عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

بنی اسراییل3

بنی اسراییل3
سه شنبه 3 اسفند 1389  10:57 ب.ظ

پیمان خدا با بنی اسراییل
خدا در تورات برای یهودیان 12 پیمان در نطر گرفته است که آیات قرآن نیز دوباره بر این 12 پیمان تأکید می کند:
1-پرستش خدای یگانه، 2- نیکی به پدر و مادر،3- نیکی به یتیمان، 4- نیکی به بستگان، 5- نیکی به مستمندان، 6- خوش رفتاری با مردم، 7- بر پاداشتن نماز، 8- ادای زکات ، 9- دوری از اذیت و آزار، 10- دوری از خونریزی، 11- ایمان به انبیا، 12- تقویت پیامبران.
که در آیات قرآن آمده اگر بنی اسراییل به این 12 پیمان عمل کنند در باغ هایی از بهشت قرار خواهند گرفت که نهرهای زیبا از زیر قصرها و درختانشان جاری است. اما آنان تمام عهد ها را زیر پا گذاشتند در نتیجه پراکنده و در به در شدند و تا این پیمان شکنی ها ادامه داشته باشد این وضع ادامه خواهد داشت. با استناد به این حرف می توان نتیجه گرفت که آرامش و امنیت و رفاه کاملی که اکنون اسراییلیان در زیر سایه ی حمایت برخی کشور ها دارند دائمی نخواهد بود و بالاخره روزی مسلمانان در برابر آنان پیروز خواهند شد.








فصل دوم
«اعتقادات»
ما فرزند خدا هستیم
نژاد پرستی
تلاوت تورات
محرمات
تعطیلی روز شنبه
پنج سفر تورات
نفاق افکنان
سازشکاران
خلقت آسمان در شش روز


ما فرزندان خدا هستیم
از آیه18 مائده برداشت می شود که اهل کتاب تورات و و انجیل را تحریف می کردند و بر اساس آن می پنداشتند که قوم برتری هستند و معتقد بودند که ارتباط خاصی به خدا دارند و خود را فرزندان خدا می دانستند. به همین دلیل رای خود مصونیت در برابر مجازات الهی قائل بودند و می پنداشتند که خدا جز مدت اندکی آن ها را مجازات نخواهد کرد.« قالوا لَن تَمَسَّنَا النّارَ اِلّا اَیّاماً مَعدوده»
این اعتقادات آنان را مغرور کرده تا جایی که در مخالفت با احکام خدا و قانون شکنی های سخت بی باک بودند اما خدا به آن ها می فرماید«مجازات آن ها هر چه باشد ظلمی بر آن ها نیست چون هر چه باشد محصول اعمال خودشان است.»

نژاد پرستی
یهود خود را امتی برگزیده می دانست و گاهی می گفتند که پسران خدایند و گاهی خود را دوستان نزدیک خدا می دانستند. چنانچه در آیه 18 مائده آمده است: «وَ قالَتِ الیَهودُ نَحنُ اَبنا الله و اَحِبّاؤُه» ( هر چند منظورشان فرزندان مجازی باشد.) به همین دلیل خدا آن ها را جزء دسته ای می داند که حامل کتاب خدا بودند اما عامل به آن نبودند. «به آنان بگو ای یهودیان اگر گمان می کنید که شما دوستان خدا غیر از مردم هستید پس آرزوی مرگ کنید اگر راست می گویید.» چرا که دوست همواره منتظر لقای دوست است و می دانیم که لقای معنوی پروردگار در قیامت رخ می دهد، پس اگر می گویید که دوست خاص خدا هستید چرا اینقدر به دنیا چسبیده اید و از مرگ می ترسید.


تلاوت تورات
در بعضی از روایات آمده است که یهود می گفتند: اگر محمد (ص) به رسالت مبعوث شده رسالتش شامل حال ما نیست، لذا آیه 5 سوره جمعه اشاره به آن می کند که اگر کتاب آسمانی خود را دقیقا خوانده و عمل می کردید این سخن را نمی گفتید، چرا که بشارت ظهور پیامبر اسلام در آن آمده است.
می فرماید: «کسانی که تورات بر آن ها نازل شد و مکلف به آن گشتند ولی حق آن را ادا ننمودند و به آیاتش عمل نکردند همانند دراز گوشی هستند که کتابهایی بر پشت خود حمل می کند.»
او از کتاب چیزی جز سنگینی احساس نمی کند، و برایش تفاوت ندارد که سنگ و چوب بر پشت دارد یا کتابهایی که دقیق ترین اسرار آفرینش در آن است.
این قوم از خود راضی که تنها به نام تورات یا تلاوت آن قناعت کردند، بی آنکه اندیشه در محتوای آن داشته باشند و عمل کنند همانند همین حیوانی هستند که در حماقت و نادانی ضرب المثل و مشهور عام و خاص است.
این گویا ترین مثالی است که برای عالم بی عمل می توان بیان کرد که سنگینی مسؤلیت علم را بر دوش دارد بی آن که از برکات آن بهره گیرد، و افرادی که با الفاظ قرآن سر و کار دارند ولی از محتوا و برنامه عملی آن بی خبرند مشمول همین آیه اند.
این احتمال نیز وجود دارد که یهود با شنیدن آیات نخستین سوره جمعه و مانند آن که از موهبت بعثت پیامبر (ص) سخن می گوید، گفته باشند که ما نیز اهل کتابیم و مفتخر به بعثت حضرت موسی کلیم هستیم، قرآن در پاسخ آن ها می گوید : چه فایده؟ که دستور های تورات را زیر پا نهاده اید و آن را در زندگی خود هرگز پیاده نکردید؛ که البته در ذیل این آیه باید گفت که این هشداری است به همه ی مسلمانان که مراقب باشند سرنوشتی همچون یهود پیدا نکنند، این فضل بزرگ الهی که بر آن ها نازل شده است را تنها برای جنبه های ظاهری استفاده نکنند در حالی که هیچ یک از برنامه های زیندگی خود را بر اساس آن تنظیم نکرده اند.
سپس در ادامه این مثال می افزاید: «قومی که آیات الهی را تکذیب کنند مسلما مثال بدی دارند.» چگونه آن ها تشبیه به «حمار حامل اسفار» نشوند در حالی که نه تنها با عمل که با زبان هم آیات الهی را انکار کرده اند، چنان که در آیه 87 سوره بقره در باره همین قوم می خوانیم: «اَفَکُلَّما جاءَکم رسولٌ بِما لا تَهوی اَنفُسُکُمُ استَکبر تم فَفَریقاً کَذَّبتم و فریقاً تَقتُلون » ؛ «آیا هر زمان پیامبری بر خلاف هوای نفس شما آمد در برابر او تکبر کردید و گروهی را تکذیب نمودید و گروهی را به قتل رساندید.»
و در ادامه در پایان آیه می فرماید: «خداوند قوم ستمگر را هدایت نمی کند.»

محرمات
همان طور که می دانیم بسیاری از جانوران که برای مسلمانان حلال شمارده می شود برای قوم یهود حرام اند که در این آیات (آیات 146-147/ سوره انعام) تصریح شده که این قسمت از محرمات بر یهود نیز جنبه مجازات و کیفر داشته و اگر مرتکب جنایات و خلافکاری هایی نمی شدند، این امور نیز بر آن ها حرام نمی شد. لذا نخست می گوید: «بر یهودیان هر حیوان ناخن داری را حرام کردیم.»
واژه ی « ظَفَر» در این آیه در اصل به سم حیوان های سم دار (آن هایی که چون اسب، سم هایی بدون شکاف دارند به مانند گوسفند و گاو که سم های شکافته دارند.) نیز اطلاق می شود زیرا سم های آن ها نیز شبیه ناخن است، و نیز به پای شتر که نوک پای او یکپارچه است و شکافی ندارد گفته اند.
بنابراین از این آیه چنین استفاده می شود که تمام حیواناتی که «سم چاک» نیستند اعم از چار پایان و پرندگان بر یهود تحریم شده بود که از «سفر لاویان» تورات کنونی فصل 11 نیز همین مفهوم بر می آید.
سپس در ادامه می فرماید : «پیه و چربی موجود در بدن گاو و گوسفند را نیز بر آن ها حرام کردیم» و به دنبال آن، سه مورد را استثنا می کند، نخست : «چربی هایی که در پشت این دو حیوان قرار دارد.»
دوم :« چربی هایی که در پهلو ها و لابلای امعا قرار گرفته اند»
سوم :«چربی هایی که با استخوان آمیخته شده است.» ولی در پایان آیه تصریح می کند که این ها در حقیقت بر یهود حرام نبود، « اما به خاطر ظلم و ستمی که می کردند از این گونه گوشت ها و چربی ها که مورد علاقه ی آن ها بود به حکم خدا محروم شدند.» و برای تأکید اضافه می کند: «این یک حقیقت است و ما راست می گوییم.»
در این جا به دو نکته باید توجه شود:
1- در اینکه بنی اسراییل چه ظلمی کرده بودند که خداوند پاره ای از نعمت هایی را که مورد علاقه شان بود را بر آن ها حرام کرد. برای پاسخ به این سؤال با توجه به آیات 160و161 سوره نسا استفاده می شود که علت تحریم مزبور چند چیز بوده است: ظلم و ستم بر ضعفا و جلوگیری کردن از دعوت انبیا در مسیر هدایت مردم و خوردن به نا حق از اموال مردم.
2- جمله «و انا الصادقون» که در آخر آیه آمده است ممکن است اشاره به این نکته باشد که صدق و حقیقت مطلب در مورد تحریم این غذاها آن است که ما گفتیم نه آن است که یهود در پاره ای از سخنان خود می گفتند و آن را به عنوان فرمانی دایر از جانب یعقوب معرفی می کردند؛ زیرا یعقوب چنانچه در آیه 93 آل عمران آمده است هرگز حکم به حرام بودن این اموال نکرده بود و این تهمتی بود که یهود به او بست.

