عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

خوشبختی لذت است یا آرزو؟

خوشبختی لذت است یا آرزو؟
دوشنبه 2 اسفند 1389  06:07 ب.ظ

خوشبختی لذت است یا آرزو؟دیدگاه های متفاوت و گاه متضاد درباره زندگی، خوشبختی و عوامل سعادت و بهروزی، به گونه ای است كه پاره‌ای از آنها تعجب آفرین، برخی حیرت انگیز خواهد بود. از این رو انبوه بی شماری از انسان‌های حقیقت جو كه به ‌دنبال واقعیت ناب مفاهیم و معارف هستند

دیدگاه های متفاوت و گاه متضاد درباره زندگی، خوشبختی و عوامل سعادت و بهروزی، به گونه ای است كه پاره‌ای از آنها تعجب آفرین، برخی حیرت انگیز خواهد بود. از این رو انبوه بی شماری از انسان‌های حقیقت جو كه به ‌دنبال واقعیت ناب مفاهیم و معارف هستند، سرگردان و حیران گشته و گاه سرخورده و اندوهگین می شوند.

به ‌طور مثال؛ "شكسپیر"، تمام جهان را صحنه نمایش و تمامی مردان و زنان را تنها بازیگران پرده های ‌مختلف كه نقش خوشبختی یا بدبختی را ایفا می كنند، می‌داند. او هستی را دارای ورودی و خروجی های خاص خود ‌می داند و انسان ها را صاحبان نقش های فراوان می بیند.

"ویكتور هوگو" معتقد است: "خوشبخت كسی است كه ‌به یكی از این دو چیز دسترسی دارد: 1- كتاب خوب 2- دوستانی كه اهل كتاب باشند."

اما "والتر اسكات" شهرت را ‌بنیان خوشبختی دانسته و می گوید: "یك ساعت زندگی با افتخار و با شكوه به یك قرن گمنام زیستن می ارزد."

‌اراده قوی، پلكان پیروزی و خوشبختی در سخن "گوته" است. او بر این باور است كه "شرط پیروزی و سعادت ‌یك اراده قوی است، شرایط دیگر اهمیت چندانی ندارد."

با تأمل در برخی جوامع در‌می‌یابیم كه هنوز بسیاری ‌از افراد گاهی به‌آنجا می رسند كه با فال بد، سوء ظن و یا تلقین سیه روزی و بدبختی، كانون پر مهر و محبت ‌زندگی و همسر دلسوز و كوشای خود را از دست داده و با یأس، نومیدی و اندوه كشنده، روزهای پر نشاط و ‌زیبای خود را تلخ و اندوهبارمی كنند و در پایان با نگاهی واژگون به آفرینش و هستی و گمانی بد نسبت به ‌آفریدگار جهان، زندگی خود را خاتمه می دهند!

در كنار این نظرات، دیدگاه های دیگری نیز وجود دارد كه: ‌‌"خوشبختی و بدبختی" تمامی انسان ها را به دست آنان ندانسته، بلكه امری جبری و سرنوشتی قطعی می داند؛ ‌آینده ای روشن و یا شوم كه از پیش از تولد رقم خورده، "پیشانی نوشت" افراد شده،در "كنار گهواره" آنان ‌گذاشته شده و "قسمت" حتمی آنان خواهد بود و بدین گونه از اعماق قلب خود معتقدند سرنوشت هر كس كه ‌خوشبختی، رفاه و شادمانی است، هیچ كس توان تغییر آن را ندارد و آینده افرادی كه بدبختی، فقر، درد و ماتم ‌است، هر گونه تلاش، تدبیر و تدبر، نقشی در دگرگونی آن نخواهد داشت زیرا قسمت است و قسمت، دست ‌دیگری است نه ما! ‌

‌مفهوم خوشبختی

خوشبختی بر حالت روحی و روانی خاصی از انسان كه با احساسی ویژه همراه است اطلاق می گردد؛ به عبارت ‌دیگر، انسان پس از رسیدن به كمالات و اموری كه با طبع و فطرت او سازگار است و خواسته ها یا تمایلات او را ‌تأمین می كند به حالتی دست می یابد كه آن را خوشبختی می گویند.

