عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت، کسانی هستند که در دنیا بیشتر از دیگران بر من صلوات فرستند.

بحران در خوزستان و زمينه‌هاي جنگ‌ ايران و عراق

بحران در خوزستان و زمينه‌هاي جنگ‌ ايران و عراق
شنبه 30 بهمن 1389  01:03 ب.ظ

مديريت تاريخ جنگ مركز مطالعات و تحقيقات جنگ
با پيروزي انقلاب اسلامي و ايجادشدن فضاي مناسب براي فعاليت‌هاي سياسي و اجتماعي، در خوزستان ايران نيز مانند برخي از استان‌هاي مرزي كشور به‌سبب وجود حساسيت‌هاي قومي، نژادي و زباني كه در بعضي موارد دولت‌هاي خارجي به آن دامن مي زدند، دو جريان سياسي قومي - ناسيوناليستي و مذهبي - انقلابي پا گرفت. بررسي نحوه شكل‌گيري و سير جريان رويارويي اين دو خط سياسي در خوزستان به خصوص در شهر مرزي خرمشهر موضوع بحث مقاله حاضر است.

در اوايل اسفندماه1357، يعني حدود دو هفته پس از پيروزي انقلاب، كميته انقلاب اسلامي خرمشهر از عناصر ناهمگوني همچون شيوخ و سران وابسته عشاير و نيروهاي مذهبي شهر تشكيل شد كه شيخ شبير خاقاني مرجع تقليد گروهي از عشاير عرب‌زبان منطقه و امام جماعت مسجد، صادق خرمشهر بر آن نظارت مي كردند1. اما چند روزي از تشكيل اين كميته نگذشته بود كه عده‌اي از شيوخ منطقه و عوامل آنها با اشغال ساختمان كنسولگري امريكا، كميته مستقلي را به نام كميته عرب‌ها يا ستاد رزمندگان خلق عرب، تشكيل دادند. در يكي از اسناد مركز مطالعات و تحقيقات جنگ آمده است: حدود15 اسفند1357، ديديم يكي از اين شيوخي كه در جلسه‌هاي كميته انقلاب شركت مي‌كرد، ديگر حاضر نمي‌شود؛ و پس از مدتي، يك ساختمان ديگر كنار ساختمان كميته انقلاب گرفتند و نام آن را كميته عرب‌‌ها ناميدند و ‌گفتند چون افراد كميته انقلاب اسلامي فارس مي‌باشند، يك‌سري افراد عامي هستند كه بايستي به كار آنها رسيدگي شود؛ و چون اينها اهل دهات و روستاها مي‌باشند و زبان فارسي نمي‌دانند2، بنابراين بايد كميته مخصوص به خود را داشته باشند. به اين ترتيب، مركزي ايجاد شد كه ابتدا آن را مركز مجاهدين عشاير ناميدند، پس از مدتي نام ستاد رزمندگان را به خود گرفت و در آخر نيز به سازمان سياسي خلق عرب خوزستان تبديل شد.3 فرماندار سابق خرمشهر درباره‌ فعاليت اين سازمان از همان بدو تأسيس، چنين گفته است: < تلاش سازمان سياسي خلق عرب خوزستان در مرحله‌ اول، بالا بردن روحيه عصبيت قومي بود و تمام كساني كه آنجا رفت و آمد مي‌كردند، بايد لباس محلي مي‌پوشيدند. از بلندگوهاي ستاد نيز مرتباً صداي سرودهاي عربي پخش مي‌شد و به اين وسيله اعلام موجوديت مي‌كردند.> 4

از سوي ديگر، اختلاف در بينش اعضاي كميته انقلاب اسلامي خرمشهر، فقدان وحدت نظر و عمل در برخورد با مسائل انقلاب و منطقه، از جمله دستگيري و محاكمه عناصر ساواك و وابستگان به رژيم سابق، جمع‌آوري اسناد و پرونده‌هاي ساواك و مبارزه با بقاياي رژيم سبب ايجاد شكاف و دودستگي در اين كميته شد؛ و اختلاف بين عناصر مذهبي آن با شيخ شبير خاقاني كه سران عشاير را در شوراي مركزي كميته قرار داده بود، بالا گرفت. به‌دنبال اين، كميته اول منحل گرديد و كميته دوم، با تركيب عناصر نسبتاً جوان و از روحانيون متعهدتري تشكيل شد. اما چون تنها دو تن از سران عشاير به شورا راه نيافته بودند، اين كميته مورد اعتراض و مخالفت شديد شيخ قرار گرفت.
 
وي معتقد بود50 درصد اعضاي كميته مي‌بايست عرب و50 درصد عجم باشند5 با اعلام مخالفت شيخ، كميته انقلاب در عمل هيچ‌گونه كاري نمي‌توانست انجام دهد. در نتيجه، گروهي از جوانان مذهبي و انقلابي خرمشهر كه كميته انقلاب را در برخورد با شيخ شبير خاقاني و مسائل منطقه ناتوان مي‌ديدند، اقدام به تأسيس تشكيلاتي به‌نام كانون فرهنگي- نظامي كردند. اين كانون ضمن كنترل شهر و تأمين انتظامات و دستگيري ساواكي‌ها و عناصر ضدانقلاب، نوار مرزي را نيز كنترل مي‌كرد6. با تشكيل كانون فرهنگي - نظامي و فراهم‌شدن زمينه‌هايي براي فعاليت نيروهاي مذهبي در آن، كميته دوم انقلاب اسلامي شهر كه عملاً از محور قدرت خارج شده بود و در معرض دخالت بي‌رويه و اعمال نفوذ بعضي از عناصر قرار داشت، در تاريخ 4/ 1/ 58 اعلام انحلال كرد7. با انحلال كميته انقلاب اسلامي، كانون فرهنگي - نظامي، به ضابط اجرايي دادگاه انقلاب تبديل شد، امري كه به شدت مورد اعتراض و مخالفت شيخ شبير قرار داشت8. به اين ترتيب، با تشكيل كانون فرهنگي- نظامي از يك طرف و سازمان سياسي خلق عرب خوزستان از طرف ديگر، رابطه شيخ شبير خاقاني با ستاد خلق عرب تحكيم يافت و متقابلاً، به جدايي وي از نيروهاي مذهبي شهر انجاميد. در يكي از اسناد مركز مطالعات و تحقيقات جنگ مي‌خوانيم: < بازاري‌ها و مؤمنيني كه قبلاً اطراف شيخ بودند، كم‌كم از شيخ دور شده و عناصر ستاد خلق عرب جايگزين آنها شدند9> .

در كنار كانون فرهنگي - نظامي و سازمان‌ سياسي خلق عرب خوزستان، گروهي از عناصر جبهه التحرير كه داراي عقايد و تفكرات بعثي بودند، تشكيلاتي به نام كانون فرهنگي عرب را ايجاد كردند، كه مكان آن نزديك محل سازمان سياسي خلق عرب بود10. اين كانون با دولت بعثي عراق، رابطه‌ نزديكي داشت و حتي از اين كشور، سلاح دريافت مي‌كرد؛ و نيروهاي آن در بصره آموزش مي‌ديدند. در اين ارتباط، در يكي از اسناد كنسولگري عراق آمده است: < ما توانستيم با اعضاي اين تشكيلات ارتباط ايجاد كنيم و به‌طور مستقيم با آنها مرتبط باشيم و مقدمات عمليات مسلحانه را فراهم كنيم.

اين گروهك‌ها براي رفتن به بصره و ديدن تمام آموزش‌هاي لازم، از مرز عبور داده شدند؛ و عده زيادي از آنها آموزش ديدند و هم‌اكنون هم عده‌ا‡ي در حال گذراندن آموزش مي‌باشند11. كانون فرهنگي خلق عرب از همان ابتداي امر روابط نزديكي با سازمان سياسي خلق عرب داشت؛ و با پخش پوسترهاي فعاليت آن، هم‌صدا با كانون، شعار دفاع از حقوق خلق عرب و خودمختاري خوزستان را سر مي‌داد12. گروه ديگري كه در اوايل سال 1358 تشكيل شد، گروه مجاهدين عرب مسلمان نام داشت كه فردي به‌نام شاكر شكوري مسئول آن بود و يك روحاني به‌نام سيدعلي عدناني نيز با او همكاري مي‌كرد. اين گروه، داراي بافت فكري مذهبي با عرق ناسيوناليستي بود13.

