عضویت العربیة English
امام جواد علیه السلام: کسى که عمه ام را در قم زیارت کند پاداش او بهشت است. کامل الزیارات ص 324

چشمه سار جاري امامت 1

چشمه سار جاري امامت 1
دوشنبه 2 اسفند 1389  02:35 ب.ظ

امام حسن عسکري(ع)، در هشتم ربيع الاول سال 260 ق. در حالي که بيش از 28 سال از عمر شريفش نگذشته بود به شهادت رسيد و جهان از فيض وجود او محروم گشت. با شهادت آن امام، فرزند برومند ايشان، حضرت مهدي(عج) - که در آن زمان پنج سال بيشتر نداشت - عهده دار امامت شيعيان گرديد. ضمن تسليت شهادت يازدهمين امام شيعيان و بزرگداشت يک هزار و يکصد و شصتمين سال مامت حجة بن الحسن العسکري(ع)، توجه خوانندگان عزيز موعود را به مطلبي که به همين مناسبت تهيه گرديده جلب مي کنيم. دوران 250 ساله امامت شيعي که با وفات پيامبر گرامي اسلام(ص)، در سال 11 ق. آغاز گرديد و با شروع غيبت صغري و قطع رابطه مستقيم امام معصوم(ع)، با جامعه اسلامي در سال 260 ق. پايان پذيرفت، به مقاطع مختلف با ويژگي ها و خصوصيات متفاوت قابل تقسيم است. در اين ميان دوران چهل ساله امامت امام هادي و امام عسکري(ع)، که از سال 220 ق. آغاز و تا سال 260 ق. امتداد مي يابد، به لحاظ واقع شدن در آستانه دوران غيبت صغري جايگاه خاصي داشته و از ويژگي هاي متفاوتي برخوردار است. يکي از ويژگي هاي اين دوران شدت مراقبت و محدوديت هاي فراواني است که از سوي حکام جور نسبت به اين دو امام بزرگوار اعمال مي شد. اگر چه حاکمان ستم پيشه اموي و عباسي همواره بيشترين سختگيري ها را نسبت به امامان شيعه روا مي داشتند و آن ها را از هر جهت در تنگنا قرار مي دادند، اما در دوران امامت حضرت هادي و حضرت عسکري(ع)، اين سختگيري ها شدت بيشتري گرفت و محدوديت هاي بيشتري براي اين دو امام ارجمند در نظر گرفته شد.

