عضویت العربیة English
امام جواد علیه السلام: کسى که عمه ام را در قم زیارت کند پاداش او بهشت است. کامل الزیارات ص 324

تعامل ایمان و رفتار، از نگاه قرآن و حدیث 1

تعامل ایمان و رفتار، از نگاه قرآن و حدیث 1
سه شنبه 3 اسفند 1389  11:02 ب.ظ

مقدّمه
آیا بین اعتقادات یک انسان و رفتارهایش پیوند و ارتباطى برقرار است؟ و در نتیجه هر یک از آن دو بر روى دیگرى تأثیرگذار است؟
در صورتى که پاسخ مثبت باشد، این پرسش رخ مى‏نماید که کدام نوع از افکار و اعتقادات بر روى کدام نوع از رفتارها اثرگذار و در بروز آن‏ها مؤثّر است؟ و همچنین کدام نوع از رفتارها بر کدام نوع از اعتقادات اثر مى‏گذارد؟ آیا در قرآن کریم و حدیث به مسایل بالا پرداخته شده است؟ پاسخ قرآن و حدیث به پرسش‏هاى فوق چه مى‏باشد؟
نویسنده ضمن پذیرش اصل وجود ارتباط و پیوند بین اعتقادات و رفتارها، کوشش نموده است به پرسش‏هاى فوق از نگاه قرآن و حدیث و احیاناً با بررسى‏هاى عقلى و روحى- روانى پاسخ دهد.
با توجّه به نقش اساسى رفتارها و به‏ویژه اعتقادات انسان در سعادتمندى و یا شقاوتمندى آن جهانى و حتّى این جهانى او، اهمّیّت و ضرورت این بحث بر کسى پوشیده نیست.
قابل توجّه اینکه منظور ما در این مقاله از «رفتار» معناى عام آن است، که هم شامل رفتارهاى درونى یعنى صفات و کیفیّات روحى و اخلاقى و هم شامل رفتارهاى بیرونى و عملى که بروز و ظهورى عینى و آشکار دارند، مى‏شود.
* * *
یکى از آموزه‏هاى مهم در قرآن‏کریم و احادیث اسلامى که بررسى‏هاى عقلى و روحى- روانى نیز بر آن تأکید مى‏کند، مسأله «تأثیر متقابل ایمان و رفتار» است؛ یعنى همچنان‏که اعتقادات صحیح و ایمان سبب بروز اعمال و رفتارهاى شایسته و خوب از یک انسان مؤمن و معتقد مى‏شود، این رفتار خوشایند و پسندیده نیز سبب شکوفایى هر چه بیشتر ایمان شخص و رشد آن مى‏شود.
عکس مطالب بالا نیز صادق است؛ به این صورت که بى‏اعتقادى و ضعف ایمان سبب بروز رفتارهاى بدو ناشایست بوده، متقابلاً اعمال ناشایست و مذموم سبب نابودى یا کاهش ایمان و اعتقاد مى‏شود.
در واقع مسأله بالا به چهار مطلب فرعى زیر قابل تجزیه و تحلیل است:
1. تأثیر ایمان و اعتقادات سالم در بروز رفتارهاى صحیح و سالم؛
2. تأثیر رفتارهاى صحیح و سالم در شکوفایى و رشد ایمان و اعتقادات بحق و سالم؛
3. تأثیر ضعف ایمان و بى‏اعتقادى و یا انحرافات اعتقادى در بروز رفتارهاى زشت و گناه؛
4. تأثیر گناه و رفتارهاى زشت و ناسالم در کاهش ایمان و فرو ریختن بناى اعتقادات درست و بحق.
هنگامى که آیات قرآن کریم و احادیث را در رابطه با مطالب ذکر شده مورد بررسى قرار مى‏دهیم، با شواهد و دلایل فراوانى مواجه مى‏شویم که به‏وضوح و روشنى آن‏ها را تأیید و اثبات مى‏کند. به همین جهت هر یک از مطالب چهارگانه را به صورت جداگانه و مستقل از منظر آیات و روایات بررسى مى‏کنیم.
