عضویت العربیة English
امام علی علیه‌السلام: برترین جهاد آن است که انسان روز خود را آغاز کند در حالى که در اندیشه ستم کردن به احدى نباشد. من لا یحضر الفقیه، ح 5762

مجله سفر و گردشگری

مجله سفر و گردشگری
شنبه 30 بهمن 1389  02:41 ب.ظ

سفر، آزموده کند مرد را/ هم از دل براند غم و درد را،
ز گیتی بد و نیک بنمایدش/ وز آن گنج دانش بیفزایدش
 
با توجه به نزدیکی ایام نوروز ومسافرت تعداد زیادی از هموطنان عزیزمان به اقص نقاط کشور مطالب و موضوعاتی در این باب تحت عنوان (( مجله سفر و گردشگری ))  تقدیم حضور راسخونی های گرامی نمایم .
امید اینکه فایده افتد و سفر بی خطری داشته باشید . انشاء الله .
 
تعریف سفر
فرهنگ نامه‏ها از«سفر» تعریف‏هاى مشابهى ارائه داده‏اند. در فرهنگ معین آمده است: سفر، در لغت به معناى بیرون آمدن از شهر خود و به محل دیگر رفتن است، نیز به معناى قطع مسافت و راهى كه از مكانى به مكان دور طى مى‏كند، آمده است.  فرهنگ‏هاى عربى سفر را "كشف حجاب و كنار زدن پرده" معنا كرده‏اند، حجاب‏هایى كه معمولاَ از جنس اعیان و اشیاى خارجى است.  راغب اصفهانى مى ‏نویسد: «سفر العمامة عن الرأس، و الخمار عن الوجه» یعنى عمامه را از سر، و نقاب را از صورت، كنار زد.
البته "سِفر" (به كسر سین) به معناى كتاب آمده كه جمع آن اسفار است. از تعریف ‏هاى لغوى و فرهنگ نامه‏اى كه بگذریم، آنچه ما را به مقصود نزدیك ‏تر مى‏كند، ماهیت سفر در منظر عالمان اخلاق و تربیت است.  مرحوم فیض كاشانى كه از بزرگترین دانشمندان شیعى و آگاهان‏علم اخلاق است در اثر مهم خود المحجة البیضاء، سفر را اینگونه مى ‏ستاید:
از رهگذر سفر، آدمى از آنچه مى‏هراسد، رهایى مى‏یابد و به آنچه میل دارد، نایل مى‏شود.

 

 

این ویژگى براى مسافرت، نكته مهمى است كه مرحوم فیض كاشانى بدان اشاره مى ‏كند. بر این اساس، سفر بازگیرنده و باز دهنده است:
هراس و اضطراب را از مسافر باز مى‏ستاند و جاى آن، محبوب و مطلوب‏هاى وى را مى‏نشاند.  سفر به انسان مى‏آموزد كه چگونه از امور ناهنجار و ناخوشایند بپرهیزد و آنچه را كه مایه كمال و خرسندى است، جایگزین كند.
منابع:
- کتاب آیین سفر، نویسنده: سید اصغر ناظم‏زاده قمى
- سایت حوزه
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32777
محل سکونت : اصفهان
hojat20 majid68 saeid63 onehamed تشکرات از این پست

پاسخ به:مجله سفر و گردشگری
شنبه 30 بهمن 1389  02:51 ب.ظ

نمونه هایی از ثمرات سفر

پای از خانه و وطن، بیرون گذاردن، آثار و فواید بی شماری دارد که اگر انگیزه های معنوی و خیر و صلاح، مبدأ آن باشد، همه آن فواید صد چندان خواهد شد.این رخداد که هرازگاهی در زندگی انسان ها روی می دهد، آن چنان مؤثر و معنویت زاست که قرآن کریم بارها و بارها بدان سفارش کرده است.نگریستن به نشانه های الهی و تدبر در فرجام اقوام و ملت های گوناگون، از جمله برکاتی است که به فرموده قرآن، بر سفر و سیر مترتب می شود.به سه نمونه از این آیات، اشاره می شود: قل سیروا فی الارض ثم انظروا کیف کان عاقبة المکذبین (3) ، بگو: در زمین سیر کنید، سپس بنگرید عاقبت کسانی که آیات ما را دروغ می پنداشتند.

2 قل سیروا فی الارض فانظروا کیف کان عاقبة المجرمین (4) ، بگو: زمین را بپیمایند، پس بنگرید فرجام کسانی را که بزهکار بودند.

3 و أفلم یسیروا فی الارض فینظروا کیف کان عاقبة الذین من قبلهم (5) ، آیا آنان در زمین سیر نکردند، تا بنگرند عاقبت و پایان کار پیشینیان را.

جز آنچه که قرآن، از فواید سفر بدان اشاره کرده است، در روایات و سنت اسلامی و شیعی، بهره های دیگری نیز به سفر نسبت داده شده است که شماری از آنها بدین قرار است:

1.شادابی تن و روح

تجربه و آموزه های عملی ثابت کرده اند که سفر، نقش مثبتی در تندرستی و بهداشت روانی انسان دارد.شاید این اثر جسمی و روانی از آن روی باشد که با تغییر آب و هوا و پای نهادن به دنیاهای جدید، روح آدمی به وجد و سرور می آید و همین فرحناکی، در سلامت جسم نیز اثر می گذارد.به هر روی پیامبر عظیم الشأن اسلام صلی الله علیه و آله به صراحت فرموده اند :

سافروا تصحوا،

سفر کنید، تا صحت یابید. (6)

 

2.رشد عقلانی

از فواید غیر قابل انکار سفر، رشد و بالندگی عقل انسان است.این بدان خاطر است که مسافران در طی سفر با شگفتی های طبیعت، اندیشه های گوناگون و برجستگی ها و کاستی های ملت های مختلف آشنا می شوند.این آشنایی، بیش از مطالعه و از نظر گذراندن اوراق کتابهای قطور، انسان را در رشد و بلوغ فکری کمک می رساند.رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله به زیبایی تمام این رهاورد مهم سفر را باز گفته اند:

«سافروا، فإنکم إن لم تغنموا مالا افدتم عقلا،» سفر کنید.همانا اگر در سفر مالی به چنگ نیاورید، به حتم اندیشه شما فزونی خواهد گرفت. (7)

3.عبرت اندوزی

سفر، انسان را با سرنوشت و آثار بر جای مانده از پیشینیان آشنا می کند و این آشنایی خود بزرگترین آموزگار بشری است.در واقع، سفر نوعی مطالعه و تأمل در حالات و رفتار کسانی است که تاریخ سرنوشت و فرجام آنان را برای ما باز گفته است.این همان درس بزرگی است که قرآن چندین بار بدان اشاره کرده است:

«أ فلم یسیروا فی الارض فینظروا کیف کان عاقبة الذین من قبلکم و لدار الاخرة خیر للذین اتقوا أ فلا تعقلون (8) ،

آیا آنان در زمین سیر نکردند تا بنگرند عاقبت پیشینیان را، و هماناخانه آخرت بهتر است برای کسانی که می پرهیزند، آیا نمی اندیشید؟

و به قول شاعر

هر که نامخت از گذشت روزگار*هیچ ناموزد ز هیچ آموزگار

4.کنار آمدن با دشواری ها

سفر به انسان می آموزد که چگونه با مشکلات رو در رو شود و چه سان از عهده آنها برآید .زیرا هر مسافری در طی مسیر با مرارت هایی چند، رو به روست و از رفع و رجوع آنها ناگزیر است.این درگیری موقت با مشکلات، تمرین مناسبی برای حضور فعالانه در همه عرصه های زندگی است.

5.شناسایی بهتر اطرافیان

روشن است که دوستی انسان ها با یکدیگر، جز در هنگامه های سختی و عسرت، محک نمی خورد .سفر این فرصت را در اختیار می گذارد که مردم یکدیگر را بیازمایند و از پایداری و میزان وفاداری دوستان خود آگاه شوند.از همین روست که امیر مؤمنان، علی علیه السلام فرموده اند :

«السفر میزان الاخلاق،»

سفر ترازوی اخلاق است (9).

نیز امام صادق فرموده اند:

«لا تسم الرجل صدیقا سمة معروفة حتی تختیره بثلاث: تغضبه فتنظر غضبه، یخرجه من الحق الی الباطل، و عند الدینار و الدراهم و حتی تسافر معه،»

تا کسی را به سه چیز نیازموده ای، وی را دوست خود مخوان: او را به خشم آر و بنگر که در آن حالت، آیا از حق به سوی باطل می گراید؟ دیگر آن که او را به درهم و دینار بیازمای و سوم این که او را با خود همسفر کن، و در سفر او را بیازمای. (10)

گویا امام صادق علیه السلام مسافرت را چونان محکی می داند که خالص را از ناخالص تمیز می دهد و سره را از ناسره جدا می کند، آری:

خوش بود گر محک تجربه آید به میان*تا سیه روی شود هر که در او غش باشد

6.بهره وری و برخورداری

شکی نیست که سفر در کنار همه آثار و مواهب معنوی آن، گاه بسیار سودبخش و نعمت افزاست .اینکه اقتصاد همه کشورهای جهان بر پایه تجارت می چرخد و تجارت یعنی سفر از دیاری به دیار دیگر.نمی توان در خانه نشست و انتظار آن داشت که نعمت های مادی و معنوی خداوند، به سوی ما سرازیر شود.به تعبیر زیبای قرآن در سوره جمعه، برای برخورداری از فضل الهی، باید در زمین پراکنده شد و راه داد و ستد و تجارت را پیش گرفت:

«فانتشروا فی الارض و ابتغوا من فضل الله، (11) »

در زمین پراکنده شوید و فضل خدای را بجویید.

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله نیز فرموده اند:

سافروا تصحوا و تغنموا،

سفر کنید تا سالم شوید، و غنیمت برید. (12)

نیز امام صادق علیه السلام از پدران بزرگوار خود و آنان از رسول گرامی اسلامی صلی الله علیه و آله نقل کرده اند که:

سافروا تصحوا و ترزقوا،

سفر کنید تا سلامتی یابید و روزی برگیرید. (13)

مشابه چنین کلماتی، در میان سخنان پیامبر عظیم الشأن صلی الله علیه و آله و دیگر پیشوایان معصوم اسلام بسیار است. (14)

فواید و آثار معنوی و مادی سفر، به همین مقدار خلاصه نمی شود.در طی مباحثی آینده با بسیاری دیگر از آنچه سیر و سیاحت به دامان مسافران می گذارد، آشنا خواهیم شد.اما شایسته است که در همین جا به برخی از روایاتی که کمک و یاری رساندن به مسافران اسلام را سفارش کرده اند، اشاره کنیم.از این روایات می توان دریافت که سفر در اسلام از چه منزلت و قداستی برخوردار است.وقتی پیامبر اسلام می فرماید: «خداوند با مسافران مهربان است» و جملاتی دیگر که همه از مهر خدا به مسافر سخن می گویند، در می یابیم که سفر و سیاحت، اگر به انگیزه های شرعی و سالم صورت گیرد، نزد پیشوایان دینی، گرامی و ارجمند است.

رسول گرامی اسلام فرموده اند:

لو یعلم الناس رحمة الله للمسافر، لاصبح علی ظهر سفر، ان الله بالمسافر رحیم،

اگر مردم از رحمت خدا به مسافر، خبر می داشتند، همگی بار سفر می بستند.همانا خداوند با مسافران بسی مهربان است. (15)

و در حدیثی دیگر فرموده اند:

من أعان مؤمنا مسافرا نفس الله عنه ثلاثا و سبعین کربة و أجاره من الغم و الهم فی الدنیا و الاخرة، و نفس عنه کربه العظیم یوم یعض الظالم علی یدیه،

کسی که مسافر مؤمنی را یاری می رساند، خداوند از او هفتاد و سه اندوه را بر می دارد و در دنیا و آخرت وی را در پناه خود می گیرد.چنین شخصی، در روز قیامت که ستمگر دست خود را به دندان می گیرد، او از ناراحتی بزرگ آن روز آسوده و در امان است (16).

همچنین بسیار سفارش شده است که مسافران در اثنای سفر، به یکدیگر مهربانی کنند و در برآوردن حاجات همسفران خود، از هیچ کمکی دریغ نورزند.این سفارش ویژه نیز جایگاه سفر را در اسلام، آشکارتر می سازد.سخن ارزنده پیامبر اسلام در این باره، بدین شرح است: ما إصطحب أثنان إلا کان أعظمها اجرا و أحبهما الی الله عز و جل أرفقهما بصاحبه،

دو کس با یکدیگر همسفر نمی شوند، مگر آنکه مهربان ترین آن دو، نزد خداوند اجر بیشتری دارد و خداوند وی را دوست تر می دارد. (17)

روایاتی از این قبیل بسیار است.مضاف بر اینکه در جوامع روایی، احادیث بی شماری است که کمک رساندن به مؤمن و دستگیری از مسلمانان را ارج بسیار نهاده اند.این روایات گرچه در خصوص سفر و مسافران نیست، ولی آنان را نیز شامل می شود.

سفر مربی مرد است و آستانه چاه*سفر، خزانه مال است و اوستاد هنر

به شهر خویش درون، بی خطر بود مردم*به کان خویش درون، بی بها بود گوهر

درخت اگر متحرک شدی، ز جای به جای*نه جور اره کشیدی و نه جفای تبر

انوری

پی نوشت ها:

1.دکتر محمد معین، فرهنگ معین، ج .2

2.مرحوم ملا محسن فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ج 4، ص .39

3.سوره انعام (6)، آیه .11

4.سوره نمل (27)، آیه .69

5.سوره یوسف (12) آیه .109

6.العقد الفرید، ج 6، ص 271، بحار الانوار، ج 76، ص .221

7.مکارم الاخلاق، ص .240

8.یوسف (12) آیه P.109>

9.ر.ک: شرح ابن ابی الحدید بر نهج البلاغه، ج 2، ص .296

10.بحار الانوار، ج 74، ص .180

11.سوره جمعه (62)، آیه .10

12.کنز العمال، ج 6، ص 701، حدیث 17470، بحار الانوار، ج 62، ص .267

13.کنز العمال، ج 6، ص 701، ح .17469

14.ر.ک: مدارک فوق.

15.مجموعه ورام، ج 2، ص .33

16.مکارم الاخلاق، ص .266

17.وسائل الشیعه، ج 8، ص 492، المحجة البیضاء، ج 4، ص .60

 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32777
محل سکونت : اصفهان
onehamed تشکرات از این پست

پاسخ به:مجله سفر و گردشگری/احکام سفر
شنبه 30 بهمن 1389  02:52 ب.ظ

 مستحبات سفر

برخى از مستحبات، در سفر اهمیت ویژه‏اى مى‏یابند، از آن جمله است نماز شب. روایات و سفارش‏هاى بى شمارى كه در فوق العادگى این امر مستحب وارد شده به قدرى است كه خود نیاز به تألیف جداگانه‏اى دارد. لیكن در این نوشتار به این مقدار اكتفا مى‏شود كه حضرت زینب علیهما السلام در همه مدتى كه با كاروان كربلا در راه بودند، حتى بعد از شهادت حضرت سیدالشهداء علیه السلام، هیچ شبى نماز شب خود را ترك نفرمودند. نقل است كه حضرت در راه كوفه و شام نیز بعد از تحمل آن اندازه مصیبت و مرارت نماز شب خود را نشسته اقامه مى‏كردند، و هرگز ناملایمات راه، ایشان را از انجام این مستحب ویژه باز نداشت.
خفتگان را خبر از زمزمه مرغ سحر حیوان را خبر از عالم انسانى نیست

 

 


