عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

نگاهي به سيره امام صادق(ع)

نگاهي به سيره امام صادق(ع)
دوشنبه 2 اسفند 1389  02:33 ب.ظ

1- كار و تلاش و دستگيري از مستمندان: امام صادق(ع) نه تنها ديگران را دعوت به كار و تلاش مي ‏كرد، بلكه ‏خود نيز با وجود مجالس درس و مناظرات و... در روزهاي داغ ‏تابستان، در مزرعه‏اش كار مي ‏كرد. يكي از ياران حضرت مي‏ گويد: آن ‏حضرت را در باغش ديدم، پيراهن زبر و خشن برتن و بيل در دست، باغ را آبياري مي ‏كرد و عرق از سر و صورتش مي ‏ريخت، گفتم: اجازه‏دهيد من كار كنم. فرمود: من كسي را دارم كه اين كارها را بكند ولي دوست دارم مرد در راه به دست آوردن روزي حلال از گرمي آفتاب ‏آزار ببيند و خداوند ببيند كه من در پي روزي حلال هستم.(1) حضرت در تجارت نيز چنين بود و بر رضايت ‏خداوند تاكيد داشت. لذا وقتي كار پرداز او كه با سرمايه امام براي تجارت به مصررفت و با سودي كلان برگشت، امام از او پرسيد: اين همه سود را چگونه به دست آورده‏اي؟ او گفت: چون مردم نيازمند كالاي ما بودند، ماهم به قيمت گزاف فروختيم. امام فرمود: سبحان الله! عليه مسلمانان هم ‏پيمان شديد كه كالايتان را جز در برابر هردينار سرمايه يك دينار سود نفروشيد! امام اصل سرمايه را برداشت و سودش را نپذيرفت و فرمود: اي مصادف! چكاچك شمشيرها از كسب روزي حلال آسان تر است.(2) حقيقت اين است كه امام(ع) در نهايت علاقه به كار و تلاش، هرگز فريفته درخشش درهم و دينار نمي ‏شد و مي ‏دانست كه بهترين كار از نظر خداوند تقسيم دارايي خود با نيازمندان است، حقيقتي كه ما هرگز از عمق جان بدان ايمان عملي نداشته و نداريم. امام خود درباره باغش مي‏ فرمود: وقتي خرماها مي رسد، مي ‏گويم ديوارها را بشكافند تا مردم وارد شوند و بخورند. هم چنين مي‏ گويم ده ظرف ‏خرما كه بر سر هر يك ده نفر بتوانند بنشينند، آماده سازند تاوقتي ده نفر خوردند، ده نفر ديگر بيايند و هريك، يك مد خرمابخورند. آن ‏گاه مي ‏خواهم براي تمام همسايگان باغ(پيرمرد، پيرزن، مريض، كودك و هركس ديگر كه توان آمدن به باغ را نداشته) يك مدخرما ببرند. پس مزد باغبان و كارگران و... را مي ‏دهم و باقي ‏مانده محصول را به مدينه آورده بين نيازمندان تقسيم مي‏ كنم و دست آخر از محصول چهار هزار ديناري، چهارصد درهم برايم‏ مي ‏ماند.(3)

2- ساده زيستي و همرنگي با مردم: امام همانند مردم معمولي لباس مي ‏پوشيد و در زندگي رعايت اقتصاد را مي‏ كرد. مي ‏فرمود: بهترين لباس در هر زمان، لباس معمول همان ‏زمان است. لذا(4) گاه لباس نو و گاه لباس وصله دار برتن‏ مي‏ كرد. لذا وقتي سفيان ثوري به وي اعتراض مي‏ كرد كه: پدرت علي ‏لباسي چنين گرانبهاي نمي ‏پوشيد، فرمود: زمان علي(ع) زمان فقر و اكنون زمان غنا و فراواني است و پوشيدن آن لباس در اين زمان، لباس شهرت است و حرام... پس آستين خود را بالا زد و لباس زير را كه خشن بود، نشان داد و فرمود: لباس زير را براي خدا و لباس نو را براي شما پوشيده‏ام.(5) با اين همه حضرت هم گام و هم سان با مردم بود و اجازه نمي ‏داد، امتيازي براي وي و خانواده‏اش در نظر گرفته شود. و اين ويژگي‏ هنگام بروز بحران ‏هاي اقتصادي و اجتماعي بيشتر بروز مي ‏يافت. از جمله در سالي كه گندم در مدينه ناياب شد، دستور داد گندم‏ هاي ‏موجود در خانه را بفروشند و از همان، نان مخلوط از آرد جو و گندم كه خوراك بقيه مردم بود، تهيه كنند و فرمود: «فان الله‏يعلم اني واجدان اطعمهم الحنطه علي وجهها ولكني‏احب ان يراني‏الله قد احسنت تقدير المعيشه»(6) خدا مي ‏داند كه مي ‏توانم به بهترين صورت نان گندم خانواده‏ام را تهيه كنم؛ اما دوست دارم خداوند مرا در حال برنامه ريزي صحيح ‏زندگي ببيند.

