عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت، کسانی هستند که در دنیا بیشتر از دیگران بر من صلوات فرستند.

مصاحبه با الیکا عبدالرزاقی

مصاحبه با الیکا عبدالرزاقی
یک شنبه 1 اسفند 1389  09:33 ب.ظ

مصاحبه با الیکا عبدالرزاقی بازیگر نقش فخر‏التاج

مصاحبه با الیکا عبدالرزاقی بازیگر نقش فخر‏التاج www.taknaz.ir

با بازی در باغ مظفر به یکی از اعضای گروه تقریبا ثابت مهران مدیری تبدیل شدید؟
تقریبا، بله.
یکی مثل سحر زکریا؟
سحر زکریا عضو ثابت این گروه نیست! من هم اصولا از اینکه در گروهی ثابت شوم می‏ترسم! دوست ندارم این اتفاق بیافتد. بعد از باغ مظفر، به گروه فرزند صبح رفتم و بعد از آن هم کارهای دیگری داشتم. در این میان حتی بازی در «مرد دو هزار چهره» هم به من پیشنهاد شد که به خاطر کار دیگری که داشتم نتوانستم قبول کنم. برای قهوه تلخ هم از اردیبشهت قراردادها بسته شد تا به همکاران دیگر، قول همکاری ندهیم.


در طنز جدید مهران مدیری که در مورد شبکه‌های ماهواره‌ای ساخته شد، شما را هم کنار اعضای گروه قهوه تلخ می‏بینیم. از این جهت به نظر می‏رسد شاید عضو ثابت گروه شده باشید.

آن کار قبل از فکر برای قهوه تلخ فیلم‏برداری شد. بعد از اتمام کار، گروه احساس کرد تمام افرادش را پیدا کرده چون با این کار، افرادی به گروه آقای مدیری وارد شده بودند که قبلا نبودند. بعد از آن آقای مدیری برای کار جدیدش یعنی قهوه تلخ سراغ همین گروه آمد.

طنز ماهواره ای مدیری را چه کسی منتشر کرد ؟

قرار نبود این فیلم پخش شود و مهران مدیری نیز به هیچ عنوان به دنبال گرفتن مجوز این فیلم و آیتم های آنها نبود.
وی با اشاره به زمان ساخت این فیلم گفت: این آیتم ها حدود سه سال و نیم پیش ساخته شد و تهیه کننده و کارگردان آن پس از ساخت به فکر پخش آن نبود، البته در حال حاضر قسمت های مربوط به برنامه های شبکه های ماهواره ای به بازار قاچاق راه پیدا کرده است و قسمت های تلویزیونی در دستان تهیه کننده است.

برای باغ مظفر، مدیری چطور سراغ شما آمد؟
خودم هنوز به‌طور قطع این را نمی‏دانم. برای خودم هم بسیار سوال برانگیز بود که چرا برای کار طنز آمده‏اند سراغ من! چون قبل از آن به‌طور جدی کار طنز نکرده بودم. تنها چیزی که وجود داشت این بود که من در آن زمان، تئاتری روی صحنه داشتم به نام «الوتریا». به نظرم بچه‏های گروه آقای مدیری آن کار را دیده بودند و من را برای آن نقش پیشنهاد داده بودند ولی آخرش متوجه نشدم چه کسی من را به آقای مدیری معرفی کرده بود!
نقش‌تان در باغ مظفر حاشیه‏ای بود. به خاطر خوش‏نام بودن کارهای مدیری، نقش را قبول کردید؟

درست است که نقش برایم مهم بود اما همیشه فکر می‏کردم اگر روزی بخواهم کار طنز انجام دهم سراغ کسی می‏روم که هم سابقه درخشانی در زمینه طنز داشته باشد و هم اینکه نبض طنز جامعه را بشناسد. برای همین خیلی دوست داشتم با مدیری کار کنم.
برویم سراغ فخرالتاج. چرا اینقدر فخر التاج هوچی‏گر است؟! مخصوصا وقتی زبان فارسی دوران قاجار را به زبان فارسی امروزی می‏آمیزد؟

