عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

حتي اسمش هم آدم را مي لرزاند

حتي اسمش هم آدم را مي لرزاند
یک شنبه 1 اسفند 1389  03:29 ق.ظ






فرض كنيد كه در يك روز زيبا ، هنگام چكاپ معمول و هميشگي ، پزشكتان مي گ.يد مبتلا به سرطان شده ايد ...
وقتي كه برادر كوچكترم اين خبر وحشتناك را شنيد ، همان موقع تصميمش را گرفت .
- من با سرطان مبارزه مي كنم !
زندگي اش به طور طاقت فرسايي تغيير كرد . نزد بهترين متخصص ها رفت ، به دردناك ترين آزمايش ها تن داد ، به انواع و اقسام درمانگرها مراجعه كرد ، حتي به خرافات و فالگيرها پناه برد ، تغذيه اش را تغيير داد ، به تجسم و درون نگري مثبت متوسل شد ( مثل آن كه به درون مي نگرند و گلبول هاي قرمز را در حال شكست گلبول هاي سفيد مشاهده مي كنند و ... )
مبارزه وحشتناكي بود ، بي نهايت وحشتناك ، يك مبارزه لحظه اي و هميشگي .
اما چه كسي از مبارزه حرف زد؟ كي بازنده و برنده را مطرح كرد؟
در همان دوران متوجه شدم كه من نيز مبتلا به سرطان شده ام ، يكي از وخيم ترين انواع آن سرطان ريه .
تشخيص پزشك اين بود كه تا يك ماه و نيم ديگر و اگر كمي شانس مي آوردم تا دو ماه ديگر زنده مي ماندم .
همان موقع تشخيص او را پذيرفتم . اگر دو ماه فرصت براي زندگي دارم ، خوب پس بايد اين روزها را زندگي كنم . هيچ مبارزه اي در كار نيست . من در ذهنم تشخيص پزشكي را كنار گذاشتم .
هيچ چيز را در زندگي روزمره ام تغيير ندادم و زندگي برايم همچنان ادامه داشت .
دو سال بعد ، يك سرطان ديگر . پيش بيني پزشك مثل بار قبل بود ، در نهايت ، چند ماه ديگر زنده مي ماندم .
و من دوباره همان رفتار و واكنش را انتخاب كردم ، بي تفاوتي ( نسبت به حاد بودن قضيه ) .
من مي دانستم كه بي تفاوتي هر دردي را غيرقابل نفوذ مي كند . در چنين حالتي هيچ چيز نمي توانست انتظار مرا بكشد يا بر من مسلط شود .
و من هنوز به زندگي ام ادامه مي دهم ، اما برادرم ، در مبارزه اش شكست خورد ...

به نقل از مجله موفقيت

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

mohamadaminsh

mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان
دسترسی سریع به انجمن ها