عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

منافع امريكا در منطقه خزر

منافع امريكا در منطقه خزر
شنبه 30 بهمن 1389  01:42 ب.ظ

امريكا بعد از اضمحلال شوروي سابق و استقلال جمهوري‌هاي آسياي ميانه به طور گسترده‌اي در منطقه حضور پيدا كرده است. منافع امريكا در اين منطقه علاوه بر منافع اقتصادي و مشاركت در طرح‌هاي نفت و گاز، منافع نظامي را نيز شامل مي‌گردد. نكته‌ي حايز اهميت اين است كه برخلاف ادعاي مقام‌هاي امريكايي كه سياست اين كشور را حفظ ثبات و امنيت در منطقه مي‌دانند، بدون شك مي‌توان تصريح نمود كه امريكا در كنار منافع اقتصادي سعي دارد تا در منطقه حضور نظامي نيز داشته باشد.
مانور سال 1998 نيروهاي نظامي امريكا در قزاقستان كه با همكاري چند كشور برگزار شد اهداف امريكا را نشان مي‌دهد.
همان‌گونه كه اشاره شد، منافع اقتصادي امريكا دست‌يابي به منابع گاز و نفت در منطقه است. گزارش وزارت امور خارجه‌ي امريكا در سال 1998 حكايت از اين دارد كه حجم ذخاير نفتي در اين منطقه كمتر از مقداري است كه در گذشته تخمين زده شده بود. 1 مقام‌هاي امريكايي در پيش‌بيني‌هاي خود، حجم ذخاير نفت درياي خزر را 178 ميليارد دلار اعلام كرده‌اند. تاكنون در حدود 17 ميليارد بشكه در اين منطقه كشف شده است كه بخش اعظم اين ذخاير در كشورهاي قزاقستان و آذربايجان قرار دارد.
براساس گزارش وزارت انرژي امريكا و صندوق بين‌المللي پول بيشترين حجم ذخاير نفت درياي خزر در قزاقستان مي‌باشد كه در حدود 95 ميليارد بشكه تخمين زده شده است. ذخاير كشورهاي تركمنستان و آذربايجان به ترتيب 5/33 و 31 ميليارد بشكه پيش‌بيني شده است. اين گزارش در ادامه مي‌افزايد كه بيشترين حجم ذخاير گاز درياي خزر در تركمنستان است كه 9/8 تريليارد بشكه مي‌باشد و ذخاير گاز قزاقستان و آذربايجان به ترتيب 4 و 3/1 ميليارد بشكه تخمين زده شده است.
منطقه‌ي درياي خزر بر اساس پيش‌بيني‌هاي صاحب‌نظران نفتي تا سال 2010 تنها 3 درصد از نيازهاي نفتي دنيا را تأمين خواهد كرد و روزانه در حدود 2 تا 5/2 ميليارد بشكه از اين منطقه به بازارهاي جهاني سرازير خواهد شد. تحليل‌گران انرژي در موسسه‌ي بيكر اعتقاد دارند كه امريكا منافع ديگري را به غير از انرژي در اين منطقه دنبال مي‌كند، زيرا حجم صادرات از اين منطقه به حدي نخواهد بود كه در تامين نيازهاي انرژي در منطقه تاثير بگذارد.
اگرچه سستانويچ، نماينده‌ي ويژه آلبرايت در امور درياي خزر با اين نگرش مخالف است، ولي بعضي از صاحب‌نظران غربي اعتقاد دارند كه فعاليت‌هاي نظامي امريكا بسيار فراتر از آن است كه در ظاهر ديده مي‌شود و امريكا نگران اين موضوع است كه روسيه به اين نتيجه برسد كه امريكا به طور پنهاني تلاش دارد تا محدوده‌ي عملياتي ناتو را به طور پنهاني به درياي خزر گسترش دهد.
نكته‌ي مهم ديگر، ديدگاه جمهوري‌هاي آسياي ميانه است كه به بهانهي مداخله‌ي‌ روسيه در امور داخلي‌شان، خواهان حضور كه نظامي امريكا در كشورهايشان شده‌اند. استدلال مقام‌هاي اين كشورها اين است كه امريكا در شرايط بحراني به كمك آنها خواهد شتافت و آنها مي‌توانند از قدرت امريكا براي ايجاد موازنه با روسيه استفاده كنند. بعضي از تحليل‌گران غربي معتقدند كه آراء و ديدگاه‌هاي مقام‌هاي امريكايي اين باور را در بين دولت‌هاي منطقه درياي خزر به وجود آورده كه در مواقع بحراني، امريكا به كمك آنها خواهد ش تافت.4 مصداق اين موضوع را در كشور آذربايجان مي‌توان مشاهده كرد كه مقام‌هاي اين كشور به اين بهانه و همچنين به دليل از دست دادن موقعيت ژئوپولتيكي كه در نتيجه عدم مشاركت شركت‌هاي نفتي در پروژه‌هاي نفت و گاز به وجود آمده است، از حضور نظامي امريكا استقبال مي‌كنند.
