عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر کس حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار اوست. بحارالأنوار، ج43، ص261

آثارسازندگی برخی نام های قیامت در قرآن2

آثارسازندگی برخی نام های قیامت در قرآن2
سه شنبه 3 اسفند 1389  10:33 ب.ظ

بالا بردن صبر و استقامت در انسان
شکیبایى و صبر در آنچه که قرآن و روایات نسبت به آن دستور صبر داده اند ، مسأله اى الهى و اخلاقى و انسانى است ، و امرى است محبوب حق ، و سزاوار اجر بزرگ و ثواب عظیم . صبر ، عامل حفظ دین و نگاهبان انسان از بى میل شدن به حق و حقیقت ، و عامل تقویت روح و روان ، و حافظ انسان از افتادن در دام شیاطین جنى و انسى است .
انسان اگر در پیشامدها و حوادث تلخ و شیرین که غارتگر دین و ایمان است ، و به هنگام طاعت و عبادت ، و به وقت گناه و معصیت صبر کند ، به این معنا که حوادث را هماهنگ با قواعد الهى تحمل کند ، و براى نجات خود به دشمنان حق پناه نبرد ، و به وقت طاعت و عبادت خود را در گردونه ى بندگى قرار دهد و مقاومت کند ، و زمان آماده شدن زمینه ى معصیت و گناه ، تلخى گذشت از لذتها را به دوش جان بردارد ، به فرموده ى قرآن مجید مستحق صلوات و رحمت خداوند مى شود و در روزی که بیشتر خلایق نادم و حسرت زده به اعمال خود می نگرند، چنین فردی با آرامش و امیدواری به رحمت خالق بی همتا در پیشگاه او حاضر می شود.
معنای لغوی
صبر: الصبر: نقیض الجزع. صبر نقیض جزع است.
الصَّبْر- شکیبائى و صبر بر سختیها «قُتِلَ صبراً»: شخص بازداشت و زندانى و کشته شد «الصَّبْرُ الجمیل»: نیروى مقاومت و صبر
صبر در لغت به معناى حبس و بازداشتن است. هر گاه کسى خویشتن را از فعلى اختیارى باز دارد صبر کرده است.صبر شکیبیدن . شکیبایی . شکیبایی کردن . پائیدن . نقیض جزع
صبر در لغت ، نفس حبس راست از بیتابى و جزع در امورى که ناگوار است و منع مى کند باطن را از اضطراب وظاهر را از حرکات غیر عادیه ناصواب.
معنای اصطلاحی
علمای علم اخلاق هر کدام معنا و تعریفی از صبر بیان داشته اند که در این مجال تعدادی از آن ها آورده می شود.
صبر را در معناى عام آن مى‏توان این گونه تعریف کرد: باز داشتن خود را از عملى که مانع رسیدن به هدف و یا موجب تأخیر در رسیدن به هدف مى‏شود. صبر در این معنا، خود به خود فضیلتى اخلاقى نیست، بلکه مقاومتى است که ناشى از تسلط فرد بر خویشتن است. این مقاومت در صورتى از لحاظ اخلاقى فضیلت خواهد بود که هدف شخص صابر، کمال اخلاقى و تقرب به خداوند باشد و صبر در برابر چیزى صورت گیرد که با کمال اخلاقى و تقرب خداوند در تعارض و تقابل باشد. ارزش اخلاقى صبر بسته به هدفى است که صبر به منظور آن صورت مى‏گیرد. در مبحث «روابط نسان با خداوند، مقصود از صبر، نوعى مقاومت در برابر عواملى است که رابطه انسان با خدا را سست مى‏کنند و او را از دایره ایمان به لحاظ نظرى یا عملى خارج مى‏سازند.
صبر عبارت است از:« ثبات نفس و اطمینان آن،و مضطرب نگشتن آن در بلایا و مصائب، و مقاومت کردن با حوادث و شداید، به‏نحوى که: سینه او تنگ نشود.و خاطر او پریشان نگردد.و گشادگى و طمانینه که پیش‏از حدوث آن واقعه است زوال نپذیرد.پس زبان خود را از شکایت نگاهدارد.واعضاى خود را از حرکات ناهنجار محافظت کند.و این صبر در شداید است که ضد آن‏جزع است. »
چیزى که هست معناى صبر این نیست که انسان خود را آماده هر مصیبتى نموده صورت خود را بگیرد تا هر کس خواست سیلیش ‍ بزند، نه ، معناى صبر - که یکى از فضایل است - این نیست که آدمى چون زمین مرده زیر دست و پاى دیگران بیفتد مردم او را لگدکوب کنند، و مانند سنگ دم پا بازیچه اش قرار دهند، زیرا خداى سبحان آدمى را طورى خلق کرده که به حکم فطرتش خود را موظّف مى داند هر مکروهى را از خود دفع نماید، و خدا هم او را به وسائل و ابزار دفاع مسلح نموده تا به قدر توانائیش از آنها استفاده کند، و چیزى را که این غریزه را باطل و عاطل سازد نمى توان فضیلت نام نهاد. بلکه صبر عبارت است از اینکه انسان در قلب خود استقامتى داشته باشد که بتواند کنترل نظام نفس خود را - که استقامت امر حیات انسانى و جلوگیرى از اختلال آن بستگى به آن نظام دارد - در دست گرفته ، دل خود را از تفرقه و نسیان تدبیر و خبط فکر و فساد راى جلوگیرى کند.
پس صابران آنهایى هستند که در مصائب استقامت به خرج داده و از پا درنمى آیند، و هجوم رنجها و سختیها پایشان را نمى لغزاند، به خلاف غیر صابران که در اولین برخورد با ناملایمات قصد هزیمت مى کنند و آنچنان فرار مى کنند که پشت سر خود را هم نگاه نمى کنند .
آثار صبر
براى صبر آثار فراوان دنیوى و اخروى مى توان برشمرد; از جمله امام على(علیه السلام)در بخشى از تحلیل خود نسبت به عزّت و ذلّت برخى اُمم گذشته مى فرماید:«چون خدا دید چگونه در راه دوستى او بر آزار شکیباى اند، و چه سان از بیم او ناخوشایندى را تحمّل مى نمایند، از تنگناهاى بلا، گشایشى برایشان پدید آورد، و از پسِ خوارى ارجمندشان فرمود و آرامش را جایگزین بیم کرد. پس پادشاهانِ حکمران شدند و پیشوایان با فرّ و شأن. و کرامتِ خدا در حق آنان تا بدان جا رسید که دیده آرزو نهایت آن را ندید.»