هم‌زمان با ظهور جريان‌هاي داخلي در خرمشهر، اخباري مبني بر تجديد سازمان جبهه‌التحرير عربستان در عراق انتشار مي‌يابد. در سند ستاد مشترك ارتش جمهوري اسلامي مورخه 27/1/ 1358 آمده است:
< دفاتر جبهه آزادي‌بخش خوزستان در بصره و العماره افتتاح شده‌اند و شروع به ثبت‌نام نموده‌اند14> . دولت بعثي عراق كه اهداف درازمدت درباره خوزستان داشت - و اصولاً موضوع خوزستان جزء يكي از بندهاي مرام‌نامه حزب بعث است15 - از همان روزهاي نخست پيروزي انقلاب، مترصد آن بود كه از فرصت به‌دست آمده براي مطامع و اهداف خود بهره‌برداري نمايد به همين علت، با گذشت انقلاب، سياست‌هاي عراق با اهداف گروه‌هاي مختلف تجزيه طلب در خوزستان و كردستان گره ‌خورد و سيل كمك‌هاي نظامي آن كشور به‌داخل ايران سرازير شد. هم‌زمان با آن كنسول‌گري عراق در خرمشهر و مدرسه عراقي‌هاي اين شهر به اقدامات گسترده‌اي دست زدند.

مدني، استاندار خوزستان، 15/2/ 1358 نامه‌ا‡ي به وزير كشور نوشت و در اين باره تصريح كرد: < كنسول عراق در خرمشهر با بعضي از عناصر مشكوك محلي رابطه دارد> . وي افزود: < اين مسلم شده كه كنسول عراق در خرمشهر يكي از فعالان دستگاه جاسوسي است و در خرابكاري دست دارد. اخيراً نامبرده سفارش كرده است در نقاط مختلف خرمشهر، براي وي خانه اجاره كنند و اكنون خانه‌ها مهياست. علاوه بر اين گفته مي‌شود كه كارمندان حساس كنسولگري عراق از4 نفر به14 نفر كه همه و يا اغلب آنها افسر مي‌باشند، افزايش يافته است> . وي در مورد مدرسه عراقي‌ها مي‌نويسد: < مدرسه عراقي‌ها در خرمشهر نيز كانون جاسوسي است. مسئول مدرسه عراقي‌ها، وليد سامرايي رايزن فرهنگي كنسولگري عراق مي‌باشد كه قبلاً مسئول جبهه‌التحرير خوزستان در عراق بوده است. و فعاليت‌هاي خود را از بصره اداره مي‌كرد و از جاسوسان شناخته شده مي‌باشد16> .


با انسجام يافتن اين جريان‌ها و متعاقب آن تشديد فعاليت‌هاي آنها، دو گانگي در شهر ايجاد شد و به تدريج، با طرح مسئله قوميت و حساسيت روي آن، زمينه مساعدتري يافت. در يكي از اسناد مركز مطالعات و تحقيقات جنگ در اين باره مي‌خوانيم: < هر روز كه مي‌گذشت، دوگانگي بين مردم فارس‌زبان و عرب‌زبان، شديد مي‌شد و به موازات آن، ظاهر شدن اسلحه و مد شدن چپيه و لباس‌هاي عربي در سطح شهر چيز عادي شده بود، شرايط را طوري درست كرده بودند كه براي مثال، وقتي يك عرب سوار تاكسي مي‌شد اگر راننده‌اش فارس بود، پول نمي‌داد؛ و اين جو را درست مي‌كردند كه اگر يك فارس به بازار رفت، عربي كه شيريني فروش است به او چيزي نفروشد> 17. در مسائل مهم‌تر نيز چنين وضعي وجود داشت، مثلاً، عناصر وابسته به شيخ شبير كه با امكانات دولتي در مناطق مرزي گشت مي‌زدند، وقتي با نيروهاي انقلابي برخورد مي‌كردند، با نام اين‌كه شما از كميته فارس‌ها هستيد و مسائل اين‌جا به شما مربوط نيست، از اقدام آنها براي به دست آوردن اطلاعات منطقه مرزي جلوگيري مي‌كردند و حتي در بعضي موارد، از ترددشان ممانعت مي‌نمودند.18

با اوج‌گيري چنين تحركاتي، وقوع درگيري در شهر اجتناب‌ناپذير بود، به‌خصوص كه نرمش دولت موقت در برخورد با تحريكات ضدانقلابي، قاطعيت نيروهاي مذهبي شهر در دفاع از خود و انقلاب را به‌صورت آلتي در دست ضدانقلاب در آورده بود تا براي دامن زدن به تشنج بيشتر از آن استفاده كند. در تاريخ 16/ 1/ 1358، به‌دنبال تظاهرات مسلحانه سازمان سياسي و كانون فرهنگي خلق عرب در خرمشهر و تيراندازي آنان به سوي كميته امام، اعلاميه‌اي به نام كانون فرهنگي - نظامي جوانان مسلمان خرمشهر و بازاريان، نشر و پخش شد كه در آن، شيخ شبير و عملكرد وي زير سؤال مي‌رفت. شيخ با ابراز ناراحتي از بازاريان خواست كه آن را تكذيب كنند، ولي آنها زير بار نرفتند. بنابراين او عكس‌العمل نشان داد؛ و روز 23/2/ 1358، طي سخنراني خود در مسجد، ضمن حمله شديد به كانون فرهنگي - نظامي جوانان مسلمان خرمشهر، اعضاي آن را وابسته خواند. به‌دنبال سخنان شيخ، حاضرين به سردمداري گروه‌ها كه گويا بهانه لازم را به‌دست آورده بودند، با شعار < فليسقط الكانون> )كانون بايد نابود گردد) به‌سوي كانون حركت كردند و در حمله‌اي كه به كانون صورت گرفت، ساختمان آن به آتش كشيده شد و ستاد انتظامات كه سه طبقه بود فرو ريخت. مهاجمين حدود 18 تن از نفرات مستقر در كانون، از جمله شهيد جهان‌آرا، را دستگير كردند و به سازمان سياسي خلق عرب بردند19.


از اين تاريخ)23/2/ 1358)، حدت برخوردها و بالا رفتن ميزان تعرض و خشونت ضدانقلابي و شديدتر شدن جو رعب و وحشت، كاملاً طبيعي بود. در اين ارتباط، به جان نيروهاي متعهد شهر تهديداتي شد؛ و در بعضي موارد، منازل آنان با نارنجك و ديگر سلاح‌ها مورد هجوم قرار گرفت20. در اين شرايط، از هم پاشيدگي مركزيت مشخص نيروهاي فعال مذهبي و انقلابي شهر و محدوديت آزادي عمل نيروهاي انقلابي در زمينه حضور فعال در جامعه، مزيد بر علت شده بود و مي‌رفت انفعال نابود كننده‌ا‡ي را نزد هواداران انقلاب ايجاد كند. اين وضع نمي‌توانست اجازه بروز و ظهور بيابد، زيرا در اين صورت، قدرت و موقعيت سياسي - اجتماعي ضدانقلاب در چنان ابعادي گسترش مي‌يافت و در نتيجه، چنان بحراني ايجاد مي‌كرد كه مهار آن غيرممكن مي‌شد. بنابراين، هواداران انقلاب در دو جنبه علني و غيرعلني، اقداماتي انجام دادند. در بعد فعاليت‌هاي تشكيلاتي غيرعلني، برنامه گشت و كنترل مسلحانه بودن و تظاهر به مسلح بودن در سطح شهر، برنامه‌ريزي شد. اين گشت و كنترل مسلحانه غيرعلني در جاي خود اقدامي لازم و در جلوگيري از يكه‌تازي بي‌مهار ضدانقلاب، ضروري و مؤثر بود، اما به هيچ‌وجه نمي‌توانست كافي باشد و تنها حركت گسترده انقلابي مردم قادر بود در بهبود اساسي و ايجاد شرايط به نفع انقلاب، تعيين كننده باشد.

