عضویت العربیة English
امام جواد علیه السلام: کسى که عمه ام را در قم زیارت کند پاداش او بهشت است. کامل الزیارات ص 324

خليج فارس: سيستم جديد قدرت و تهديدات امنيتي ايران

خليج فارس: سيستم جديد قدرت و تهديدات امنيتي ايران
شنبه 30 بهمن 1389  12:44 ب.ظ

اين نوشتار به طور مختصر به ويژگي هاي سيستم جديد قدرت و محيط امنيتي خليج فارس و تهديدات ناشي از اين محيط كه از آغاز دهه ميلادي جديد به بعد متوجه امنيت ملي ايران شده است مي پردازد. سيستم جديد قدرت كه در حال حاضر بر منطقه خليج فارس حاكم است، با سيستم اول روابط قدرت (1972 - 1979) مشابهتي نسبي و از طرف ديگر، سيستم مزبور نيز با سيستم سوم قدرت (1990- 1999) مشابهت زيادي دارد. از يك ديدگاه مي توان گفت سيستم سوم هنوز هم بر منطقه حاكم مي باشد، ولي چون سيستم فعلي قدرت (يعني سيستم چهارم) از جهاتي با سيستم قبلي متفاوت است، بنابراين در اين جا، آن را سيستم جديد يا سيستم چهارم مي ناميم. در ذيل به چهار سيستم قدرت در خليج فارس از 1972 به بعد مي پردازيم.
در سال 1972، با آخرين مرحله خروج نيروهاي انگليس از منطقه خليج فارس و جايگزيني آن با نيروهاي امريكايي، منطقه نظم جديدي يافت كه با نظم سنتي آن متفاوت بود. از آن زمان به بعد، مي توان در درون اين ساختار، چهار نوع سيستم روابط قدرت را مشخص كرد ؛ به طور خلاصه سيستم اول از سال 1972 تا 1979 بر منطقه حاكم بود و ويژگي اساسي آن قرار گرفتن هفت كشور منطقه خليج فارس به همراه امريكا، در يك محور در مقابل عراق بود. كشورهاي مزبور عبارت بودند از : امريكا، ايران، عربستان سعودي، كويت، عمان، قطر، بحرين و امارات متحده عربي. البته عراق نيز در مقابل، پيوندهاي گسترده اي را با اتحاد جماهير شوروي برقرار كرد. پيروزي انقلاب اسلامي ايران و آغاز جنگ عراق و ايران به فروپاشي سيستم اول قدرت و برقراري سيستم دوم منجر شد؛ سيستمي كه از 1979 - 1991 بر منطقه حاكم بود. ارتباط گسترده امريكا با كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس و همكاري نسبي شوروي و امريكا با عراق از ويژگي هاي اساسي اين سيستم بود. در سيستم مزبور، ايران تنها و مجزا باقي ماند. از سال 1988 تا 1991 روند تحولات (پايان جنگ ايران و عراق و حمله عراق به كويت و فروپاشي اتحاد جماهير شوروي) به فروپاشي سيستم دوم قدرت انجاميد و سيستم ديگري كه از آن با نام سيستم سوم قدرت نام مي بريم بر منطقه حاكم شد. در اين سيستم، اتحاد جماهير شوروي ديگر وجود نداشت، ايران و عراق در رديف مجزايي قرار گرفته بودند و سياست ايالات متحده نيز بر مهار دوجانبه مبتني بود.
تقريباً از تاريخ 1999 به بعد، مي توان با تسامح سيستم جديدي از روابط قدرت را مشاهده كرد. در اين دوره، ايران تا اندازه اي روابط خود را با جهان عرب، به ويژه عربستان بهبود بخشيده و پيوندهاي خود را با اين كشور گسترش داده است ؛ عراق نيز هم چنان تنها و مجزا در رديف جداگانه اي قرار گرفته و امريكا هم به دنبال بهبود روابط خود با ايران ( هرچند با سياست تشويق و تنبيه) بوده است. از يك نظر، شايد بتوان از اول دهه ميلادي جديد به بعد يك الگوي جديدي از تعارض و همكاري (پاورقي 1) را ارائه داد؛ يعني در اين دوره، ايران با كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس هم تعارض و هم همكاري داشته است. حتي مي توان روابط ايران با امريكا و عراق و هم چنين روابط اعراب با امريكا (براي نمونه، تنش هاي اخير عربستان سعودي با امريكا بر سر حمله احتمالي اين كشور به عراق و نيز مسئله فلسطين) را نيز با الگوي مزبور (تعارض و همكاري) ارزيابي كرد.
بايد يادآور شد كه اين سيستم (سيستم چهارم ) با نخستين سيستم تشابه جزيي دارد. از جمله آن كه در آن سيستم، اتحاد جماهير شوروي بود و حالا نيست و وضعيت ايران نيز به طور كلي تغيير كرده است و تشابه آنها اين است كه مانند سيستم نخست، عراق هم چنان تنها و مجزا باقي مانده، ايران روابط خود را با بزرگ ترين كشور عضو شوراي همكاري خليج فارس يعني عربستان گسترش داده و امريكا نيز در پي برقراري روابط با ايران برآمده است. اين احتمال وجود دارد كه در آينده، روند سيستم فعلي تشابهات زيادي را با نخستين سيستم پيدا كند.
