عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت، کسانی هستند که در دنیا بیشتر از دیگران بر من صلوات فرستند.

پرخاشگري،از من تا جامعه من

پرخاشگري،از من تا جامعه من
یک شنبه 1 اسفند 1389  04:12 ق.ظ

پرخاشگري،از من تا جامعه من



احساس خشم هميشه ناپسند و زيان‌آور نيست، بلکه خود وسيله‌اي دفاعي در برابر خطرات محسوب مي‌‌گردد و هدف آن تسلط بر مشکلات و ترقي و آسايش آدمي است

پرخاشگري رفتاري است که هدف آن صدمه زدن به خود يا ديگري باشد. آنچه در اين تعريف حايز اهميت است، قصد و نيت رفتارکننده است، يعني آسيب رسانيدن تصادفي به شخص ديگر، پرخاشگري محسوب نمي‌شود. پرخاشگري تنها به صورت آسيب جسمي نيست، بلکه مي‌تواند به صورت کلامي باشد و يا به صورت رفتاري باشد که با ارعاب و زورگويي همراه است و يا سبک‌هاي مديريتي که پيامدهاي روان‌شناختي زيان‌باري را در ديگران ايجاد کند و همچنين طرد اجتماعي عمدي ديگران باشد...



چرا پرخاشگر مي‌شويم؟!


در يک تقسيم‌بندي کلي پرخاشگري را به دو گونه تقسيم مي‌کنند:

1) پرخاشگري هدفي: که در آن پرخاشگري خودش هدف است و غالبا با ايجاد درد و هيجان همراه است.

2) پرخاشگري وسيله‌اي: که به دليل خشم يا براي هيجان ايجاد نمي‌شود، بلکه هدف به دست آوردن پاداش مطلوب است، نه آزار قرباني.

عوامل مختلفي را در ايجاد پرخاشگري موثر دانسته‌اند که عبارت‌اند از: عوامل روان‌شناختي، اجتماعي، محيطي، موقعيتي و زيستي و...

• عوامل روان‌شناختي: طبق نظر فرويد همه رفتارهاي انسان از تعامل پيچيده مرگمايه و شهوتمايه و تنش دايم ميان آن دو ريشه مي‌گيرد و مرگمايه با مکانيسم‌هاي جابه‌جايي نيروي خود را به سمت بيرون معطوف مي‌کند و مبناي پرخاشگري بر ضد ديگران واقع مي‌شود.

از ديدگاه لوونز پرخاشگري از غريزه جنگ ريشه مي‌گيرد که مشترک بين انسان و ساير ارگانيسم‌هاست، غيرقابل اجتناب است و گاه نيز خود به خود انجام مي‌شود. از ديدگاه ديگر پرخاشگري نوعي رفتار اجتماعي آموخته شده است که از طريق تجربيات گذشته خود يا مشاهده ديگران فراگرفته مي‌شود، بنابراين نه تنها قابل آموزش، بلکه قابل پيشگيري و کنترل است.

• عوامل اجتماعي: ناکامي قوي‌ترين ابزار منفردي است که انسان را به پرخاشگري وامي‌دارد. شواهد نشان مي‌دهد که اثر ناکامي و ايجاد پرخاشگري عمدتا به دو عامل بستگي دارد، اولا شدت ناکامي ثانيا ناکامي زماني پرخاشگري را تسهيل مي‌کند که فرد آن را ناموجه تلقي کند. اگر شرايط واقعي براي فرد توجيه گردد، امکان پرخاشگري کاهش مي‌يابد. رسانه‌ها با توجه به مدت زمان زيادي که در طول روند صرف ديدن يا ارتباط با آنها مي‌شود قصه‌گو، معلم و پدر و مادر کودکان و نوجوانان شده‌اند. مطالعات نشان داده است که در آمريکا به موازات ميزان ديدن تلويزيون ميزان خشونت افزايش مي‌يابد.

رسانه‌ها از طريق نقش‌پذيري، مهار گسستگي، حساسيت‌زدايي، برانگيختن احساسات پرخاشگرانه و تشويق مخاطبان به خطرپذيري بر رفتار تاثير مي‌گذارند، اما اگر رسانه‌ها واقعيت‌هاي اجتماعي را عرضه کنند و راهکارهاي مقابله با ناکامي را به افراد بياموزند، با طرح الگوهاي مناسب مي‌توانند نقش مهمي را در بهسازي جامعه ايفا کنند.

• عوامل محيطي: آلودگي هوا، آلودگي صوتي و ازدحام از طريق افزايش تحريک‌پذيري افراد مي‌توانند باعث افزايش پرخاشگري در جامعه شوند.

• عوامل موقعيتي: افزايش سطح برانگيختگي فيزيولوژيک از طريق شرکت در ورزش شديد، ديدن فيلم‌هاي شهواني مي‌تواند پرخاشگري را افزايش دهد.

درد نيز مي‌‌تواند سايق پرخاشگري با انگيزه صدمه با آسيب رساندن به ديگران را بيدار کند.

• عوامل زيستي: در برخي مطالعات ديده شده است که سطح پرخاشگري با سطح آندروژن مرتبط است. همچنين پسرها پرخاشگرتر از دخترها هستند. سوءمصرف داروها و مواد نيز مي‌تواند به پرخاشگري منجر گردد. در افرادي که بهره‌هوشي يا iq کمي دارند، احتمال بروز پرخاشگري بيش از ديگران است.

خانواده کوچک‌ترين واحد اجتماعي است که نقش به‌سزايي در شکل‌گيري رفتار افراد دارد. علاوه بر عوامل ذکر شده که در شکل‌گيري رفتار فرد در خانواده نيز تاثيرگذارند، مي‌توان برخي عوامل خانوادگي را نيز برشمرد که عبارت‌اند از:

نحوه برخورد والدين با کودک، به طوري که اگر در کودکي هميشه توقعات و انتظارات برآورده شود، در آينده بيشتر از کساني که توقعات و انتظارات آنها گاهي برآورده نشده است، خشمگين و عصبي مي‌شوند.

وجود الگوهاي نامناسب نظير ديکتاتوري در خانواده رشد مهارت‌هاي اجتماعي را محدود نموده و نيز با توجه به هنجار تلقي شدن اين رفتار پرخاشگرانه در خانواده، وي در مقابل ديگران حالت دشمني و خصومت نشان مي‌دهد. تشويق رفتار پرخاشگرانه و اشتباه گرفتن پرخاشگري و جرأت‌ورزي به اين صورت که اگر کودک در مقابل ديگران جواب تندي ندهد و يا به همسال خود زور نگويد، ترسو يا ضعيف است. در حالي که جرأت‌ورزي دفاع از حقوق خود است نه زورگويي و پرخاشگري به ديگري.

تنبيه والدين و معلمان عامل فزاينده و تقويت‌کننده پرخاشگري است، زيرا سبب خشم و پرخاشگري بيشتر مي‌شود و شخص تنبيه‌کننده الگوي نامناسبي است که پرخاشگري را تقويت مي‌کند. هر آنچه به عنوان عوامل خانوادگي در ايجاد پرخاشگري ذکر گرديد، در سطح جامعه نيز با تعبير و تفسيرهاي مرتبط با خود قابل تعميم مي‌باشد. احساس خشم در همه افراد ايجاد مي‌گردد و هميشه ناپسند و زيان‌آور نيست، بلکه خود وسيله‌اي دفاعي در برابر خطرات محسوب مي‌‌گردد و هدف آن تسلط بر مشکلات زندگي و ترقي و آسايش آدمي است. آنجايي که اين احساس به رفتاري که هدف آن صدمه به ديگري يا خود باشد، منجر گردد، پرخاشگري اتفاق افتاده است. پرخاشگري که کودک براي کسب استقلال و گسستن بندهاي وابستگي خود از ديگران نشان مي‌دهد نيز ناپسند شمرده نمي‌شود. در هر حال براي داشتن زندگي بهتر، آسايش بيشتر و کاهش پرخاشگري در تمام سطوح جامعه به آموزش و کوشش براي کاهش علل ايجاد پرخاشگري و نيز يادگيري روش‌هاي کنترل خشم و پرخاشگري نيازمنديم.

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

mohamadaminsh

mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان
دسترسی سریع به انجمن ها