3- شجاعت: امام صادق(ع) در برابر ستمگران از هر طايفه و رتبه‏اي به سختي ‏مي ‏ايستاد و اين شهامت را داشت كه سخن حق را به زبان آورد و اقدام حق طلبانه را انجام دهد، هر چند با عكس العمل تندي رو به‏رو شود. لذا وقتي منصور از او پرسيد: چرا خداوند مگس را خلق ‏كرد؟ فرمود: تا جباران را خوار كند. و به اين ترتيب منصور را متوجه قدرت الهي كرد.(7) و آن ‏گاه كه فرماندار مدينه در حضور بني هاشم در خطبه ‏هاي نماز به علي(ع) دشنام داد، امام چنان‏ پاسخي كوبنده داد كه فرماندار خطبه را ناتمام گذاشت و به سوي ‏خانه‏اش راهي شد.(8)

4- هم زيستي و مدارا با مسلمانان: امام صادق(ع) شيعيان را به هم زيستي با اهل سنت دعوت مي ‏كرد تا به اين طريق هم شيعيان از جامعه اكثريت منزوي نشوند و هم بتوان‏ احكام و اصول شيعي را با ملاطفت ‏به آنان منتقل كرد. از اين روي‏ در مدار حق با مسامحه با آنان رفتار مي‏ شد، اما اين سهل گرفتن ‏هرگز به معناي زيرپاي گذاشتن اصول نبود و آن جا كه مسأله اصولي در ميان بود، حضرت هرگز تسليم نمي‏ شد. از جمله در يكي از سفرها، امام صادق(ع) به حيره(ميان كوفه و بصره) آمد. در آن‏ جا منصوردوانيقي به خاطر ختنه فرزندش جمعي را به مهماني دعوت كرده بود. امام نيز ناگزير در آن مجلس حاضر شد. وقتي كه سفره غذا انداختند، هنگام صرف غذا، يكي از حاضران آب خواست ولي به جاي آن، شراب آوردند، وقتي ظرف شراب را به او دادند، امام بي ‏درنگ ‏برخاست و مجلس را ترك كرد و فرمود: رسول خدا(ص) فرمود: «ملعون ‏من ‏جلس علي مائده يشرب عليها الخمر.»(9) ملعون است كسي كه در كنار سفره‏اي بنشيند كه در آن سفره شراب ‏نوشيده شود. امام حتي در مجالس عمومي خليفه نيز حاضر نمي ‏شد؛ زيرا حكومت را غاصب مي ‏دانست و حاضر نبود با پاي خود بدان جا برود، زيرا با اين كار از ناحق بودن آنان، چشم پوشي مي‏ شد و تنها زماني كه ‏اجبار بود به خاطر مصالح اهم به آن‏ جا مي ‏رفت؛ لذا منصور ضمن ‏نامه‏اي به وي نوشت: چرا تو به اطراف ما مانند ساير مردم‏ نمي ‏آيي؟ امام در پاسخ نوشت: نزد ما چيزي نيست كه به خاطر آن از تو بترسيم و بياييم، نزد تو در مورد آخرتت چيزي نيست كه به آن ‏اميدوار باشيم. تو نعمتي نداري كه بياييم و به خاطر آن به توتبريك بگوييم و آن چه كه اكنون داري آن را بلا و عذاب نمي ‏داني تا بياييم و تسليت ‏بگوييم. منصور نوشت: بيا تا ما را نصيحت كني. امام نيز نوشت: كسي كه آخرت را بخواهد، با تو هم نشين نمي ‏شود و كسي كه دنيا را بخواهد، به خاطر دنياي خود تو را نصيحت‏ نمي‏ كند.(10)