چنين حركتي با عكس‌العمل مردم در قبال تعرضات ضدانقلاب كانون و ديگر مراكز آغاز گرديد. بازار بسته شد و شهر به حال تعطيل درآمد و مردم در تظاهراتي، براي تحصن به طرف فرمانداري رفتند و عده زيادي نيز در مسجد جامع خرمشهر تحصن كردند21. به دنبال شرايط پديد آمده در 27/1/ 1358، فرمانداري خرمشهر در اعلاميه‌اي اين سه خواسته را مطرح كرد
1) انحلال كانون‌ها و سازمان‌هاي غيررسمي خرمشهر، در شرايط بحراني منطقه؛
2) تخليه اماكن دولتي كه در زمان انقلاب، نيروهاي مختلف آن را اشغال كرده بودند؛
3) خلع سلاح عمومي22.
از سوي ديگر، متحصنين مسجد جامع نيز خواستار موارد زير شدند:
1) دستگيري عوامل يورش وحشيانه به كانون فرهنگي - نظامي و ستاد پاسداران و مجازات آنها،
2) استقرار پاسداران غيربومي در خرمشهر،
3) خلع سلاح عمومي،
4) همه كانون‌ها و سازمان‌ها در شرايط فعلي منحل شوند23.
در پي اين تحصن و به‌دنبال مذاكراتي كه بين طرفين با فرماندار و استاندار وقت انجام گرفت، مقرر گرديد كه تا تاريخ 31/2/ 1358، مكان‌هاي سازمان سياسي خلق عرب و كانون فرهنگي خلق عرب تخليه شود و تا تاريخ 4/3/ 58 تمام ارگان‌هاي سياسي - نظامي شهر سلاح‌هاي خود را تحويل فرمانداري دهند24.
صبح روز31 ارديبهشت1358، يعني آخرين مهلت تعيين شده براي تخليه ساختمان‌هاي دولتي، سازمان سياسي خلق عرب در اعلاميه‌اي تخليه ساختمان‌ها را رد كرد و آن را مسئله‌اي انحرافي خواند25. پس از اعلاميه، عده‌اي از اعضاي اين سازمان را در ساختمان ستاد جمع كردند. از سوي ديگر، كانون فرهنگي خلق عرب نيز با انتشار اطلاعيه مشابهي، در ساختمان كانون تحصن كرد26. به‌دنبال آن، خبرگزاري آسوشيتدپرس با بزرگ‌كردن قضيه، خبر داد: < صدها تن از افراد مسلح اقليت عرب‌زبان ايراني در ادارات خود متحصن شده و خواستار خودمختاري گرديدند27> .


در همين روز، جلسات طولاني مذاكره بين مسئولين دولتي شهر و نمايندگان سازمان‌هاي خلق عرب برگزار شد كه عملاً نتيجه‌ا‡ي به دست نيامد. با شكست مذاكرات سازمان‌هاي خلق عرب تأكيد كردند كه ساختمان‌ها را تحت هيچ شرايطي تخليه نخواهند كرد؛ و زماني شرايط خلع سلاح را خواهند پذيرفت كه در تمام ايران خلع سلاح عمومي انجام گيرد28. در اين شرايط، به‌دستور استاندار وقت خوزستان، حدود يكصدتن از تكاوران نيروي دريايي از بوشهر وارد خرمشهر شدند و استاندار تهديد كرد كه < ديگر حوصله تلاش‌هاي ضدانقلابي را نخواهيم داشت> 29. از سوي ديگر يكصد تن از پاسداران سپاه تهران وارد خرمشهر شدند و در گمرك مستقر گرديدند. روز5 خرداد1358 ، در پي انقضاي مهلت استرداد سلاح‌ها و تخليه ساختمان‌ها و بي‌اعتنايي سازمان‌هاي خلق عرب به آن، مردم با دعوت كانون فرهنگي و نظامي انقلابيون مسلمان خرمشهر و ستاد پاسداران، در مسجد جامع خرمشهر متحصن شدند و سه روز بعد )سه‌شنبه 8/3/ 1358) سيصد تن از متحصنين اعتصاب غذا كردند31. علاوه بر اين، تظاهرات گسترده‌ا‡ي با حضور روحانيون شهر برگزار شد كه در آن، ضمن حمايت از اقدامات استانداري، از جمله به‌كارگيري تكاوران دريايي براي برقراري نظم شهر، تظاهر كنندگان خواستار خلع سلاح عمومي، بازداشت عاملين فاجعه خرمشهر و استفاده از پاسداران غيربومي براي حفظ امنيت و كنترل شهر شدند.32 در اين تظاهرات، مردم آشكارا برضد شيخ و سازمان‌هاي سياسي خلق عرب شعار ‌دادند. در اين حين حدود ظهر، خبري پخش شد كه نگراني و عصبانيت مردم را افزايش داد. خبر اين بود كه عناصر خلق عرب به گمرك حمله كرده، طي درگيري مسلحانه يك پاسدار و يك نگهبان را به شهادت رسانده‌اند و چند تن را نيز مجروح كرده‌اند33 درباره‌ علت اين اقدام مسلحانه افراد سازمان سياسي خلق عرب، در اسناد ستاد نيروي دريايي جمهوري‌اسلامي چنين آمده است: < هم‌زمان با شروع مذاكرات خلع سلاح، تكاوران، سه نفر از عناصر خلق عرب را در بازار خلع سلاح كردند، سه نفر از عناصر خلق عرب توسط تكاوران در بازار خلع سلاح شدند كه سبب شد اين عناصر براي انتقام، دو نفر، يك پاسدار و يك نگهبان گمرك را به شهادت رساندند34.
در چنين وضعيتي، مدني استاندار خوزستان، وارد خرمشهر شد و از حدود ساعت22 بين وي و مسئولان شهري و برخي از روحانيون با برادر شيخ شبير خاقاني و تني چند از نمايندگان وي، مذاكراتي انجام شد.

نمايندگان آل شبير، ادعا مي‌كردند كه سران قبايل گفته‌اند،24 ساعت ديگر مهلت لازم است تا قضايا به‌طور مسالمت‌آميز حل و فصل شود. با وجود آن‌كه اوضاع موجود عكس اين مطلب را نشان مي‌داد. اما به‌هرحال، توافق شد كه موضوع خلع‌سلاح تا روز پنجشنبه 10/3/ 1358 به تعويق افتاد34> .
با وجود اين، شواهد و قرايني به دست آمد كه نشان مي‌داد سازمان سياسي و كانون فرهنگي خلق عرب، توافق به‌عمل آمده را نيز ناديده خواهند گرفت. از جمله اين شواهد، سنگربندي اطراف ساختمان‌ها و ورود تعداد زيادي از عناصر مسلح ساير مناطق به شهر بود36. به اين ترتيب، سازمان‌هاي مزبور خود را براي يك درگيري همه‌جانبه آماده ‌كردند. اين درگيري‌هاي مسلحانه سرانجام در سحرگاه روز چهارشنبه9 خرداد1358 آغاز شد. روزنامه اطلاعات چگونگي شروع درگيري را اين‌چنين خبر داد:

< مقارن ساعت4 بامداد امروز، يك اتومبيل پيكان سواري با چند سرنشين در شهر به حركت در آمد و با شليك‌هاي پياپي آرامش شهر را به هم زد> 37. شهيد جهان‌آرا، فرمانده سپاه خرمشهر، در اين باره مي‌گويد: < يك ماشين سفيدرنگ به سمت مسجد جامع آمد و پس از شليك تير و پرتاب كوكتل مولوتوف متواري شد؛ و به‌دنبال آن، عناصر سازمان سياسي به‌ شهر آمده و شروع به سنگربندي كردند. آنها پمپ بنزين خيابان فردوسي را به آتش كشيدند. خيابان مولوي را بستند، طرف مرز شلمچه، دو يا سه انبار مخابرات را به آتش كشيدند؛ و تعدادي خانه و مغازه را غارت كردند> 38. در ادامه اين حملات، ساعت45:7 صبح، فرمانداري خرمشهر مورد تهاجم مسلحانه قرار گرفت؛ و محافظين ساختمان به مقابله پرداختند.

