عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت، کسانی هستند که در دنیا بیشتر از دیگران بر من صلوات فرستند.

آشنایی با مشهد

آشنایی با مشهد
سه شنبه 3 اسفند 1389  10:14 ب.ظ

مشهد

 

شهر مشهد در فاصله 909 کیلومتری شمال شرق تهران واقع شده است. این شهر که در مدار 36 درجه و 16 دقیقه عرض شمالی و 59 درجه و 38 دقیقه طول شرقی قرار گرفته است، از شمال و شمال غربی به درگز و قوچان، از مشرق به جمهوری ترکمنستان و سرخس، از جنوب و جنوب‌غربی به تربت جام و تربت حیدریه و از مغرب به نیشابور محدود می‌شود.

شهر مشهد در جلگه‌ای بین دو رشته کوه مهم خراسان به نام‌های بینالود و هزارمسجد واقع شده و ارتفاع آن از سطح دریا 985 متر است. وسعت شهرستان مشهد برابر 27478 کیلومتر مربع است و بیش از دو میلیون نفر جمعیت دارد.

هسته اصلی شهر مشهد در سال 203 هجری قمری پس از شهادت و دفن حضرت رضا(ع) در .سناباد پدید آمد. این حوقل در صوره الارض نیز از مقبره امام رضا(ع) در دهکده سناباد نام برده است، و پس از آن مکرراً در تاریخ خراسان بدین نام برمی‌خوریم. در قرن هفتم مردمی که از ویرانه‌های توس و مغولان گریخته بودند، به این مکان پناه آوردند. توس به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص در دوره‌های ایلخانان و تیموریان بارها بین حاکمان وقت دست به دست شده است. در سال 548 هجری قمری غزها به خراسان حمله کردند، مغول‌ها در سال 617 هجری قمری خراسان را غارت کردند و در 791 هجری قمری میرانشاه پسر تیمور لنگ خراسان را به آشوب کشید. در شورش سال 791 هجری قمری در توس طابران ده‌هزار نفر کشته شدند و در پای دروازه‌های شهر از کله کشتگان برج‌ها ساختند.در آخرین سال‌های سلطنت ابوسعید، پیش از آن که حکومت ایلخانان در ایران تمام شود (736 هجری قمری) ابن بطوطه مغربی سیاح مشهور به خراسان و مشهد آمده است، آنچه وی در سفرنامه خود نوشته و همچنین اخبار کتاب نزهه القلوب، از مهم‌ترین منابع درباره شهر مشهد در نیمه اول سده هشتم هجری است.

 

زیارتگاهها و مقابر رجال(داخل شهر)

 

حرم حضرت رضا علیه السّلام

حرم مطهر حضرت رضا علیه السلام که شامل مجموعه بنایى نفیس و تاریخى در قلب شهر مقدس مشهد است گذشته از آن که بزرگترین کانون زیارتى ایران است و سالانه حدود دوازده میلیون زائر و مسافر را به سوى خود جلب مىکند، از نظر ارزشهاى تاریخى و معمارى نیز گرانقدرترین مجموعه در این کشور مىباشد. طى هزار و دویست سال گذشته پیوسته ابنیه جدیدى بر این مجموعه افزوده شده و آن را تبدیل به گنجینه اى بى مانند از هنر معمارى ایرانى ـ اسلامى کرده است.

قدیمىترین بخش حرم همان بقعه مطهر ( بقعه هارونى ) است که ضریح حضرت را احاطه کرده است. این بقعه که اساس آن باید متعلق به اواخر قرن دوم هجرى باشد در طول زمان احتمالاً چندین بار مرمّت شده است. قدیمى ترین کاشیهاى حرم و شاید ایران، مشهور به « کاشیهاى سنجرى » زینت بخش قسمتهاى تحتانى دیوارهاى اطراف بقعه مطهر مىباشد. گنبد طلا نیز بر روى همین بقعه قرار دارد، که معلوم نیست صورت فعلى آن در چه زمانى احداث شده است. اما اولین بار شاه تهماسب صفوى آن را فلزپوش و مطلاّ کرده، کمى بعد هم شاه عباس صفوى ساقه آن را با خشتِ زراندود پوشانده است. بناى مشهور به مسجد بالاسر که ظاهراً مقبره یکى از دولتمردان غزنوى به نام ابوالحسن عراقى است پس از بقعه مطهر قدیمىترین رواق حرم حضرت رضاست. در عهد ایلخانان نیز ساخت و سازهایى در حرم صورت گرفته، از جمله مدرسه و مسجد دیگرى در بالاسر حضرت احداث شده که ابن بطوطه مغربى در آغاز سده هشتم آن اَبنیه را دیده و توصیف کرده است. اما در عهد تیمورى که حرم شدیداً توسعه یافته آن اَبنیه تغییر شکل و کاربرى داده است. بناهایى که توسط تیموریان در حرم حضرت رضا ساخته شده عبارتند از:

