عضویت العربیة English
امام جواد علیه‌السلام: عزّت مؤمن در بى نیازى او از مردم است. بحارالأنوار، ج 75، ص 109

بنی اسراییل4

بنی اسراییل4
سه شنبه 3 اسفند 1389  10:58 ب.ظ

نفاق افکنان
با توجه به آیه 98 ال عمران روی سخن به اهل کتاب که منظور در این جا یهودیان است می باشد؛ و خدا به پیغمبرش فرمان می دهد که با زبان ملامت و سرزنش از آن ها بپرسد انگیزه آن ها در کفر ورزیدن به آیات خدا چیست؟در حالیکه می دانند خداوند از اعمال آنان آگاه است.
منظور از آیات خدا در اینجا یا آیاتی است که در تورات درباره نشانه های پیامبر اسلام وارد شده بود و یا مجموعه آیات و معجزاتی است که به پیامبر اسلام نازل گردید و حکایت از حقانیت او می کرد.
همچنین در آیه 99 ال عمران آنها را ملامت می کند که اگر خود شما حاضر به پذیرفتن حق نیستید چه اصراری دارید که دیگران را نیز از راه خدا منحرف کنید و راه مستقیم الهی را در نظر آنان کج و نادرست جلوه دهید؟ در حالیکه شما باید نخستین کسانی باشید که این منادی الهی را لبیک گویید؛ زیرا بشارت ظهور این پیامبر قبلا در کتب شما داده شده و شما گواه بر آنید.« وَاَنتُم شُهَداء»
بنابراین چرا با سم پاشی ها وسوسه ها والقای شبهات و روشن ساختن آتش کینه های فراموش شده، مردم را از راه مستقیم الهی دور می سازید و علاوه بر انحراف خود بار سنگین مسئولیت انحراف دیگران را نیز بر دوش می کشید؟
«وَما الله بِغافِلٍ عَمّا تعملون» در پایان آیه آن ها با تهدید می کند که خدا هرگز از اعمال شما غافل نیست. شاید تعبیر به عدم غفلت خدا در این جا به خاطر این باشد که یهود برای پیشبرد مقاصد شوم خود غالبا به نقشه های مخفیانه و توطئه های پنهانی دست می زند. که در افراد غافل و بی اطلاع زود مؤثر واقع می شوند. پس آیه می فرماید اگر بعضی از مردم به خاطر غفلت تحت تأثیر توطئه های شوم شما قرار گیرند، خدا که از اسرار نهان و آشکار آن ها آگاه است، غفلت نخواهد کرد و مجازات اعمالشان در انتظارشان خواهد بود.

سازشکاران
یکی از صفات ناپسند یهود این است که برای پیش برد اهدافشان آن چنان سازشکاری با هر جمعیتی می کنند که حتی برای جلب نظر بت پرستان در برابر بت های آنان سجده می کردند، و حتی برای خوشایند بت پرستان آیین خرافی و مملوء از ننگ آنان را بر اسلام ترجیح می دادند با این که اهل کتاب بودند و مرز مشترکشان با مسلمانان بیشتر از بت پرستان بود. آیه ی 51-52 نسا به عنوان تعجب می گوید: «آیا ندیدی سهمی از آیات خدا داشتند و اما در برابر بت سجده کردند و به طغیان گران اظهار ایمان نمودند و به آن ها گفتند که را شما از مسلمانان به هدایت نزدیک تر است؟»

خلقت آسمان در شش روز
یهود چنین می پنداشت که خدا آسمان و زمین را در شش روز هفته آفرید و سپس روز شنبه به استراحت پرداخت و یک پای خود را روی پای دیگر انداخت به همین دلیل این طور نشستن را نامطلوب می دانند و مخصوص خدا می دانند ولی برای انکار این خرافات این آیه نازل شد که قسمت نا محدود خدا را توصیف می کند و نشان می دهد که خدا هرگز خسته نمی شود.






