عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر کس حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار اوست. بحارالأنوار، ج43، ص261

معاون مفتي جمهوري خودمختار باشقيرستان: اسلام غذاي معنوي، تكيه‌گاه انسان و قانون اساسي آفرينش است

معاون مفتي جمهوري خودمختار باشقيرستان: اسلام غذاي معنوي، تكيه‌گاه انسان و قانون اساسي آفرينش است
سه شنبه 3 اسفند 1389  12:57 ب.ظ

جمهوري خودمختار باشقيرستان روسيه از جمله جمهوري‌هاي مسلمان نشين اين كشور بشمار مي‌رود كه بعد از فروپاشي شوروي سابق، شاهد شكوفايي و رشد مجدد اسلام است.

خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) به بهانه هفته وحدت مصاحبه‌اي با روسلان سياخف (سياح اف) معاون مفتي باشقيرستان در امور آموزشي، روابط خارجي و ارتباط جمعي انجام داده است كه متن اين مصاحبه در پي مي‌آيد؛

- برادر سياخف از اينكه وقتتان را در اين روزهاي آسماني به ما داديد متشكرم. قبل از هر چيز مي‌خواستم نظرتان را درباره ابتكار جمهوري اسلامي ايران و برگزاري هفته وحدت بپرسم.

سياخف: بسم الله الرحمن الرحيم. با صلوات به پيامبر و خاندان و دوستان و دوستدارانش، از اينكه شنيدم در ايران به ميمنت و مباركي تولد پيامبر عظيم الشان اسلام(ص) هفته‌اي به اسم هفته وحدت وجود دارد بسيار خوشحال شدم.

مهم نيست كه ما در روز تولد اختلاف داريم. مهم آن است كه خداوند اين رحمت دو عالم را به ما هديه كرده است. او نعمت خداوند براي ما است. نه فقط وجود مقدس ايشان، بلكه شجره طيبه‌اي كه از ايشان به عمل آمد. خاندان و اهل بيت ايشان همان كوثر جوشنده نعمت براي ما است. در سايه همين رحمت و نعمت خداوند است كه امروز نام‌هايي محبوب و طيبه‌اي همچون محمد، احمد، فاطمه، زينب، زهرا، حسن و حسين را ما در باشقيرستان بر فرزندانمان مي‌گذاريم. شما مي‌بينيد كه بسياري از اسامي ما، تبرك نام ايشان و يا اهل بيت ايشان و وارثان و خاندان ايشان را دارد و به حق وجود پيامبر اكرم نعمتي براي هر دو عالم است.

اين اسامي همچنين نقطه گره خوردن و وحدت بين فرهنگ‌هاي ملت‌هاي ايران و باشقيرستان است. ميراث ديني ما را به هم نزديكتر كرده است.

براي من خيلي جالب است كه مي‌بينم هوشمندي و درايت برادران ايراني ما چه زيبا توانسته از يك اختلاف، نقطه اشتراك بوجود آورد. تفاوت عقيده در روز تولد پيامبر(ص) را نگاهي حكيمانه و انساني، تبديل به هفته وحدت كرده است و اين نيز نشانه‌اي است از هدايت خداوند متعال كه تفاوت در روايت روز تولد حضرت محمد(ص) در ايران، دره جدايي درست نكرده است بلكه بر عكس بوجود آورنده هفته وحدت است.

اين درسي است براي همه مسلمانان جهان كه از تجربه ايران بهره بگيرند و از تفاوت‌هاي ميان انسان‌ها و جوامع، وسيله وحدت فراهم كنند.

از سوي ديگر به نظر من، اين تفاوت روايت نيز از الطاف خداوند محسوب مي‌شود. اگر ما اين اختلاف را نداشتيم، جشن مولودي در يك روز به پايان مي‌رسيد و ما براي تقويت وحدت شيعه و سني تنها يك روز زمان داشتيم، اما اينك مي‌توانيم يك هفته جشن برگزار كنيم و هفت برابر براي تقويت مباني برادري و وحدت بكوشيم.

