عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت، کسانی هستند که در دنیا بیشتر از دیگران بر من صلوات فرستند.

ارهاصات در زندگي پيامبر اکرم(ص) از منظر تاريخ 1

ارهاصات در زندگي پيامبر اکرم(ص) از منظر تاريخ 1
دوشنبه 2 اسفند 1389  02:41 ب.ظ

معجزات و حوادث خارق العاده در زندگي پيامبران، به ويژه پيامبر اعظم(ص)، از مسائلي است که انديشمندان مسلمان، به ويژه مورخان، متکلمان و مفسران، از گذشته تاکنون، به آن توجه کرده اند. اما تا به حال ـ تا جايي که بررسي شد ـ پژوهش تاريخي مستقلي درباره حوادث خارق العاده اي که مربوط به پيش از بعثت پيامبر اکرم (ص) باشد و به آن اصطلاحاً«ارهاصات» مي گويند، صورت نگرفته است. بر اين اساس، اين پژوهش درصدد بررسي تاريخي ارهاصات پيامبر اکرم(ص) است که به معناي عام آن، يعني کارهاي شگفت و خارق العاده که از توان انسان خارج است و بر فضيلتي براي صاحب آن دلالت دارد، يکي از گونه هاي معجزه به حساب مي آيد. البته پيش از پرداختن به موضوع اصلي، مناسب است به چند نکته، اشاره شود:

الف) إرهاص در لغت و اصطلاح: إرهاص(1) برگرفته از«رَهص» به معناي اصرار، اثبات، آماده ساختن و محکم کردن و تأسيس بنيان است، چنان که«رِهص» به معناي چينه بُن ديوار يا ساختن رگه زيرين بناست.(2) اما در اصطلاح متکلّمان، مراد از ارهاص، حوادث خارق العاده(3) و شگفتي(4) است که در آستانه ميلاد انبيا يا پس از آن و پيش از ادعاي نبوت به وقوع مي پيوندد(5) و از نبوتِ آنان در آينده حکايت دارد تا مردم با مشاهده آن امور، آماده شنيدن دعوت انبيا(ع) شوند. (6) اما تناسب، ميان معناي لغوي و اصطلاحي آن، را اين گونه مي توان توجيه کرد که که با ارهاص، قاعده و خانه نبوّت پي ريزي مي شود(7) و دلالت مي کند که در آينده، پيامبري مبعوث خواهد شد (8) و به همين دليل، به امور ياد شده ارهاص مي گويند.

ب) تفاوت ارهاص با معجزه و کرامت: اگر چه ارهاص از امور خارق العاده اي است که به اذن الهي صورت مي گيرد، اما با معجزه و کرامت که اين ها نيز با اذن الهي صورت مي گيرند، تفاوت دارد، چنان که کرامت نيز با معجزه تفاوت دارد و با اين که کرامت امر خارق العاده اي است، اما بر خلاف معجزه، همراه ادعاي نبوت نيست.(9) اما تفاوت معجزه با ارهاص ـ چنان که گفته شد ـ آن است که ارهاص، وقوع امور خارق العاده اي است که در آستانه يا زمان تولد تا پيش از بعثت هر پيامبري براي فراهم ساختن بستر و زمينه نبوت وي، اتفاق مي افتاد. بنابراين، ارهاص پيش از زمان دعوت و بدون ادعاي نبوت و تحدّي است(10) هر چند برخي متکّلمان از باب مجاز و علاقه مشابهت يا تغليب، به ارهاص نيز معجزه گفته اند.(11) با مطالعه و بررسي در زندگي انبياي الهي، دانسته مي شود که ارهاصات از اموري است که کم و بيش در زندگي آنان پيش از پيامبري شان اتفاق افتاده است، اما به نظر مي رسد ارهاصات در زندگي پيامبر اکرم(ص) با توجه به آن که آخرين فرستاده خدا بوده و آيينش جهاني و فراگير بوده، بيشتر بوده است. به هر حال، محقق طوسي براي امکان ارهاص، به وقوع معجزات پيامبر(ص) پيش از نبوت استدلال کرده و سپس علامه حلي به برخي از موارد ارهاص، از قبيل شکست و نابودي اصحاب فيل، شکاف برداشتن ايوان کسري، خشک شدن درياچه ساوه و خاموش شدن آتشکده فارس که نزديک يا هنگام ولادت حضرت روي داده و سايه افکندن ابر بر سر حضرت و حرکت آن با او و سلام کردن سنگ ها بر ايشان پيش از بعثت، اشاره کرده است.(12) نکته ديگر آن که ارهاصات به منظور ايجاد آمادگي در مردم براي پذيرش دين جديد بوده است، اما اثبات تاريخي اين امر که همه ارهاصات، نمود و بروز خاصي ميان مردم داشته و آنان را براي پذيرش دين پيامبر جديد به گونه اي آماده ساخته، در بسياري از موارد، مشکل است، زيرا چنين انعکاسي در اخبار و گزارش هاي تاريخي به جاي مانده، کم تر به چشم مي خورد.