ساعت 8 صبح، گروه‌هاي تجزيه‌طلب منطقه با پاسداران درگير شدند و ساختمان‌هاي پست و تلگراف و چندين مغازه را به آتش كشيدند. هم‌چنين ساختمان دخانيات طعمه حريق شد. به‌علت آتش‌سوزي، برق و تلفن قسمت‌هايي از شهر قطع شد و پاسداران آبادان به‌حال آماده‌باش درآمدند. در همين روز، روزنامه اطلاعات نوشت: < سازمان سياسي خلق عرب اقدام به سنگربندي در خيابان‌ها كرده است و صداي رگبار لحظه‌ا‡ي در شهر قطع نمي‌شود. از عشاير خوزستان و ساير نيروهاي خلق عرب براي كمك به اعراب دعوت شده و آنها وارد شهر شده‌اند. ساعت9 صبح، حمله به كلانتري يك خرمشهر توسط افراد آن دفع گرديد. در سه‌راه شلمچه واقع در جاده مرزي، اعراب قسمتي از تأسيساتي را كه قابل استفاده نبود، به آتش كشيدند> 39. علاوه بر اين، در ساعت30:10 صبح، افراد خلق عرب از طريق كارون و شط‌العرب به پايگاه دريايي خرمشهر حمله كردند.

جايگاه پمپ‌بنزين و نمايندگي جنرال موتور و يك سوپرماركت به آتش كشيده شد. هنگام ظهر، سه كشتي هزارتني تجارتي را آتش زدند40. روزنامه بامداد مورخه 10/3/ 1358 درباره حمله به پايگاه دريايي خرمشهر نوشت: < پيش از ظهر، خلق عرب از طريق رودخانه كارون و شط‌العرب با موتور لنج و دوبه )بارج) كه در آنها سنگر گرفته بودند، به پايگاه نيروي دريايي خرمشهر حمله كردند؛ و پايگاه به دفاع پرداخت. اين حمله و دفاع به مدت سه ساعت ادامه داشت كه در نتيجه با عقب‌نشيني نيروهاي خلق عرب مرتفع شد> 41.
از سوي ديگر، ساختمان‌هاي سازمان سياسي و كانون فرهنگي خلق عرب از همان ساعات اوليه درگيري به محاصره نيروهاي انقلاب در آمد و پس از چند ساعت درگيري، سرانجام تصرف شدند. به اين‌ترتيب، مركز هدايت آشوب و درگيري‌ها سقوط كرد، اما اين امر سبب پايان يافتن فوري آشوب‌ها نشد42.

در اين شرايط، عده‌اي از نيروهاي مسلح خلق عرب خارج از شهر، به طرف اين شهر حركت كردند؛ و يا در شهرهايي هم‌چون اهواز و آبادان به تحركاتي دست زدند. در اهواز، مسئله بدون حادثه خاتمه يافت؛ اما در آبادان، تعدادي از اتومبيل‌هايي كه در گوشه و كنار پارك شده بودند، آسيب ديدند؛ و ساختمان شركت نفت نيز كه در ايستگاه10 و در كنار بهمنشير قرار گرفته بود، مورد تهاجم مسلحانه واقع شد و خساراتي به آن وارد آمد. در همين روز، شبير خاقاني طي يك مصاحبه مطبوعاتي تهديد‌آميز گفت: < ما خواهان تفاهم با دولت هستيم و اگر دولت تفاهم نشان ندهد، عواقب وخيم اين وضع قابل پيش‌بيني نيست. من خواهان تغيير احمد مدني )استاندار خوزستان) هستم، زيرا حضور او در اين شهر اوضاع منطقه را پرآشوب‌تر مي‌كند43.>
در اين ميان، راديو صوت‌الجماهير عراق و راديو عربي كويت با نقل اخبار به گونه‌اي تحريك‌آميز، ادامه درگيري‌ها تا تحقق خودمختاري عربستان را نويد ‌دادند؛ و راديو كويت در بخش اخبار عربي روز 10/3/ 1358 خود گزارش داد:
< اعراب ايران اعلام كردند كه سلاح‌هاي خود را تحويل نخواهند داد، مگر پس از اين‌كه دولت خواست‌هاي آنها در مورد خودمختاري را تأمين كند> 44 از سوي ديگر، راديو بغداد به زبان عربي مرتباً براي مردم عرب خوزستان، پيام مي‌فرستاد. نيروهاي عراقي نيز در مقابل پاسگاه‌هاي مرزي به تجمع نيرو و اقدامات تحريك‌آميز دست زدند و بالگردهاي آنها در خسروآباد به پرواز در آمدند45.

علاوه بر اين، سيل سلاح از آن سوي مرز ايران و عراق به‌داخل خوزستان سرازير شد. يكي از مسئولين سپاه خرمشهر در اين باره مي‌گويد: < تا دو سه روز اول شروع درگيري خرمشهر )8 و 9 خرداد 1358)، عراق اسلحه زيادي در منطقه توزيع كرد و شايد حدود بيست تا سي هزار قبضه اسلحه در نوار مرزي خرمشهر تخليه نمود. يعني كاميون، كاميون اسلحه مي‌آوردند و كنار نهر خين خالي مي‌كردند؛ و هركس مي‌خواست مي‌آمد از نهر عبور مي‌كرد و اسلحه مي‌گرفت، به‌صورتي مانند صف آرد و برنج، صف مي‌كشيدند تا اسلحه دريافت كنند> 46

يكي ديگر از برادران سپاهي مي‌گويد: < وقتي درگيري‌هاي خرمشهر در چهارشنبه سياه )8 خرداد) شروع شد، آن قدر اين مرز بي‌در و پيكر بود كه همين عشاير فريب‌خورده را با ماشين‌هاي وانت و كمپرسي‌هاي بزرگ به‌داخل خرمشهر مي‌آوردند> 47 مدني )استاندار خوزستان) نيز در همين رابطه گفته است: < از جانب عراق توطئه‌هايي مي‌شود، صد قبضه كلاشينكف از منطقه جمع‌آوري شده است. عراق مذبوحانه اسلحه قاچاق وارد ايران مي‌كند و نمايش قدرت در مرزها را آغاز كرده است.> وي افزود: < در روزهاي اخير، ما سلاح‌هايي به‌دست آورده‌ايم كه مارك عراق دارد> 48

اما علي‌رغم فشارهاي متعدد سياسي و تبليغاتي داخلي و خارجي و به‌خصوص پشتيباني بي‌دريغ تداركاتي عراق در ارسال اسلحه و مواد تخريبي به داخل ايران، توازن وحشت در شهر به ضرر ضدانقلاب به هم خورد و با از هم پاشيدن مركزيت آنان، تحركات و درگيري‌ها كم كم به مناطق اطراف به ويژه نواحي و پاسگاه‌هاي مرزي كشيده شد، ضدانقلاب كه در داخل منطقه پايگاه خود را از دست داده بود، به طرف مرز عقب‌نشيني نمود و تلاش كرد تا پاسگاه‌هاي مرزي را خلع سلاح نمايد.

شهيد محمد جهان‌آرا، فرمانده سپاه خرمشهر، در اين باره مي‌گويد: < نفرات سازمان سياسي وقتي ديدند داخل شهر نمي‌توانند حركتي انجام دهند، به مرز رفته و در آن‌جا به پاسگاه‌هاي مرزي حمله كردند تا آنها را خلع سلاح نمايند كه خوشبختانه با مقاومت خوب و دلاورانه بچه‌هاي ژاندارمري و سپاه مواجه شدند> 49 هم‌چنين، نيروهاي ضدانقلاب با همكاري عراق، اقدام به ايجاد تنش و نمايش قدرت در مرزها كرد. اما چون سنگري براي مبارزه نداشتند، از امكانات عراق استفاده كرده و در قالب گشت مرزبان عراقي، فعاليت مي‌نمود. در اين باره، حاج محسن رشيد يكي از پاسداران مستقر در پاسگاه حدود مي‌گويد: < تيم ما متشكل از دو پاسدار و دو برادر ارتشي از تيپ23 نوهد بود، يك بار شبانه براي گشت به منطقه رفتيم. به دو متري سيم‌خاردار مرز خودي رسيده بوديم كه مشاهده كرديم يك نفربر عراقي از راه دور به سوي مرز مي‌آيد. هنگامي كه نفربر به نزديكي سيم‌خاردارها رسيد، با همان سرعت به موازات آن به حركت خود ادامه داد. در همين‌حال دو تا سه نفر، با لباس عربي )دش داشه) بر بالاي نفربر هلهله مي‌كردند. با نزديك‌شدن نفربر، ما شروع به تيراندازي هوايي كرديم و چند رگبار هوايي زديم. افراد هلهله كننده با مشاهده عكس‌العمل ما به سرعت داخل نفربر شدند و سريعاً به عمق خاك عراق باز گشتند.