از طرف ديگر، اين سيستم با سيستم سوم (دست كم در شرايط فعلي ) تشابهات زيادي دارد. از جمله آن كه هنوز دو كشور عراق و ايران در رديف جداگانه اي قرار دارند؛ سياست مهار دوجانبه (مهار ايران و عراق ؛ براي نمونه تهديدات اخير امريكا عليه دو كشور عراق و ايران) نيز هم چنان ادامه دارد ؛ مانند گذشته، روابط ايران و كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس بيشتر مبتني بر تعارض است تا همكاري؛ ايران و عراق هنوز رقيب سنتي و ديرينه يكديگر به حساب مي آيند ؛ اين دو هنوز با امريكا تعارض دارند (در حال حاضر، اين تعارض به اوج خود رسيده است )؛ هنوز امريكا به تقويت كشورهاي كوچك حاشيه جنوبي خليج فارس در برابر ايران و عراق مي پردازد ؛ و بالاخره، اين دو قدرت منطقه اي هنوز هم از نظم امنيتي منطقه كنار گذاشته شده اند ؛ ولي به هر حال با تفاوت هاي ياد شده مي توان از تاريخ 1999- 2000 دوره جديدي را مشاهده كرد كه در آن، سيستم جديدي آغاز شده است و هم چنان نيز ادامه دارد. هم چنين، مسائل جديدي نيز از اول دهه ميلادي جديد به بعد پديد آمده كه جاي بحث آن در اين نوشتار نيست و آن ورود فناوري به اين منطقه و رقابت كشورهاي منطقه براي دستيابي به آن است. بر اين اساس شهر اينترنتي در دبي تشكيل شده و همين حركت از سوي ديگر كشورهاي منطقه آغاز شده است. ورود اين فناوري مي تواند به الگوهاي تعارض و همكاري چهره جديدي ببخشد. اما به هر حال، مي توان گفت كه اين نيز يكي از ويژگي هاي سيستم فعلي به شمار مي رود.
در اين جا، بايد بر اساس ويژگي هاي سيستم جديد قدرت در منطقه خليج فارس، اين پرسش را مطرح كرد كه در حال حاضر (در سيستم چهارم قدرت )، محيط امنيتي منطقه چه ويژگي هايي دارد؟
به طور كلي ويژگي هاي كلي سيستم امنيتي جديد شامل موارد زير است:
1) اساسي ترين ويژگي اين است كه محيط امنيتي كنوني هنوز خود حمايتي(پاورقي 2) نيست، يعني در اين محيط امنيتي، يك عامل بيروني (امريكا) هم چنان حضور خود را حفظ كرده است ؛
2) سيستم امنيتي موجود نه بر اساس ديگرياري بلكه بر اساس خودياري است ؛
3) بين كشورهاي منطقه، اعتماد و اطمينان چنداني وجود ندارد و اقدامات اطمينان ساز به صورت مطلوب در بين همه اعضا گسترش نيافته است. حمله عراق به كويت ، ادعاي امارات به جزاير سه گانه ايران، خريدهاي گسترده تسليحاتي، نقش اقدامات جزيي اعتمادسازي را خيلي تحت الشعاع قرار داده است ؛
4 ) همه كشورهاي منطقه با يكديگر هم مرز هستند (مرزهاي خشكي و آبي) و بيشتر بر سر دعاوي ارضي با هم اختلاف دارند ؛
5 ) وجود منابع و سرچشمه هاي نفتي در بعضي از مرزهاي داراي اختلاف، ادعاهاي ارضي و اختلافات را تشديد كرده است ؛
6 ) وجود قدرت هاي بزرگ منطقه اي مانند عراق ترس و نگراني كشورهاي كوچك منطقه را برانگيخته است ؛ بنابراين، آنها امنيت خود را به قدرت هاي خارج از منطقه پيوند زده اند ؛
7) كنار گذاشته شدن دو قدرت منطقه اي يعني ايران و عراق از نظم امنيتي منطقه و در مقابل ايجاد فرمول امنيتي 2+ 6 با كمك گرفتن از كشورهاي خارج از منطقه (مصر و سوريه ) محيط امنيتي منطقه را متزلزل كرده است ؛
8) وجود اقليت هاي ديني و ذينفع بودن كشورها در امور كشورهاي ديگر، تنش را بيشتر كرده است ؛
9- عموم كشورهاي منطقه به جز ايران با بحران مشروعيت روبه رو هستند. اين بحران، زمينه ساز تخاصم و دشمن تراشي شده است.
اين ويژگي ها نه تنها از پديد آمدن يك رژيم امنيت منطقه اي در منطقه جلوگيري كرده بلكه يك معضل امنيتي را نيز پديد آورده است. بايد يادآور شد كه يك رژيم امنيت منطقه اي زماني پديد مي آيد كه تمامي كشورهاي حوزه خليج فارس به دور از نقش مداخله جويانه قدرت هاي خارج از منطقه در برقراري نظم امنيت منطقه اي شركت مؤثري داشته باشند. در اين رژيم، شرايط امنيتي منطقه شرايطي مشترك و جمعي تلقي مي شود و هرگونه پاسخي به اين شرايط با منافع تمامي بازيگران منطقه مرتبط است. در رژيم امنيتي اهداف نه از راه خودحمايتي بلكه بر مبناي اصل ديگرحمايتي تعقيب مي شود. به عبارت ديگر، در نظر داشتن منافع و خواست ديگران در راستاي ايجاد اعتماد، اصل ضروري شكل گيري هر گونه رژيم امنيت منطقه اي است، اما در مقابل، يك معضل امنيتي آن گونه كه والتز بيان مي كند شرايطي است كه به موجب آن دولت ها نسبت به نيت هاي يكديگر اطمينان و اعتماد ندارند. در نتيجه، براي امنيت، هر چه بيشتر مسلح مي شوند و دور باطلي از خريد تسليحاتي پديد مي آيد. از آن جايي كه دولت ها همواره احساس ناامني مي كنند، به خريد تسليحات رومي آورند. يعني هر چه احساس امنيت كم تر باشد خريد تسليحات بيشتر است. معضل امنيتي منطقه خليج فارس از عوامل متعددي ناشي مي شود كه عبارت اند از : رقابت تسليحاتي، عدم اعتماد متقابل، مداخله قدرت هاي فرامنطقه اي، ترس از مداخله قدرت هاي منطقه اي در امور يكديگر و همسايگان.(1)
حال پرسش نهايي اين است كه در حال حاضر، محيط امنيتي مزبور به طور بالقوه چه تهديدهايي را متوجه امنيت ملي ايران مي كند ؟
طبيعي است در هر منطقه اي، امنيت ملي كشورها تحت تأثير مستقيم محيط امنيتي آن منطقه قرار دارد. يك محيط امنيتي با ويژگي هاي خاص يا سيستم ويژه اي از روابط قدرت در آن، بر امنيت ملي كشورهاي منطقه تأثير خاصي باقي مي گذارد كه با تأثيري كه يك محيط امنيتي ديگر با سيستم قدرت ديگر دارد متفاوت است. تهديدهاي ناشي از اين محيط مي تواند با تهديدهاي ناشي از محيط ديگري متفاوت باشد. تهديدهاي ناشي از محيط امنيتي و سيستم قدرت موجود در خليج فارس بر امنيت ملي ايران را مي توان به شرح زير بيان كرد :