رواقهاى دارالحفّاظ ( در قبله و جنوب بقعه مطهر )، دارالسیّاده ( در غرب دارالحفّاظ )، دارالسلام ( در شرق دارالحفّاظ )، و بالأخره مسجد عظیم و باشکوه جامع گوهرشاد، که تماماً به اهتمام خود گوهرشاد احداث شده اند. در همان عهد مدرسه اى به نام « شاهرخى » یا بالاسر نیز ساخته شده که در قرن حاضر تبدیل به رواقى به نام « دارالولایه » در قسمت بالاسر حضرت شده است. اولین صحن حرم را هم امیر علیشیر نوایى احداث کرده، که شامل یک چهارم صحن عتیق بوده است.

پس از عهد تیموریان جدّىترین گسترش حرم در زمان صفویه، خصوصاً زمان شاه عباس اول صورت گرفته است. ایجاد صحن عتیق توسط خود شاه عباس، رواقهاى « گنبد الله وردى خان » و « حاتم خانى » توسط دو تن از دولتمردان وى در قسمت شرق بقعه مطهر و پایین پاى حضرت از عمده اَبنیه دوره مزبور است. که از این میان گنبد الله وردى خان از کاشیکارى و معمارى نفیسى برخوردار مىباشد. رواقهاى مسجد پشت سر، مسجد ریاض و توحید خانه در شمال بقعه مطهر نیز از نوساخته هاى دوره صفوى است.

کاشى کارى نفیس صحن عتیق ( انقلاب ) هم در زمان شاه عباس دوم صفوى ( 1052 ـ 1077 ) صورت گرفته است.

احداث دومین گلدسته حرم ( جنب ایوان عباسى در شمال صحن عتیق ) و طلا کارى آن، و نیز مطلاّ کردن گلدسته مجاور گنبد و ایوان نادرى ( طلا ) و ایجاد سقّاخانه داخل صحن عتیق ( مشهور به سقّاخانه اسماعیل طلایى ) از خدمات بارز نادرشاه در حرم حضرت رضا علیه السلام بوده است.

در زمان قاجاریه هم رواق « دارالسّعاده » توسط اللهیارخان آصف الدوله و مدرسه « علینقى میرزا » در شرق بقعه مطهر احداث شده که مدرسه بعداً تبدیل به رواق « دارالذکر » گردیده است. صحن نو ( آزادى ) هم از نوساخته هاى فتحعلى شاه قاجار است، که در زمان ناصرالدین شاه کاشى کارى و تکمیل و ایوان غربى آن طلا کارى و مشهور به « ایوان طلاى ناصرى » شده است. آیینه کارى حرم در دوره قاجاریه رواج یافت، اولین کارخانه برق ایران نیز در همان زمان براى حرم حضرت رضا علیه السلام دایر شد.

بالاخره در عهد پهلوى اول فلکه اى در گرداگرد حرم ایجاد شد و صحنى جدید در جنوب شرق حرم احداث گردید ( پهلوى سابق، امام خمینى کنونى )، نیز در شمال غرب صحن مزبور بنایى به نام سالن تشریفات ایجاد شد. در زمان پهلوى دوم هم عموماً رواقهاى پیشین ترمیم و بهسازى شدند. از سال 1354 خورشیدى نیز تخریب بازارها و اَبنیه داخل فلکه آغاز شد، که در سالهاى پس از انقلاب این اَمر به بیرون از فلکه نیز تسرّى یافت و صحنها و رواقهاى جدیدى بر مجموعه اَبنیه تاریخى پیشین افزوده گردید.

