عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

پرسش ها در زندگی ما چه نقشی دارند ؟

پرسش ها در زندگی ما چه نقشی دارند ؟
یک شنبه 1 اسفند 1389  03:03 ق.ظ






آیا تا به حال فكر كرده اید كه اگر امكان سئوال پرسیدن را از ما می گرفتند چه اتفاقاتی می افتاد در این صورت اگر آدرسی را بلد نبودیم نمی توانستیم بپرسیم و باید تمام شهر را می گشتیم تا آدرس خود را پیدا كنیم. اگر ما امكان سئوال پرسیدن را نداشتیم نمی توانستیم اسم دوستان مان را بپرسیم، مگر آن كه خودش نام خود را بگوید. اگر امكان سئوال پرسیدن را نداشتیم، نمی توانستیم از دوستان خود احوال پرسی كنیم و اگر كسی حالش خوب نبود نمی توانستیم كاری برایش كنیم مگر آن كه او خود زبان می گشود و دردش را بیان می كرد.

اگر امكان سئوال پرسیدن را نداشتیم، نیوتن هیچ گاه نمی پرسید كه چرا سیب افتاد و شاید آن را گاز می زد ! . اگر امكان سئوال نداشتیم هیچ گاه از خود نمی پرسیدیم من چگونه می توانم موفق شوم و بنابراین هیچ گاه موفق نمی شدیم.به راستی اگر امكان سئوال پرسیدن نداشتیم، چه می شد؟ در این صورت ارتباط ما و دنیای پیرامون و دیگران به صورتی یك جانبه بود. در این صورت ما نمی توانستیم تاثیر گذار باشیم و یا نقشی داشته باشیم. انسانی كه در خود و دیگران تاثیر نمی گذارد همانند یك برده خواهد بود كه تنها آن چه را انجام می دهد كه از او می خواهند.

زندگی یعنی جوش و خروش، زندگی یعنی حركت، زندگی یعنی ارتباط و تاثیری دو جانبه. كسی كه این صفات در او نباشد، تنها زنده است، ولی زندگی نمی كند. چنین كسی كه خواب و بیداری اش، مرگ و زندگی اش، بود و نبودش و عمل كردن یا نكردنش تفاوتی نكند، همان بهتر كه نباشد تا عرصه را برای دیگران تنگ نكند. پرسش ها می توانند زندگی ما را متحول كنند. خاصیت چشمه بودن را در ما قوت بخشند. پرسش ها می توانند احیا كنند و جانی دوباره بخشند. اگر ما خوب پرسیدن را یاد بگیریم و بتوانیم از آن به درستی استفاده كنیم، قادر خواهیم بود، نقاط مبهم و تاریكی را كه پیرامون ما وجود دارد و ما از آن غافلیم، معلوم و آشكار كنیم. شاید شما از خود بپرسید چگونه ممكن است كه پیرامون ما ابهاماتی باشد و ما از آن غافل باشیم.ما به هر چه كه در اطرافمان می گذرد یا ما را احاطه كرده توجه نداریم.

مثلا وقتی در یك خیابان پرجمعیت هستیم، صداهای فراوانی در اطراف ما هست ولی ما چند تا از این صداها را تشخیص می دهیم و یا به آنها توجه می كنیم ولی عدم تشخیص ما به معنی عدم وجود صدا نیست.ابهامات و نقاط تاریكی كه زندگی ما را نیز در بر گرفته، از همین گونه است. مثلا ما شاید ندانیم كه چه خطاهایی را مرتكب می شویم، بنابراین تلاشی نیز در راه كنار گذاشتن آن نخواهیم كرد.

كنار گذاشتن ابهامات و تردیدهایی كه زندگی را در بر گرفته، یكی از نقاط خوب برای تحول است زیرا ابهامات و تردیدهای ما جلوی حركت مان را می گیرند. جایی كه ما ابهامی نداریم و مسائل برایمان روشن است، به صورت طبیعی حد اكثر تلاش را برای حداكثر استفاده و اثرگذاری انجام می دهیم، زیرا انسان در ذات خود، دوست دارد كه مفید باشد و جایی كه میدان را برای خود باز ببیند و توان و امكانش را نیز داشته باشد، دریغ نخواهد كرد.ابهام همانند تاریكی است.

وقتی كه در یك محیط تاریك قرار می گیریم چه حالتی داریم همه چیز در اطراف ما ترسناك می شود، اشیا را نمی توانیم به خوبی تشخیص دهیم، بنابراین دچار توهم می شویم. ممكن است ریسمان را با ماری اشتباه بگیریم. در تاریكی نمی توانیم اعتماد كنیم و به همه چیز شك داریم، مگر آن كه به درستی آن را بشناسیم. در تاریكی محتاط هستیم. آیا می توانیم با چشم بسته ببینیم حتی در یك زمین هموار و صاف نیز با چشم بسته دویدن سخت است و هر لحظه احتمال می دهیم، چیزی جلوی راه ما قرار گرفته باشد بنابراین از سرعت خود كم می كنیم. پرسش های خوب به زندگی ما نور می بخشند و زندگی مان را دوست داشتنی می كنند. بنابراین هر جا كه شكی داریم، مكث كنیم و سئوال بپرسیم و تلاش كنیم تا پاسخ آن را دریابیم تا شك مان رفع شود. با پرسش ها، در شك و تردید و ابهام و اضطراب نباشیم و به خود اجازه شكوفایی و بالندگی بدهیم.

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

mohamadaminsh

mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان
دسترسی سریع به انجمن ها