عضویت العربیة English
امام جواد علیه‌السلام: عزّت مؤمن در بى نیازى او از مردم است. بحارالأنوار، ج 75، ص 109

ضعف مهارت های ارتباطی، عامل افسردگی زنان

ضعف مهارت های ارتباطی، عامل افسردگی زنان
یک شنبه 1 اسفند 1389  03:00 ق.ظ

ضعف مهارت های ارتباطی، عامل افسردگی زنان





 




آمارهای مربوط به بهداشت روانی زنان نشان می دهد اختلالات خلقی در آنها رو به افزایش است. یکی از این اختلالات افسردگی است. چه عواملی باعث شیوع افسردگی در بین زنان ایرانی شده است؟ مهناز حاجلو کارشناس ارشد روانشناسی بالینی و مولف بیش از ۲۰ جلد کتاب در زمینه های گوناگون روانشناختی و روان درمانی معتقد است بسیاری از مشکلات زنان چه در خانواده و چه در جامعه از نبود یا ضعف مهارت های ارتباطی اجتماعی آنها سرچشمه می گیرد. گفت وگوی ما با مهناز حاجلو را با هم می خوانیم.


-افسردگی چیست و چگونه می توان آن را از دیگر اختلالات خلقی تشخیص داد؟


افسردگی یک بیماری خلقی است. اختلالات خلقی طبقه بندی های متفاوتی دارد اما چیزی که باعث می شود افسردگی به عنوان یک بیماری خلقی برچسب بخورد مجموعه یی از علامت ها است؛ بی حالی، سستی، فقدان انرژی، احساس گناه یا احساس بی ارزشی، کم شدن اعتماد به نفس، تغییر در وزن و وضعیت اشتهای فرد یا وضعیت خواب، بی عزتی یا از دست دادن علائمی مثل شوق زندگی که فرد تا این لحظه داشته است. گاهی شدت افسردگی به حدی است که فرد به مرگ فکر می کند و احتمال خودکشی وجود دارد. برای بررسی افسردگی، فرد باید پنج علامت از این علائم را در یک مدت زمان مشخص دارا باشد. مهم ترین شرط آن است که این علائم به عملکرد اجتماعی، تحصیلی، کاری، خانوادگی و... اثر منفی وارد کرده باشد.


-چرا زنان بیشتر به افسردگی مبتلا می شوند؟


اختلالات افسردگی یا درون زاد هستند یا برون زاد. عوامل درون زاد شامل زمینه ژنتیکی فعال و اختلالات هورمونی است. کسی که در خانواده اش سابقه اختلال خلقی وجود دارد نسبت به افرادی که این سابقه فامیلی را ندارند احتمال بیشتری در ابتلا به افسردگی دارد. عامل دیگر تغییر در میزان بعضی از هورمون ها و انتقال دهنده های شیمیایی- عصبی مغز است. دانشمندان ثابت کرده اند این مواد می توانند در بروز اختلالات خلقی تاثیرگذار باشند. البته ما نمی توانیم نتیجه گیری کنیم کسی که ژن فعال افسردگی دارد، افسرده می شود. بلکه مجموعه یی از عوامل سبب افسردگی می شود. مثل سطح استرس هایی که در زندگی تجربه می کنیم.


در عوامل برون زاد هم کسی که حجم زیادی از استرس در نتیجه فقدان کسی یا چیزی را تحمل می کند احتمال ابتلا به افسردگی دارد. مثلاً سقط جنین یا از دست دادن همسر در این حالت اگر فرد مهارت مدیریت بر هیجانش را نیاموخته باشد مثل کامپیوتری که هنگ می کند، زانو به زمین می زند، کمرش خم می شود و در چاه عمیق افسردگی گرفتار می شود.


-به نظر شما چرا تعداد زنان افسرده خانه دار بیشتر از زنان افسرده شاغل است؟


عامل مهم این است که زن خانه دار در مقایسه با زن شاغل با افراد کمتری سروکار دارد. وقتی زن شاغلی از منزل خارج می شود، در محل کار خود با افراد جدیدی ارتباط برقرار می کند، چیزهای جدیدی هم می آموزد و بیشتر احساس مفید بودن می کند. این احساس که کار کسانی در محل کار وابسته به انجام دادن وظایف از سوی اوست باعث تقویت احساس ارزشمندی در او می شود. اما زن خانه داری که در طول روز در چهاردیواری منزل است و تغییر و تحولی برایش رخ نمی دهد به رغم وظایف سنگینی که بر عهده دارد احساس ارزشمندی نمی کند.


