عضویت العربیة English
امام جواد علیه‌السلام: عزّت مؤمن در بى نیازى او از مردم است. بحارالأنوار، ج 75، ص 109

گره‌هاي کور در تاروپود "فرش" آذربايجان!

گره‌هاي کور در تاروپود "فرش" آذربايجان!
دوشنبه 2 اسفند 1389  02:34 ب.ظ

صداي متناوب فرود آمدن "دفه" بر روي رجها و گرههاي بافته شده، گوش را نوازش مي‌دهد. صداي دلنشين و شعرگونه‌ي ديگري هم به گوش مي‌رسد که همچون ترانه‌اي در يک باغ و بوستان، زيبايي گلها را دوچندان مي‌کند. "يکي رد کن، يکي بگذار، قرمز را کنار آبي بگذار، با "نازيح اَل گاش" چهار تا بينداز، دو تا بگذار رويش! و...!

و اين دکلمه‌ي نامفهوم براي من و تو، اما براي آنها که پشت "دزگاه" و روي تخته‌بند نشسته و "ايپک" را از ميان تارها عبور داده و ايلمک(گره) مي‌اندازند، ترانه‌اي آشنا و سخني پرمعني است و از تجميع اين ترانه‌هاي گوشنواز و حرکات ماهرانه انگشتها و فرود سرسختانه دفه، قالي از دار درمي‌آيد. رقص انگشتان دست بر روي دار، سماع عارفانه‌اي است که با چرخش نخها و شهرآشوبي رنگها همراه و سمفوني عشق سروده مي‌شود و بدين ترتيب زيباترين هنر ايراني و شورانگيزترين صنعت دستي، پا به عرصه‌ي وجود مي‌گذارد. هنري به نام "فرش"!

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، منطقه آذربايجان‌شرقي، "فرش"، نابترين هنر ايراني و زيباترين شاهکار انساني به شمار مي‌رود که چشم جهانيان را خيره ساخته و زبان تحسين هنرمندان و هنردوستان را در جاي‌جاي اين کره خاکي برانگيخته است. هنري که مقام انساني و ذوق و خلاقيت او را از فرش تا عرش پرواز داده و کالبد او را با تاروپود فرش پيوند زده است، تا آنجا که قاليبافي نه تنها يک هنر که اينک به يک صنعت و حرفه با قابليت اشتغال‌زايي بسيار بالا مبدل شده است.

اکنون، شهر به شهر، روستا به روستا و ايل به ايل، مرد و زن ايراني، به اندوخته‌ي هنري خويش و اشتياق خود به تلاش براي خلق اثري هنري از فرش مي‌بالد.

و در اين ميان آذربايجان و جايگاه آن در صنعت فرش و قاليبافي بر کسي پوشيده نيست. رنگها و نقوش ناب فرش آذربايجاني، اکنون شهره‌ي آفاق است. چرا که مردمان آذربايجان، عشق را با هنر و خلاقيت و صنعت، در هم آميخته و شاهکاري جاودانه خلق مي‌کنند. به جرأت مي‌توان گفت که ايران شهرت و آوازه‌ي خود از فرش و قالي را مديون فرش آذربايجان و تبريز است. بي‌شک اگر ذوق آذربايجاني در نقشبند فرش حضور نداشت، اينک نه از فرش نامي بود و نه از افتخاري که ايران و ايراني اکنون به آن متصف است.

با وجود همه‌ي اين قابليتها و تواناييها، متاسفانه طوفانهاي سهمگين و خردکننده در طول ادوار گذشته و حال پيکره‌ي فرش آذربايجان را در نورديده و دلهاي هزاران هنرمند و دست‌اندرکار فرش را لرزانده است.

صنايع دستي و در راس آن قاليبافي در عين حال که قابليت اشتغالزايي بالايي دارند، از نظر اقتصادي نيز مستعد ارزآوري بالا براي کشور بوده و همواره مورد توجه تجار و گردشگران خارجي بوده است.

