عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

ريشه هاي صهيونيستي فشارهاي امريكا بر ايران (3 اكتبر 2004، آلترنت

ريشه هاي صهيونيستي فشارهاي امريكا بر ايران (3 اكتبر 2004، آلترنت
شنبه 30 بهمن 1389  12:45 ب.ظ

مدت كوتاهي پس از حملات 11 سپتامبر به امريكا، داگلاس فيث معاون وزير دفاع امريكا در امور سياستگذاري شروع به هماهنگ سازي طرح هاي پنتاگون براي حمله به عراق كرد. چالش فراروي فيث، مرد شماره 3 وزارت دفاع امريكا، توجيه منطق سياسي براي حمله به عراق بود. در همين حال، همفكران ايدئولوژيك فيث در پنتاگون شروع به برنامه ريزي< جنگ جهاني دولت امريكا عليه تروريسم كردند> نه فقط عليه بغداد، بلكه عليه دمشق و تهران.
در ماه اوت فاش شد كه لارنس فرانكلين يكي از اعضاي سخت كوش گروه فيث در امور خاورميانه، اسناد طبقه بندي شده اي، (از جمله پيش نويس يك حكم رياست جمهوري در مورد امنيت ملي را كه در دفتر كار فيث تدوين شده و رئوس مطالب آن رويكرد ستيزه جويانه تر امنيت ملي امريكا در رابطه با ايران بود) را در اختيار ايپك و مقامات اسرائيلي قرار داده است. اف.بي.آي در حال تحقيق بر روي اين پرونده به عنوان يك پرونده جاسوسي است. اين رسوايي جاسوسي دو نگراني عمده را براي ديپلماتهاي امريكا و كارشناسان سياست خارجي از همه طيفهاي سياسي پديد آورد. نخست اينكه، سياستهاي ايالات متحده براي خاورميانه از سوي ايدئولوگهاي نومحافظه كاري هدايت مي شود كه به انحاء مختلف از سوي دفتر فيث در پنتاگون، به كار گمارده شده، با آنها همكاري شده يا مورد حمايت قرار گرفته اند. دوم اينكه، سياستهاي ايالات متحده براي خاورميانه نيز دقيقاً با سياست تندروهاي اسرائيلي نزديك به نومحافظه كاران امريكا همسو است.
فيث در شكل دهي مجدد به سياست امريكا در خاورميانه (كه بازتاب يا مكمل سياستهاي تندروهاي اسرائيلي است) با گروهي از نهادهاي سياستگذاري نومحافظه كار، گروه هاي فشار و سازمانهاي تحقيقاتي همكاري مي كند. اين گروهها شامل مؤسسه يهودي امور امنيت ملي،(JINSA) مؤسسه مطالعات پيشرفته استراتژيك و سياسي،(IASPS) مركز سياستگذاري امنيتي،(CSP) و سازمان صهيونيستي امريكا(ZOA) هستند كه همگي يا با فيث همكاري كرده اند يا هنوز هم همكاري نزديكي دارند.
نخست عراق، سپس ايران
پس از حوادث 11 سپتامبر، نومحافظه كاران در پنتاگون، به جاي تكيه كردن به سازمان سيا، وزارت امورخارجه يا آژانس اطلاعات دفاعي پنتاگون براي كسب اطلاعات درباره ارتباط عراق با تروريستهاي بين المللي و توليد سلاحهاي كشتار جمعي، خودشان راساً اقدام به تأمين يك دفتر اطلاعاتي ويژه به نام سازمان طرحهاي ويژه(OSP) كردند. مؤسسان اين سازمان پل ولفوويتز معاون وزير دفاع و داگلاس فيث، طرفداران سرسخت تجديد ساختار منطقه خاورميانه نظير تغيير رژيم در ايران، سوريه و، نهايتاً عربستان سعودي هستند.