- همه ما به خوبي مي‌دانيم در زماني نه چندان دور، حكومت شوروي اجازه فعاليت براي ترويج اسلام را نمي‌داد. اينك و پس از فروپاشي شوروي وضعيت توسعه اسلام را چگونه مي بينيد؟

سياخف: ما در روزگاري عادي بسر نمي‌بريم. دوراني بسيار طولاني، در اين سرزمين اجازه حركت به اسلام نمي‌دادند. همه تلاش‌ها براي توسعه اسلام منجمد شده بود. اما اينك زمينه ترويج اسلام و آگاهي دادن درباره اسلام به ما داده شده است. ما بايد از اين موقعيت كمال استفاده را ببريم. ما بايد گوهر دين را به مردم عرضه كنيم. گوهري كه اسلام واقعي باشد. ما بايد از اين موقعيت براي عمق بخشيدن به دانش ديني مردم استفاده كنيم. اين چيزي است كه سال‌ها مردم ما را از آن محروم كرده بودند. گسترش روابط ما با برادرنمان در جهان اسلام نيز از مواردي است كه بايد مجدانه در پي آن باشيم. از تجربه‌هاي مفيد هم بهره ببريم. مثل همين هفته وحدت كه تفاوت بين مسلمانان را به پل ارتباطي بين آنها تبديل كرده است. خداوند ما را متفاوت آفريده و در اين تصميم حكمتي الهي وجود دارد. اين تفاوت باعث مي‌شود كه ما خود را در آينه ديگران ببينيم و با استفاده از نقاط مثبت فرهنگي ديگران در صدد اصلاح عيب‌هاي خود باشيم تا راه تعالي را بپيماييم. ايجاد رابطه و دوستي بين ما و ايرانيان در حقيقت امكان تكميل شدن را به ما مي‌دهد. خوشبختانه ما در باشقيرستان اينك خانواده‌اي ايراني داريم كه تصوير خوبي از برادران مسلمانمان در ايران به ما نشان داده است. همچنين در سفر به ايران از استادان و افرادي بودند كه با آنها گفتگو داشتيم مانند استاد ارزنده جناب آقاي دكتر مدبر همچنين مدير محترم كتابخانه آيت‌الله مرعشي نجفي كه افراد عميق و شريفي هستند. ما آنها را دوستان واقعي خودمان مي‌دانيم و هميشه از ديدنشان خوشحال خواهيم شد.

- گفتيد كه به ايران سفر داشته‌ايد. در مورد اين سفر و نتايج آن اگر ممكن است بفرماييد.

سياخف: چندي قبل به كمك سفارت جمهوري اسلامي ايران در مسكو، يك گروه از اداره روحانيت توانستند سفري به ايران داشتنه باشند. در اين سفر، غير از اعضاي مربوط به اداره روحانيت، رئيس دانشكده فلكلور و مردمشناسي دانشگاه تربيت معلم اوفا، همچنين دو تن از عكاسان هنرمند نيز با ما بودند. يكي از اين عكاسان به اسم رائيل كيلماتف، نه تنها در باشقيرستان، بلكه در كل روسيه فرد مشهوري است. او در ايران آثارش را در تهران به نمايش گذاشت تا مردم ايران با باشقيرستان آشنا شوند.

اما نكته مهم اين سفر، نگاهي بود كه اعضاي هيئت ما به ايران پيدا كردند. ما اطلاعات ناچيزي از برادران مسلمانمان در ايران داشتيم و قبل از سفر بعضي اين سوالات را مطرح مي‌كردند كه چه دليلي دارد كه بايد به ايران سفر كنيم؟ چرا بايد پاي صحبت آنها بنشينيم و نظرات آنها را بشنويم آنها شيعه هستند و ما سني. ما آنها را به درستي نمي‌شناسيم. آنها ممكن است خواسته باشند افكارشان را به ما تلقين كنند. ما، از هم خبر نداشتيم. نمي دانستيم به كجا و پيش چه كساني مي‌رويم و با چه كساني ملاقات خواهيم كرد. اين عدم آشنايي ديواري بين ما كشيده بود.

موقعي كه به ايران رفتيم استقبال گرمي از ما شد. برخورد بسيار زيباي برادرمان و همكاران روحاني ما در ايران همه افراد گروه را تحت تاثير قرار داد. رفتار آنها حسن نيتي را نشان داد كه نشانگر هدف خيرشان براي نزديكي امت اسلامي بود. رفتار اين عزيزان ذهنيت بسياري از همراهان را نسبت به برادران مسلمان ما در ايران عوض كرد و ديواري كه بين ما بود را فرو ريخت. به همين دليل من فكر مي‌كنم اين ديدارها بايد تداوم داشته شود. ما مشكلات مشتركي در زمينه اسلامي داريم. از جمله مي‌توان به جريان‌هاي انحرافي مانند وهابيت و حزب التحرير اشاره كرد. هم ما و هم برادران مسلمان ايراني‌مان معتقديم اين گروه‌هاي غيرمتعارف براي اسلام زيان‌آور هستند. وجود چنين نقطه نظرهاي مشتركي باعث مي شود براي حل مشكلات و مانع توسعه اسلام، به هم نزديك شويم. ما فقط علاقمند نيستيم به ايران سفر كنيم بلكه مايليم كارشناسان ايراني هم به باشقيرستان سفر كنند تا از دانش و تجربه آنان بهره بگيريم.

