عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر کس حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار اوست. بحارالأنوار، ج43، ص261

فرهنگ ایثار شهادت و مساله امنیت ملی

فرهنگ ایثار شهادت و مساله امنیت ملی
سه شنبه 3 اسفند 1389  10:49 ب.ظ

الف) امنیت ملی:
تعریف ، علایق و مقاصد امنیت ملی :
منظور از امنیت به معنای عام کلمه، تلاش حکومت به منظور فراهم کردن محیطی دور از خطرهایی است که بطور جدی متوجه ارزشهای حیاتی کشور می شود1).والتر لیپمن محقق و نویسنده سرشناس آمریکایی در تعریف امنیت ملی معتقد است ؛«یک ملت وقتی دارای امنیت است که در صورت اجتناب از جنگ بتواند ارزشهای اساسی خود را حفظ کند و در صورت اقدام به جنگ بتواند آن را به پیش ببرد.2) بطور کلی امنیت بعنوان اساسی ترین نیاز هر جامعه و هم ترین هدف کشورها در عرصه روابط بین الملل با تعاریف متعدد و متفاوتی همراه بوده است، تا بدانجا که برداشت های مختلف و بعضاً متعارضی در این زمینه را بدنبال داشته سات. سابقه بکارگیری اصطلاح امنیت ملی از طرف پژوهگران علوم اجتماعی از جنگ جهانی دوم به این طرف می باشد در حالیکه واقعیت این مساله به قرون اعصار گذشته و بواقع به انگیزه های قوی انسان برای حفظ بقاء صیانت نفس و ادامه حیات وی مربوط است که بنوبه خود بررسی مفصل و متفاوتی را می طلبد.