سازمان فيث به دليل نداشتن زيرساخت اطلاعاتي و جاسوسي، بر اطلاعات جعلي ارائه شده از سوي احمد چلبي، رهبر حزب كنگره ملي عراق، متكي شد. در سال 1998، گروه چلبي با نام سازمان آزادي بخش عراق تأسيس شد، كه اقدامي ابتكاري از سوي كنگره بود و مورد حمايت سازمانهاي نومحافظه كاري نظير كميته روابط عمومي امريكا - اسرائيل، مركز سياستگذاري امنيتي پروژه قرن جديد امريكا(PNAC) و مؤسسه امريكن اينترپرايز(AEI) قرار داشت. بنا به گفته سرهنگ دوم كارن وكويا كوفسكي، در همان زمان كه چلبي و ديگر مبارزان كنگره ملي عراق در حال بازديد از دفتر داگلاس فيث بودند، بسياري از مقامات اسرائيلي، از جمله ژنرالها كه سابقاً تحت نظارت فيث در دفتر آسياي جنوبي و خاورنزديك كار مي كردند نيز به آنجا سر مي زدند.
تندروهاي اسرائيلي نيز همانند نومحافظه كاران ايالات متحده، معتقدند كه با اجراي يك دگرگوني بنيادين در ساختار سياسي خاورميانه از سوي قدرت نظامي برتر امريكا و اسرائيل، امنيت بلندمدت اسرائيل به بهترين نحو مي تواند تضمين شود.
هم اكنون به نظر مي رسد كه دفتر سياستگذاري فيث، كه به دنبال دلايل مبهم اطلاعاتي براي جنگ با عراق بود، همچنين در پي يك استراتژي امنيت ملي محرمانه براي تغيير رژيم در ايران است (به احتمال قوي از طريق تركيبي از حملات نظامي پيش دستانه توسط ايالات متحده يا اسرائيل) و حمايت از ائتلاف ناراضيان ايراني.
عمليات مخفي
اين عمليات مخفي هم اكنون موضوع تحقيقاتي است كه از سوي اف.بي.آي بر روي يك پرونده جاسوسي انجام مي گيرد و همچنين بررسيهايي از سوي كميته قضايي مجلس نمايندگان امريكا و كميته اطلاعاتي منتخب سنا است، كه تا بعد از انتخابات رياست جمهوري امريكا به تعويق افتاده است.
سازمان داگلاس فيث، بدون اطلاع وزارت امور خارجه امريكا يا سازمان سيا، در خلال سه سال گذشته در عملياتهاي محرمانه اي كه شامل مجموعه اي از نشستهاي سري در واشنگتن، رم و پاريس بوده، شركت داشته است. در اين نشستها، مقامات دفتر سياستگذاري و مشاورانش (فرانكلين، هارولدرود و مايكل لدين)، يك دلال اسلحه تبعيدي ايراني (منوچهر قرباني فر)، اعضاي گروه هاي فشار در ايپك،ا حمد چلبي و مقامات اطلاعات ايتاليا و اسرائيل، و ديگران حضور داشته اند.
فرانكلين، كارشناس امور ايران كه از آژانس اطلاعات دفاعي امريكا به دفتر سياست گذاري فيث جذب شد، مكرراً با ناور جيلان، رئيس بخش سياسي سفارت اسرائيل در واشنگتن ديدار كرده است. بنا به گفته مقامات اطلاعاتي ايالات متحده، در خلال يكي از اين نشستها فرانكلين پيشنهاد تسليم دستورالعمل رئيس جمهور در رابطه با ايران را مطرح كرد. بخش ضداطلاعات اف.بي.آي، بيش از دو سال نشستهاي واشنگتن بين ايپك، فرانكلين و مقامات اسرائيلي را تحت نظر داشته است. مأموران تحقيق اين پرونده گمان مي كنند كه پيش نويس سند امنيت ملي از طريق يك واسطه نظير ايپك به اسرائيل انتقال نيافته باشد.
فرانكلين، كه فردي نزديك به ايرانيان ستيزه جو و ناراضيان ايراني مقيم امريكا شناخته مي شود، رابط مشترك در ارتباط با مجموعه ديگري از نشستها در رم و پاريس است كه افرادي نظير مايكل لدين (عضو مؤسسه امريكن اينترپرايز و يكي از مشاوران مخصوص سابق فيث)، هارولد رود (همكار لدين در دوران ايران- كنترا كه هم اكنون از سوي فيث براي فراهم كردن طرحهاي استراتژيك تغيير رژيم براي كشورهاي خاورميانه اي كه در فهرست اهداف نومحافظه كاران قرار دارند، به كار گمارده شده است) و قرباني فر (يك دلال سلاح كه ادعا مي كند سخنگوي اپوزيسيون ايران است!) در آنها شركت داشتند. در اين جلسات، در كنار مسايل ديگري، نظير راهكارهايي براي سازماندهي ايرانيهايي كه مشتاق همكاري با برنامه امريكا براي تغيير رژيم ايران هستند، مورد توجه قرار گرفت.


