عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

مقايسه انديشه مهدويت شيعه اثني عشري و نظريه پايان تاريخ فوكوياما قسمت اول

مقايسه انديشه مهدويت شيعه اثني عشري و نظريه پايان تاريخ فوكوياما قسمت اول
چهارشنبه 4 اسفند 1389  02:36 ق.ظ


موضوع پايان تاريخ كه از آموزه هاي اديان و مذاهب مختلف آن از جمله تشيع اثني عشري است، در دوران معاصر نيز مورد توجه ويژه انديشمندان مغرب زمين قرار گرفته است. فوكوياما از نظريه پردازاني است كه انديشه هاي او در اين زمينه آوازه يافته است. در اين مقاله پايه هاي نظري مهدويت در سپهر انديشه‌اي تشيع اثني عشري با نظريه پايان تاريخ فوكوياما در محورهاي زير مقايسه شده است. قانونمندي تاريخ، تكامل تاريخ، كرامت انسان و سرانجام چيستي و ويژگي هاي غايت تاريخ، اين مقاله به اين نتيجه دست يافته است كه مهمترين تفاوت مبنايي اين دو نظريه، در نگاه به انسان و ابعاد وجودي اوست.


واژه هاي كليدي: تشيع اثني عشري، مهدويت، نظريه پايان تاريخ، فرانسيس فوكوياما.


انديشه مهدويت تشيع اثني عشري

نظريه مهدويت در نزد شيعه اثني عشري داراي عناصر اصلي اعتقاد به وجود يك جريان كلي در نظام طبيعت و جهان (تاريخ عام بشري و قانونمندي تاريخ)، سير تكاملي تاريخ و اعتقاد به پايان و فرجام خوش براي تاريخ است. (1) اين عناصر كه از خاستگاه الهي برخوردارند مي توان در مقوله فطرت الهي انسان خلاصه كرد.


نظريه پايان تاريخ فرانسيس فوكوياما

عناصر اصلي موجود در نظريه فوكوياما عبارت اند از: قانونمنداي تاريخ ماترياليسم تاريخي، كرامت انساني و دمكراسي ليبرال جهان شمول. فوكوياما وجود تاريخ منسجم و عام بشري و به عبارت ديگر قانونمندي تاريخ را از طريق ماترياليسم اثبات مي كند و در ادامه به ميل شناخته شدن در انسان (كرامت) نيز مي پردازد. او معتقد است نظام سياسي دمكراسي ليبرال، قابليت پاسخگويي به ماترياليسم و ميل به شناخته شدن را دارد؛ لذا غايت تاريخ منسجم و جهت دار در نزد فوكوياما، دمكراسي ليبرال جهان شمول است فوكوياما درباره قانونمندي تاريخ و ماترياليسم تاريخ، آراي هگل و ماركس را مبنا قرار مي دهد. (2) اما بيان مي كند كه خودش مجدداً به اثبات اين عناصر مي پردازد، چرا كه به علت گذشت زمان و بروز تجربيات و روي كار آمدن ديگر دولت هاي رقيب دمكراسي و ليبرال، آراي اين انديشمندان با تناقض هايي مواجه شده است.


تاريخ عام بشري و قانونمندي تاريخ
انديشه مهدويت شيعه اثني عشري

اعتقاد به تاريخ عام بشري و وجود يك سير و تطور تاريخي در جهان كه به منزله پذيرش قانونمندي تاريخ است، در نزد شيعه اثني عشري پذيرفته است. اين سير و تطور تاريخي نزد شيعه با توجه به خاستگاه الهي، معنا و مفهوم تعريف شده ي خود را دارد.


منظور از قانو نمندي و قائل بودن به قانون، پذيرش اصل عليت و عدم پذيرش حدوث تصادفي حوادث (عدم عليت) است. از آنجا كه هر قانون علمي، گوياي يك ارتباط علّي و معلولي ميان دو پديده است و از هيچ استثنايي هم بر خوردار نيست، براي تحقق يك معلول، وجود علت تامه واجب است و نيز عكس آن هم واجب است. از عدم پذيرش عليت به تصادف تعبير مي شود. براين اساس همه امور تحت تقدير و تدبير حكيمانه الهي و نظم و نظام ضروري عالم واقع است، بدون اينكه جبري در كار آيد و اراده آزاد فاعل هاي مختار سلب شود، چرا كه اراده خداي متعال در عرض اراده هاي فاعل هاي مختار نيست، بلكه در تراز بالاتري قرار دارد. (3)