برای اینکه فخر‏التاج، از فرهنگی می‏آید که فرهنگ درباری نیست.
در واقع نجیب‌زاده نیست!
بله درست است. اصلا رفتارش با اصالت نیست. با اینکه سعی می‌کند نقش یک درباری یا نجیب‏زاده را بازی کند اما موقع عصبانیت نمی‌تواند جلوی خودش را بگیرد و به شدت خودش را رو می‌کند تا ما را با اصل قضیه مواجه کند. یعنی در واقع یک بازگشت به اصل دارد!
فلاش بکی که زمان آشنایی فخرالتاج و جهانگیر شاه را نشان داد، ایده چه کسی بود؟
نویسنده‏ها دوست داشتند یک چنین اتفاقی بیفتد و افتاد! منتها اینکه آنها در آن زمان چه شکلی داشته باشند، به شور و مشورت گذاشته شد. چون آدم‏های خیلی زشتی بودند از طبقه سطح پایین جامعه، برای همین هم تصمیم بر این شد که با گریم‏های خاص در فلاش بک ظاهر شوند و البته با آن دماغ‌های بسیار بزرگ! شما به عنوان بازیگر نقش فخر‏التاج، روی اجرای نقش نفوذ و اختیاری دارید؟ ‌یعنی می‏توانید پیشنهادی بدهید و آقای مدیری قبول کند؟

تقریبا همیشه این اتفاق می‏افتد. هیچ وقت تا الان، کار بدون هم‏فکری همه عوامل جلو نرفته.بعضی لحظات که نقش از دستم در می‌رود و جایگاه ملکه حفظ نمی‌شود، آقای مدیری سریع جلوی این اتفاق را می‏گیرد و مدام یادآوری می‌کند که من ملکه هستم! گاهی اوقات هم ایده‏هایی به ذهن من می‏رسد که شاید به درد نقش بخورد یا نه. خیلی وقت‏ها با خود نویسنده‏ها مشورت می‏کنم و آن‏ها خودشان به من ایده‏ می‏دهند. بالاخره یک همکاری خیلی خوبی اتفاق می‏افتد. چون هیچ ضرورتی نداریم که حتما آن سکانس را بگیریم و ردش کنیم.
دیالوگ‏های بداهه هم داشتید؟

بله. زیاد اتفاق افتاده. بازیگرها معمولا در بعضی از قسمت‏ها بداهه می‏گویند. ولی گاهی اگر این بداهه به شیرینی کار کمکی نکند و یا اینکه اصلا به کار لطمه بزند، صحنه دوباره تکرار می‌شود. ولی خیلی برای من پیش آمده که کار را به صلاح خودم پیش ببرم، مثلا در مورد شکسته شدن نقش فخرالتاج و بد و بیراه گفتن ‌و توهین‏هایی که به کاترین می‌کند.
یعنی این شکستن نقش، از طرف خود شماست؟!

مثلا در متن نوشته شده که فخرالتاج و کاترین کل کل می‏کنند ولی نوشته نشده که چه می‏گویند. این کل کل کردن بستگی به خودمان دارد. اینکه در این قسمت‏ها، چه بگویم و چه طور برخورد کنم و چه ارتباطی با کاترین داشته باشم همه‏اش دست خودم است. بالاخره این هنر بازیگر است که چطور با این صحنه‌ها کنار بیاید.
این نقش از ابتدا هم به شما پیشنهاد شده بود؟

بله. از اول قرار بود من این نقش را بازی کنم. در بعضی قسمت‏ها داستان، روندی ثابت دارد، یعنی هیچ اتفاقی در آن قسمت نمی‌افتد و تنها چیزی که شاید آن را جذاب کند همان تکه‌کلام‏ها و حرف‏های بامزه‌ای است که بازیگران می‏گویند. این ساکن بودن و نداشتن روند رو به جلو در بعضی قسمت‏ها، باعث از دست دادن مخاطب نمی‌شود؟

چون درگیر قصه فیلمنامه نیستم و خیلی به این قضیه توجه نمی‏کنم، نمی‏توانم در این مورد نظر بدهم. موقع تماشای برنامه‏ هم، معمولا در جایگاه منتقد قرار می‏گیرم تا تماشگر صرف. در واقع مدام دنبال این هستم که بازی خودم را نقد کنم یا به نکات بازیگری دیگران، دقت کنم برای همین قصه را به آن صورت دنبال نمی‏کنم. اگر هم به قول شما خیلی ایستاست حتما ایده‏ای پشت آن وجود دارد.‌ شاید هم چون پخش روتین و تلویزیونی نداریم نویسنده‏ها دنبال این هستند که نظر و بازخورد بیننده‏ها را متوجه شوند تا ببینند داستان به کدام سمت برود بهتر است.
گویا قرار است بیخودی الملک و کاترین، از روند داستان حذف شوند درست است؟
در مورد کاترین می‏دانم که بازی‏اش تمام شده بود. کاری نمی‎شد کرد و ایده دیگری هم در مورد نقشش وجود نداشت. چون او باردار بود و باید منتظر این می‏ماندیم که بچه‌اش به دنیا بیاید. اگر پسر می‎شد که سلطنت بلوتوس به خطر می‏افتاد و اگر هم دختر می‏شد باید می‌رفت. بچه که دختر می‌شود، داستان کاترین هم به پایان می‏رسد. اما در مورد آقای بنفشه خواه دقیق نمی‏دانم چه اتفاقی افتاده است.
شما تا آخر داستان هستید یا به‌طور ناگهانی حذف می‏شوید؟!