فرشبافي ضمن فراهم کردن زمينه اشتغال هزاران بيکار، صنايع جانبي را نيز به تکاپو و فعاليت وامي‌دارد. صنايع رنگرزي، نجاري، نخ‌ريسي، توليد ابريشم، توليد الياف، قاليشويي، بازار و تجارت فرش و چندين صنعت و شغل ديگر از جمله مشاغلي هستند که رونق خود را مديون رونق "صنعت فرش" هستند.

فرش از گذشته تا امروز

آثار بر جاي مانده از دوره‌هاي تاريخي گذشته، نشان از آن دارد که "هنر قاليبافي" يکي از مشاغل عمده‌ي مردم آذربايجان در طي قرون گذشته بوده است. روايتها و اسناد معتبر حکايت از آن دارد که در قرن سوم هجري، آذربايجان از بزرگترين مراکز بافت قالي و زيلو بوده است. قاليبافي در دوره‌ي تيموريان و سپس در دوره‌ي صفويه(قرون دهم و يازدهم هجري قمري) سير تکامل خود را طي کرده و شهر تبريز به عنوان يکي از شهرهاي تاثيرگذار کشور، از زمان جانشينان هلاکوخان(قرن هفتم) بزرگترين مرکز دادوستد قالي به شمار مي‌رفت. هر چند که در اين دوره، ضربات تلخ و مهلکي بر پيکر هنر ايراني وارد آمد اما قاليهاي نفيس و ارزشمند بافته شده در آذربايجان در دوره صفوي، هنوز هم در موزه‌هاي مطرح جهان و ايران خنياگر عشق، معرفت و زيبايي و ميزبان هزاران انسان هنردوست است.

تبريز، به عنوان کانون مهم توليد و تجارت فرش از ديرباز نقش مهمي ايفا کرده و اغراق نيست اگر بگوييم که رونق، احيا و اعتلاي قالي ايران و حتي جهان، مديون آذربايجان و قاليبافان و تاجران آن بوده است.

اواخر دوره قاجار و اوايل سلطنت پهلوي، دوره اوج هنرنمايي و پويايي صنعت قالي در آذربايجان بوده است. هنوز هم نام تاجران خوش‌فکر و معروف تبريز، ورد زبان مردم آذربايجان و ايران بوده و بر سردر حجره‌ها، کوچه‌ها و خانه‌ها مي‌توان اين اسامي را مشاهده کرد. بازار "مظفريه" تبريز، نشانه اوج اين تجارت و نماد ابهّت و جايگاه آن در ادوار گذشته است.

آذربايجان‌شرقي و 300 هزار هنرمند قاليباف

به گفته رييس سازمان بازرگاني آذربايجان‌شرقي، سالانه به ارزش 600 ميليون دلار فرش از کشور صادر مي‌شود و سهم ايران از بازار فرش جهان 50 درصد است. در اين ميان سهم آذربايجان‌شرقي از مجموع صادرات کل کشور 30 تا 40 درصد است. استاني که سالانه يک ميليون مترمربع قالي در کارگاههاي آن بافته مي‌شود. البته با توجه به قابليتها و توانمنديهاي آذربايجان در امر توليد و عرضه فرش و سابقه چندين هزار ساله اين ديار در اين امر، جز اين نيز انتظار نمي‌رود.

بر اساس آمارها بيش از 10 ميليون نفر در ايران به طور مستقيم و غيرمستقيم از صنعت فرش ارتزاق مي‌کنند. اين آمار را رئيس اداره فرش آذربايجان‌شرقي ارائه مي‌دهد و مي‌افزايد: جمعيت 10 ميليوني شاغل مستقيم و غيرمستقيم كه به همراه خانواده خود از اين هنر صنعت ارتزاق مي‌کنند و حداقل 2.5 ميليون نفري كه در امر بافت قالي فعال هستند امر ساده‌اي نيست و توجيه منطقي حمايت از اين هنر صنعت را بيشتر مي‌کند.

اما رئيس سازمان بازرگاني آذربايجان‌شرقي از اشتغال 8 ميليون نفر در صنعت فرش در کشور خبر داده و مي‌گويد: هم‌اکنون 500 هزار نفر در آذربايجان‌شرقي در اين زمينه فعال هستند!

