عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله: بخشنده ترین شما پس از من کسی است که دانشی بیاموزد آنگاه دانش خود را بپراکند. میزان الحکمه

مبارزات امام حسن عسکري(ع)

مبارزات امام حسن عسکري(ع)
دوشنبه 2 اسفند 1389  02:34 ب.ظ

پيشوايان معصوم مظهر زيباي ارزش هاي متعالي انسان و تجلي آيات قرآني در حيات اجتماعي و سياسي خويشند. صفات متضاد در اقيانوس وجودشان به هم پيوند خورده و منظره دل انگيزي از انسان کامل را فرا روي عاشقان فضيلت ها و پاکي ها قرار داده است. شبانگاهان ميعاد نيايش ها و خلوت خالصانه آن ها با معبود هستي است و روزها ميدان جهاد و اميد بخشيدن به آينده و نهراسيدن از شب هاي ديجور ظلم و ستم. درياي فضيلت آنان مجموعه اي از بيم و اميد، ولايت و برائت، شوق و اندوه، خروش و بردباري، عبادت و جهاد و زهد و مسئوليت پذيري در مسائل مهم اجتماعي است. همه اين ها در سايه لطف الهي تحقق مي يابد که همواره جامعه را از وجود آنان بهره مند ساخته است. امام عسکري(ع) ستاره درخشاني از منظومه نور و عصمت است. وقتي بر سجاده اش قامت نماز مي بندد، از همه دنيا مي برد، عابدان را به حسرت وا مي دارد و انسان هاي دور افتاده از وصال و فطرت را به ساحل بندگي رهنمون مي شود. صالح ابن وصيف، زندانبان حضرت، بدين امر اعتراف کرده است. او در پاسخ به کساني که او را به سخت گيري بيشتر فرا مي خواندند، گفت: چه کنم؟ شرورترين افراد را بر وي مي گمارم، ولي پس از چندي جذبه اش آنان را به نماز و روزه وا مي دارد. امام(ع) در صحنه هاي اجتماعي - سياسي نيز براي حق باوران و عدالت جويان الگويي جامع است.

امام عسکري(ع) و زندان هاي طاغوت

هر چند حضور اجباري امام حسن(ع) در محله«عسکر» شهر سامرا که شهرت عسکري را برايش به ارمغان آورد، نوعي زندان شمرده مي شود؛ اما طاغوتيان به اين مقدار بسنده نکردند و بارها حضرت را به زندان هاي مخوف افکندند. بي ترديد اين زندان ها نتيجه رويارويي آن بزرگوار به چهار خليفه عباسي(المستعين بالله، المعتز بالله، المهتدي بالله، المعتمد بالله) بود؛ مبارزاتي که نگاهي گذرا بدان سودمند مي نمايد:

1- مرحوم کليني مي نويسد: امام عسکري(ع) را نزد علي بن«نارمش» زنداني کردند. او ناصبي بود و بر آل ابيطالب سخت مي گرفت. درباريان به وي سفارش کردند که بر حضرت سخت بگيرد؛ ولي هنوز يک روز از زنداني شدن امام نگذشته بود که ابن نارمش تحول يافت و چنان شد که از هيبت و عظمت امام چشم از زمين برنمي داشت. چندي بعد، المستعين، خليفه عباسي، تصميم گرفت حضرت را به قتل برساند. او به سعيد دربان دستور داد امام(ع) را سمت کوفه برده، در راه نابود سازد. اين خبر ميان شيعيان منتشر شد. پاکدلان ضمن نامه اي حضرت را از اين تصميم آگاه ساختند. امام در پاسخ آنان چنين نوشت: من از خدا خواستم اين طاغوت را تا سه روز ديگر از ميان بردارد. دعاي امام به اجابت رسيد و روز سوم ترکها المستعين را از خلافت برکنار کردند.

2- ابي هاشم جعفري مي گويد: من همراه امام عسکري(ع) در زندان مهتدي بودم. حضرت به من فرمود: ابو هاشم، اين طاغوت مي خواهد امشب مرا به قتل برساند؛ ولي در اين شب، عمرش پايان مي يابد. او فرزندي ندارد؛ ولي خداوند به من فرزندي عنايت خواهد کرد. خليفه، بامداد، به وسيله ي ترکان به قتل رسيد، ناآگاهان با معتمد بيعت کردند و ما سالم مانديم.

3- وقتي«معتمد»، خليفه عباسي، حضرت را همراه برادرش«جعفر» به زندان علي بن حزين فرستاد، پيوسته از حال وي مي پرسيد و علي بن حزين پاسخ مي داد: روزها را به روزه و شب ها را به عبادت مي گذراند. معتمد روزي تصميم گرفت امام(ع) را آزاد سازد. علي بن حزين پيام معتمد را به حضرت ابلاغ کرد. حضرت از زندان بيرون آمد و منتظر ماند تا جعفر نيز به وي بپيوندد. علي بن حزين گفت: منتظر نمانيد، تنها فرمان آزادي شما آمده است. امام فرمود: به معتمد بگو، من و جعفر با هم دستگير شديم و مي داني که اگر تنها برگردم، چه خواهد شد؟ اين پيام سبب شد معتمد با آزادي جعفر نيز موافقت کند. صميري مي گويد امام در حال بيرون رفتن اين آيه را تلاوت فرمود: (يريدون ليطفئوا نور الله بافواههم و الله متم نوره و لو کره الکافرون)(صف، 61: 8) اراده مي کنند نور الهي را با دهان هاشان خاموش کنند، اما خداوند نورش را کامل مي کند، هر چند کافران را ناخوشايند باشد. سال هاي زندان بر امام بسيار سخت مي گذشت. رفتار زندانبانان اغلب بسيار وحشت زا بود. در يکي از زندان ها همسر زندانبان شوهرش را نصيحت کرد و ضمن يادآوري شخصيت الهي حضرت، او را از بد رفتاري باز داشت. مرد گفت: تصميم دارم وي را ميان درندگان بيفکنم. آن گاه از مسئولان اجازه گرفت و حضرت را ميان درندگان افکند. البته درندگان حرمت فرزند فاطمه(س) را نگاه داشتند و بي هيچ آزاري پيرامونش حلقه زدند.

امام عسکري(ع) و رابطه تشکيلاتي با شيعيان

يکي از روش هاي امام(ع) در مبارزه با خلفاي ستمگر، ايجاد رابطه عميق با شيعيان است. ابوهاشم جعفري مي گويد: در يکي از روزها امام مرا فرا خواند، چوبي در اختيارم گذارد و فرمود: اين را به«عمري» برسان. در راه به سقائي رو به رو شدم. مرد آبکش از من خواست کنار روم تا مزاحم استرش نباشم؛ من کنار نرفته، چوب را بلند کردم و به استر زدم. ناگهان چوب شکافته شد و نامه هاي درونش بر زمين فرو غلتيد. شتابان، نامه ها را جمع کردم و در حالي که سقا دشنامم مي داد پي ماموريت خويش شتافتم. وقتي به خانه امام(ع) باز گشتم، عيسي، خادم حضرت، نزدم شتافت و گفت: آقايت مي گويد: چرا استر را زدي و چوب را شکستي؟ ديگر چنين مکن. اگر شنيدي کسي به ما دشنام مي دهد، از معرفي خود بپرهيز و راه خويش پيش گير؛ زيرا ما در بد سرزميني زندگي مي کنيم. آن چه احمد بن اسحاق بيان مي کند نيز در همين راستاست. او مي گويد: از امام عسکري(ع) خواستم چيزي بنويسند تا خط حضرت را بشناسم و بتوانم نامه هاي آن بزرگوار را تشخيص دهم. امام(ع) فرمود: خط گاه با قلم درشت و زماني با قلم باريک است؛ از اين جهت به خود ترديد راه مده. سپس دوات خواست و به نوشتن پرداخت. با خود گفتم: خوب است قلم حضرت را بگيرم. پيش از آن که سخني به زبان آورم، حضرت قلم را به من بخشيد. روايات فوق نشان مي دهد که ارتباط امام(ع) با شيعيان از دقت و ظرافت خاصي برخوردار بود و حضرت همواره آنان را در يک حرکت هماهنگ و نظام مند رهبري مي کرد.

امام و پاسداري از شيعيان

يک حرکت اصيل، براي تداوم، به حفظ موجوديت و استفاده درست و به جا از نيروهاي وابسته است. حرکت هاي غير اصولي و نابجا خطر بزرگي است که حتي نهضت هاي الهي را سمت نابودي پيش مي برد. بدين سبب، امامان معصوم(ع)، همواره شيعيان را به رعايت اصل قرآني«تقيه» سفارش مي کردند. امام عسکري(ع) ضمن تاکيد بر برائت از دشمنان، پيوسته اين اصل را به شيعيان يادآوري مي کرد. بخشي از رواياتي که بدين حقيقت اشاره مي کند، عبارت است از:

1- يکي از دوستداران امام(ع) مي گويد: در سامرا به انتظار زيارت حضرت در بيرون از خانه اش به سر مي برديم که نامه امام را دريافت کرديم. حضرت نوشته بود: کسي به من سلام و اشاره نکند، در اين صورت امنيت جاني نخواهد داشت.

2- صميري مي گويد: حضرت برايم نوشت: مواظب خود باشيد و آمادگي داشته باشيد. پس از سه روز، حادثه اي رخ داد. به حضرتش نوشتم: آيا منظورتان آمادگي براي اين حادثه بود؟ پاسخ داد: خير، مواظب باشيد؛ پس از چند روز، معتز کشته شد.
 
3- ابوهاشم جعفري، ياور نزديک امام(ع) مي گويد: وقتي در زندان بودم، امام عسکري(ع) را همراه برادرش جعفر به زندان آوردند. براي عرض سلام به حضورش شتافتم؛ حضرت به مردي که خود را علوي معرفي مي کرد، اشاره کرد تا بيرون رود. پس از خروج او، فرمود: مواظب اين مرد باشيد که جاسوس است و گزارشي از شما براي خليفه آماده کرده است. اندکي بعد، لباس هاي آن مرد را گشتيم چنان که حضرت فرموده بود گزارشي دقيقي به همراه داشت.

تبرا و تولا

چهارمين جلوه مبارزاتي امام(ع) فرمان بيزاري از دشمنان اهل بيت(ع) و اظهار ولايت و همبستگي با آنان است. علي بن عاصم به امام عسکري(ع) گفت: من بر حمايت عملي از شما توانا نيستم و جز ولايت شما و برائت از دشمنان تان سرمايه اي ندارم. حضرت فرمود: کسي که توان ياري ما را ندارد؛ ولي در خلوت دشمنان ما را لعنت مي کند؛ خداوند فرشتگان را از کردارش آگاه مي سازد و آن ها براي او آمرزش مي طلبند. سلام و رحمت پروردگار بر يازدهمين گوهر درخشان درياي عصمت. هنگامي که در سال 232 ه. ق ديده به جهان گشود و زماني که در سال 260 به شهادت رسيد. و وقتي که کنار پدر بزرگوارش به خاک سپرده شد.

منبع: سايت حوزه

عالم محضر خداست درمحضر خدا گناه نکنید حضرت امام (ره)

hasantaleb

hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان
دسترسی سریع به انجمن ها