به اين ترتيب، امكان تحرك نظامي در داخل شهر از ضدانقلاب گرفته شد اما براي ادامه حضور سياسي و اجتماعي آن هنوز امكاناتي وجود داشت. روز جمعه 12/3/1358، تعداد زيادي از عناصر خلق عرب پس از يك راهپيمايي، در مسجد امام جعفر صادق)ع) تحصن كردند؛ و با صدور قطع‌نامه‌ا‡ي، خواستار بركناري مدني به‌عنوان مسبب اصلي حوادث شدند و همين‌طور، شناسايي و محاكمه ساير مسئولين و حمله‌كنندگان به منزل شبير خاقاني، جمع‌آوري سلاح‌هايي كه در مسجد جامع توزيع گرديده بود، روشن شدن اخبار سه روز اخير كه مغرضانه پخش شده بود، حمايت كامل از شبير خاقاني به‌عنوان رهبر مذهبي خوزستان، نفي تجزيه‌طلبي و محكوميت تبعيض و رسيدگي به كشتار را طي48 ساعت آينده، از نخست وزير خواستند50. به‌دنبال آن، شيخ شبير خاقاني نيز اعلام كرد: < روشي كه دولت در خوزستان انتخاب كرده، خطرناك است و ادامه اعمال آن بدين شدت، عواقب وخيمي براي دولت و ملت خواهد داشت.> وي تأكيد كرد: < من به خبر موارد 1 و 12 قطع‌نامه، قطع‌نامه12 ماده‌ا‡ي خلق عرب را تأييد مي‌كنم. تيمسار مدني بايد منتقل شود؛ و )در قطع‌نامه، مورد بند12) براي اين كار به دولت پنج روز وقت مي‌دهم> 51. به اين ترتيب، شيخ شبير با اندكي انعطاف، حمايت كامل خود را از عناصر ضدانقلاب اعلام داشت.

از روز 14/3/1358، وضع فوق‌العاده در شهر لغو گرديد و آرامش به شهر بازگشت، اما تحركات مرزها و حواشي و نيز اقدامات سياسي و تبليغاتي نه چندان شديد در شهر هم‌چنان ادامه داشت. در همين روز، سازمان سياسي خلق عرب با نام سازمان سياسي خلق عرب محمره و به نمايندگي از خلق عرب، دبيركل سازمان ملل را دعوت كرد نمايندگاني را براي رسيدگي به وضع منطقه و نيز وضع كساني كه به جرم عرب بودن و نه ارتكاب جرم، بازداشت شده‌اند، اعزام دارد52

شيخ شبير نيز در ديدار با هيئت اعزامي تهران، از مظلوميت جوانان روشن‌فكر عرب كه دو ساختمان خالي را براي امور فرهنگي و سياسي در اختيار گرفته بودند و نمي‌دانستند كه چرا دولت آنها را تحت فشار گذاشته است، سخن گفت. غلامحسين ساعدي نيز كه از سوي دولت با نام هيئت حسن نيت وارد خرمشهر شده بود، طي مصاحبه‌اي اظهارنظر كرد، احساس مي‌شود ماجرا، توطئه‌اي براي كوبيدن نيروهاي چپ است. وي پيش‌بيني كرد كه ممكن است اين غائله خاتمه پيدا نكند53. همين روز، در شهر شايعه شده بود كه گروه‌هاي چپ به‌ويژه پيكاري‌ها و فداييان خلق با شورشيان همكاري مي‌كنند.

از سوي ديگر، تحصن افراد و عناصر سازمان سياسي و كانون فرهنگي خلق عرب در مسجد شيخ شبير هم‌چنان ادامه داشت و عشاير عرب زبان از مناطق مختلف گردآوري شده و به خرمشهر آورده مي‌شدند تا در حمايت از شيخ شبير راهپيمايي كنند. در اين راهپيمايي‌ها، بسياري از شعارها و خواست‌ها حول طرفداري از شيخ دور مي‌زد تا وي در مذاكراتي كه سرانجام با مسئولين استان و شهر صورت مي‌گرفت، موضع قوت داشته باشد.
به‌هرحال، مذاكرات بين شيخ شبير و مدني )استاندار خوزستان)، ساعت30:23 روز سه‌شنبه 15 خرداد آغاز شد و تا ساعت2 بامداد روز چهارشنبه16 خرداد ادامه يافت. در اين ملاقات كه با حضور برخي روحانيون و برادر شيخ شبير و فرمانده لشكر خوزستان، فرماندار خرمشهر و دادستان انقلاب انجام گرفت، توافق‌نامه‌اي در8 ماده به امضا رسيد كه مفاد آن عبارت‌اند از:
1) انتخاب افراد در مشاغل و سازمان‌هاي دولتي بر مبناي ملاك‌هاي اسلامي و اعتقاد به ضوابط انقلاب اسلامي؛

2) تحقيق و شناسايي و دستگيري فوري مسببين و محركين حوادث اخير و محاكمه آنها، اعم از دولتي و غير دولتي؛
3) برقراري امنيت و حفظ انتظامات شهر و روستا زير نظر شهرباني و ژاندارمري منطقه و انحلال تمام شوراها و كانون‌ها و ساير سازمان‌ها و ناحيه‌هاي انتظامي بومي؛
4) رسيدگي به خانواده‌هاي شهدا و مقتولين و مجروحين حادثه خرمشهر؛
5) توجه به عمليات عمراني شهر و روستا در منطقه؛
6) تأييد تمام فعاليت‌هاي فرهنگي در چارچوب اهداف و ضوابط اسلامي؛
7) بررسي و تعقيب حمله به منزل شيخ شبير و تحت پيگرد قرار دادن عاملان آن؛
8) آزادي دستگير شدگان و رسيدگي به وضع آنها54.
اگر چه اكثر بندهاي توافق‌نامه دو پهلو بود و مي‌توانست مورد سوء استفاده قرار گيرد ولي در عين حال، عقب‌نشيني شيخ شبير در آن مشهود بود و حكايت از آن داشت كه شيخ بدون تحرك عناصر شناخته شده، عنصر مؤثر و خطرناكي براي انقلاب نيست اما با اين وجود، رسانه‌هاي جهاني، عقب‌نشيني را جبران كردند و موفقيت نسبي دولت را شكست قلمداد نمودند.
با امضاي اين توافق‌نامه، رسانه‌هاي تبليغات جهاني از توافق‌نامه‌اي خبر دادند كه براساس آن، دولت به تنبيه مسببين خونريزي در خرمشهر، اعاده نظم به وسيله‌ پليس و ژاندارمري محلي و آزادي دستگير شدگان تعهد كرده است؛ و چنين وانمود ‌شد كه طبق مفاد بيانيه، مسببين خونريزي نيروهاي مذهبي شهر بوده‌اند و ضدانقلاب كاملاً در موضع حقانيت و مظلوميت قرار داده شده است.