آمار ديگري را هم مدير هماهنگي و نظارت بر امر توليد مرکز ملي فرش ايران ارائه مي‌دهد.

به گفته "مهدي کاتب"، هم اکنون چيزي حدود يک ميليون تا يک ميليون و 200 هزار قاليباف در سطح کشور فعال هستند.

اين تفاوت و تناقض در آمارها نشان از آن دارد که متاسفانه آمار جامع و اطلاعات دقيق و کاربردي در اين رابطه هم وجود ندارد و بديهي است که ضرر و زيان اصلي اين خلاء آماري بيشتر بر قاليبافان وارد شده، امکان خدمات‌رساني به آنها را نيز محدود مي‌کند.

آذربايجان، خاستگاه طرحهاي ناب قاليبافي

"طرح و نقشه تبريز" و نوع طراحي و بافت آن، از نظر کارشناسان قالي، بي‌نظير و منحصر به‌فرد است. تنوع‌طلبي و بهره‌گيري از طرحها و نقشه‌هاي نقاط مختلف ايران از ويژگيهاي قالي آذربايجان است. اما نقشه‌هاي معروف به کار رفته در اين منطقه، بيشتر بر اساس طرحهاي "شاه‌عباسي"، "ترنج" و "اسليمي" است. "شکارگاه"، "شيخ صفي"، "منظره چهارفصل"، "زيرخاکي"، "بوته"، "گلداني"، "شمعداني"، "گل فرنگ" و "چرخ فلکي" نيز طرحهاي معروف ديگر قالي آذربايجان است.

هرچند که اين طرحهاي ناب، توسط برخي سودجويان و عمدتاً کشورهايي نظير هند، پاکستان، چين و افغانستان، مورد تهديد قرار گرفته، اما اصالت هنر قاليبافي آذربايجان همچنان شهره محافل هنري جهان است و با وجودي که اين دست درازي به هنر اصيل ايراني، سبب کسادي بازار فرش ايران در برخي کشورهاي خارجي شده اما هنرشناسان و کارشناسان خبره فرش، به راحتي اصل را از فرع و طلا را از مفرغ تشخيص داده، آن را ارج مي‌نهند.

به هرحال قريب به 200 هزار نفر به طور مستقيم(درجه اول) و 300 هزار نفر به طور غيرمستقيم در زمينه‌هايي نظير تجارت، رنگرزي، توليد نخ، رفوگري، نقاشي و... در سطح استان آذربايجان‌شرقي فعاليت مي‌کنند. اما اين ميزان اشتغالزايي به همين جا ختم نمي‌شود چرا که در لايه‌هاي ديگر و درجات بعدي نيز مي‌توان به سطح و ميزان گسترده‌اي از شاغلاني دست يافت که با حداقل سرمايه‌گذاريها(اعم از دولتي و غيردولتي) خود به عنوان واحدهاي مولّد و کارآفرين عمل مي‌کنند.

بي‌هنران و سرقت خلعت ايرانيان!

هر توليد و فرآورده‌اي اگر مجال عرضه و جلوه‌گري نيابد هرگز نمي‌تواند به بلوغ، بالندگي و توسعه برسد. اين قاعده در مورد "صنايع دستي" و در رأس آن "فرش" به عنوان شاهکار هنري دست بشر نيز، مصداق دارد.

در روزگاري نه چندان دور، فرش ايران و آذربايجان، سرآمد صنايع دستي جهان به شمار مي‌رفت. عيار فرش توليدي هر کشوري را با شاخصي به نام فرش ايران و آذربايجان مي‌سنجيدند. فرش تبريز شاخصي بود براي کيفيت هنر صنعت فرش. اما به مرور زمان و در اثر سهل‌انگاري و غرور بي‌جاي نيروهاي داخلي و فرصت‌طلبي "به کمين نشسته‌هاي عرصه هنر و اقتصاد"، اين گوهر درخشان، تلألوء خود و اعتبار گذشته خويش را از کف داد. اکنون کار به جايي رسيده که فرشهاي توليدي کشورهاي جهان سوم، که سابقه توليد و بافت فرشهاي هنري آنها به سختي به يکي دو دهه مي‌رسد، به رقيب سرسخت فرشهاي هنري و اصيل ايران تبديل شده‌اند.

"چين" با استفاده از نيروي کار ارزان، کالاهايي ارزان و نامرغوب به بازار برخي كشورها عرضه مي‌کند. "هند" و "پاکستان"، ذائقه مشتريان را هدف قرار داده و با استفاده از فناوريهاي نوين در بازاريابي و قبول سفارشات بافت فرش منطبق با سليقه مشتريان، در بازار جهاني اين هنر، دلبري مي‌کنند.

"ترکيه" از نمد گردشگران و توريستهاي خارجي بسيار، کلاهي گشاد از تجارت فرش براي خود دست و پا مي‌کند و در اين ميان تنها سري که بي‌کلاه مي‌ماند بازار فرش اصيل ايراني است!؟

البته در برخي مواقع نيز تحريمهاي خصمانه غرب عليه کشورمان، مزيد بر علت و سبب سوءاستفاده برخي فرصت‌طلبان خارجي عرصه توليد و عرضه فرش شده است؛ تا آنجا که وزير بازرگاني هم تحريم فرش دستباف ايران را يک اقدام ظالمانه توصيف کرده و مي‌گويد: در شرايطي که فرش دستباف ايراني توسط اقشار محروم بافنده توليد مي‌شود، هرگونه تصميم درباره تحريم اين هنر صنعت از جنبه‌هاي بشري کاملاً غيرانساني است.

اين نوع رفتارهاي سياسي مي‌تواند نگرانيهايي را براي جامعه قاليبافان و بازار فرش ايران ايجاد کند.احتمال اينکه فرش ايران به نام چين در بازارهاي آمريکا فروخته شود، بسيار زياد است. بنابراين مسئولان بايد کاملاً بر اين مسئله حساس باشند که سابقه درخشان فرش ايران در بازارهاي جهاني از بين نرود.

بازاريابي، حلقه گمشده فرش آذربايجان

در عرصه تجارت هرگز نمي‌توان رقيب را به اتخاذ شيوه‌ها و اصول قيمت‌گذاري مجبور کرد اما مي‌توان با به کارگيري راهکارها و تدابير سنجيده، گوهر ناب را از ميان انبوه جواهر خوش آب و رنگ ولي قلابي تشخيص داد. بزرگترين مشکل رکود فرش ايران در عرصه تجارت جهاني، فقدان حلقه بازاريابي و ذائقه‌شناسي از مبدأ تا مقصد است.

به گفته "مرتضي لطفي‌افشار"، رئيس گروه سليقه‌يابي مرکز ملي فرش ايران، مرحله بازاريابي و تجارت فرش، بزرگترين مشکل قالي ايراني است که هيچ زماني به شکل هدفمند انجام نشده است.

عدم سياست‌گذاري منطقي و عدم اجراي سياستهاي تعريف شده در اين رابطه، سبب شده تا 80 درصد سهم بازار فرش جهان از دست اين هنر ايراني خارج شود. به عبارت ديگر، ايران با وجود بهره‌مندي از قابليتهاي گسترده و غير قابل انکار در زمينه توليد و عرضه فرش، تنها بر 20 درصد تجارت جهاني فرش دستباف مالکيت دارد. سهمي که هرگز با قابليتهاي موجود و پيشينه درخشان آن همخواني و تناسب ندارد.

با اين حال، "نجفي"، رئيس سازمان بازرگاني آذربايجان‌شرقي، وضعيت صادرات فرش آذربايجان را "مطلوب" توصيف کرده، مي‌گويد: توافقنامه‌هايي را با کشورهاي عربي از جمله قطر براي حضور بيشتر در بازارهاي آنها انجام داده‌ايم. ضمن آنکه در تلاش هستيم حضور خود را در نمايشگاههاي دائمي فرش آلمان و ساير کشورها تقويت کنيم و با ايجاد يک شهرک توليدي و توزيعي فرش، مشکلات و موانع موجود بر سر راه پيشرفت اين صنعت را برطرف کنيم.