این زنان باید فعال باشند، اطلاعات را از طریق رسانه یا شرکت در جلسات آموزشی دریافت کنند، مهارت های ارتباطی، اجتماعی را بیاموزند و سطح زندگی خود را ارتقا دهند، برای زندگی شخصی خود ارزش قائل شوند و وقتی را به خود اختصاص دهند.


-اینکه جامعه به کار کردن زن در خانه به عنوان یک وظیفه می نگرد تاثیر منفی در بهداشت روانی آنها ندارد؟


اینکه جامعه ما یک جامعه مردسالار است و به زن نگاه جنسیتی دارد انکارناپذیر است. اما آنچه مسلم است این است که نگاه خود زن به وظایف روزانه اش می تواند از سختی کارهایش بکاهد. بسیاری از زنان ما توانایی واگذار کردن کارهای منزل را به افراد دیگر ندارند. آنها می توانند از دیگران کمک بگیرند، اما این کار را نمی کنند چون گمان می کنند فقط خودشان به نحواحسن از عهده این کارها برمی آیند. اگر زنان چنین مهارتی را بیاموزند می توانند با تقسیم وظایف وقت بیشتری برای ارتقای سطح آگاهی خود در اختیار داشته باشند.


-آیا این به دلیل تفاوت های جسمی و جنسیتی نیست؟


ما تفاوت های جسمی و جنسیتی را نمی توانیم منکر شویم اما باید هر کس را با توجه به علایق و استعدادهایش سنجید و نقشی را بر عهده اش گذاشت.


پیدا کردن معنا برای همه چیز در زندگی، بسیاری از احساسات منفی را از بین می برد. نمی خواهم بگویم زندگی خانوادگی سراسر رنج است اما اگر هر مشکل را یک رنج در نظر بگیریم، هر یک از افراد خانواده باید بتوانند برای رنج خود یک معنای عمیق که باور دارند پیدا کنند تا از میزان رنج شان کم شود. نیچه می گوید؛ «هر کس چرایی زندگی را یافت با هر چگونه یی خواهد ساخت.» ما زن ها می توانیم نوع نگاه دیگری را انتخاب کنیم و از همه ابزارها و امکانات ممکن استفاده کنیم تا مشکلات را به حداقل برسانیم.


-اینکه زنان نمی توانند به بعضی از شغل ها وارد شوند یا به رده هایی از مشاغل خاص برسند چقدر در میزان افسردگی آنان اثرگذار است؟


کشور ما یک کشور اسلامی است. در شرع مقدس اسلام نقش هایی وجود دارند که زنان نمی توانند آن را ایفا کنند. مثلاً زنان نمی توانند قاضی شوند. اما نگاه من کمی متفاوت است. ما عقیده داریم از دامن زن مرد به معراج می رود. ما می دانیم اگر محبت ها و خدمات ما زنان نبود هرگز مردان موفقی در اجتماع وجود نداشتند.


-چرا در بعضی از مشاغل دستور شرعی مبنی بر منع یا انجام آن توسط زنان وجود ندارد اما باز هم زنان برای انجام آن دچار مشکل می شوند؟


بعضی از کارها اصولاً زنانه تر، لطیف تر و ظریف هستند. بستگی دارد که نوع شغل چه باشد زیرا ما زن ها معمولاً حساس تریم و از دقت بیشتری برخورداریم. اما در برخی موارد علت لطیف تر بودن زنان نیست بلکه لطف زنان است. مثلاً در جلسه یی که می پرسند چه کسی صورتجلسه را می نویسد ما خودمان داوطلب می شویم. زنان موجودات جزیی نگری هستند به همین دلیل کارها را با دقت بالاتری انجام می دهند. ما در درک بسیاری از نکات توانایی بیشتری داریم. شاید این به دلیل هوش هیجانی ما باشد. اما اگر جاهایی هم بوده است که ما زن ها مورد تبعیض قرار گرفته ایم برای این است که خودمان روش صحیح احقاق حق را بلد نیستیم. ما مهارت های ارتباطی و اجتماعی را به درستی نیاموخته ایم.


-آیا راضی نبودن زنان از شغل خود، دریافت دستمزد کمتر نسبت به مردان و تحمل استرس های محیطی در محل کار در افسردگی زنان موثر است؟


آمارها نشان می دهد زنانی که از شغل خود راضی نیستند یا حجم بالایی از استرس را در محل کار تحمل می کنند بیشتر دچار افسردگی می شوند. زنان شاغل هم باید مهارت های حل مسائل و مدیریت استرس هایشان را بیاموزند.


-وقتی زنی احساس کند مدیریتی روی روابط عاطفی خود و همسرش ندارد چه آسیبی می بیند؟


مسلماً زنان نقش موثری را می توانند ایفا کنند. وقتی یک زن مهارت های ظریف زندگی را نمی داند احساس کمبود می کند اما باید بپذیرد که می تواند با بالا بردن سطح آگاهی خود در تغییر این وضعیت سهیم باشد.گاهی ما زن ها می خواهیم با ویژگی های مردانه بر اوضاع تسلط یابیم. هر کس باید نقشی را ایفا کند. نقش زن بودن با نقش شوهر بودن متفاوت است.


-اعمال محدودیت های سلیقه یی بر پوشش زنان از طرف خانواده چقدر می تواند به آنها آسیب برساند؟


اینجا مساله مهمی دخالت دارد به نام فرهنگ اما ما با واژه دیگری روبه رو هستیم؛ خرده فرهنگ، که در هر خانواده متفاوت است. اشتباهی که بعضی از خانواده ها در تربیت مذهبی دختران انجام می دهند این است که می خواهند با خشونت این موارد را به آنها بقبولانند. مثلاً بعضی اصرار دارند دختران شان حتماً از چادر استفاده کنند. اما تربیت مذهبی هم اصول روانشناختی خاص خودش را دارد که خانواده ها باید از آن مطلع شوند.


-چرا در خانواده های مذهبی آزادی عمل بیشتری برای پسران و مردان وجود دارد.


قبلاً هم گفتم جامعه ما مردسالار است و ما نمی توانیم منکر آن شویم. نوع تبعیضی که پدران و مادران بین فرزندان می گذارند در شکل گیری شخصیت آنان موثر است. اگر عمل نکردن به شرعیات برای دختران بد است برای پسران هم بد است و ما نباید بین فرزندان خود فرق بگذاریم باز هم تاکید می کنم اینها به دلیل ندانستن و پایین بودن سطح آگاهی است. نگاه استبدادی به دختران پیامدهایی برای جامعه دارد. کسانی که این گونه با دختران رفتار می کنند باید مسوولیت اعمال خود را بر عهده بگیرند.


-به نظر شما مادران افسرده می توانند فرزندان سالمی را تحویل اجتماع دهند؟


اگر افسردگی آنها درمان نشود مادر نمی تواند کودک خود را به بهترین نحو ممکن تربیت کند و او را از عشق خود سیراب کند. این فرزندان هم در زندگی شخصی و هم در زندگی اجتماعی خود دچار مشکلاتی خواهند شد. اما اگر مادری می داند دچار افسردگی شده است چرا در جهت درمان خود قدم برنمی دارد؟ ما افسرده زاییده نمی شویم بلکه مدیریت بر بحران های روحی مان را بلد نیستیم.


-آیا تعداد مراکزی که خدمات روان درمانی ارائه می دهند پاسخگوی نیاز مراجعان هست یا افراد نیازمند از عهده هزینه های این جلسات برمی آیند؟


کلینیک های مشاوره و روانشناسی خیلی زیاد است. شاید هنوز در حد ایده آل نباشد اما کم هم نیستند. زنان می توانند از این خدمات استفاده کنند و وقت و هزینه یی را برای این جلسات در نظر بگیرند. این زمان و هزینه مالی رنج راه است. نابرده رنج، گنج میسر نمی شود. سلامت روانی در زندگی و آرامشی که می تواند سهم آنان شود به این رنج بردن می ارزد. مراکزی هم هستند که خدمات رایگان ارائه می دهد. مثلاً در خانه های محله شهرداری و در فرهنگسراها، واحد سلامت مراکز مربوطه خدماتی ارائه می دهند.

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

mohamadaminsh

mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان
دسترسی سریع به انجمن ها