در کارهای این‌چنینی که آخر کار معلوم نیست، دقیقانمی‏توان فهمید که نقش تا کجا ادامه دارد و چقدر پررنگ می‌شود و کلا قرار است چه اتفاقی برای نقش بیفتد. این بستگی به نظر مخاطبان دارد. یک وقت‏هایی تماشاچی دیگر نقش فخرالتاج را دوست ندارد و فخرالتاج باید از کار جدا شود.
یعنی بیخودی الملک هم به این دلیل رفته؟
نه قاعدتا اینطور نیست. این چیزی که برای شما تعریف کردم در مورد بیخودی صادق نیست. چون تازه شروع ماجرای بیخودی الملک بود و خیلی‏ها به حضور بنفشه‏خواه در کار اشتیاق داشتند. شاید قرار است سر کار دیگری برود یا مشکل دیگری داشته باشد، اگرنه که نقشش هنوز تمام نشده و کماکان ادامه داشت ولی نویسنده‌ها مجبور شدند که آن را تمام کنند.
کار با مدیری را دوست دارید؟

بله. خیلی. من کلا کار کردن در فضاهای بی‌حاشیه و آرام را خیلی دوست دارم و کار با آقای مدیری دقیقا همین است. بی‌حاشیه ترین کارم همین قهوه تلخ است.
حالا که کار در ژانر کمدی را شروع کردید، دوست دارید در این ژانر بمانید یا نه، نقش‏های جدی را هم برای بازی قبول می‏کنید؟

بله. حتما. من نقش‏های جدی هم بازی می‏کنم. در کاری که در جشنواره کودک همدان به نمایش درآمد، به تهیه کنندگی نادر مقدم و کارگردانی افسانه منادی در کنار امین زندگانی هستم که کاری کاملا جدی است.
بعد از باغ مظفر رفتید سراغ فرزند صبح. رفتن از یک کار طنز به یک کار جدی تاریخی کمی سخت نیست؟

زمانی این سخت می‌شود که همزمان هم در یک کار جدی کار کنم و هم در یک کار طنز. ولی وقتی پرونده یک کار در ذهن من بسته شد، سراغ کار دیگری بروم، دیگر آن سختی را ندارد. به نظر من کار طنز خیلی مشکل است. وقتی بعد از یک کار طنز، وارد کار جدی می‏شوم، حس بهتری دارم و راحت‏تر می‏توانم کار کنم و آمادگی بیشتری دارم چون در کار طنز بیشتر به تمرکز و تمرین نیاز است. در قهوه تلخ مجبورم نقش را سریع بگیرم و ایده برایش بدهم و خیلی سریع هم حفظ کنم برای همین هم وقتی سر یک کار جدی می‌روم راحت تر می‌توانم ایده پردازی کنم و متن را سریع‏تر حفظ می‏کنم.
تاخیری که در ارائه قسمت‏های بعدی وجود دارد برای چیست؟

این نه دست گروه تولید است و نه دست گروه تهیه. بخشی از این تاخیر به خاطر محرم بود و بقیه، همه‌اش مربوط می‌شود به شرکت‌هایی که مسئولیت پخش کارها را برعهده دارندو یک وقت‏هایی خیلی ضعیف عمل می‏کنند. در خیلی شهرستان‌ها حتی به پخش هم نمی‏رسد. از بعضی شهرستان‏ها تماس می‏گیرند و گلایه می‏کنند که حتی بیلبورد تبلیغاتی هم در شهرشان وجود ندارد برای این سریال.

« سعادتمند کسی است که از هر اشتباه و خطایی که از او سر می زند، تجربه ای جدید به دست آورد »
سقراط

Mehdi900

Mehdi900
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : بهمن 1389 
تعداد پست ها : 6667
محل سکونت : بوشهر
دسترسی سریع به انجمن ها