 

بازتابهايي از ايران - كنترا
مجموعه بازيگران اين بازي نشانگر آن است كه سياستگذاري ايالات متحده براي خاورميانه دربرگيرنده عملياتهاي محرمانه و غيرقانوني، همانند عمليات ايران- كنترا در دهه هشتاد ميلادي است. نه تنها در اينجا هم نومحافظه كاران بازيگران اصلي هستند، بلكه حداقل دو تن از دسيسه چينان ايران- كنترا نيز در اين عملياتهاي محرمانه دست دارند: لدين، كه مكرراً دولت بوش را به باد انتقاد مي گيرد كه اجازه داده است طرحهايش براي تغيير رژيم در ايران و سوريه در هزار توي بوروكراسي دولتي گرفتار بماند و قرباني فر، كه سازمان سيا وي را يك جاعل زنجيره اي مي داند و همه مأمورانش را از هرگونه همكاري با وي برحذر داشته است.
در جريان عمليات ايران- كنترا، اسرائيل به عنوان پوششي براي فروش تسليحات به ايران عمل كرد. درآمدهاي سرشار ناشي از آن به رغم ممنوعيت حمايت نظامي از ضدانقلابيون كنترا از طرف كنگره امريكا تا حد زيادي صرف تأمين بودجه ضدانقلابيون نيكاراگوا شد. اما هم اينك، هدف آشكار اين فعاليتهاي پشت پرده خارج ساختن روابط ايران و امريكا از دست ديپلماتهاي وزارت امورخارجه و واگذاري آن به ايدئولوگهاي پنتاگون است. لدين سركرده نومحافظه كاران در برنامه تغيير رژيم ايران، در نشريه نشنال ريويو مي نويسد: شمار زيادي از مقامات دولت ايالات متحده به جاي فراهم آوردن زمينه انقلاب دموكراتيك در ايران پرچانگي كردن با روحانيون را ترجيح مي دهند.
در اوايل سال 2002، لدين همراه با موريس آميتاي، مدير اجرايي سابق ايپك و همچنين مشاور مركز سياستگذاري امنيتي براي جلب حمايت دولت و كنگره به تغيير رژيم در ايران، اقدام به تأسيس ائتلاف براي دمكراسي در ايران كرد. ايپك و ائتلاف براي دمكراسي در ايران به تصويب قطعي قطعنامه هاي سنا و كاخ سفيد در محكوميت ايران كمك كرد و خواستار تحريمهاي شديدتر عليه ايران و حمايت از ناراضيان ايراني شدند.
ائتلاف براي دموكراسي در ايران شامل اعضايي از مؤسسات مهم سياستگذاري نومحافظه كاران و مؤسسات تحقيقاتي، از جمله ريموند تانتر از مؤسسه امور خاورنزديك در واشنگتن(WINEA) شاخه اي از ايپك - و فرانك گافني، رئيس مركز سياستگذاري امنيتي است. در دهه نود ميلادي، فيث به عنوان رئيس شوراي مركز سياستگذاري امنيتي كار مي كرد، كه شعار آن صلح از طريق قدرت است، يعني جايي كه هم اكنون وولسي به عنوان رئيس مشترك كميته مشاوره در آن مشغول به كار است. ديگر سازمانهاي نومحافظه كاري كه با بيش از يك عضو در اين ائتلاف عضويت دارند عبارتند از: مؤسسه امريكن اينترپرايز و خانه آزادي.
راب سبحاني، امريكايي ايراني تباري كه همچون لدين و ديگر نومحافظه كاران از دوستان رضا پهلوي فرزند شاه سابق ايران است، نيز در ائتلاف براي دمكراسي در ايران موضع مشترك نومحافظه كاران را اين طور بيان مي كند كه تعامل سازنده با حكومت ايران، حتي با اصلاح طلبان دموكراسي خواه، صرفاً يك نوع مماشات است. در عوض، ايالات متحده بايد بلافاصله استراتژي تغيير رژيم را با همكاري نزديك با مردم ايران دنبال كند. رهبراني كه به اعتقاد محافظه كاران مي توانند علمدار استراتژي تغيير رژيم باشند، شامل رضا پهلوي، فرزند شاه (كه فرد تحصيل كرده اي است و روابط نزديكي با حزب ليكود در اسرائيل دارد) گروه چريكي مجاهدين خلق [منافقين] مستقر در عراق(MEK) و قرباني فر دلال تبعيدي سلاح هستند.
مايكل لدين، آميتاي و سبحاني اعضاي گروه ائتلاف براي دموكراسي در ايران سخنرانان اصلي گردهمايي ماه مي سال 2003 در خصوص آينده ايران بودند، كه از سوي مؤسسه امريكن اينترپرايز، مؤسسه هيودسن و بنياد دفاع از دموكراسي، برگزار شد. رياست اين گردهمايي به عهده ميراو ورمسر اسرائيلي تبار از مؤسسه هيودسن و همسر ديويد ورمسر (كارشناس ارشد ديك چني در امور ايران و سوريه) بود و همچنين نماينده اي از سوي اوري لوبراني از وزارت دفاع اسرائيل در اين گردهمايي حضور داشت. ميراو ورمسر خلاصه وار نظرات استراتژيستها و ايدئولوگهاي نومحافظه كار را بيان كرد: < جنگ ما عليه عراق تنها بخشي از يك جنگ طولاني بود. اين تصور نابخردانه اي است كه فكر كنيم عراق پايان جنگ است. ما بايد حركت كنيم و سريعتر هم حركت كنيم> .
جينسا(JINSA)كه در سال 1976 تأسيس شد، يك سازمان نومحافظه كار است كه روابط نظامي و استراتژيك نزديكتري را بين ايالات متحده و اسرائيل به وجود آورده است. در يك گردهمايي كه از سوي سازمان جينسا در ماه آوريل سال 2003 با عنوان زمان متمركز شدن بر ايران؛ مادر تروريسم مدرن برگزار مي شد، لدين اظهار داشت، < زمان براي كاربرد ديپلماسي به پايان رسيده است؛ اكنون زمان آزدي ايران، آزادي سوريه و آزادي لبنان است> .
سازمان نومحافظه كار جينسا همراه با مركز سياستگذاري امنيتي به عنوان يكي از اصلي ترين حلقه هاي ارتباطي با مجموعه نظامي- صنعتي نومحافظه كاران عمل مي كند. بنا به گفته آميتاي، لدين نخستين مدير اجرايي جنيسا و پدرخوانده اين سازمان بود. آميتاي نيز معاون رئيس است، اعضاي هيئت مديره جينسا يا مشاوران آن همچنين شامل جيمز وولسي رئيس سابق سازمان سيا، جك كمپ نماينده سابق جمهوري خواه و جوشا موراوچيك از مؤسسه امريكن اينترپرايز هستند. داگلاس فيث پس از پيوستن به دولت، از هيئت مشاورين جينسا استعفا كرد، همان طور كه ديك چني معاون رئيس جمهور و جان بولتون معاون وزير امور خارجه در امور كنترل تسليحات اين كار را كردند.
فيث نيز همانند نومحافظه كاران ديگر معتقد است كه اسرائيل و ايالات متحده دغدغه هاي مشتركي در حوزه امنيت ملي خود در منطقه خاورميانه دارند. در سال 1996، فيث عضو يك گروه تحقيقاتي بود كه مؤسسه مطالعات پيشرفته سياسي و استراتژيك آن را سازماندهي كرده بود و ريچارد پرل مديريت آن را برعهده داشت و نمايندگاني هم از مؤسسه يهودي مطالعات امنيت ملي وابسته به كميته روابط عمومي امريكا و آپيل و ديويد ورمسر در آن عضويت داشتند.
گزارش حاصل [از اين تحقيقات] گسست كامل: يك استراتژي جديد براي حفظ قلمرو نام داشت. در اين گزارش به بنيامين نتانياهو، نخست وزير وقت اسرائيل توصيه شده بود به منظور [دستيابي به اهدافي مثل] مهار، بي ثبات ساختن و دفع تهديدهاي منطقه اي، كمك كردن به سرنگوني صدام حسين و حمله به اهداف نظامي سوريه در لبنان و احتمالاً اهدافي در خاك خود سوريه، همكاري نزديكي با تركيه و اردن داشته باشد. بر اساس اين استراتژي، اسرائيل مي بايست يك سياست خارجي و داخلي مبتني بر يك بنيان فكري جديد پايه ريزي كند كه به آن اجازه دهد از تمامي توان خود براي بازسازي صهيونيسم استفاده نمايد.
ايدئولوژي صرف قادر به تشريح روابط نزديك فيث با اسرائيل نيست. تخصص شركت حقوقي باسابقه او تحت عنوان شركت فيث و زِل، كه دفتري نيز در اسرائيل دارد، وكالت دلالان اسلحه و پيمانكاران [سيستم] دفاع موشكي بود. اين شركت به نقش خود در تسهيل انتقال فناوري بين پيمانكاران نظامي ايالات متحد و اسرائيل مي بالد.

ريشه هاي عميق صهيونيسم 
صهيونيسم جناح راستي فيث، مشخصه اصلي نومحافظه كاري در امريكاست. حمايت پنتاگون از حمله به عراق و اخيراً نيز مواضع سرسختانه آن در برابر ايران و سوريه را بايد متأثر از تفكرات صهيونيستي و روابط حزب ليكود با آن دسته از مقامات دولت [امريكا] دانست كه سياست خاورميانه را در امريكا شكل مي دهند.
در طول سالهاي نخست دهه 70، مبارزه با حكومتهاي خودكامه محور تفكرات سياسي بود كه موجب اتحاد نومحافظه كاران و پيشگامان محافظه كاري گرديد. در اين جهان بيني سياسي كه مبتني بر تقسيم دنيا به نيروهاي خير و شر بود، نيروهاي خير و آزادي به رهبري ايالات متحده با تهديد دائمي نيروهاي شر مواجه بودند كه در كمونيسم و فاشيسم مجسم بودند. در داخل كشور خطر محسوس، در قالب سازش طلبان، طرفداران تنش زدايي، انزواطلبان و صلح طلباني نمود مي يافت كه از مقابله نظامي مستقيم و پيش دستانه با بنيانگذاران حكومت هاي خودكامه حذر مي كردند.
اگرچه نخستين نومحافظه كاران عمدتاً يهودي بودند ولي بيشتر آنها صهيونيست نبودند. در دهه 50 و بيشتر دهه 60، نومحافظه كاراني مثل اروينگ كريستول- كه بسياري او را بنيانگذار نومحافظه كاري مي دانند- اسرائيل را بيشتر يك هم پيمان كليدي در جنگ سرد مي دانستند تا- آن چنان كه در كتاب مقدس مقدر شده- موطن بندگان برگزيده خداوند و سرزمين موعود.
پس از جنگ شش روزه در سال 1967 و جنگ يوم كيپور در سال 1973، نومحافظه كاران يهودي به تقويت ريشه هاي يهودي خود پرداخته و صهيونيسم را در جهان بيني خود گنجاندند. مخالفت با حكومتهاي خودكامه هنوز هم يك اصل مهم در سياست خارجي نومحافظه كاران است. با خاتمه جنگ سرد، نومحافظه كاران توجه خود را به جهان اسلام و تا حد كمتري به چين معطوف كرده اند، اما در حال حاضر به اصول ايدئولوژيك و سياسي صهيونيسم جناح راست متكي هستند.
اعتقاد خود فيث به صهيونيسم ريشه در خانواده اش دارد. در سال 1997، سازمان صهيونيستي امريكا، در ضيافت شام ساليانه خود، دالك فيث و پسرش را نوع دوستان يهودي و فعالان سياسي طرفدار اسرائيل معرفي كرد. پدر به پاس يك عمر خدمت به اسرائيل و يهوديان جايزه ويژه يكصدمين سال تأسيس اين گروه و پسر جايزه معتبر لوئيس - دي - برنديس را دريافت كرد.
پسر فيث در جنبش ستيزه جوي بتار كه يك جنبش صهيونيستي جوانان بود، عضويت داشت. اين جنبش از سوي زعو جابوتنسكي يكي از تحسين كنندگان موسوليني در سال 1923 در ريگا واقع در لاتيويا پايه گذاري شده بود. بتار، كه اعضاي آن شعارهاي نظامي برگرفته از جنبشهاي فاشيستي را سرمي دادند، با جنبش تجديدنظرطلبي همراه شد، كه در لهستان ظهور يافت و حزب هروت، يا همان سلف حزب ليكود را تشكيل داد.
در سال 1999، داگلاس فيث در كتابي تحت عنوان خطرات يك دولت فلسطيني كه سازمان صهيونيستي امريكا آن را منتشر كرد مقاله اي را به چاپ رساند. همان سال، فيث به گفت وگو با هيئت اعزامي 150 نفري لابي سازمان صهيونيستي امريكا به كنگره پرداخت كه خواستار اقدام امريكا عليه اعراب فلسطيني قاتل امريكاييها و انتقال سفارت امريكا از تلاويو به بيت المقدس شده بود. اين گروه لابي سازمان صهيونيستي امريكا، همچنين دولت كلينتون را به سبب خودداري از محكوم ساختن ساخت وسازهاي غيرقانوني اعراب فلسطين در بيت المقدس و اراضي اشغالي كه بسيار دامنه دارتر از ساخت وسازهاي اسرائيليها در اين نقاط بود مورد سرزنش قرار داد.
فيث علاوه بر روابط نزديكش با سازمان صهيونيستي امريكا كه يك گروه جناح راستي است پيش از پذيرش سمت فعلي اش در پنتاگون، با همكاري ديگران گروه بيت المقدس واحد را پايه گذاري كرد كه گروهي اند با آرمان حفظ بيت المقدس، عبارت از: ريويد اشتاينمن، رئيس مؤسسه يهودي جينسا، عضو هيئت مديره مركز سياستگذاري امنيتي و رئيس كميته اجرايي نشست خاورميانه؛ دورگلد، از مشاوران عالي رتبه شارون؛ و ناتان شارانسكي، وزير امور يهوديان پراكنده و رئيس فعلي گروه بيت المقدس واحد.
گروه بيت المقدس واحد فعالانه به دنبال جلب حمايت صهيونيستهاي مسيحي است. در ماه مي 2003 گروه بيت المقدس واحد، در شهر واشنگتن ميزبان اجلاس صهيونيستي بين الاديان بود كه صهيونيستهاي مسيحي از جمله گري باور از گروه ارزشهاي امريكايي و روبرتا كامبز از گروه ائتلاف مسيحيان و دانيل پايپز از انجمن خاورميانه و مورت كلاين از سازمان صهيونيستي امريكا را گرد هم آورده بود.
دولت اسرائيل و دستوركارهاي دوگانه ايپك دخالت در هرگونه عمليات جنايي براي دستيابي به اسناد طبقه بندي شده پنتاگون درباره ايران را تكذيب كرده اند. شارانسكي مي گويد< به طور قطع هيچ گونه تلاشي براي به كارگيري هيچ يك از اعضاي جامعه يهوديان و يا هيچ يك از شهروندان عادي امريكا به منظور جاسوسي براي اسرائيل عليه ايالات متحده صورت نگرفته است > وي اظهار داشت < به احتمال زياد بازجويي هاي به عمل آمده از كارمند دفتر سياستگذاري پنتاگون ريشه در دشمني هاي درون سازماني در دولت ايالات متحده دارد> .
لدين هم به نوبه خود به [هفته نامه] نيوزويك گفت، اتهامات جاسوسي عليه فرانكلين دوست نزديك وي بي اساس است. لدين و نومحافظه كاران ديگر معتقدند اين بازجويي ها، با تحريك وزارت امور خارجه و سازمان سيا و به منظور ضربه زدن به اعتبار نومحافظه كاران و مانع تراشي بر سر راه طرح آنها براي تغيير ساختار خاورميانه و به ويژه تغيير رژيم در ايران صورت گرفته است.
با توجه به عمق حمايت هر دو حزب (جمهوري خواه و دموكرات) و كنگره از اسرائيل و روابط نزديكي كه با گروه هاي جناح راست لابي اسرائيل مثل ايپك دارند، بعيد است كه اين بازجوييها بتواند موجب دقت و موشكافي عمومي در ارتباط با طرحهاي دوگانه و مكملي بشود كه باعث اتحاد بين ايالات متحده و تندروهاي اسرائيل گرديده است. نفوذ سياستگذاري فيث در داخل و خارج از دولت محركه سياستهاي ايالات متحده در خاورميانه است، بدون آنكه شواهدي دال بر افزايش امنيت ملي و رفاه اجتماعي در هر يك از دو كشور ايالات متحده يا اسرائيل بر اثر اجراي اين سياستهاي افراطي وجود داشته باشد.
ايران اعتراض مي كند
در عين حال تنشها با ايران شدت مي يابد كه كاملاً مطلوب جناح تندرو ايران است. مايكل لدين يك بار گفت ثبات و آرامش باعث اضطراب من مي شود. در بيست و يكم سپتامبر، [آقاي] محمد خاتمي، رئيس جمهور ايران هشدار داد چنانچه واشنگتن و آژانس بين المللي انرژي هسته اي از ايران بخواهد از برنامه هاي خود براي غني سازي اورانيوم دست بردارد، ممكن است ايران از پيمان منع توليد و تكثير سلاحهاي هسته اي خارج شود. دولت ايران مي گويد قصد دستيابي به سلاح هاي هسته اي را ندارد و بازرسان بين المللي خلاف اين [ادعا] را مطرح نكرده اند. با اين حال، اگر ايران در طرحهاي خود براي غني سازي حدود چهل تن اورانيوم كه ادعا مي كند براي توليد برق استفاده خواهد شد پيشرفت حاصل كند، همگان اذعان دارند كه ظرف چند سال مي تواند چندين بمب هسته اي بسازد.
اما فقط احتمال ظاهر شدن ايران به عنوان دومين قدرت هسته اي خاورميانه نيست كه باعث نگراني ايالات متحده و اسرائيل مي شود. هم زمان با درخواست واشنگتن براي ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت، ارتش ايران سرگرم آزمايش موشك دوربرد (با برد 810 مايل) خود بود، كه اين نشان دهنده تلاش اين كشور براي دستيابي به يك توان بازدارندگي مؤثر است.
از نگاه كساني كه مي خواهند ساختار خاورميانه را تغيير دهند، ايران، تهديدي فزاينده براي ثبات منطقه محسوب مي شود. ايران نه تنها هم اكنون موشكهاي دوربرد در اختيار دارد و ممكن است در حال دستيابي به سلاحهاي هسته اي باشد، بلكه روابط نزديك اين كشور با اكثريت شيعه در عراق، هيچ نشانه خوبي براي تغيير ساختار سياسي و اقتصادي كه دولت بوش براي عراق برنامه ريزي كرده بود، محسوب نمي شود. علاوه بر اين نومحافظه كاران و اسرائيليها مدتهاست از اين مسئله شكايت دارند كه ايران از شبه نظاميان حزب الله در لبنان حمايت و شورشيان شيعه در عراق را تحريك مي كند. واشنگتن به طور جدي عليه ايران اعلام جنگ كرده است. قرار گرفتن ايران در مثلث محور شرارت بوش كه هدف مبارزه جهاني با تروريسم و استراتژي تازه ايالات متحده براي جنگ پيش دستانه واقع شده، موجب اضطراب و نگراني آن شده است.
ايران- كه خود قرباني تغيير رژيم ساخته و پرداخته انگلستان و امريكا در سال 1953 يعني زماني كه شاه را بر سر كار آوردند، بود- شاهد بوده كه امريكا رژيم عراق را در غرب آن و افغانستان را در شرق آن تغيير داده است. علاوه بر اين، دولت امريكا، براي نخستين بار ائتلاف محكمي با تندروهاي نظامي در اسرائيل يعني تنها كشور منطقه كه كلاهكهاي هسته اي دارد و يكي از معدود كشورهايي كه از امضاي پيمان منع گسترش تسليحاتي سر باز زده ايجاد كرده است. بياييد به سال 1996 بازگرديم كه فيث سرگرم نمايندگي صنايع تسليحاتي در اسرائيل و ايالات متحده بود و همزمان گزارشي براي دولت اسرائيل آماده مي كرد. فيث در گزارش گسست كامل: استراتژي جديد براي حفظ قلمرو به بصيرتي تازه براي همكاري امريكا و اسرائيل مبتني بر فلسفه مشترك رسيدن به صلح از طريق قدرت اشاره مي كند، يك سياست گسست كامل كه دو دولت بوش و شارون در حال حاضر آن را به كار مي برند. به احتمال زياد نمايش بعدي قدرت با ايران صورت خواهد گرفت.

ماهنامه نگاه - شماره 47

amuzesh2005

amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی
دسترسی سریع به انجمن ها