تعطیلی روز شنبه
با توجه به آیات120 تا 124 سوره نحل که در باره ی امت واحد بودن ابراهیم سخن می گوید سؤالی پیش می آید که اگر آیین اسلام آیین ابراهیم است و مسلمانان در بسیاری از مسائل از سنن ابراهیم پیروی می کنند از جمله احترام روز جمعه، پس چرا یهود شنبه را عید می داند و تعطیل می کند؟
آیه 124 نحل به پاسخ این سوال می پردازد و می گوید: «شنبه ( تحریم های روز شنبه) برای یهود به عنوان یک مجازات قرار داده شد، و تازه در آن هم اختلاف کردند.» بعضی آن را پذیرفتند و به کلی دست از کار کشیدند و بعضی هم نسبت به آن بی اعتنایی کردند.
جریان از این قرار بود که طبق بعضی روایات، موسی (ع) بنی اسراییل را دعوت به احترام روز جمعه کرد که آیین ابراهیم بود، اما آن ها به بهانه ای از آن سرباز زدند و روز شنبه را ترجیح دادند، خداوند روز شنبه را برای آن ها قرار داد، اما توأم با شدت عمل و محدودیت ها، بنابراین به تعطیلی روز شنبه نباید استناد کنید؛ زیرا که این مسئله جنبه ی فوق العاده و مجازات داشته است و بهترین دلیل بر این مسئله این است که یهود حتی در این روز انتخابی خود نیز اختلاف کردند و گروهی آن را ارج نهادند و احترام نمودند و گروهی نیز احترام آن را شکستند و به کسب و کار عادی خود پرداختند و به مجازات الهی گرفتار شدند.
این احتمال نیز وجود دارد که آیه ی فوق در رابطه با بدعت های مشرکان در زمینه غذاهای حیوانی باشد، زیرا پس از ذکر این مطلب در آیات گذشته این سؤال پیش آمد: «پس چرا محرماتی در آیین یهود بود که در اسلام نیست؟» و جواب داده شد که آن جنبه ی مجازات داشته است.
به هر حال این آیه ارتباط اصحاب «سبت» ( آیات 163-166 سوره اعراف) دارد که شرح ماجرای آن ها و چگونگی تحریم صید ماهی و مجازات شدیدی که به آن گرفتار شدند گذشت.

پنج سفر تورات
« تورات » در اصل یک لغت ابری است که به معنی « شریعت و قانون » می باشد و سپس به کتابی که از طرف خداوند بر موسی (ع) نازل گردید گفته شد و گاهی به مجموعه کتب عهد عتیق و گاهی به اسفار پنج گانه آن نیز گفته می شود.
توضیح اینکه: مجموعه کتب یهود که عهد عتیق نامیده شده مرکب از تورات و چندین کتاب دیگر می باشد، تورات دارای پنج بخش است به نام های: «سفر پیدایش» ، «سفر خروج» ، «سفر لاویان» ، «سفر اعداد» ، «سفر تثنیه». این قسمت از کتب عهد قدیم شرح پیدایش جهان و انسان و مخلوقات دیگر و قسمتی از زندگی انبیا پیشین و موسی بن عمران و بنی اسراییل و احکام و آیین می باشد.
کتب دیگر آن که در واقع نوشته های مورخان بعد از موسی می باشد، شرح حالات پیامبران و ملوک و پادشاهان و اقوامی است که بعد از موسی بن عمران به وجود آمده اند.
ناگفته پیداست که غیر از اسفار پنجگانه تورات هیچ یک از این کتب، کتب آسمانی نیستند و خود یهود نیز چنین ادعایی را ندارند و حتی «زبور» داود که آن ها به عنوان «مزامیر» می نامند، شرح مناجات ها اندرز های داوود نبی است.
و اما در مورد اسفار پنجگانه تورات، قرائن روشنی در آن ها وجود دارد که نشان می دهد این ها نیز کتب آسمانی نیستند، بلکه تنها کتاب هایی تاریخی هستند که بعد از موسی بن عمران نوشته شده اند، زیرا در آن ها شرح وفات موسی (ع) و چگونگی تدفین او و پاره ای از حوادث بعد از وفات او نیز آمده است؛ مخصوصا سفر تثنیه به وضوح ثابت می کند که این کتاب، مدت ها بعد از وفات موسی بن عمران نوشته شده است.
به علاوه محتویات این کتب که آمیخته با خرافات فراوان و نسبت های ناروا به انبیا و پیامبران و بعضی سخنان کودکانه می باشد گواه دیگری بر ساختگی بودن آن ها است. شواهد تاریخی نیز نشان می دهد که تورات اصلی از میان رفت و بعدا پیروان موسی بن عمران این کتاب ها نوشتند.

عالم محضر خداست درمحضر خدا گناه نکنید حضرت امام (ره)

hasantaleb

hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان
دسترسی سریع به انجمن ها