عضویت العربیة English
امام جواد علیه‌السلام: عزّت مؤمن در بى نیازى او از مردم است. بحارالأنوار، ج 75، ص 109

پاسخ معادله دومجهولی مصر چیست ؟

پاسخ معادله دومجهولی مصر چیست ؟
یک شنبه 1 اسفند 1389  04:30 ب.ظ

 

پاسخ معادله دومجهولی مصر چیست ؟

 

 

image

آنچه در یک ماه گذشته در مصر اتفاق افتاد بطلان این نظریه را که «در مصر انقلاب نمی‌شود» نشان داد

 

آنچه در عمل در مصر اتفاق افتاده است یک معادله دو‌وجهی است که معادله اول آن را مردم به اجرا گذاشته‌اند و معادله دوم نیز توسط رژیم مبارک مطرح شده است. معادله اجرا شده توسط مردم این بود که با حضور پیگیر و مداوم در صحنه، حسنی مبارک را وادار به کناره‌گیری کردند و روی پروژه جایگزینی عمر‌سلیمان به عنوان رئیس‌جمهور مصر نیز خط باطل کشیدند و خواسته‌های خود را برای تغییر قانون اساسی، برگزاری انتخابات زود‌هنگام، انحلال نتایج انتخابات تقلب‌آمیز 2 ماه پيش

و انحلال مجلسین به کرسی نشاندند.


شواهد و قرائن بیانگر آن است که مردم به این مقدار بسنده نمی‌کنند و حرکت خود را تا تحقق خواسته‌هایی که اعلام کرده‌اند‌ ـ که عبارت است از برقراری یک نظام پارلمانتاریستی به جای نظام ریاستی در 3 دوره ناصر، سادات و مبارک؛ به معنای انتخابات آزاد و تشکیل مجلس قدرتمند برخلاف مجلس گذشته که هیچ اقتداری نداشت ـ ‌ ادامه می‌دهند.


این همان معادله‌ای است که مردم در صحنه سیاسی مصر به اجرا گذاشته‌اند؛ اما در نقطه مقابل مردم رژیم مبارک و حامیان بین‌المللی و منطقه‌ای آنها و همچنین زائده داخلی این رژیم، معادله‌ای را به اجرا گذاشت و در حال پیگیری آن است که این معادله عبارت است از حفظ نظام سیاسی دوره گذشته به لحاظ سیاست‌ها، اصول و رویکرد‌ها و همچنین تغییر مهره‌ها و اصلاحات محدود در حوزه ساختار. این مجموعه و جریان در ابتدا تلاش کرد از سقوط زود‌هنگام حسنی‌ مبارک جلوگیری کند و مبارک را تا سپتامبر آینده (یعنی شهریور 1390) نگه‌دارد و پروسه انتقال قدرت از مبارک به سلیمان را مدیریت کند. در اقدام یا گزینه دوم، این جریان تلاش داشت به پروژه جایگزینی سلیمان به جای مبارک سرعت بخشد چرا که اعتراضات مردمی همچنان تداوم خود را حفظ کرد و در پله سوم، برنامه این بود: در شرایطی که مبارک و سلیمان نتوانند در جایگاه ریاست جمهوری کارها را مدیریت کنند، مدیریت سطحی و ظاهری سلیمان را به سطوح زیرین و عمقی کارگردانی منتقل و محمد‌حسین طنطاوی، فرمانده ارشد ارتش را به‌عنوان چهره شاخص مصر جدید معرفی کنند و از طریق ارتش که از حمایت نیروهای امنیتی و پلیس نیز بر خوردار است، بتوانند به نوعی کارها را مدیریت کنند. تمام سعی آنها این است تا پله سوم که دوره گذار نیزهست را با استفاده از ارتش که ازحمایت نیروهای امنیتی و پلیس هم برخوردار است طی و در نهایت اصول، برنامه‌ها و رویکردهای دوره مبارک را حفظ کنند. در پله چهارم اگر این جریان نتواند این پروژه را با ارتش مدیریت کند، مدیریت به نیروهای سکولار غربگرا که در عین حال جایگاهی نیز در بین مردم داشته باشند منتقل خواهد شد تا از طریق شخصیت‌های سکولاری نظیر محمد البرادعی این پروژه را هدایت کنند.