ج) إرهاصات در زندگي انبياي گذشته: چنان که گفته شد، ارهاصات و حوادث خارق العاده از وقايعي است که در زندگي پيامبران به منظور آماده کردن مردم روزگارشان براي پذيرش نبوت آنان اتفاق افتاده است. هر چند در قرآن به واژه ارهاص تصريح نشده است، اما آياتي از قرآن به برخي از وقايع زندگاني پيامبران پرداخته که از ارهاصات آنان دانسته شده يا مي توان آن ها را از مصاديق ارهاص به شمار آورد. بنابراين، مناسب است پيش از پرداختن به ارهاصات مربوطِ به پيامبر اعظم(ص) به برخي از ارهاصات مربوط به پيامبران ديگر، به اختصار اشاره شود:

1.حضرت موسي:
 
الف) وحي(الهام) به مادر حضرت موسي(ع): هنگامي که حضرت موسي به دنيا آمد، خداوند به سبب آنکه جان موسي در خطر بود، به مادرش الهام کرد که او را شير دِه و در دريا(رود نيل) بينداز و ترس و اندوه به دل راه مده که ما او را به تو باز مي گردانيم: « و اوحينا الي امّ موسي ان ارضعيه فاذا خفت عليه فالقيه في اليمّ و لا تخافي و لا تحزني انّا رادّوه اليک و جاعلوه من المرسلين».(قصص:7)

ب) نجات حضرت موسي(ع) از دريا: هنگامي که کارگزاران فرعون، موسي را از آب گرفته و نزد وي آوردند، همسر فرعون متوجه شد که آنان قصد کشتن کودک را دارند، از اين رو به فرعون گفت: او نورِ چشم من و توست؛ او را نکشيد، شايد براي ما سودمند باشد يا او را به فرزندي بگيريم: « وقالت امرات فرعون قرّت عينٍ لي و لک لاتقتلوه عسي ان ينفعنا او نتّخذه ولداً...».(قصص:9)

ج) بازگشت حضرت موسي(ع) به دامان مادر: خداوند مي فرمايد: موسي را به مادرش بازگردانديم تا چشمش بدو روشن شود و غم نخورد و بداند که وعده خداوند درست است: « فرددناه الي امّه کي تقرّ عينها و لا تحزن و لتعلم انّ وعد اللّه حقٌّ...» (قصص:13) خداوند با چنين فرماني به مادر حضرت موسي، به شيوه عجيب و ناباورانه اي جان حضرت موسي را حفظ کرد، زيرا در عصر حضرت موسي بر اساس آيات قرآن، پسران به دستور فرعون کشته مي شدند و دختران به بردگي گرفته مي شدند(13) اما خدا که بهترين حافظ و نگهبان آفريده هاي خويش است، حضرت موسي را نه تنها در آن وضع حفظ کرد، بلکه در دامان فرعون نيز او را پرورش داده و بزرگ کرد.