بر اساس اعلام وزارت بازرگاني، سهم فرش دستباف از کل صادرات غيرنفتي کشور، از رقم 6.6 درصد در سال 87 به 3.2 درصد در سال 88 کاهش يافته که امري نگران‌کننده است. اين بدان معني است که برنامه‌ريزيهاي صورت گرفته در رابطه با صادرات اين بخش، واقع‌بينانه نبوده و به منزله از دست دادن فرصتهاي بازاريابي در کشورهاي خارجي بوده است. با اين حال راهکارهاي مختلفي براي رفع اين نقص پيشنهاد مي‌شود.

ورود بخش تعاوني به عنوان بازوي توجيه‌پذيري سرمايه‌گذاري در عرصه توليد و عرضه فرش، از جمله راهکارهايي است که از چندين سال پيش در اين حوزه مطرح شده است. با توجه به حمايت بخش دولتي از تعاونيهاي توليد و عرضه فرش، به نظر مي‌رسد اين بخش بتواند تا حدودي بر کاستيها و خلأهاي موجود مرهمي باشد. راه‌اندازي تعاونيهاي بافت و عرضه فرش، ضمن افزايش کارآمدي نيروهاي شاغل در اين حوزه، در زمينه بازاريابي نيز مي‌تواند نقطه عطفي باشد.

به گفته "محمدمهدي اعلايي"، مديرکل تعاون آذربايجان‌شرقي، توليد فرشهاي يکدست مي‌تواند به عنوان ابتکار جديد و از ويژگيهاي شرکتهاي تعاوني اين حوزه مطرح شود. تا آنجا که توليد انبوه فرشهاي دستباف با يک نقشه و طرح، مي‌تواند به مطالبات اين بخش در بازارهاي جهاني پاسخ دهد.

قاليبافان، هنرمندان بدون بيمه!

بررسيهاي اوليه توسط کارشناسان حوزه توليد و عرضه فرش نشان مي‌دهد که بيش از 70 درصد قاليبافان در هنگام بافت فرش، چنان در بطن هنر خويش غرق مي‌شوند که حتي نحوه نشستن صحيح بر پشت قالي را فراموش کرده، بدين ترتيب، به مرور زمان با بسياري از مشکلات جسمي و عضلاني روبه‌رو مي‌شوند!

کمردرد، عفونت ريه و دستگاه تنفسي، روماتيسم و دردهاي عضلاني و اسکلتي از جمله شايعترين بيماريهايي است که قاليبافان به آنها مبتلا مي‌شوند.

در کنار همه اين مشکلات بايد به فضاي غيراستاندارد، محروم و بي‌بهره از حداقل امکانات رفاهي اشاره کرد که شمع سلامتي هنرمندان گمنام آذربايجان را ذره‌ذره آب مي‌کند. با وجود همه اين مصائب و مشکلات، بسياري از آنها تحت پوشش بيمه‌هاي درماني قرار ندارند. هرچند به گفته مسئولان، از سال 84 تاکنون بيش از 40 هزار نفر، از خدمات بيمه قاليبافان خانگي بهره‌مند شده‌اند، اما با اين حال و با فرض فعاليت 200 تا 300 هزار قاليباف که تنها در بخش هنري و نه تجاري، صنعتي و خدماتي توليد فرش مشغولند، اين رقم تنها درصد اندکي از فعالان اين عرصه را شامل مي‌شود.

بر اساس مصوبه وزارت رفاه و تامين اجتماعي، هر يک از قاليبافان و شاغلان صنايع دستي بايد براي بيمه شدن خود 7 درصد حق بيمه را که براي هر فرد 21 هزار تومان محاسبه مي‌شود به صورت ماهانه در يکي از شعب سازمان تامين اجتماعي واريز کنند. در اين رابطه، 20 درصد حق بيمه سهم کارفرمايي را نيز دولت پرداخت مي‌کند. اين حق بيمه کلان(سهم دولت) که بالغ بر 360 ميليارد تومان مي‌شود، از محل درآمدهاي اجراي قانون هدفمندي يارانه‌ها به اين موضوع اختصاص مي‌يابد.

به گفته وزير رفاه، دستورالعمل بيمه قاليبافان به بيمه‌هاي تامين اجتماعي کشور ابلاغ شده است. با اين حال و با وجود ضرورت بيمه قاليبافان، استقبال چنداني از طرح بيمه قاليبافان صورت نمي‌گيرد که دلايل عمده‌اي دارد. دلايلي نظير عدم اطلاع‌رساني شفاف و دقيق به قاليبافان، طولاني بودن روند اجرايي و مراحل اداري و ساير مشکلات ريز و درشت که سبب اجراي کند اين طرح در کشور و تبريز شده است.

"اسماعيل چمني"، نائب‌رييس اتحاديه توليدکنندگان و بافندگان سراسري کشور و از فعالان باسابقه عرصه فرش در تبريز، با اشاره به تحت فشار بودن اتحاديه قالي تبريز از سوي اعضا در خصوص بيمه قاليبافان، اجراي سريع و بدون مانع آن را، کوچکترين و کمترين خدمت در برابر سالها زحمت و تلاش قاليبافان مي‌داند.

او نيز بر اين باور است که کاستي و خلاء موجود در زمينه بيمه درماني، بازنشستگي، از کارافتادگي، بيکاري و... بر دوش خالقان هنري فرش آذربايجان سنگيني مي‌کند. در اين صورت و با وجود نقصان در کيفيت و کميت توليدات، نبايد آنها را مورد مؤاخذه قرار داد!

به نظر مي‌رسد که اکنون وقت آن رسيده که مناقشه‌آميزترين و در عين حال ضروري‌ترين توقع قاليبافان از متوليان امر بيمه و تامين اجتماعي، يک‌بار براي هميشه حل و فصل شود.

انبوه مشکلات گريبانگير قاليبافان!

بافندگان فرش اکنون چه در منطقه آذربايجان و چه در كل ايران، با مشکلات عديده‌اي از قبيل بالا بودن بهره‌هاي بانکي، عدم بهره‌گيري از پوشش خدمات درماني، عدم اختصاص يارانه به بخشهاي مختلف فرآوري و توليد آن روبه‌رو هستند. در حالي که تاکنون به حوزه‌هاي مصرف نظير بنزين و منابع سوختي، يارانه‌هاي کلان اختصاص مي‌يافت، بخش صنايع دستي به طور اعم و قاليبافي به طور اخص از اين حمايتها بي‌بهره مانده است.

تعداد دستگاههاي تصميم‌گير و برنامه‌ريز در رابطه با فرش، اين صنعت را دچار تشتّت و ناهمگوني ساخته است و در نتيجه فعالان و دست‌اندرکاران اين رشته هم با سردرگمي و بلاتکليفي دست و پنجه نرم مي‌کنند.

چرخه توليد و عرضه اين دستاورد هنري از مرحله تهيه الياف تا فروش، تجارت و صادرات آن، از قواعد و مقررات منطقي، يکسان و شفاف تبعيت نمي‌کند.

صنعت فرش، توليد، صادرات و نيز صنايع جانبي آن به طور مستقيم و غيرمستقيم، بيش از يک چهارم جمعيت تبريز و آذربايجان را درگير خود ساخته اما متاسفانه اين رقم کلان جمعيتي تحت پوشش خدمات بيمه‌اي قرار ندارند و همين امر سبب دلسردي فعالان اين حرفه شده است. اين درحالي است که همه مسئولان، به طور مستمر از ضرورت تحت پوشش قرار گرفتن همه افراد جامعه سخن مي‌گويند اما در عمل و به ويژه در حوزه صنعت فرش، شاهد كوتاهي و كم‌كاري هستيم.

عدم نظارت کافي و جدي بر روند توليد و فرآوري مواد اوليه توليد فرش، از مهمترين علل ايجاد بحران در اين رشته است. متاسفانه سودجويي برخي و سکوت و بي‌اعتنايي برخي مسئولان سبب شده تا مواد اوليه نامرغوب به ويژه از جنس "پلي‌استر" مثل خوره بر جان تاروپود فرش آذربايجان افتاده است.

اين مواد غيرمطمئن با قيمتهاي نازل يا از کشورهاي خارجي نظير چين وارد کشور شده و به آساني در دسترس بافندگان قرار مي‌گيرد يا اينکه در کارگاههاي غيراستاندارد داخلي، فرآوري شده و به پيکر نحيف فرش تبريز تزريق مي‌شود. اين اقدام که بايد آن را به عنوان "خيانت هنري" شناخت، بايد با تعيين و تعريف متولي خاص و قدرتمند در عرصه فرش، به کلي منسوخ و برچيده و با متخلفان به شدت برخورد شود؛ در عين حال کارخانه‌ها و کارگاههاي استاندارد توليد مواد اوليه نظير پشم، ريس، دوک و ابريشم راه‌اندازي شده، مواد لازم و اوليه مرغوب و استاندارد به قيمتهاي مناسب در اختيار بافندگان و توليدکنندگان قرار گيرد.

شناسايي مشکلات بافندگان و توليدکنندگان فرش و اتخاذ تدابير، راهکارها و برنامه‌هاي واقع‌بينانه در قبال آن مشکلات نيز بسيار ضروري به نظر مي‌رسد.

عدم حمايت بانکهاي عامل از توليدکنندگان، عدم اختصاص يارانه‌هاي لازم به توليدکنندگان، بافندگان و واردکنندگان مواد اوليه اين صنعت و مهمتر از همه، دريافت مالياتهاي سنگين از فعالان عرصه فرش، سبب شده تا بسياري از سرمايه‌گذاران ديگر رغبت چنداني به سرمايه‌گذاري در اين رشته از خود نشان نداده، حتي بسياري از سرمايه‌هاي خود را از چرخه توليد و تجارت فرش بيرون بکشند. بي‌گمان اين امر به تنهايي مي‌تواند فرش آذربايجان و پويايي و شهرت آن را فلج كند.

موانع و مشکلات موجود بر سر راه تجارت و صادرات فرش و قوانين دست و پاگير و زايد موجود در روند اداري حاکم بر بخشهاي مختلف فرآوري و صادرات فرش نيز، از چالشهايي است که نيازمند دقت نظر و توجه بيش از پيش مسئولان است.

دخالت برخي سيستمها و دستگاههاي غيرمطلع و غيرمرتبط با هنر فرش، بر پيکره اين صنعت ضربه وارد کرده است. برخي نهادها و دستگاهها به دليل برخورداري از نيروي کار ارزان‌قيمت و حتي رايگان و در نتيجه صرف هزينه‌اي اندک و نيز بي‌توجهي و کم‌دقتي نسبت به اصول فني و عدم مراعات ريزه‌کاريهاي هنري مربوط به توليد فرش، بازار آن را دچار آشوب و آشفتگي کرده‌اند.

جلوگيري از دخالت اشخاص حقيقي ناوارد به فن قاليبافي که با هدف سودجويي، واسطه‌گري و تخريب حيثيت بازار فرش، به عمد يا غيرعمد، وارد اين عرصه شده‌اند، از مهمترين خواستهاي تلاشگران واقعي عرصه فرش است. طبيعي است که بايد حساب سودجويان و منفعت طلبان را از حساب تجار و بازاريان خوشنام و متعهد فرش جدا کرد.

بهره‌گيري و استفاده از کارشناسان صنعت و هنر فرش کاملاً ضروري به نظر مي‌رسد. بسياري از بافندگان فرش، به طور سنتي و در کارگاههاي روستايي اقدام به بافت فرش مي‌كنند و طبعاً از اصول و فنون علمي آگاهيهاي کافي و به‌روز ندارند. بهره‌گيري از مشاوره علمي کارشناسان، افراد مجرّب و مشاوران و مطلّعان عرصه فرش براي رشد، توسعه و تعالي اين حرفه کاملاً ضروري است.

واقعيت امر اين است که هر چقدر فرش ايران و آذربايجان، در زمينه توليد و فرآوري فعال باشد اما از نظر بازاريابي و معرفي، موفق نباشد، راه به جايي نخواهد برد و گرههاي هنرمندانه قاليبافان، گره از کار اين هنر، باز نخواهند كرد.

امروزه در دنيا، بازاريابي و تبليغات، حرف نخست صنعت و تجارت را مي‌زند. متاسفانه ايران در زمينه معرفي، تبليغات و بازاريابي فرش چه در بازارهاي داخلي و چه در بازارهاي خارجي توفيق چنداني نداشته است. لازم است متوليان اين امر نيز کاملاً مشخص و اين صنعت از رکود و سکون خارج شود.

عدم آگاهي بافندگان در کنار سهل‌انگاري و عدم جديت برخي قاليبافان در زمينه استفاده از مواد مرغوب، آفرينش نقشها، طرحها و رنگهاي ابتکاري و جديد، سبب شده تا بازار فرش در تلاطم و سکوتي ياس‌آور گرفتار شود. امروزه نه تنها در بازارهاي خارجي بلکه در بازارهاي داخلي و خاورميانه نيز، سليقه مشتريان فرش و قاليچه ايراني تغيير يافته است. متاسفانه تغيير ديدگاه و ساختار توليدي فرش ما، با سلايق و توقعات مشتريان توام و منطبق نبوده است. اين در حالي است که کشورهاي رقيب نظير پاکستان، چين، هند، جمهوري آذربايجان و حتي افغانستان به دليل بهره‌گيري از نيروي کار ارزان و نيز رغبت براي شناخت سلايق و خواست مشتريان، محصولاتي مشتري‌پسند و در عين حال ارزان‌قيمت روانه بازار كرده‌اند.

نوع نگرش جامعه به قشر قاليباف و اين هنر و صنعت نيز بايد اصلاح شود. متاسفانه آنچه از ظواهر امر بر‌مي‌آيد اين است که ذهنيت و نگرش جامعه بر قاليبافان چندان مثبت نيست. در حالي که بايد اين هنر ارزش‌گذاري و در ساختار اجتماعي و فرهنگي جامعه به آن به ديده يک ارزش نگريسته شود.

بهره‌گيري از طرحها و برنامه‌هاي ابتکاري در مورد اين هنر صنعت در شرايط فعلي اجتناب‌ناپذير است. شناسنامه‌دار کردن فرشهاي توليدي، تجليل از نخبگان فعال در عرصه فرش، توليدکنندگان، بافندگان، صادرکنندگان و تاجران متعهد فرش، نظارت دقيق و مستمر بر چرخه توليد و عرضه آن، قطع دست سودجويان از بازار، برگزاري همايشها، نشستها و سمينارهاي تخصصي و علمي، انعکاس مشکلات و مسائل فرش و قاليبافان از تريبونهاي مهم و سياسي کشور نظير مجلس شوراي اسلامي، هيئت دولت، نمازهاي جمعه و جماعات، فعال ساختن دانشکده‌هاي فرش و جلب حمايت رسانه‌هاي گروهي از اين هنر صنعت مي‌تواند راهگشاي بسياري از مشکلات فراروي اين حرفه باشد.

فرش را مي‌توان تنها عرصه‌اي دانست که موفق شده تا ميان هنر و صنعت پيوندي ديرينه و محکم ايجاد کند. نزديکي اين دو رشته به هم تا به اين اندازه در مورد هيچ هنر يا صنعتي و در هيچ مقطع تاريخي سابقه نداشته است. بنابراين اعتلاي آن نيز، نيازمند عزم ملي و جديت و پشتکار فعالان اين عرصه و مهمتر از همه تعامل و همفکري مثلث مسئولان، کارشناسان و فعالان هنر- صنعت قاليبافي است.

 

اگر من و شما خودمان را  اصلاح کنیم ، جامعه درست می شود

svh2005

svh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 18447
محل سکونت : مازندران
دسترسی سریع به انجمن ها