بعضى از عالمان اخلاق صبر را دروازه ورود به مقام رضایت به مقدّرات الهى و مقام رضا را باب رسیدن به وادى محبت پروردگار دانسته اند. بنابراین از آثار مهم صبر در همین دنیا مى توان از دستیابى به مقام «رضا» و «محبت» نام برد.
یکى دیگر از نتایج صبر، این است که انسان صبور از ارتکاب گناهانى همچون جزع بر قضاى خداوند ایمن است و بر صبورى خود پاداش مى‏گیرد: «ان صبرت جرى علیک القدر و انت مأجور. و ان جزعت جرى علیک القدر و انت مأذور؛» اگر شکیبایى کنى حکم خدا بر تو جارى مى‏شود و پاداش داده مى‏شوى و اگر بى‏تابى کنى باز هم تقدیر خدا بر تو جارى است ولى گناهکارى.
از حضرت امام جعفر صادق - علیه السلام - فرمود که: «چون روز قیامت‏شود طایفه‏اى از مردم برخیزند و حلقه بر دربهشت زنند.به ایشان گفته شود که: شما کیستید؟ گویند: ما اهل صبریم.خطاب رسد که: بر چه صبر کردید؟ گویند: صبر مى‏کردیم بر طاعت‏خدا.و کناره مى‏کردیم از معصیت‏خدا. پس حق - سبحانه و تعالى - فرماید: راست گفتند، ایشان را داخل بهشت کنید.
با توجه به مطالب بیان شده به راحتی می توان در یافت که صبر کنندگان در روز قیامت بسیار راحت اند و آرامش دارند. در فارسى نیز ضرب المثل است که فلان کس «انگشت حسرت به دندان مى گزید».این کار، شاید به خاطر این است که: این گونه اشخاص، هنگامى که به گذشته خویش توجه می کنند، خود را مقصر مى دانند و تصمیم بر انتقام از خویش مى گیرند و این نوعى انتقام است، تا بتوانند در سایه آن کمى آرامش یابند.
به راستى آن روز را باید «یوم الحسرة» گفت، چنان که در قرآن از روز قیامت نیز به همین عنوان یاد شده است، چرا که افراد خطاکار، خود را در برابر یک زندگى جاویدان در بدترین شرائط مى بینند، در حالى که: مى توانستند با چند روز صبر، شکیبائى و مبارزه با نفس، جهاد و ایثار، آن را به یک زندگى پرافتخار و سعادت بخش مبدل سازند. حتى براى نیکوکاران هم روز تأسف است، تأسف از این که: چرا بیشتر از این نیکى نکردند؟
در روزی که هر آن چه پنهان است آشکار می شود، این صبر کنندگان هستند که ترسی ندارند ، زیرا در این روز ، یوم تبلی السرائر هرکس بر مصیبت و معصیت صبر نکرده باشد؛ کار ها و اعمالش بر همه و خودش حاضر و آشکار می شود و دیگر نمی تواند از آن ها فرار کند و باید به جزای عملش برسد. اما اهل صبر چون دست به گناه آلوده نکرده اند، هیچ گونه ترس و واهمه ای ندارند. زیرا چیزی مخفی ندارند تا بخواهد آشکار شود.
صبر کنندگان در یوم التلاق و نیز یوم الجمع نیز در هنگام ملاقات با پروردگارشان و ملاقات دیگر انسان ها و جمع شدن همه در محضر او ترسی ندارند زیرا بر معصیت ها صبر کرده و گناه نکرده اند و مردم را آزار و اذیت نکرده اند تا مورد مواخذه خداوند قرار گیرند.
در یوم الدین نیز صبر کنندگان جزا و پاداش صبر خود را از معبود خویش می گیرند و به بهشت برین که جایگاه نیکان و سعادت مندان است وارد می شوند.
ایجاد روحیه انفاق
در قرآن مجید راجع به انفاق تاکیدات فراوان شده و برای منفقین پاداشهایی بزرگ و ماندگار تعیین گردیده است. انفاق به عنوان عمل صالحی است که اگر مطابق دستور قرآن کریم انجام پذیرد، جامعه اسلامی را همیشه به عنوان سیمایی مطلوب برای امت خود قلمداد نموده و باعث درونی شدن هر چه بهتر فرهنگ و ارزشهای اقتصادی اسلام در نهاد افراد می گردد. همچنین اصل انفاق به عنوان یک ارزش دینی است که اجتماع مورد نظر قرآن یعنی جامعه ایمان آگاهانه و مسئولانه، جامعه اخلاص و عقیده به حقایق جهان هستی و جامعه قانون مدار و بشر دوستانه، آن را نردبانی برای تقرب به سرچشمه جمال و کمال و زیباترین جلوه های عشق یعنی خداوند متعال (جل و علا) می داند.
از نظر قرآن یکی از وظایف مهم افراد در جامعه اسلامی، دستگیری از نیازمندان و تهیدستان است. هر کس به اندازه امکانات و توانمندی خویش وظیفه دارد که خلاء های موجود در زندگانی افراد را جبران و کمبودهای آنان را پاسخگو باشد. همان گونه که خداوند نیازمند و فقیر را با فقر و نداری امتحان می کند، ثروتمندان را نیز این گونه می آزماید. کمک به افراد نیازمند اگر همراه با خلوص نیت و به خاطر رضای پروردگار باشد دارای تأثیرات بی شماری است. برخی از آثار آن در همین جهان مشاهده می شود و برخی از آثار آن در جهان دیگر، به عنوان پاداش های اخروی، ظاهر می گردد. به طور کلی در قرآن کریم درباره انفاق سفارشات بسیاری شده است و در راه این انفاق نیز رعایت اخلاص بسیار سفارش شده است.
معنای انفاق
"نفق" در لغت به معنی گذشتن هر چیز و از بین رفتن آن با تمام شدن آن چیز است. و در اصطلاح "انفاق" بیرون کردن مال از ملک و قرار دادن آن در ملک دیگرى است که یا از طریق صدقه و یا از بخشش کردن مال‏هاى خویش در