به هر روى، هر امر مستحبى كه در حضر وارد شده، در سفر اهمیت و پاداش ویژه‏اى خواهد داشت. زیرا انسان مسافر با پرداختن به مستحبات، نشان مى‏دهد كه در همه حال و همواره به یاد خداست. در واقع سفر، محك و معیارى روشنى است براى آن كه انسان پایبندى و تعهد خود را به تكالیف دینى اعم از واجب و مستحب، نشان دهد، آرى: «خوش بود گر محك تجربه آید به میان». در باب مستحبات سفر، بیش از این نمى‏توان گفت كه بسیارى از امور مستحب در سفر نیز به استحباب خود باقى است و قطعاً اجر و پاداش بیشترى خواهد داشت. زیرا آنچه در حضر صورت مى‏گیرد، با امكانات بیشترى است و در سفر وقت و موقعیت براى مستحبات كمتر مى‏شود. پس اگر مسافر از همین وقت اندك و موقعیت ویژه، سود جوید همه جا را خانه دوست و دیار یار مى‏داند:
همه جا خانه یار است چه مسجد چه كنشت همه كس طالب یارند چه هشیار و چه مست
 
 
منابع :
سایت حوزه
كتاب: آیین سفر، نویسنده: سید اصغر ناظم‏زاده قمى
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32777
محل سکونت : اصفهان
onehamed تشکرات از این پست

پاسخ به:مجله سفر و گردشگری/احکام سفر
شنبه 30 بهمن 1389  02:54 ب.ظ

مسائلى در نماز مسافر

 

1. اگر شخص مى‏داند، مسافر است و مى‏داند كه نماز مسافر، شكسته است، در عین حال نماز را عمداً یا سهواً، تمام خوانده است، نمازش باطل است و باید به صورت شكسته (یعنى دو ركعتى) اعاده نماید (دوباره بخواند)، و اگر خارج از وقت متوجه شد، باید به صورت شكسته قضا نماید.

2. اگر شخص مى‏داند مسافر است، اما نمى‏داند كه نماز مسافر شكسته است، اعاده آن واجب نیست، نه در وقت، و نه در خارج از وقت.
3. اگر شخص، مسافر است و مى‏داند حكم مسافر قصر است، اما خصوصیات آن را نمى‏داند، مثلاً نمى‏داند كه اگر شغلش سفر باشد، وقتى ‏در وطن ده روز بماند، باید در سفر اول شكسته بخواند، در این صورت اگر نمازش را تمام خوانده است، باید به صورت شكسته در وقت اعاده و در خارج وقت قضا نماید.

 4. اگر حكم نماز مسافر را مى‏داند، اما نمى‏داند كه هشت فرسخ را طى كرده و نمازش را تمام خوانده است، سپس متوجه شود كه مسافر بوده و هشت فرسخ را طى كرده است، در این صورت باید نمازش را شكسته در وقت اعاده و در خارج وقت قضا نماید.

 5. اگر شخص مى‏داند كه نماز مسافر شكسته است، اما فراموش كرده كه خودش مسافر است و به این خیال كه در سفر نیست نمازش را تمام خواند، بعد متوجه شد كه مسافر است، در این صورت اگر در وقت است، باید نمازش را به صورت شكسته اعاده كند. ولى اگر بعد از وقت به یاد آورد كه مسافر است، قضا ندارد.
6. كسى كه در وطن نمازش را نخوانده است، باید قضاى آن را تمام به جا آورد، هر چند در سفر باشد. و كسى كه در مسافرت نماز را به جا نیاورده، باید قضاى آن را شكسته بخواند، هر چند در وطن خود باشد.

7. اگر كسى نمازش را در وطن به جا نیاورد، تا وقت گذشت و نماز قضا شد، سپس با هواپیما به نقطه‏ اى سفر كند كه در آنجا هنوز وقت آن نماز باقى است مثل كسى كه نماز صبح او در تهران قضا شده باشد و با هواپیما قبل از طلوع آفتاب به تركیه برسد نماز قضاى این شخص به ادا تبدیل مى‏شود و باید نماز صبح را در تركیه به قصد ادا به جا آورد.

8. اگر كسى نماز ظهر و عصر را بخواند و بعد با هواپیما به نقطه‏اى برسد كه هنوز ظهر نشده است، لازم نیست دوباره نماز ظهر و عصرش را بخواند.

9. اگر كسى با هواپیما به طور عمودى به اندازه چهار فرسخ پرواز كند، نماز و روزه‏اش قصر مى‏شود.
 
10. چنانچه كسى با سفینه فضایی، مسافرت كند و از حوزه جاذبه زمین خارج گردد و بى وزن شود، در صورتى كه بتواند بر سطح داخلى سفینه یا موشك قرار گیرد و پاهاى خود را به كف آن بگذارد، باید با رعایت جهت قبله، نمازش را بخواند و در هیچ حالى نماز و جهت قبله، یا جهت نزدیك به قبله، نباید ترك شود.
11. مسافرین فضایى كه ممكن است در یك شبانه روز چندین بار به دور زمین گردش كنند و در هر دور یك شبانه روز برایشان تحقق یابد، تنها پنج نماز مطابق شبانه روز زمین بر آنها واجب است. ولى باید طلوع و غروب را نسبت به طلوع و غروب خود رعایت كنند، یعنى نماز صبح را قبل از یكى از طلوع‏ها و ظهر و عصر را بعد از نیمه روز یكى از روزها و مغرب و عشاء را در یكى از شب‏ها بخوانند. یا مى‏توانند نماز ظهر را بعدازظهر یك روز و نماز عصر را بعدازظهر روز دیگر و همچنین نماز مغرب را در یكى از شب‏ها و نماز عشا را در شب دیگر بخوانند.
12. اما از آنجا كه معمولاً براى هر حكمى، استثنایى است وجوب قصر نماز مسافر نیز از این قاعده مستثنا نیست، به طورى كه دانشمندان و فقهاء شیعى همگى بر این عقیده هستند كه هر مسافرى در چهار مكان، مختار است كه نماز خود را به قصر یا تمام بخواند:
1. مسجد الحرام،
2. مسجد النبى در مدینه،
3. مسجد كوفه،
4. نزد قبر مطهر حضرت سیدالشهداء علیه السلام.

منابع:
- سایت نورپورتال
- مشاوره تبیان
- سایت بیات زنجانی
- سایت حوزه
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32777
محل سکونت : اصفهان
onehamed تشکرات از این پست

پاسخ به:مجله سفر و گردشگری/احکام سفر
شنبه 30 بهمن 1389  02:55 ب.ظ

 سفر و حضر احکامی دارد

سفر و حضر دو بخش از زندگى انسان هاست كه براى خود احكام و مسائلى جداگانه دارند. هیچ مسلمانى در هیچ مرحله‏اى از زندگى خود، رها شده و بى تكلیف نیست و از این قاعده، سفر را نیز نمى‏توان استثنا كرد. سفر و مسافرت را نمى‏توان بهانه گریختن از احكام خداوندى قرار داد، زیرا آنچه بر انسان‏ها واجب است، جز به انجام تكلیف، ساقط نمى‏شود. پیشوایان دینى ما، آن چنان به انجام فرایض و اهتمام به احكام الهى، چه در سفر و چه در حضر سفارش بلیغ نموده‏اند كه راه را بر هر گونه فرار و بهانه جویى مى‏بندد. این روایات و سفارشات به اندازه‏اى است كه نقل اندكى از آنها نیز رساله‏اى جداگانه مى‏طلبد. بنابراین براى رعایت اختصار از نقل روایات احكام صرف نظر مى‏كنیم و تنها به ذكر مسائلى ضرورى براى مسافر اكتفا مى‏نمائیم.

كسى كه شغل او سفر باشد مانند راننده، خلبان و امثال اینها، در غیر سفر اول باید نماز را تمام بخواند و روزه‏اش را (اگر ماه رمضان است) بگیرد و در سفر اول اگرچه طول هم بكشد نمازش شكسته است.