در اینكه آن حالت چیست و ویژگی آن كدام ‌است آرای مختلفی وجود دارد؛ برخی خوشبختی را به هر نسبت كه انسان به آرزوهایش نایل شود، می دانند.
برخی ‌تصور می كنند، خوشبختی همان رضایت كامل است و می گویند: "خوشبخت كسی است كه نسبت به آنچه دارد ‌رضایت كامل داشته باشد.
"
‌بعضی دیگر خوشبختی را در بهره مندی از لذت‌ها می دانند و می گویند: "به هر میزان كه استعدادها و قوای فرد ‌بروز و ظهور كند و به كمالاتی نایل گردد، لذت بیشتری می برد و هر چه لذت‌های او بیشتر باشد، خوشبختی‌اش بیشتر ‌است.

طبق این آرمان، خوشبختی حقیقی بیش از هر چیز از داشتن چیزهایی كه مایه خشنودی هستند سرچشمه می‌گیرد.

استاد شهید مرتضی مطهری (رحمه` الله علیه) در نقد و بررسی هر یك از این دیدگاه ها بیاناتی دارند كه به ‌طور فشرده در اینجا اشاره می كنیم.

وی در رد مساوی بودن سعادت با لذت می فرماید: " انسان مجموعه ای است از قوا و ‌غرایز و استعدادها. انسان هم به زمان حاضر تعلق دارد و هم به زمان آینده، باید همه این جنبه ها را با هم در ‌نظر گرفت و آن گاه حكم كرد كه آیا فلان عمل سعادت بخش است یا نه و صرف لذت بخش بودن یك چیز ‌كافی نیست كه آن را سعادت بخش بشماریم."

‌ایشان در ادامه می فرمایند: " بسیار اتفاق می افتد كه انسان در آرزوی خود اشتباه می كند. پیدایش آرزو تابع میزان ‌فهم و اطلاع انسان است. ممكن است امور زیادی سعادت بخش باشند، اما انسان به دلیل نشناختن و آشنا نبودن با ‌آنها، آن ها را هرگز آرزو نكند، آیا می توان گفت چون سعادت نیل به آرزو است و طفل آرزوی علم ندارد، پس ‌علم برای او سعادت نیست ؟ بسیاری از چیزها را انسان آرزو می كند و سعادت نیست، و بسیاری از چیزها را ‌آرزو نمی كند در حالی كه سعادت اوست."

چنان كه تفسیر سعادت به رضایت نیز صحیح نیست زیرا رضایت، ‌مانند آرزو به سطح فكر و فهم و درك و اراده و همت بستگی دارد، انسان گاهی از آن جهت چیزی را منتهای ‌آرزوی خود قرار نمی دهد و از رسیدن به آن، كمال رضایت حاصل نمی كند كه همت بلند ندارد و یا سطح فكرش پایین است.
دو نفر را در نظر می گیریم كه هدف و آرزوی نهایی یكی از آنها این است كه كدخدای دهی بشود و ‌هدف و نهایت آرزوی دیگری این است كه شخص اول جهان گردد و بر همه جهان حكومت كند. این دو نفر اگر به آرزوی خود برسند كمال رضایت هر دو حاصل خواهد شد و هر دو به كمال لذت نایل خواهند گشت. ‌بهره آنها هم از لحاظ رضایت و هم از لحاظ لذت مساوی و برابر خواهد بود. ولی موضوع رضایت و لذت آنها متفاوت است. موضوع رضایت و لذت یكی (آن كه می خواهد شخص اول جهان گردد) از موضوع رضایت و ‌لذت دیگری عالی تر و كامل تر است.

اگر كمال سعادت به این است كه انسان حداكثر رضایت را از وضع خود ‌داشته باشد وهیچ گونه نارضایتی در كار نباشد، دو فرد مورد نظر به طور مساوی به كمال سعادت نایل شده اند و هیچ كدام از دیگری سعادتمند تر نیست؛ ولی اگر سعادت، تنها به رضایت بستگی نداشته باشد بلكه كمال و ‌موضوع رضایت نیز دخالت داشته باشد، نمی توان گفت دو نفر مورد نظر دردرجه، سعادتمندند وهردو‌كمال سعادت دارند.‌

« سعادتمند کسی است که از هر اشتباه و خطایی که از او سر می زند، تجربه ای جدید به دست آورد »
سقراط

Mehdi900

Mehdi900
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : بهمن 1389 
تعداد پست ها : 6667
محل سکونت : بوشهر
دسترسی سریع به انجمن ها