- شما گفتيد برخي از اعضاي گروه تصوري بدبينانه داشتند، چه شد كه اين تصور از بين رفت؟

سياخف: متاسفانه اطلاعاتي كه در رسانه‌هاي گروهي از جمله اينترنت از ايران پخش مي‌شود با واقعيت‌ها در بسياري موارد متفاوت است. اين رسانه‌ها ، تصوير وارونه‌اي از ايران را به نمايش مي‌گذارند. خيلي از افراد گروه بر اثر اين القائات ايران را كشوري بسته و خشن تصور مي‌كردند. ما در طول اقامت در ايران، به شهرهاي تهران، قم و مشهد سفر داشتيم، اما هيچ جا، هيچ كس از ما نپرسيد شما شيعه هستيد يا سني. چيزي كه خيلي ما را تحت تاثير قرار داد صفا و صميميت مردم با ما بود. از ما سوال مي كردند چه كمكي از دستشان بر مي‌آيد. هيچ كس به عنوان بيگانه به ما نگاه نكرد.از هيچ كس بي احترامي نديديم بلكه برعكس وقتي متوجه مي شدند ما مسلماني از كشوري دور دست هستيم با محبت بيشتري با ما برخورد مي‌كردند. بطور مثال در مشهد وقتي براي زيارت به آرامگاه نواده پيامبر رفته بوديم، پيرمردي بعد از آنكه متوجه شد ما از باشقيرستان هستيم گفت من براي شما هديه‌اي دارم. بعد به هركدام از ما شيشه عطري هديه داد. من آن را نگاه داشته‌ام و در اينجا، داستان اين ملاقات گرم را براي خيلي‌ها تعريف مي‌كنم و هديه را نشانشان مي‌دهم.

اين رابطه‌ها باعث دوستي و همدلي بيشتر مي‌شود. كساني كه به ايران رفتند، در بازگشت خاطره خوبي از برادران مسلمان ايراني را به عنوان سوغات سفر با خود به باشقيرستان آوردند. آنها آن لباس بي اعتمادي و احساس خطر از ايران را ديگر درآورده‌اند.

در سفر به ايران نه خشونت ديديم و نه محدوديت. مردم با روي باز با ما برخورد مي‌كردند. براي ما بسيار جالب بود كه ديديم كسي نمي‌خواهد فكرش را به ما تلقين كند. ملاقات‌هاي ما با خبرگان و علماي ديني يك گفتگوي دوجانبه براي شناخت بيشتر از يكديگر بود. ما از اين گفتگوها به نقاط مشترك رسيديم. پي برديم منبع الهام و اطلاعات ما يكي است. آنچه مي‌آموخته و مي‌آموزيم از يك منبع است. نقاط فرق بين ما بسيار كوچك و اندك است و نمي‌تواند به هيچ عنوان باعث قطع دوستي، رابطه و گفتمان ما شده و يا بين ما جدايي بوجود آورد.

اين سفر باعث شد پي ببريم منبع الهام و چيزهاي ارزشمند براي ما يكي است. به ما نشان داد بايد به دنبال پل‌هايي باشيم كه ما را به هم نزديك كند و كمك نمايد همديگر را بيشتر و بهتر بفهميم و بشناسيم.

- فكر مي‌كنيد چرا بايد بين ايران و باشقيرستان رابطه نزديكتري برقرار شود و آيا تا به حال اقدامي در اين مورد صورت گرفته است؟

سياخف: سابقه تاريخي كشورهاي ما طوري است كه فرهنگ و معنويات ما به هم گره خورده است. امروز ما بايد اين اتصال‌ها را بيشتر و جستجو كنيم تا با توسعه روابط دوستانه به هم نزديكتر شويم. و اعتصموا به حبل الله جميعا و لا تفرقوا جايگاهش امروز است. اگر اين رسالت تاريخي را انجام ندهيم فردا در پيشگاه خدا بايد پاسخگو باشيم. حال كه خداوند امكان اين اخوت و نزديكي را بوجود آورده، بايد به بهترين شكل از آن بهره برد. اين گسترش نه فقط در زمينه‌هاي ديني بلكه در مواردي مثل آموزش و پرورش و روابط فرهنگي و هنري بايد صورت گيرد.

با فعاليت‌هاي انجام شده توسط آقاي سيروس برزو نماينده رايزني فرهنگي ايران در باشقيرستان، طي دو سال گذشته كارهاي خوبي در شناساندن تاريخ، فرهنگ و هنر ايراني و اسلامي و شناسايي نقطه‌هاي اشتراك فرهنگي و ديني بين دو امت اسلامي در باشقيرستان صورت گرفت. من مطلع هستيم كه نخستين قدم‌ها، به شكر خدا، از طرف دانشگاه تربيت معلم اوفا و دانشگاه مشهد برداشته شده است. ما علاقه داريم گروهي از باشقيرستان به ايران بروند تا با فراگيري هنرهاي اسلامي از جمله خوشنويسي و كاشيكاري اسلامي به ترويج هنر اسلامي در باشقيرستان بويژه در طراحي و ساخت مساجد به ما كمك نمايند. خوشنويسي هنر فراموش شده‌اي است كه ما مي‌خواهيم آن را احيا كنيم.

- امروز ما در باشقيرستان شاهد حضور علاقمندان زيادي از اقشار و سنين مختلف براي آموزش هنر خوشنويسي هستيم. دليل اين استقبال چيست؟

سياخف: انسان ذاتا به زيبايي علاقمند است، زيرا فطرت او فطرت الهي است و خداوند زيبايي را دوست دارد. انسان بدون آن كه چرايي‌اش را بداند به طرف زيبايي كشيده مي شود. خوشنويسي گوشه‌اي از هنر است و هنر به ذات خود زيباست.

اما اين كه در اينجا چرا مردم اينك به خوشنويسي علاقمندي نشان مي‌دهند دليل ديگري نيز دارد و آن نشات گرفتن اين هنر از اسلام است. خوشنويسي، نقطه تلاقي و رسيدن به هنر و اسلام است. نقطه وحدت معنويت و هنر است. اين هنر آنها را به اسلام نزديكتر مي‌كند. خوشنويسي كمك مي كند به طرف خدا هدايت شوند. نمادي است از تقرب به الله. انسان خداجوي است و ذاتا به هر چيزي كه باعث نزديكي‌اش شود جذب مي گردد.

من معتقدم اين شور و علاقه‌اي كه در بسياري از مردم ايجاد شده، نعمت و لطف الهي است كه سودي چند جانبه دارد. خوشنويس با هنرش، خود را به خدا نزديكتر كرده و آرامش روحي پيدا مي كند. اما كار به همينجا ختم نمي‌شود. او چشمه جوشاني را بوجود مي‌آورد كه نه تنها عطش خود را رفع مي‌كند و از آن سيراب مي شود بلكه آثار او، غذاي روح براي ديگران هم هست و عطش آنان را نيز برطرف مي‌كند. اما مي خواهم بگويم كه محدوده كاري هنرمند از اين هم فراتر مي‌رود. او نسل‌هاي بعدي را نيز متاثر مي‌كند و تا زماني كه اثرش باقي است و مي‌تواند صدها سال باشد، انسان‌هاي زيادي با غذاي معنوي تغذيه خواهند شد. رمز علاقمندي مردم به هنر خوشنويسي را مي‌توان در اين دانست كه دريچه‌اي جاودانه به سوي ذات باريتعالي است.

- شما در سخنان‌تان اشاره به اين نكته داشتيد كه برهه زماني فعلي، يك مورد خاص است كه بايد از آن به بهترين شكل بهره گرفت. ممكن است منظورتان را بهتر تشريح كنيد؟

