عضویت العربیة English
امام جواد علیه السلام: کسى که عمه ام را در قم زیارت کند پاداش او بهشت است. کامل الزیارات ص 324

جنگ ايران و عراق دراسناد سازمان ملل -2

جنگ ايران و عراق دراسناد سازمان ملل -2
یک شنبه 1 اسفند 1389  02:18 ب.ظ

اشاره
درشماره 15همين فصلنامه مكاتبات ايران وعراق با سازمان ملل متحد درزمان قبل از آغازتجاوزدرج گرديد. آنجه دراين شماره مي آيد اسنادي است مربوط به دوره سه ماهه اول جنگ كه نشان مي دهد عمدتا در نقطه شروع تجاوزعراق، مجامع بين المللي و بخصوص سازمان ملل چگونه و تا چه اندازه دچار انفعال و سردرگمي گرديده اند.

 

مقدمه
آنچه درباره اختلاف دو كشورحائزاهميت است، كه براساس عهدنامه الجزاير مي بايست هرگونه اختلاف ميان دوكشوردر قالب اين قرارداد حل و فصل شود. ماده6 قرارداد الجزايرتصريح مي نمايد:
«در صورت بروزاختلاف، در مرحله نخست طي مهلتي دوماهه از تاريخ درخواست يكي ازطرفها، اختلافات مذكور از طريق مذاكرات مستقيم دوجانبه بين دو طرف حل و فصل خواهد شد. در صورت عدم توافق ظرف مدت3 ماه، به مساعي جميله يك دولت ثالث متوسل خواهندشد.»
همانطور كه در اسناد قبل از تجاوز عراق عليه ايران منعكس شده، درهيچيك ازمكاتبات بغداد ازقرارداد الجزايرذكري به ميان نيامده است. اما با شروع تجاوز اين كشور، وزيرخارجه عراق با ارسال دونامه براي دبيركل و رييس شوراي امنيت به تجزيه و تحليل قرارداد الجزاير و توجيه تجاوزخود درچارچوب آن پرداخته و نقض قرارداد فوق الذكراز سوي ايران را عاملي جهت استفاده از زور توسط عراق براي اعاده حقوق خودبيان كرده است(1)

در حالي كه اين حكام عراق بودند كه هيچ وقعي به تعهدات خود درقرارداد الجزايرننهادند. آنتوني كردزمن در كتاب جنگ ايران و عراق و امنيت غرب مي نويسد:(2)
«در تاريخ 26شهريور 1359صدام حسين قرارداد الجزايرارملغي اعلام كرد ونسخه اي از آن را در برابر دوربين تلويزيون پاره كردوچند روزبعد نيروهاي نظامي اين شور حملات همه جانبه و ازپيش سازماندهي شده و سيعي را در سراسر مرز به خاك جمهوري اسلامي ايران آغازكردند»
همانطور كه در اسناد قبل ازجنگ نيات واقعي عراق جهت زمينه سازي حمله به ايران مشهوداست، اين كشوربه دنبال حل و فصل اختلافات خودبا ايران نبوده تا آن را در قالب قرارداد الجزاير حل نمايد، بلكه اهداف فراتري را دنبال مي كرده است كه همگان به آن معترفند.


ازسوي ديگرعلي رغم تبيين وضعيت ميان ايران و عراق درمكاتبات قبل ازجنگ، از سوي ايران با سازمان ملل هيچ و اكنش مثبتي ملاحظه نگرديد. نخستين اقدام سازمان ملل متحد در ارتباط با جنگ تحميلي عراق عليه ايران، صدوربيانيه اي ازسوي رييس شوراي امنيت مورخه اول مهرماه 1359بود.(3) در اين بيانيه شورا خواستار قطع مناقشه شده و استفاده از ابزارهاي صلح جويانه را توصيه كرده است بدون اينكه مكانيسم خاصي پيشنهاد و پيش بيني گردد.
در روز سوم مهرماه 1359دبيركل نامه هايي براي رؤساي جمهوري اسلامي ايران و عراق ارسال نمود.(4) و ي دراين نامه ها ضمن دعوت به خويشتن داري، خواستار حل مشكلات طرفين مذاكره شده بود.

صدام در پاسخ آن بلافاصله نامه اي درمورخه چهارم مهرماه 1359خطاب به دبيركل ارسال داشت و ازپيشنهادات وي اسقبال نمود(5) اما ازسوي ايران پاسخي درپي نامه فوق الذكرارسال نگرديد.
ازاقدامات بعدي سازمان ملل ارسال دونامه مورخه3 مهرماه1359ازسوي دبيركل خطاب به رييس شوراي امنيت مي باشد. وي درنامه خود گزارشي ازاقدامات خود ارائه داده و نسبت به تشديد نبردهشدارداده است كه حاصل اقدامات صورت گرفته به قطعنامه497 مورخه6مهرماه 1359منجرشد كه صرفا جنبه توصيه داشته و تصميمي درآن اتخاذ نشده است.

در قطعنامه مذكور ازتجاوزسخني به ميان نيامده است در حالي كه تجاوزدرقطعنامه 14 دسامبر1974 (بيست و نهمين اجلاس مجمع عمومي سازمان ملل متحد)(6) تعريف نسبتا جامعي دارد و به صراحت تكليف شورا را مشخص ساخته است. همچنين دراين قطعنامه نسبت به نقض تماميت ارضي يكي از طرفين، سخني به ميان نيامده و نيزهيچ پيشنهادي جهت آتش بس و عقب نشيني نيروهاي متجاوز ارائه نشده است كه حاكي از برخورد ضعيف شورا نسبت به تجاوزعراق مي باشد.

