عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت، کسانی هستند که در دنیا بیشتر از دیگران بر من صلوات فرستند.

نقش احادیث معصومان در تفسیر قرآن2

نقش احادیث معصومان در تفسیر قرآن2
سه شنبه 3 اسفند 1389  10:36 ب.ظ

ـ1. ناسخ کتابهای پیشین و مهیمن بر آنها
برپایه احادیث، قرآن کریم بر کتابهای آسمانی پیشین، سِمَت نگهبانی، اشراف و حاکمیت دارد و ناسخ محتوای آنهاست. رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: «إنَّ اللّهَ جَعلَ کِتابی المُهیمنَ عَلی کُتبِهم، النّاسِخَ لها» (الاحتجاج، ج 1، ص 57 ؛ بحارالانوار، ح 9 ، ص 292) «خداوند کتاب مرا نگاهبان و ناسخ کتابهای پیامبران پیشین قرار داد». همچنین امام سجاد علیه‏السلام در نیایش خود هنگام ختم قرآن عرض می‏کند: «اللّهمّ إنّکَ أَعَنتَنی عَلی خَتمِ کِتابِکَ الّذی أَنزَلتَهُ نُورا وَ جَعَلته مُهَیمنا عَلی کُلِّ کِتابٍ أَنزَلته» ( صحیفه سجادیه ، دعای 42) «خدایا! تو مرا بر ختم کتابت یاری کردی؛ کتابی که آن را نور فرو فرستادی، و آن را بر هر کتاب دیگری که نازل فرمودی، نگهبان و مراقب قرار دادی».

6ـ1. ذو وجوه بودن قرآن
از برخی احادیث بر می‏آید که متن قرآن کریم، به گونه‏ای است که تاب فهم‏ها و تفسیرهای متعدد را داراست. حضرت امیر المؤمنین علیه‏السلام هنگامی که ابن عباس را برای مناظره با خوارج می‏فرستاد، به او فرمود: «لا تُخاصِمهم بِالقرآنِ؛ فإنَّ القُرآنَ حَمّالُ ذُو وُجوهٍ، تَقولُ ویَقولونَ، ولِکن حاجِجهُم (خاصِمهُـم) بِالسُّنّـةِ، فَإنَّهُـم لَن یَجِدوا عَنها مَحیصا (نهج البلاغه، نامه 77؛ أوائل المقالات، ص 401).
أبو عبدالرحمن سلمی گوید: حضرت علی علیه‏السلام بریک قاضی گذر کرد و فرمود: آیا ناسخ را از منسوخ باز می‏شناسی؟ گفت نه . فرمود:
هَلَکَتَ وَ أَهلکتَ. تَأویلُ کُلِّ حَرفٍ مِنَ القرآنِ عَلی وُجوهٍ ( تفسیر عیاشی، ج 1 ،ص 12، ح 9 ؛ وسائل الشیعة، ج 27، ص 202، ح 65).