1) تهديدهاي ناشي از حضور امريكا در خليج فارس : در دوره پس از جنگ سرد، استراتژي امريكا به شكل مداخله مستقيم، مداخله با اتكا بر پيمان هاي مشترك مانند ناتو و مداخله با بهره گيري از ابزارهاي جهاني مانند سازمان ملل مبتني است. چنين احساس مي شود كه امريكا در دفاع از منافع خود در منطقه به هر سه محور يكجانبه، اتحاديه ها و پيمان هاي مشترك چندجانبه توجه دارد. بعد از جنگ سرد، به ويژه بعد از آزاد سازي كويت، اين كشور به دنبال ايجاد نوعي ثبات مبتني بر سيطره(پاورقي 3) در خليج فارس است اين امر بر حضور مستقيم نيروهاي امريكايي، آمادگي اعزام گسترده نيروهاي نظامي به منطقه در صورت لزوم، انعقاد پيمان هاي نظامي با كشورهاي كوچك حاشيه جنوبي خليج فارس و بالاخره فروش تسليحات مدرن به اين كشورها در راستاي مقابله احتمالي با ايران و عراق استوار است.
سياست ثابت ايران از نظم سيستم امنيتي، بر اصل خودحمايتي و تأمين امنيت از راه خود كشورهاي منطقه تأكيد مي كند و با سياست هاي حضور امريكا در تعارض است و مي تواند براي ايران خطرات بالقوه امنيتي پديد آورد. بايد يادآور شد كه بعد از حوادث 11 سپتامبر، استراتژي ثبات مبتني بر سيطره امريكا تشديد شده است.