حرم حضرت رضا علیه السلام در آغاز « مشهد الرضا » خوانده مىشد، این نام بعدها به صورتهاى مشهد و « مشهد مقدس » به همه شهر گفته مى شد. از دوره صفویه عموماً مجموعه بیوتات حرم، داراییها و خدمه آن « سرکار فیض آثار » و « سرکار آستانه مقدسه » خوانده شده، و از یکى ـ دو قرن اخیر نام « آستان قدس رضوى » عنوان رسمى این مجموعه ( بناها و بیوتات، داراییها و پرسنل آن ) شده است.

 

خواجه ربیع

ربیع ابن خُثَیم، مشهور به خواجه ربیع، از طایفه بنىاسد و ساکن کوفه، از زمره زهّاد هشتگانه صدر اسلام و تابعین ( کسانى که صحابه پیامبر را درک کرده اند ) همچنین از یاران و سرداران حضرت على علیه السلام بوده است. وى ضمن ارادت به حضرت على علیه السلام ظاهراً از خویشان معاویة بن ابوسفیان هم بوده است، بنابراین در سالهاى پایانى خلافت حضرت على علیه السلام و بروز اختلاف میان ایشان و معاویه، به قصد انزوا و دورى از نزاع طرفین عراق را به قصد ایران و خراسان ترک کرده است. او در سالهاى پایانى عمر ساکن شهر نوغان ( مرکز ولایت توس در آن زمان ) شده، و بالاخره در سال 63 قمرى یا به روایتى ضعیف در سال 61 درگذشته و در یک فرسنگى شمال نوغان، که اینک مزار اوست، مدفون شده است.

با توجه به زمان درگذشت خواجه، وى از زمره قدیمى ترین رجال مدفون در پیرامون شهر کنونى مشهد است. مدفن او طى چهارده قرن گذشته همواره محلى شناخته شده و محترم و زیارتگاه عموم مسلمانان، اعم از شیعه و سنى بوده است. مشهور است که حضرت رضا علیه السلام هنگام سفر به خراسان در سالهاى 200 تا 203 قمرى قبر خواجه را زیارت کرده است. شاه عباس صفوى  در اوایل سده یازده قمرى با توصیه و مشورت شیخ بهایى دستور احداث مقبره اى با شکوه براى خواجه را صادر کرد. اساس بناى فعلى مقبره خواجه ربیع همان است که در سالهاى 1026 تا 1031 قمرى به اَمر شاه عباس و با سرپرستى یکى از سادات رضوى مشهد به نام « میرزا اُلغ » احداث شده است. دو کتیبه زیبا با تاریخهاى 1026 و 1031 قمرى در داخل گنبد و ساقه خارجى آن به خط علیرضا عبّاسى سالهاى احداث و تزیین بنا را مىنمایاند.
مقبره خواجه ربیع بناى با شکوه و زیبایى واقع در باغى وسیع و مصفّا بر کناره راست کشف رود در حاشیه شمالى شهر مشهد است. مقبره داراى گنبدى به ارتفاع 18 متر با ساقه اى بلند بر روى بنایى چهار ایوانى است که در بیرون هشت ضلعى مىنماید. گنبد بنا دو پوششه و پوشیده از کاشىهاى زیباى فیروزه اى است. درون بنا هم مزیّن به نقاشىهاى طلایى رنگ و اُخرایى چشم نواز است.

مقبره خواجه که به « خواجه ربیع » شهرت دارد در انتهاى خیابانى به همین نام واقع و پس از حرم حضرت رضا علیه السلام از زمره پر زائر ترین زیارتگاهاى شهر مشهد است. باغ خواجه ربیع یکى از قبرستانهاى مهم شهر مشهد مى باشد. جدّ قاجارها ( فتحعلى خان ) نیز که در سال 1139 قمرى توسط نادرقلى افشار در همان باغ کشته شده در زیر گنبد مقبره خواجه مدفون است، بدین سبب در دوره قاجاریه توجّه ویژه اى به این مزار مى شده است.