2. حضرت عيسي: در قرآن کريم به برخي حوادث هنگام باردار شدن حضرت مريم و وضع حمل وي اشاره شده است که به هيچ رو نمي توان آن ها را طبيعي و عادي حساب کرد، بلکه از ارهاصات به حساب آمده است:

الف) باردار شدن حضرت مريم(ع) بدون شوهر: وقتي فرشته الهي از سوي خدا، بشارت فرزند به مريم، دادند مريم(ع) گفت: پروردگارا! چگونه فرزندار شَوَم، در حالي که بشري با من تماس نداشته است؟ فرشته گفت: چنين است، خداوند هر چه بخواهد مي آفريند: « قالت ربّ انّي يکون لي ولدٌ و لم يمسسني بشر قال کذلک اللّه يخلق ما يشاء...».(آل عمران:47)(14)

ب) جاري شدن جوي آب از کنار حضرت مريم(س): هنگامي که حضرت مريم(س) به آب نياز داشت، جوي آبي از کنار آن حضرت جاري شد: «... قد جعل ربّک تحتک سريا». (15)

ج) بارور شدن نخل خشک: پس از وضع حمل مريمِ طاهره و نياز وي به غذاي مناسب در آن حال، پيدايش خرماي تازه بر نخلي خشک، کاري خارق العاده بود که به فرمان الهي، صورت گرفت، چنان که خداوند به وي فرمود: اين تنه نخل را به طرف خود تکان ده، رطب تازه اي براي تو فرو مي ريزد: «و هزّي اليک بجذع النّخله تساقط عليک رطبًا جنياً».(مريم:25)(16)

د) سخن گفتن حضرت عيسي(ع) در گهواره: واقعه خارق العاده ديگري که هنگام تولد حضرت عيسي(ع) به امر خدا اتفاق افتاد، سخن گفتن وي در گهواره(17) به منظور رفع اتهام از حضرت مريم است. حضرت عيسي(ع) به کساني که حضرت مريم(س) را متّهم ساخته بودند، فرمود: من بنده خدا هستم. خداوند مرا پيامبري صاحب کتاب قرار داده است: «قالوا کيف نکلّم من کان في المهد صبيا، قال انّي عبداللّه آتاني الکتاب و جعلني نبيا».(مريم: 29-30) بنابراين، سخن گفتن وي در گهواره از معجزات آن حضرت به حساب نيامده، بلکه از ارهاصات وي به شمار آمده است. افزون بر اين، گروهي از معتزله که کرامات اوليا را انکار کرده اند، نزول مائده آسماني بر مريم(18) و سخن گفتن فرشتگان با وي(19) را نيز از ارهاصات حضرت عيسي دانسته اند.(20)

3. ارهاصات در زندگي پيامبر اکرم(ص): منابع حديثي و تاريخي شيعه و اهل سنت، حوادث خارق العاده و عجيب بسياري را درباره حضرت محمد(ص) گزارش کرده اند که استقرا و جمع آوري و ارائه فهرست وار آن ها و از همه مهم تر، اثبات صحت يا سقم تاريخي آن ها، افزون بر آن که امري بس دشوار است. بر اساس يک تقسيم بندي، حوادث خارق العاده و عجيب پيش از بعثت پيامبر(ص) يا همان ارهاصات درباره رسول خدا(ص) را مي توان به سه دسته تقسيم کرد: 1. وقايعي که در آستانه ولادت پيامبر (ص) اتفاق افتاد 2. حوادثي که هنگام ولادت حضرت رخ داد 3. وقايعي که پس از تولد تا پيش از بعثت رسول خدا(ص) روي داد.

3-1. در آستانه ولادت:
الف ـ جريان نابودي سپاه ابرهه توسط پرندگان: يکي از حوادث و وقايع مشهوري که قرآن به عنوان حادثه اي خارق العاده از آن ياد کرده، جريان حمله سپاه ابرهه اشرم به مکه است که به منظور ويران کردن خانه کعبه صورت گرفت و در نهايت، ابرهه و سپاهش توسط پرندگاني که از سوي خدا مأمور نابودي آن بودند، با سنگريزه هايي کشته شدند.(21) اين واقعه، پيش از ولادت پيامبر(ص) رخ داد، اما به سبب نزديکي زمان آن با ولادت پيامبر اکرم(ص) که بنابر مشهور در همان سال بوده است(22) به گونه اي تمهيد و آماده ساختن مردم براي پذيرش وجود شخصي بود که در آينده نزديک خاتم پيامبران و رسولان و دينش آخرين و کامل ترين دين شد.