 

 

مسافر كیست؟
مسافر در فقه اسلامى به كسى گفته مى‏شود كه حداقل هشت فرسخ ‏از وطن خود دور شده باشد، و یا چهار فرسخ راه از دیار خود دور شود و چهار فرسخ برگردد. بدون اقامه ده روز در میان، چنین شخصى مسافر نامیده شده و احكام ویژه‏اى دارد.
پاره‏اى از احكام مسافر بدین قرار است:
- تبدیل نمازهاى چهار ركعتى به دو ركعتى
- اسقاط نافله ‏هاى ظهر و عصر همچنین عشاء (بنابر قولى)
- افطار روزه، هر چند در ماه مبارك رمضان
موارد استثناء در احكام مسافر
الف: كسى كه براى كار حرام سفر كند باید نماز را تمام بخواند و روزه‏اش را (در ماه رمضان) بگیرد، و همچنین كسى كه سفر او حرام است - مثل اینكه سفر برایش ضرر داشته باشد یا زن بدون اجازه شوهر سفر رود (در غیر سفر واجب) و یا فرزند، سفرش سبب اذیت پدر و مادر باشد (در غیر سفر واجب) - در چنین سفرى نماز تمام است و روزه‏اش را در ماه رمضان باید بگیرد.
ب: كسى كه شغل او سفر باشد مانند راننده، خلبان و امثال اینها، در غیر سفر اول باید نماز را تمام بخواند و روزه‏اش را (اگر ماه رمضان است) بگیرد و در سفر اول اگرچه طول هم بكشد نمازش شكسته است.
ج: كسى كه شغلش سفر نیست ولى محل كارش در شهر دیگرى است و همواره در محل خود و آن شهر رفت و آمد مى‏كند مثل پیشه‏وران سیار، معلمانى كه محل كارشان ثابت نیست و كارگرانى كه به شهر دیگرى‏ جهت كار سفر مى‏كنند و امثال اینها، نمازشان تمام است و روزه‏اشان را باید بگیرند (امام خمینى (ره) در این مورد مى‏فرماید: نمازشان را شكسته بخوانند و روزه‏اشان را نگیرند).
د: مسافرى كه قصد دارد ده روز پشت سر هم در یك محل بماند باید نمازهاى خود را در آن محل تمام بخواند و روزه‏اش را اگر در ماه رمضان است بگیرد.
ه: كسى كه بعد از رسیدن به هشت فرسخ و بیشتر، سى روز در محلى بماند و مردد باشد، باید نماز را شكسته بخواند؛ ولى پس از سى روز باید نماز را تمام بخواند و اگر ماه رمضان است روزه‏اش را بگیرد.
منابع
- آیین سفر، ص 168، نویسنده: سید اصغر ناظم‏زاده قمى
- سایت حوزه

 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32777
محل سکونت : اصفهان
onehamed تشکرات از این پست

پاسخ به:مجله سفر و گردشگری/احکام سفر
شنبه 30 بهمن 1389  02:56 ب.ظ

روزه مسافر و احكام آن
 
 
 
یكى از واجبات بسیار با اهمیت در شریعت اسلام، روزه ماه مبارك رمضان است. خداوند در قرآن كریم مى‏فرماید: یا أیها الذین آمنوا كتب علیكم الصیام كما كتب على الذین من قبلكم تتقون (بقره/183)
یعنى نوشته شده است (واجب است) بر شما مؤمنان روزه، همان گونه كه بر كسانى كه پیش از شما بودند، نوشته شد. با همه اهمیت و ویژگى روزه در میان احكام شرعى، مسافر نه تنها از این تكلیف سنگین معاف است، بلكه روزه بر او حرام شمرده شده است. كسى كه به علت سفر، از انجام این فریضه بزرگ الهى، محروم شده، مى‏باید پس از آن كه مسافرت خود را به اتمام رساند، قضاى آن را به جا آورد. حتى مى‏توان از سفر براى فرار از روزه نیز استفاده كرد، زیرا روزه یك واجب شرعى است و تنها از طریق شرعى مى‏توان از آن معاف شد. این نوع افطار كه جنبه شرعى دارد، براى كسانى كه به دلایلى نمى‏توانند یا نمى‏خواهند همه ماه مبارك رمضان و یا بعضى از روزهاى آن را روزه بگیرند، هیچ منع شرعى ندارد.
مسائل روزه در سفر
مسائل مهمى كه مربوط به روزه مسافر است غیر از آنچه در مسائل قبل گذشت، بدین قرار است:
1- مسافرى كه باید نمازش را شكسته بخواند، چنانچه قبل از ظهر از شهر خارج شده باشد، بعد از حد ترخص باید روزه‏اش را نیز افطار نماید و بعد از ماه مبارك و اتمام سفر آن را قضا كند. اما اگر مسافرى در ماه مبارك رمضان، بعدازظهر سفرش را آغاز نماید، دیگر نمى‏تواند افطار كند، بلكه باید آن روز را همچنان روزه باشد، زیرا این رخصت و مجوز مخصوص كسانى است كه قبل از زوال ظهر از موطن خود خارج مى‏شوند. از این رو كسانى كه بعدازظهر از شهر خارج مى‏شوند، چنانچه قبل از غروب افطار نمایند، علاوه بر قضاى آن، باید كفاره آن را نیز بپردازند.

 

 

مسائل مهمى كه مربوط به روزه مسافر است غیر از آنچه در مسائل قبل گذشت، بدین قرار است:
1- مسافرى كه باید نمازش را شكسته بخواند، چنانچه قبل از ظهر از شهر خارج شده باشد، بعد از حد ترخص باید روزه‏اش را نیز افطار نماید و بعد از ماه مبارك و اتمام سفر آن را قضا كند. اما اگر مسافرى در ماه مبارك رمضان، بعدازظهر سفرش را آغاز نماید، دیگر نمى‏تواند افطار كند، بلكه باید آن روز را همچنان روزه باشد، زیرا این رخصت و مجوز مخصوص كسانى است كه قبل از زوال ظهر از موطن خود خارج مى‏شوند. از این رو كسانى كه بعدازظهر از شهر خارج مى‏شوند، چنانچه قبل از غروب افطار نمایند، علاوه بر قضاى آن، باید كفاره آن را نیز بپردازند.
2- اگر مسافرى قبل از ظهر به وطن یا محلى كه مى‏خواهد ده روز در آنجا بماند رسید، باید آن روز را روزه بگیرد، البته اگر قبل از آن عملى كه مبطل روزه است، از وى سر نزده باشد. اما اگر قبل از رسیدن به مقصد، كارى كه روزه را باطل مى‏كند (از قبیل خوردن و آشامیدن و غیره) از او صادر شده باشد، دیگر نمى‏تواند آن روز را روزه بگیرد، بلكه باید بعد از ماه مبارك، آن را قضا نماید.
3- اگر كسى در شهرى پس از رؤیت هلال شوال (شب عید فطر) به شهر دیگرى سفر نماید كه در آنجا هلال ماه رؤیت نشده و شب آخر ماه رمضان محسوب مى‏شود، وى نیز باید مطابق مردم آن دیار، این روزه را روز آخر ماه رمضان محسوب نموده و روزه بگیرد.
4- مواردى كه روزه براى مسافر نه تنها حرام نیست بلكه واجب یا جایز است، از جمله آن موارد:
الف. روزه نذرى كه مقید به سفر باشد، لذا واجب است در سفر طبق نذر خود روزه بگیرد.
ب. سه روز، روزه بدل از قربانى حج، یعنى كسى كه در حج قربانى نداده است، واجب است و در سفر حج سه روز و پس از بازگشت به وطن، هفت روز روزه بگیرد.
ج. سه روز روزه در مدینه براى قضاى حاجت، براى مسافرین مستحب است.
د. و موارد دیگر.
منابع:
- سایت حوزه
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32777
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله سفر و گردشگری/آداب سفر
شنبه 30 بهمن 1389  03:04 ب.ظ

دعاهایى كه در راه و منازل باید خواند

در حدیث معتبر دیگر منقول است كه دو كس آمدند به خدمت ‏حضرت رسول (ص) گفتند: ما مى‏خواهیم براى تجارت به شام برویم. حرزى به ما تعلیم ده كه در راه بخوانیم. فرمود: چون در منزلى فرود آیید و نماز خفتن بكنید، بعد از نماز، پهلو را به رختخواب بگذارید و تسبیح حضرت فاطمه علیها السلام بخوانید. پس آیة الكرسى بخوانید. چون چنین كنید، تا صبح محفوظ مى‏مانید. چون ایشان روانه شدند، جمعى از دزدان از عقب ایشان رفتند. چون فرود آمدند و نماز خفتن كردند و خوابیدند و تسبیح حضرت فاطمه و آیة الكرسى را خواندند. پس دزدان غلام خود را فرستادند كه ایشان را خبر بگیرد و چون به نزد ایشان آمد، دو دیوار دید كه از ایشان اثرى نیافت. چون به دزدان خبر داد، ایشان آمدند و همین حال را مشاهده كردند. چون صبح شد به نزد ایشان آمدند و پرسیدند كه شما دیشب در كجا به سر بردید؟ گفتند: در همین موضع. گفتند: ما آمدیم به تفحص شما و به غیر از دو دیوار چیزى ندیدیم. شما قصه خود را به ما نقل كنید. ایشان گفتند: ما در وقت ‏خوابیدن به تعلیم حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم تسبیح حضرت فاطمه علیها السلام و آیة الكرسى خواندیم. دزدان گفتند: بروید كه دزدى بر شما دست نخواهد یافت.