صدام حسين يك روز پس ازصدور قطعنامه طي نامه مورخه7 مهرماه1359(7) طي نامه اي خطاب به دبير كل اعلام كرد كه موضع ما دقيقا براساس قطعنامه مي باشد
جمهوري اسلامي ايران درتاريخ 9مهرماه 1359 طي نامه اي خطاب به دبيركل(8) ضمن برشمردن اقدامات تحريك آميز عراق در شروع نمودن جنگ و عدم باور ايران از جنگ تجاوزگرانه تمام عيارعليه جمهوري اسلامي ايران متذكرگرديد كه هرگونه مذاكره مستقيم يا غيرمستقيم تا زمانيكه حاكميت ايران نقض شده و عراق به عملياتهاي تجاوزگرانه در سرزمين ايران ادامه دهد را نمي پذيرد.

پس ازصدور قطعنامه مزبورهم اقدام موثري ازسوي اين سازمان در طي سال جاري ميلادي مشاهده نشد كه اين بي تفاوتي سازمان ملل با پيشروي نيروهاي عراقي در داخل خاك ايران و تحكيم مواضع تحت اشغال اين رژيم همزمان بود. اسناد مربوط به اين مقطع زماني به شرح زيرمي باشد:
1-23سپتامبر1980 (1مهرماه 1359) 14190/s

 

بيانيه رييس شوراي امنيت
امروز اعضاي شوراي امنيت درباره تشديدآخرين وضعيت ميان ايران و عراق، به طورغيررسمي مشورت و تبادل نظرنمودند. آنها وخيم ترشدن روابط ميان ايران و عراق و تشديدعملياتهاي نظامي كه منجربه خسارت جاني و مالي سنگين شده است را مورد بررسي قراردادند.
اعضاي شورانگراني عميق خود را از اين درگيري كه بطورجدي تشديد شده ابراز نمودند و نسبت به تهديد خطرناك صلح و امنيت بين المللي هشداردادند.
اعضاي شورا ضمن استقبال، پشتيباني خود را از درخواست دبير كل ازطرفين درگير در مورخه 22سپتامبر 1980 مبني بربكارگيري مساعي جميله خود جهت حل و فصل درگيري اعلام نمودند.
اعضاي و شورا از من درخواست كرده اند كه ازطرف آنها از دولتهاي ايران و عراق بخواهم به عنوان نخستين گام جهت حل و فصل درگيري، از كليه عملياتهاي نظامي و تمامي اقداماتي كه مي تواند به وخيم ترشدن وضعيت خطرناك فعلي بينجامد دست بردارند و مناقشه ميان خود را با استفاده ازابزار هاي صلح جويانه حل و فصل نمايند.

 

2-24 سپتامبر 1980 (2مهر ماه 1359) 483/35 / Aو 14191/s
نامه مورخ22 سپتامبر1980 (31 شهرويور1359) كاردارموقت هيات نمايندگي دائمي عراق درسازمان ملل، خطاب به دبير كل
«بنا به اطلاع دولت متبوعم احتراما به پيوست متن نامه آقاي دكتر سعدون حمادي و زيرامورخارجه عراق رابراي جنابعالي ارسال مي نمايم.»
شيب بافي
كاردار
پيوست
نامه امورخارجه عراق خطاب به دبيركل:
«شما بدون شك اطلاع داريدكه عراق و ايران با ميانجيگري الجزاير و درپي مذاركرات طولاني درحضور آخرين رييس جمهوري الجزاير، آقاي هواري بومدين درتاريخ6مارس 1975درارتباط با روابط ميان دوكشور به توافق دست يافتند. دراين توافق نامه، دوطرف تصميم گرفتند بطورصادقانه به منظور دست يابي به حل و فصل نهايي و دائمي كليه مسائل موجود ميان دوكشورشان راحل و فصل نمايند و با رعايت اصول تماميت ارضي و مصونيت مرزها و عدم دخالت در امور داخلي جهت دستيابي به موارد ذيل اقدام نمايند:
1- جهت علامت گذاري قطعي مرزهاي سرزمين خود، براساس پروتكل1913قسطنطنيه و صورت جلسه كميسيون1914، در مورد تعيين حدود اقدام نمايند.
2- حدود مرزهاي آبي را براساس خط تالوگ مشخص سازند.
3- امنيت، صلح و اعتماد دوجانبه را درامتداد مرزهاي مشتركشان بازگردانده شود و همچنين خودشان جهت كنترل دقيق و موثر برمرزهاي مشتركشان به منظورخاتمه دادن كامل به كليه اقدامات نفوذي و خرابكاري اقدام نموده و به مسائل حاشيه اي اهميت ندهند.
4- طرفين همچنين موافقت كردند كه ترتيبات فوق را به عنوان عناصرلاينفك حل و فصل جامع مورد توجه قراردهند. بنا براين هرگونه سهل انگاري دراجراي آن طبيعتا مغايربا روح توافقنامه الجزاير خواهد بود.

5- به علاوه طرفين تصميم گرفتند براي ازسرگيري روابط سنتي دوستانه، حسن همجواري، حذف عوامل منفي در روابط و تبادل نظرمداوم براي گسترش همكاري و منافع دوجانبه، اقدامات لازم به عمل آوردند.

6- طرفين رسما اعلام كردند كه وزراي خارجه دو كشوربا يكديگرملاقات نموده و ترتيبات لازم را براي ايجاد كميسيون مشترك ايران و عراق جهت اجراي تصميماتاتخاذ شده درتوافقنامه دوجانبه به عمل آورند. همچنين موافقت كردند كه الجزاير بايد به اجلاس مشترك مذكور دعوت شود. درنتيجه مذاكرات ايران و عراق درحضور و با شركت هيات الجزايري تشكيل شد، پيمان بين المللي مرزي و حسن همجواري و نيز سه پروتكل و ضميمه هاي آن را كه در13ژوئن1975در بغداد امضا شده بودوبه يكي ازسه پاراگراف توافقنامه الجزايركه در بالا ذكر شد مربوط مي شد، ضميمه گرديد.همچنين در دسامبر1975 چهارتوافقنامه ديگرنيز دربغداد در ارتباط با مرزها و ماموران عاليرتبه، قوانين دريانوردي درشط العرب، استفاده ازآبراهها و چراگاه هاي مرزي، همراه با مبادله نامه ها و صورت جلسه مشترك در ارتباط با سايرموارد مهم فني كه به امضا رسيد، مورد تاكيد قرارگرفت.

شايان ذكراست كه ماده4 پيمان نامه مرزي بين المللي و حسن همجواري كه با صراحت دربالاذكرشد، مربوط به مواد پاراگراف4 قرارداد فوق الذكر (الجزاير) بوده كه به شرح ذيل مي باشد:
طرفين عاليرتبه قرارداد تصريح كردند كه موادسه پروتكل و ضميمه هاي آنها به ماده هاي1،2،3 اين پيمان و ضميمه مربوطه، مرتبط بوده و شامل بخش هاي كاملي است كه نهايي و دائمي مي باشد ونمي تواند درهيچ زمينه اي و به هيچ و جه نقض گردد وشامل لاينفك حل و فصل مناقشات جهاني مي باشد بنابراين نقض هرجزء تشكيل دهنده اين حل و فصل بطورآشكارمغاير با روح توافقنامه الجزايرمي باشد.

نخستين نكته كه دراين ارتباط مورد توجه مي باشد اينكه درمرحله اوليه، توافقنامه الجزايروپيمان مرزي ايران داراي مزيت بوده و از پروتكل تعيين حدود مرزآبي درشط العرب بهره مي برد اما ازسوي ديگربا شانه خالي كردن ازتعهداتش كه تحت اين پروتكل درمورد روندعلامت گذاري مرزهاي زميني متعهد بود دفع الوقت نمود وبا تاخير زياد در اجراي اقدامات جهت بازگرداندن سرزمينهاي عراق تخطي نموده و آنها را تحت كنترل خويش حفظ كرده است. دراين مهم دولت عراق اين حقيقت رامورد توجه قرارداد كه رژيم جديد ايران به زمان نيازدارد تا به تعهداتش تحت اين توافقنامه احترام بگذارد به هرحال ديري نگذشت كه اين رژيم جديد قدرتمند ترشد ونقض اين تعهدات خود را آغاز كرد وبه همين صورت هنوزادامه مي دهد. ازآنجايي كه قرارداد الجزاير براساس اصل عدم دخالت در امور داخلي ديگركشورها تهيه شده اما مقامات حاكم بر ايران سياست مداخله مداوم در امور داخلي جمهوري عراق را دنبال كرده اند. قبلا نيز گزارش كاملي از اين سياست كه مغايربا توافقنامه الجزايرمي باشد را ارئه داده ام كه طي نامه مورخ 25 ژوئن1980 و سند رسمي مجمع عمومي و شوراي امنيت منتشرشد. (14020/s-305/35/A) .

ازسوي ديگر درحالي كه ايران در قرارداد الجزايرجهت اعاده امنيت و پذيرش مرزهاي مشتركش باعراق متعهد شده و مي بايست كنترل شديدي را به منظورپايان بخشيدن به كليه اقدامات مخرب نفوذي به كارمي گرفت اما ازسوي رژيم جديد اين مفاد اصلي تنها به جزمدت كوتاهي نقض شد و اين رژيم درصدد نشان دادن اقتدارخويش برآمد و به رهبران شورشيان عليه عراق پيشنهاد پناهندگي داد يعني پسران بارزاني جاسوس و حاميان آنها كه ازخاك ايران استفاده مي كردند و صريحا ازسوي مقامات حاكم بر ايران حمايت شده و به عنوان پايگاهي جهت تهديد و دخالت در امنيت داخلي و همبستگي ملي قرارگرفتند.