در یک جمع بندی و علی رغم تعاریف مختلف، امنیت ملی را می توانیم این گونه تعریف کنیم :
«امنیت ملی یعنی دستیابی به شرایطی که به یک کشور امکان می دهد از تهدیدات بالقوه و بالفعل خارجی و داخلی و نفوذ سیاسی و اقتصادی و نظامی بیگانه در امان باشد و در راه پیشبرد امر توسعه اقتصادی، اجتماعی و انسانی و تامین وحدت و موجودیت کشور و رفاه عامه فراغ از مداخله بیگانه گام بردارد.» و یا بعبارتی :
«توانایی کشور در حفظ ارزش های خودی در برابر تهدیدات خارجی».در ارتباط با مفهوم امنیت ملی قبل از هر چیز ویژگیهای آن یعنی ذهنی بودن، متغیر و نسبی بودن، درک آن را دچار پیچیدگی بیشتر نموده است و همین امر خود مایه گمراهی و انحرافاتی در تبیین مساله بوده است که از آن جمله بعضاً سوء استفاده از مفهوم امنیت ملی در جایگزین ساختن هدفها و مقاصد شخصی به جای هدفهای ملی و عمومی از جانب دولتها ست. به رغم این مشکلات در بالاترین سطوح، علایق امنیت ملی پایه های یک استراتژی سالم را تشکیل می دهند.
علایق ذهنیتهای شدیداً تعمیم یافته ای هستند که خواسته ها و نیازهای بنیادین کشورها را منعکس می سازند. در این خصوص تنها علاقه حیاتی مرتبط با امنیت ملی علاقه به بقاء است بقاء کشور باید حدقابل قبولی از استقلال همراه باشد و از تمامیت ارضی، ادامه شیوه های زندگی سنتی و فرهنگ ملی، ادامه حیات نهادهای بنیادین ارزشها، اعتقادات و افتخارات ملی به طور کلی برخوردار باشد. آنچه مسلم است اینکه علایق امنیت ملی به ندرت مورد بی توجهی قرار می گیرند و در سراسر گیتی همواره مردم دارای مواضع مشخصی راجع به اینگونه علایق هستند بطوری که در این ضرب المثل قدیمی نیز آمده است؛ چیزی به نام دوست یا دشمن همیشگی وجود ندارد و تنها علایق و منافع ابدی هستند. و البته در این بین تنها علاقه به بقاء ملی است که پایدارتر است.
گرچه تشریح علاقه و امنیت ملی دشوار است اما دستیابی به سرچشمه مقاصد مهم و با اهمیت ملی نشان می دهد که کشور در چه جهتی گام بر می دارد و تلاش می کند.این مقاصد گاه هدف و گاه نیت یا مقصود نامگذاری شده اند و کوته برد، میان برد و دور بردند. مقاصد امنیت ملی نشان دهنده خواسته ها و هدفهائی است که باید برآورده شود و لذا دستیابی به چنین اهدافی نیازمند به سیاستهای امنیت ملی یعنی اتخاذ و استراتژی، تاکتیک و خط مشی های سیاسی برای تحقق یافتن و عملی شدن آنهاست. به اعتقاد جان. ام کالینز علایق امنیت ملی؛ مقاصد ، سیاستها و تعهدات امنیت ملی تعیین کننده اهداف یا راهنما برای دستیابی به آنها می باشند. درک صحیح از مناسبت اهداف و ابزارهای موجود برای محاسبات صحیح و تصمیم گیریهای معقول و منطقی از اساسی ترین وظایف دولتهاست. محاسبه و توانائیهای خود و متحدان بنحوی که بیش از توانائی های طرف مقابل یه صورتی که کمتر از حد واقعی باشد و یاارزش گزاردن به فرضیاتی که بنیان مطمئنی ندارند از خطاهای متداول در سیاسگذاری دولتهاست.