الف. تأثیر ایمان و اعتقاد سالم در بروز رفتارهاى صحیح و شایسته
کاملاً واضح و آشکار است که اگر انسان داراى ایمان و افکار و اعتقادات درست و سالمى باشد، غالباً رفتارها و اعمال او نیز بر اساس درستى و پاکى خواهد بود، و این مطلب نیاز چندانى به اثبات و دلیل ندارد. ولى در عین حال به برخى از آیات و روایات در این زمینه اشاره مى‏شود.
1. قل کل یعملُ على شاکِلَتِهِ فَرَبّکم أعلم بمن هو أهدى سبیلاً؛ «بگو هر کس طبق شخصیت و خلق و خوى خود عمل مى‏کند، پس پروردگار شما آن‏ها را که راهشان هدایت یافته‏تر است بهتر مى‏شناسد.» (اسراء/84)
«شاکله» در اصل از ریشه «شکل» به معنى «دربند کردن حیوان» است.(1) از آن‏جا که روحیات و سجایا و عادات هر انسانى او را مقید به رویّه‏اى مى‏کند، به آن «شاکله» مى‏گویند.(2)
از تعریف بالا استفاده مى‏شود که «شاکله» همان هویّت و شخصیت درونى هر انسانى است که عواملى متعددى از قبیل روحیّات و عادات و به‏ویژه افکار و اعتقادات شخص، در شکل‏گیرى آن مؤثر است. این شاکله در نوع و کیفیت اعمال و رفتارهاى انسان کاملاً تأثیرگذار است. همچنان‏که شیخ طبرسى همین معنى را در قالب سه نقل قول از بزرگان تفسیر که از لحاظ واقعى تفاوت چندانى بین این اقوال نیست، بیان مى‏کند و مى‏نویسد: أى کل واحدٍ من المؤمن و الکافر یعمل على طبیعته التى تَخَلَّقَ بها عن ابن عبّاس. و قیل على طریقته و سنّته التى اعتادها عن الفرّاء و الزجاج. و قیل على ماهو أشکل بالصواب و أولى بالحق عنده عن الجبائى؛ «هر یک از مؤمن و کافر بر طبق طبیعت و خلق و خویى که متخلّق به آن شده است، عمل مى‏کند. این قول ابن‏عباس است و از فراء و زجاج نقل شده که آنان در تفسیر آیه گفته‏اند: «هر انسانى بر طبق راه و سنّتى که به آن عادت کرده رفتار مى‏کند» و از جبائى نقل شده است که در تفسیر آیه گفته است: «هر کس رفتارى را که به اعتقاد او درست‏تر و به حقیقت نزدیک‏تر است انجام مى‏دهد.»(3)
در بعضى از روایات شاکله به «نیّت» تفسیر شده است. از امام صادق علیه‏السلام روایت شده: النیة أفضل من العمل، ألا و ان النیّة هى العمل ـ ثمّ تلا قوله عزّوجلّ:- «قل کلّ یعمل على شاکلته؛ یعنى «على نیّته»؛ «نیت افضل» از عمل است. اصلاً نیّت همان عمل است. سپس امام علیه‏السلام آیه قل کل یعمل على شاکلته را قرائت فرمود و اضافه نمود: منظور از «شاکله» نیّت است.(4)
و آشکار است که نیّت هر انسان از افکار و اعتقادات و مرام او برمى‏خیزد و از همین جا نقش‏افکار و اعتقادات شخص در نوع رفتارى که از او بروز مى‏کند، مشخص مى‏شود.
2. الحمدلله الذى انزل على عبده الکتاب و لم یَجْعَلْ له عَوجاً قَیّماً لیُنذِر بأساً شدیداً من لَدُنْهُ و یُبَشِّرَ المؤمنین الذین یعملون الصالحات أنّ لهم أجراً حسنا؛ «حمد مخصوص خدایى است به این کتاب (آسمانى) را بر بنده (برگزیده‏اش) نازل کرد. هیچ‏گونه انحرافى در آن قرار نداد و کتابى که سر و سامان‏دهنده (به وضع کسانى که به آن عمل مى‏کنند) است، تا (بدکاران را) از عذاب شدید بترساند و مؤمنان را که عمل صالح انجام مى‏دهند، بشارت دهد که پاداش نیکویى براى آن‏ها است.» (کهف/1-2)
آنچه از دو آیه فوق محل نظر است، آنجاست که مى‏فرماید: و یبشّر المؤمنین الذین یعملون الصالحات. در اینجا خداوند با توصیف مؤمنان به انجام اعمال صالح، بین اعتقادات سالم و ایمان از یک طرف و انجام اعمال درست و رفتارهاى صالح از طرف دیگر ارتباط و پیوند برقرار کرده است. به ویژه آن‏که این توصیف به وسیله فعل مضارع انجام شده که دلالت بر دوام و استمرار دارد.
علاوه بر آیه فوق تمامى آیاتى که در آن‏ها مؤمنان توصیف به انجام اعمال صالح شده‏اند، مى‏تواند شاهد و دلیل بر مدعاى ما باشد که به‏خاطر پرهیز از اطاله سخن از نقل و تفسیر آن آیات خوددارى مى‏کنیم.
3. و الذین آمنوا باللّه و رُسُلِهِ أولئک هُمُ الصّدّیقون و الشهداءُ عند ربّهِم لهم أجرُهُمْ و نورُهم، «کسانى که به خدا و رسولانش ایمان آوردند، آنها صدّیقین و گواهان نزد پروردگارشان هستند. بر آن‏هاست پاداش (رفتار)شان و نور (ایمان)شان.» (حدید/19)
در آیه بالا اهل ایمان توصیف به صفت «صدّیق» شده‏اند و در واقع «صدّیق» شدن از ثمرات ایمان شمرده شده است. «صدّیق» اسم مبالغه از ریشه «صِدق» به معنى «راستگویى» است. بنابراین «صدّیق» یعنى بسیار راستگو. البته نمونه بارز و آشکار راستگویى، این است که سخنان انسان مطابق با واقع باشد، ولى مفهوم راستگویى به آنچه گفته شد منحصر نمى‏باشد، بلکه شامل مطابقت اعمال و رفتار انسان با گفتارش نیز مى‏شود. در تفسیر نمونه درباره مفهوم «صدّیق» در آیه محلّ بحث چنین آمده است: «صدّیق صیغه مبالغه از «صدق» است و به معنى کسى است که سراپا راستى است، کسى که عملش گفتارش را تصدیق مى‏کند و نمونه کامل صداقت است.»(5) بنابراین لازمه «صدّیق» بودن مؤمنان، آن است که رفتار و اعمال آنان بر اساس ایمان و اعتقاداتشان باشد و از همین جا نقش و تأثیر ایمان و اعتقادات در انجام اعمال و رفتار صالح آشکار مى‏شود.
از مجموع آن‏چه بیان شد نتیجه مى‏گیریم که طبیعت و اقتضاى ایمان و اعتقادات سالم آن است که از انسان معتقد با ایمان رفتار شایسته و سالم سر زند و به اصول اعتقادى و ایمانى خود پایبند باشد. لیکن باید توجّه داشت که این مسأله به صورت قطعى نیست و کلیّت ندارد؛ زیرا چه بسا ممکن است از فرد با ایمانى نیز اعمال ناشایست و بر خلاف اقتضاى ایمانش سر بزند که این خود بنا بر علل و عواملى مى‏باشد؛ لیکن به هر علّتى که باشد امرى خلاف قاعده و طبیعت ایمان و اعتقاد خواهد بود.
این مسأله مانند مسأله علم و یقین است که طبیعتاً اقتضاى رفتار و عمل متناسب با خود را دارد، لیکن گاهى عمل و رفتار بر خلاف اقتضا علم و یقین مى‏شود، همچنان‏که قرآن‏کریم به این مسأله پرداخته و صریحاً مى‏فرماید: کسانى هستند که با دارا بودن علم و آگاهى از راه صحیح و درست، راه غلط را مى‏پیمایند، مثلاً درباره آل فرعون مى‏فرماید: و حَجَدُوا بها و اسْتَیْقَنَتْها أنْفُسُهم ظُلماً و عُلُوّاً؛ «آن‏ها آیات ما را از روى ظلم و سرکشى انکار کردند، در حالى که در دل به آن یقین داشتند.» (نمل/14) و درباره گروهى از اهل کتاب نیز مى‏فرماید: و یقولون على الله الکَذِب و هم یعلمون؛ «آن‏ها بر خدا دروغ مى‏بندند، در حالى که مى‏دانند.» (آل عمران/75)
البتّه علل و عوامل این دو مسأله در بسیارى از موارد متفاوت مى‏باشد.
ب. تأثیر عمل و رفتار صحیح و سالم در شکوفایى و رشد ایمان و اعتقادات سالم
این مسأله نیز مانند مسأله قبلى واضح و آشکار است؛ زیرا هر عمل و رفتار سالم و درستى که انسان انجام مى‏دهد، در روح و جان او اثر مثبت مى‏گذارد و تکرار رفتار و عمل صالح این اثر را دارد که تیرگى‏ها و کدورت‏ها را از دل و جان انسان بزداید و به‏جاى آن شفّافیّت و روشنایى بیاید و زمینه براى بروز هر چه بیشتر و شکوفایى و رشد و توسعه ایمان و اعتقادات سالم فراهم شود، و در نتیجه نور ایمان سراسر وجود و هستى چنین انسانى را فرا گیرد.
به تعبیر دیگر، هر رفتار خوب و شایسته ـ خصوصاً اگر از سوى شخص مؤمن و معتقد و به صورت آگاهانه و با قصد و نیّت انجام گیردـ نوعى ذکر و یادآورى مبادى و مبانى آن کار و رفتار نیز هست که از جمله آن مبادى و مبانى این است که این رفتار خیر و خوشایند خداوند است.
بنابراین با انجام هر کار خوب و شایسته‏اى نوعى ذکر و یادآورى خداوند نیز انجام مى‏گیرد و تأثیر این مسأله بر روى اعتقادات و شکوفایى ایمان بر کسى پوشیده نیست.
آیات زیر بر مطلب دوم دلالت مى‏کند:
1. الیه یَصْعَدُ الکلمُ الطیّبُ و العملُ الصالحُ یَرْفَعُهُ؛ «و کلمه‏هاى پاک به سوى او بالا مى‏رود و عمل صالح آن‏ها را بالا مى‏برد.» (فاطر/10)
منظور از «کلم طبیب» اعتقادات صحیح و بحقّ مى‏باشد، همچنان‏که در تفسیر نمونه آمده است:
«الکلم الطیّب» به معنى سخنان پاکیزه است و پاکیزگى سخن به پاکیزگى محتواى آن است و پاکیزگى محتوا به خاطر مفاهیمى است که بر واقعیت‏هاى عینى پاک و درخشان تطبیق مى‏کند و چه واقعیّتى بالاتر از ذات پاک خدا و آئین حق و عدالت او و نیکان و پاکانى که در راه نشر آن گام برمى‏دارند؟
لذا «الکلم الطیّب» را به مبدأ و معاد و آئین خداوند تفسیر کرده‏اند.(6)

عالم محضر خداست درمحضر خدا گناه نکنید حضرت امام (ره)

hasantaleb

hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان
دسترسی سریع به انجمن ها