راه جهاد و دین و هر آنچه خدا بدان فرمان داده است می¬باشد.
انْفاق‌، واژه‌ای‌ قرآنى‌، به‌ معنى‌ صرف‌ کردن‌ مال‌ در مصارف‌ نیکوکارانه‌. انفاق‌ در قرآن‌ کریم‌ به‌ عنوان‌ یکى‌ از پایه‌های‌ اصلى‌ عمل‌ صالح‌، و یکى‌ از ویژگیهای‌ مؤمنان‌ مورد تأکید قرار گرفته‌ است‌. با آنکه‌ اغلب‌ مفسران‌ متأخر به‌ این‌ عمل‌ بیشتر از منظر توزیع‌ ثروت‌ و کاستن‌ محرومیتهای‌ اقتصادی‌ نگریسته‌اند، اما در قرآن‌ کریم‌ بعد تربیتى‌ انفاق‌ بیش‌ از هر چیز مورد توجه‌ قرار گرفته‌، و از این‌ حیث‌ مکمل‌ ایمان‌ دانسته‌ شده‌ است‌. بخش‌ مهمى‌ از تعالیم‌ قرآنى‌ در باب‌ انفاق‌ مربوط به‌ آیاتى‌ است‌ که‌ در آنها تصویری‌ از انسان‌ هدایت‌ یافته‌ ارائه‌ شده‌ است‌. به‌ عنوان‌ نمونه‌، مى‌توان‌ به‌ سرآغاز سورة بقره‌ اشاره‌ کرد که‌ در آن‌، ایمان‌ به‌ عالم‌ غیب‌، برپای‌ داشتن‌ نماز و انفاق‌ از آنچه‌ خداوند روزی‌ کرده‌ است‌، ویژگیهای‌ اصلى‌ اهل‌ تقوا شناخته‌ شده‌اند.

عالم محضر خداست درمحضر خدا گناه نکنید حضرت امام (ره)

hasantaleb

hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان
دسترسی سریع به انجمن ها