عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

در جست وجوي يك استراتژي مشترك در قبال برنامه هسته اي ايران (واشنگتن كوارترلي – پاييز 2004)

در جست وجوي يك استراتژي مشترك در قبال برنامه هسته اي ايران (واشنگتن كوارترلي – پاييز 2004)
شنبه 30 بهمن 1389  12:58 ب.ظ

مسئله هسته اي ايران، ايالات متحده و اروپا را در بوته دو آزمايش حياتي قرار داده است. اول اينكه آيا امريكاييها و اروپاييها پس از اختلاف نظر شديد بر سر عراق، مي توانند به نحوي مؤثر در ارتباط با مسئله اي اين چنين مهم براي خود و جامعه جهاني، همكاري كنند. دوم اينكه آيا منصرف ساختن كشوري توانمند و مصمم، از دستيابي به سلاحهاي هسته اي بدون توسل به نيروي نظامي ممكن است يا خير. روشن است كه هر دو چالش فوق رابطه اي نزديك با يكديگر دارند.
دليل اصلي بحث تلخي كه ميان امريكا و اروپا بر سر مسئله عراق درگرفت، تا حد زيادي اختلاف نظر در مورد بهترين راه براي خلع صدام حسين از سلاحهاي كشتار جمعي بود، يعني سرنگون ساختن رژيم صدام حسين با توسل به زور و يا تكيه بر بازرسيهاي جامع و سختگيرانه بين المللي.
حداقل تا كنون اختلاف نظرها بر سر مسئله ايران به اندازه مورد عراق بارز نبوده است. هيچ يك از طرفين ظاهراً گزينه اقدام نظامي را چندان جدي تلقي نمي كند و همگان بر تلاش نهادهاي چندجانبه، به ويژه آژانس بين المللي انرژي هسته اي، تكيه دارند، اما نمي توان وجود اختلاف نظر بين امريكا و اروپا را كتمان كرد و در صورتي كه اين دو قدرت شكافهاي موجود بين خود را پر نكنند و استراتژي مشتركي براي برخورد با ايران در پيش نگيرند، چشم انداز حل رضايت بخش مسئله هسته اي ايران را تيره و تار خواهد بود.
تشديد بحران
توقف كمكهاي روسيه به برنامه هسته اي ايران يكي از اولويتهاي مهم ايالات متحده در طول بخش اعظمي از دهه 90 ميلادي بود. اما تا ماه اوت 2002 يعني زماني كه يك گروه اپوزيسيون ايراني محل دو پايگاه هسته اي محرمانه را در ايران فاش ساخت، از جمله تأسيسات زيرزميني در دست احداث غني سازي اورانيوم در نزديكي شهر نظنز، در 130 مايلي جنوب تهران، بسياري از اروپاييها هيچ دغدغه اي در مورد اهداف هسته اي ايران در ذهن نداشتند. پس از آن، تحقيقات آژانس بين المللي انرژي هسته اي روشن ساخت كه ايران، با نقض تعهداتش در چارچوب پيمان منع گسترش سلاحهاي هسته اي، به مدت 18 سال يك برنامه محرمانه توليد مواد شكافت پذير را دنبال مي كرده و برنامه غني سازي آن بسيار پيشرفته تر بوده است.
در ماه اكتبر 2003، ايران كه با چشم انداز صدور حكم رسمي نقض تعهد از سوي شوراي حكام آژانس هسته اي و ارجاع پرونده اش به شوراي امنيت سازمان ملل مواجه بود، در اجلاس تهران با حضور وزراي امور خارجه سه كشور اروپايي فرانسه، آلمان و بريتانيا موافقت كرد كه تمامي فعاليتهاي مرتبط با غني سازي و فرآوري مجدد پس مانده سوخت هسته اي را به حال تعليق درآورد، پروتكل الحاقي آژانس هسته اي مبني بر انجام بازرسيهاي جامع تر را به اجرا بگذارد و اطلاعات كاملي در ارتباط با برنامه هسته اي اش به آژانس ارائه دهد. اروپاييها نيز به نوبه خود وعده دادند كه در صورت پايبندي تهران به تعهداتش، از ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت جلوگيري كنند. آنها متعهد شدند فناوري مورد نياز ايران از جمله فناوري هسته اي غيرنظامي را در اختيار اين كشور قرار دهند. هرچند كمتر كسي فكر مي كرد كه اين توافق به معناي عزم ايران براي چشم پوشي از برنامه هسته اي اش باشد، اما بسياري از تحليلگران آن را قدم مثبت اول تلقي مي كردند و دولت بوش نيز چنين نظري داشت.