منابع:
سایت غدیر
سایت حوزه

 

 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32777
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله سفر و گردشگری/آداب سفر
شنبه 30 بهمن 1389  03:05 ب.ظ

ساير آداب سفر

در حديث معتبر منقول است از حضرت امام جعفر صادق (ع) كه حضرت لقمان پسر خود را نصيحت فرمود: چون سفر كنى با گروهى، مشورت با ايشان بكن در كارهاى خود و كارهاى ايشان، و در روى ايشان تبسم بسيار بكن و در توشه خود صاحب كرم باش در ميان ايشان و چون تو را به ضيافت‏ بطلبند قبول كن و اگر از تو مدد طلبند يارى ايشان بكن و به سه چيز بر ايشان غلبه كن.به بسيارى خاموشى و بسيارى نماز و سخاوت و جوانمردى در هر چه با خوددارى از چهار پا و مال و توشه .

 

اگر گواهى از تو بطلبند يا بر امر حقى خواهند تو را گواه كنند و چون با تو مشورت كنند تا توانى سعى كن كه رأى نيكو از براى ايشان اختيار كنى و زود عزم مكن و رأى خود را با ايشان مگو تا تأمل كنى و فكر كنى، و جواب ايشان مگو در مشورت ايشان تا آن كه در آن فكر برخيزى و بنشينى و بخوابى و چيزى بخورى و نماز كنى و در اثناى اين احوال فكر خود و حكمت ‏خود را در مشورت ايشان به كار فرمايى، زيرا كه هر كه خيرخواهى خود را براى كسى كه با او مشورت كند خالص نگرداند، حق تعالى رأى و عقل او را سلب مى‏كند و امانت را از او برمى‏دارد و هرگاه ببينى كه رفيقان تو پياده مى‏روند، با ايشان پياده برو و هرگاه ببينى رفيقان كارى مى‏كنند با ايشان بكن و اگر تصدقى كنند يا قرضى دهند تو نيز با ايشان بده و بشنو سخن كسى را كه از تو بزرگ‏تر باشد. و هرگاه رفيقان كارى به تو فرمايند يا چيزى از تو سؤال كنند، بگو: "بلى"، و "نه" مگو، كه "نه" گفتن علامت عجز و موجب ملامت است. و چون راه را گم كنيد و حيران بمانيد فرود آييد و اگر در راه مقصود شك كنيد بايستيد و با يكديگر مشورت كنيد و مصلحت ‏ببينيد. اگر يك كسى را ببينيد خبر راه از او مپرسيد و مصلحت از او نبينيد كه يك شخص در بيابان اين كس را به شك مى‏اندازد كه شايد جاسوس دزدان باشد يا شيطان كه خواهد شما را حيران كند. از دو شخص نيز حذر كنيد مگر آن كه چيزى چند از علامت‏ها و قرينه‏ها ببينيد. اى فرزند چون وقت نماز درآيد از براى امرى آن را تأخير مينداز و نماز را به جا آور كه هر چند بيشتر ادا مى‏كنى سبك بار مى‏شوى. و نماز را با جماعت بخوان، هر چند بر سر نيزه باشى. و بر روى چهار پا خواب مكن كه اين از كردار دانايان نيست مگر آن كه در ميان كجاوه باشى كه ممكنت ‏باشد كه بخوابى براى سستى مفاصل و چون نزديك شوى به منزل از چهارپاى خود فرود آى كه آن چهارپا ياور توست. و ابتدا كن به علف دادن پيش از آن كه چيزى بخوريد و چون خواهيد كه فرود آييد، پس اختيار كنيد از بقعه‏هاى زمين مكانى را كه خوش رنگ‏تر و خاكش نرم‏تر و پر گياه‏تر باشد. و چون فرود آيى، پيش از آن كه بنشينى دو ركعت نماز بكن و چون به قضاى حاجت‏ بروى بسيار دور برو. پس چون خواهى كه بار كنى دو ركعت نماز بكن. پس از آن زمين را وداع كن و سلام كن بر آن زمين و اهل آن زمين كه هر بقعه‏اى از زمين را اهلى چند از ملائكه هست. و اگر توانى مخور هيچ طعامى را مگر آن كه قدرى از آن را تصدق كنى و بر تو باد به خواندن قرآن مادامى كه سوار باشى و بر تو باد به تنزيه و ياد خدا كردن تا مشغول كار باشى و بر تو باد به دعا كردن در وقتى كه تنها و بيكار باشى. و زينهار كه در اول شب راه مرو، بلكه در اول شب فرودآى و در نصف آخر شب راه رو و زنهار كه در راه رفتن صدا بلند مكن.

از حضرت اميرالمؤمنين (ع) منقول است كه مروت و مردى در حضر، خواندن قران است و همنشينى با علما كردن و تفكر در فقه و علوم كردن و محافظت ‏بر نمازهاى جماعت كردن و اما مروت سفر، پس توشه خود را صرف كردن، مخالفت رفيقان نكردن، و خدا را در هر بلندى و پستى و فرود آمدن و ايستادن و نشستن بسيار ياد كردن است.
در روايت ديگر از حضرت صادق (ع) منقول است كه مروت سفر، توشه بسيار برداشتن و پاكيزه گردانيدن توشه است و عطا كردن به جمعى كه رفيق تواند و آن كه بعد از مفارقت از رفيقان رازهاى ايشان را كه بر آنها مطلع شده‏اى بپوشانى و مزاح و خوش طبعى بسيار بكنى در چيزى كه خدا را به خشم نياورد.
در حديث ديگر فرمود: از مروت نيست كه نقل كند آدمى چيزى چند را كه در سفر ديده است.
و از حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم منقول است كه توشه مسافر "حدى" (آوازى كه شتربانان به هنگام سفر مى‏خوانند) خواندن است و خواندن شعرى چند كه در آن حرامى و باطلى نباشد.
از حضرت صادق (ع) منقول است كه چون با جماعتى رفيق شوى، مگو اين جا فرود آييد يا اين جا فرود مي آييد، كه در ميان ايشان كسى هست كه اين كار را بكند اگر تو به ايشان بگذارى.
در احاديث معتبر از حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم منقول است كه هر كه اعانت كند مؤمن مسافرى را، حق تعالى از او هفتاد و سه شدت از شدت‏هاى دنيا را بردارد و او را امان دهد از غم و اندوه؛ و هفتاد غم و شدت در آخرت از او بردارد در وقتى كه از شدت احوال قيامت، نفس‏هاى مردم گرفته باشد.
 
منابع:
سايت حوزه
سايت غدير
سايت امام جواد
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32777
محل سکونت : اصفهان
onehamed تشکرات از این پست

پاسخ به:مجله سفر و گردشگری/آداب سفر
شنبه 30 بهمن 1389  03:08 ب.ظ

آداب توشه برداشتن در سفر و آداب صرف كردن آن

از حضرت صادق (ع) منقول است كه چون به سفر رويد، سفره با خود برداريد و طعام‏هاى نفيس در آن سفره بگذاريد.

از حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم منقول است كه از شرف آدمى آنست كه هرگاه به سفرى رود توشه خود را نيكو گرداند.

در حديث‏حسن منقول است كه صفوان از حضرت صادق (ع) پرسيد: من اهل خود را با خود به حج مى‏برم؛ خرجى خود را در كمر خود ببندم؟ حضرت فرمود: بلى، پدرم مى‏گفت: «از قوت مسافر آنست كه نفقه خود را حفظ كند».
 
در حديث ديگر منقول است كه ديگرى به آن حضرت عرض كرد: دراهمى (درهم‏ها، سكه‏ها) كه در آن صورت‏ها نقش كردند با خود دارم و آن را در هميان (کيسه پول) مى‏كنم و در كمر مى‏بندم در حالت احرام. فرمود: باكى نيست. خرجى تو است و اعتماد تو بعد از خدا بر آنست.
در احاديث معتبره بسيار وارد شده است: "كسى كه تنها به سفر رود ملعون است".
در حديث معتبر منقول است كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم به حضرت اميرالمؤمنين (ع) وصيت نمود: يا على! هرگز تنها به سفر مرو، كه شيطان با يك كس است و از دو تا دورتر است. يا على! شخصى كه تنها به سفر مى‏رود گمراه است و دو كس كه مى‏روند دو گمراهند و سه كس مسافرانند.
در روايت ديگر منقول است كه شخصى به خدمت‏حضرت صادق (ع) آمد. آن حضرت پرسيدند: در راه كى مصاحب تو بود؟ گفت: تنها بودم. فرمود: اگر من پيشتر تو را مى‏ديدم تو را نيكو تأديب مى‏كردم كه چگونه بايد سفر رفت. پس فرمود: يك كس شيطان است و دو تا شيطانند و سه نفر مصاحبان‏اند و چهار نفر رفيقان‏اند.
به سند معتبر از حضرت موسى بن جعفر منقول است كه هر كه به سفرى رود، بگويد: «ما شاء الله لا حول و لا قوة الا بالله اللهم انس وحشتى و اعنى على وحدتى و ادغيبتي. »
در حديث معتبر از حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم منقول است كه رفيق به هم رسان، پس به سفر برو. و فرمود: دو كس با هم رفيق نمى‏شوند مگر آن كه محبوب‏ترين ايشان نزد خدا و آن كه ثوابش بيشتر است، آنست كه بيشتر با رفيقش مدارا مى‏كند.
در حديث ديگر فرمود: بهترين رفيقان و مصاحبان نزد خدا چهار نفرند و هيچ گروهى زياده از هفت كس نمى‏شود مگر آن كه صداهايشان بسيار است. پس از اين احاديث معلوم شد كه اقل رفيقان سه نفرند و اكثر ايشان هفت، و آن كه زياده از هفت‏ خوب نيست در رفيقان هم توشه و هم سفره.
از حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم منقول است كه سنت است كه رفيقان هم توشه، اول خرجى‏هاى خود را به درآورند و بر روى يكديگر بگذارند، كه اين بيشتر باعث‏ خشنودى خاطر و نيكى اخلاق ايشان مى‏شود.
از حضرت اميرالمؤمنين (ع) منقول است كه مصاحبت مكن در سفر با كسى كه فضيلت تو را بر خود نداند، آن قدر كه تو از فضيلت او بر خود مى‏دانى.
از حضرت صادق (ع) منقول است كه مصاحبت و رفاقت كن با كسى كه تو به او زينت ‏يابى و مصاحبت مكن با كسى كه او به تو زينت ‏يابد، يعنى تو كسب علم و كمالات از او توانى نمود.
در حديث ديگر از شهاب منقول است كه گفت: به خدمت ‏حضرت صادق عرض كردم: شما مى‏دانيد حال و توانگرى مرا و احسانى كه با برادران خود مى‏كنم. پس با جماعتى از ايشان رفيق مى‏شوم در راه مكه و بر ايشان توسعه مى‏كنم و بسيار خرج مى‏كنم. فرمود: اى شهاب! چنين مكن. اگر تو دست ‏به خرج كردن بگشايى و ايشان هم بگشايند، به ايشان ضرر مى‏رسد و پريشان مى‏شوند و اگر تو بكنى و ايشان نكنند، باعث مذلت ايشان است. پس رفاقت ‏با جماعتى بكن كه مثل تو باشند در توانگرى و توانايى.
در روايت ديگر از حضرت امام محمد باقر (ع) منقول است كه اگر مصاحبت كنى، با مثل و مانند خود مصاحبت و رفاقت ‏بكن و با كسى رفيق مشو كه خرج تو را كشد، كه اين موجب خوارى مؤمن است.
از حضرت امام صادق (ع) منقول است كه حق مسافر بر رفيقان، آنست كه چون بيمار شود، سه روز براى او توقف كنند.
در حديث ديگر منقول است كه از حضرت امام محمد باقر پرسيدند: جماعتى كه با يكديگر رفيق مى‏شوند و در ميان ايشان مالدار و پريشان هست، آيا آن مالدار خرج آنها را مى‏تواند كشيد؟ فرمود: اگر آنها به طيب (رضايت) خاطر راضى باشند باكى نيست.
در روايت ديگر منقول است كه از حضرت صادق (ع) پرسيدند: شخصى رفيق مى‏شود با جماعتى مالدار و مالش از آنها كمتر است و آنها خرج خود را بيرون مى‏آورند و او مثل آنها خرج نمى‏تواند كردن. فرمود: من دوست نمى‏دارم كه خود را ذليل كند. با كسى رفيق شود كه مثل او باشد. در احاديث معتبره منقول است كه از ما نيست كسى كه با مصاحبانش نيكو مصاحبت نكند و با رفيقانش نيكو رفاقت نكند و كسى كه نمك خورد و حق نمك را رعايت نكند.

منابع:

سايت حوزه
سايت غدير
سايت ايکنا
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32777
محل سکونت : اصفهان
onehamed تشکرات از این پست

پاسخ به:مجله سفر و گردشگری/آداب سفر
شنبه 30 بهمن 1389  03:10 ب.ظ

آداب غسل و نماز و دعا در وقت ‏بیرون رفتن
 
سید بن طاوس- علیه الرحمه- روایت كرده است كه چون اراده سفر نماید، سنت است كه غسل كند پیش از بیرون رفتن.
در حدیث معتبر از حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم منقول است كه هیچ خلیفه‏اى آدمى در اهلش نمى‏گذارد بهتر از آن كه در وقت‏ بیرون رفتن دو ركعت نماز بگزارد. پس بگوید: «اللهم انى استودعك نفسى و اهلى و مالى و ذریتى و دنیاى و آخرتى و امانتى و خاتمة عملى. »
 
ابن طاوس- علیه الرحمه- گفته است كه در ركعت اول قل هو الله احد و در ركعت دوم انا انزلناه بخوان.
 
در حدیث معتبر منقول است كه چون حضرت امام محمد باقر (ع) اراده سفرى مى‏كردند، خانواده خود را در حجره‏اى جمع مى‏كردند و این دعا مى‏خواندند: «اللهم انى استودعك الغداة نفسى و مالى و اهلى و ولدی و الشاهد منا و الغائب اللهم احفظنا و احفظ علینا اللهم اجعلنا فی جوارك اللهم لا تسلبنا نعمتك و لا تغیر ما بنا من عافیتك و فصلك».
 
در روایت دیگر منقول است كه چون حضرت رسول (ص) اراده سفرى مى‏نمودند، این دعا مى‏خواندند در وقتى كه بر مى‏خاستند كه متوجه شوند (رو به مقصد كنند): «اللهم بك انتشرت و الیك توجهت و بك اعتصمت انت ثقتى و رجائى اللهم اكفنى ما اهمنى و ما لا اهم له و ما انت اعلم به منى اللهم زودنى التقوى و اغفرلى و وجهنى الى الخیر حیث ما توجهت. »
 
سید بن طاوس- علیه الرحمه- روایت كرده است كه چون بر در خانه بایستد، تسبیح حضرت فاطمه علیها السلام بخواند و سوره حمد و آیة الكرسى را به نحوى كه گذشت، بخواند.
 
در حدیث معتبر از حضرت موسى بن جعفر(ع) منقول است كه هر كه اراده سفرى نماید و در خانه خود بایستد و به جانبى كه اراده دارد حرکت کند، پس سوره حمد را از پیش رو و جانب راست و جانب چپ بخواند و آیة الكرسى را نیز از پیش رو و از جانب راست و از جانب چپ بخواند. پس بگوید: «اللهم احفظنى و احفظ ما معى و سلمنى و سلم ما معى و بلغنى و بلغ ما معى ببلاغك الحسن الجمیل. » حق تعالى حفظ كند او را و آن چه با اوست و به سلامت دارد او را و آن چه با اوست و برساند او را و آن چه با اوست.
 
منابع:
سایت حوزه
سایت غدیر
 
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32777
محل سکونت : اصفهان
onehamed تشکرات از این پست

پاسخ به:مجله سفر و گردشگری/آداب سفر
شنبه 30 بهمن 1389  03:14 ب.ظ

دفع نحوست‏هاى سفر به تصدق و دعا

 

در حدیث صحیح از حضرت صادق (ع) منقول است كه تصدق كن و در هر روز كه خواهى سفر برو.

 درحدیث صحیح دیگر منقول است كه از آن حضرت پرسیدند: آیا كراهت دارد سفر كردندر روزى از روزها، مثل چهارشنبه و غیر آن؟ فرمودند: افتتاح سفر خود به تصدق كن و هر وقت كه خواهى به در رو.
 
در حدیث صحیح دیگر منقول استكه ابن ابى عمیر گفت: من در علم نجوم نظر مى‏كردم و طالع را مى‏شناختم ودر خاطرم مى‏خلید (به ذهنم وارد مى‏شد) در بعضى از ساعات بعضى از كارها رااختیار كردن. در این باب به خدمت ‏حضرت امام موسى (ع) شكایت كردم. فرمود: هرگاه در دل تو چیزى بیافتد تصدق كن بر اول مسكینى كه مى‏بینى، و برو كه حق تعالى ضرر آن را از تو دفع مى‏كند.
 
در حدیث دیگر از حضرت صادق (ع) منقول است كه هر كه در اول روز تصدق بكند، حق تعالى نحوست (شومى،نامباركى) آن روز را از او دفع مى‏كند.
 
در حدیث دیگر منقول است كه چون حضرت امام زین العابدین (ع) به بعضى از مزرعه‏هاى خود مى‏خواستندبروند، مى‏خریدند سلامتى خود را از خدا به آن چه میسر مى‏شد از تصدق و این تصدق را در وقتى مى‏دادند كه پا در ركاب مى‏گذاشتند و چون خدا آن حضرت رابه سلامت ‏برمى‏گردانید، شكر و حمد الهى مى‏كردند و تصدق مى‏كردند به آنچه میسر مى‏شد.
 
در حدیث ‏حسن منقول است كه عبدالملك به خدمت ‏حضرت صادق (ع) عرض كرد: من مبتلا به علم نجوم شده‏ام و گاهى مى‏خواهم پى كارى بروم و به طالع نظر مى‏كنم، مى‏بینم كه در طالع شرى هست. مى‏نشینم و تركرفتن مى‏كنم و اگر طالع نیك مى‏بینم، مى‏روم. حضرت فرمود: آن حاجت‏برآورده مى‏شود. آیا حكم به نجوم مى‏كنى؟ گفت: بلى. فرمود: كتاب‏هاىنجومت را بسوزان.
 
سیدبن طاوس رحمة الله روایت كرده است: چون خواهى متوجه سفرى شوى، در چند وقتكه سفر كردن در آن اوقات كراهت دارد، پیش از متوجه شدن سفر سوره حمد و قل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب الفلق و آیة الكرسى و سوره انا انزلناه وآخر آل عمران: ان فى خلق السموات و الارض... را تا آخر سوره بخوان.
 
منابع:
سایت حوزه - سایت غدیر
 

 

 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32777
محل سکونت : اصفهان
onehamed تشکرات از این پست

پاسخ به:مجله سفر و گردشگری/آداب سفر
شنبه 30 بهمن 1389  03:18 ب.ظ

آداب سفر به روایت علامه مجلسى
 
 
سفرهاى نیك و بد و ایام و ساعات نیك و بد از براى سفر
 
ازحضرت صادق (ع) منقول است كه در حكمت آل داود نوشته است كه نباید كسى سفركند مگر از براى سه چیز: سفرى كه توشه آخرت در آن حاصل شود یا سفرى كهباعث بهتر شدن امور معاش گردد یا سفرى كه از براى سیر و لذتى باشد كه حرام نباشد.
 
در حدیث دیگر فرمود: سفر كنید تا بدن‏هاى شما تندرست شود وجهاد كنید تا غنیمت دنیا و آخرت بیابید و حج كنید تا مال دار و بى‏نیازشوید.
 
در حدیث دیگر فرمود: سفر، قطعه‏اى است از عذاب، چون كار شما در سفر ساخته شود، زود به اهل خود برگردید.
 
درحدیث صحیح منقول است كه محمد بن مسلم از حضرت صادق (ع) پرسید: به زمیني مى‏روم كه در آنجا به غیر از برف و یخ چیزى نیست. فرمود: چون مضطر استتیمم كند و دیگر به چنین زمینى نرود كه دینش در آنجا هلاك شود.
 
منابع:
سایت حوزه
سایت غدیر
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32777
محل سکونت : اصفهان
onehamed تشکرات از این پست

پاسخ به:مجله سفر و گردشگری/آداب سفر
شنبه 30 بهمن 1389  03:21 ب.ظ

آداب سفر طبق تعالیم دینی

خداحافظی کردن از خانواده و بستگان از سوی مسافر

- بدرقه کردن کسی که به سفر می رود، از سوی اهل خانه و بستگان
 - شروع کردن سفر با "صدقه"، جهت سلامتی و رفع و دفع بلاها
خواندن دو رکعت نماز، دعا کردن و جان و مال خانواده را به خدا سپردن و بر او توکل کردن
 - خواندن این دعا: «بسم الله، آمنت بالله، توکلت علی الله، ماشاءالله، لاحول و لا قوة الا بالله«
 
 - برداشتن عصا، یا وسیله ای جهت دفع شر و خطرات احتمالی و حمل ابزار دفاعی
همراه داشتن مسواک، شانه، لباس و ظرف
همراه برداشتن مواد غذایی و خوراکی های مورد نیاز و ره توشه سفر
همراه داشتن داروهای مورد نیاز، سوزن، نخ، طناب و زیرانداز
 - رعایت اخلاق خوب با همسفر در طول مسافرت
 - در سفر، بار بر دوش دیگران نبودن، و خرج خود را به گردن دیگران نیانداختن
 - مراعات حال همسفر، در صورتی که خسته یا مریض باشد
 - همکاری در امور، بر عهده گرفتن کارهای سنگین در مسافرت
 - گوش کردن به حرف بزرگترها
 - مشورت با همسفران در انجام کارها و تصمیم گیری ها
 - مواظبت بر خواندن نماز در اول وقت
 - پس از سفر، نقل نکردن سختی ها و ناملایمات مسافرت
- در بازگشت از سفر، برای اهل خانه، هدیه و سوغات آوردن
- هنگام مراجعت از مسافرت به وطن، خدا را شکر کردن و بر نعمت سلامتی، حمد نمودن
 برای تک تک آنچه یاد شد، احادیث مکرری در متون دینی آمده که مجال طرح آنها نیست.
بهعلاوه، سفر وسیله شناخت است، هم شناخت خود، هم شناخت دیگران. چون رنج ها وسختی های مسافرت و حالت های فوق العاده، جوهره انسان را می نمایاند و خصلتهای درونی بروز می کند. حتی انسان میزان تحمل، مقاومت، کاردانی و تجربهخود را هم در سفر می تواند محک بزند.
منابع:
سایت حوزه
سایت سراج
 

 

 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32777
محل سکونت : اصفهان
onehamed تشکرات از این پست

پاسخ به:مجله سفر و گردشگری/آداب سفر
شنبه 30 بهمن 1389  03:24 ب.ظ

آداب مسافرت در روايات

 -1انتخاب رفيق

قال علي عليه السلام: سل عن الرفيق قبل الطريق و عن الجار قبل الدار. نهج البلاغه / نامه 31
قبل از مسافرت، از رفيق و همسفرت سؤال كن و اطلاع بياب، و قبل از تهيه مسكن از همسايه‌ات آگاه شو.
 