در مرحله بعدی اگر موج مذهبی در مصر مانع روی کار آمدن جریان سکولار شود و نتوانند در این امر نیز موفق شوند آنها یک نظام ترکیبی از مذهبی‌ها و سکولار‌ها با مشارکت اخوان‌المسلمین، جریان تغییر البرادعی و احزاب سرشناس مصر نظیر «وفد» و «الغد» این کار را به نوعی مدیریت کرده و به نتیجه برسانند تا از این طریق بتوانند مقداری زمان بخرند و در نهایت نظام گذشته را بازسازی کنند. در پله آخر اگر موفق به این کار هم نشدند در نهایت ساز و کار‌های خود را برای مقابله با دولتی مذهبی که از طریق اعتراضات مردمی و یا از طریق انتخابات سرکار خواهد آمد، سامان داده و به پیش ببرند.


فعلا این جریان که شامل آمریکایی‌ها، اروپایی‌ها، برخی از رژیم‌های منطقه نظیر عربستان و زائده‌های داخلی این جریان، یعنی ارتش، نیروهای امنیتی و پلیس مصر و الیت سیاسی دوره حسنی مبارک یعنی حزب حاکم می‌شود، در پله سوم قرار گرفته‌‌اند، یعنی در شرایطی که از ادامه کار مبارک مایوس شده‌اند و درباره سلیمان هم پروژه را شکست خورده ارزیابی می‌کنند، پس در پله استفاده از ارتش قرار گرفته‌اند و تلاش دارند تا در این پله کار را متوقف کنند و به نوعی انقلاب مردم را عقیم بگذارند. درباره اینکه در نهایت کدام یک از این 2 پروسه یعنی پروسه مردم و غرب در مصر پیاده می‌شود باید مقداری منتظر تحولات ماند و در عین حال یک تحلیل عمقی هم نسبت به تحولات مصر داشت. درباره رخداد‌های آینده نخستین نشانه‌هایی که از مصر دیده می‌شود مبتنی بر نارضایتی شدید مردم و گروه‌های سیاسی از حاکمیت ارتش است. هم‌ اخوان‌المسلمین اعتراضات خود را اظهار داشته و هم گروه‌های دیگر این اعتراضات را بیان کرده‌اند. در سطح عامه مردم نیز این نارضایتی به چشم می‌خورد. بر همین اساس هم اعلام شد که جمعه آینده تظاهرات میلیونی در مصر و در تداوم تظاهرات گذشته برگزار شود. بنابر این می‌توان این احتمال را قوی دانست که مصر در این پله متوقف نمی‌شود و در نهایت شورایعالی نظامی ناچار به کناره‌گیری خواهد شد اما درباره تحلیل عمقی نسبت به شرایط مصر باید گفت که مصری‌ها پس از یک دوره طولانی‌مدت در مصر به میدان آمده‌اند، به این معنا که طی 200 سال گذشته هیچ‌گاه حضور مردم در خیابان برای تغییر یک دولت مشاهده نشد.


حتی انقلاب 1952 مصر، یک انقلاب مردمی به مفهوم خیابانی و اتفاقات رخ داده در خیابان نبود، بلکه یک الیت نظامی با محوریت محمد نقیب و جمال عبد‌الناصر و سایر شخصیت‌های نظامی بود که البته از حمایت اخوان‌المسلمین هم برخوردار بودند و در یک کودتای نظامی، رژیم سلطنتی را ساقط کردند و یک سال بعد در مصر رژیم جمهوری اعلام شد. در آن زمان هم از حضور مردم در خیابان و یا به تعبیر دیگر از انقلاب خبری نبود و بعد‌ها هم خبری نشد.