ب ـ هويدا بودن نور پيامبر(ص) در پيشاني پدرانش: وجود اخباري درباره نمايان بودن نوري بر پيشاني جدّ و پدر پيامبر اکرم(ص) از ديگر ارهاصات مربوط به رسول خدا(ص) پيش از ولادت وي است که در منابع تاريخي و سيره، گزارش شده است. چنان که گزارش شده در جريان حمله ابرهه به مکه و ديدار عبدالمطّلب با ابرهه، عظمت و هيبت نور پيامبر(ص) که بر پيشاني عبدالمطّلب ظاهر بود، ابرهه را گرفت.(23) هم چنين گزارش هاي بسياري درباره نمايان بودن نور يا سفيدي بر پيشاني عبدالله پدر پيامبر(ص) پيش از هم بستر شدن با آمنه، مادر حضرت، وجود دارد(24) که اين نور پس از هم بستر شدن با آمنه، به وي منتقل شد.(25)

3-2. هنگام حمل و ولادت: مورّخان و محدثان شيعه و سني درباره حوادث خارق العاده هنگام حمل و تولد رسول خدا(ص)، گزارش هاي بسياري را نقل کرده اند که در اين ميان، ابن سعد با عنوان«ذکر علامات النبوة في رسول الله(ص) قبل أن يوحي اليه» گزارش هاي فزون تري را در اين باره، آورده است که در ادامه به مهم ترين آن ها پرداخته مي شود:
الف ـ زمان حمل: از حوادث عجيب و غير متعارف هنگام بارداري آمنه به پيامبر(ص)، به سهولت گذشتن اين ايام براي وي بود، زيرا زنان در آن روزگار با توجه به نبود يا کمبود امکانات بهداشتي و هواي نامناسب حجاز و به ويژه شهرِ مکه، دوران بارداري را به دشواري سپري مي کردند، اما بر اساس برخي گزارش ها، دوران بارداري آمنه به حضرت محمد(ص)، بسيار آسان بوده است، چنان که ابن سعد نيز به نقل از زهري نگاشته است که آمنه مي گفت: چون به فرزندِ خود آبستن شدم تا هنگامي که وضع حمل کردم، هيچ گونه سختي و ناراحتي نديدم.(26) هم چنين او در مدت ياد شده، از ناراحتي، شکم درد و بادِ شکم و نيز از بيماري هايي که زنان آبستن به آن مبتلا مي شدند، شکايت نکرد(27) و هيچ حملي سبک تر و با برکت تر از آبستن به وي را[در مقايسه با زنان ديگر] نيافت».(28) افزون بر اين، ابن سعد به نقل از آمنه در اين باره در گزارش ديگري آورده است: هنگامي که به رسول خدا(ص) باردار شدم، نفهميدم که به او باردارم و هيچ گونه احساس سنگيني نکردم، چنان که زنان(ديگر) احساس مي کنند... تا اين که زماني بين خواب و بيداري بودم که کسي(فرشته اي) نزدم آمد و گفت: آيا مي داني باردار شده اي؟ گويا گفتم: نمي دانم. گفت: تو به سرور و پيامبر اين امت، باردار شده اي... من يقين به بارداري خود کردم. آن گاه آن کس تا نزديک وضع حمل، نزد من نيامد و چون آن زمان نزدم آمد، گفت: بگو«او را از شرّ حاسدان، در پناه خداي يگانه بي همتا قرار مي دهم» و من اين ذکر را مي گفتم».(29)

ب ـ هنگام تولد: در مطالعه و بررسي اخبار و گزارش هاي تاريخي مربوط به حوادث مربوط به هنگام ولادت پيامبر(ص)، به اين برداشت مي توان رهنمون شد که ارهاصات و حوادث خارق العاده در زمان ياد شده در مقايسه با پيش و پس از تولد حضرت، بسيار بوده است. بر اين اساس ـ چنان که کهن ترين منابع نگاشته اند ـ هنگام تولد حضرت محمد(ص) حوادثي خاص و خارق العاده روي داده است که برخي از مهم ترين آن ها عبارت اند از:

1. لرزيدن ايوان کسري و شکسته شدن سيزده کنگره آن(30)؛

2. خاموش شدن آتشکده فارس که هزار سال روشن بود(31)؛

3. خشک شدن درياچه ساوه(32)؛

4. پر آب شدن وادي سَماوه(33)؛

5. خواب ديدن موبدان(فارس)، شتران سرکِشي را که اسبان تازي گرامي نژادي را يدک کشيدند و از دجله مي گذشتند و در سرزمين ها پراکنده مي شدند.(34) بر اساس گزارش مورخان، حوادث ياد شده آن گونه در دربار کسري انوشيروان شاه ساساني انعکاس داشته است که حتي شاه ساساني از نعمان بن منذر(35) خواست تا از شخصي دانا در اين باره، پرس و جو کند.(36)