 

بقعه هارونى ( مقبره هارون الرشید)

 

بقعه هارونى، یعنى بناى قبر هارون الرشید، اصلاً بقعه مطهّرى است که اکنون ضریح حضرت رضا علیه السلام در میان آن قرار دارد. این بقعه که بنایى تقریباً ده متر در ده متر است پس از مرگ خلیفه هارون الرشید در سال 193 قمرى (808 م) احداث شده لذا به « بقعه هارونى » شهرت یافته است. ده سال پس از مرگ خلیفه که حضرت رضا علیه السلام شهید و در کنار هارون در داخل بقعه هارونى به خاک سپرده شدند، بقعه مزبور به مرور به « مشهد الرّضا » و « مشهد »، و سپس به « حرم حضرت رضا » یا « آستان قدس رضوى » تغییر نام داد. جسد هارون دقیقاً در وسط بقعه قرار دارد و جسد حضرت رضا علیه السلام در بالا سر هارون، واقع در حاشیه غربى آن دفن شده است. بدین سبب پس از آن که بر روى قبر حضرت ضریحى بزرگ نصب شد، فاصله قسمت بالاسر ضریح تا دیوار غربى بقعه بسیار تنگ گردید و زائران هنگام عبور از آن قسمت باریک عموماً دچار زحمت مىشدند و بر هارون الرشید لعنت می فرستادند، تا این که در سده حاضر دیوار بقعه را از قسمت بالاسر توسعه دادند و این معضل تا حدودى مرتفع شد.قبر هارون الرشید دست کم تا اوایل سده هفتم قمرى داراى ضریحى مشخص در وسط بقعه مطهر بوده است. اما از آن پس ظاهراً به اَمر سربداران شیعه مذهب ضریح بر داشته شده است. در قرون بعد نام بقعه هارون به فراموشى سپرده شده تا این که در اوایل سده حاضر گروهى که در جستجوى مقبره هارون در ولایت توس بوده اند بناى ناشناخته اى در شهر تابران توس ( واقع در 4 فرسنگى مشهد ) را همان مقبره هارون و حتى کاخ و زندان وى پنداشته و نام « هارونیه » یا « بقعه هارونى » را بر آن نهاده اند. این که قبر هارون الرشید همچنان در وسط بقعه مطهر حضرت رضا علیه السلام قرار دارد دلالت بر این میکند که اساس این بقعه تغییرى نیافته و همان بقعه هارونى است.

 

پیر پالاندوز

مقبره یکى از عرفاى شیعه مذهب « ذَهَبیه » به نام شیخ محمد المُقتدى کارندهى ( منسوب به قریه کارده مشهد ) مشهور به پیر پالاندوز، از زمره قدیمىترین زیارتگاههاى عرفانى این شهر است. این بنا در حاشیه کوچه شور در اوایل پایین خیابان قرار داشته و پس از انقلاب اسلامى به مناسبت توسعه حریم حرم تخریب و مجدداً بازسازى شده است. بناى اولیه در زمان سلطنت پدر شاه عباس ( سلطان محمد خدابنده ) به سال 985 قمرى ساخته شده است(36). ذهبیه شاخه اى عرفانى از پیروان معروف کَرخى و نجم الدین کُبرى بوده اند که از سده هفتم قمرى به بعد شیوخى چون میر سید على همدانى، خواجه اسحاق خَتَلانى و سید عبدالله برزش آبادى پیشوایى این فرقه را بر عهده داشته اند. سید عبدالله که از اعقاب امام سجاد علیه السلام و نسل بیستم وى بوده عمده عمرش را در قریه بُرزش آباد مشهد گذرانیده و به سال 872 قمرى درگذشته و در همان روستا مدفون شده است. از زمان سید عبدالله به بعد پیروان وى خصوصاً به ذَهَبیه شهرت یافته و عمدةً روى به تشیّع نهاده اند(37). ششمین قطب سلسله ذهبیه پس از سید عبدالله برزش آبادى همین شیخ محمد کارندهى بوده است،به اعتقاد مردم مشهد، شیخ محمد با این که از اقطاب و اولیاء الله بوده از طریق پالان دوزى یا پاره دوزى امرار معاش مىکرده و داراى کراماتى بوده است، بدین سبب به گور وى احترام مىگذارند و بدان اعتقاد دارند. بعضى هم گفته اند پیش از آن که پیر پالاندوز در این محل دفن شود یکى از عرفاى مشهور توس به نام ابونصر سرّاج در اوایل سده پنجم در آن جا مدفون شده است.