سياخف: ارتباطات بين ملل اسلامي تا اوايل قرن بيستم به دليل عدم امكانات امروزي نمي توانست وسيع باشد. با ايجاد اتحاد شوروي در اين سرزمين، نه تنها اين ارتباط ها قطع شد، بلكه حكومت اجازه هيچ گونه فعاليت براي گسترش دانش اسلامي مردم را نمي داد چه رسد به ايجاد ارتباط بين برادران مسلمان در ديگر نقاط. اما بعد از فروپاشي شوروي، ما شاهد رويكردي ديگر به مسايل معنوي هستيم. مسئولان فعلي باشقيرستان با علاقمندي زياد، مردم را به معنويت فرا مي‌خوانند و به ما كمك مي‌كنند. بطور مثال ما اينك حدود 50 طلبه داريم كه به مصر اعزام شده بودند. در جريان اتفاقي كه در اين كشور رخ داد، آنها از مصر تماس گرفتند و خواهش كردند براي بازگشتشان فكري بكنيم. سازماندهي پرواز هوايي، هم به لحاظ مالي و هم حقوقي، كار دشواري است. به خصوص كه آنها در خارج از كشور بودند. ما قضيه را به دولت‌مان اطلاع داديم و تقاضاي كمك كرديم. تنها پس از چند دقيقه، آقاي رستم حميدوف رئيس جمهور باشقيرستان دستور داد هواپيمايي آماده پرواز شود تا چنانچه ضرورت پيدا كرد، بدون معطلي به كمك طلبه‌هاي ما برود. پس از چند روز ما متوجه وخامت اوضاع براي اتباع خارجي در مصر شديم. هواپيما به مصر پرواز كرد و نه تنها طلاب باشقيري را آورد بلكه به بقيه هم گفتيم هركس علاقمند است مي تواند با اين هواپيما به باشقيرستان بيايد. به اين ترتيب حدود صد نفر زن و كودك هم با طلبه‌هاي ما همراه شدند. نكته جالب آن كه شخص رستم حميدوف رئيس جمهور باشقيرستان در فرودگاه به استقبال طلاب ما رفت و به آنها دلداري داد. اين وضعيت در دوران‌هاي گذشته اصلا نمي‌توانست بوجود آيد و نشانگر اهميتي است كه دولت براي گسترش معنويت و اسلام قائل است. البته مي‌شود در مورد بسياري چيزها شعار داد اما عمل چيز ديگري است. ما عملا مي بينيم كه دولت، اسلام را دوست دارد و ما را تنها نمي‌گذارد.

مثال‌هاي زياد ديگري هم وجود دارد. شما مي‌دانيد كه مرتبا ساختمان‌ها و مكان‌هايي كه در گذشته غصب شده بود، برگردانده مي‌شود. مساجد زيادي كه در گذشته تخريب شد و يا تغيير كاربري پيدا كرد، امروز به ما بر مي‌گردد. همين ساختمان اداره روحانيت، روزگاري خوابگاه و مهمانسراي يك اداره بود. و يا مسجد اخلاص كه سينما و تئاتر بود. اين‌ها را به ما بازگرداندند و اينك پايگاه ترويج اسلام هستند. جداي از اين، دولت به ساخت مساجد هم كمك مي‌كند. پارك بسيار بزرگي به مساحت حدود 9 هكتار به نام كالنين در كنار بولوار صلوات يولايف بود كه دولت آن را براي ساخت مجتمع اسلامي هديه كرد و قرار است در آن هم دانشگاه اسلامي ساخته شود و هم يكي از بزرگترين مساجد اروپا. البته متاسفانه ما هنوز مثل ايران هنرمندان و معماراني نداريم كه مساجد ما را به شكل اسلامي طراحي نمايد.

الان خوشبختانه در بين مسئولان ديگر كسي نيست كه بخواهد اسلام را تحقير كند و بگويد معنويت بي‌اهميت است. همه به خوبي دريافته‌اند كه اگر در وجود جامعه و انسان جوهر ديني نباشد و معنويت عمق پيدا نكند، اجتماع رو به انحطاط مي‌رود. نبود دين، جامعه را منقرض و مريض كرده و به طرف آينده‌اي نامعلوم و تيره و تار مي‌برد.

بر اساس تصميم مسئولان، قرار است دانش آموزان ما از اين پس، در مدارس با اسلام آشنا شوند و درس تعليمات ديني براي آنها گذاشته شود. آنها در اين كلاس‌ها با اديان رسمي موجود در روسيه آشنا خواهند شد. و دين آباء و اجدادي خود را بيشتر خواهند شناخت. البته ما در عين خوشحالي، سنگيني بار مسئوليت بيشتري را حس مي‌كنيم. ما بايد در آينده بيشتر از گذشته فعاليت كنيم.

برنامه‌هاي جديدي در حال انجام است و ما از نظر كادر مسلط به علوم و شناخت ديني بايد گام‌هاي بزرگتري را برداريم. بايد كساني را تربيت كنيم كه بتوانند دانش عميق‌تري از اسلام داشته باشند. اينكه دولت امروز زمينه رشد دين را فراهم كرده فرصتي طلايي و امتياز خوبي است، اما از سوي ديگر اين ماييم كه بايد تلاشمان را چند برابر كنيم و اگر از اين موقعيت تاريخي استفاده نكنيم، فردا در پيشگاه خدا بايد پاسخگو باشيم. خداوند حتما از همه ما خواهد پرسيد كه پس از آن روزگار كه عرصه بر دين و دين داران تنگ بود، ما به شما ميدان داديم، شما چه كرديد؟ ما بايد نعمت آزادي دين داري را شكر كنيم البته نه فقط در لفظ كه با عمل. البته ما مشكلاتي هم در اين عرصه داريم.

- چه مشكلاتي در اين راه وجود دارد؟

سياخف: به دليل شرايطي كه در دوران گذشته وجود داشته، اسلام چه به لحاظ كمي و چه كيفي در روسيه اجازه رشد پيدا نكرد. امروز به يكباره ما مواجه هستيم با تقاضاهاي بسيار. شما در بسياري از شهرها و روستاها مي‌بينيد مردم با خلوص و شوق بسيار مساجدي را ساخته‌اند اما اين مسجد، روحاني ندارد. آنها مرتبا به ما مراجعه مي‌كنند و يا پيغام نامه مي فرستند كه براي ما متخصص اسلامي بفرستيد. حتي اگر بطور دائم ممكن نيست، به شكل موقت و سيار تا بتواند نيازهاي معنوي ما را برطرف كند و به سوالات ما پاسخ دهد.

اين تنها مشكل ما در روستاها و شهرهاي كوچك نيست. اينك طبقات مختلف مردم، به دين علاقمند شده‌اند و جستجوگر يافتن پاسخ به سوالات ديني شان هستند. ما بايد نه فقط براي اشخاص كم سواد بلكه براي تحصيل كرده‌ها نيز متخصص اسلامي داشته باشيم. مثلا يك دانشمند و يا استاد دانشگاه وقتي به يك روحاني مراجعه مي‌كند، اگر سطح دانش آن روحاني بالا نباشد، پاسخي كه مي‌دهد نخواهد توانست مخاطب را اغنا كند. حتي ممكن است خداي نكرده طرف مقابل، فكر كند اسلام محدود است و سطح پاييني دارد. به همين دليل ما به دنبال راهي هستيم كه درجه اطلاعات ائمه مساجد را بسنجيم كه آيا در حد معقولي هست يا خير و اصولا بايد چه سطحي را به عنوان پايه و ملاك قرار دهيم. ما در نظر داريم كه سطح آگاهي روحانيت را بالا ببريم تا بتواند پاسخگوي نياز اقشار و طبقات مختلف جامعه امروزي باشد. اگر اين كار را نكنيم فكر منفي در مردم در مورد اسلام بوجود خواهد آمد و پيشرفتي براي اسلام را شاهد نخواهيم بود.

- آينده اسلام در باشقيرستان را چگونه مي بينيد؟

اسلام غذاي معنوي، تكيه‌گاه انسان و قانون اساسي آفرينش است. بدون قانون، زندگي مسيري طبيعي نخواهد داشت. اگر قانون را زير پا بگذاريم و ناديده بگيريم جامعه به دردهاي بي‌درمان و مشكلات سنگين مبتلا مي‌شود. ما اين مصائب و مسايل را در گذشته درك كرده‌ايم و به همين دليل، اينك كه خداوند نعمت زيستن در سايه اسلام را بار ديگر به ما عطا كرده است قدر آن را مي دانيم و تلاش مي كنيم آنرا حفظ كرده و توسعه دهيم.

- چه پيامي براي مردم ايران داريد؟

من مي‌دانم كه حركت خداجويانه مردم شما براي آنها مشكلاتي را بوجود آورده است. ما هم مشكلات خاص خود را داشته و داريم اما نبايد فراموش كنيم كه خداوند بر همه چيز قادر و توانا است بايد وحدت راحفظ كرده و به او توكل كنيم.

آنهايي را كه از لحاظ معنوي بد مي‌فهمند و يا نمي‌فهمند را به راه راست هدايت كنيم. البته براي اين كار در مرحله اول لازم است نخست خودسازي كنيم.

من براي همه مردم ايران آرزوي موفقيت و معنويت دارم و اميدوارم آنان نيز در راه دشواري كه ما در پيش رو داريم براي اعتلاي نام الله و گسترش اسلام، ما را برادرانه مساعدت كنند.

 

اگر من و شما خودمان را  اصلاح کنیم ، جامعه درست می شود

svh2005

svh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 18447
محل سکونت : مازندران
دسترسی سریع به انجمن ها