6. همراهي نور با پيامبر(ص): همراهي نور با پيامبر(ص) هنگام ولادت و روشن شدن مغرب تا مشرق از اين نور تا جايي که قصرها و بازارهاي شام ديده شدند، از ديگر مواردي است که منابع تاريخي و حديثي شيعه و سني، گزارش هاي بسياري را به نقل از آمنه مادر حضرت، در اين باره بيان کرده اند.(37)

7. رانده شدن شياطين و جنّيان از آسمان ها و منع آنان از شنيدن اخبار آسمان ها و وحي. يکي ديگر از حوادث هنگام ولادت حضرت، رانده شدن شياطين(38) و جنّيان (39) بود. امام صادق(ع) در اين باره مي فرمايد: شياطين به آسمان ها رفت و آمد مي کردند تا اين که با تولد حضرت عيسي، از سه آسمان و با به دنيا آمدن پيامبر(ص) از هفت آسمان منع شدند.(40) افزون بر اين، گزارش شده که در مکّه يک يهودي به نام يوسف بود. وي چون شب ولادت پيامبر(ص) ديد که ستارگان در حرکت و جنب و جوش هستند، گفت: اين(امر) نشانه آن است که در اين شب، پيامبري به دنيا آمده، چون ما در کتاب هاي مان مي يابيم که وقتي آخرين پيامبر متولد شود، شياطين رانده شده و از آسمان ها منع مي شوند.(41) البته بر اساس برخي از گزارش ها راندن شياطين، در آستانه بعثت هم بوده است، چنان که ابن اسحاق در اين باره گزارش کرده است که چون زمان بعثت رسول خدا(ص) رسيد، شياطين از گوش دادن به اخبار آسماني منع شدند و بين آنان و جاهايي که براي شنيدن در آن جا مي نشستند، ممانعت به عمل آمد و به وسيله ستارگان رانده شدند. پس شياطين دانستند که پيشامدي از سوي خداي تعالي درباره بندگان رخ داده است. ابن هشام در ادامه گزارش خود، به آياتي از سوره جنّ و احقاف در اين باره استشهاد کرده است.(42) هم چنين بر اساس گزارش ابن سعد از ابن عباس، چون پيامبر(ص) مبعوث شد، جنّيان از آسمان رانده شدند و آن ها را با شهاب مي زدند. آن ها پيش از اين، اخبار آسماني را گوش مي دادند و هر قبيله اي از جن، جايگاه خاصي داشت که مي نشستند و گوش مي دادند. (43) به نظر مي رسد وجه جمع ميان اين دو گونه گزارش ها( هنگام ولادت و بعثت) ـ چنان که در گزارش ابن سعد نيز به آن اشاره شده ـ آن است که هنگام ولادت، فقط رانده شدن از آسمان ها بوده است، در حالي که در آستانه بعثت، علاوه بر رانده شدن از آسمان ها منع از شنيدن وحي و اخبار آسماني هم بوده است.

8. واژگون شدن و به رو افتادن بت ها(44): واژگوني بت ها از ديگر ارهاصات در شب ولادت رسول خدا(ص) بوده است به گزارش عروة بن زبير گروهي از قريش، روزي نزد بتي اجتماع کرده و آن روز را عيد قرار داده و آن را بزرگ مي شمردند. آنان در پيشگاهِ بت قرباني نموده و مي خوردند و شراب مي نوشيدند تا اين که شبي نزد بت رفتند، ديدند بت به صورت بر زمين افتاده است و با اين که بت را دو بار به حالت نخستينش باز گرداندند، اما براي بارِ سوم نيز بت به صورت بر زمين افتاد... . در ادامه گزارش آمده است که اين واقعه در شبي بود که رسول خدا(ص) به دنيا آمد.(45)

عالم محضر خداست درمحضر خدا گناه نکنید حضرت امام (ره)

hasantaleb

hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان
دسترسی سریع به انجمن ها