با وجود اين، اوضاع از پاييز سال 2003 تاكنون رو به وخامت گذاشته است. آژانس هسته اي دريافت كه در گزارش ايران، كه قرار بود كامل باشد، ذكري از فعاليتهاي مرتبط با سانتريفوژهاي پيشرفته (طرح پي 2) و توليد پولوتونيوم، كه به عنوان خرج اوليه انفجارهاي هسته اي كاربرد دارد، به ميان نيامده است. علاوه بر اين، ايران به جاي تعليق كامل برنامه غني سازي اش، مدعي شد، حق دارد برخي فعاليتهايي را كه آژانس هسته اي مشمول تعليقها مي دانست (مثلاً توليد خوراك اورانيوم براي سانتريفوژها) انجام دهد و همچنين در ارتباط با توقف توليد اجزاي سانتريفوژهاي هسته اي به اين بهانه كه نمي تواند قراردادهاي خود را با شركتهاي خصوصي ايراني لغو كند، تعلل ورزيد. هرچند ايران در نيمه اول سال 2004 در بسياري از زمينه ها با آژانس هسته اي همكاري كرد، اما برخي بازرسيها را به تعويق انداخت؛ با دسترسي بازرسان به پايگاههاي نظامي مخالفت كرد؛ و برخي مسائل كليدي، نظير دامنه برنامه سانتريفوژهاي پيشرفته اين كشور و منشأ آثار اورانيوم بسيار غني شده كشف شده در ايران لاينحل باقي ماند.
علاوه بر اين، ايران صبر و تحمل خود را در ارتباط با بازرسيهاي بين المللي از دست داده و از آژانس هسته اي خواسته است تا به موشكافيهاي خود پايان داده و گواهي سلامت هسته اي براي اين كشور صادر كند. پيش از برگزاري اجلاس شوراي حكام آژانس هسته اي در ماه ژوئن 2004، رهبران ايران تهديد كردند در صورتي كه اين شورا همكاريهاي ايران با آژانس را به رسميت نشناسد و مسئله هسته اي ايران را از دستوركار اجلاس خود در ماه سپتامبر خارج نكند، سطح همكاريها را كاهش داده و حتي ممكن است، فعاليتهاي هسته اي در حال تعليق را از سر بگيرد. به رغم اين تهديدها، شوراي حكام آژانس در روز 18 ژوئن، قطعنامه شديد اللحن پيشنهادي سه كشور اروپايي (فرانسه، آلمان و بريتانيا) را مبني بر محكوم ساختن ايران به عدم همكاري كامل، به موقع و فعالانه و درخواست از اين كشور براي حل فوري تمامي مسائل باقي مانده به تصويب رساند و مسئله هسته اي ايران را در دستوركار اجلاس ماه سپتامبر خود قرار داد. كمتر از يك هفته پس از تصويب اين قطعنامه در اجلاس شوراي حكام، ايران به سه كشور اروپايي اطلاع داد كه در پاسخ به اين اقدام و عدم پايبندي اروپاييها به تعهدات ادعايي شان جهت كمك به بستن پرونده ايران، تصميم به ازسرگيري توليد و آزمايش تجهيزات سانتريفوژي و همچنين اجراي طرح توليد هگزافلورايد اورانيوم - كه خوراك اوليه غني سازي اورانيوم است - گرفته است. هرچند ايران اشاره اي به قطع همكاريهايش با آژانس هسته اي و يا دست زدن به غني سازي واقعي اورانيوم نكرد، اما اين اقدام، در صورتي كه روند آن معكوس نشود، مي تواند موافقت نامه اكتبر سال گذشته بين ايران و سه كشور اروپايي را اساساً بي اعتبار سازد. سه كشور اروپايي كه از اين اقدام اعتراض آميز ايران مشوش شده بودند، ولي هنوز آمادگي پذيرش توصيه امريكا مبني بر ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت سازمان ملل را نداشتند، بار ديگر از ايران خواستند كه به وعده هايش پايبند باشد و از تصميم خود براي از سرگيري برخي فعاليتهاي مرتبط با غني سازي صرف نظر كند. اين سه كشور اروپايي همچنين تأييد كردند كه طبق برنامه قبلي مذاكرات براي حل هميشگي مسئله هسته اي (و همكاريهاي بين ايران و اروپا در نتيجه آن) پيش خواهند رفت، ولي تأكيد كردند كه ادامه مذاكرات منوط به تعليق كامل فعاليتهاي غني سازي از سوي ايران خواهد بود.

ارزيابي اهداف هسته اي ايران
اتخاذ يك رويكرد مشترك از سوي امريكا و اروپا در قبال ايران تا حد زيادي بستگي به درك مشترك طرفين از اهداف هسته اي ايران دارد. تاكنون نظر امريكا و اروپا به يكديگر نزديك بوده، ولي با يكديگر يكسان نبوده است. طفره رفتنها و عدم صداقت ايران درباره برنامه هسته اش، كه تمامي آنها به دقت در گزارشهاي آژانس هسته اي به ثبت رسيده است، موجب شك و ترديد عميق تمامي بازيگران اصلي در مورد اين ادعاهاي تهران شده است كه ايران توانايي غني سازي اورانيوم را تنها براي توليد سوخت جهت مصرف در رآكتورهاي برق هسته اي اش مي خواهد و هيچ علاقه اي به سلاحهاي هسته اي ندارد. ظاهراً امريكاييها و اروپاييها حداقل بر سر اين موضوع توافق دارند كه ايران نه تنها براي تأمين سوخت رآكتورهاي هسته اي، بلكه براي دستيابي به توانايي توليد اورانيوم بسيار غني شده، جهت ساخت بمبهاي هسته اي، در صورتي كه تصميم به كسب چنين تسليحاتي نمايد، به دنبال برنامه غني سازي و كنترل چرخه كامل سوخت هسته اي است.
با وجود اين، امريكاييها، بريتانياييها و احتمالاً فرانسويها، معتقدند كه ايران از هم اينك تصميم خود را گرفته است. اين كشورها براساس گزارشهاي پي در پي آژانس بين المللي انرژي هسته اي، مشاركت نيروهاي نظامي ايران در برنامه هسته اي اين كشور و اطلاعات محرمانه اي كه ايران از فاش ساختن آن و يا قرار دادنش در اختيار آژانس هسته اي خودداري كرده است، به اين نتيجه رسيده اند كه ايران فعالانه در پي دستيابي به سلاحهاي هسته اي است و صرفا در پي دستيابي به توانايي توليد براي روز مبادا نيست. آنها معتقدند كه ايران به موازات برنامه هسته اي غير نظامي خود كه آن را به آژانس اظهار كرده و اجازه بازرسيها را از اين تأسيسات داده است - نظير تأسيسات غني سازي اورانيوم نطنز - يك برنامه هسته اي نظامي محرمانه را نيز دنبال مي كند. هرچند اين كشورها هنوز مدرك جرمي در اختيار ندارند، يعني شواهدي دال بر تلاش ايران براي طراحي و نهايتاً ساخت بمبهاي هسته اي، اما مطمئن هستند كه چنين تلاشي از سوي ايران صورت مي گيرد.
برخي از كشورهاي اروپايي، از جمله آلمان، هنوز مطمئن نيستند كه ايران واقعاً تصميم به دستيابي به سلاحهاي هسته اي گرفته است. آنها معتقدند كه احتمالاً ايران در حال دستيابي به توانايي توليد مواد شكافت پذير است، در حالي كه هنوز تصميمي براي ساخت سلاحهاي هسته اي نگرفته است. ظاهراً دستيابي به اين نوع توانايي هسته اي در حال حاضر براي ايران كفايت مي كند، زيرا اين كشور را قادر مي سازد بدون نقض تعهداتش، تواناييهاي تكنولوژيك خود را به رخ جهانيان بكشد و به آنها نشان دهد كه مي تواند در مدت زمان كوتاهي به بمب هسته اي دست يابد. با وجود اين، حتي كشورهايي كه چنين ديدگاهي نسبت به ايران دارند، كتمان نمي كنند كه ايران داراي يك برنامه توليد سلاحهاي هسته اي است؛ چرا كه اذعان دارند يافته هاي آژانس بين المللي انرژي هسته اي به قدري نگران كننده است كه نمي توان چنين ادعايي داشت. در عوض، آنها مي گويند، هيچ مدركي دال بر اينكه برنامه هسته اي نظامي ايران چيزي فراتر از دستيابي به توانايي توليد مواد شافت پذير براي طراحي و توليد بمبهاي هسته اي باشد، وجود ندارد.
هرچند احتمالاً اروپا و امريكا بر سر اين مسئله كه آيا ايران فعالانه در پي دستيابي به سلاحهاي هسته اي است يا فقط مي خواهد گزينه سلاحهاي هسته اي را براي خود محفوظ داشته باشد، اختلاف نظر دارند، اما در مورد دو مسئله حساس و حياتي با يكديگر هم عقيده اند. اول اينكه ظاهرا هر دو طرف معتقدند كه دستيابي ايران به سلاحهاي هسته اي براي ثبات خاورميانه و آينده رژيم منع گسترش سلاحهاي هسته اي در جهان فاجعه آميز خواهد بود. هم جرج بوش و هم جان كري، نامزد حزب دموكرات در انتخابات رياست جمهوري امريكا، چنين تحولي را غير قابل قبول خوانده اند. هرچند اروپاييها از كاربرد چنين اصطلاحات شديداللحني خودداري كرده اند، اما به كرات مخالفت شديد خود را با دستيابي ايران به سلاحهاي هسته اي ابراز كرده اند. دوم اينكه ظاهرا هم اروپا و هم امريكا به اين نتيجه رسيده اند كه متقاعد ساختن ايران به چشم پوشي از توانايي توليد مواد شكافت پذير، صرف نظر از اهداف واقعي اين كشور، توليد سوخت هسته اي براي رآكتورها در داخل كشور، محفوظ نگاه داشتن گزينه سلاح هسته اي در آينده يا ساخت بمب هسته اي، امري ضروري است. هر دو طرف كاملاً درك مي كنند زماني كه اين كشور به توانايي غني سازي اورانيوم و يا توليد پلوتونيوم دست يابد، بخش اعظمي از مسير دستيابي به سلاح هسته اي را طي كرده است. از آنجايي كه يك كشور مصمم به ساخت بمبهاي هسته اي مي تواند هر لحظه از پيمان منع گسترش سلاحهاي هسته اي (NOT) خارج شود، بازرسان را اخراج كند و مواد هسته اي حفاظت شده را براي ساخت بمب به كار بگيرد، امريكا و اروپا به خوبي آگاهند كه نظارت آژانس بين المللي انرژي هسته اي، راه حل مناسبي نخواهد بود.


 

يك راه حل ممكن
اتفاق نظر بر سر اين دو مسئله، يعني اينكه نبايد به ايران اجازه دستيابي به سلاحهاي هسته اي و توانايي غني سازي اورانيوم و توليد پلوتونيوم را داد، مبنايي را براي يافتن يك راه حل ممكن براي مسئله هسته اي ايران به دست مي دهد، كه هم از سوي دولتها و هم در محافل غيردولتي جامعه بين المللي طرفداران فراواني يافته است. بر اساس اين رويكرد، ايران براي هميشه از تلاش براي دستيابي به تواناييهاي چرخه كامل سوخت هسته اي، از جمله غني سازي، فرآوري مجدد، تبديل اورانيوم، و رآكتورهاي آب سنگين صرف نظر مي كند و توافق مي كند كه تاسيسات موجود چرخه سوخت و هرگونه تأسيسات مرتبط با آن را برچيند و براي فراهم آوردن زمينه نظارت بر حسن انجام تعهداتش، پروتكل الحاقي آژانس هسته اي را به تصويب رساند. در مقابل چشم پوشي ايران از حق توليد سوخت هسته اي، تأمين كنندگان بزرگ سوخت از جمله روسيه، امريكا و برخي كشورهاي اروپايي در ارتباط با تأمين خدمات چرخه سوخت - يعني تأمين سوخت تازه براي رآكتورها و بازگرداندن و ذخيره پس مانده سوخت مصرف شده - به طور تجاري و براي تمامي رآكتورهاي برق هسته اي ايران، تا زماني كه اين كشور به تعهداتش پايبند باشد، به ايران تضمينهاي الزام آور خواهند داد.
سه كشور اروپايي (فرانسه، آلمان، بريتانيا) طرفدار چنين راه حلي هستند، ولي دولت بوش هيچ تمايلي به پذيرش آن نشان نداده است. اين رويكرد، كه اجازه ساخت رآكتورهاي هسته اي را به ايران مي دهد، با موضع كنوني امريكا كه مخالف ساخت هر گونه رآكتور هسته اي در ايران است، از جمله رآكتور هسته اي 1000 مگاواتي بوشهر كه به كمك روسها ساخته مي شود، همخواني ندارد. با وجود اين، اگر ايران به نحو قابل وثوقي تواناييهاي چرخه سوخت خود را برچيند، ايالات متحده - چه دولت بوش بر سر كار باشد و چه دولت كري - تقريباً به يقين با اروپا همگام خواهد شد. روسها نيز چنين خواهند كرد، زيرا احتمالا از ارائه خدمات چرخه سوخت و احداث رآكتورهاي بيشتر در ايران سود كلاني به جيب خواهند زد.
البته پاسخ تهران بسيار مشكل ساز خواهد بود. مسئله هسته اي در ايران به مسئله بسيار سياسي مبدل شده است و برخي تندروها مي گويند ايالات متحده و اروپا نمي خواهند ايران از تكنولوژي پيشرفته بهره مند شود. در طول دو سال گذشته، برخي رهبران ايران علناً چشم پوشي از تواناييهاي غني سازي اورانيوم و چرخه سوخت هسته اي را رد كرده اند. [حضرت] آيت الله سيد علي خامنه اي، رهبر عالي انقلاب ايران، در اواخر ماه ژوئن سال جاري اظهار داشت دستيابي ايران به چرخه كامل سوخت هسته اي ضروري است زيرا در غير اين صورت ايران به كشورهاي ديگر وابسته بوده و در برابر قطع جريان سوخت هسته اي با انگيزه هاي سياسي، آسيب پذير خواهد بود.
مسلم است توافقي كه در بالا ذكر شد، با مشروع ساختن دستيابي ايران به رآكتورهاي برق هسته اي و تضمين تأمين سوخت براي اين رآكتورها، ايران را قادر مي سازد خيلي ارزان تر، كارآمدتر و مطمئن تر از زماني كه خود سوخت هسته اي توليد مي كند، از مواهب صلح آميز تكنولوژي هسته اي بهره مند شود.
اما رهبران ايران از ديد يك برنامه هسته اي غيرنظامي به اين معامله نگاه نمي كنند. از نظر آنها، نتيجه اصلي چنين معامله اي محروم شدن ايران از توانايي توليد مواد شكافت پذير براي ساخت سلاحهاي هسته اي است، يعني دليل اصلي تعقيب يك برنامه هسته اي محرمانه به مدت دو دهه از سوي ايران. حال كه ايران تا اين اندازه در زمينه فوق سرمايه گذاري كرده و تا اين اندازه پيشرفت كرده است، مسلماً هيچ تمايلي به چشم پوشي از اين تواناييها ندارد.


 

معكوس كردن روند هسته اي ايران
احتمالا ايران در حال حاضر فشار زيادي براي صرف نظر كردن از گزينه هسته اي بر روي خود احساس نمي كند. هرچند حمله امريكا به عراق در ابتدا اين هراس را به وجود آورد كه ايران هدف بعدي خواهد بود، اما احتمالا ايرانيها با توجه به مشكلات امريكا در عراق به اين نتيجه رسيده اند كه احتمال حمله نظامي امريكا به كشورشان در آينده نزديك منتفي است. تهران نفوذي را كه به دقت در جامعه شيعي عراق به دست آورده است، اهرم فشاري در مقابل امريكا و يك عامل بازدارنده قوي در مقابل دخالت امريكا در امور داخلي اش، از جمله فشار بر اين كشور براي چشم پوشي از برنامه هسته اي اش مي داند، هرچند ظاهرا ايران هنوز از اين نفوذ براي تحريك خشونت و يا مختل ساختن تلاشهاي تحت حمايت امريكا براي احياي عراق استفاده نكرده است، اما سخت تلاش كرده به اين توانايي دست يابد. ايران همچنين بسط روابط تجاري خود با اروپا به ويژه با آلمان را اهرم فشاري در برابر اروپا تلقي مي كند؛ و احتمالاً عدم موفقيت امريكا براي متقاعد ساختن سه كشور اروپايي [فرانسه، آلمان، بريتانيا] به ارجاع پرونده هسته اي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل، موجب دلگرمي هرچه بيشتر اين كشور شده است.
علاوه بر اين، احتمالا ايرانيها، به هنگام ارزيابي ريسكها و مزاياي تداوم برنامه هسته اي شان، واكنش جهان را به آزمايشهاي هسته اي هند و پاكستان در ماه مه 1998 به ياد خواهند آورد. واكنش ابتدايي جامعه بين المللي بسيار شديد بود (محكوميت جهاني اين آزمايشها و اعمال تحريمها از سوي گروه هشت و چندين كشور ديگر) ولي عمر كوتاهي داشت. چندي نگذشت كه تحريمها توان خود را از دست داد و نهايتا برداشته شد و كشورهاي بزرگ نظير ايالات متحده روابط خود را با اين دو قدرت هسته اي خودخوانده از سر گرفتند و حتي آن را ارتقا دادند. با توجه به برداشت ايرانيها از اهميت سياسي و اقتصادي خود براي جهان، شايد مقامات اين كشور انتظار داشته باشند در صورت خروج از پيمان منع گسترش سلاحهاي هسته اي (NPT) و دستيابي آشكار به سلاحهاي هسته اي، جهان نيز واكنش مشابهي نظير آنچه در مقابل هند و پاكستان انجام داد از خود نشان دهد، كه در ابتدا بسيار شديد و خشمگينانه است، ولي دير يا زود با قبول واقعيت جديد همراه خواهد شد. در حال حاضر، رهبران ايران نه تنها بر اين باورند كه نبايد هيچ واهمه اي از ادامه راه كنوني به دل راه دهند، بلكه هيچ مزيتي در چشم پوشي از گزينه هسته اي شان نيز نمي بينند. به ويژه اينكه آنها احتمالاً معتقدند حتي در صورت انصراف واقعي از تلاش براي دستيابي به سلاحهاي هسته اي، ايالات متحده دست از نقشه هاي خصمانه خود عليه رژيم برنخواهد داشت.
در طول يك سال و نيم گذشته، مطرح شدن پرونده هسته اي ايران در شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي هسته اي و انتقادهاي شديد و مكرر از ايران براي رهبران اين كشور نگران كننده بود، اما غيرقابل تحمل نبوده است. فشارهايي كه تاكنون بر ايران وارد شده، آن قدر شديد نبوده است كه اين كشور را به چشم پوشي از اهداف هسته اي اش متقاعد سازد. تا زماني كه پاداشها و تنبيهات تغييري نكند، احتمالاً ايران نيز به برنامه هسته اي خود ادامه خواهد داد، با بازرسان سازمان ملل بازي خواهد كرد، سعي خواهد كرد سه كشور اروپايي (بريتانيا، فرانسه و آلمان) را ارعاب كند، تا حد امكان دامنه تعليق فعاليتهاي غني سازي اش را محدود خواهد ساخت و سعي خواهد كرد از ارجاع پرونده هسته اي اش به شوراي امنيت سازمان ملل جلوگيري كند. ايران شايد اميدوار است اگر بتواند از كشفيات جديد و مخرب بازرسان جلوگيري كند و به اندازه اي كه آژانس هسته اي به اين نتيجه برسد كه هيچ مدركي دال بر وجود فعاليتهاي پنهاني و با اهداف تسليحاتي در ايران وجود ندارد، با آن همكاري كند، دير يا زود گواهي سلامت هسته اي را از اين آژانس دريافت خواهد كرد. تهران احتمالاً محاسبه كرده است كه مي تواند از خاتمه فعاليتهاي هسته اي به حال تعليقش شانه خالي كند و با از سرگرفتن فعاليتهاي علني غني سازي اورانيوم، برنامه هسته اي پنهان خود را پوشش دهد.
اما ريسك جدي تر آن است كه محافظه كاراني كه انحصار قدرت را در تهران به دست دارند به جاي منتظر ماندن براي صدور گواهي سلامت هسته اي از سوي آژانس، از روي اعتماد بيش از حد به موقعيت چانه زني خود و سرخوردگي شان از روند طولاني بازرسيها، دست به اقدامات تحريك آميز بزنند. همان گونه كه قبلاً نيز ذكر شد، ايران اخيراً تصميم به ازسرگيري ساخت قطعات سانتريفوژي و همچنين مونتاژ و آزمايش سانتريفوژهاي هسته اي گرفته است. البته هنوز روشن نيست كه اين موضع سركشانه حربه اي است كه ايرانيها حاضرند در صورت گرفتن وعده و وعيد از آن چشم پوشي كنند يا نشان دهنده اين امر است كه آنها تعليق فعاليتهاي غني سازي را تله اي مي دانند كه بايد پيش از آنكه در آن گرفتار شوند، از آن بگريزند.
اگر اين اقدام، واكنش شديد شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي هسته اي را در پي داشته باشد و مثلاً منجر به ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت سازمان ملل شود ايرانيها ممكن است از كره شمالي تقليد كنند و احتمالاً با ازسرگيري ديگر فعاليتهاي غني سازي و يا اعلام اين مطلب كه ديگر به طور داوطلبانه پروتكل الحاقي را اجرا نخواهند كرد، اوضاع را وخيم تر سازند. ايران شايد حتي به اين نتيجه برسد كه با توجه به مبارزات انتخاباتي رياست جمهوري امريكا، فرصت بسيار خوبي براي بيرون انداختن بازرسان آژانس و خروج از پيمان منع گسترش سلاحهاي هسته اي است، به اين اميد كه بتواند فشارهاي حاصله را تحمل كند و نهايتاً در باشگاه هسته اي پذيرفته شود. 

تغيير دادن محاسبات ايران

ايالات متحده و اروپا بايد به منظور جلوگيري از اين نوع اقدامات ايران در آينده نزديك و نهايتاً متقاعد ساختن اين كشور به انصراف از اهداف هسته اي اش محاسبات ايران را در ارتباط با مزايا و مضرات ادامه برنامه هسته اي شديداً برهم بزند. آنها بايد با همكاري يكديگر چارچوب مشتركي از پاداشها و تنبيهات تدوين كنند كه ايران را در مقابل يك انتخاب روشن قرار دهد: ايران در صورت دستيابي به سلاح هسته اي به يك كشور كاملاً منزوي مبدل خواهد شد و در صورت چشم پوشي از آن عضوي محترم و تمام عيار از جامعه بين المللي خواهد بود.
رهبران ايران ترجيح مي دهند كه توانايي توليد مواد شكافت پذير براي اهداف صلح آميز را حفظ كنند و در عين حال روابط خوبي نيز با بقيه كشورهاي جهان داشته باشند. با وجود اين، اگر مجبور شوند فقط يك گزينه را انتخاب كنند، حداقل اين امكان وجود دارد كه گزينه تبديل شدن به يك عضو تمام عيار جامعه بين المللي را برگزينند. از اين لحاظ، ايران با كره شمالي يك فرق اساسي دارد. احتمالاً نخبگان پيونگ يانگ انزوا را به نفوذ خارجي كه ممكن است موجوديت رژيم شان را به خطر اندازد، ترجيح مي دهند، اما محافظه كاران عملگراي تهران ظاهراً دريافته اند كه تحقق اميدهايشان براي مشروعيت بخشيدن به رژيم و ادامه بقاي شان در گرو فراهم آوردن رفاه بيشتر براي جمعيت ايران است؛ رفاهي كه مي توانند از طريق ادغام اقتصادي و سياسي در جامعه بين المللي به آن دست يابند.
هر دو سوي اقيانوس اطلس، يعني ايالات متحده و اروپا، نقشي حياتي در مواجه ساختن ايران با اين انتخاب دارند. تاكنون، دولت بوش نقش پليس بد و اروپاييها نقش پليس خوب را بازي كرده اند. ايالات متحده ايران را عضو محور شرارت خوانده، بر شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي هسته اي فشار آورده تا ايران را به نقض تعهداتش در چارچوب پيمان منع گسترش سلاحهاي هسته اي متهم سازد و پرونده آن را به شوراي امنيت سازمان ملل ارجاع دهد؛ با تمامي همكاريهاي هسته اي با ايران، از جمله كمك روسيه به ساخت رآكتور هسته اي در بوشهر، مخالفت كرده است و حتي تماسهاي بسيار محدود دوجانبه را نيز با ايران قطع كرده است. اما سه كشور اروپايي، پاداشها را بر تنبيه ها ترجيح داده اند. آنها وعده همكاري در زمينه فناوري پيشرفته از جمله در زمينه فناوري هسته اي غيرنظامي به ايران داده و گفته اند در صورتي كه تهران به موافقت نامه اكتبر 2003 پايبند باشد، با تلاش براي ارجاع پرونده هسته اي اش به شوراي امنيت مخالفت خواهند كرد. تنبيهات اتحاديه اروپا معمولاً در قالب محروم ساختن ايران از پاداشها بوده است، مثلاً به تعويق انداختن مذاكرات موافقت نامه تجارت و همكاريهاي اقتصادي تا زمان حل مسئله هسته اي ايران. چنين اقداماتي به ايران لطمه نمي زند، بلكه صرفاً آن را به محروميت از مزاياي بيشتر تهديد مي كند. مشكلي كه اين ساختار شفاف پليس خوب - پليس بد بين اروپا و ايالات متحده دارد، اين است كه انگيزه بسيار اندكي براي متقاعد شدن ايران به اين كشور مي دهد. تهديدهاي ايالات متحده مبني بر تنبيه بيشتر ايران چندان جدي گرفته نمي شود، زيرا هم اكنون گزينه اقدام نظامي منتفي است. علاوه بر اين، امريكا و ايران رابطه اي با يكديگر ندارند كه بتوان تهديد به قطع آن كرد و اروپاييها نيز ظاهراً تمايلي به پذيرش تنبيه هاي چندجانبه جديد امريكا ندارند. پيشنهاد پاداشهاي بيشتر از سوي اروپا نيز نمي تواند چندان جذاب باشد، زيرا وضعيت حقوق بشر و نگرانيهاي سياسي در قبال ايران دامنه پاداشهاي اروپا را ناگزير محدود خواهد ساخت، علاوه بر اينكه، شايد ايرانيها در صورت همراه نبودن پاداشهاي اروپا با تغيير نگرش ايالات متحده به رژيم ايران آنها را چندان جدي نگيرند. آنچه هم اينك ضروري به نظر مي رسد اين است كه اروپا و امريكا نقش خود را عوض كنند: يعني اروپاييها نقش پليس بد را بازي كنند و امريكاييها نقش پليس خوب را (و يا شايد بهتر باشد، حداقل اروپا نقش يك پليس بدتر و امريكا نقش يك پليس بهتر را بازي كند). آنها بايد براي ايران روشن كنند كه در صورت عبور آن كشور از خطوط قرمز، با پيامدهاي جدي و مشخصي مواجه خواهد شد كه به تعويق مزاياي بيشتر محدود نشده، بلكه موجب قطع همكاريهاي موجود نيز خواهد شد. اروپاييها بايد به ايران هشدار دهند كه در صورت عبور آنها از خطوط قرمز، ارجاع پرونده شان به شوراي امنيت حتمي خواهد بود. پيام روشن اعضاي دائمي شوراي امنيت سازمان ملل، يعني فرانسه، روسيه و بريتانيا (به طور جداگانه، يا بهتر از آن، به صورت مشترك) مبني بر اينكه آنها از حق وتوي خود به نفع ايران استفاده نخواهند كرد، مي تواند ايرانيها را به جنب وجوش اندازد (گفته مي شود پيام مشابهي كه در همين ارتباط از سوي چين به كره شمالي داده شد، اين كشور را واداشت تا موافقت نامه اصولي سال 1994 را بپذيرد). براي به حداقل رساندن اين احتمال كه تهران براي حفظ ظاهر هم كه شده در برابر فشارهاي خارجي مقاومت نكند، بهتر است كه اين پيامها به طور محرمانه به گوش رهبران ايران رسانده شود.
يكي ديگر از پيامهاي مهمي كه سه كشور اروپايي بايد به ايران بدهند، اين است كه پاسخ جهان به آزمايشهاي هسته اي هند و پاكستان الگويي براي واكنش جامعه بين المللي نسبت به تلاش ايران براي دستيابي به سلاحهاي هسته اي نخواهد بود. اين دو مورد اساساً با يكديگر متفاوتند. هند و پاكستان هيچ يك عضو پيمان منع گسترش سلاحهاي هسته اي نبودند و تعهدات بين المللي خود را نيز نقض نكرده بودند. از آنجايي كه ايران عضو پيمان منع گسترش سلاحهاي هسته اي است، دستيابي آن به سلاحهاي هسته اي با نقض اين پيمان، به نحو بنيادي تري رژيم منع گسترش را تضعيف مي كند. با توجه به شدت و تداوم احتمالي واكنش جامعه بين المللي نسبت به دستيابي ايران به تواناييهاي هسته اي اروپاييها بايد رهبران ايران را تشويق كنند كه به جاي در نظر گرفتن مورد هند و پاكستان، به تحريمهاي آفريقاي جنوبي به دليل آپارتايد و ليبي به سبب فعاليتهاي تروريستي بينديشند.
در حالي كه اروپاييها بايد به تنبيهات احتمالي فكر كنند، امريكا نيز بايد به فكر پاداشهاي احتمالي باشد، به ويژه اينكه امريكا بايد بر سر دامنه وسيعي از مسائل با ايران وارد تعامل شود؛ از مسائلي كه منابع دو كشور مي تواند با يكديگر همگرايي داشته باشد (نظير عراق و افغانستان)، تا مسائلي كه بحث انگيزتر است (نظير فعاليتهاي عوامل تحت بازداشت القاعده در ايران، حمايت ايران از سازمانهاي تروريستي در خاورميانه و مسئله هسته اي ايران). هدف از تعامل نبايد يك معامله بزرگ باشد، بلكه بايد حل قدم به قدم مسائل مورد علاقه طرفين، دستيابي به يك سازوكار براي همكاري و نهايتاً عادي سازي روابط بين دو كشور باشد. پيشرفت به سوي يك رابطه عادي تر بين ايالات متحده و ايران، يكي از انگيزه هاي اصلي اين كشور براي دستيابي به سلاحهاي هسته اي را از بين خواهد برد: يعني ترس ايران از ايالات متحده. تقريباً تا همين اواخر، خطر عراق انگيزه اصلي تلاش ايران براي دستيابي به سلاحهاي كشتار جمعي بود كه يك برنامه پيشرفته سلاحهاي هسته اي داشت و در طول جنگ درازمدت و خونين دهه 80 ميلادي بين دو كشور از سلاحهاي شيميايي عليه سربازان ايراني استفاده كرد. حال كه رژيم صدام حسين و برنامه هاي سلاحهاي كشتار جمعي اش از بين رفته است ايالات متحده كه نيروهاي نظامي و پايگاههاي نظامي اش ايران را در محاصره خود دارند و دولتش، به زعم تهران، مصمم به تضعيف و تغيير رژيم حاكم بر ايران است، جاي عراق را به عنوان اصلي ترين تهديد براي ايران گرفته است. فرآيند تعاملي كه بتواند نگرانيهاي ايران را در ارتباط با تهديد ايالات متحده كاهش دهد، همچنين مي تواند زمينه لازم براي تصميم نهايي ايران مبني بر چشم پوشي از برنامه هسته اي اش را نيز فراهم آورد.


 

آيا مي توان ايران را از اهدافش منصرف كرد
متقاعد ساختن ايران به اين مسئله كه بدون فدا كردن مسائل امنيتي مي تواند منافع ملي اش را پيگيري كند زمان زيادي مي برد. سه كشور اتحاديه اروپا و ايران بر سر انجام مذاكراتي در ارتباط با بررسي امكان تبديل موافقت نامه اكتبر 2003 به راه حل دائمي مسئله هسته اي، موافقت كرده اند. با وجود اين، اگر ايران تصميم به چشم پوشي از توانايي هسته اي نگيرد - كه فعلاً چنين چيزي بعيد به نظر مي رسد - تصور پيشرفت اين مذاكرات بسيار دشوار خواهد بود.
در حالي كه امريكا و دولتهاي اروپايي براي تغيير دادن محاسبات ايران در ارتباط با ريسكها و مزاياي درازمدت تلاش مي كنند، بايد هرآنچه از دستشان برمي آيد نيز انجام دهند كه در آينده نزديك ايران را از انجام اقداماتي كه مي تواند آنها را در مقابل كار انجام شده قرار دهد، بازدارند: به اين معنا كه آنها بايد خواستار تعليق كامل فعاليتهاي غني سازي و فرآوري مجدد باشند و آژانس بين المللي انرژي هسته اي نيز فشار بياورد تا حقوق خود مبني بر بازرسيهاي جامع و فراگير و تحقيق و تفحص را عملي گرداند و فعاليتهاي پنهاني ايران را كشف و يا حداقل از گسترش آنها جلوگيري كند. ارائه تعريف جامع از تعليق تحت نظارت فعاليتها، زمان لازم را براي متقاعدساختن تهران به چشم پوشي از گزينه هسته اي به نفع مصالح ملي اش به امريكا و اتحاديه اروپا خواهد داد. تا زماني كه ايران معتقد باشد مي تواند تاوان داشتن سلاحهاي هسته اي را بدهد و مزاياي چشم پوشي از آن را نامشخص و يا اندك فرض كند، به راه كنوني خود ادامه خواهد داد. البته، هنوز نمي دانيم چه تركيبي از پاداشها و تنبيهات مي تواند ايران را به انصراف از اهداف هسته اي اش وادار سازد. با وجود اين، براي اينكه شانسي جهت متقاعد ساختن ايران داشته باشيم، هم امريكا و هم اروپا بايد در رويكردهاي خود تغيير عمده اي بدهند. اميد سه كشور اروپايي به موافقت نامه اكتبر 2003، به ويژه اين مسئله كه موافقت نامه فوق مي تواند سريعاً به انصراف هميشگي ايران از برنامه هاي چرخه سوخت منتهي شود، هنوز تحقق نيافته است. اگر اروپاييها مايل اند اعتباري براي اين استدلال خود كه مي توان از راههاي غيرنظامي نيز مسائل دشوار مرتبط با گسترش تسليحاتي را حل كرد، بيابند بايد موضع سختگيرانه تري در مقابل ايران اتخاذ كنند، بلكه آن را ابزاري بدانند كه فقط تا زماني كه مفيد است بايد از آن استفاده كرد. علاوه بر اين، اگر مي خواهند راه حلي بيابند كه به موجب آن روابط سياسي و اقتصادي گسترده تري در درازمدت با ايران داشته باشند، بايد ايران را به قطع اين روابط در كوتاه مدت تهديد كنند.
ايالات متحده نيز بايد بداند كه نمي تواند فقط با توسل به تنبيهات و چشم پوشي از پاداشها و بدون تعامل با ايران مسئله را حل كند. اين كشور همچنين بايد خيالپردازيهايش در مورد تغيير رژيم در ايران را چه از طريق فشارهاي خارجي و چه از طريق فرآيندهاي سياسي داخلي، كنار بگذارد. محافظه كاران حاكم بر ايران، امروزه جاي پاي خود را محكم كرده اند و بعيد است به اين زوديها بتوان آنها را جايگزين كرد. اگر قرار باشد پيش از آنكه ايران اورانيوم بسيار غني شده كافي براي ساخت يك بمب هسته اي را توليد كند، از طريق مذاكرات به راه حلي برسيم، واشنگتن بايد اين مذاكرات را با رژيم فعلي ايران انجام دهد.
اروپا و امريكا بايد بر كينه ها و اختلاف نظرهايي كه اخيراً روابط هر دو سوي اقيانوس اطلس را تيره ساخته فايق آيند و با همكاري نزديك با يكديگر (و روسيه و ژاپن) يك استراتژي مشترك در پيش گيرند. آنها بايد در مقابل ايران يك جبهه مشترك تشكيل دهند و گزينه يا همكاري بين المللي يا سلاحهاي هسته اي را پيش رو بگذارند. تنها زماني كه ايران دريابد نه مي تواند در جامعه بين المللي تفرقه بيندازد و نه مي تواند هم خدا را داشته باشد و هم خرما را، انتخابي درست خواهد كرد: يعني چشم پوشي از برنامه تسليحات هسته اي.

 

ماهنامه نگاه - شماره 46

amuzesh2005

amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی
دسترسی سریع به انجمن ها