دولت ايران هرگز خودش جهت توقف خدشه به روابط حسن همجواري ميان دوكشوراقدام ننموده و بااقدامات نفوذي و خرابكاري به پاشيدن بذرنفاق پرداخته است همچنين به غارت و چپاول بويژه در مناطق مرزي كه مغايربا روح توافقنامه الجزايراست اقدام نموده است. از سوي ديگردولت ايران ماده ديگري ازقرار داد مذكور را با تجاوز مكرربه مرزهاي عراق بطوريكه در بالا ذكرشده نقض كرده و از بازگرداندن اين اراضي به عراق علي رغم درخواست هاي مكررعراق دراين رابطه اجتناب نموده است و نيزادعاي جديدي راحتي در مورد پايتخت عراق و درواقع درمورد تماميت كشورعراق مطرح ساخته است. جاي تعجب نيست كه دولت عراق اكنون خود راملزم مي بيند از حق قانوني اش جهت دفاع ازحاكميت خودوتماميت ارضي و بازگرداندن اراضي اش با استفاده از زور اقدام نمايد. ملاحظه مي كنيد كه دولت ايران راه راجهت كليه راههاي قانوني شناخته شده جهت حل و فصل مسائل منبعث ازتعهداتش مسدود نموده است. به علاوه دولت ايران در اعلاميه ها و اقدامات مقامات مسئول خود تصريح كرده و هرگزبطورتلويحي يا صريح ترديد نداشته كه بيش از اين خودش را درقيد و بند قرارداد الجزاير قراردهد كه كليه اين موارد نقض آشكارپاراگراف چهارم پيمان مرزي بين المللي و حسن همجواري قرارداد سال 1975ميان دوكشورمي باشد

بنابراين ايران تعهدات بين المللي خويش تحت موافقتنامه و پيمان مذكور را نفي كرده است و ازمواد قانوني حاكم بر مرزهاي ايران و عراق بويژه شط العرب كه مي بايست به دولت عراق قبل ازمارس1975 بازگردانده مي شد. سرپيچي مي نمايد و اين رودخانه همان طوركه هميشه در طي تاريخ يك رودخانه عراقي و تحت كنترل كامل و حاكميت عراق بوده مي بايست مجددا تحت كنترل عراق قرارگيرد.

در اين ارتباط دولت عراق مي خواهد اعلام نمايد كه روابطش با كليه كشورهاي جهان صادقانه بوده و به كليه تعهداتش پايبند مي باشد.همچنين ثابت كرده است كه نمي تواند هيچگونه تهديد، تجاوزويا نقض حاكميت و خدشه به مقام و شان خود را بپذيرد و ارده اش براين است كه به خاطرحفظ قانوني اش بيشترين قرباني ها را بدهد.
همچنين دولت جمهوري عراق مي خواهد در اين فرصت همانطوركه درگذشته نيزعمل كرده تاكيد نمايد كه درحفظ روابط حسنه با كليه كشورهاي همسايه بويژه ايران پيش قدم بوده هيچ چشم داشتي به سرزمينهاي ايران ندارد.به علاوه عراق قصد ندارد جنگي راعليه ايران آغاز نمايد ويا حوزه مناقشه اش را با اين كشوربيش ازمحدوده دفاع ازحاكميت و حقوق قانوني اش گسترش دهد.

دولت عراق صادقانه اميدواراست كه دولت ايران وضعيت جديد را بپذيرد وبا بصيرت عقل و منطق باتوجه به احترام عراق درحق قانوني اش درتماميت ارضي خود و نيزخطوط آبي شط العرب عمل نمايد.
دكترسعدون حمادي
وزيرامورخارجه
3-24 سپتامبر1980 (2مهر ماه 1359) 14192/s
نامه مورخ24سپتامبر198كاردارهيات نمايندگي دائمي عراق درسازمان ملل خطاب به رييس شوراي امنيت:
بنا به اطلاع متبوعم احتراما به پيوست نامه آقاي دكتر سعدون حمادي و زيرامورخارجه جمهوري اسلامي عراق خطاب به جنابعالي را ارسال مي نماييم.
شيب بافي
كارداد
پيوست:
نامه مورخه24سپتامبر1980 و زيرامورخارجه عراق خطاب به رييس شواري امنيت:
پيروبيانيه جنابعالي مورخه23 سپتامبر1980مايلم توجه شماواعضاي عالي مقام شورا رابه موارد ذيل جلب نمايم:
1-دولت جمهوري عراق در مورخه17سپتامبر1980تصميم گرفت توافقنامه6مارس1975الجزاير را جهت فسخ آن پس از اينكه ايران عملا آن را فسخ كرده مورد بررسي قراردهد.
در پاراگراف 4آن به وضوح مطرح شده كه ترتيبات قرارداد مذكوربه عنوان يك عنصرلايتجزاي حل و فصل جامع مورد توجه بوده و هيج يك ازعناصر مذكور نبايد نقض شود كه به عنوان مغايرت با روح قرارداد محسوب خواهد شد و به صورتي كه گواه روشني برحمايت ازعراق مي باشد، مايلم توجه جنابعالي و اعضاي عالي مقام شورا را به نامه مورخه21 سپتامبر1980 دبيركل خطاب به من جلب نمايم. اين نامه طي سند (14191/s) مجمع عمومي و شوراي امنيت منتشرشد.
2- دولت جمهوري عراق با استفاده ازابزارهاي صلح جويانه درطي يك دوره كه بيش ازسه سال به طول انجاميد به ايران اتمام حجت كردكه به تعهداتش درمورد قرارداد فوق الذكرعمل نمايد.اما تلاش هاي مستمرما بي حاصل بود. بنابراين براي دولت متبوعم راه ديگري باقي نماند جز آنكه حقوق خود را از ايران كه بطورغيرمنصفانه نفي مي شد، طبق حقوق بين المللي بازپس گيرد. دراين رابطه دولت متبوعم راهي جزاين نداشت و آن را روشن ساخت و به آن پناه بردوهيچ طرح ارضي توسعه طلبي عليه ايران ندارد و اين سياست در اظهارات مقامات عاليرتبه كشورمتبوعم پر واضح است.

3-دولت جمهوري عراق علنا موضعش را ابراز نمود كه علاقمند به تشديد درگيري با ايران نمي باشد. اما متاسفانه ايران درگيري رابا اقدامات ناجوانمردانه عليه منافع عراق، منطقه و جامعه بين المللي تشديد نمود كه نهايتا براي دولت متبوعم جزيك انتخاب باقي نگذاشت و آن اينكه در دفاع ازخويش اقدام نمايد.
4-عراق اعلام آمادگي مي نمايد كه نقطه نظراتش را در نزد شورا مطرح سازد وهيچ چيزي را پنهان نخواهيم كرد.
دكترسعدون حمادي
وزيرامورخارجه دولت
جمهوري عراق
4-25 سپتامبر1980 (3مهرماه 1359) 14193/S
نامه مورخه24سپتامبر1980دبيركل خطاب به روساي جمهوري ايران و عراق در پي مشورتهاي شواري امنيت در تاريخ23 سپتامبردرخواست پيوست را براي روساي جمهور ايران و عراق ارسال مي نمايم و توجه شما را به متن درخواست اعضاي شوراي امنيت جلب مي نمايم:
پيوست:
نامه مورخه23 سپتامبر1980دبير كل، خطاب به روساي جمهوري ايران و عراق:
«شما از سوي نمايندگانتان درسازمان ملل ازاين درخواست مطلع شده ايد كه دولتهاي ايران و عراق را در22سپتامبر1980مورد خطاب قرارداده ام كه حداكثرخويشتن داري را به عمل آورند و درمورد آنچه بتوانند جهت حل مشكلاتشان مذاكره نمايند، انجام دهند. درحال حاضررييس شوراي امنيت نيزازسوي اعضاي شواري امنيت ازدولتهاي ايران و عراق درخواست كرده است كه گام نخستين را جهت حل و فصل مناقشه برداشته و ازكليه عملياتهاي نظامي و نيزاقداماتي كه مي تواند به وخيم شدن وضعيت خطرناك فعلي منجرشود اجتناب نموده و مناقشه خود را از راههاي صلح جويان حل و فصل نمايند. دراين نامه شخصا نگراني شديد خود را ادامه درگيري ميان ايران و عراق ابرازمي نمايم. جداي ازتحمل خسارات وارده به دو كشور، جامعه بين المللي عميقا نگران تاثير احتمالي اين درگيري برصلح و امنيت بين المللي و نيزپيامد هاي اقتصادي اجتناب ناپذيرآن در منطقه و ساير نقاط جهان مي باشد. بدون پيش داوري در مورد حقوق، ادعاها و مواضع ظرفين در وضعيت فعلي صميمانه ازشما درخواست مي نمايم يكبارديگربه درخواست هايي كه ازشما جهت پايان بخشيدن سريع خونريزي و تخريب مي شود توجه نموده و خودتان ازمساعي جميله مختلف به منظور كمك به طرفين جهت حل و فصل اختلافاتتان با ابزارهاي صلح جويانه بهره برداري نماييد. همان طوركه مطلعيد شخصا مساعي جميله ام را پيشنهاد كردم و اين را با آگاهي كامل از مشكلات و خطرات و ضعيت فعلي و نيز مسئوليتهاي خويش تحت منشور سازمان ملل انجام داده ام.

در انتظار پاسخ سريع و مثبت شما دراين موضوع مهم و حياتي مي باشم.»
كورت والادهايم
دبيركل سازمان ملل
5-25سپتامبر1980 (3مهر ماه 1359) 14195 /ٍٍs
نامه مورخ25 سپتامبر1980نمايندگي دائمي تونس درسازمان ملل خطاب به دبيركل:
احتراما به پيوست متن بيانيه دولت تونس مورخه23 سپتامبر1980در ارتباط با درگيري ايران و عراق را ارسال مي نمايم.
طيب سليم
نمايندگي دائمي تونس
پيوست:
بيانيه دولت تونس
سخنگوي دولت تونس بيانيه ذيل رامورخه23 سپتامبر1980درارتباط با درگيري ايران و عراق قرائت كرد:
«دولت تونس نگراني عميق خود را از جنگ ميان ايران و عراق كه به يك جنگ آشكار و همه جانبه خطرناك منجر شده است، ابرازمي نمايد. تونس به عنوان يك كشور مسلمان تاسف عميق خود را اعلام نمود ه و از دو كشور همسايه مي خواهد كه تمامي موارد قابل پيش بيني را با تفاهم و همكاري حل و فصل نمايند. در غير اين صورت براي تمامي ملل مسلمان بسيار زيانبار خواهد بود.دولت تونس از دو كشور درخواست مي كند كه فورا نبرد را متوقف كنند، به خاطر اينكه ممكن است تسري يابد، همچنين از طرفين مي خواهد جهت حل و فصل كليه مناقشات ميان خود به ابزارهاي صلح جويانه در قالب همبستگي اسلامي و اصول منشورسازمان ملل متوسل شوند.»

 

6-25 سپتامير1980 (3مهر ماه 1359) 14196/s
نامه مورخه23سپتامبر1980دبيركل خطاب به رئيس شوراي امنيت:
«عميقا نگران تشديد درگيري ميان ايران و عراق مي باشم. نظراينجانب تهديد بالقوه خطرناكي براي صلح و امنيت بين المللي محسوب مي شود.
همان طوركه مي دانيد ديروز از طرفين درخواست كردم كه به نبرد خاتمه دهند و ازهر تلاش ممكن استفاده نموده و اختلافاتشان از نظر خطراتي كه بطور اجتناب ناپذيراز تشديد فزاينده اين مناقشه ناشي خواهد شد، (راهگشا و چاره گرباشد) احساس مي كنم فورا لازم است كه به عنوان گام نخست اعضاي شوراي امنيت جلسه مشورتي تشكيل دهند. متشكرخواهم بودكه اگرشما ترتيب چنين جلسات مشورتي را در حداقل زمان ممكن بدهيد»
كورت و الدهايم
7-25 سپتامير1980 (3مهرماه1359) 14197 /s
نامه مورخه 25سپتامبر1980دبيركل خطاب به دبير كل خطاب به رييس شوراي امنيت:
احتراما عطف به نامه مورخه23سپتامبر1980 (سند14196/s) كه درآن ازشما درخواست جلسه مشورتي شوراي امنيت را درباره و ضعيت بحراني ايران و عراق نمودم، عميقا درك مي كردم كه شما و اعضاي شوراي امنيت بلافاصله به اين درخواست پاسخ مثبت مي دهيد، لذا اين درخواست را نيز دارم كه بيانيه اي ازسوي اعضاي شورا منتشر شود.
پيروبيانيه شما در23 سپتامبر (سند14190/s) در تاريخ 24سپتامبر درخواست هاي ديگري از روساي جمهوري ايران و عراق نمودم. همچنين به تلاشهاي مداوم خود جهت ارتباط مستقيم با آنها ادامه دادم و اين وضعيت را با نماينده و يژه دولت عراق كه اواخر روز24 سپتامبر به نيويورك وارد شد مورد بحث قرار دادم همچنين با كاردار ايران نيزگفتگوكردم.
متاسفانه علي رغم اين تلاشها نبرد تشديد شده و در زمين و دريا ادامه دارد به غيراز تلفات تاسف انگيزجاني ، خسارات مادي بسياري نيز برجاي گذاشته است. همان طور كه در درخواست مورخه22سپتامبرخود بيان كردم و ضعيت فعلي بدون شك تهديدي براي صلح و امنيت بين المللي مي باشد.
بنابراين برخودلازم مي دانم كه در انجام مسئوليت خود به عنوان دبيركل سازمان ملل پيشنهاد نمايم كه شواري امنيت اين مهم را با نهايت اظطرار مورد بررسي قرار دهد.
كورت و الدهايم
8-26سپتامبر1980 (4مهرماه1359) 14198/s
نامه مورخه26سپتامبر1980نمايندگي دائمي مكزيك و نروژدرسازمان ملل خطاب به رييس شوراي امنيت:
«احتراما از طرف دولتهاي مكزيك و نروژ ازجنابعالي درخواست مي نمايم جلسه اضطراري شوراي امنيت را جهت بررسي درگيري روبه رشد ميان ايران و عراق تشكيل دهيد.»
نمايندگي دائمي مكزيك و نروژدرسازمان ملل
9-26سپتامبر1980 (4مهرماه1359) 14199/s
نامه مورخه 24 سپتامبر خود (سند14193/s ) كه براي رؤساي جمهوري ايران و عراق ارسال نموده بودم از سوي رييس جمهوري عراق آقاي صدام حسين پاسخي دريافت نمودم كه نسخه اي از آن را براي شما ارسال مي نمايم. همچنين متن پيام ديگرخود خطاب به وي رابه پيوست ارسال مي دارم.
كورت و الدهايم
نامه مورخ26 سپتامبر1980 رييس جمهوري عراق خطاب به دبيركل:
پيرو درخواست جنابعالي از مامورخه22سپتامبر1980 و همچنين مورخه25سپتامبر1980جنابعالي كه در آن نيز از ما خواسته بوديد كه حداكثرخويشتن داري را به عمل آوريم و به اطلاع مي رسانيم كه ما كليه موارد را انجام داديم و آماده مذاكره باايران جهت حل و فصل مسئله موجود مي باشيم درحالي كه نهايت سپاس را از ابتكارات جنابعالي كه ناشي ازاعتقادات شخصي شما و نيزمسئوليتهايتان مي باشد ابراز مي نمايم اما مايلم تاكيد نمايم كه عراق شديدا به دنبال صلح و امنيت بين المللي است كه نبايستي مورد تهديد و اقع شود و منابع اقتصادي و نفتي كشورها نبايد درمعرض خطرواقع شود، قبلا نيزموضع دولت جمهوري عراق را درنامه اي خطاب به شما كه توسط وزيرخارجه كشورمان درتاريخ22سپتامبر1980ارسال شده بود بيان كرده ام.
مايلم از فرصت استفاده نمايم و متذكر شوم كه عراق دراقداماتي كه نسبت به صلح، امنيت و اقتصاد جهان تاثيرمنفي داشته باشد دخالت نمي نمايد و آنچه تاكنون انجام داده ايم متاثر از حقوق قانوني خود واعاده آن مي باشد و علي رغم اينكه بطورمنطقي جهت دستيابي به حقوق خود پاسخ داده ايم اما دولت ايران با حملات ناجوانمردانه عليه منافع حياتي ما و منطقه و نيزكل جهان درجهت تشديد و ضعيت برآمده بطوريكه راهي براي ما باقي نگذاشته و مجبوريم بخاطرحفط منافع خود ازخوددفاع نمايم. به هرحال مايلم به جنابعالي تاكيد كنم كه هدف عراق تنها شناسايي غير قابل فسخ حقوق اراضي و حاكميت برآبهاي ملي عراق ازسوي ايران مي باشد. آيا ايران آماده است به آن پاسخ مثبت دهد؟ هرنوع دريافت پاسخ مثبتي دراين مهم ازسوي جنابعالي ماراخوشحال خواهد ساخت، درچنين حالتي است كه ما ازچنين حركتي تمجيد مي نماييم و تلاش خواهيم كرد كه با اتخاذ اقدامات لازم اين موضوع را درهرحالتي اعم از بين المللي، منطقه اي يا دوجانبه مورد ملاحظه قرارد هيم.
همچنين عراق دراينجا سوال مي كند كه آيا ايران آماده است آتش بس را بپذيردوآيا توسط جنابعالي چنين درخواستي از اين كشورشده است يا اينكه ايران بر نظرياتش بدون هيچ تغييري اصرار مي و رزد؟ بديهي است اين اطلاعات در موضع ما حائزاهميت است.
صدام حسين
رئيس جمهوري عراق
ضميمه1
نامه مورخه26سپتامبر1980نمايندگي دائمي عراق درسازمان ملل خطاب به دبيركل:
احتراما به پيوست نامه آقاي صدام حسين رييس جمهوري عراق خطاب به جنابعالي را ارسال مي نمايم .
صالح عمر العلي
نمايندگي دائمي
ضميمه2
پيام26سپتامبر1980 دبيركل خطاب به رئيس جمهوري عراق:
دراينجا ازجنابعالي بخاطرپاسخ سريع به پيامهاي22 و 24سپتامبر (سند14193 /s) تشكرمي نمايم اعضاي شوراي امنيت را ازمحتواي پيام شما مطلع ساخته ام با توجه به درخواست شما در ارتباط با موضع ايران درمورد آتش بس دقيقا با همان عبارت براي ايران ارسال شد همان طور كه جنابعالي خواسته بوديد
من منتظرپاسخ دولت ايران به اين درخواست مي باشم، طبيعتا پاسخ شما به درخواست جهت آتش بس نيزبسيارحائزاهميت است بنا براين اميد و ارم كه هردوپاسخ را در اسرع وقت دريافت نمايم
كورت و الدهايم
دبير كل سازمان ملل
10-28سپتامير1980 (6مهرماه1359) 479/res/s
قطعنامه (1980) 479
مصوبه شوراي امنيت دراجلاس 2248خود مورخه 28 سپتامبر1980 شوراي امنيت
با آغاز بررسي موضوع تحت عنوان وضعيت ميان ايران و عراق با توجه به اينكه براساس منشورسازمان ملل متحد همه دولتهاعضو به حل اختلافات بين المللي خود از راههاي مسالمت آميزمتعهد شده اند به نحوي كه صلح و امنيت بين المللي و عدالت به خطرنيفتد.
همچنين باعنايت به اينكه همه دولتهاي عضومتعهدند در دروابط سياسي بين المللي خودازتهديد يا كاربرد زورعليه تماميت ارضي يا استقلال سياسي هركشورخودداري كنند.
به خاطرنشان ساختن اينكه طبق مفاد24منشورشوراي امنيت مسئوليت اوليه حفظ صلح و امنيت بين المللي را به عهده دارد. بااظهارنگراني عميق درباره و ضعيت روبه گسترش ميان ايران و عراق:
1-ازايران و عراق مي خواهد ازهرگونه كاربرد زور بفرويت خودداري كنند و مناقشه خود را از راههاي مسالمت آميزوطبق اصول عدالت و حقوق بين المللي حل نمايند.
2-ازآنها مصرانه مي خواهندهر پيشنهاد مناسب درمورد ميانجيگري، سازش يا توسل به نهادهاي منطقه اي يا ديگر راههاي مسالمت آميزبنابه انتخاب خود را كه اجراي تعهداتشان براساس منشور سازمان ملل متحد را تسهيل كند بپذيرند.
3-ازكليه كشورهاي ديگرمي خواهدحد اكثرخويشتن داري را مبذول دارند و ازهراقدامي كه ممكن است به افزايش و گسترش بيشتربرخورد منجرشود خود داري كنند.
4-ازكوششهاي دبيركل و پيشنهاد وي درمورد مساعي جميله براي حل اين و ضعيت پشتيباني مي كند.
5-ازدبيركل درخواست مي كند كه ظرف چهل و هشت ساعت به شوراي امنيت و ضعيت را گزارش دهد.

 

11-29 سپتامبر1980 (7مهرماه1359) 14203/s
نامه مورخ29سپتامبر1980نمايندگي دائمي عراق درسازمان ملل خطاب به دبيركل
احتراما به پيوست متن پيام صدام حسين رييس جمهوري عراق را خطاب به جنابعالي ارسال مي نمايم.
صالح عمرالعلي
نمايندگي دائمي
پيوست
نامه مورخه29سپتامبر1980رييس جمهوري عراق خطاب به دبيركل
نامه جنابعالي مورخه28سپتامبر1980وقطعنامه (1980) 47كه درتاريخ28سپتامبر1980تصويب شده بود دريافت كردم، درهرحال مايلم تشكرخودرا از ابتكارتان كه ناشي ازاعتقادات شخصي شما و مسئوليتهايتان مي باشد ابراز نمايم همچنين مي خواهم موضوع جمهوري اسلامي ايران را در ارتباط با مناقشه فعلي با جمهوري عراق روشن سازم. قبل ازآغاز پيروزي انقلاب مردم كشورما مورخه11فوريه1987
جمهوري عراق قرارداد 1975الجزايررا فسخ كرده و با اعزام عناصر و واحدهاي نظامي عراق به سرتا سرمرزهاي غرب و جنوب غربي استانهاي خوزستان و كردستان به منظورانجام عملياتهاي خرابكارانه و كمك به گروههاي ضدانقلاب مبادرت نمود. عراق درطي20ماه گذشته بابكارگيري بقاياي رژيم گذشته و ديگرعوامل ارتجاع و جنايتكاراعمال تبليغاتي و تروريستي عليه جمهوري اسلامي ايران راتشديد نمود.
عراق بيش از40هزار نفر از مردم شيعه و ايراني الاصل ساكن عراق را بالاجبارتبعيد نمود و اواخرآوريل و مارس بود كه آنها را درمرزهايمان رها ساخت كه اين خود نشان ديگري ازخصومت عراق نسبت به جمهوري اسلامي ايران مي باشد. اين نقض حقوق انساني به دفترشما گزارش شد اما متاسفانه هيچ محكوميتي در ارتباط با اين اقدام و سيع ضد انساني ازسوي هيچ ارگاني درسازمان ملل صورت نگرفت. در ماههاي قبل ازحمله22 سپتامبرنشانه هايي مبني برآمادگي عراق جهت تشديداقدامات خصومت آميزعليه ايران مشاهده مي شد. اين تحركات غيرمعمول نيروهاي عراقي درطول مرزهاي مشترك ما درطي ماه گذشته دليلي برطرح مشخص و از پيش تعيين شده عراق مي باشد. درارتباط با تحركحات فوق هيچ حركتي كه تحريك آميزباشد انجام نداديم و عدم تمايل خويش را در رويارويي نظامي با اين كشور نشان داديم. ما باورنمي توانستيم بكنيم كه مقامات عراق قصد دارند جنگ تجاوزگرانه اي را با كليه توان ممكن آغازكنند موضع عدم تجاوزما را دراين حقيقت مي توان مشاهده كردكه آماده نبوديم كه در برابرحملات عراق عليه پايگاه هها و فرودگاههاي كشورمان در تاريخ22 سپتامير1980 و اكنشي نشان دهيم. اما يكباره نيت و طرح عراق به و اقعيت پيوست و ما با نيروي لازم به مقابله برخاستيم.
با شروع جنگ تجاوزگرانه درداخل سرزمين ما و حملات عليه منافع حياتي كشومان دولت عراق براي ما راه ديگري باقي نگداشت جزاينكه به خاطر تامين حاكميت خودوحفظ منافع كشورمان ازخود دفاع كنيم.
قطعنامه شوراي امنيت در زماني تصويب شده است كه دولت عراق جنگ تجاوزكارانه اي راكه با منشورسازمان ملل و سايراصول رفتاربين المللي مغايرت صريح داردآغازكرده است.
بديهي است كه ادعاهاي عراق چيزي جزتبليغات بي اساس جهت منحرف ساختن افكارعمومي بين المللي نمي باشد.
صورت و سيرت تجاوزنظامي عراق بويژه حملات هوائي عليه تاسيسات صنعتي و مناطق مسكوني مثال زنده اي ازسرنوشت واقعي و جاه طلبي هاي مقامات عراق مي باشد كه پس از نقض فاحش كليه استانداردها و معيارهاي قانوني و اخلاقي اكنون بطور فريب آميزي به دنبال استفاده از ابتكار صلح سازمان ملل افتاده است درحالي كه جنگ تجاوز كارانه عراق عليه جمهوري اسلامي ايران ادامه دارد و براساس حقايق و مواردي كه در اينجا ذكرشد پيشنهادات ارائه شده در نامه شما و نيزقطعنامه شوراي امنيت را دولت ما نمي تواند مورد توجه قراردهد و مادامي كه عراق حاكميت سرزمين ما را نقض مي نمايد وهمچنين عناصرعراق به عملياتهاي تجاوزكارانه مشغول بوده و در مرزهاي ما خرابكاري مي كنند و هرگونه مذاكره يا غيرمستقيم در ارتباط با درگيري دوكشوربي فايده مي باشد.
ابوالحسن بني صدر
رييس جمهوري اسلامي ايران

از مجموعه مقالات تاريخي - نظامي
فصلنامه تاريخ جنگ - شماره 17
ترجمه محمدعلي خرمي

پاورقي ها: 

 

(1)A/483-s/14191 s/14192
(2)Anthony H cordesman the iran-iraq war and western scurity 1984-1987 london p xiv
سند s/14190(3)
سند s/14193 (4)
سند s/14199 (5)
(6)res 3314xxix
سند s/14203 (7)
(8)s/14206

amuzesh2005

amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی
دسترسی سریع به انجمن ها