7ـ1. جریان قرآن در طول زمان
در برخی احادیث، بر این امر تأکید شده که احکام و معارف و حقایق قرآن، متعلق به دوره خاص یا قوم ویژه و مقید به زمان و مکان خاص نیست، بلکه در تمامیِ عصرها جریان دارد. چنین می‏نماید که این اصل، جزء مسلّمات قرآن‏شناسیِ احادیث است.
از امام صادق علیه‏السلام پرسیدند که چرا قرآن هر چه خوانده و منتشر می‏شود، بر طراوت و تازگیِ آن افزوده می‏شود؟ فرمود:
«از آن رو که خدای تبارک وتعالی، آن رامخصوص به زمانی قرارنداده که برای زمانی دیگر مفید نباشد. و ویژه گروهی خاصّ از مردم نگردانیده است. پس در هر زمان ونزد هر گروه، جدید است تا روز قیامت» (عیون أخبار الرضا علیه‏السلام ، ج 1، ص 93 ؛ الأمالی للطوسی، ص 580).
امام محمد باقر علیه‏السلام درباره ظاهر وباطن قرآن فرمود:
« ظاهر قرآن، تنزیل آن است و باطن آن، تأویلش، بخشی از آن ( تأویل ) (آمده و) گذشته است وبخشی دیگر، هنوز نیامده است. به سان خورشید و ماه، جریان دارد. هربار که تأویل بخشی از آن بیاید، برای مردگان همان گونه است که برای زندگان»(بصائر الدرجات، ص 216؛ وسائل الشیعة، ج 27، ص 96، ح 49).«قرآن، زنده است و نمی میرد .آیه نیز زنده است و نمی میرد. اگر آیه، فقط درباره گروهی نازل شده بود،مانی که آن گروه بمیرند، قرآن هم می‏میرد. اما( چنین نیست).آیه در مورد آیندگان همانند گذشتگان جریان دارد».
امام صادق علیه‏السلام نیز فرمود: «قرآن، زنده است ونمی میردو مانند شب و روز، و به سان خورشید و ماه، جریان دارد (در هر زمان) برای آخرین فرد ما(اهل بیت) همانند نخستین فرد ما جاری است» .(تفسیر عیاشی، ج 2، ص 203، ح 6 ؛ ر. ک : بحارالانوار، ج 92، ص83، ح 14).
از این احادیث بر می‏آید که احکام و خصوصیّات موجود در پاره‏ای آیات، مدلول آنها را به همان موارد منحصر نمی‏سازد، بلکه با الغای خصوصیت می‏توان آیات را بر اساس نیازهای موجود، بر مصادیق جدید جاری کرد.(ر.ک: روشهای تأویل قرآن، ص 164.)

8ـ1. مراتب معارف قرآن
آیا معارف و علوم قرآن، از یک سطح و لایه برخوردار است؟ تأمل در احادیث نشان می‏دهد که قرآن کریم دارای مراتب، سطوح و ساحت‏های متعدد می‏باشد. این امر به گونه‏های مختلف در احادیث مطرح گشته است. گاه از ظاهر و باطن آیات سخن به میان آمده است. امیر مؤمنان علیه‏السلام می‏فرماید:
«إنّ القرآن ظاهره أَنیق وباطِنه عَمیق، لا تفنی عَجائِبُه ولا تَنَقضی غَرائِبه ولا تُکشَفُ الظُّلماتُ إلاّ بِهِ».(نهج البلاغه، خطبه 18؛ الاحتجاج ، ج 1، ص 390، ور.ک:الکافی،ج 2، ص 598، ح 2) ظاهر قرآن، زیباو باطن آن ژرف است .عجائب آن تمام نمی‏شود و غرائب آن به آخر نمی‏رسد. و پرده از ظلمت‏ها نمی‏توان برداشت مگر به وسیله آن.
جابر گوید: از امام محمّد باقر علیه‏السلام درباره چیزی از تفسیر قرآن پرسیدم، پاسخم داد. سپس دوباره پرسیدم، پاسخ دیگری فرمود. گفتم: پیش از این در مورد همین مسأله پاسخ دیگری فرموده بودید؛ به من پاسخ داد:یا «جابر! إنَّ لِلقرآنِ بَطنا وَلِلبطنِ بَطنا. وَله ظَهرٌ وَلِلظَّهرِ ظَهرٌ...» ( المحاسن، ج 2 ،ص 300، ح 5؛ وسائل الشیعة ، ج 27، ص 192 ،ح 41) ای جابر! قرآن باطنی دارد و باطن آن نیز باطنی دارد. ظاهری نیز دارد، که آن ظاهر نیز خود، ظاهری دارد.
گاه از تنزیل و تأویل قرآن سخن گفته شده است. فضیل بن یسار گوید: از امام محمّد باقر علیه‏السلام درباره روایت: «ما مِن القرآنِ آیة إلاّ وَلها ظَهرٌ وبَطنٌ» پرسیدم، فرمود: «ظَهرهُ تَنزیلُه وَ بَطنه تَأویلُه».( بصائر الدرجات، ص 216؛ بحارالأنوار، ج 92، ص 97، ح 64) ظاهر قرآن، تنزیل آن است وباطنش تأویل آن .
حضرت امیر المؤمنین علیه‏السلام ، در بیانی، معارف قرآن را بر سه قسم دانسته‏اند:
« خداوند ـ جل ذکره ـ به دلیل گستردگی رحمت و رأفت، از آنجا که می‏دانست اهل باطل کتابش را تغییر می‏دهند (برای آنکه تغییر ندهند)، کلام خود را بر سه قسم کرده است: بخشی از آن را عالم و جاهل می‏داند . بر بخشی از آن، تنها کسی شناخت دارد که ذهنی صاف و حسّی لطیف و ادراکی صحیح دارد و خداوند، سینه‏اش را برای (پذیرش) اسلام گشوده است. و به بخشی از آن، تنها خدا و امنای او ـ راسخان در علم ـ آگاهی دارند...».(الاحتجاج، ج 1 ،ص 376؛ وسائل الشیعه ، ج 27، ص 193 ،ح 44).

