عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر کس حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار اوست. بحارالأنوار، ج43، ص261

مختصري از زندگينامه علمی آيت الله العظمى سید صادق روحاني

آشنایی با آيت الله العظمى سید صادق روحاني
یک شنبه 1 اسفند 1389  12:26 ب.ظ

ولادت
حضرت آيت الله العظمى آقاى سيد محمد صادق حسينى روحانى(مد ظله ‏العالى) مردى از تبار مرزبانان دين، فقيه اصولى، برج بلند مرجعيت و زعامت حوزه‏هاى علميه، صداى رساى آزادى و عدالتخواهى، مجاهد و مبارزه خستگى‏ ناپذير در ماه شهادت جد غريبش آقا ابا عبدالله الحسين(ع) محرم الحرام سال 1345 هـ ق، 1305 هـ.ش، تابستان 1926 ميلادى در شهر ديرپاى علم و تمدن و انديشه و فرهنگ اسلامى - قم - در خاندانى ‏حسينى تبار، با پيشينه‏اى از علم و تقوى و فضيلت ديده به جهان گشود.
  
 والدين
والدشان مرحوم حضرت آيت الله آقاى حاج ميرزا محمود روحانى(قدس ‏سره) از مفاخر روحانيت و حوزه علميه قم است كه در سال 1307 (هـ.ق) در قم بدنيا آمد. در سال 1330(هـ.ق) وارد نجف اشرف شد و از محضر حضرات آيات ‏عظام آسيد ابوالحسن اصفهانى(ره) و ميرزاى نائينى(ره) بهره‏ها برد. مدتى ‏در مشهد مقدس از شاگردان مرحوم آيت الله العظمى حاج آقا حسين‏ طباطبايى قمى(ره) بود. بعد از آن به حوزه علميه قم آمدند. با تلاش، كوشش و پايمرديهاى ايشان، حضرت آيت الله العظمى حاج شيخ‏ عبدالكريم حايرى(ره) به قم آمدند و تدريس علوم حوزوى را شروع كردند.
 
ايشان از شاگردان خاص و مخصوص و مورد عنايت آيت الله حايرى بودند.
اين عالم متقى و زاهدِ متعبدِ با نفوذ، ساليان سال بعد از فوت پدر بزرگوارشان مرحوم آيت الله العظمى آقاى آسيد صادق روحانى(ره) در مسجد آقا ضمن اقامه نماز جماعت، پاسخگوى مسائل شرعى و گره گشاى ‏مشكلات مردم بودند. از اقدامات ايشان مى‏توان به همكارى با آيت الله‏كاشانى در قضيه ملى شدن نفت، مبارزه جدى با رضاخان در مورد كشف‏حجاب و دين‌زدايى از مملكت، دعوت و تلاش براى ورود آيت الله ‏العظمى حايرى به قم، زمينه سازى براى تدريس ايشان و همكارى، همفكرى و يارى جهت تأسيس حوزه علميه قم و... را نام برد.
اين مجتهدِ عابد در 18 شعبان 1381 (هـ.ق) بعد از يك بيمارى طولانى‏ وفات يافت. با پخش خبر فوت اين مرد بزرگ، شهرستان قم متلاطم، بازار، درسها و اداره جات تعطيل گرديد. در تشييع جنازه بسيار باشكوه ايشان، علاوه بر حضور تمامى مراجع تقليد، بزرگان و مدرسين حوزه، طلاب، بازاريان، كسبه و اداره جات با افراشتن پرچم عزا به صورت هيأت‏هاى سينه‏زنى و زنجير زنى شركت كردند و پس از اقامه نماز ميت توسط فرزند برومندشان  حضرت آيت الله العظمى آقاى سيد محمد صادق روحانى(دام‏ظله)، در مسجد بالاى سر حضرت معصومه (س) به خاك سپرده شدند. والده شان از سادات حسنى و فرزند آيت الله آقاى حاج سيد احمد طباطبايى ‏قمى(ره) است كه ايشان ساليان متمادى در صحن حضرت معصومه(س) اقامه نماز جماعت داشتند.