فصل سوم
«یهود امروز»
تشکیل حزب صهیونیسم
چرا فلسطین؟؟
کمک مسیحی ها به اسراییل





تشکیل حزب صهیونیسم
صهیون نام کوهی در بیت المقدس است و به طور اعم بر سرزمین بیت المقدس نیز اطلاق می شود. صهیونیست در لغت به معنی دلباخته کوه صهیون می باشد .درطول تاریخ واژه صهیونیسم در دو عرصه مذهبی و سیاسی کاربرد داشته است. در تعالیم مذهبی یهود کوه صهیون و سرزمین بیت المقدس به دلیل آنکه محل نزول وحی ومیعادگاه پیامبران الهی بوده است محترم شمرده می شود؛ همچنان که بین مسلمانان و مسیحیان نیز این چنین است. قبل از رنسانس صهیونیسم سیاسی هیچ معنی و مفهومی نداشت. صهیونیست به کسی اطلاق می شد که به دلیل دلبستگی به کوه صهیون و سرزمین بیت المقدس زندگی رهبانی را برگزیده تارک دنیا شده و با سکنی گزیدن در کوه صهیون وترک زندگی مادی به عبادت در آن دیار مشغول می شد زندگی چنین افرادی در دین یهود از طریق صدقه های دیگران تامین می گردید. پس از رنسانس ودر قرون هفدهم وهجدهم به مرور زمان صهیونیسم سیاسی متولد شد و به اشاعه وترویج نگرش های نژاد پرستانه مبتنی بر برتری و رجحان قوم یهود بر سایر اقوام مبادرت کرد. این تبلیغات سبب شد که در اواخر قرن نوزدهم واژه صهیونیسم به کسانی اطلاق شود که یهودیان را نژاد اصیل و قوم برتر می دانستند و معتقد بودند که خداوند قوم بنی اسرائیل را بر سایر اقوام برتری داده و حاکمیت بر کره زمین را به آنان واگذار نموده است .صهیونیست های سیاسی با این نگرش نژادی و برتری طلبی های قومی سرزمین فلسطین را ا رض موعود قلمداد کردند و خواستار شکل گیری ملت یهود و ایجاد دولت بنی اسراییل در عرض موعود شدند؛ بنابراین در اواخر قرن نوزدهم نام فلسطین را به اسرائیل تغییر دادندو یهودیان را به مهاجرت به فلسطین تحت نام سرزمین موعود ترغیب و تشویق کردند.
در اواسط قرن هجدهم یک باند مخفی از رهبران یهودی متشکل از خاخامها، سرمایه داران، علما، نخبگان سیاسی، دانشمندان، صاحبان صنایع، بانکداران و روشنفکران که در جوامع یهودیان معروف بودند گرد هم آمدند و تشکیلاتی مخفی را سازماندهی کردند. در آن مقطع زمانی یهودیان در امریکا و سراسر کشورهای اروپایی به صورت اقلیت های متمول و با نفوذ پراکنده بودند و از انسجام درونی مستحکمی بهره می بردند. باند مذکور تلاش برنامه ریزی شده ای را برای پیوند دادن اقلیت های یهودی در کشورهای مختلف با یکدیگر، دستیابی به ثروت های کلان نفوذ و تسلط بر مطبوعات و ترویج تفکرات صهیونیسم سیاسی آغاز نمود. در جریان انقلاب فرانسه و در فواصل سال های 1780 تا 1790 میلادی (1159 تا 1169 ه.ش ) تشکیلات صهیونیستی مذکور در میان یهودیان اعلام موجودیت کرد اما فعالیت های منسجم و تشکیلاتی آنان در افکار عمومی غیر یهودیان همچنان مخفی باقی ماند زیرا حوزه عمل آنان تنها حول محور یهودیان متمرکز گردیده بود. تشکیلات فوق الذکر طی یک قرن به تدوین اندیشه ها ایجاد هماهنگی تعمیق انسجام جمع آوری ثروت تقویت پیوندهای درونی وگسترش شاخه های خود در میان یهودیان سایر کشورها مبادرت ورزید و سرانجام در سال 1897 میلادی (1276 ه.ش) با شعار فریبنده بازگشت به ارض موعود رسما با برگزاری «کنگره جهانی یهود» در شهر بال سوییس اعلام موجودیت نمود. ریاست کنگره جهانی را تئودور هرتزل به عهده داشت. در این کنگره ایجاد ملت یهود و تشکیل دولت اسرائیل به تصویب رسید. قبل از شکل گیری واعلام موجودیت کنگره جهانی یهودیان زمینه سازی های گستردهای در فواصل سال های 1870 تا 1897 (1249 تا 1276 هجری ) توسط تشکیلات مخفی صهیونیست به مرحله اجرا درآمد. ابتدا در طی سال های 1870 تا1882 یهودیان اروپا ضمن بهره گیری از ابزارهای تبلیغاتی به بزرگنمایی مشکلات یهودیان و ظلم های دولت های اروپایی نظیر روسیه، لهستان، رومانی، فرانسه و آلمان به آنان مبادرت نمودند و سر انجام یکی از رهبران یهودیان به نام پینسکر کتابی به نام خود مختاری تالیف کرد و در آن به ضرورت انسجام و تشکل یهودیان سراسر دنیا تأکید نمود و ریشه تمام مشکلات قوم یهود را در نداشتن وطن دانست. او راه چاره را تجمع یهودیان در یک محدوده جغرافیایی ومتشکل شدن آن ها تحت عنوان یک ملت ارزیابی نمود .
در میان رهبران صهیونیست دو نظریه وجود داشت عده ای معتقد به طرح گام به گام بودند و اعتقاد داشتند ابتدا لازم است ملت و دولت یهود در سرزمینی غیر از فلسطین تشکیل گردد و پس از دست یابی به انسجام وظهور قدرت یهودیان در قالب یک ملت و دولت مقتدر به تصرف ارض موعود یعنی سرزمین فلسطین مبادرت ورزند؛ این دسته ابتدا موزامبیک کنگو آرژانتین و سپس قبرس صحرای سینا و اوگاندا را پیشنهاد نمودند؛ دسته دوم طرح گام به گام را قبول نداشتند و معتقد بودند از ابتدا باید برنامه ریزی های خود را حول محور ایجاد ملت و دولت یهود در فلسطین متمرکز کنند. کنگره دوم صهیونیست ها در سال 1908 میلادی (1287 ه.ش) در شهر لاهه تشکیل گردید. در این اجلاس صهیونیست ها به یک نظر واحد مبتنی بر ایجاد ملت و دولت یهود در سرزمین فلسطین دست یافتند و سایر نظریه ها رد شد، و برنامه های اجرایی صهیونیست ها برای ایجاد دولت اسراییل از طریق نابود سازی ملت فلسطین تدوین گردید.
در اواسط قرن 19 فلسطین کشوری مسلمان و عربی بود که تحت حاکمیت امپراطوری عثمانی به سر می برد و یهودیان در این کشور اقلیت بسیار ناچیزی بودند. در سال 1845 میلادی (1224 ه.ش )تنها 12 هزار نفر یهودی در فلسطین ساکن بودند. یهودیان در اواسط قرن نوزدهم تنها 3% جمعیت فلسطین را تشکیل می دادند. مسئله مهاجرت به ارض موعود عملا از سال 1259 ه.ش (1880 .م )در تبلیغات صهیونیست ها مطرح گردید. در سال 1890 جمعیت فلیسطین 580 هزار نفر بود که فقط 27 هزار یهودی در این کشور به سر می بردند که نزدیک به 5% جمعیت فلسطین را تشکیل می دادند. پس از برگزاری کنگره های اول و دوم و برنامه ریزی های وسیع برای ترغیب یهودیان اروپا برای مهاجرت به فلسطین در سال 1921 میلادی ( 1300 ه.ش ) جمعیت یهودیان در فلسطین به5/ 10 در صد رسید. از سوی دیگر اجرای مصوبات نیازمند تشکیلات نظامی و نیروهای مسلح بود زیرا بیرون راندن یک ملت از سرزمین مادری تنها در سایه جنایت های هولناک و از طریق نا امن کردن محیط زندگی و حاکم ساختن ظلم تعدی نیستی و نابودی بر فضای کشور فلسطین امکان پذیر بود. بنابراین می بایست با اسارت زنان، شکنجه مبارزان، غارت اموال، تجاوز به عفت، زور گویی و تحقیر و بیکاری موجبات آوارگی را فراهم می آوردند و این کار جز با تشکیلات نظامی و نیروهای مسلح بی اعتقاد به هر معیار اخلاقی و ارزش های انسانی میسر نبود.
اولین تشکیلات مسلح صهیونیست ها درسال 1907 تحت نام سازمان پاسداران یهود ملقب به «هاشومیر» در فلسطین اعلام موجودیت کرد. مشوق اصلی در ایجاد چنین سازمانی «بن گوریون» بود. ملت مظلوم فلسطین که در اوایل قرن 20 زیر سلطه امپراطوری عثمانی قرار داشت، برای کسب استقلال در مبارزه با استثمارگران عثمانی به سر می برد. دولت ترکیه برای سرکوب مبارزان و آزادی خواهان فلسطینی به تقاضاهای تشکل های صهیونیستی پاسخ مثبت داد و به تسلیح و تجهز صهیونیست ها مبادرت ورزید؛ زیرا با این اقدام مبارزان فلسطینی نیروهایشان تقسیم می شد هم می بایست برای کسب استقلال با دولت ترکیه بجنگد و هم با اهداف شوم صهیونیستی مبارزه کند. در جریان جنگ جهانی اول انگلستان چندین گردان متشکل از یهودیان ایجاد نمود وبه آموزش آن ها مبادرت کرد. پس از اتمام جنگ جهانی اول در سال 1918 ارتش انگلستان پنج هزار نیروی آموزش دیده و آشنا به انواع سلاح های جنگی از یهودیان صهیونیست بوجود آورده بود. این نیروها که وابسته و تابع تشکیلات آژانس بین المللی یهود بودند اولین هسته های نامی مشهور به هاگانا را در فلسطین به وجود آوردند. شعار هاگانا «فلسطین فقط برای یهودیان» بود و به این شکل با ایجاد و تکمیل سازمان نظامی افزایش مهاجرت یهودیان اروپا به فلسطین و حمایت های مالی آژانس بین المللی یهود و پشتیبانی دولت های غربی به ویژه استعمار گران انگلیسی از صهیونیسم گام های نخستین برای وحشیانه ترین جنایات علیه بشریت برداشته شد.