از سوي ديگر، متحصنين مسجد امام جعفر صادق)ع)، در ابتدا با توافق‌نامه اعلام مخالفت كردند و تا چند روز بعد، در تحصن باقي ماندند و از آخرين فرصت‌ها براي تبليغات و نشان دادن قاطعيت خواسته‌هايي نظير دستگيري افراد مسئول خونريزي در خرمشهر، آزادي دستگير شدگان و اخراج پاسداران از خرمشهر استفاده كردند و سرانجام در ساعت8 شب 18/3/1358، نماينده سيدكاظم شريعتمداري كه با شيخ شبير روابط حسنه‌اي داشت، در جمع متحصنين حاضر شد و سخنراني كرد؛ آنها را به اتحاد و آرامش فرا خواند، و به اين ترتيب، تحصن به پايان رسيد55.
اما با اين وجود، دولت بعثي عراق هم‌چنان به دخالت‌هاي خود در امور داخلي ايران ادامه داده و به مسلح كردن و هدايت و راه‌اندازي عناصر ضدانقلاب مي‌پرداخت. كار به جايي رسيد كه دادستاني انقلاب اسلامي آبادان و خرمشهر طي اعلاميه‌اي اعلام كرد: < از روز جمعه 25/3/1358 رفت‌وآمد در جاده‌هاي مرزي آبادان و خرمشهر از ساعت 21 الي6 بامداد روز بعد؛ ممنوع است؛ و به مأموران مسئول و پاسداران انقلاب دستور داده شده كه متخلفان را دستگير و در اختيار دادگاه انقلاب اسلامي منطقه بگذارد> 56 در همين حال، راديو صوت‌الجماهير عراق در تفسيري از مسائل خرمشهر گفت: < آن‌چه اعراب در عربستان خواستار شدند، از حقوق فرهنگي و اداري تجاوز نكرده و بسيار كم‌تر از آن بوده است كه ساير اقليت‌ها مي‌خواستند. مقامات ايراني خواسته‌هاي مشروع اعراب و هم‌چنين روش‌هاي مسالمت‌آميز آنها را با خشونت و حمام خون و تعصب‌نژاد و برافروختگي پاسخ دادند؛ و صدها تن را كشتند و مجروح ساختند> . اين راديو افزود: < طبيعي است كه عراق از نظر فكري و سياسي، با ملت عرب عربستان همدردي كند. آنها برادران ما و صاحبان خواسته‌هاي عادلانه‌ا‡ي هستند و در معرض خشونت و ظلم قرار گرفته‌اند ما با اين روش، به‌نحوي منطقي رفتار مي‌كنيم كه با اصول و تجارب ما هماهنگي دارد. علاوه بر رابطه قومي كه ما را به ملت عرب در عربستان پيوند مي‌دهد، ديدگاه‌هاي ويژه‌ا‡ي نسبت به مسئله اقليت‌ها در چارچوب ميهن واحد داريم و در عمل، آن را به مرحله اجرا گذارده‌ايم. انقلاب عراق به ملت كرد، خودمختاري اعطاء نموده و به ساير اقليت‌ها نيز حقوق فرهنگي داده است.
 
اگر حكام ايران ملعبه كينه و غرور پوچ نيستند، اولين‌بار به همسايه خود عراق روي مي‌آوردند تا از تجارب او، در اين زمينه استفاده كنند.> راديو صوت‌الجماهير اضافه كرد: < امروز، براي تكرار بازي شاه و ماجراجويي‌هايي وي برضد عراق، به حاكمان ايران هشدار، نصيحت و حتي اخطار مي‌كنيم كه هر كسي اين چنين بازي كند، حتماً بهاي سنگيني را پرداخت خواهد كرد> 57 روزنامه الثوره ارگان حزب بعث عراق نيز اخطار كرد كه اگر تهران در سياست خود تغييري ندهد و پا جاي شاه بگذارد و سه جزيره )تنب بزرگ و كوچك و ابوموسي) را به صاحبان اصلي آن بازنگرداند مناسبات ايران و عراق وخيم‌تر خواهد شد. اين روزنامه، خطاب به دولتمردان ايران تهديد كرد: < به اين بازي پرمخاطره دست نزنيد و فريب اوهام را نخوريد. اين بازي خطرناك‌تر از آن است كه شما تصور مي‌كنيد> 58 در همين حال، راديو قاهره در تفسيري به نقل از رويتر، هدف عراق از مداخله در امور ايران را دست‌يابي به منطقه نفت‌خيز خوزستان دانسته و گفت: < با وجود اين‌كه عراق ذخيره زيادي از نفت دارد، ولي به نظر مي‌رسد كه ذخيره نفتي منطقه خوزستان ارزش اين را دارد كه عراق براي به‌دست آوردن اين لقمه چرب، يك توطئه نظامي ترتيب دهد.59

هم‌زمان با اقدامات تبليغي و مداخله‌ عراق در امور داخلي ايران، مانورهاي سياسي و گاه نظامي حول محوريت شيخ شبير، در خرمشهر انجام ‌شد. در23 خرداد58 ، برادر شيخ اعلام كرد: < آيت‌الله شبيرخاقاني معتقد است، با به رفراندوم گذاشتن قانون اساسي به جايي نخواهيم رسيد.> وي هم‌چنين بيان كرد: < براي ارتقاي سطح فرهنگي اعراب خوزستان، كانون فرهنگي اسلامي عرب را تشكيل داده‌ايم كه اعضاي آن بايد در چارچوب نهضت اسلامي و انقلاب گام بردارند> 60

دو روز بعد، راديو رياض گفت، انفجار دو بمب در ساختمان دولتي بندر خرمشهر و يك مركز بازرگاني در شهر آبادان، خسارت‌هاي سنگيني وارد ساخته است.61 فرداي آن روز، اعلاميه‌اي با امضاي شيخ منتشر شد كه ضمن آن آمده بود. < از سال42 ، اين‌جانب يك مرجع ديني بوده‌ام و براي برانداختن كاخ ظلم، مجاهدت‌هاي فراواني كرده‌ام و سختي‌ها و مشقات زيادي براي به ثمر رساندن انقلاب اسلامي تحمل نموده‌ام. پس از پيروزي انقلاب، براي سوق دادن مسلمانان به سوي يك جامعه توحيدي، آراء و نظرات خود را از طريق رسانه‌هاي گروهي و غيره ابراز كرده‌ام> .
به اين ترتيب، تلاش مي‌شود تا شيخ را چهره‌اي فراتر از حتي مسائل منطقه مطرح نمايند؛ و به اين‌ صورت، براي وي كسب وجهه كنند. در مقابل اين اقدامات، آيت‌الله خلخالي، خرداد1358 در مصاحبه‌ا‡ي با اشاره به مسائل خوزستان گفت: < مجازات خائنين و تجزيه‌طلبان مرگ است و اگر شبير خاقاني نيز به بازي‌هاي تجزيه‌طلبانه ادامه دهد و خائن شناخته شود، مصداق همين حرف خواهد بود.> 62 در اعتراض به اين سخنان و با نام تجليل از شهداي خلق عرب در حوادث اخير، روز 31/3/ 1358 يك راهپيمايي برگزار شد. راهپيمايان با صدور قطع‌نامه‌ا‡ي خواستار موارد زير شدند> :

1) محكوميت محمدصادق خلخالي و تقاضا از رهبري براي عزل و مجازات او؛
2) آزادي بدون قيد و شرط و آزار و شكنجه ندادن زندانيان خلق عرب؛
3) مجازات پاسداران غيرمسئول محلي )نيروهاي مذهبي خرمشهر)، در اين قطع‌نامه، حمايت كامل از شبير خاقاني نيز آمده بود63. به‌دنبال اين راهپيمايي، ضدانقلاب تحرك فزاينده‌ا‡ي يافت. بعدازظهر روز راهپيمايي، انبار شركت مخابرات به آتش كشيده شد، دو خمپاره به حوالي صد دستگاه از منازل مسكوني در خرمشهر اصابت كرد، انفجار يك مين در تقاطع جاده خاكي و جاده آسفالته خرمشهر يك مرد و دو كودكش را از پاي در آورد، مركز پليس با بمب دستي و مسلسل مورد حمله قرار گرفت، اداره راهنمايي و رانندگي منفجر شد و آتش گرفت، انبار سازمان برق نيز آتش زده شد و چندين انفجار در منازل مسكوني اتفاق افتاد64. در نتيجه، بار ديگر جو وحشت بر شهر حاكم گرديد؛ و برخي از مردم شهر را ترك كردند. در پي انفجارات و حملات مسلحانه ضدانقلاب، دادگاه انقلاب در چهار تيرماه1358 اعلام كرد: < مسببين وقايع اخير در صورت دستگيري براي اقدام برضد امنيت كشور تعقيب و مجازات خواهند شد.> 65 همين زمان، در پايان يك راهپيمايي در شهر آبادان كه عكس‌هاي شريعتمداري كنار عكس‌هاي شيخ شبير حمل مي‌شد، قطع‌نامه‌اي قرائت گرديد كه حاوي پشتيباني از شيخ و تهديد زير بود: < اگر قانون اساسي ضامن حقوق قوميت‌ها و حق خودمختاري نباشد مورد تأييد خلق مسلمان عرب نخواهد بود> .66

ضد انقلاب كه با مظلوم‌نمايي شروع كرده بود، در كنار فعاليت سياسي تبليغاتي با نام اقدام مكمل ولي ظاهراً مجزا، رعب آفريني را نيز از محورهاي كار قرار داد. براي مثال روز 7/4/1358، برق خرمشهر با خرابكاري ضدانقلاب، به‌كلي قطع شد و كوشش مأموران در اين رابطه به‌جايي نرسيد. هم‌زمان در نخلستان‌هاي كوت‌شيخ تيراندازي‌هاي شديدي درگرفت و يك دستگاه يدك‌كش در كارون طعمه حريق گرديد67.

علاوه بر اين اقدامات، در مرز و پاسگاه‌هاي مرزي نيز اقدامات ايذايي عراقي، از قبيل حمله با مسلسل و نارنجك با پاسگاه‌هاي مرزي، زدن خودروهاي گشتي با آر.پي.جي و غيره بر جو رعب و وحشت شهر مي‌افزود. هم‌چنين، تبليغات و جنگ رواني راديوها و مطبوعات عراق به‌شدت ادامه داشت و مقامات عراقي، از جمله صدام‌حسين و ظاهرتوفيق عضو رهبري حزب بعث، در مصاحبه‌هايي ضمن متهم كردن ايران به نژادپرستي و كينه‌توزي برضد اعراب، به تهديد و اخطار ‌پرداختند؛ و يك سلسله تحركات مسلحانه هم در خارج از شهر صورت گرفت. روز 13/4/1358، با آر.پي.جي و مسلسل به فرودگاه اهواز حمله شد. فرودگاه آبادان، در روز 16/4/1358 براي چندمين بار گلوله‌باران شد و در همين روز، لوله‌هاي نفت بندر ماهشهر منفجر گرديد و آتش‌سوزي مهيبي به راه افتاد. در 17/4/1358، پاسگاه سعيديه از توابع بستان با موشك، خمپاره، مسلسل و نارنجك مورد حمله قرار گرفت و در30 كيلومتري دارخوين لوله‌هاي نفت منجر شدند68. در پي اين حمله‌ها و انفجارها، روز 18/4/1358، گروهي به نام چهارشنبه سياه با تلفن به دفتر خبرگزاري پارس اعلام موجوديت كرد؛ و مسئوليت بخشي از انفجارات و حملات مسلحانه انجام شده را به‌عهده گرفت69.

به اين ترتيب، فضاي ترس و وحشت مرتباً تشديد مي‌گرديد و هم‌زمان، فشار شديدي برضد عناصر مذهبي و انقلابي شهر اعمال مي‌شد، تا جايي كه در بعضي موارد، گشتي‌هاي ضدانقلاب به آزار و دستگيري و ضرب و شتم آنان نيز مي‌پرداختند. اين جو سبب شد بسياري از خانواده‌ها از شهر كوچ كنند؛ و در افكار عمومي اين گمان پديدار گرديد كه شهر به‌زودي تحويل ضدانقلاب داده خواهد شد. اما يك واقعه همه چيز را دگرگون ساخت و وضعيت شهر را به‌كلي تغيير داد. در شب هنگام 21 تيرماه1358 ، يك اكيپ از پاسداران در منطقه كوت شيخ، گشت مي‌زدند كه مورد تهاجم قرار گرفتند. در اين حمله، انوشيروان رضايي، مسئول پاسداران اعزامي از خرم‌آباد، به شهادت رسيد. تشييع جنازه اين شهيد به يك حركت و تظاهرات مردمي برضد ضدانقلاب تبديل شد70.

در همين زمان، شبير خاقاني در قبال اظهارات دادستان انقلاب كه مسببين انفجارات و اقدامات ضدانقلابي را هدايت شده از خارج اعلام كرده بود، واكنش تندي نشان داد. وي گفت، حرف‌هاي دادستان از روي تعصب بوده و وي هيچ‌گاه با مدني توافق نكرده است؛ و هشدار داد: < اگر دولت نسبت به آزادي‌هاي فردي بيش از اين بي‌تفاوت باشد، ترس از اين دارم كه در منطقه خوزستان انفجار جديدي رخ بدهد71> .
 
چند روز بعد، اين انفجار روي داد، اما درست برخلاف جهتي كه شيخ انتظار داشت.
در 24/4/1358، مردم براي سوم شهيد رضايي، تظاهرات كردند؛ و پس از اتمام راهپيمايي، براي شنيدن سخنراني به مسجد جامع رفتند. در همين حين، يك نارنجك به داخل حياط مسجد كه عده زيادي از مردم در آنجا بودند، پرتاب شد؛ و در ميان آنها منفجر گرديد. در نتيجه، هفت تن شهيد و عده‌ا‡ي مجروح به‌جا گذاشت.

انفجار اين نارنجك جمعيت فشرده در مسجد را وحشتزده و خشمناك بيرون ريخت و سبب انفجار بزرگ‌تري از خشم عمومي مردم در سطح شهر شد؛ و اوضاع را به‌كلي دگرگون ساخت. در اين وضعيت، تيراندازي عناصر مسلح از اطراف منزل شيخ به طرف مردم خشمگين كار را تمام كرد. منزل شيخ محاصره شد. با رسيدن پاسداران، مقاومت عناصر مسلح زياد طول نكشيد و با مجروح شدن چند تن از طرفين و كشته شدن يكي دو تن از ضدانقلابيون، اين خانه تصرف شد. عده‌ا‡ي از عاملين حوادث خرمشهر در همان‌جا دستگير شدند؛ و شيخ نيز به اهواز برده شد. در بازرسي از منزل شيخ، چند قبضه اسلحه ژ-3 و كلاشينكف، تعدادي كلت، هشت عدد نارنجك روسي و چند دستگاه بي‌سيم و مقدار زيادي پول ايراني و دينار عراقي همراه با مقادير زيادي اسناد و مدارك يافت شد و به‌دست پاسداران انقلاب ‌افتاد72.
حوادث مشابهي نيز در سطح شهر به‌طور گسترده‌اي جريان يافت و همه جا، ضدانقلاب منفعل گرديد؛ و تحت تعقيب قرار گرفت. عده‌ا‡ي هم دستگير شدند. فرداي همان روز، پنج تن از چهره‌هاي مشخص ضد انقلاب كه به روشني و در ارتكاب جنايت‌ها نقش داشتند، اعدام شدند كه يكي از آنها راننده شيخ بود. چند روز بعد، شيخ شبير از اهواز به قم منتقل گرديد و از آن‌جا اعلام كرد كه به‌دليل خستگي فعلاً مدتي در قم خواهد ماند. وي هم‌چنين نژادپرستي و تجزيه طلبي را محكوم كرد و از عناصر ضدانقلاب كه نمي‌توانند ترقي و تعالي اسلام را ببينند و خود را به وي منسوب مي‌كنند، به شدت اظهار بيزاري كرد.

