عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت، کسانی هستند که در دنیا بیشتر از دیگران بر من صلوات فرستند.

صبر در قرآن1

صبر در قرآن1
سه شنبه 3 اسفند 1389  10:59 ب.ظ

مقدمه
شکیبایى و صبر در آنچه که قرآن و روایات نسبت به آن دستور صبر داده اند ، مسأله اى الهى و اخلاقى و انسانى است ، و امرى است محبوب حق ، و سزاوار اجر بزرگ و ثواب عظیم . صبر ، عامل حفظ دین و نگاهبان انسان از بى میل شدن به حق و حقیقت ، و عامل تقویت روح و روان ، و حافظ انسان از افتادن در دام شیاطین جنى و انسى است .
انسان اگر در پیشامدها و حوادث تلخ و شیرین که غارتگر دین و ایمان است ، و به هنگام طاعت و عبادت ، و به وقت گناه و معصیت صبر کند ، به این معنا که حوادث را هماهنگ با قواعد الهى تحمل کند ، و براى نجات خود به دشمنان حق پناه نبرد ، و به وقت طاعت و عبادت خود را در گردونه ى بندگى قرار دهد و مقاومت کند ، و زمان آماده شدن زمینه ى معصیت و گناه ، تلخى گذشت از لذتها را به دوش جان بردارد ، به فرموده ى قرآن مجید مستحق صلوات و رحمت خداوند مى شود .
در مقاله حاضر به مفهوم شناسی صبر و اقسام صبر، صبر در متون دینی و آثار صبر پرداخته شده است و علاوه بر استفاده از کتب از نرم افزارهای جامع التفاسیر و کتاب های اسلامی اینترنتی و نرم افزار جامع الاحادیث نیز استفاده شده است.
واژه شناسی
معنای لغوی
صبر: الصبر: نقیض الجزع. و الصبر: نصب الإنسان للقتل، فهو مصبور، و صبروه أی نصبوه للقتل. و الصبر أخذ یمین إنسان (کتاب العین، ج‏7، ص: 115)
الصَّبْر- شکیبائى و صبر بر سختیها «قُتِلَ صبراً»: شخص بازداشت و زندانى و کشته شد «الصَّبْرُ الجمیل»: نیروى مقاومت و صبر «شَهْرُ الصَّبْر»: ماه روزه‏دارى (رمضان) «یَمینُ الصَّبْر»: سوگند که بر سر آن شخص را بازداشت کنند تا سوگند خورد.(فرهنگ أبجدی عربی-فارسی، ، ص: 83)
ضد صفت «جزع‏» «صبر» است. معراج السعاده
صبر در لغت به معناى حبس و بازداشتن است. هر گاه کسى خویشتن را از فعلى اختیارى باز دارد صبر کرده است.صبر شکیبیدن . شکیبایی . شکیبایی کردن . پائیدن . نقیض جزع ( لغتنامه دهخدا،حرف صاد)
صبر در لغت ، نفس حبس راست از بیتابى و جزع در امورى که ناگوار است و منع مى کند باطن را از اضطراب و ظاهر را از حرکات غیر عادیه ناصواب. ( تسلیة العباد در ترجمه مسکن الفواد،ص 102)
صبر در لغت عرب به معناى حبس و در تنگنا و محدودیت قراردادن است.( تاج العروس، ج7، ص71; مفردات، ص474; لسان العرب، ح4، ص 438.)
برخى نیز آن را بازداشتن نفس از اظهار بى تابى و بى قرارى دانسته اند. ( صحاح اللغة، ح 2، ص 706 ؛ مجمع البحرین: ج 2، ص 1004)
معنای اصطلاحی
علمای علم اخلاق هر کدام معنا و تعریفی از صبر بیان داشته اند که در این مجال تعدادی از آن ها آورده می شود.
صبر عبارت است از ثبات انگیزه دین در مقابل شهوت.(اخلاق،ص359)
صبر را در معناى عام آن مى‏توان این گونه تعریف کرد: باز داشتن خود را از عملى که مانع رسیدن به هدف و یا موجب تأخیر در رسیدن به هدف مى‏شود.
صبر در این معنا، خود به خود فضیلتى اخلاقى نیست، بلکه مقاومتى است که ناشى از تسلط فرد بر خویشتن است. این مقاومت در صورتى از لحاظ اخلاقى فضیلت خواهد بود که هدف شخص صابر، کمال اخلاقى و تقرب به خداوند باشد و صبر در برابر چیزى صورت گیرد که با کمال اخلاقى و تقرب خداوند در تعارض و تقابل باشد. ارزش اخلاقى صبر بسته به هدفى است که صبر به منظور آن صورت مى‏گیرد. در مبحث «روابط نسان با خداوند، مقصود از صبر، نوعى مقاومت در برابر عواملى است که رابطه انسان با خدا را سست مى‏کنند و او را از دایره ایمان به لحاظ نظرى یا عملى خارج مى‏سازند. (آموزه‏هاى بنیادین علم اخلاق1 ،ص120)
