عضویت العربیة English
امام جواد علیه السلام: کسى که عمه ام را در قم زیارت کند پاداش او بهشت است. کامل الزیارات ص 324

پرنده

پرنده
یک شنبه 1 اسفند 1389  02:33 ب.ظ

 

"  پرنده "    شعر از: ژاك پره رو     ارسال از: آنيا

تقدیم به پرنده زندگیم که هنوز و هر روز منتظر اومدنشم

اول بايد يه قفس كشيد با درِ باز
بعد بايد يه چيز خوشگل كشيد
يه چيز ساده يه چيز ملوس
يه چيز به دردخور واسه پرنده
بعد بايد پرده رو برد و گذاشت پاى يه درخت
تو باغى، بيشه‏يى، جنگلى، چيزى
و پشت درخت قايم شد
بى‏جيك زدنى
بى‏جُم خوردنى...

گاه پرنده زود مياد
اما ممكنم هس كه سال‏هاى سال بگذره
تا تصميم‏شو بگيره.
نبايد سَر خورد
بايد حوصله كرد و...
اگه لازم باشه بايد سالاى دراز صبر نشون داد.
دير و زود اومدن پرنده
دخلى به خوب و بد پرده نداره.

وقتى پرنده اومد - البته اگه بياد -
بايد نفسو تو سينه حبس كرد و
سر ِ صبر گذاشت پرنده بره تو قفس و
اون تو كه رفت
در ِ قفسو آروم با نُك ِ قلم‏مو بست و...
بعدش
ميله‏هاى قفسو از دم دونه به دونه پاك كرد و...
خيلى هم مواظب بود قلم‏مو به هيچ كدوم از پراى پرنده نگيره.
بعدش بايد درختو كشيد و...
خوشگل‏ترين شاخه‏شو واسه پرنده انتخاب كرد.

بايد سبز ِ برگا و
خُنَكاى باد و
غبار ِ آفتاب و
هياهوى جونوراى علف تو هُرم ِ تابسّونم كشيد و
اون وخ بايد حوصله كرد تا پرنده تصميم به خوندن بگيره.
اگه پرنده نخونه
نشونه‏ى بديه
نشونه‏ى اينه كه پرده بَده
اما اگه خوند نشونه‏ى خوبيه
نشونه‏ى اينه كه ديگه مى‏تونين امضاش كنين.

پس، خيلى با ملاحظه
يكى از پراى پرنده رو مى‏كَنين و
اسم‏تونو با اون يه گوشه‏ى پرده مينويسين.

« سعادتمند کسی است که از هر اشتباه و خطایی که از او سر می زند، تجربه ای جدید به دست آورد »
سقراط

Mehdi900

Mehdi900
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : بهمن 1389 
تعداد پست ها : 6667
محل سکونت : بوشهر
دسترسی سریع به انجمن ها