مقام‌هاي امريكايي و در راس آنها مورنينگ استار، مشاور ويژه‌ي آلبرايت، وزير امور خارجه در درياي خزر اين منطقه را به سه علت افزايش منابع انرژي، استقلال و ثبات، و انزواي ايران مهم مي‌دانند.
سياست نفتي امريكا در اين منطقه بر حمايت از انتقال منابع انرژي از شرق به غرب مي‌باشد و به اين علت اين كشور از ساخت خط لوله باكو به جيحان و هم‌چنين احداث خط لوله‌ گاز تركمنستان از بستر درياي خزر حمايت مي‌كند. استوارت آيزنشتات، معاون وزير امور خارجه امريكا اظهار داشت: خط لوله باكو به جيحان بهترين انتخاب از جنبه‌هاي زيست محيطي، اقتصادي و استراتژيكي مي‌باشد. هيچ‌كس نبايد تصميم ما در ساخت اين خط لوله را كم اهميت تلقي كند.
همان‌گونه كه مطرح گرديد، امريكا در اين منطقه به دنبال منافع نظامي نيز مي‌باشد و اين كشور سعي دارد كشورهاي چين، ايران و روسيه را مورد مهار نظامي قرار دهد.2 اظهارات مشاور رييس جمهور آذربايجان درباره حضور نظامي امريكا در اين كشور و عدم مخالفت علني امريكا با اين ايده تمايلات امريكا براي حضور نظامي در اين منطقه را نشان مي‌دهد. بعضي از تحليل‌گران امريكايي حضور نظامي امريكا را براي حفظ امنيت خطوط لوله نفتي در منطقه درياي خزر ضروري مي‌بينند. كشورهاي مولداوي، آذربايجان، اوكراين و گرجستان پيشنهاد تشكيل يك نيروي ويژه به نام گوام را براي حفاظت از خطوط لوله ارايه داده‌اند و قلي‌زاده، وزير امورخارجه‌ي آذربايجان نيز به بهانه‌ي حفظ امنيت خط لوله‌ي باكو به جيحان، خواهان اتحاد نظامي اين كشور با تر كيه شده است.
نتيجه‌گيري
امريكا منافع سياسي، اقتصادي و نظامي را در منطقه‌ي درياي خزر دنبال مي‌كند. منافع سياسي اين كشور، انزواي ايران و جلوگيري از انتقال انرژي آسياي ميانه از مسير ايران است. با كاهش قيمت نفت و به صرفه نبودن ساخت خط لوله از مسيرهاي ديگر به نظر مي‌رسد كه امريكا در درازمدت در اجراي اين سياست با مشكل روبه‌رو خواهد بود.
امريكا به بهانه‌ي حفظ امنيت منطقه و همچنين حفظ ثبات كشورهاي آسياي ميانه به دنبال حضور نظامي خود در منطقه است. به نظر مي‌رسد كه آذربايجان اهميت ژئوپولتيكي خود را به علت اقتصادي نبودن انتقال نفت اين كشور به بازارهاي جهاني، از دست داده است و به بهانه‌ي كمك روسيه به ارمنستان و همچنين مداخله‌ي آن كشور در آذربايجان خواهان حضور نظامي امريكا و تركيه در اين كشور مي‌باشد.
كلام آخر اين كه به اعتقاد صاحب‌نظران امريكايي امريكا بايد در كنار منافع سياسي خود، براي منافع اقتصادي و انرژي اين كشور اهميت قايل شود و سياست‌هاي امريكا در مهار نظامي ايران نبايد مانع از اين گردد كه به نيازهاي انرژي و منافع اقتصادي امريكا لطمه وارد شود.

 

ماهنامه نگاه - شماره 3

amuzesh2005

amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی
دسترسی سریع به انجمن ها