 

قبر سبز

مقبره یکى از اعقاب و ذرارى امام سجاد علیه السلام به نام سید فخرالدین، مشهور به قبر سبز، واقع در شمال حرم حضرت رضا علیه السلام از زمره قدیمى ترین مقابر ساداتِ شهر مشهد است. مقبره اصلاً در قبرستان قدیمى غسلگاه پیشین و قتلگاه بعدى قرار داشته و پس از تسطیح قبرستان قتلگاه و تبدیل بخشى از آن به « باغ رضوان » در ضلع شمالى این باغ واقع شده است. ضمن توسعه حریم حرم حضرت رضا در سالهاى پس از انقلاب اسلامى که باغ رضوان تخریب شده، مقبره سید فخرالدین باقى مانده و بناى جدیدى بر روى آن احداث گردیده، که اکنون در حاشیه بازارچه حاج آقاجان قرار دارد و زیارتگاه عموم زائرانى است که در آن حدود سکنى یا رفت و آمد دارند. مقبره سید فخرالدین سنگ قبر سبز رنگ اصیلى ( به ابعاد تقریبى 3 متر طول، 70 سانتیمتر عرض و 40 سانتیمتر ارتفاع ) دارد که زمان درگذشت و نام و نسب وى تا حضرت سجاد علیه السلام بر روى آن حک شده است. بنابر متن سنگ قبر، نسب وى با هجده واسطه به امام زین العابدین علیه السلام مىرسد و در سال 671 قمرى درگذشته است. مقبره سید فخرالدین در زمان افشاریه به « مزار میر » هم شهرت داشته و محلى شناخته شده و محترم براى اهالى مشهد بوده است. بدین سبب علیشاه افشار ( برادر زاده و جانشین نادرشاه ) در زمان سلطنت کوتاه مدت خود ( 1160 ـ 1162 ق ) در جوار آن براى خویش مقبره اى معتبر ساخته و املاک مهمى را وقف بر نگهدارى بناى قبر خود کرده است. در وقف نامه مورخ 1161 قمرى علیشاه درباره محل قبر واقف آمده است: « مقبره رفیعه که واقع است در سر مزار میر ». گویا در زمان تألیف کتاب مطلع الشمس، اطلاعات مربوط به این مقبره با گنبد خشتى مخلوط شده و از قلم افتاده است؛ چون در معرفى فرد مدفون در گنبد خشتى که بنا بر سنگ قبر آن از نسل هجدهم امام موسى الکاظم علیه السلام است نوشته شده: نسبش با هجده واسطه به امام سجاد مىرسد! قبر سبز یا مقبره سید فخرالدین توسط یکى از افراد محلى اما زیر نظر اداره اوقاف و امور خیریه ناحیه یک مشهد اداره مىشود و زیارت و بازدید از آن همه وقت مقدور است.

 

گنبد سبز

گنبد سبز که نامش را از رنگِ گنبد خود گرفته، بنایى متعلق به دوره صفوى و مقبره یکى دیگر از عرفاى شیعه مذهب ذَهبیه در شهر مشهد است.

گنبد سبز اکنون در قلب شهر و مجاور ارگ سابق در خیابان آخوند خراسانى ( خاکى پیشین ) قرار دارد اما قبلاً در حاشیه جنوب غربى شهر و مجاور باره در کنار گورستانى به نام « میرهوا » ( میرهما ) واقع بوده است. این بنا داراى گنبدى فیروزه اى رنگِ متمایل به سبز، چهار ایوان و هشت ضلع مىباشد و در سالهاى اخیر توسط سازمان میراث فرهنگى مرمّت شده است. در زیر گنبد بنا کتیبه اى به خط ثلث وجود دارد که در پایان آن تاریخ 1058 قمرى نوشته شده است.

بنابراین گنبد سبز در زمان شاه عباس دوم صفوى ( 1052 ـ 1077 ق ) ساخته و یا تکمیل و تزیین شده است.