پیش از آن هم سند و مدرکی از موضوع انقلاب مردمی در مصر وجود ندارد. بنابراین تظاهرات و اعتراضات اخیر مردم در مصر اقدامی بدیع و نو است که در این کشور مشاهده شده است و نشان می‌دهد مصری‌ها اساسا فصل تازه‌ای از حیات سیاسی را آغاز کرده و در حال تجربه آن هستند. آمریکایی‌ها سال گذشته کنفرانسی در واشنگتن تحت عنوان شناخت صوفیه در مصر برگزار کردند که گفته می‌شود برای برگزاری این همایش بیش از 80 میلیون دلار هزینه کردند و در نهایت به این نتیجه و جمع‌بندی رسیدند که در مصر به دلیل فراگیری تفکر صوفیه امکان انقلاب وجود ندارد و بنابر این هیچ انقلابی در مصر به وقوع نخواهد پیوست.


آنچه در یک ماه گذشته در مصر اتفاق افتاد بطلان این نظریه را که «در مصر انقلاب نمی‌شود» نشان داد و بنابراین در مصر فصل تازه‌ای از افکار و اقدامات مردمی آغاز شده است. نکته دیگر اینکه مصری‌ها هم در عرصه خارجی و هم در صحنه داخلی بشدت احساس تحقیرشدگی و حقارت می‌کنند. در سطح بین‌المللی آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها عزت مصر را لگدکوب کردند و در سطح داخلی هم رژیم حسنی مبارک و پیش از آن رژیم‌های سادات و ناصر با دیکتاتوری عملا تمام آزادی‌های مردم را محدود کرده و از بین برده بودند. انتخاباتی که 2 ماه پیش در مصر برگزار شد و بنا به اعلام رژیم مبارک تنها 23 درصد از واجدین شرایط در آن شرکت کرده بودند (و در واقع مشارکت مردم در این انتخابات کمتر از 10 درصد بود) نماد و نمونه‌ای بود از اینکه دولت‌های حاکم بر مصر با سیستم‌های تک‌حزبی و محدود کردن احزاب و مردم میدان سیاست را در انحصار خود گرفته بودند. مردم مصر در تظاهرات اخیر نشان دادند که دیگر طاقت تحمل این دوره را ندارند، بنابراین می‌توان گفت که این مصر یک مصر جدید است و نباید با مختصات و اطلاعات گذشته جمعیت و خواسته‌های مصر را مورد ارزیابی و تجزیه و تحلیل قرار داد. کما اینکه درباره کل منطقه شمال آفریقا که این روزها خیزش‌های مردمی در تونس و لیبی هم رخ داده است، دیگر نمی‌توان با استانداردهای گذشته به تجزیه و تحلیل اوضاع پرداخت. باید پذیرفت که در سطح افکار عمومی جهان عرب اتفاقات بزرگی رخ داده و تحولات مهمی در راه است. بنابراین به نظر می‌رسد در این پروسه یا پروژه آنچه در عمل محقق می‌شود، پروژه مردم باشد و نتیجه پروسه مردم هم وقوع تحولات اساسی و بنیادین خواهد بود. نتیجه دیگر آن هم عبور از شرایط فعلی و رسیدن به شرایط مطلوب است. در واقع مصر هم‌اکنون دوره گذار را طی می‌کند. دوره گذاری که مردم می‌خواهند آن را به سوی یک نظام مردمسالار دین‌‌محور پیش ببرند و غربی‌ها درصددند یک نظام لائیک را بازسازی کرده تا بتوانند به حیات خود ادامه دهند که طبعا پیروزی با مردم خواهد بود./میثاق

منبع: سایت الحماة

یا حسین (ع)

salarezeynab

salarezeynab
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6597
محل سکونت : تهران
دسترسی سریع به انجمن ها