عضویت العربیة English
امام جواد علیه السلام: کسى که عمه ام را در قم زیارت کند پاداش او بهشت است. کامل الزیارات ص 324

محمد می آید

محمد می آید
یک شنبه 1 اسفند 1389  01:17 ب.ظ

محمد می آید

محمد (ص) می آید .
محمد (ص) در ماه «ربیع» می آید.
و همراه با خود، ربیع قلوب و بهار جان ها و طراوت ایمان را به همراه می آورد .
محمد (ص) می آید .
از نسل ابراهیم بت شكن، از سلاله پاكان، از دامن «آمنه» عفیف ، از مكه معظمه ، از خانه خدا ... .
با مشعلی از «حق» فرا دست ، كه می بینی آتشكده «آذرگشسب» ، با طلوع حضرتش ، به خاموشی می گراید ، به نشان فرو مردن فروغ دروغین آتش اهورایی ، در جلوه جمال الهی و جلال كبریایی . و این «صبح صادق» رسیدن «روز» را نوید می دهد، پس از شب دیجور و ظلمت ظلم ، پس از قرن ها قساوت و سال ها سفاهت . و با این «میلاد» لرزه و شكاف ، در كاخ «كسری» می افتد ، به نشانه این كه از این پس «كعبه» كوی عشق است ،
و سكوی آزادی .
و بنای یادبود عدالت و برابری و توحید ،
و سمبل قیام مردم و قوام امت
و رمز خضوع ، در برابر فقط «الله» .
نه «جم» ها .
نه «كی» ها ،
و «كسری» ها ،
و «قیصر» ها ،
و «فرعون» ها ...
محمد ( ص ) می آید .

مردی است از تبار پاك ابراهیم ، آخرین حلقه از سلسله نورانی رسولان ، كه همواره مبشران داد و آزادی ، و معلمان اخلاق بودند ، و رابط میان " خالق " و " خلق " . می آید ...
تبر ابراهیم بر دوش ،
عصای موسی ، در دست ،
قلب مسیح در سینه ،
عزم نوح ، در اراده ،
صبر ایوب ، در دل ،
زیبایی یوسف ، در رخسار،
حكمت لقمان ، بر زبان ،
حكومت داود و سلیمان ، در سایه قرآن ... می آید ...
می آید ...

با «فرقان» ، با «آیات»، با «بینات»، با «نور»، با «ذكر» با «كتاب»، با «هدایت»، با «قرآن» ، با «بشارت» ، با «انذار» ، با «وعد» ، با «وعید» ، ... .
می آید ...
تا خنجر خونین كینه توزی ها و تعصب ها را از دست جاهلان جاهلیت زده برگیرد و «كتاب و حكمت» را ، و «لوح فلاح» و «سلاح صلاح» را به دستشان دهد .
می آید ...

تا دشمنی ها را به دوستی تبدیل كند ،
تا دل ها را به هم نزدیك سازد ،
تا پراكندگی ها را به «وحدت» برساند و نیروها و شمشیرها را ، به جای آن كه به روی هم كشیده شود ، برای هم كشیده سازد ، تا به جای «برهم» بودن ، «باهم» باشند .

تا از «دیو» فرشته بسازد ،
و ... از حیوان ، انسان
و از بیگانه ، دوست ،
و از رها ، بنده ،
و از«بنده» آزاده !...
محمد (ص) می آید ، ...
محمد (ص) از بطن تاریخ و عمق زمان ، در«هفدهم ربیع» می آید .
با اخلاقی جذب كننده و برگیرنده و بركشنده و رشد دهنده ،
با رفتاری سرشار از تواضع و فروتنی و خاكساری ،

با نگاهی لبریز از شرم و عفاف ،
با زبانی حقگوی و خداخوان و صداقت و فصیح ،
با بیانی گرم و گیرا و سحار،
با قلبی نورانی كه چشمه زلال «معرفت» است ،
با دستی كه دوست نواز و دشمن كوب است ،
با پایی پویا تر از باد ، نستوه تر از كوه ،
با چهره ای به خندانی صبح و درخشش خورشید و زیبایی ماه و عصمت عشق .
ماه «ربیع الاول» است ... بهار نخستین ، و طلوعی نوین .
و ... محمد ( ص ) می آید ، تا پنجره های گشوده به روی «شب» و «شك» و «شیطان» را ببندد و درهایی را ، فرا روی مردم ، به روی «روز»و «یقین» و «رحمان» بگشاید .
می آید ... می آید ...
تا دست های بسته را باز كند .
تا گام های خسته را به آسایش برساند ،
تا پاهای دربند را برهاند ،
تا گردن های گرفتاران را از زنجیرهای گران آزاد كند ،
تا محرومان موحد را علیه مترفین «شك مدار» بشوراند ،
تا «سبطیان» را بر ضد «قبطیان» بر انگیزد و از آنان ، «موسی» هایی فرعون ستیز بسازد .

می آید ...

تا دیده های كور را بینا سازد ،
تا خفتگان را بیدار كند ،
تا بندگان «دنیا» را ، سروران «آخرت» نماید ،
تا افق های دوردست تری را در چشم انداز كوته نظران «نقد اندیش» و «نزدیك بین» به تماشا بگذارد. می آید ...

از دیار یار، و كوی وحی می آید ، از سوی خدا می آید ، با دروازه هایی از علم و عرفان ، و مرجان هایی از آیه و سنت .
می آید ، تا درد «جهل» را با داروی «حكمت» درمان كند .
تا بیماری شرك را با پیام توحید ، شفا بخشد .
تا مردم را از«ستم ادیان» تحریف شده ، به «عدل اسلام» بكشانند ،
تا از «اطاعت مخلوق» به «طاعت خالق» دعوت كند ،
تا بذر «فضیلت» را در«مزرعه جان» ها بكارد ،
می آید ...

و با آمدنش برای ملت ها حیات می آورد ، و برای مشتاقان ، ارمغانی از معنویت و اخلاق .
آری ... می آید ، می آید ، محمد ( ص ) می آید ،
تا قلب های خسته بجوشند
تا دست های بسته بكوشند
تا نسل های تشنه و محتاج
از زمزم حیات ، بنوشند
تا چشمه های اشك ، بخشكد
از چشم و چهره های یتیمان
تا غنچه های خنده بروید
بر ساحل لبان اسیران
تا ...


    حمید.bmp

 

 

mashhadizadeh

mashhadizadeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1388 
تعداد پست ها : 25019
محل سکونت : بوشهر
دسترسی سریع به انجمن ها