9ـ1. عامّ و خاصّ
از احادیث بر می‏آید که قرآن کریم، عامّ و خاصّ دارد. یعنی شمول مفاد برخی آیات، فراگیر است و تمامی افراد و مصادیق را در بر می‏گیرد. در حالی که گستره شمول برخی دیگر، محدود و معین است.( ر.ک.الکافی، ج 1، ص 213، ح 2؛ تفسیر عیاشی، ج 1، ص 164، ح 6؛ بصائر الدرجات، ص 223 ،ح 4) توجه به این نکته که مفاد یک آیه عمومیت دارد یا ویژه افراد یا شرایط و خصوصیات معین است، در فرایند تفسیر ضروری است.

10ـ1. محکم و متشابه
براساس آیات و روایات، قرآن کریم، آیات محکم و متشابه دارد. با توجه به این که هر دسته از آیات محکم و متشابه، احکام و شیوه فهم و تفسیر ویژه خود را داراست، در احادیث ضمن تعریف آیات محکم و متشابه، تکلیف ما را در مقابل هر دسته از آیات بیان کرده‏اند. از بررسی مجموع روایات پیرامون آیات محکم و متشابه، ضرورت ایمان و عمل به آیات محکم، و وجوب ایمان به آیات متشابه و حرمت عمل به آنها (قبل از ورود بیان )به دست می‏آید.
امام صادق علیه‏السلام فرمود:«انَّ القرآنَ مُحکمٌ وَمُتشابِه، فأمّا الُمحکَمُ فَنؤمنُ بهِ وَنعملُ بِه وَنَدینُ بِه. وأمّا المُتشابِه فَنؤمِنُ بِه ولا نَعمَل بِه؛ وَ هُوَ قَولُ اللّه‏ِ: «فأمّا الّذینَ فی قلوبِهِم زَیغٌ فیتَّبِعونَ ما تَشابهَ مِنهُ...» ( تفسیر العیاشی، ج 1، ص 162) قرآن [دارای] محکم و متشابه است. به محکم ایمان می‏آوریم و عمل می‏کنیم و اعتقاد می‏ورزیم. امّا به متشابه ایمان می‏آوریم و عمل نمی‏کنیم. این سخن خداست (آل عمران، 7) که می‏فرماید: «پس کسانی که در دلهایشان کژی و انحراف هست، متشابه قرآن را دنبال می‏کنند». مفاد این حدیث در احادیث دیگر نیز آمده است.( ر.ک: صحیفه سجادیه، دعای 42؛ بحارالأنوار، ج 23، ص 191). نکته دوّم که از احادیث برمی‏آید، آن که تفسیر و تبیین آیات متشابه برعهده راسخان در علم ـ پیامبر و اهل بیت علیهم‏السلام ـ است. در احادیث متعدد بر این امر تأکید شده است.( ر. ک. تغیرالبرهان، ذیل آیه 7 آل عمران). همچنین از برخی احادیث، ضرورت ردّ و ارجاع آیات متشابه به محکمات بر می‏آید.( عیون أخبار الرضا علیه‏السلام ، ج 2، ص 290؛ برای مفهوم ارجاع متشابه به محکم ر.ک: مناهج البیان، جزء 1، ص 27 و 28، مقایسه شود: المیزان، ج 3 ، ص 43)

عالم محضر خداست درمحضر خدا گناه نکنید حضرت امام (ره)

hasantaleb

hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان
دسترسی سریع به انجمن ها