ژنرال آندره بوفر در کتاب مقدمه ای برای استراتژی پنج شیوه مشخص برای تطبیق اهداف با ابزارها را تشریح می کند بر این اساس به اقتضای هر کدام یک شکل از واکنش و تصمیم گیری های منطقی می نماید. بعنوان مثال هر گاه اهداف محدود و ابزار فراوان باشد تنها تهدید به استفاده از نیروی قهریه ممکن است برای دستیابی به مقاصد کافی باشد.
انواع امنیت ملی :
اساساً امنیت ملی دارای دو جنبه داخلی و خارجی است، جنبه داخلی امنیت یک ملت در مقابل تهدیدات پنهان و نهان در درون مرزهای ملی را شمال می شود. این تهدید ها می توانند سیاسی(مانند شورش و جدائی طلبی) اقتصادی( مانند نابسامانیهای اقتصادی) نظامی(ماننند کودتا، جنگ داخلی) و اجتماعی( مانند آشوب های اجتماعی و شورش و...) باشند که هر کدام به نوعی دولت ملی را تحت فشار و مورد تهدید قرار می دهد.
جنبه خارجی امنیت ملی به تهدیدهای برون مرزی علیه یک دولت مربوط می گردد، این تهدیدها نیز دارای ابعاد سیاسی(انزواو اعمال فشارهای سیاسی)، نظامی (حمله نظامی یا تهدید به حمله و تقویت بنیه نظامی دشمن )اقتصادی( محاصره و تحریم اقتصادی) و فرهنگی است. البته مجزا کردن جنبه داخلی و خارجی امنیت ملی از یکدیگر تا حدودی غیر ممکن است و به تعبیر یکی از صاحبنظران ابعاد مختلف امنیت ملی به مثابه نقطه مختلف تشکیل دهنده هستند که اگر در نقطه ای امنیت به خطر بیفتد این مخاطره بر سایر نقاط بدون تاثیر نخواهد بود.
تهدیدات و خطرات امنیت ملی(مساله برآورد تهدیدات استراتژیک در امنیت ملی) :
علایق امنیت ملی، مقاصد و سیاستها در این خصوص تنها با بررسی در چاچوب تهدیدات داخلی و خارجی می یابد، بر این اساس مهم ترین تهدید معمولاً تهدید نظامی است.به اعتقاد کالینز، تهدید مستقیم نظامی آشکار است و هر دو طرف را در وشعیت شناخته شده ای قرار می دهد، بنابراین شناسائی آن ساده تر و حتی در بسیاری موارد دفع آن نیز سهلتر است. اما تهدیدات غیر مستقیم ضمن اینکه همان تاثیر را می تواند داشته باشد، مقابله سختی را می طلبد.در این رابطه به اعتقاد نامبرده سه ملاحظه اساسی جریان ارزیابی تهید را تحت تاثیر قرار می دهد :
1. توانائی ها(آنچه که دشمن می تواند انجام دهد)
2. نیات ( آنچه دشمن انجام می دهد)
3. آسیب پذیری ها(نقاط ضعف برجسته دشمن کدامند؟
برای تدوین یک استراتژی مطلوب برخورداری از تجسم و درک صحیح درمورد محتمل ترین راه کارهای دشمن بسیار ضروری است و آنچه مسلم است اینکه احتمال خطا در هر مرحله از جریان ارزیابی تهدید زیاد است و استراتژیستها هرگز به تمام جوابهای صحیح مربوط به توانائیها، نیات و آسیب پذیری های دشمن دسترسی ندارد.

عوامل موثر در تامین امنیت ملی :
برای دستیابی به مقاصد امنیت ملی نیازمند به حلقه گسترده ای از اطلاعات استراتژیک و آگاهی نسبت جنگ و دفاع هستیم که اندیشمندان بزرگ نظامی همچون سون تزو، کلاوس ویتز، ناپپلئون و دیگران آنها را مطرح نموده اند. اصولی همچون تامین ، غافلگیری – تمرکز، ابتکار عمل ، انعطاف ، مانور، وحدت و روحیه که هر کدام به نوبه خود حائز اهمیت فراوانی در دفاع و مقابله نظامی هستند. اصل تامین قدرت موجود حراست می کند و از احتمال فعالیت دشمن به طور مستقیم علیه علایق حیاتی، ثروتها، طرحها و عملیات خودی، می کاهد.
و به همین ترتیب سایر اصول و مخصوصاً روحیه که در این میان دردرجه اولویت بیشتر و در خور و اهتمام افزون تری است. به تعبیر ناپلئون روحیه سه چهارم قوای نظامی را تشکیل می دهد و حالتی از تفکر که موید ثابت قدمی، شهامت و امید است. حالتی از اطمینان ، غیرت و وفاداری است. نیروئی است حیات بخش حاکی از روح صمیمیت و یگانگی دسته جمعی و اراده و تصمیم . نیروی لایزالی است که تا انتهای راه توان و تحمل می بخشد و از عزمی مستحکم برای پیروزی نشات می گیرد. با برخورداری از آن دستیابی به همه چیز ممکن است و بدون آن هیچ چیز از جمله طرح ریزی ها، تهیه مقدمات و تولید به هیچ نمی ارزد.
به نظر آقای دکتر مقتدر استاد فقید دانشگاه تهران، روحیه امری معنوی و مرکب از فداکاری، شهامت، اعتقاد به میل به حفظ شخصیت و حیثیت است و هر چند به تنهایی نمی تواند غذا، سلاح و مواد خام درست کند ولی می تواند انگیزه نیرومندی برای تولید غذا،سلاح و مواد خام باشد.زیرا زنان و مردان را بر می انگیزد که بیشتر کار کنند و فداکاری بیشتری در حنگ از خود نشان دهند و در اثر آن فرد تا آخرین ذره قدرت خود پایداری می کند.
رهبری، انضباط، دوستی، احترام به خود و اعتقاد راسخ به علت همگی در روحیه بخشیدن سهیم هستند و روحیه را می توان تا حدودی از طریق ازطریق تکنیمهای مختلف تبلیغاتی ایجاد کرد. اما آن روحیه آکنده از عشق و ایمان مذهبی که مبتنی بر عقیده دینی و وظیفه شناسی معنوی است و در یک جامعه اسلامی شکل می گیرد، چیزی کاملاً متفاوت و متعالی است که به واقع همان فرهنگ جهاد و شهادت و غلبه آرمان های مقدس مذهبی در جامعه است.