مهاجرت یهودیان به فلسطین بر اساس یک برنامه ریزی دقیق وطراحی های حساب شده در عرصه شهرکسازی در زمین های اموات متحقق می شد. هدف از اسکان عبارت بود از: تشکیل زنجیرهایی از دهکده ها در یک منطقه متصل به هم به گونه ای که در بدو امر فلسطینی ها متوجه نشوند که فرایند تشکیل یک شهرک یا شهر کاملا یهودی در حال شکل گیری است .
متأسفانه دولت ترکیه که فلسطین را تحت سلطه خود داشت سیستمی را برای ثبت املاک بنیاد نهاده «ب.د» که هر پولدار خارجی و غیر فلسطینی می توانست از طرق مشکوک بر زمین های فلسطینی ها حق حاکمیت پیدا کند. آژانس بین المللی یهود و بنیادهای مالی زیر مجموعه آن با بهره گیری از قوانین و مقررات غلط وضع شده توسط دولت عثمانی به طور قانونی مالک زمین هایی می شدند که فلسطینی ها نسل اندر نسل بر روی آنها کشاورزی می کردند وخود را مالک آنها می دانستند. علاوه بر این صهیونیست ها برای سند سازی در بعضی اوقات اقدام به خرید مقداری زمین با قیمت بالا از مالکان فلسطینی مستقر در اروپا و امریکا نمودند.
در سال 1909 سازمان جهانی صهیونیسم تشکیلاتی به نام شرکت توسعه اراضی فلسطین را تاسیس کرد. این شرکت کار گزار اصلی خریداری زمین و سند سازی های کلاه بردارانه برای صندوق ملی یهود بود. در سال 1910 فلسطینی ها در «حیفا» انجمنی تشکیل دادند واز دولت ترکیه خواستند با تغییر قوانین مانع از تملک زمین های فلسطینی توسط صهیونست ها شوند. اما حکومت عثمانی به در خواست فلسطینی ها توجه نکرد یهودیان نیز از قوانین ناعادلانه و غلطی که دولت عثمانی برای مالکیت بر اراضی وضع کرده بود استفاده و بهره برداری می نمودند. وضعیت به گونه ای درآمد که فلسطینی ها در حالی که بر روی زمین خود در حال کار بودند و در هیچ معامله ای شرکت نکرده بودند سند مالکیت آن زمین ها در دست دلالان یهودی بود.
نقش دولت ترکیه در ایجاد و تثبیت رژیم صهیونیستی قابل تعمق وتامل است. ابتدا سلطان عبدالحمید در سال 1901 به تقاضای هرتزل برای واگذاری سرزمین فلسطین به یهودیان پاسخ منفی داد و به همین دلیل تحت افشاهای مختلف قرار گرفت و از قدرت کناره گیری نمود. پس از سلطان عبدالحمید جانشینان او کاملا در خدمت اهداف صهیونیست ها در آمدند و با اعمال قوانین و مقررات نا عادلانه زمینه های غصب اراضی فلسطینی ها را فراهم ساختند و تسهیلات لازم را برای مهاجرت یهودیان به فلسطین در اختیار صهیونیست ها قرار دادند. به عبارت دیگر امپراتوری عثمانی که مرکز آن ترکیه بود و خود را پرچم دار دفاع از اسلام معرفی می کرد مسلمانان فلسطین را در مسلخ سازمان جهانی صهیونیسم قربانی نمود. یهودیان در فواصل سالهای 1908 تا 1918 میلادی (1287 تا 1297 ه. ش) از قدرت زیادی در امپراطوری عثمانی برخوردار بودند و با اینکه اقلیت بسیار ناچیزی را تشکیل می دادند چهار وزارت خانه از سیزده وزارت خانه حکومت عثمانی شامل وزارت خانه کار کشاورزی بازرگانی و پست و تلگراف در اختیار یهودیان بود.ب نابراین امپراطوری عثمانی علاوه بر زمینه سازی برای تملیک اراضی به تجهیز نظامی یهودیان مهاجر به فلسطین نیز مبادرت نمود. پس از سقوط امپراطوری عثمانی نیز حمایت دولت ترکیه از صهیونیست ها همچنان ادامه یافت تا اینکه در سال 1948 اولین کشور اسلامی که اسرائیل را به رسمیت شناخت ترکیه بود. در شرایط کنونی نیز ترکیه تنها کشور اسلامی است که با رژیم صهییونیستی پیمان نظامی – امنیتی منعقد نموده است و حتی پس از شکست طرح صلح خاورمیانه و اوج گیری انتفاضه ملت فلسطین ترکیه اولین کشوری بود که در اجلاس سران سازمان کنفرانس اسلامی با پیشنهاد قطع رابطه با اسرائیل مخالفت نمود.