صبر عبارت است از: ثبات نفس و اطمینان آن،و مضطرب نگشتن آن در بلایا و مصائب، و مقاومت کردن با حوادث و شداید، به‏نحوى که: سینه او تنگ نشود.و خاطر او پریشان نگردد.و گشادگى و طمانینه که پیش‏از حدوث آن واقعه است زوال نپذیرد.پس زبان خود را از شکایت نگاهدارد.واعضاى خود را از حرکات ناهنجار محافظت کند.و این صبر در شداید است که ضد آن‏جزع است. ( معراج السعاده، 230)
چیزى که هست معناى صبر این نیست که انسان خود را آماده هر مصیبتى نموده صورت خود را بگیرد تا هر کس خواست سیلیش ‍ بزند، نه ، معناى صبر - که یکى از فضایل است - این نیست که آدمى چون زمین مرده زیر دست و پاى دیگران بیفتد مردم او را لگدکوب کنند، و مانند سنگ دم پا بازیچه اش قرار دهند، زیرا خداى سبحان آدمى را طورى خلق کرده که به حکم فطرتش خود را موظّف مى داند هر مکروهى را از خود دفع نماید، و خدا هم او را به وسائل و ابزار دفاع مسلح نموده تا به قدر توانائیش از آنها استفاده کند، و چیزى را که این غریزه را باطل و عاطل سازد نمى توان فضیلت نام نهاد. بلکه صبر عبارت است از اینکه انسان در قلب خود استقامتى داشته باشد که بتواند کنترل نظام نفس خود را - که استقامت امر حیات انسانى و جلوگیرى از اختلال آن بستگى به آن نظام دارد - در دست گرفته ، دل خود را از تفرقه و نسیان تدبیر و خبط فکر و فساد راى جلوگیرى کند.
پس صابران آنهایى هستند که در مصائب استقامت به خرج داده و از پا درنمى آیند، و هجوم رنجها و سختیها پایشان را نمى لغزاند، به خلاف غیر صابران که در اولین برخورد با ناملایمات قصد هزیمت مى کنند و آنچنان فرار مى کنند که پشت سر خود را هم نگاه نمى کنند ( تفسیر المیزان 11، ص333)
خواجه نصیر الدین طوسى (رحمه الله) در معناى صبر مى فرماید : صبر ، بازداشتن نفس از بى تابى در برابر ناملایمات و مصایب است . صبر باطن را از اضطراب و زبان را از شکایت و اعضا و جوارح را از حرکات غیرعادى بازمى دارد . (زیباییهای اخلاق،ص 147)
صبر مقاومت نفس در برابر هواست. به عبارت دیگر صبر پایدارى انگیزه دینى در برابر انگیزه‏هاى مخالف است انگیزه عاملى است که فاعل مختار را تحریک به انجام فعلى مى‏کند. بعضى افعال به انسان کمک مى‏کنند تا به کمال اخلاقى و قرب خداوند نایل شود و برخى مانع و مزاحم کمال او هستند. پس باید از افعالى که مزاحم کمال ما هستند خوددارى کنیم و به عبارت دیگر، در برابر انگیزه‏هاى این گونه افعال مقاومت نماییم؛ یعنى صبر کنیم. (آموزه‏هاى بنیادین علم اخلاق 1، ص122)
اقسام صبر
علماى علم اخلاق، صبر را به سه دسته تقسیم مى کنند:
1ـ صبر بر اطاعت; یعنى شکیبایى در برابر مشکلاتى که در راه اطاعت وجود دارد.
2ـ صبر بر معصیت; یعنى ایستادگى در برابر انگیزه هاى نیرومند و محرک گناه.
3ـ صبر بر مصیبت; یعنى پایدارى در برابر حوادث تلخ و ناگوار و عدم برخورد انفعالى و ترک جزع و فزع.
منظور از «صبر بر اطاعت»; ایستادگى در برابر مشکلات اطاعت فرمان خداست. اطاعت فرمان الهى در نماز و روزه و حج و جهاد و اداى واجبات مالى، همانند خمس و زکات و هم چنین صبر و شکیبایى در برابر مشکلات اطاعت اوامر استحبابى که دامنه گسترده اى دارد.
انگیزه‏هایى غیر الهى که انسان را دعوت به انجام افعالى خلاف کمال او مى‏سازد امیال نفسانى انسان همچون راحت‏طلبى و بخل است. انسان راحت طلب، در برابر فرمان خداوند سرپیچى مى‏کند و سختى عبادات را تحمل نمى‏کند. راحت‏طلبى، انسان را دعوت به کارهاى دیگر و ترک عبادات مى‏کند. مقاومت در برابر این انگیزه صبر بر طاعت نام دارد. صبر بر طاعت، یعنى پذیرش سختى انجام فرمان خدا و گذشتن از لذت کارهاى دیگر کسى که این مقاومت و گذشت را انجام نمى‏دهد، به لحاظ عملى خود را از دایره ایمان و محبت خداوند خارج ساخته است، زیرا مقتضاى ایمان و محبت، تبعیت از فرمان خداست و انسان مؤمن تابع و مطیع اوامر خداوند است. (آموزه‏هاى بنیادین علم اخلاق 1،ص 126 )
منظور از «صبر بر معصیت»; ایستادگى در برابر شعله هاى سرکش شهوات و هیجان هاى برخاسته از هوا و هوس است که اگر چنین نباشد، طوفان شهوات و هوس ها تمام ایمان و تقوا و پاکى و صدق و صفا و...را از بین مى برد.
یکی از انگیزه‏هایى که مقاومت در برابر آنها ستوده است و پاسخ مثبت به آنها موجب تباهى انسان است، امیال و هواهاى نفسانى است که انسان را به درک لذات ممنوع وادار مى‏سازد. انسان براى درک برخى لذت‏ها، خارج از قلمرو مجاز دین کارهایى انجام مى‏دهد. گاه انگیزه انجام چنین کارهایى، بسیار قوى نیز مى‏شود. کسى که در برابر این انگیزه مقاومت مى‏کند و خود را از ارتکاب معاصى باز مى‏دارد، صبر پیشه ساخته است. به این نوع از صبر، صبر در برابر معصیت گفته مى‏شود. (آموزه‏هاى بنیادین علم اخلاق 1،ص 123 )
منظور از «صبر بر مصیبت»; آن است که انسان در طول زندگى، در برابر حوادث دردناکى; مانند از دست دادن عزیزان، خسارت هاى عظیم مالى، به خطر افتادن آبرو و حیثیت اجتماعى، گرفتارى در چنگال بیمارى هاى صعب العلاج و افتادن در دام دوستان ناباب و شرکاى خائن و حکومت ظالم و گاه همسران فاسد و...صبر و شکیبایى را از دست ندهد.( اخلاق در قرآن ج2، ص 468)
برخى اتفاق ها انسان را به شکایت از قضاى الهى و اظهار ناخرسندى از آن دعوت مى‏کنند. کسى که به این انگیزه پاسخ مثبت دهد و به قضاى خداوند اعتراض کند در خیرخواهى خداوند تردید کرده است و ایمان او سست شده است. اظهار ناخرسندى از قضاى الهى به هنگام مصیبت صورت مى‏گیرد. انسان مصیبت زده کسى است که واقعه‏اى تلخ و بسیار آزار دهنده در زندگى او رخ مى‏دهد. براى مثال کسى که فرزند عزیز خود و یا پدر و مادر مهربانش را از دست مى‏دهد مصیبت زده است. چنین فردى ممکن است به سبب سنگینى مصیبت زبان به شکایت بگشاید، رفتارى غیر عادى کند و یا دچار اضطراب شود.
هر یک از این حالات، گواه ناشکیبایى فرد است. این حالات و افعال، عکس العمل‏هایى است که فرد براى تسکین خاطر خود انجام مى‏دهد. انسان صابر بر خود مسلط است و آرامش خود را از طریق اظهار شکایت و رفتار اعتراض‏آمیز به دست نمى‏آورد، بلکه از راه‏هاى دیگرى که رضایت خداوند در آن است آرامش خود را تأمین مى‏نماید. در واقع او در برابر انگیزه شکایت گرى مقاومت مى‏کند. این مقاومت، ناشى از ایمان است. کسى که به خداوند ایمان دارد و خیرخواهى خداوند را باور کرده است و مى‏داند که خداوند علم و قدرت مطلق است و از همه کس به او مهربان‏تر است پیش آمدهاى ناگوار را به مصلحت خویش مى‏داند و آنها را آزمایش الهى و باعثى براى بیدار شدن خویش مى‏شناسد. چنین انسانى معتقد است مصیبت‏هاى زندگى باعث پالایش انسان از گناهان و نردبان ترقى است مشروط بر آن که صبر پیشه سازد و به قضاى الهى اعتراض نکند. صبر در برابر مصیبت است یعنى مقاومت در برابر انگیزه اعتراض به قضاى خداوند. (آموزه‏هاى بنیادین علم اخلاق 1،ص 125 )

عالم محضر خداست درمحضر خدا گناه نکنید حضرت امام (ره)

hasantaleb

hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان
دسترسی سریع به انجمن ها