ب) مفهوم شهادت، خاستگاه اعتقادی شهید و فرهنگ شهادت :
به نظر مرحوم دکتر علی شریعتی :« داستان و شهادت و آنچه را که شهادت تداعی می کند به قدری احساسی و به قدری هیجان آمیز و عاشقانه است که روح را به آتش می کشد و منطق را فلج می کند و ناطقه را ضعیف و اندیشیدن را دشوار، چه! شهادت آمیزه ای است از یک عشق گدازان و از یک حکمت عمیق و پیچیده و این دو را با هم نمی توان بیان کردو در نتیجه سخن حق را ادا نمود» واژه شهادت در اصل به معنای حضور است و به بیان لسان العرب؛ شهید کسی است که هیچ چیز از او پنهان نیست. و بعضی گفته اند از این روست که شهید نمی میرد و زنده است و شاهد و ناظر بر اعمال مردم است به قول شهید مطهری :
«همه گروههای خدمتگذار جامعه ، مخترعین، مکتشفین، مربیان ، کارگران و... مدیون شهداء هستند ولی شهدا مدیون آنها نیستند.عالم در علم خود و فیلسوف در فلسفه خود و معلم اخلاق در تعلیمات اخلاق خود نیازمند محیطی مساعد و آزادند تا خدمات خود را انجام دهند و شهید آن کسی است که با فداکاری و از خود گذشتگی با سوختن و خاکستر شدن و فانی شدن خود محیط را برای دیگران مساعد می کند.مثل شهید شمع است که خدمتش از نوع سوخته شدن و فانی شدن و فانی شدن و پرتوافکندن است تا دیگران در این پرتو که به بهای نیستی او تمام شده بنشیند و آسایش بیابند و کار خویش ار انجام دهند. آری شهدا شمع محفل بشریتند، سوختن و محفل بشریت را روشن کردند،اگر این محفل تاریک می ماند هیچ دستگاهی نمی توانست کار خود را آغاز کند یا ادامه دهد.»
-در قرآن کریم از شهید بعنوان کسی یاد شده است که با خدا معامله می کند،همیشه زنده و از الطاف خداوند در مورد خویش راضی و خشنود است :
1) «خداوند جان و مال اهل ایمان را به بهشت خریداری کرده، آنها در راه خدا جهاد می کنند که دشمنان دین را بکشند یا خود کشتته شوند، این وعده قطعی است بر خدا و عهدی است که در تورات و انجیل وقرآن یاد فرموده است و از خدا به عهد خویش باوفاتر کیست؟ ای اهل ایمان شما به خود در این معامله بشارت دهید که این معاهده با خدا به حقیقت سعادت و پیروزی بزرگی است.» توبه :111
2) «کسی را که در راه خدا کشته شده مرده نپندارید، بلکه او زنده جاوید است و لیکن شما این حقیقت را در نخواهید یافت» بقره :154
3) «مپندارید که شهید ان راه خدا مرده اند، بلکه زنده به حیات ابدی شدند و در نزد پروردگارشان متنعم خواهند بود.آنان به فضل و رحمتی که از خدا نصیبشان گردیده شاد مانند و به آن مومنان که به آنها نپیوسته اند و بعداً در پی آنها براه آخرت خواهند شتافت مژده دهند که از مردن هیچ نترسند و از فوت متاع دنیا غم مخورید.» آل عمران : 170-169.
- پیامبر بزرگ اسلام در توصیف مقام شهید فرمودند :« بالاتر از هر نیکی، دیگری است تا اینکه انسان در راه خدا کشته شود، در این هنگان هیچ نیکی بالاتر از شهادت نیست». و همچنین « اشرف الموت قتل الشادت» گرامیترین مرگ ها کشته شدن در راه خداست.علی (ع) نیز به همین سان گرامیترین مرگها را شهادت در راه خداوند خوانده و در ادامه می فرمایند :« بدان کسی که جان پس ابوطالب در دست اوست هزار مرتبه شمشیر خوردن بر من آسان تر است تا در بستر مردن»
در بینش اسلامی شهادت احدی الحسین تعبیر شده است؛ آنگونه که قرآن می فرماید :« قل هل تربصون بنا الا احدی الحسنیین» بگو ای پیامبر که شما منافقان جز یکی از دو نیکوئی (بهشت یا پیروزی) چه چیزی می توانید بر ما انتظار برید؟(توبه :52.) رزمنده مسلمان کسی است که آرامش الهی بر قلبش نازل شده و همواره امیدوار به رحمت خداوند، قدرتمند و پابرجاست، دندان ها را بر هم می فشارد و کاسه سر خود را به خدا عاریت می دهد،پای بر زمین می کوبد و چشم بر کرانه سپاه نهاد بیم به خود راه نمی دهد و می داند که پیروزی را در آغوش خواهد گرفت. او تمامی سختی ها و مصائب را امتحان الهی می بیند و در مقابل دشمنان با تکیه بر ایمان استوار و عشق پرشور به دیدار پروردگار تا آخرین قطره خون خود پایداری می کند و آنگونه که خداوند می فرمایند :« سست نمی شود، غمگین نمی گردد و هنگامیکه در میدان جنگ با گروهی روبرو می شود ثابت قدم بوده و خداوند را فراوان یاد می کند.» شوق شهادت، فداکاری و جهاد در راه عقیده ، انجام وظیفه ، خودآگاهی و باور عمیق در قاموس فکری مجاهدین اسلام بخش مهمی از فرهنگ شهادت را تشکیل می دهد. در جامعه ای که با چنین ویژگیها و بینشی آکنده باشد و عطر شهادت در آن به مشام برسد ما شاهد مردمی هستیم که با روحیه ای قوی ، سرزندگی و نشاط، عشق به سرزمین و تلاش و فداکاری بی بدیل به مصاف دشمنان رفته و از حیات سیاسی ، استقلال و تمامیت ارضی خود دفاع می کنند.
بخش دیگری از ویژگیهای فرهنگ و روحیه شهادت طلبی و بر اساس آیات قرآن و فرمایشات پیشوایان؛ اعتقاد به توحید، توکل به خداوند، اعتماد به نفس، امید به نصرت و یاری خداوند، اعتقاد به معاد و آخرت و زندگی هدفمند می باشد که بر این اساس و با چنین باورهائی سدی استوار و نفوذ ناپذیر از اراده و ایمان در مقابل تهدیدات و توطئه های دشمنان داخلی و خارجی بوجود آمده و تداوم حیات اعتقادی ، اخلاقی ، سیاسی و ملی را بیمه خواهد کرد.
ج) فرهنگ شهادت و نقش آن در تامین و تداوم امنیت ملی(نتیجه گیری) :
با توجه به آنچه که در مقوله امنیت ملی و در بیان فرهنگ و شهادت و خاستگاه اعتقادی آن ارائه گردید ارتباط تنگاتنگ و عمیق دو مساله بوضوح قابل درک و تبیین خواهد بود. امنیت ملی همان گونه که اشاره شد زمانی قابل حصوا خواهد بود که جامعه در فضادی سرشار از اطمینان خاطر و آسودگی خیال باشد، آرامشی که در سایه آن زندگی عادی جامعه تداوم یافته و هیچ نیروی مخل و تهدید کننده ای در آن نباشد. در چنین شرایطی تلاش برای زندگی و امید به آینده راه را برای توسعه همه جانبه باز خواهد نمود و نشانه های پیشرفت فرا روی جامعه واقع خواهند شد.
جامعه صدر اسلام و مدینه النبی نمونه روشنی از امتزاج سیاست، نظم و امنیت با روحیه شهادت طلبی و غلبه اندیشه و فرهنگ جهاد و شهادت است که در آن مردان و زنان آرزوی شهادت را بر زبان جاری ساخته و با عشق و ایمان و شجاعت وصف ناپذیر خود را مهیا فداکاری می نمودند. از آن جمله و از میان و از میان صدها نمونه عمر و بن جموح است که می گویند به هنگام خروج از منزل روبه قبله کرد و گفت : «اللهم لاتردنی الی اهلی و ارزقنی الشهاده» یعنی خدا یا مرا به سوی خانواده ام بر مگردان و شهادت را روزی من بگردان. با شناخت و تحلیل ایین جامعه و نظام سیاسی که به دست پیامبر بزرگ اسلام بنیان گذاشته شد؛ از یکسو تنظیمات سیاسی، قانون اساسی و استقرار امنیت با تعیین حدود و تغور روابط افراد و قبایل مختلف با یکدیگر و تعریف مناسبات آنان با دولت جدید و تنسیق امور شهر مبتنی بر قواعد جدید دیده می شود و از سوی دیگر تلاش برای تعمیق ایمان و عقیده و توسعه معنویت با الهام از دستورات و آیات الهی به منظور تحکیم و تضمین امنیت که توامان سرنوشت جامعه اسلامی و رو به پیشرفت مسلمانان را در مدینه رقم می زدند.
با مطالعه نظام سیاسی – اجتماعی دولت پیامبر (ص) بوضوح آنچه که امروز پیوند دین و سیاست(و به تبع از آن امنیت و شهادت) خوانده می شود قابل درک بوده و بر این اساس امنیت ملی به عنوان عالی تیرن هدف سیاست های داخلی و خارجی کشورها در امتزاج و آمیختگی با فرهنگ ایثار و شهادت قرار می گیرد. نمونه دیگر در این خصوص جامعه ایران اسلامی طی هشت سال دفاع مقدس است که روشن ترین جلوه های این حقیقت را به نمایش گذاشت. چه مردان و زنان دلاوری که به شوق شهادت قله های رفیع ایمان و فداکاری را درنوردیدند و حماسه های بزرگ و ماندگار آفریدند و بدینسان امنیت ملی، تمامیت ارضی و استقلال سیاسی- اجتماعی و فرهنگی کشور را بیمه نمودند.

آنچه مسلم است اینکه حفظ چنین فرهنگ و باورهائی در جامعه مهمترین نیاز امروز کشور و اساسی ترین عامل تداوم و تحکیم امنیت ملی محسوب می شود. بزرگداشت یاد و خاطره سرداران شهید و تجدید میثاق با آرمان های متعالی تمامی شهیدان انقلاب اسلامی یکی از راهکارهای مهم و موثر در احیاء فرهنگ شهادت و جانبازی و ابزاری اساسی در تداوم حیات و امنیت ملی است که امیدواریم در کنار سایر تلاش ها و همچنین با سیاست های درست و واقع بینانه راه ملت بزگ ایران برای نیل به آرمان ها بلند و اصولی اش را هموار نماید. ان شاء الله .

پی نوشت :
1. ازغندی، علیرضا و جلیل روشندل؛ مسائل نظامی و استراتژیک معاصر(تهران : انتشارات سمت،1374)ص126
2. روشندل، جلیل ؛ امنیت ملی و نظام بین الملل (تهران : انتشارات سمت ,1374)ص11

عالم محضر خداست درمحضر خدا گناه نکنید حضرت امام (ره)

hasantaleb

hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان
دسترسی سریع به انجمن ها