چرا فلسطین؟؟
برنامه صهیونیسم جهانی در 24 پروتکل با اهداف ایجاد حکومت جهانی واحد به رهبری تشکیلات صهیونیسم طراحی شده که بر اساس آن باید طی چهار مرحله به ترتیب روسیه، ارتودکس، اروپای کاتولیک، قلمرو پاپ واتیکان و سرانجام اسلام با توطئه ها؛ کمرنگ و بی فروغ گردند و سپس صهیونیسم جهانی رهبریت جهانی را بر عهده بگیرد ارتودکس با تحولات 100 سال گذشته از صحنه حذف گردیده و اروپای کاتولیک نیز دیگر فروغی ندارد. قلمرو پاپ و واتیکان نیز با رنسانس صدمات اساسی دیده و هر روز ضعیف تر می شود تنها پایگاه تسخیر ناپذیر اسلام است که رو به رشد و بالندگی است. براین اساس صهیونیسم پایگاه خود را به فلسطین قلب جهان اسلام منتقل نموده است. صهیونیست ها معتقدند وعده های تورات در مورد وسعت دولت یهود و حدود ارض موعود از دریای میدیترانه تا رود فرات و از لبنان تا رود نیل می باشد. شعار رسمی پارلمان اسراییل «ای اسراییل حدود تو از نیل تا فرات است» می باشد در نقشه ملی صهیونیسم دولت یهود شامل سراسر فلسطین، اردن، سوریه، لبنان، عراق و منطقه وسیعی از خاک مصر شامل صحرای سینا و رود نیل و مدینه منوره می باشد.