 

آرامگاه نادرشاه افشار

نادرشاه افشار که براى اولین بار شهر مشهد را مرکز حکومت ایران کرد، اولین مقبره خویش را در این شهر میان سالهاى 1145 ـ 1143 قمرى احداث و رقباتى را وقف آن نمود. وى پس از آن هم که در سال 1148 قمرى رسماً شاه ایران شد و بلافاصله در صدد فتح هند بر آمد، چون از سفر پر غنیمت مزبور بازگشت تصمیم گرفت مقبره دیگرى براى خویش در مشهد احداث نماید. بدین منظور اَمر کرد تا سنگهاى مرمر سیاهِ حجیم و سنگینى را از دهخوارقان آذربایجان به خراسان حمل کنند. بعضى از این سنگها که بیست تا شصت خروار وزن داشتند هزینه حمل هر مثقالشان یک و نیم مثقال نقره شد، بدان سبب سه قطعه از سنگهاى مزبور را « ایران خراب »،« عالم خراب » و « خراج عالم » نامیدند. این مقبره دوم ظاهراً در شمال « خیابان » و مقابل مقبره پیشین ساخته شد، همان جایى که اکنون مقبره نادرشاه قرار دارد. وى بالأخره در سالهاى پایانى عمر در کلات نادرى هم بناى دیگرى مناسب مقبره خانوادگى احداث کرد ( عمارت خورشید ) اما عاقبت در هیچ یک از مقابر سه گانه مزبور به خواب ابدى فرو نرفت. سرِ او پس از قتلش در سال 1160 از قوچان به هرات فرستاده شد، جسد بىسرش هم که موقتاً در یکى از مقابر ساخته وى در مشهد مدفون شد بعداً توسط آغا محمدخان قاجار به تهران منتقل گردید تا امکان اهانت به آن براى قاجارها آسان تر شود. ضریح نفیس و گرانقدر یکى از مقابر او در شهر مشهد نیز در آغاز سلطنت چهل روزه سید محمد متولى، به عنوان جانشین شاهرخ ( نوه نادر ) در سال 1163 قمرى به حرم حضرت رضا علیه السلام منتقل شد.

بدین سان نادرشاه تا مدتها در شهر مشهد داراى مقبره اى نبود تا این که قوام السلطنه در اواخر عهد قاجار ( 1296 خورشیدى ) در محل یکى از مقابر ویران شده نادرى آرامگاه جدیدى براى وى ساخت و استخوانهاى او را از تهران به مقبره مزبور حمل کردند. این بناى جدید که در محل فعلى آرامگاه وى قرار داشت مدتى بر پا بود تا این که انجمن آثار ملى ایران در سال 1335 خورشیدى درصدد بر آمد آرامگاهى مناسبِ شأن نادرشاه براى وى در همان محل مقبره ساخته قوام السلطنه احداث نماید. این کار از سال 1336 شروع شد و در سال 1342 به پایان رسید.

مقبره کنونى نادرشاه واقع در ضلع شمال غربى چهارراه شهدا ( نادرى سابق)که پس از حرم حضرت رضا علیه السلام مهمترین موضع توریستى ـ تاریخى شهر مشهد تلقى مىشود، در باغى به مساحت 14400 متر مربع ساخته شده است. مقبره شامل سکویى دوازده پله اى، محل گور، پوششى خیمه مانند بر روى قبر، سکویى مرتفع در مجاور قبر با مجسمه نادرشاه سوار بر اسب و سه تن دیگر در پى او، یک غرفه فروش کتاب و دو تالار براى موزه است.

طراح بنا مهندس سیحون بوده و مجسمه ها را هنرمند فقید ابوالحسن صدیقى ساخته است. مصالح مقبره عمدةً از سنگهاى خشن و سخت گرانیت کوهسنگى مشهد است. بعضى از قطعات سنگ بسیار بزرگ انتخاب شده تا تداعى کننده مقبره دوم ساخته خود نادرشاه باشد. پوشش مقبره کاملاً به مانند چادر عشایرى است، که نادر در آن زاده و هم کشته شده است. پوشش دیوارهاى داخلى مقبره نیز از سنگهاى مرمر اُخرایى رنگ مراغه انتخاب شده تا قتل نادرشاه در داخل چادر را تداعى نماید. از موقوفات کرامند نادرى که از تصرف وقف خارج شده بود روستاى دهشک در مجاور شهر تابران توس احیا شده و در اختیار موقوفه نادرى قرار گرفته است که احتمالاً به زودى از محل در آمد آن به بخشى از نیّات واقف بر سر قبر وى عمل خواهد شد

« سعادتمند کسی است که از هر اشتباه و خطایی که از او سر می زند، تجربه ای جدید به دست آورد »
سقراط

Mehdi900

Mehdi900
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : بهمن 1389 
تعداد پست ها : 6667
محل سکونت : بوشهر
دسترسی سریع به انجمن ها