با دستگيري تعدادي از عناصر فعال ضدانقلاب و متواري شدن بقيه به عراق؛ و به‌خصوص، با از ميان رفتن مركزيتي چون منزل شيخ، جو بحراني شهر كاملاً شكسته شد به‌نحوي كه خانواده‌هاي مهاجر نيز به شهر بازگشتند. اسنادي كه بعدها از كنسولگري عراق در خرمشهر به‌دست آمد، اين مسئله را به صراحت نشان مي‌داد كه عراق بخشي از سياست‌هاي خود را از طريق شيخ شبير اجرا مي‌كرده است. از جمله، در اسناد مزبور آمده است: < پس از اين‌كه سازمان سياسي خلق عرب منحل شد، توانستيم افكارمان را به‌طور مستقيم در ميان جمعيتي كه اطراف شيخ جمع مي‌شوند، نفوذ دهيم و هم‌چنين توانستيم نظرات شيخ را راجع به اوضاع منطقه و آينده آن درك كنيم؛ و توجيهاتي را كه براي ما از راه بصره مي‌رسد، به شكل مناسب به او القاء ‌كنيم> 73 در همين اسناد، كنسولگري عراق درباره‌ نقش محوري شيخ شبير و ارتباط وي با سازمان سياسي خلق عرب آمده است: < بعد از بردن شيخ محمدطاهر به خارج از خرمشهر، كار اين سازمان به خصوص پس از گرفتن عناصر مؤثر سازمان، به طور كامل متوقف شد.> 74
به اين ترتيب، با از بين رفتن محوريت شيخ شبير، پايان قطعي دوران حضور و فعاليت آشكار ضدانقلاب وابسته به عراق در خرمشهر و به‌طور كلي در خوزستان، فرا رسيد. از اين پس، سازمان‌ها و گروه‌هايي كه تا كنون محور عمده قضايا به شمار مي‌رفتند. به‌طور كلي از صحنه خارج شدند؛ و هيچ اثر اجتماعي از آنان برجاي نماند. در اسناد كنسولگري عراق، در اين باره آمده: < سازمان سياسي خلق عرب، تأثير و نفوذ خود را بر مردم از دست داده است> 75.
اما پايان كار سازمان‌هاي سياسي- نظامي در منطقه، با ظهور گروه‌هاي كوچك بمب‌گذاري چون چهارشنبه سياه مصادف مي‌شود؛ و از اين زمان، چنين گروه‌هايي مجري اهداف و سياست‌هاي عراق در خوزستان مي‌گردند.

پس از واقعه 24 تيرماه1358 ، خط انفجار با شدت و حدت وسيعي به راه افتاد، به‌صورتي كه همه روزه، حداقل يك انفجار در سطح خرمشهر روي مي‌داد و گاهي اوقات، سه تا چهار انفجار صورت مي‌گرفت76. اما با اين همه، ختم غايله خرمشهر، پايان يك مرحله مشخص از توطئه‌هاي عراق براي دست‌يابي به اهداف و مطامع خود در خوزستان بود. عراق در اين مرحله، از سويي براي سازماندهي، آموزش، تسليح، تدارك، طرح و برنامه و تبليغات به طور مستقيم اقدام ‌كرد و عده‌اي را هدايت و اداره ‌نمود. از سوي ديگر، به تزريق مداوم انگيزه‌هاي قوميت و نژادپرستي در توده‌هاي ساده عرب دست ‌زد و به استفاده از عناصري ‌پرداخت كه به‌دليل خصلت‌هاي فردي و قدرت‌طلبي و سودجويي، استعداد بالقوه آلت دست‌شدن را داشتند. اين دو محور به‌خوبي اقدامات حاد نظامي و فعاليت‌هاي نسبتاً موجه‌تر سياسي - اجتماعي را در كنار هم و مكمل هم قرار مي‌داد؛ و به طور مرتب، جو عمومي را براي ورورد به مرحله تازه‌ا‡ي از طرح و اجراي خواسته‌هاي مطلوب عراق آماده مي‌نمود. اما به دليل توانايي‌هايي فراوان انقلاب اسلامي و پايگاه مردمي آن در خرمشهر و نيز حضور فعال نيروهاي انقلابي در ميان اقشار مختلف شهر، به‌خصوص جوانان مذهبي به شكست اين سياست عراق انجاميد و در آخرين روزهاي تيرماه1358، مشخص شد كه انقلاب اسلامي تواناتر از آن است كه عراق با چنين روش‌هايي بتواند به منافع و مطامع مورد نظرش دست يابد. با اين حال، صدام‌حسين كه تازه به مقام رياست‌جمهوري عراق دست يافته بود، در نامه‌اي به شوراي انقلاب ادعا كرد، شركت خرابكاران عراقي در خوزستان به تلافي مداخله ايران در كردستان عراق بوده است77.


1- اسناد مركز مطالعات و تحقيقات جنگ )جنگ در خرمشهر ص) 28 .
2- همان ص32 .
3- همان.
4- همان.
5- م - احمدي امپرياليسم، خوزستان و خلق مستضعف عرب ص 48 .
6- همان ص 48 .
7- اسناد مركز مطالعات و تحقيقات جنگ )جنگ در خرمشهر ص 28) .
8- همان.
9- همان.
10- اسناد مركز مطالعات و تحقيقات جنگ.
11- اسناد كنسولگري عراق در خرمشهر )جنگ در خرمشهر) ص 35 .
12- اسناد مركز مطالعات و تحقيقات جنگ.
13- همان.
14- نشريه تاريخ جنگ، شماره1 - مهر1370 ، ص 35 .
15- همان.
16- اسناد مركز مطالعات و تحقيقات جنگ )جنگ در خرمشهر) ص 57 .
17- همان، ص 35 .
18- نشريه تاريخ جنگ - شماره2 ، زمستان1370 ، ص.29
19- اسناد مركز مطالعات و تحقيقات جنگ )جنگ در خرمشهر) ص43 .
20- نشريه تاريخ جنگ - همان - ص. 30
21- همان.
22- اسناد مركز مطالعات و تحقيقات جنگ )جنگ در خرمشهر) ص45 .
23- همان ص46 .
24- همان ص 46 .
25- اسناد مركز مطالعات و تحقيقات جنگ.
26- همان.
27- نشريه تاريخ جنگ، شماره3 - ص
28- اسناد مركز مطالعات و تحقيقات جنگ‌
29- همان.
30- همان.
31- همان.
32- همان.
33- همان.
34- اسناد مركز مطالعات و تحقيقات جنگ )جنگ در خرمشهر) ص 47.
35- نشريه تاريخ جنگ - شماره3 - ص 27 .
36- اسناد مركز مطالعات و تحقيقات جنگ.
37- روزنامه اطلاعات 9/3/1358 .
38- اسناد مركز مطالعات و تحقيقات جنگ )جنگ در خرمشهر) ص. 49
39- همان.
40- همان.
41- روزنامه بامداد 10/3/1358.
42- نشريه تاريخ جنگ، شماره4 -5 ، ص 30 .
43- روزنامه كيهان، 7/3/1358 .
44- نشريه ويژه خبرگزاري پارس 11/3/1358 .
45- همان.
46- اسناد مركز مطالعات و تحقيقات جنگ )جنگ در خرمشهر) ص. 54
47- همان.
48- روزنامه كيهان 4/4/1358.
49- اسناد مركز مطالعات و تحقيقات جنگ.
50- روزنامه اطلاعات 12/3/58.
51- نشريه تاريخ جنگ شماره4 - 5 ، ص 32 .
52- روزنامه كيهان، 15/3/1358.
53- نشريه تاريخ جنگ، شماره4 -5 ، ص33 .
54- همان.
55- روزنامه كيهان، 19/3/1358.
56- نشريه تاريخ جنگ، شماره‌هاي4 -5 ، ص. 35
57- همان.
58- همان.
59- همان.
60- همان.
61- همان.
62- روزنامه اطلاعات 30/3/1358.
63- روزنامه كيهان 2/4/1358.
64- اسناد مركز مطالعات و تحقيقات جنگ.
65- همان.
66- نشريه تاريخ جنگ - پيشين.
67- همان.
68- همان.
69- نشريه ويژه خبرگزاري پارس 19/4/1358.
70- اسناد مركز مطالعات و تحقيقات جنگ )جنگ در خرمشهر) ص50 .
71- نشريه تاريخ جنگ - پيشين.
72- اسناد مركز مطالعات و تحقيقات جنگ )جنگ در خرمشهر) ص. 50
73- نشريه تاريخ جنگ - پيشين.
74- همان.
75- همان.
76- اسناد مركز مطالعات و تحقيقات جنگ )جنگ در خرمشهر)، ص64.
77- نشريه ويژه خبرگزاري پارس، تيرماه1358 .

ماهنامه نگاه - شماره 15،16

amuzesh2005

amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی
hojat20 تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها