عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

واقعه سقيفه(تعیین خلافت ابوبکر)به نقل از علمای اهل سنت

واقعه سقيفه(تعیین خلافت ابوبکر)به نقل از علمای اهل سنت
شنبه 30 بهمن 1389  10:28 ب.ظ

 

 و با عمر به سوي سقيفه بني ساعده مي‌رود.بيش از يك ساعت نگذشته بود كه وي با دو يارش عمر و ابوعبيده خود را به محل اجتماع انصار (سقيفه بني ساعده) رسانيده بودند كه اين خبر پرشتاب و شگفت‌انگيز از

 سقيفه به بيرون سرايت كرد كه پسر ابوقحافه خليفه شده است. علي در آن هنگام – چنانكه معلوم است – هنوز مشغول تجهيز بدن پيامبر بود. در اين حالت كه اين خبر و اين

 كودتا، ناگهاني به او رسيد چه واكنشي از او صادر شد و چه كرد؟

يك روايت چنين به ما مي‌گويد : «هنگامي كه پيامبر رحلت فرمود و در سقيفه آن كارها انجام گرفت. علي به اين شعرتمثل جست : مردمي هر آنچه را كه خواستند گفتند و

 هنگامي كه گرفتاري‌ها، زيد را نابود كرد طغيان و سركشي نمودند.»

از روح و روان انسان چنان انتظار مي‌رود كه در چنين لحظات سخت و ناگهاني، قالب تهي كند و مضطرب و نگران باشد. عجيب و شگفتي در آن است كه در آن لحظات،

بر اضطراب و لرزش خود چيره شود.

سپس مولف كتاب (عبدالمقصود) مي‌نويسد : با اينكه متن‌هاي فراوان بيانگر اين حقيقت است كه علي از كاري كه ابوبكر كرد به شگفت‌ آمده و از رفتار انصار ناراحت شده

 و از اين كه بعدها مهاجرين به آنان پيوسته به خشم آمده است. آيا مي‌توانيم بپذيريم كه وي باور كند همه مردم و يا حتي اكثريت آنان حق او را كه تا قبل از برپايي اجتماع

 سقيفه، نزد همه مسلمين حقي معلوم و شايع بود و اخبار رسيده، از آن دوران تأكيد مي‌نمود كه عموم مهاجرين و انصار در اينكه امام زمامدار مسلمين بعد از پيامبر، علي

است شكي نداشتند و به طور كامل براي آن دانسته بدان اقرار تام داشتند – اينك پس از سقيفه انكار كرده و ناديده گرفته‌اند. و در اين حال است كه به صورت كنايه توام با

 سرزنش ابوبكر را مورد خطاب قرار مي‌گيرد و مي‌فرمايد : «امر ما را بر ما تباه ساختي، مشورت نكردي و حق ما را مراعات ننمودي

خاستگاه خلافت، عبدالفتاح عبدالمقصود، ترجمه : سيد حسن افتخارزاده

 «آري اين همان بيعت و خلافتي است كه خود ابوبكر روزي بر منبر رفت و گفت : «اقيلوني فلست بخير كم و علي فيكم» يعني : (بيعت كه با من كرده‌ايد برداريد، كه من

 بهتر شما نيستم و حال آنكه علي در ميان شما است).

منابع اهل سنت :

شرح نهج‌البلاغه محمد عبده، ج 1، ص 169، تاريخ طبري، انساب الاشراف و الفضائل)

و علي نيز مي‌فرمايد :

«بخدا قسم، فرزند ابوقحافه (ابوبكر) خلافت را مانند پيراهن در بر كرد هر چند كه علم دارد، من براي خلافت مانند محور آسياب هستم كه علم و فضيلت از سر چشمه من

 مانند سيل سرازير مي‌شود و پرندگان هوا به اوج مقام من نمي‌رسند».

شرح نهج‌البلاغه، محمد عبده ج 1، ص 24، خطبه شقشقيه

 و اما جريان بيعت با ابوبكر در سقيفه را عمر چنين تعريف مي‌كند :

روزي عمر در خلافت زمان خود بر منبر رفت و گفت : «نبايد كسي ديگر را كه مي‌گويد كه بيعت با ابوبكر ناگهاني بود سرزنش كند. بدون شك چنين بود و خداوند ما را از شرش حفظ نمود.»

“هر كس با كسي از ميان شما بيعت بكند بدون اينكه با ديگر مسلمانان مشورت كند نه آن شخص و نه فرد بيعت كننده مورد تاييد نبوده و هر دو بايد كشته شوند.” سپس عمر ادامه داد :

بعد از فوت پيامبر، خبردار شديم كه انصار و سقيفه بني ساعده جمع شده‌اند. من به ابوبكر گفتم: «بيا پيش انصار برويم.» … و من در سقيفه سخناني را آماده كرده بودم و

 مي‌خواستم صحبت كنم كه ابوبكر گفت : ‌«مهلت بده» من نمي‌خواستم او را عصباني كنم. سپس ابوبكر خودش شروع به صحبت كرد او عاقل‌تر از من بود. او هر حرفي را

 كه من مي‌خواستم بگويم او همان را يا بهتر از آن را گفت. بعد از مكثي او گفت : اي انصار، اين مسئله (خلافت) فقط براي قريش است كه آنها بهترين عرب هستند و من

 پيشنهاد مي‌دهم كه يكي از اين دو نفر را انتخاب كنيد و با آن بيعت كنيد و سپس ابوبكر دست مرا و ابوعبيدة بن عبدالله را گرفت. من از هيچ سخن او جز اين پيشنهاد بدم

 نيامده بود. به خدا من ترجيح مي دادم كه گردنم زده شود تا اينكه من امير امتي بشوم كه ابوبكر در ميان آنها باشد.