تا آن جا که در سال 243 ق. به دستور متوکل عباسي حضرت هادي(ع)، به اجبار از مدينه به«سامرا»(عسکر) که در آن زمان مرکز خلافت بود، آورده شدند و تا زمان شهادت، يعني سال 254 ق. در اين شهر تحت نظر قرار داشتند.(1) حضرت امام حسن عسکري(ع)، نيز بيش از نيمي از ايام عمر شريف خود را در سامرا گذراندند و از سال 243ق. که در سن يازده سالگي به همراه پدر به اين شهر آمدند تا سال 260 ق. که چشم از جهان فرو بستند امکان خروج از اين شهر را نيافتند. اما علت اين همه سختگيري نسبت به اين دو امام بزرگوار چه بود و چرا دشمنان اهل بيت تا به اين حد اين پدر و پسر را در تنگنا قرار داده بودند؟ حضرت امام حسن عسکري(ع)، خود در تحليل علل و انگيزه هاي بر خورد شديد حاکمان ستم پيشه با ائمه اهل بيت(ع)، مي فرمايد: بني اميه و بني عباس به دو دليل شمشيرهايشان را بر ضد ما افراشتند: نخست اين که، آن ها مي دانستند هيچ حقي در خلافت ندارند، و به همين دليل همواره در هراس بودند که مبادا ما در پي به دست آوردن خلافت و برگرداندن آن به جايگاه اصلي اش برآييم. و دوم اين که، آن ها بر اساس روايات متواتر اين موضوع را مي دانستند که پادشاهي گردن کشان و ستم پيشگان به دست قائم ما از بين خواهد رفت؛ و ترديدي هم نداشتند که آن ها از جمله گردنکشان و ستم پيشگان هستند، از همين رو براي کشتن خاندان رسول خدا(ص)، و از بين بردن نسل او به تلاش وسيعي دست زدند، بدان اميد که با اين کارها بتوانند جلوي تولد قائم را بگيرند و يا او را به قتل برسانند. اما، خداوند از اين که امر خود را بر يکي از آن ها آشکار سازد پرهيز داشت و مي خواست نور خودش را بر خلاف ميل کافران به حد تمام برساند.(2) با توجه به شرايط و موقعيتي که حضرت امام حسن عسکري(ع)، در آن قرار داشت، روشن است که موضوع تعيين و انتخاب جانشين آن حضرت، يعني آخرين امام از نسل پيامبر اکرم(ص)، که بر اساس روايات ترديد ناپذير بنياد ظلم و بيداد را برخواهد کند، تا چه درجه از اهميت و حساسيت برخوردار است. اگر دشمنان اهل بيت(ع)، کوچک ترين رد پايي از فرزند امام حسن عسکري(ع)، و جانشين ايشان به دست مي آوردند، قطعا در پي نابودي آن حضرت برمي آمدند و اجازه نمي دادند که سلسله امامت استمرار پيدا کند. بنابراين چاره اي جز مخفي نگهداشتن موضوع تولد آخرين حجت حق نبود، و اين پنهان کاري تا حدي بود که تا لحظه تولد ايشان نزديک ترين خويشاوندان حضرت عسکري(ع)، نيز هيچ اطلاعي از اين موضوع نداشتند.(3) پنهان کاري شديدي که در موضوع تولد حضرت مهدي(عج)، اعمال مي شد اگر چه براي حفظ جان آن حضرت لازم بود، اما از سويي ديگر ممکن بود که باعث سرگرداني و حيرت شيعيان پس از درگذشت حضرت عسکري(ع)، بشود، لذا امام يازدهم از همان لحظه تولد، ياران خاص خود را در جريان قرار داده و به آن ها اطمينان دادند که در موضوع جانشيني ايشان هيچ مشکلي پيش نخواهد آمد. با اين تدبير حضرت عسکري، اگر چه تا مدت کوتاهي پس از وفات ايشان، شيعيان دچار حيرت شده و در ميان آن ها اختلاف به وجود آمد، اما پس از آن همه کساني که در پيروي از اهل بيت(ع)، اخلاص داشته و در قلب شان مرض و نفاقي وجود نداشت آخرين، حجت حق را شناختند و از طريق نواب خاص با ايشان ارتباط برقرار کردند. با همه تفاصيلي که گذشت عده اي از مخالفان شيعه در پي اين هستند که با طرح شبهاتي در اصل تولد امام عصر(عج)، ايجاد ترديد کنند و چنين القا نمايند که از نظر تاريخي نمي توان تولد آن حضرت را اثبات کرد. در حالي که اگر اين به اصطلاح پژوهشگران تاريخي خالي از هر گونه غرض سياسي و تنها به انگيزه دستيابي به حقيقت به منابع و کتاب هايي که در دوراني نزديک به دوران غيبت صغري تاليف شده اند مراجعه مي کردند؛ در مي يافتند که هيچ جاي ترديدي در موضوع تولد امام دوازدهم وجود ندارد. چنان که شيخ مفيد(336-413 ق.) در اين باره مي گويد: رواياتي که در اثبات[امامت] فرزند حسن[عسکري](ع)، وارد شده اند به گونه اي هستند که با آن ها راه هرگونه عذر و بهانه بسته مي شود.(4) در آستانه يک هزار و يک صد و شصتمين سال امامت امام عصر(عج)، بي مناسبت نديديم که براي روشن شدن پاره اي اذهان مروري دوباره داشته باشيم بر مجموعه رواياتي که در زمينه اثبات امامت آن حضرت وارد شده اند. در اين بررسي ابتدا به چند نمونه از رواياتي که از سال ها پيش از تولد امام مهدي(عج)، از پيامبر اکرم(ص)، و امامان شيعه در زمينه امامت آن حضرت وارد شده اند، اشاره کرده و بعد از آن عبارات تني چند از کساني را که بر تولد فرزند امام حسن عسکري(ع)، شهادت داده اند، مرور مي کنيم و در نهايت هم به معرفي برخي از کساني مي پردازيم که حضرت مهدي(عج)، را در زمان تولد و پس از آن مشاهده کرده اند.

عالم محضر خداست درمحضر خدا گناه نکنید حضرت امام (ره)

hasantaleb

hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان
دسترسی سریع به انجمن ها