عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

فرهادی در "جدایی نادر از سیمین" چه می‌گوید؟

فرهادی در "جدایی نادر از سیمین" چه می‌گوید؟
سه شنبه 3 اسفند 1389  11:04 ق.ظ



 
تصویر بزرگ

فیلمی که سه گانه فرهادی محسوب شده و می توان گفت تکمیلی "چهارشنبه سوری" و "درباره الی..." است و آنچه فرهادی خواسته است در دو فیلم قبلی خود به نمایش بکشد به قول خودش در "جدایی نادر از سیمین" به اوج رسانده است.




به گزارش فرهنگ نیوز به نقل ازخبرنامه دانشجویان ایران "جدایی نادر از سیمین" و نه سیمین از نادر عنوان فیلم اصغر فرهادی است که سر و صدای زیادی در جشنواره فجر امسال به پا کرده است؛ فیلمی که سه گانه فرهادی محسوب شده و می توان گفت تکمیلی "چهارشنبه سوری" و "درباره الی..." است و آنچه فرهادی خواسته است در دو فیلم قبلی خود به نمایش بکشد به قول خودش در "جدایی نادر از سیمین" به اوج رسانده است.

پرده اول؛ خلاصه ای از داستان:

فیلم با نمایش صفحات عقدنامه و طلاق و کپی شروع می شود و سیمین (لیلا حاتمی) می خواهد به همراه همسرش نادر و دخترش ترمه از ایران برود و همه مقدمات این کار را فراهم کرده اما نادر (پیمان معادی) نمی خواهد پدرش را که از بیماری آلزایمر رنج می برد تنها رها کند. این اختلافات باعث می شود سیمین از دادگاه درخواست طلاق کند اما دادگاه درخواستش را رد می کند و مجبور می شود به خانه پدرش برگردد. ترمه تصمیم می گیرد پیش پدرش نادر بماند به امید اینکه مادرش سیمین پیش آنها برگردد.

نادر که نمی تواند از عهده مراقبت از پدرش بر بیاید برای این کار یک مستخدم به نام راضیه (ساره بیات) استخدام می کند. این زن جوان که باردار است این کار را بدون اطلاع همسرش حجت (شهاب حسینی) قبول کرده است.

روند داستان ادامه دارد یک روز نادر به خانه برمی گردد و پدرش را در حالی که طناب پیچ شده و تنها رها شده می بیند. وقتی‌ راضیه به خانه بر میگردد دعوای شدیدی بین نادر و راضیه اتفاق می افتد راضیه از سوی نادر به دزدی و ضرب و شتم پدر نادر متهم می شود و از طرف دیگر راضیه با ضرب و جرح نادر مصدوم و نوزادش سقط می گردد و نادر نیز از سوی راضیه به قتل متهم می شود.

در کش و قوس داستان و در دیالوگ های دادگاه نادر و راضیه هر دو از سوی یکدیگر به قتل متهم می شوند نادر به راضیه می گوید آیا این تو نبودی که پدرم را تنها گذاشتی؟! آیا این تو نبودی... ؛راضیه نیز به نادر می گوید: آیا این تو نبودی که به من حمله کردی و بچه ام را سقط کردی؟! آیا این تو نبودی...

در نهایت فیلم با پایانی خوش به اتمام می رسد؛ نادر با دیدن بدن نیمه جان پدرش به تردید می افتد و می گوید که نکند علت ضرب وشتم پدرش راضیه نباشد؟! راضیه نیز می گوید نکند که علت سقط نوزادش نادر نباشد؟! و می تواند این حادثه علتهای دیگری داشته باشد!

پرده دوم؛ فراهادی در "جدایی نادر از سیمین" چه می گوید؟

الف؛ به نظر برخی منتقدین "فیلم به یکی از مشکلات خانواده های از سنت جدا شده و در راه رسیدن به مدرنیسم جامعه ما می پردازد. که زن و شوهر بدون هیچ دلیلی و صرفاً دلایل خیلی کوچکی صرفاً به خاطر غروری که دارند تصمیم می گیرند از هم جدا شوند و هیچکدام از آنها حاضر به کوتاه آمدن از خواسته هایش در برابر نیست." اما به نظر می رسد این چیزی نباشد که فرهادی قصد دارد در فیلم بگوید.

سیمین (لیلا حاتمی) در صحنه ای مخالف انتظار مخاطب لایه ظاهری فیلم را پیش می برد. سیمین چون می خواهد از ایران برود و نادر به خاطر پدرش مخالف است، از دادگاه درخواست طلاق کند و تا اینجا نیز مخاطب متعجب است که چه چیز است که سیمین را به اینجا کشانده؟ زندگی خوب، شوهر خوب، وضعیت اجتماعی خوب همه برای این خانواده فراهم است! چرا سیمین با وجود این شرایط قصد جدایی دارد؟ اما سیمین بیان می کند: "ایران جای خوبی برای زندگی و تربیت بچه  نیست و من از تربیت فرزندم در ایران می ترسم" حتی اگر شرایط خوبی هم مهیا باشد و این چیزی است که فرهادی در گام اول فرضیه اصلی فیلم پیش می رود.

ب؛ فرهادی برای اینکه به مقصود اصلی خود برسد رویه ای را در پیش می گیرد که در نهایت هم مخاطب که نمایندگان خود را فیلم می بیند رضایت داشته باشد و هم فرهادی به مقصد خود برسد! جایی که با ورود راضیه دو طبقه اجتماعی با محوریت راضیه یعنی نماینده طیف سنتی مذهبی و نادر، نماینده طیف مدرن اجتماعی داستان را پیش می برند.


در سکانس هایی که پدر نادر و نوزاد راضیه کشته و سقط شده اند، راضیه از سوی نادر با قطعیت، دقت کنید با قطعیت و یقین به دزدی و ضرب و شتم شدید پدر نادر متهم می شود.


همچنین راضیه با ضرب و جرح نادر مصدوم و نوزادش سقط می گردد و نادر از سوی راضیه با قطعیت، دقت کنید با قطعیت و یقین به قتل متهم می شود.


یک سوال اساسی: پایان رضایت دهنده فیلم که باعث شده منتقدین سینمایی بگویند، "جدایی نادر از سیمین همانند درباره الی... باعث می شود ما در انتهای فیلم به خودمان بگوییم «همه اینها می شد هرگز اتفاق نیافتد!»" کجاست؟

آنجایی که راضیه به تردید، دقت کنید به شک و تردید می افتد که امکان دارد علت سقط نوزادش چیز دیگری باشد! یعنی حادثه تصادف. و نیز آنجایی که نادر با دیدن محل جراحت پدرش، یکباره شک می کند که نکند راضیه علت اصلی این وضعیت به وجود آمده برای پدرش نباشد و اتهام به راضیه را پس می گیرد.

فرضیه "شکاکیت و نسبیت گرایی" اصل بنیادین فرهادی است یعنی موقعی فیلم به نتیجه دلخواه می رسد که هیچ کس با "قطعیت و یقین" حرفی نزند! جامعه آرمانی فرهادی موقعی است که هیچ چیز قطعی و یقینی وجود نداشته باشد، جامعه ای جامعه به سامان است و مشکلات زمانی حل شدنی است که از قطعیت حرفی نزنی و همه چیز را نسبی بدانی، تردید کنی و قطعی و یقینی حرف نزی و فکر کنی که اشتباه می کنی! و این محور اصلی است که فرهادی در سه گانه چهار شنبه سوری، درباره الی... و جدایی نادر از سیمین دنبال می کند.

شخصیت مثبت فیلم سیمین هیچگاه مورد هجمه نیست! با وجود بی مهری از سوی نادر اوست که حاضر می شود دیه را بپردازد و دایه مهربان تر از مادر می شود و آخر اینکه "ایران جای زندگی نیست" را به تصویر می کشد و نتیجه دلخواه سیمین که در ابتدای فیلم مطرح شد در دوگانگی تصمیم مخاطب وا می گذارد.

پرده سوم؛ یک سوال اصلی در فیلم مطرح است: چرا حتی مخاطب مذهبی نیز از فیلم فرهادی رضایت دارد؟ قشری که نظر عریان فرهادی را در فیلم "شهر زیبا" دیده است که در آن فرهادی بیان می کند شخصیت روحانی و سید با نام "ابوالقاسم" هنگامی که جوانی در حال مرگ است به نماز می ایستد! و فرهادی بیان می کند که این دینی که نامش اسلام است با پیامبریت "ابوالقاسم" اینگونه است. با این وجود این قشر مذهبی از فیلم "جدایی نادر از سیمین" رضایت دارد؟ چرا؟

این رضایت تا جائی است که مسعود ده‌نمکی هم بعد از تماشای فیلم اصغر فرهادی نتیجه کار را بسیار مثبت ارزیابی کرده و آن را پسندیده و فیلم فرهادی را اثری همسو با تعلقات مذهبی ایرانیان و فیلمی دینی دانسته‌اند! چرا؟

فرهادی برای اینکه به مقصود اصلی خود برسد رویه ای را در پیش می گیرد که در نهایت هم مخاطب که نمایندگان خود را فیلم می بیند رضایت داشته باشد و هم فرهادی به مقصد خود برسد!

دو طبقه اجتماعی با محوریت راضیه یعنی نماینده طیف سنتی مذهبی و نادر، نماینده طیف مدرن اجتماعی داستان را پیش می برند و تا سکانس های پایانی فیلم، بیننده به غلط منتظر آن است که نکند نماینده اش در فیلم خطا نکند، بیننده با طبقه اجتماعی مختلف انتظار می کشد نمادش در فیلم مرتکب خطا و اشتباه نشود و در آخر هم خوشحال و راضی است که طیف مذهبی درست رفتار کرده و طیف مدرن هم درست؛ در حالی که دعوا جای دیگری است که این از دید مخاطب پنهان است!

"نسبی گرایی" محور اصلی است که فرهادی دنبال می کند و این نکته ای است که از دید مخاطب حزب الهی مخفی مانده و چون نماینده اش در فیلم تصمیم مورد دلخواه مخاطب را می گیرد بنابراین جریان مذهبی از فیلم رضایت دارد. فرهادی دعوا را در لایه ای ساختاری دنبال می کند نه جریان فیلم، نقد ساختاری است نه نقد جریانی، فیلم بنای آن را ندارد که بگوید این طبقه خوب است یا آن طبقه؟ این ارزش مثبت است یا آن ارزش؟
 
پرده چهارم؛ اشکلالت ساختاری فیلم

فرهادی برای اینکه فرضیه خود را با موفقیت پیش ببرد در جریان داستان سه نقطه را مبهم گذاشته و داستان را با دروغ پیش می برد؛ نقاط ابهامی که هیچ گاه حل نمی شود و همین علتی است که نتیجه دلخواه فرهادی را به ثمر می رساند.

1-راضیه از سوی نادر متهم به دزدی می شود که یا نادر دروغ می گوید و یا راضیه دزد است.

2-راضیه قبل از درگیری با نادر تصادف کرده است درحالی که چنین چیزی به تصویر کشیده نمی شود.

3-راضیه هنگامی که پدر نادر را تنها می گذارد برای اطمینان از سلامتی نوزاد بعد از تصادف به مطب پزشک می رود؛ این نیز از دید بیننده پنهان است.

فرهادی می خواهد برای اینکه به مقصودش برسد و نسبی انگاری را تثبیت کند، نقاط حساسی را که نظریه وی را نقض می کند، عمدا از صحنه فیلم حذف می کند همچون سریال هرکول پوارو که معما با نمایش سکانسی که مخاطب اصلا در فیلم ندیده، در پایان فیلم حل می شود.

چرا فرهادی چنین می کند؟ هدف فرهادی چیست؟

به سکانس های پایانی فیلم توجه کنید: راضیه با شک بر این موضوع که ممکن است عامل سقط بچه اش نادر نباشد و شاید تصادف عامل اصلی باشد از اتهام به نادر می گذرد درحالی که می شد با رفتن به نزد پزشک علت اصلی سقط را جویا شد و نیازی به شکاکیت و نسبی گرایی نبود ولی فرهادی از عمد مخاطب را در این گمراهی گذاشته و داستان خود را با دروغ پیش می برد.

و این محور اصلی است که فرهادی در سه گانه چهار شنبه سوری، درباره الی... و جدایی نادر از سیمین دنبال می کند. و این می شودجنگی که فرهادی به راحتی پیش می برد؛ هم جایزه می گیرد؛ هم مورد تمجید و تقدیر قرار می گیرد! هم فرضیه های اصلی دینی را مورد خدشه قرار می گیرد و جالب تر از همه اینکه فیلمش به عنوان فیلمی "دینی"! از سوی مذهبی ها مورد تمجید واقع می شود؟

سر سپرده ام پيشاپيش به نيروئي حاکم بر سرنوشتم و در پر کاهي نيز مي آويزم,پس مرا چيزي نيست تا به حفظ آن بکوشم,مرا انديشه اي نيست پس مي توانم ببينم,پس مي توانم خود را به ياد آرم,جدا و در سبکبالي پيشي مي گيرم از عقاب , تا رسم به رهايي

FABAHADOR

FABAHADOR
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : بهمن 1389 
تعداد پست ها : 106
محل سکونت : خراسان رضوي
saeedrsl تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها