عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله: بخشنده ترین شما پس از من کسی است که دانشی بیاموزد آنگاه دانش خود را بپراکند. میزان الحکمه

تعامل ایمان و رفتار، از نگاه قرآن و حدیث 3

تعامل ایمان و رفتار، از نگاه قرآن و حدیث 3
سه شنبه 3 اسفند 1389  11:03 ب.ظ

لیکن این فطرت پاک و الهى ممکن است بر اثر علل و عواملى دچار رکود و خمول شود که یکى از مهمترین این عوامل گناه و نافرمانى خداوند و انجام اعمال زشت است. در آیات زیر به این مسأله پرداخته شده است:
1. خداوند در آیه 14 سوره مطفّفین، بعد از اشاره به صفات زشت گروهى از دوزخیان مى‏فرماید: کلّا بل رانَ على قلوبِهم ما کانوا یَکسِبُون؛ «چنین نیست که [آن‏ها خیال مى‏کنند[ بلکه اعمالشان چون زنگارى بر دلهایشان نشسته است.»
«رانَ» از ماده «رین» بر وزن «عین» است. راغب اصفهانى در کتاب مفردات خود مى‏گوید، رین، همان زنگارى است که روى اشیاء قیمتى مى‏نشیند. به گفته برخى دیگر از ارباب لغت، قشر قرمز رنگى است که بر اثر رطوبت هوا روى آهن و مانند آن ظاهر مى‏شود که در فارسى ما آن را «زنگ» یا «زنگار» مى‏نامیم، و معمولاً نشانه پوسیدن و ضایع شدن آن فلز و طبعاً از بین رفتن شفّافیّت و درخشندگى آن است. گاه آن را به معنى غلبه و تسلّط چیزى بر چیزى دیگر، یا افتادن در چیزى که راه خلاص از آن نیست، تفسیر کرده‏اند، که در واقع همه اینها لازمه معنى اصلى است.(18)
بنابراین، آیه پیش گفته بر نقش و تأثیر منفى گناه و اعمال و رفتار زشت، بر روح و جان آدمى و در نتیجه از بین رفتن نور و صفاى فطرى آن دلالت مى‏کند.
2. بلى من کسب سیّئةً و أحاطت به خطیئتُهُ فأولئک أصحاب النارهم فیها خالدون؛ «آرى، کسانى که گناه کنند و آثار گناه سراسر وجودشان را احاطه نماید، اهل آتش‏اند و جاودانه در آن خواهند ماند.» (بقره/81) منظور از احاطه گناه (خطیئه) بر تمام وجود انسان، آن است که آثارش در روح و جان او چنان متراکم گردد که روح را تاریک و به رنگ گناه درآورد و در این هنگام پند و موعظه و ارشاد معمولاً اثرى نخواهد داشت. گویى ماهیّت انسان عوض مى‏شود و صفات اخلاقى و حتّى اعتقادات او بر اثر تکرار گناه دگرگون مى‏گردد.
3. در آیه 7 سوره بقره درباره گروهى از کفّار لجوج و متعصّب مى‏خوانیم: خَتَم اللّه على قلوبهم و على سمعهم و على ابصارهم غشاوة و لهم عذاب عظیم؛ «خدا بر دل‏ها و گوش‏هاى آن‏ها مهر نهاده و بر چشم‏هاى آن‏ها پرده افکنده شده است و براى آن‏ها عذاب بزرگى است.» (بقره/7)
روشن است که خداوند نسبت به هیچ‏کس عداوت و کینه‏اى ندارد که بر دل و گوش او مهر نهد و بر چشم او پرده بیفکند. این در واقع آثار اعمال آن‏ها است که به صورت حجاب‏ها و پرده‏ها در مى‏آید و حواس او را مى‏پوشاند و از درک حقیقت باز مى‏دارد.
4. ثمّ کان عاقبة الذین أساؤوا السُوى اَنْ کذّبوا بآیات اللّه و کانوا بها یستهزؤون؛ «سپس سرانجام کسانى که به اعمال بد مرتکب شدند، به جایى رسید که آیات خدا را تکذیب کردند و آن‏را به سُخره گرفتند.» (روم/10)
آیه فوق یکى از بارزترین و صریح‏ترین آیات در این زمینه است؛ زیرا به روشنى دلالت مى‏کند که گناه و اعمال سوء، اعتقادات و ایمان انسان را دگرگون و تباه مى‏سازد و در نتیجه چنین انسانى سر از کفر و بى‏دینى در مى‏آورد.
آرى، اگر گناه و اصرار بر آن موجب فساد عقیده و تکذیب آیات الهى مى‏شود، جاى تعجّب ندارد؛ زیرا از دیدگاه قرآن کریم، لجاجت و اصرار بر معصیت حتّى حس تشخیص انسان را نیز عوض مى‏کند، خوب را در نظر بد، و بد را در نظرش خوب جلوه‏گر مى‏کند. همچنان‏که خداوند در آیه 103 سوره کهف مى‏فرماید: قل هل نُنبّئکم بالأخسرین أعمالاً الذین ضَلَّ سعیُهم فى الحیاة الدنیا و هم یَحْسَبُون أنّهم یُحْسِنُون صُنْعا أولئک الذین کفروا بآیات ربّهم و لقائه فَحَبِطَتْ أعمالُهم فلا نقیم لهم یومَ القیامة وزناً؛ «بگو آیا به شما خبر دهم که زیان‏کارترین شما از مردم چه کسانى هستند؟ آن‏ها که تلاششان در زندگى دنیا گم شده [و تمام سرمایه‏هاى الهى خود را از دست داده‏اند] با این حال گمان مى‏کنند که کار نیک انجام مى‏دهند. آن‏ها کسانى هستند که به آیات پروردگارشان و لقاى او کافر شدند. به همین جهت اعمال‏شان حبط و نابود شد. لذا در روز قیامت میزانى براى آن‏ها برپا نخواهیم کرد.» (کهف /103)
5. خداوند در آیه 77 سوره توبه، پیدایش حالت زشت نفاق را نتیجه دروغ‏گویى مکرّر و خلف وعده الهى مى‏شمرد و مى‏فرماید: فأعْقَبَهُمْ نفاقاً فى قلوبهم اِلى یوم یُلْقَونَه بما أخْلفُوا اللّه بما وَعَدُوه و بما کانوا یکذبون؛ «عمل آن‏ها نفاق را در دل‏هایشان تا روزى که خدا را ملاقات کنند، مستقر ساخت. این به‏خاطر آن است که از پیمان الهى تخلّف جستند و کراراً دروغ گفتند.» (توبه/77)
6. در آیه 41 سوره مائده درباره گروهى از یهود که مرتکب کارهاى خلافى از قبیل جاسوسى بر علیه اسلام شده بودند آمده است: أولئک الذین لم یُرِد اللّه أنْ یُطهِرَ قلوبَهم.... و بلافاصله در آیه بعد مى‏فرماید: سمّاعمون للکَذِبِ أکّاکون لِلسُّحْتِ؛ «آن‏ها بسیار به سخنان تو گوش مى‏دهند تا آن‏را تکذیب کنند و بسیار مال حرام مى‏خورند.»
در آیه بالا نقش تکذیب آیات الهى و خوردن مال حرام در آلودگى روح و جان و در نتیجه به وجود آمدن حالت نفاق و کفر به روشنى مشهود است.
7. أفرأیتَ من اتّخذَ إلهَهُ هواه و أضَلَّهُ اللّهُ على علم و خَتَمَ على سَمْعِهِ و قَلْبِهِ و جَعَلَ على بَصَرِهِ غِشاوةً، فَمَن یَهْدیهِ من بعد اللّه أفلاتذکّرون؛ «آیا دیده‏اى آن کسى را که هواى نفس خود را [همچون] خداى خود گرفت و خداوند او را با وجود آگاهى‏اش، بیراه گذارد، و بر گوش و دل او مُهْر نهاد، و بر چشمش پرده کشید. پس چه کسى پس از خداوند او را هدایت مى‏کند، آیا پند نمى‏گیرید؟!» (جاثیة/23)
در این آیه نیز بین پیروى از هوى و هوس که چیزى جز پیروى از شیطان و انجام معصیت و گناه نیست و از دست دادن حسّ تشخیص حق از باطل و کور باطنى که نتیجه‏اش گمراهى و شرک و نفاق است پیوند برقرار و تأثیر پیروى از هواهاى نفسانى بر ایمان و اعتقادات کاملاً مشخص شده است.
آرى پیروى از هوى و هوس همانند گرد و غبارى است که جلوى دیدگان انسان گناهکار را مى‏گیرد و نمى‏گذارد او مسیر درست زندگى خود را تشخیص دهد و به سر منزل مقصود برسد:
حقیقت سرایى است آراسته ***هوا و هوس گرد برخاسته
نبینى که هر جا که برخاست گرد ***نبیند نظر گر چه بیناست مرد
در احادیث اسلامى نیز به این مسأله توجه زیادى شده است و اهمیت آن در ارتباط با دین‏دارى و ایمان و تأثیرى که بر روح و جان آدمى دارد بیان شده است. مثلاً در حدیثى از امام جعفر صادق علیه‏السلام روایت شده است که فرمود: ما من عبدٍ إلّا و فى قلبه نکتة بیضاء فإذا أذنب خرج فى النکتة نکتة سوداء فإذا تاب ذَهَب ذلک السواد، و ان تمادى فى الذنوب زاد ذلک السواد حتّى یُغطى البیاضَ، فإذا غُطّى البیاضُ لم یرجع صاحبه إلى خیر أبداً قول اللّه -عزّوجلّ-: «کلاّ بل رانَ على قلوبِهم ما کانوا یکسبون؛ «بنده‏اى از بندگان خداوند نیست مگر آن‏که در دلش نقطه سفیدى است و هنگامى که گناهى از آن بنده سر زد در نقطه سفید، نقطه سیاهى آشکار مى‏شود. حال اگر توبه کرد آن نقطه سیاه از بین مى‏رود و اگر اصرار بر گناه کرد آن نقطه سیاه گسترش مى‏یابد تا تمامى نقطه سفید را فرا گیرد و هنگامى که نقطه سیاه تمامى نقطه سفید را پوشاند، صاحب چنین قلبى هرگز به سمت خیر و خوبى باز نخواهد گشت و این همان زنگارى است که خداوند در کتابش ذکر فرموده است: بل رَانَ على قلوبهم ما کانوا یکسبون.(19)
نتیجه‏گیرى
از مجموع آن‏چه بیان شد، به روشنى استفاده مى‏شود که ایمان و اعتقاد سالم و یا بى‏ایمانى و انحرافات اعتقادى از یک طرف و رفتار و اعمال صالح و یا ناصالح و زشت از طرف دیگر، نقش و تأثیر متقابل در یکدیگر دارند. بنابراین بر انسان معتقد و مؤمن لازم است که براى حفظ ایمان و اعتقادات خود و یا براى بالا بردن و تقویت آن، مواظب و مراقب رفتار و اعمال خود باشد و با انجام رفتار و اعمال خوب و شایسته و تقیّد و پایبندى به تکالیف و دستورات الهى فطرت توحیدى و الهى خود را متجلّى‏تر سازد. همچنان که خداوند تعالى در قرآن کریم مى‏فرماید: مَن عَمِل صالحاً من ذکَرٍ أوْ أنثى و هو مؤمنٌ فَلَنُحْیِیَنّهُ حیاةً طیّبةً و لا لَنَجْزِیَنَّهُمْ أجْرَ بِأحْسَنَ ما کانوا یعملون؛ «هر کس از مرد یا زن که کار نیکو کند و مؤمن باشد، به زندگانى پاک و پسندیده‏اى، زنده‏اش مى‏داریم و به بهتر از آن‏چه کرده‏اند، پاداششان مى‏دهیم.» (نحل/97)
پى‏نوشت‏ها:
________________________________________
* استادیار دانشگاه آزاد اسلامى اراک.
1 . راغب اصفهانى در کتاب مفردات مى‏نویسد: واصل المشالکهَ من الشَکل أى تقیید الدابة: مشاکله از شکل به معنى دربند کردن حیوان است. (مفردات الفاظ القرآن، ص 462، تحقیق: صفوان عدفان داودى، دمشق دارالقلم، چاپ اوّل، 1412 ه.ق.)
2 . مکارم شیرازى، ناصر، با همکارى جمعى از دانشمندان، تفسیر نمونه ج12، ص246، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ هشتم، 1369.
3 . طبرسى، ابوعلى فضل بن حسن، مجمع‏البیان فى تفسیر القرآن، ج3، ص436، لبنان، صیدا مطبعة العرفان، 1333 ه.ق.
4 . البحرانى، هاشم، البرهان فى تفسیر القرآن ج3، ص581، قم، مؤسسه البعثه، چاپ اوّل، 1416 ه.ق.پ
5 . مکارم شیرازى، ناصر، با همکارى جمعى از دانشمندان، تفسیر نمونه، ج23، ص349، تهران دارالکتب الاسلامیه، چاپ هفتم، 1370.
6 . همان، ج18، ص 194.
7 . طباطبائى، محمدحسین، المیزان، ترجمه محمّدباقر موسوى همدانى، ج17، ص29 قم، دفتر انتشارات اسلامى، بى‏تا.
8 . همان، ص29.
9 . طباطبائى، محمدحسین، المیزان فى تفسیر القرآن، ج16، ص152، قم، اسماعیلیان، چاپ دوم، 1393 ه.ق، عربى.
10 . مکارم شیرازى، ناصر، با همکارى جمعى از دانشمندان، تفسیر نمونه، ج2 ص 39-91، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ بیست‏وسوم، 1370.
11 . نهج‏البلاغه، ترجمه عبدالمجید معادیخواه، خطبه، 189، ص239، تهران، نشر ذرّه، چاپ سوم.
12 . همان، خ144، ص174.
13 . طباطبایى، محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمد باقر موسوى همدانى، ج13، ص254، قم، دفتر انتشارات اسلامى، بى‏تا.
14 . مکارم شیرازى، ناصر، با همکارى جمعى از دانشمندان، تفسیر نمونه، ج6، ص216، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ دوازدهم، 1369.
15 . راغب اصفهانى، مفردات القرآن، تحقیق صفوان عرفان داودى، ص823، دمشق، دارالقلم، چاپ اول 1412 ه.ق.
16 . طباطبائى، محمدحسین، المیزان فى تفسیر القرآن، ترجمه محمدباقر موسوى همدانى، ج8، ص200، قم، دفتر انتشارات اسلامى، بى‏تا.
17 . همان، ص200.
18 . مکارم شیرازى، ناصر، با همکارى جمعى از دانشمندان، تفسیر نمونه، ج26، ص 262ـ263، تهران، دارالکتب الاسلامیه چاپ هشتم، 1370.
19 . البحرانى، هاشم، البرهان فى تفسیر القرآن، ج5، ص612، قم، مؤسسة‏البعثة، چاپ اوّل، 1417 ه.ق.

عالم محضر خداست درمحضر خدا گناه نکنید حضرت امام (ره)

hasantaleb

hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان
دسترسی سریع به انجمن ها