عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر کس حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار اوست. بحارالأنوار، ج43، ص261

برای سلیمان زمانه شدن، چه باید کرد ؟!

برای سلیمان زمانه شدن، چه باید کرد ؟!
دوشنبه 2 اسفند 1389  11:27 ق.ظ

برخی افراد تا کسب و کاری برای زندگی شان پیدا نکرده اند و به مشکلی خورده اند ، تسبیح به دست می گیرند و جانماز پهن می کنند ، به جمکران می روند ، نذرمی کنند ، التماس می کنند اما همین که به نان و نوایی رسیدند ، صندلی و میزی تصاحب کردند ، آنقدر بی ظرفیت می شوند که نه خدا را می شناسند و نه رسولش را ، نه راه مسجد را یاد دارند ونه حتی وضو گرفتن و نماز خواندن را !

 

اینان اینقدر بی جنبه هستند که حتی توانایی مواجه شدن با چند وُلت از نعمت های خدا را ندارند ، بیچارگانی که در یک حوض چند متری غرق می شوند ، چه رسد به رودخانه و دریا !

 

ما باید بندگی را ازسلیمان یاد بگیریم . او که ثروت و قدرتش به جایی رسید که به فرموده ی قرآن ، برای هیچ کس دیگر میسّر نشد ، تا آنجا که دریاها ، آسمان ها ، و جنّ و پرندگان همه مسخّر وی شدند.

 

او در متن قدرت غرق نشد ، زیرا از نعمت ها و ثروتش پلی به سوی خدا باز کرده بود .

 

سلیمان به جایی رسید که خداوند از او به نیکی و زیبایی یاد میکند و می فرماید : " سُلَیْمَانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ ."

 

خدا سلیمان، ثروتمند عالم را پسندیده است و از او به خوبی یاد می کند .

 

 

چه شد که سلیمان با آن همه ثروت و دارایی امضای تأیید را از خداوند گرفت؟!

 

آری امضای خدا در کارنامه ی خوبان بی حساب نیست ، سلیمان مهر تأیید گرفت ، زیرا او أوّاب است . أوّاب به سرمایه و دارایی به عنوان هدف نگاه نمی کند ، بلکه آن را وسیله و اسباب می داند

 

زنبور عسل را نیز أوّاب می گویند ؛ چرا که زیاد می رود و باز می گردد . تلاش و کوشش می کند ، اما باز می گردد و در هر بازگشت ، شهد و سرمایه ای با خود می آورد و با آن عسل دست و پا می کند.

 

 

کوچکتر که بودیم ، برای خرید نان که روانه ی خیابان می شدیم ، در راه به هر چیز زیبا و زرق و برق داری برخورد می کردیم ، ماتمان می برد . ما برای خرید رفته بودیم و جمعی منتظر خرید ما بودند ، اما بی خیال سرگرم مسائل دیگر می شدیم و گاهی هم به جای خرید نان ، آنها باید به دنبال ما در خیابان ها می آمدند .

 

اما اوّاب این گونه نیستند . می رود و باز می گردد ، سرمایه اش را بیهوده مصرف نمی کند . پا در هر راهی نمی گذارد ، چشم به هر چیزی نمی دوزد ، بلکه او به دنبال کاری است ، ودر تمام مسیر این کار را فراموش نمی کند .

 

سلیمان به سوی خدا زیاد روی می آورد ، یادش نمی رفت برای چه در حرکت است ، مقصدش را فراموش نمی کرد ، اسب های گران قیمت ، خانه ها و برج های سر به فلک کشیده ، زرق و برق دنیا او را با خود نمی برد،4 بلکه سلیمان ، این دارایی ها را با خود همراه کرد و به سوی خدا برد و شهد و سرمایه اش را در کندوی عبودیت جمع کرد .

 

پس بیایید سلیمان و أوّاب زمانه باشیم ، تا خداوند با دیدن ما به فرشتگانش افتخار کند ، و همچون سلیمان کندویی از عبودیّت و اطاعت بسازیم .

عالم محضر خداست درمحضر خدا گناه نکنید حضرت امام (ره)

hasantaleb

hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان
دسترسی سریع به انجمن ها