5- علم امام صادق(ع) و اقدامات وي: آن چه به دوره امامت‏ حضرت امام صادق(ع) ويژگي خاصي بخشيده، استفاده از علم بي ‏كران امامت، تربيت دانش طلبان و بنيان گذاري فكري و علمي مذهب تشيع است. در اين باره چهار موضوع قابل توجه ‏است:
الف- دانش امام.
ب- ويژگي ‏هاي عصر آن حضرت كه منجر به حركت علمي و پايه ريزي ‏نهضت علمي شد.
ج- اولويت‏ ها در نهضت علمي.
د- شيوه‏ ها و اهداف و نتايج اين نهضت علمي.

الف- دانش امام: شيخ مفيد مي ‏نويسد: آن قدر مردم از دانش حضرت نقل كرده‏اند كه به ‏تمام شهرها منتشر شده و كران تا كران جهان را فرا گرفته است و از احدي از علماي اهل ‏بيت(ع) اين مقدار احاديث نقل‏ نشده است ‏به اين اندازه كه از آن حضرت نقل شده. اصحاب حديث، راويان آن حضرت را با اختلاف آرا و مذاهب شان گردآورده و عددشان‏ به چهار هزارتن رسيده و آن قدر نشانه ‏هاي آشكار بر امامت آن ‏حضرت ظاهر شده كه دل ها را روشن و زبان مخالفان را از ايراد شبهه لال كرده است.(11) سيد مؤمن شافعي نيز مي ‏نويسد: مناقب آن حضرت بسيار است تا آن‏ جا كه شمارشگر حساب ناتوان است از آن.(12) ابوحنيفه مي‏ گفت: من هرگز فقيه‏تر از جعفربن محمد نديده‏ام و او حتما داناترين امت اسلامي است.(13) حسن بن زياد مي ‏گويد: از ابوحنيفه پرسيدم: به نظر تو چه كسي درفقه سرآمد است؟ گفت: جعفربن محمد. روزي منصور دوانيقي به من ‏گفت: مردم توجه زيادي به جعفربن محمد پيدا كرده‏اند و سيل جمعيت‏ به سوي او سرازير شده است. پرسش هايي دشوار آماده كن و پاسخ ‏هايش ‏را بخواه تا او از چشم مسلمانان بيفتد. من چهل مسأله دشوار آماده كردم. هنگامي كه وارد مجلس شدم، ديدم امام در سمت راست‏ منصور نشسته است. سلام كردم و نشستم. منصور از من خواست ‏سوالاتم ‏را بپرسم. من يك يك سؤال مي ‏كردم و حضرت در جواب مي ‏فرمود: در مورد اين مسأله، نظر شما چنين و اهل‏ مدينه چنان است و فتواي خود را نيز مي‏ گفتند كه گاه موافق و گاه مخالف ما بود. (14)

پي‏نوشت ها:
1- بحارالانوار، ج‏47، ص‏56.
2- همان، ص‏59؛ «سبحان الله تحلفون علي قوم الا تبيعونهم الابربح الدينار دينارالله ثم قال: يا مصادف! مجالده‏السيوف اهون من طلب الحلال.»
3- وسايل الشيعه، ج‏16، ص 488.
4- بحارالانوار، ج‏47، ص 54.
5- اعيان الشيعه، ج 1، ص 660.
6- همان، ص‏59.
7- تهذيب الكمال، ج 5، ص 92(يا ابا عبدالله لم خلق الله‏الذباب، فقال: ليذل به الجبابره).
8- وسايل الشيعه، ج‏16، ص‏423.
9- فروع كافي، ج‏6، ص 268.
10- مستدرك الوسايل، ج 2، ص 438.
11- ارشاد مفيد، ص 254.
12- منتهي الامال، ج 2، ص‏139.
13- الامام الصادق و ابوزهره، ص 224؛ جامع المسانيد، ص 222.
14- منتهي الامال، ج 2، ص 140.

منبع: ماهنامه كوثر شماره 40

عالم محضر خداست درمحضر خدا گناه نکنید حضرت امام (ره)

hasantaleb

hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان
دسترسی سریع به انجمن ها