاش خود را صرف موفقيت لشكرهاي 31، 19 و 10 مي نمايد. از طرف ديگر، با توجه به ابراز ترديد نسبت به شكسته شدن خط شلمچه به فرمانده لشكر 10 تأكيد مي شود كه در تصرف اهداف خود، از موفقيت لشكر 19 استفاده كند. لشكر 10 كه براي شكستن خط در محور جاده شلمچه با مشكل روبه رو شده است، بلافاصله آماده مي شود تا از موفقيت لشكر 19 فجر استفاده كند و با انتقال گردان امام سجّاد(ع) خط را از لشكر فجر تحويل بگيرد و تك خود را در امتداد دژ مرزي به سمت شلمچه آغاز كند.
در همين رابطه، برادر محسن رضايي، فرمانده كل عمليات، نيز خروج نيروهاي خودي از پنج ضلعي را مورد تأكيد قرار مي دهد:
< شما سريع روي نيم دايره ها سرمايه گذاري كنيد، همه بروند به طرف نيم دايره ها، يعني مواضع هلالي شكل دشمن> .
برادر رحيم صفوي نيز درباره خارج شدن نيروهاي خودي از پنج ضلعي و گسترش پيشاني جنگي مي گويد:
< شما بايد خودتان را از پنج ضلعي بيرون بياوريد، فشار را بگذاريد روي لشكرهاي 25 و 31 كه از نوك كانال بيرون بيايند> .
در اين لحظات، دشمن در راستاي كسب آمادگي هاي لازم براي مقابله با نيروهاي خودي است. نخستين حركتي كه دشمن از خود نشان خواهد داد اجراي آتش سنگين توپخانه است. به همين دليل، به توپخانه هاي خودي آمادگي كامل داده شد تا قبل از آغاز فعاليت توپخانه دشمن، فعاليت خود را آغاز كنند. با گذشت زمان، نفوذ نيروهاي خودي در عمق مواضع دشمن بيشتر مي شود و پس از در محاصره قرار گرفتن فرمانده گردان دشمن در پنج ضلعي، نوبت به فرمانده تيپ اين گردان مي رسد كه به فرمانده لشكر خود چنين پيام مي دهد:
< ما در محاصره قرار گرفته ايم، طبق برنامه آتش بريزيد> .
فرمانده تيپ مستقر درجاده اصلي داخل پنج ضلعي كه توانسته است در عمليات كربلاي 4 از پيشروي نيروهاي لشكر 19 فجر جلوگيري كند، در محاصره نيروهاي خودي قرار مي گيرد و درخواست كمك مي كند. برادر غلامپور با اطلاع از اين موضوع اصرار دارد كه محور پنج ضلعي هماهنگ و كامل به تصرف نيروهاي خودي درآيد، به همين دليل، به فرمانده لشكر 19 تأكيد مي كند:
< شما دستتان را به لشكر سيدالشهدا بدهيد و تلاش كنيد كه وقت را از دست ندهيد، الحاق با لشكر عاشورا هم همين طور> .
حركت نيروهاي پياده در شب در مقايسه با روز با سهولت بيشتري انجام مي شود. به همين دليل، قرارگاه براي ادامه حركت در روز و هم چنين پاسخگويي به فشارهاي دشمن، تدبير استفاده از زرهي را به يگان ها گوشزد مي كند. برادر غلامپور در هر تماس خود با يگان ها، از عبور تانك هاي آنها مي پرسد و بدين ترتيب، حساسيت اين حركت را براي آنان ملموس مي كند. كمي پس از آغاز عمليات و اطمينان از در هم شكستن خطوط دشمن، تلاش براي هدايت و پيشروي نيروها و الحاق يگان ها با يكديگر مورد تأكيد قرار مي گيرد. توصيه هاي مكرر به لشكر 25 كربلا براي الحاق با لشكر 31 عاشورا، در شرايطي كه آن لشكر هنوز به منطقه درگيري وارد نشده است، از اهميت الحاق دو جبهه كانال ماهي و پنج ضلعي حكايت دارد. يكي از مسائل اساسي عمليات تصرف نوك كانال ماهي و باز كردن عقبه خشكي براي نيروهاي عبور كننده از كانال ماهي است. با توجه به اين كه پيش از اين نيز، توصيه هاي لازم به فرمانده لشكر 25 كربلا شده بود مجدداً فرمانده كل سپاه مستقلاً و با بي سيم با وي تماس گرفته و مسئله هدف اصلي، يعني الحاق با لشكر 31 عاشورا را گوشزد مي كند.
برادر محسن رضايي در شب نخست مي كوشد پشت بي سيم قرار نگيرد؛ زيرا، استراق صداي وي توسط شنود دشمن، ميزان سرمايه گذاري سپاه در عمليات را معين مي كرد، ولي به دليل اهميت فوق العاده اي كه الحاق مزبور براي فرمانده عمليات داشت اقدام به اين كار مي كند. هم زمان با تأكيد بر الحاق لشكرهاي 31 و 25، براي الحاق لشكر 19 فجر با 31 عاشورا در منطقه پنج ضلعي نيز تلاش مي شد.
بدين ترتيب، تا ساعت 3 بامداد در جناح راست، تيپ 18 الغدير و لشكر 33 المهدي، در محور كانال ماهي، لشكر 41 ثارالله، در محور پنج ضلعي لشكر 31 و 19 فجر و در محور شلمچه، لشكر 10 مجموعاً با درهم شكستن خطوط دشمن و پيشروي به سوي عمق از موقعيت مناسبي براي الحاق برخوردارند و تلاش هاي منظمي براي اين منظور انجام مي گيرد. در ساعت 50:3، يگان هاي جناح راست عمليات در حال پيشروي به سوي اهداف خود هستند. در جبهه كانال پرورش ماهي، لشكر ثارالله كه دژها و موانع دشمن را پشت سر گذاشته است، اعلام مي كند ما از پل كانال ماهي عبور كرده ايم . برادر قاسم سليماني فرمانده لشكر، از قرارگاه كربلا مي خواهد كه به لشكر 25 كربلا دستور داده شود عمليات خود را براي عبور از لشكر ثارالله آغاز كند، اما ترافيك ناشي از عبور و مرور گردان هاي لشكر ثارالله منطقه را شلوغ كرده است و گردان لشكر 25 كربلا نمي تواند حركت كند. در جبهه پنج ضلعي، لشكر عاشورا مقر گردان دشمن را در جلوي پاسگاه كوت سواري محاصره كرده است. لشكر 19 فجر مانور عمليات كربلاي 4 را تكرار مي كند و با شكستن خط از روي دژ مرزي به منطقه پنج ضلعي وارد مي شود. اين يگان جناح چپ پنج ضلعي را به لشكر سيدالشهدا (ع) تحويل مي دهد و در جناح مياني پنج ضلعي، بين دو لشكر 31 و 10 عمليات را ادامه مي دهد. لشكر 10 سيدالشهدا تا اين ساعت كه نزديك به دو ساعت از تحويل گرفتن خط از لشكر فجر مي گذشت، روي دژ مرزي پيشروي كرده و سنگرهاي دشمن را درهم شكسته است. نيروهاي اين يگان حماسه لشكر 57 حضرت ابوالفضل (ع) در عمليات كربلاي 4 را تكرار مي كنند.
در ساعت 15:4، در جناح راست عمليات، لشكر 33 به پاسگاه دشمن در بوبيان نزديك شده و در جبهه كانال ماهي، لشكر 25 كربلا نخستين گردان خود را با اتكا به قايق به سمت كانال ماهي حركت داده است. در محور پنج ضلعي، لشكر 19 فجر با شكستن خط دوم دشمن در جناح مياني در مقابل يك قرارگاه دشمن قرار دارد. در ساعت 15:5 اعلام مي شود كه جاده فجر براي عبور ماشين هاي سبك و آمبولانس آماده است. لشكر 19 فجر كه ضمن انجام تك در اين منطقه وظيفه ترميم دژ مرزي را نيز به عهده دارد تا از آن به عنوان تنها جاده خودي استفاده شود، اين خبر را به قرارگاه ارسال مي كند. در پي اين خبر، فرمانده قرارگاه كربلا به لشكرهاي درگير در پنج ضلعي ابلاغ مي كند تا نهايت استفاده را از جاده فجر بكنند.
لشكر عاشورا در ساعت 25:5 ضمن تصرف مقر گردان محاصره شده، به سمت قرارگاه تيپ دشمن حركت مي كند، اما هنوز از الحاق اين لشكر با لشكر 19 فجر خبري به قرارگاه نرسيده است. حدود ساعت 6 بامداد، با پيشروي لشكر 31 و تهديد قرارگاه فرمانده تيپ دشمن ، از شدت فشار به لشكر 19 فجر كاسته مي شود، اما هنوز براي برقراري الحاق تلاش زيادي لازم است. در اين لحظات، فرمانده لشكر 10 سيدالشهدا اعلام مي كند كه گردان امام سجاد (ع) و گردان علي اكبر(س) كه به ترتيب در امتداد دژ مرزي (از شمال به جنوب) و خاكريز عمود بر آن (از شرق به غرب) تك مي كردند با يكديگر الحاق نموده اند. در پي اين خبر، برادر صفوي، جانشين فرمانده نيروي زميني به قرارگاه كربلا ابلاغ مي كند:
< لشكر 10 بايد از كانال هفت دهنه عبور كند و با دور زدن پل هاي آن از پشت به دشمن حمله نمايد> .
در چنين شرايطي، در حالي كه ساعت 27:6 بامداد را نشان مي داد (هرچند كه تا طلوع آفتاب دقايقي باقي مانده بود) دشمن با وارد كردن نيروي زرهي و پياده ، آماده پاتك مي شود. به همين دليل، برادر رحيم صفوي با احساس خطر از فشارهاي دشمن وضعيت را چنين تحليل مي كند:
< دشمن روي دژ كانال ماهي، زرهي آورده، روي دژ مشترك كانال ماهي و پنج ضلعي هم نيرو آورده، قضيه (مقر فرمانده تيپ در منطقه پنج ضلعي) هنوز حل نشده است. بايد اين قضيه با هم حل كنيم و الحاق دو لشكر 25 و 31 عاشورا را هم انجام دهيم> .
به عبارت ديگر، دو نكته اساسي در مانور قرارگاه كربلا وجود دارد كه بايد مورد توجه قرار گيرد. نكته نخست، الحاق يگان هاي محور پنج ضلعي با محور كانال ماهي و نكته دوم شكستن مقاومت دشمن در مقر فرمانده تيپ در محدوده پنج ضلعي است. افزون بر اين، تكميل مانور جناح راست عمليات، شامل تيپ 18 الغدير و لشكر 33 المهدي، تصرف دو خاكريز هلالي شكل در مقابل جاده شلمچه و موقعيت لشكر 19 و لشكر 31 براي رسيدن به كانال جنوب پنج ضلعي (موسوم به 7 دهنه) از جمله مسائلي است كه بايد قرارگاه كربلا آن را حل و فصل كند تا مانور مرحله نخست عمليات به طور كامل انجام شود.
در حوالي ساعت 29:6، به دنبال پيشروي لشكر 31 عاشورا به سمت مقر تيپ محاصره شده دشمن كه در منطقه پنج ضلعي واقع شده است، كم كم به داخل قرارگاه نفوذ مي شود، اما مقاومت هم چنان ادامه دارد. به ويژه با روشن شدن هوا، نيروهاي دشمن كه بر اثر تهاجم رزمندگان در منطقه پراكنده شده اند همگي به سمت مقر تيپ حركت و در آن جا تجمع مي كنند. دشمن از اهميت مقاومت در مقر تيپ و نقش آن در الحاق نيروها درك روشني دارد و با حفظ موقعيت مقر تيپ توانسته است از الحاق دو محور پنج ضلعي و كانال ماهي جلوگيري كند. نخستين پاتك دشمن با روشن شدن هوا اساساً با اتكا به مقاومت فرمانده مقر تيپ انجام مي گيرد. ساعت 12:7 در حالي كه وضعيت در منطقه پنج ضلعي رو به بحران است، از جناح راست عمليات، خبرهاي موفقيت آميزي مي رسد. لشكر 33 المهدي پاسگاه بوبيان را تصرف كرده است. در پي اين موفقيت، به لشكر مزبور تأكيد مي شود طبق دستور قبلي پل هاي روي دژ كانال ماهي و هم چنين سيل بند چهارم دشمن را منهدم كند تا دشمن توانايي انجام ضدحمله را نداشته نباشد. به عبارت ديگر، هرچند تا پايان شب نخست عمليات الحاق در كليه محورها به صورت كامل انجام نمي گيرد، به طور كلي، يگان ها موقعيت مناسبي دارند و خود را براي مقابله با پاتك هاي دشمن و تداوم عمليات آماده مي كنند.


 

ارزيابي دشمن در نخستين شب عمليات
عمليات موفقيت آميز رزمندگان اسلام و عكس العمل دشمن از آن حكايت داشت كه دشمن نسبت به انجام عمليات در اين منطقه غافلگير شده و از تلاش اصلي عمليات (عبور از كانال ماهي) اطلاع چنداني نداشته است. دشمن تنها نسبت به محورهاي پنج ضلعي و جزيره بوارين حساسيت داشت كه اين حساسيت نيز در حد يك هوشياري منطقه اي و عمومي بود. در نتيجه، آماده باش 50% نيروهاي دشمن در منطقه پنج ضلعي به دليل اطلاع از عمليات خودي نبود. به همين دليل، فرمانده لشكر 11 پياده كه مأموريت پدافند از منطقه شلمچه را به عهده داشت پس از كشف تك خودي از سپاه هفتم درخواست كمك كرد و لشكر 25 مكانيزه را به كمك طلبيد، در حالي كه لشكر 11 پياده تحت امر سپاه سوم عراق قرار داشت. اين مسئله نشان مي داد كه سرفرماندهي ارتش عراق كليه يگان هاي خود را براي حمله به فاو بسيج كرده است. به عبارت ديگر، دشمن نيروهاي خود را به جنوب اروند منتقل كرده بود تا ضمن استفاده از فرصت، حمله خود را براي بازپس گيري فاو آغاز كند. ضعف آتش توپخانه هاي عراق در نخستين شب عمليات نيز از همين مسئله ناشي مي شد. به هر صورت اطلاعات به دست آمده نشان مي داد كه ارتش عراق به شدت غافلگير شده است. اطلاعات به دست آمده در مراحل بعدي اين عمليات و جنگ نيز مؤيد اين تحليل بود؛ بنابراين، نيروهاي خودي بايد بهترين بهره را از فرصت به دست آمده مي بردند و در شب هاي بعدي، حركات طرح ريزي شده را اجرا مي كردند. نكته اي كه در اين زمينه مورد توجه فرماندهان قرار گرفت، ادامه عمليات در روز بود. اين تحليل كه با اطلاعات بعدي نيز بيشتر قوت يافت از آن حكايت داشت كه دشمن به طور اساسي غافلگير شده است و بايد حداكثر استفاده از زمان صورت گيردo.

ماهنامه نگاه - شماره 26
پاورقي:
1- مقاله حاضر، خلاصه اي از گزارش قرارگاه كربلاست كه در سال 1366 برادر مجيد مختاري آن را تهيه كرده و برادر محسن رشيد آن را تلخيص و تنظيم نموده است. كليه استنادات مقاله نيز مربوط به همين گزارش است كه به دليل تكراري بودن از ذكر مأخذ در هر صفحه خودداري شده است.
2- فاصله اوّلين موانع تا خاكريز دشمن بين 150 تا 300 متر متغير بود.
3- برادر كلهر در ادامه عمليات كربلاي 5 در جزيره صالحيه ... به شهادت رسيد

amuzesh2005

amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی
دسترسی سریع به انجمن ها