2) كشورهاي منطقه خليج فارس هم اكنون با موج رو به رشد نوخواهي نسل جوان خود روبه رو هستند. اين مسئله با مشروعيت رژيم هاي حاكم آنها گره خورده است.(2) بحران مشروعيت به راحتي مي تواند تنش هاي موجود در منطقه را تشديد كند و تأثيرات نامطلوبي را بر امنيت ملي ايران بر جاي بگذارد. در شرايط مشروعيت، مي توان ناامني در سطح ملي و در نتيجه، ناامني در سطح منطقه اي را انتظار داشت. بسياري، رفتار تهاجمي عراق عليه ايران را در سال 1359 در راستاي مشروعيت نداشتن و بي ثباتي نهاد دولت ارزيابي مي كنند. به نظر مي رسد كه اين امر درباره مداخله در كويت نيز درست باشد.(3) مشروعيت نداشتن يك رژيم افزون بر آن كه مي تواند رفتار تهاجمي را در سياست خارجي موجب شود، زمينه را براي تحريكات خارجي و همسايگان و در نهايت، مداخله آنها نيز فراهم مي آورد. بنابراين، يكي از تهديدهاي احتمالي بر امنيت ملي ايران در سيستم جديد قدرت و محيط امنيتي منطقه مي تواند از بحران مشروعيت سياسي كشورهاي منطقه خليج فارس ناشي شود.

3 ) از آن جا كه تقويت كشورهاي كوچك حاشيه جنوبي خليج فارس يكي از پايه هاي سياست مداخله گرانه امريكا در سيستم جديد قدرت منطقه است به نظر مي رسد بعد از حوادث 11 سپتامبر، با سرد شدن روابط امريكا - عربستان، زمامداران امريكا به اين استراتژي بيشتر توجه كرده اند؛ بنابراين از اين نظر، يكي از دغدغه هاي امنيتي ايران مي تواند از اين عامل ناشي شود و نمود آن را در ادعاي اخير امارات دربار ه جزاير سه گانه ايران مي توان ديد.

4 ) علي رغم تحليل رفتن قدرت نظامي عراق در جنگ هشت ساله با ايران و جنگ با كويت و تحريم هاي ده سال اخير سازمان ملل، اين كشور هم چنان از توان نظامي بالقوه بالايي برخوردار است ؛ بنابراين عراق مي تواند با اين برتري قدرت و توان نظامي هم چنان تا سال هاي آينده تهديدي عليه ايران و تماميت ارضي آن باشد. بالاخره اين كه در صورت حمله نظامي امريكا به عراق، با توجه به نتيجه آن بسياري از معادلات امنيتي موجود منطقه بر هم خواهد خورد.

ماهنامه نگاه - شماره 25
پاورقي ها:
1- Conflict and Cooperation.
2- self _ Protection.
3- Stability Hegemonic.

 

ماخذ:
1. شهروز ابراهيمي ؛ < خليج فارس : ساختار نظام هاي سياسي، امنيت و همگرايي> ماهنامه نگاه ؛ شماره 19 ، صص 17
- 18
2 - قدرت احمديان ؛ < خليج فارس : رژيم امنيتي يا معضل امنيتي> فصلنامه خاورميانه ؛ سال 6 ، شماره 1 ، بهار 1377، صص 110
3 - براي مطالعه در اين باره ر. ك :
محمد علي امامي ؛< سنت، نوگرايي و مشروعيت در كشورهاي عرب خليج فارس > فصلنامه سياست خارجي ؛ سال 14. ش 3 ، پاييز 1379

amuzesh2005

amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی
دسترسی سریع به انجمن ها