 
 تحصيلات
حضرت آيت الله دروس پايه ادبيات عرب را در قم نزد پدر بزرگوارشان فرا گرفتند. سپس در سال 1355 (هـ.ق) در سن 10 سالگى به همراه برادر بزرگترشان براى استفاده از اساتيد بزرگ و نام آور حوزه علميه كهنِ نجف‏اشرف، رنج و مشكلات هجرت از قم به نجف را پذيرا شدند!! به دليل هوش ‏و استعداد فوق العاده و حيرت برانگيزشان دوره چند ساله دروس «سطح» را در مدت يكسال به اتمام رساندند و به امتحان و توصيه آيت الله العظمى خويى در سن 11 سالگى وارد درس خارج فقه و اصول شدند. ورود يك نوجوان11 ساله به درس خارج فقه و اصول، آن هم همدوش طلاب با سابقه وبزرگسال حوزه علميه كهنِ نجف، براى همگان حيرت آور و شوق آفرين بود.
آيت الله زاده ميلانى نقل مى‏كند كه: آيت الله العظمى خويى به پدرم آيت الله‏العظمى ميلانى فرمودند: افتخار مى‏كنم به حوزه‏اى كه در آن نوجوان يازده ساله‏ در كنار شاگردان بزرگسال و علماى بزرگ و همراه با آنان «مكاسب» را مى‏خواند ومطالب مكاسب را بهتر از ديگران مى‏فهمد و تحليل مى‏كند. علاقمندان به علوم اسلامى و حوزوى مى‏دانند كه كتاب ارزشمند مكاسب از تأليفات مرحوم شيخ انصارى  است كه در حوزه‏هاى علميه تدريس مى‏شود و يكى از كتابهاى مهم و سنگين حوزوى است كه فهميدن و درك مطالب آن‏ نياز به شاگردان با كفايت و پر استعداد دارد.

 اساتيد
معظم‏له به دليل علاقه و پشتكار فراوانشان هر روز در چندين درس مراجع و بزرگان حوزه علميه كه جهان اسلام و عالم تشيع به وجودشان افتخارمى‏كند، شركت مى‏كردند. عمده اساتيد ايشان عبارتند از: 
1- حضرت آيت الله العظمى آقاى حاج شيخ كاظم شيرازى(قدس سره) (1290 -1367)
2- حضرت آيت الله العظمى آقاى حاج شيخ محمد حسين اصفهانى معروف به‏كمپانى (قدس سره) (ت 1361)
3- حضرت آيت الله العظمى آقاى حاج شيخ محمد على كاظمينى(قدس سره)
4- حضرت آيت الله العظمى آقاى حاج سيد ابوالحسن اصفهانى(قدس سره) (1284 - 1365)
5- حضرت آيت الله العظمى آقاى حاج شيخ محمدرضا آل ياسين(قدس سره)
6- حضرت آيت الله العظمى آقاى حاج سيد ابوالقاسم خويى(قدس سره) (1317 - 1413)
7- حضرت آيت الله العظمى آقاى سيد محمد حسين طباطبايى بروجردى (قدس سره) (1292 - 1380)
 
آيت الله العظمى روحانى از وجود تمامى اساتيد نام‏آور خود استفاده نمودند و خود را هميشه مديون محبتها و الطاف خالصانه آن بزرگواران (رضوان الله‏تعالى عليهم) مى‏دانند. اما در اين ميان نقش آيت الله خويى برجسته‏تر و قابل‏توجه‏تر است. پرورش روح اجتهاد و تكوين فقهى و علمى ايشان، مرهون 15 سال شركت در دروس خصوصى و عمومى آيت الله العظمى خويى مى‏باشد. هوش، پشتكار و استعداد معظم له، ايشان را مورد علاقه و توجه‏خاص اساتيد و مراجع، بخصوص مورد عنايت خاصه آيت الله خويى قرارداده بود. آيت الله العظمى خويى(ره) در آن زمان، به اتفاق رأى اغلب‏علماء، بزرگان و كارشناسان فقه و اجتهاد ؛ يك فقيه بى‏نظير بودند كه در اغلب علوم حوزوى نظير فقه، اصول، كلام، تفسير، رجال، فلسفه؛ مجتهد وصاحب نظر بودند و آثار منتشره ايشان گواه اين مدعاست.

در دروس عمومى آيت الله خويى صدها طلبه شركت مى‏كردند كه امتيازآيت الله العظمى خويى در شناخت و كشف استعدادهاى طلاب تيزهوش وبسيار موفق بود و سعى فراوان مى‏كردند تا آن طلبه را زير نظر گرفته و با ايجاد ارتباط بيشتر با او؛ بتوانند در تربيت آن طلبه كوشا نقش بيشترى را ايفا كنند.
با ورود آيت الله روحانى در دوران نوجوانى به نجف اشرف و شركت در دروس آيت الله العظمى خويى؛ حوزه علمیه كهنِ نجف اشرف شاهد حضور يك نابغه با درك و استعداد شگرفى بود كه چهره‏اش نشان از مقام آيت اللهى‏مى‏داد.
اين نوجوان نابغه بايد در دروس سنگين فقه اصول شركت كند، دروس‏مختلف را نوشته و آنها را در منزل پاكنويس كند، با دوستان همدوره‏تحصيلش مباحثه كند و پيش مطالعه براى درس‏هاى فردا را هم انجام دهد.اين مطالعات سنگين آنهم در غربت و با كمترين امكانات موجود؛ در شبانه‏روز 16 ساعت وقت ايشان را مى‏گرفت. علاوه بر آن، رسيدگى به كارهاى‏شخصى از قبيل: تهيه مايحتاج زندگى و تحمل فشارهاى اقتصادى نيز با خودشان بود. معظم‏له اغلب دورانى را كه در نجف اشرف بودند با وضع ‏بسيار سخت و طاقت فرساى اقتصادى مواجه بودند و اغلب، زندگيشان با ‏قرض گرفتن از مغازه داران محل سپرى مى‏شد. و اين بزرگترين رمز و سرمايه‏گذارى براى تحصيل و عشق و علاقه به آموختن دانش علوم اسلامى است.
  
تدريس
معظم له تدريس دوره‏هاى مختلف علوم اسلامى را در همان ايام نوجوانى‏در صحن حرم مطهر حضرت اميرالمؤمنين على (ع) در نجف اشرف آغازكردند. تقرير دروس حوزه توسط اين نوجوان براى طلاب بزرگسال وميانسال، براى همگان حيرت آور و قابل تقدير بود.
آيت الله العظمى روحانى پس از مدت كوتاهى كه در دروس آيت الله العظمى‏خويى (ره) شركت كردند، با تقرير دروس اصول و فقه استاد؛ آنان را براى‏عده‏اى از طلاب و علاقمندان به دروس حوزوى، تدريس مى‏كردند. ديرى‏نپائيد كه چونان خورشيدى در نجف اشرف درخشيدند و به سان درختى‏ پربرگ و بار، برآمدند و در سايه‏شان خيل مشتاقان را آرامش مى‏بخشيدند.
به همين دليل بود كه ارتباط آيت الله خويى روز به روز با معظم‏له بيشترمى‏شد. با اينكه اغلب آيت الله العظمى خويى در جلسه تدريسشان به كسى‏اجازه طرح اشكال نمى‏دادند به آيت الله العظمى روحانى در ميان عده اي از شاگردان مى‏فرمودند: چرا در مباحثه‏ها اشكال نمى‏كنى. من از شما مى‏خواهم‏اشكال و ايرادهايى كه به نظرتان مى‏رسد را مطرح كنيد .«و اين نشان از نبوغ‏فكرى و شايستگى ويژه آيت الله العظمى روحانى دارد.
ارتباط تنگاتنگ استاد و شاگرد تا آنجا ادامه يافت كه زيادى از شبهاى‏تعطيلى آن  مرجع فقيد (ره) به حجره آيت الله العظمى روحانى مى‏آمدند وساعتهاى مديدى به بحث و بررسى مسائل علوم اسلامى مى‏پرداختند و درانتها معظم له، استاد را تا درب منزلشان همراهى مى‏كردند.
حضرت آيت الله العظمى خويى در سال 1360 (هـ. ق) هنگامى كه آيت الله‏العظمى روحانى فقط 15 سال بيشتر نداشتند، طى نامه‏اى بسيار مهم، عظمت‏علمى، قدرت و استنباط قوى، هوش و ذكاوت اين نابغه بزرگ را تأييد و ستودند (متن كامل نامه كه به دست خط مبارك آيت الله العظمى خويى مى‏باشد درسايت اينترنت آيت الله‏العظمى روحانى و در كتابهاى زندگينامه كه به زبان‏ عربى و فارسى در لبنان به چاپ رسيده است، موجود است). معظم‏له به تأييد و مكتوب مهم مراجع و اساتيد بزرگوارشان در سن 14 سالگى به درجه اجتهاد نائل آمدند.
ايشان در اواخر سال 1329 (هـ. ش) وارد قم شدند و در اوايل سال 1330(هـ. ش) به تدريس دروس خارج فقه و اصول در صحن مطهر حضرت‏معصومه (س) پرداختند. بيش از نيم قرن است كه ايشان به تدريس علوم آل‏محمد (ص) و تربيت هزاران طلبه فاضل و تشنگان دانش ائمه اطهار مى‏پردازند. اغلب شاگردان، پرورش يافتگان و حلقه نشينان منبر تدريسشان؛از مدرسين نام آور، فضلا و دانشمندان حوزه و عده‏اى در مسير مرجعيت ‏قرار دارند.
ايشان به هنگام تدريس، متين و گويا سخن مى‏گويند. به دليل وسعت‏احاطه‏شان بر موضوعات علمى، از پرداختن به زوايد پرهيز مى‏كنند. درس‏ايشان فشرده‏اى از آراء و مبانى بزرگان و فقيهان نامى به همراه نظريات‏خودشان است كه با بحث و استدلال، بر رد يا قبول آن مبانى مى‏پردازند. درجلسات تدريسشان به مبارزه با جمود، يكسونگرى، احتياط زدگى، تقليد وپيروى كوركورانه از بزرگان مى‏پردازند، زيرا معتقدند كه تقليد و تعصب و غير منطقى روى اقوال بزرگان و مبارزه با هر نظر نو، توان علمى را از حوزه ‏مى‏گيرد. از اين رو معظم له با حفظ احترام بزرگان و تأكيد بر اين امر، با نظرات‏آنها نقادانه برخورد مى‏كنند. نظريات جديد و نو، ابتكار در مبانى، خروج ازآراء پيشينيان و ژرف نگرى در تدريس ايشان موج مى‏زند.
هر چند ايشان به عنوان يك مرجع و فقيه نو انديش شهرت دارند اما هيچگاه حكم الله را به نام مصلحت يا  نوانديشى زير پا نمى‏گذارند. فقيه‏نوانديشى كه هيچگاه به انكار سنت و حذف باورهاى دينى نمى‏پردازد.
 
تأليفات
معظم‏له از ابتداى زندگى علمى خويش در راستاى نشر معارف اهل بيت وگسترش دانش اسلام، هرگز آرام نگرفتند. زمانى بر مسند تدريس مى ‏نشينند و به تربيت و پرورش هزاران دانشمند فاضل و فرزانه مى‏ پردازند و زمانى ‏ديگر دست به قلم مى ‏شوند و به تأليف كتب ماندگار اسلامى مى ‏پردازند.
ايشان به محض ورود به حوزه علميه قم و احساس نياز جامعه حوزوى واسلامى، همزمان با تدريس درس خارج فقه و اصول در سنين جوانى، دست‏ به تأليف دايرة المعارف فقه اسلامى مى ‏زنند. كتابى ماندگار كه بزرگان واساتيد نام آورِ خبره حوزه، مراجع بزرگ تقليد و مدرسين، سر تعظيم وتمجيد در برابرش فرو مى‏ آورند.
حضرت آيت الله العظمى بروجردى(ره) دوبار كتاب فقه الصادق را همراه ‏خود به جلسه تدريس‏شان مى‏برند و به عنوان سند از آن نقل قول و به آن ‏استناد مى ‏كنند.
حضرت آيت الله العظمى خويى(ره) طى نامه اي مرقوم فرمودند كه: من كتاب فقه الصادق را شخصا براى  آيت الله كاشف الغطاء بردم و گفتم: ببينید من چه‏ خدمت بزرگى به عالم اسلام و فقاهت نموده‏ ام و چنين عالم محققى را تربيت‏ كرده ‏ام.
رييس دانشگاه الازهر (مهمترين و عالى‏ترين مركز علمى اهل تسنن) نيز طى‏نامه‏اى كتاب عظيم فقه الصادق را مى‏ستايد.
اين كتاب ساليان سال است كه يكى از رساترين، معتبرترين و مهمترين منبع‏ تدريس فقه و اصول تشيع است. يكى از دلايل مرجعيت و اعمليت ايشان، ناشى از اين تأليفات بخصوص كتاب گرانسنگ فقه الصادق است.
1- فقه الصادق(به زبان عربى): دايرة المعارف كامل فقه تشيع. اين كتاب عظيم‏ و بزرگ كه به عنوان يك منبع مرجع شناخته شده است در 26 جلد بارها در داخل و خارج كشور به چاپ رسيده است. چاپ جديد آن نیز در 41 جلد (با ذکر منابع و مصادر) به چاپ رسیده است..
از تأليف كتاب عظيم جواهر الكلام كه شامل تمامى ابواب فقه مى‏ باشد نزديك به 200 سال مى ‏گذرد و كتاب فقه الصادق كه به اعتقاد بعضى از مراجع و بزرگان خبره حوزه، از«جواهر الكلام» رساتر و كامل‏تر است؛ اولين‏ و كامل‏ترين دايرة المعارف تمام ابواب فقه در دو سده اخير است. اين كتاب ‏كه در سنين جوانى معظم له به رشته تحرير درآمده، مورد عنايت خاصه ‏تمامى مراجع تقليد و بزرگان حوزه‏هاى علميه است. اين كتاب در ميان  علماء عامه (اهل تسنن نيز شناخته شده و مورد استناد است. كتاب «فقه الصادق» در دانشگاه‏هاى معروف غرب (بخش مطالعات اسلام‏شناسى) يكى از منابع ‏مورد قبول و قابل استناد است.
2-  زبدة الاصول (به زبان عربى): دوره كامل علم اصول فقه كه به صورت بحث استدلالى ارائه گرديده است. اين كتاب در 6 جلد مى‏باشد.
3- منهاج الفقاهه (به زبان عربى): در 6 جلد مى‏باشد كه حاشيه اى است بر«مكاسب» شيخ انصارى(ره) كه به شيوه اي نو و ابتكارى تمامى موارد ارائه ‏شده را بحث و بررسى كرده‏اند.
4- المسائل المستحدثه (به زبان عربى): حضرت آيت الله مبتكر مسائل ‏مستحدثه و ارائه مسائل جديد با ذكر مسايل فقهى، روايى هستند. اين كتاب‏كه بارها وبارها در خارج و داخل كشور به چاپ رسيده است شامل ارائه‏مسائل جديد، نو و مورد ابتلاى جامعه با ذكر دلايل و مستندات فقهى،روايى و قرآنى مى‏ باشد.
5- تعليق بر منهاج الصالحين در 3 جلد (به زبان عربى)
6- تعليق بر عروة الوثقى در 2 جلد (به زبان عربى)
7- تعليق بر وسيله النجاة (به زبان عربى)
8- رساله در لباس مشكوك (به زبان عربى)
9- رساله در قاعده لاضرر (به زبان عربى)
10- الجبر و الاختيار (به زبان عربى)
11- رساله در قرعه (به زبان عربى)
12- مناسك الحج (به زبان عربى)
13- المسائل المنتخبه (به زبان عربى)
14- رساله در فروع العلم الاجمالى (به زبان عربى)
15- الاجتهاد و التقليد (به زبان عربى)
16- القواعد الثلاثه (به زبان عربى)
17- اللقاء الخاص(به زبان عربى) مربوط به «سايت يا حسين»
18- رساله توضيح المسائل (به زبان فارسى و اردو)
19- تحقيقى در مورد جبر و اختيار (به زبان فارسى)
20- نظام حكومت در اسلام (به زبان فارسى و تركى و اردو)
21- مناسك حج (به زبان فارسى)
22- منتخب احكام (به زبان فارسى)
23- استفتائات قوه قضائيه و مؤسسه حقوقى وكلاى بين الملل (به زبان ‏فارسى)
24- احكام فقهى مسائل روز (به زبان فارسى)
25- استفتائات (پرسش و پاسخ‏هاى مسائل شرعى) (به زبان فارسى):
كه ‏تاكنون در 5 جلد به صورت سؤال و جواب ارائه شده است و به زودی 2 جلد دیگر آن منتشر می شود.
26- مجموع استفتائات عربی که به زودی در 6 جلد منتشر می شود.
27 ـ السیدة الزهراء بین الفضائل والظلامات (عربی)
28 ـ فضائل و مصائب حضرت زهرا(س) (فارسی)
29 ـ «شرح مناسک الحج والعمرۀ» (به زبان عربی)
 
مرجعيت
بعد از تشريف فرمايى ايشان از حوزه علميه نجف اشرف و شروع به تدريس‏درس خارج فقه و اصول و با توجه به نگارش كتاب عظيم فقه الصادق بعداز فوت آيت الله العظمى بروجردى (ره) به پيشنهاد علماء، فضلاء و مدرسين ‏نام آور، رساله عمليه ايشان منتشر شد. طبق آنچه در كتابخانه ملى ايران ‏موجود است، اولين چاپ رساله توضيح المسائل ايشان مربوط به سال 1340(هـ. ش) مى ‏باشد.

منبع:http://www.rohani.ir/page-157.htm

 

mehdi83

mehdi83
کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 8

دسترسی سریع به انجمن ها