-2انتخاب رفيق هم ‌طراز
اذا صحبت فاصحب نحوك فلا تصحب من يكفيك فانّ ذلك مذلة للمؤمن. مكارم الاخلاق / 131
هنگام همنشيني، با سطح خود همراه شو، نه با كسي كه به تو برسد. چراكه اين كار موجب خواري مؤمن است.
 
-3انتخاب رئيس 
قال رسول الله صلّي اللّه عليه و آله: اذا كان ثلاثة في سفر فليؤمّروا احدهم. كنزالعمال / 17550
هرگاه سه نفر به مسافرت روند بايد يكي از آنان مسئول كارها و تصميمات شود.
 
 
-4صدقه
قال الصادق عليه السلام: افتتح سفرك بالصدقة و اخرج اذا بدالك فانّك تشتري سلامة نفسك. بحار / 100 / 103
سفر خود را با صدقه آغاز کن و هرگاه خواستي بيرون برو، زيرا (با صدقه دادن) سلامت سفرت را مي خري.
 
-5به ديگران اطلاع دادن
عنابي عبدالله عليه السلام قال: قال رسول الله صلّي اللّه عليه و آله حقّعلي المسلم اذا اراد سفرا ان يُعلم اخوانه و حق علي اخوانه اذا قدم انيأتوه. كافي / 2 / 174
پيامبر فرمودند وظيفه هر مسلماني است كه وقتيخواست به مسافرت برود دوستان و برادرانش را مطلع كند و دوستانش نيز وظيفهدارند هرگاه برگشت به ديدنش بروند.
 
-6تهيه زاد و توشه
امامصادق عليه السلام فرمود: «دِرهَمٌ فى الحجّ اَفضَلُ من اَلْفَىْ اَلْفٍ فىما سوى‏ سَبِيلِ اللّه» ، مصرف يك درهم در راه حج، از دو ميليون درهم درغير حج بهتر است (گرچه مصرف‏هاى ديگر هم در راه خدا باشد(.
 
-7موافقت با دوستان
قال لقمان لابنه: تزوّد معك الادوية فتنتفع بها و من معك و كن لاصحابك موافقا الاّ في معصية الله. بحار / 73 / 275
]در مسافرت] توشه زياد بردار تا خود و همراهانت از آن بهره برند و با همراهانت موافق و همراه باش جز در گناه و عصيان پروردگار.

8-دعا و نماز خواندن

قال الرضا عليه السلام: و اذا اردتسفرا فاجمع اهلك و صلّ ركعتين و قل اللهم اني استودعك ديني و نفسي و اهليو ولدي و عيالي. مستدرك /2 /2 5
هرگاه خواستي به مسافرت روي،خانواده خود را گرد آور و دو ركعت نماز بخوان و بگو «خدايا دينم و خود وخانواده و زن و فرزندم را به تو مي‌سپارم«.
قال الصادق عليهالسلام: من قرأ قل هو الله احد حين يخرج من منزله عشر مرّات لم يزل في حفظالله عزّوجلّ. ... حتي يرجع الي منزله. كافي / 4 /3 33
هركه هنگام خروج از خانه‌اش ده بار "قل هو الله" را بخواند، تا آنگاه كه به خانه‌اش برگردد در پناه خدا خواهد بود.
 
-9شوخي کردن
قالالصادق عليه السلام: "المروّة في السفر كثرة الزاد و طيبه و بذله لمن كانمعك و كتمانك علي القوم سرّهم بعد مفارقتك اياهم و كثرة المزاح في غيرمايسخط الله عزّوجلّ. بحار/73/266
مردانگي و بزرگي در سفر، در اينست كه: توشه زياد وخوب برداري و به همراهانت همببخشي و اسرارشان را كه در سفر از آن مطلع شده‌اي، بعد از جدايي از آنان  بپوشاني و با آنان با كارهاي غير گناه، زياد شوخي كني.
 
-10بازگو نكردن مشكلات سفر
قال النبي صلّي اللّه عليه و آله... و ترك الرواية عليهم اذا انت فارقتهم. مستدرك / 2 / 43
يكي از آداب سفر اينست كه: بعد از جدايي از همسفران پشت سرشان حرف نزني.
 
-11به تنهايي سفر نرفتن
قال الكاظم عليه السلام: لا تخرج في سفر وحدك فان الشيطان مع الواحد و هو من الاثنين ابعد. وسائل / 5 / 300
هيچگاه تنها به سفر نرو كه شيطان همراه هر تنهايي است و او از جمع دو نفره دور است.
 
-12تبسم داشتن
قالالصادق عليه السلام: قال لقمان لابنه اذا سافرت مع قوم فاكثر استشارتهم فيامرك و امرهم و اكثر التبسم في وجوههم. ... بحار/76/271
لقمان به پسرش سفارش كرد هرگاه همراه گروهي به مسافرت رفتي، در كارهاي خود و آنان، زياد مشورت كن و خنده بر چهره‌هاشان زياد كن.
 
-13سفر با افراد متواضع
قال علي عليه السلام: لا تصحبنّ في سفر من لا يري لك الفضل عليه كما تري له الفضل عليك. بحار / 76 / 267
هيچگاه همسفر كسي نشو كه برايت فضل و جايگاهي نسبت به خود آنگونه كه تو براي او در نزد خود قائلي،‌ قائل نيست.
 

منبع :

سايت حوزه
 

 

 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32777
محل سکونت : اصفهان
onehamed تشکرات از این پست

پاسخ به:مجله سفر و گردشگری
شنبه 30 بهمن 1389  03:29 ب.ظ

ارتفاعات اما بی خطر

به طور کلی بیماران قلبی که می توانند بدون مشکلاتی مثل درد قفسه سینه یا تنگی نفس حدود یک کیلومتر قدم بزنند یا از 12 پله بالا بروند قادر به سفرهای هوایی یا فعالیت های متوسط در ارتفاعات خواهند بود، حتی افرادی که مشکل ریوی همزمان دارند، اگر بیماری آنها به خوبی کنترل شده باشد قادر به تحمل این شرایط هستند.

در سفر به مناطقی که ارتفاعی بالاتر از سطح دریا دارند،

 

 

تطابق با ارتفاع حائز اهمیت است، به خصوص درباره بیماران قلبی این موضوع اهمیتی دو چندان پیدا می کند. توصیه می شود این افراد از فعالیت های شدید بدنی در چند روز اول سفر بپرهیزند و به بدن خود فرصت دهند به آرامی با شرایط جدید تطبیق پیدا کند. تحقیقات نشان داده در عرض 5 تا 7 روز، فرد توانایی خود را مثل زمانی که در مناطقی هم سطح دریا بود، به دست می آورد.

اگر قصد پرداختن به ورزش های سنگین مثل اسکی و کوهنوردی در ارتفاعات بالا را دارید، بهتر است با متخصص قلب خود مشورت کنید و تحت آزمایش غربالگری قرار گیرید، زیرا این آزمایش ها باعث مشخص شدن مشکلات پنهان قلب و محدوده توانایی بدنی شما می شوند.

اگر مبتلا به فشارخون هستید، ممکن است فشار شما اندکی در ارتفاعات افزایش یابد ولی در نهایت بدن شما با شرایط جدید تطبیق می یابد. با وجود توصیه های مکرر پزشکی به بیماران قلبی برای پرهیز از رفتن به ارتفاعات بالا، نتایج تحقیقات نشان داده، ارتفاعات بالاتر باعث افزایش خطر در حوادث قلبی عروقی یا بدتر شدن وضعیت فشارخون نمی شود.

منبع:دکتر لیلا صدیق  - روزنامه سلامت

 

 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32777
محل سکونت : اصفهان
onehamed تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها