عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

واکاوی غائله 25بهمن

واکاوی غائله 25بهمن
یک شنبه 1 اسفند 1389  03:43 ب.ظ

 

واکاوی غائله 25بهمن از منظر نقش عوامل برون‏مرزی؛ تلاشی ناکام برای پنهان ساختن افول تدریجی آمریکا

 

«خرده اتفاق 25 بهمن» در چارچوب واقعیت‌ها و تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی بزرگی که رخ داده است، عمیق‌تر و دقیق‌تر تحلیل می‌شود. به عبارتی دیگر منشأ اتفاق 25 بهمن، واقعیت‌های داخلی مانند حوادث پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری نیست بلکه منشأ آن واقعیت‌های مهم و شگرفی است که در سطح منطقه و جهان روی داده است.

 

 

 

پرویز امینی - سایت تحلیلی برهان
آن‌چه امروز در خاورمیانه رقم می‌خورد، بیش از آن‌که متوجه ساختار حاکمیتی دولت‌های عربی منطقه باشد، پیامی آشکار برای مدعیان ابرقدرتی دنیاست؛ پیامی که شاید با گذشت چندین سال از حضور نظامیان آمریکایی در منطقه، دیگر قابل کتمان نیست.

«خرده اتفاق 25 بهمن» در چارچوب واقعیت‌ها و تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی بزرگی که رخ داده است، عمیق‌تر و دقیق‌تر تحلیل می‌شود. به عبارتی دیگر منشأ اتفاق 25 بهمن، واقعیت‌های داخلی مانند حوادث پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری نیست بلکه منشأ آن واقعیت‌های مهم و شگرفی است که در سطح منطقه و جهان روی داده است.

واقعیت‌های جهانی و بین‌المللی متعددی وجود دارد که نشان دهنده‌ی شکل‌گیری زوال تدریجی قدرت آمریکا یا به تعبیری صحیح‌تر افول ابر قدرتی ایالات متحده به شمار می‌رود که می‌توان آن را پس حوادث روی داده در کشورهای مختلف در برهه‌های متفاوت زمانی، به درستی مشاهده کرد.

ویژگی ابر قدرتی در این است که «اراده‌ی» دولت ابر قدرت عنصر به وجود آورنده و مدیریت کننده‌ی تحولات باشد؛ به بیان دیگر کشور قدرتمند بتواند با استفاده از ابزارهای قدرتی که در اختیار دارد مانند قدرت سیاسی، قدرت رسانه‌ای، قدرت اقتصادی و قدرت نظامی- سیاسی مناسبات را طبق خواسته‌ها و منافع خود شکل دهد، مدیریت کند و سرانجام به نتیجه‌ی مطلوب برساند.

به صحنه‌ی آمریکای لاتین نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که در همسایگی جغرافیایی ـ و یا به تعبیری حیات خلوت ـ آمریکا، دولت‌هایی بر سر کار آمدند که به کل خارج از اراده‌ی آمریکا فعالیت می‌کنند و تلاش‌های ایالات متحده برای سرنگونی و تغییر این دولت‌ها مانند ونزوئلا بی‌ثمر، بوده است.

به صحنه‌ی لبنان توجه می‌کنیم، می‌بینیم که خارج از توان اداره و کنترل آمریکا و رژیم صهیونیستی، جنگ 33 روزه به نفع لبنان و حزب‌الله رقم می‌خورد. آمریکا نمی‌تواند جریان سیاسی در لبنان را مدیریت کند و صددرصد برخلاف اراده‌ی وی «سعد الحریری» کنار گذاشته می‌شود و جریان مخالف آمریکا در جایگاه نخست وزیری قرار می‌گیرد.

در فلسطین جریان ضدآمریکایی و ضدصهیونیستی «حماس» از طرف مردم برگزیده می‌شود، سیاست‌های ضدانسانی آمریکا، اسراییل و متحدانش برای تغییر در مواضع حماس بی‌نتیجه است و حتی جنگ به عنوان آخرین و پرهزینه‌ترین اقدام نیز (22 روزه غزه) نه تنها تغییری در تحولات به وجود آمده در فلسطین ایجاد نمی‌کند بلکه شکست سنگینی را نیز بر دولت آمریکا و رژیم صهیونیستی تحمیل می‌کند.

بارز‌ترین نمونه‌ای که ابر قدرتی آمریکا را نفی می‌کند، حوادثی است که در مصر و تونس رخ داد. چرا که در این دو کشور حاکمانی دست نشانده و کاملاً وابسته به آمریکا وجود داشتند اما تحولاتی خارج از اراده‌ی آمریکا و تحت خواست مردم مصر رخ داد .

درصحنه‌ی عراق و افغانستان، همین واقعیت‌ها مشاهده می‌شود و کشتی سیاست‌های آمریکا در این دو کشور نیز به گل نشسته است. اما بارز‌ترین نمونه‌ای که ابر قدرتی آمریکا را نفی می‌کند، حوادثی است که در مصر و تونس رخ داد. چرا که در این دو کشور حاکمانی دست نشانده و کاملاً وابسته به آمریکا وجود داشتند اما تحولاتی خارج از اراده‌ی آمریکا و تحت خواست مردم مصر رخ داد و آمریکا و ابرقدرتی آن نتوانست این حاکمان را حفظ کند و آن‌ها از قدرت کنار گذاشته می‌شوند.

در شرایط پیش آمده این سؤال فرا‌تر از خود اتفاقات در ذهن نخبگان فکری و سیاسی دنیا به وجود می‌آید که این چه ابر قدرتی است که تحولات وسیع و گسترده در کانونی‌ترین نقاط نفوذ آن رخ می‌دهد که از راه اراده‌ای غیر از اراده‌ی آمریکا به وجود آمده و یا نتایجی از تحولات به دست می‌آید که کاملاً خلاف خواست و اراده‌ی اوست؟

پاسخ این است که در حقیقت ابر قدرتی آمریکا در حال زوال است و این کشور به تدریج در حال از دست دادن ویژگی‌های ابرقدرت بودن است که نمی‌تواند اراده‌ی خود را در جهان پیش ببرد. آغاز این افول البته از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در 32 سال پیش آغاز شده که به تدریج در حال گسترش است.

برگردیم به سؤال اصلی که چرا 25 بهمن رخ داد؟ چون کانونی‌ترین حادثه‌ای که این تحلیل (افول ابرقدرتی آمریکا) را پشتیبانی می‌کند و به صورت یک واقعیت زنده درمی‌آورد ماجرای تونس و به‌خصوص حادثه‌ی مصر است که آمریکا نتوانست برای حاکم وابسته به خود کاری انجام دهد. بنابراین باید جهت و تمرکز افکار و اذهان دنیا را از این مسأله دچار انحراف می‌کرد و به سمت دیگری متمایل می‌ساخت. کجاست که بتواند استعداد و ظرفیت تغییر مسأله را در سطح جهانی داشته باشد خوب پاسخ، ایران است؛ چرا که از چنان جایگاه و موقعیتی برخوردار است که کوچک‌ترین حادثه در آن امکان پژواک جهانی دارد و از طرف دیگر انقلاب اسلامی ایران خود به عنوان نیروی الهام بخش، نقش جدی در تحولات ذکر شده داشته است.
در این راستا، تلاش‌های سنگینی صورت گرفت تا ذهنیت و افکار عمومی از تحولات مصر و زوال قدرت آمریکا منحرف شود؛ به عبارت دیگر تلاش شد تا جریانی تقلبی در محدوده‌ی کوچک و با بهره‌گیری از افرادی که صرفاً ارزش ابزاری پیدا کرده‌اند، کانون توجهات را از مصر به سوی ایران منحرف کنند و حقیقت افول ابرقدرتی آمریکا از یک سو و الهام بخشی انقلاب اسلامی در رقم خوردن تحولات کنونی را از سوی دیگر بپوشانند.

شکل‌گیری این حادثه (25 بهمن) بعد از تحولات مصر و هم‌چنین پس از راه‌پیمایی عظیم 22 بهمن دو نشانه‌ی دیگری است که منشأ حادثه‌ی 25 بهمن را واقعیت‌های بیرونی نشان می‌دهد.
سؤال پایانی این است که این حادثه می‌تواند واقعیت افول تدیجی قدرت آمریکا و الهام بخشی انقلاب اسلامی را مخدوش کند؟
پاسخ این است که زوال تدریجی آمریکا و قدرت الهام بخشی انقلاب اسلامی واقعیت‌هایی هستند که در پس زمان و در دل حوادث بزرگ و در دوره‌ی زمانی طولانی در بافت افکار عمومی رقم خورده، بنابراین با یک حادثه‌ی محدود قابل تغییر و انحراف نیست.(*)

*پرویز امینی، پ‍ژوهش‏گر و جامعه‏شناس

یا حسین (ع)

salarezeynab

salarezeynab
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6597
محل سکونت : تهران
دسترسی سریع به انجمن ها