سپس يكي از انصار گفت : اي قريش يك امير از ما و يك امير از شما باشد.

پس در بين اجتماع همهمه افتاد. پس من گفتم : “اي ابوبكر ! دستت را بياور او دستش را آورد و من با او بيعت كردم سپس تمام مهاجرين با او بيعت كردند و سپس انصار با

 او بيعت كردند و ما بر سعد بن عباده (كسي كه انصار مي‌خواست او را امير كند) پيروز شديم.”

عمر اضافه كرد : “به خدا بعد از واقعه غم‌انگيز بزرگ (يعني فوت پيامبر) مسئله‌اي بزرگتر از بيعت گرفتن براي ابوبكر پيش نيامده چرا كه ما مي‌ترسيديم كه هر گاه ما

 مردم را ترك كنيم، آنها احتمالاً بعد از ما به يكي از افراد خودشان بيعت كنند.”

عمر پس اضافه مي‌كند : “هر گاه كسي بيعت كند با فردي (جهت خلافت)     بدون مشورت ديگر مسلمين پس بيعتش صحيح نيست و هر دوي آنها بايد كشته شوند.”

صحيح بخاري، عربي –انگليسي، ج 4 ، ص 127، ج 8، حديث 817

 جالب است كه خود عمر اذعان مي‌كند كه هر كس بدون مشورت مسلمين بيعت كند، بيعتش صحيح نبوده و هر دو بايد كشته شود در حاليكه خود اقرار مي‌كند كه او ابتدا با

 ابوبكر بيعت كرده (بدون مشورت ديگران). سؤالي كه بر هر ذهن حق‌جويي مي‌گذرد اين است كه هنوز سه ماه از واقعه غدير نگذشته آيا آنها امر الهي را كه حضرت

 رسول الله (ص) به مردم ابلاغ كرد و اعلام جانشيني علي، دين را كامل ساخت، فراموش كرده‌اند؟ اگر فراموش كرده‌اند بايد پرسيد چرا چنين امر مهم را و دستور خداوند

 را فراموش نموده‌اند و اگر فراموش نكرده‌اند پس چرا عمل نكرده‌اند؟

 ولي بعيد به نظر مي‌رسد كه حج آخر حضرت رسول الله (ص) و سخنراني او در صحرا (غدير خم ) را اصحاب پيامبر فراموش كرده باشند؟! آيا كسي بيش از خداوند متعال

 امكان دارد بر مصلحت و امور مردم و دين اسلام آگاه باشد؟!

عبدالمقصود مي‌نويسد : امام علی براهيني كه آنان در سقيفه آوردند و توانستند با اقامه آن استدلالات، خلافت را از دست انصار بربايند، باطل كرده و چنين مي‌فرمايد :

فان كنت بالشوري ملكت امورهم    فكيــف بهــذا والمشيـرون غيـب

(اگر به سبب شورا و رأي اصحاب، زمام امر آنان را به دست گرفتي، اين چگونه شورايي بود كه مشاورين حضور نداشتند؟!)

و ان كنت بالقربي حججت خصيمهم      فغيــــرك اولــي بالنـــبيّ واقـــرب

(و اگر به دستاويز خويشاوندي، استدلال آنها را از بين بردي و بر مدعيان پيروز شدي، غير از تو كسي هست كه به مراتب به پيامبر نزديكتر است.)

خاستگاه خلافت، عبدالفتاح عبدالمقصود، مترجم سيد حسن افتحارزاده

 و حضرت فاطمه الزهرا (س) دختر گرامي پيامبر اسلام مي‌فرمايد :

“من مردمي بدسيرت و سست پيمان‌تر از شما به ياد ندارم. جنازه رسول خدا را نزد ما رها كرديد و خودتان كار خلافت را به پايان رسانديد. نه از ما مشورت خواستيد و نه

حقمان را پاس داشتيد. گويا نفهميديد كه در روز غدير خم رسول الله چه گفت. به خدا سوگند رسول خدا در آن روز براي ولايت علي از شما پيمان گرفت تا به امر خلافت

 طمع نكنيد ولي شما پيمان‌شكني كرديد. خداي ميان ما و شما در دنيا و آخرت داوري خواهد كرد.”

منابع اهل سنت :

الامة و السيامة ج 1، ص 12 و 14

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

mohamadaminsh

mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان
دسترسی سریع به انجمن ها