عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت، کسانی هستند که در دنیا بیشتر از دیگران بر من صلوات فرستند.

رخنه در امنيت سرزميني

رخنه در امنيت سرزميني
شنبه 30 بهمن 1389  01:00 ب.ظ

پس از جنگ سرد، نظام امنيتي در معادلات جهاني چه به لحاظ شكلي و چه به لحاظ ماهوي به طور بنياديني متحول شد. نظام دوقطبي دوران جنگ سرد با سقوط كمونيسم فروپاشيد و ايالات متحده به عنوان سردمدار نظام كاپيتاليسم همچنان به حيات خود ادامه داد. هرچند منابع تهديد دورهِ جنگ سرد هنوز رفع نشده اند و ايالات متحده (گرچه خود به عنوان عامل اصلي تهديد كنندهِ جهان در آمده است) عمده ترين تهديدات را از جانب كشورهايي همچون روسيه و چين متوجه خود مي داند اما علاوه بر اين، اين كشور خود را با منابع جديدي از تهديدات رو به رو مي بيند. حادثه تروريستي 11 سپتامبر به اين منابع جديد تهديد سرعت و عينيت بخشيد و سبب شد تا ايالات متحده به طور جدي توجه خود را به تحولات نوين امنيتي معطوف نمايد و در استراتژيهاي سنتي خود از امنيت باز تعريف اساسي به عمل آورد.
در گذشته اين قدرتهاي بزرگ بودند كه قاعده بازي را تعيين مي كردند و تنها جنگ بين قدرتهاي بزرگ قادر به ايجاد تغيير و تحول در كل نظام حاكم بر جهان بود. ليكن امروزه به زعم رهبران امريكا سه عامل: دولتهاي سركش، تروريسم و سلاحهاي كشتار جمعي در كنار يكديگر مجموعه اي را به وجود آورده اند كه ممكن است به تحول در نظام امنيتي جهان منجر شود. اكنون گروههاي تروريستي با استفاده از شبكه هاي پنهان كه در اختيار دارند مي توانند موانع امنيتي را به راحتي پشت سر گذارده و سلاحهاي مرگبار خود را وارد مرزهاي كشورهاي مورد هدف نمايند. ايالات متحده كه به دليل جغرافياي ممتاز خود، محصور در اقيانوسها، خود را مصون از هرگونه تعرض خارجي مي پنداشت و بيش از دويست سال خاك اصلي آن مورد تعدي قرار نگرفته بود، پس از حادثه 11 سپتامبر درگير تهديدات جديدي است كه استراتژيهاي سنتي همچون بازدارندگي، پاسخگوي نيازهاي كنوني آن نبوده و خود را در برابر اين گونه تهديدات آسيب پذير مي يابد.
در دوران جنگ سرد، دو قطب قدرت امريكا و شوروي به دليل آسيب پذيريهاي مشترك (به اصطلاح ( MAD توانستند بازدارندگي مؤثري در برابر يكديگر ايجاد كنند و اين امر خود به دوره اي نسبتاً طولاني از صلح نسبي در جهان انجاميد. اما در حال حاضر پديدار شدن بازيگران غيردولتي همچون جنبشهاي مردمي در كشورهاي تحت سلطه از يك سو و افزايش تعداد دولتهايي كه بايد بازدارندگي در برابر آنها اعمال گردد از سوي ديگر و همچنين وجود گروههاي تروريستي چالش عمده اي را در تمهيدات امنيتي اين كشور موجب شده است. قواعد بازي سنتي همچون تجزيه و تحليل سود - هزينه(Cost-benefit analysis) يا عقلايي بودن رفتار بازيگران نسبت به آستانه تحمل (Level of tolerence) در مورد جنبشهاي مردمي، گروههاي تروريستي و كشورهايي كه از ديد غرب به اصطلاح سركش هستند مصداق ندارد و اين امر موجب تغيير در ارزشها و محاسبات تصميم گيري شده است. في المثل تروريسم مدرن به لحاظ هدف، رهبري و توانمندي، با تروريسم سنتي متفاوت است. از اين رو استراتژي بازدارندگي كه در دورهِ جنگ سرد يكي از استراتژيهاي اصلي جهت تأمين امنيت ايالات متحده بود كارآيي خود را در برابر بازيگران غيردولتي (چه جنبشهاي مردمي و چه حتي گروههاي به اصطلا ح تروريستي) و تا حدودي دولتهاي به اصطلاح ياغي، از دست داده است. در زمينه استراتژي منع گسترش نيز ايالات متحده پس از جنگ سرد عملاً نتوانسته است توفيق ملموسي حاصل كند. اين امر علاوه بر محدوديت در كنترل نقل و انتقالات تسليحاتي و دانش هسته اي، بيشتر، از عدم اجماع جهاني در اين رابطه ناشي مي گردد. كمك هسته اي چين به پاكستان و روسيه به ايران را مي توان در اين جهت مورد ارزيابي قرار داد.
ايالات متحده امروزه بيش از هر كشور ديگري نگران امنيت خويش است و علاوه بر اين خود را متعهد به دفاع از امنيت متحدينش نيز مي داند كه مسئوليت اين كشور را مضاعف مي نمايد. امريكا كد ژئوپلتيكي خود را جهاني تعريف كرده است و از اين رو هر رخدادي كه در اطراف و اكناف جهان روي مي دهد به طور خودكار با امنيت آن كشور ربط پيدا مي كند. اين امر باعث شده است تا اين كشور به طور همزمان خود را در چند جبهه درگير رقابتهاي امنيتي نمايد و اين كار قطعاً هزينه هاي هنگفتي بر نظام امريكا تحميل مي كند كه مي تواند در آيندهِ نه چندان دور توان اقتصادي و به تبع، نظامي آن را به طور فزاينده اي به تحليل برد
بحث دفاع ملي موشكي به زمان نيكسون، يا حتي آيزنهاور برمي گردد. در دوره زمامداري كلينتون ميليونها دلار صرف تحقيقات در اين زمينه شد، اما بوش دفاع موشكي را اولويت اول خود قرار داد. اين طرح مخصوصاً به منظور جلوگيري از تهديدات امنيتي از جانب دولتهاي به اصطلاح سركش طرح ريزي شده است. توجيه دولت بوش از اين كار اين است كه دولتهاي سركش آستانه تحمل را رعايت نكرده و ممكن است حتي با علم به شكست نهايي خود دست به حمله موشكي به ايالات متحده بزنند. اين در حالي است كه اين كشور در مقابل قدرتهاي بزرگ مي تواند با استفاده از قدرت ضربه دوم و اقدامات تلافي جويانه بازدارندگي ايجاد كند. بنابراين دولت بوش تصميم گرفت تا هرچه زودتر اين سيستم را توسعه بخشيده و مستقر سازد و در همين ارتباط پيمان ABM را به طور يكجانبه ملغي اعلام كرد. دولت بوش خود را مهيا كرد تا بودجه دفاعي را هم براي دفاع موشكي و هم مقاصد امنيتي ديگر به طور چشمگيري افزايش دهد.
در حال حاضر بودجه دفاعي اين كشور از مجموع بودجه دفاعي پانزده الي بيست كشور برتر صنعتي بيشتر است. از اين رو گفته مي شود كه اين كشور در حال رقابت امنيتي با خويش است. امريكا گرچه به ظاهر به طور منحصر به فردي قدرتمند است اما در حال حاضر به طور منحصر به فردي نيز خود را آسيب پذير يافته است. اين احساس آسيب پذيري پس از 11 سپتامبر موجب شده است تا اين كشور امنيت مطلق را سرلوحه اهداف خويش قرار دهد و در اين جهت اقدامات يكجانبه اي را حتي به قيمت از دست دادن متحدين نزديكي همچون فرانسه و آلمان انجام داده است. اين كشور خواهان چنان قدرت نظامي است كه بتواند كشورهاي ديگر را حتي از فكر رقابت با آن منصرف سازد. اين كار آمريكا را وادار مي سازد تا سلطه خود را بر تمامي كشورهاي جهان بگستراند. در فرهنگ سياسي اين كشور امنيت به صورت مجموعه هايي مطلق با حاصل جمع صفر تلقي مي گردد، به طوري كه يك كشور يا داراي آن است يا فاقد آن. اكنون امريكا مي خواهد به واسطه طرح دفاع ملي موشكي و جنگ با تروريسم امنيت را به درون مرزهاي خود بازگرداند.
اما مقامات پنتاگون بيش از اندازه بر مسائل تكنولوژيكي تكيه كرده و از تحولات بيروني غافل مانده اند. آنها اكنون در يك فضاسازي سياسي و تبليغاتي دريافته اند كه منبع اصلي تهديد نه ميزان موشكها و سلاحهاي كشتار جمعي، بلكه ماهيت رژيمهاي دارنده سلاحهاي كشتار جمعي است. محيط بين المللي مخصوصاًًً پس از 11 سپتامبر دستخوش تغيير شده است و اين امر متعاقباً در ابزارهاي مقابله با تهديدهاي كنوني تغيير ايجاد كرده است. از اين رو، بوش آموزهِ جنگ پيش دستانه و تغيير رژيم ها را مطرح كرده است و به طور جدي آن را دنبال مي كند. اما در اين زمينه امريكا با مشكلات عديده اي مواجه مي باشد. يكي از عمده ترين موانع در اين رابطه، نداشتن اطلاعات دقيق در مورد وضعيت دشمن است. امريكا كه اكنون تروريسم را مهمترين دشمن خود مي داند قادر نيست پايگاه آنها را به درستي رديابي كرده يا با پيش بيني اهداف آنها دست به اقدام پيش دستانه يا حتي در بيشتر موارد اقدامات تلافي جويانه عليه آنها بزند.
همچنين يكي از دشوارترين مسائل امنيتي اين كشور در كنار جنگ نامتقارن، جنگهاي مجازي مي باشد. امريكا كشوري است كه به لحاظ مديريتي به شدت به شبكه هاي رايانه اي و اطلاعاتي متكي است.
گروههاي مبارز و يا حتي گروههاي تروريستي اكنون با دانش گسترده اي كه از رهگذر اينترنت به راحتي قابل دسترسي است قادر به حمله به تأسيسات اطلاعاتي اين كشور همچون شبكه برق، تلفن، تأسيسات هوانوردي و مؤسساتي از اين قبيل هستند. اين گونه حملات مجازي مي توانند خسارات جبران ناپذيري بر اين كشور وارد سازند و طبق گفته هاي صاحبنظران اكنون احتمال وقوع اين گونه حملات مي رود. علاوه بر اينكه رديابي اين گونه حملات فوق العاده دشوار است، در صورت رديابي نيز اين كشور در دادن پاسخ متناسب به آنها با مشكل مواجه خواهد بود.
مواردي كه هم اكنون به آنها اشاره شد شمه اي از مسائلي است كه ايالات متحده به لحاظ امنيتي با آن روبه روست. مجموعه مقالاتي كه در اين شماره از اين مجله توسط صاحب نظران در زمينه امنيت به رشته تحرير درآمده است سعي دارد تا علاوه بر ارائه يك تصوير كلي از مفهوم امنيت، مسائل امنيتي ايالات متحده پس از جنگ سرد و به خصوص بعد از 11 سپتامبر را به تفصيل مورد بررسي قرار دهد. عوامل متنوعي همچون تروريسم، دولتهاي سركش، جنگ بيولوژيك، جنگ مجازي و... كه امنيت امريكا را تهديد مي كنند و استراتژيهايي كه اين كشور براي مقابله با اين گونه تهديدات انديشيده است به ما كمك مي كند تا به فهم كلي از مسائل امنيتي امريكا و پيش بيني استراتژيهاي كلان اين كشور در آينده نايل آييم.

ماهنامه نگاه - شماره 45

amuzesh2005

amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی
دسترسی سریع به انجمن ها