کمک مسیحی ها به اسراییل
یهودیان برای پیش برد اهداف خود و متقاعد کردن افکار عمومی درباره سرزمین موعود، تا حدی موفق بودند که بسیاری از مسیحیان نیز آنان را به عنوان قوم برگزیده خداوند قبول کردند و به آن ها حق جنایت های وحشیانه را برای رسیدن به سرزمینشان دادند. مسیحیان معتقدند که حضرت عیسی مسیح (ع) پس از جنگ بسیار بزرگی که احتمالا هسته ای است ظهور خواهد کرد که در آن تمام گنه کاران خواهند مرد و این مسئولیت بزرگ را خدا به قوم برگزیده خود، یهود، داده است. پس برای تحقق هرچه زود تر این جنگ بزرگ تمام مسیحیان وظیفه دارند که به یهود کمک کنند.
متن زیر گزیده ای از کتاب تدارک جنگ بزرگ از زبان گریس هال سل مسیحی است:
«مسیحیان قطعنامه ای را پیشنهاد کردند که به دولت اسراییل اصرار می ورزیدند تا کرانه غربی رود اردن را به حدود یک ملیون فلسطینی، به کشور اسراییل ملحق سازند. یک یهودی اسراییلی که در میان جمع نشسته بود، پیش از آن که این قطعنامه به رأی گذاشته شود، برخاست و پیشنهاد کرد که لحن قطعنامه تغییر کند. او خاطر نشان ساخت که یک آراسنجی اسراییلی نشان داده است، یک سوم اسراییلیان تمایل دارند سرزمین هایی که در سال 1967 تصرف شده است، دربرابر صلح با فلسطینیان مبادله شود. یکی از رهبران مسیحی در برابر این سخن پاسخ داد: «برای ما رأی اسراییلیان هیچ اهمیتی ندارد! برای ما آنچه خدا فرموده، مهم است! و خداوند این سرزمین را به یهودیان داده است.» و پس از آن مسیحیان به قطعنامه رأی دادند!!!»
پایان





منابع
1- قرآن کریم – ترجمه استاد ابوالفضل بهرام پور
2- تفسیر نمونه – زیر نظر استاد مکارم شیرازی
3- تدارک جنگ بزرگ – نویسنده:گریس هال سل – مترجم: خسرو اسدی
4- قوم بنی اسراییل(مقاله) – گردآورنده: مجتبی افلاکی – زیر نظر: دکتر محمد نژاد

عالم محضر خداست درمحضر خدا گناه نکنید حضرت امام (ره)

hasantaleb

hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان
دسترسی سریع به انجمن ها