به عقيده شيعه اثني عشري، تطورات تاريخي قانونمند است؛ يعني جوامع با وجود انواع تفاوت ها و اتلاف هاي قوانين زيست شناختي و روان شناختي، در قوانين جامعه شناختي از اشتراك برخوردارند. اين باور داراي ريشه قرآني است؛ يعني گروه ها، قشرها و جوامعي كه در طول زمان و پهنه زمين پديدار شده اند و خواهند شد با وجود وجوه اختلافي با يكديگر، جهات اشتراكي نيز دارند كه قوانين جامعه شناختي متكفل بيان آنهاست. (4) نظري اجمالي به قرآن كريم مي رساند كه اين كتاب آسماني به يك رشته قوانين تكويني و تشريعي مشترك بين همه جوامع قائل است. از برخي آيات بر مي آيد كه حكمت نقل داستان هاي جوامع و اقوام پيشين اين است كه ديگران از اعمال و پيامدهاي كارهايشان درس بگيرند و عبرت بياموزند:


لقد كان في قصصهم عبره لاولي الالباب؛ (5)


إن في ذالك لعبره لاولي الابصار؛ (6)


شايان ذكر است كه پندآموزي از آنچه بر جوامع پيشين رفته تنها در صورتي ممكن و مفيد است كه يك واقعه تاريخي، پديده‌اي منحصر به فرد و متعلق به يك جامعه خاص نباشد، بلكه مي تواند در هر جامعه‌اي تكرارشود.


همچنين آيات ديگري در قرآن كريم، مردم را به سير في الارض و دريافت و شناخت عاقبت كساني كه پيش از ايشان بوده اند. (7) يا سرانجام تكذيب كنندگان (8) فرا مي خواند؛ اين آيات ضمن تأكيد بر تفكر و تأمل در واقعيات و حوادث تاريخي به منظور عبرت اندوزي و پندآموزي، دلالت دارند بر اينكه جوامع گذشته، حال و آينده، جهات مشتركي دارند كه درس گرفتن از گذشتگان را براي آيندگان ممكن و مطلوب مي سازد. اينها همگي مؤيد وجوه اشتراک تکويني همه جوامع و قوانين جامعه شناختي مشترک و احکام اخلاقي و حقوقي و نظام ارزشي و فرهنگ مشترك هستند كه ثمره همان حقيقت واحده همه اديان و شرايع الهي يعني فطرت توحيدي انسان است. اصول و كليات تكويني انسان از زمان خلقت تا ابد يكسان خواهد ماند، چرا كه فطرت انساني، فطرتي واحد است كه در ميان همه آدميان مشترك است و قوانين حقيقي مشتركي دارد.(9) براساس اين ديدگاه، تاريخ عام بشري به انتزاع فطرت واحد خداجو در همه انسان ها در طول تاريخ گذشته و حال و آينده اثبات و پذيرفته مي شود. (10)


فطرت كه قانونمندي تاريخ و جوامع را به بار مي آورد، مستلزم تكامل تاريخ نيز است؛ البته تكاملي كه شيعه اثني عشري مطرح مي كند، تعريف و مفهوم خاصي دارد كه در بخش هاي آينده به آن مي پردازيم.


نظريه پايان تاريخ فرانسيس فوكوياما

فوكوياما براي تاريخ عام بشري (تاريخ منسجم، جهت دار) از علوم طبيعي آغاز مي كند و آن را مفروض خود قرار مي دهد. او اعتقاد دارد كه هر چند جوامع داراي فرهنگ ها و ريشه هاي تاريخي يا ميراث هاي فرهنگي متفاوت اند، اما علوم طبيعي بر جوامع اثر يكساني مي گذارد؛ (11) بدين ترتيب كه اگر همه كشورهاي جهان را دو گونه فرض كنيم. كشورهاي توسعه يافته و ثروتمند و كشورهاي توسعه نيافته و فقير، كشورهايي كه داراي فناوري و ثروت هستند، روز به روز ثروتمندتر مي شوند و حتي اگر به سرشاري ثروت برسند، پس از آن به برتري نظامي توجه مي كنند و سعي دارند اين امر را گسترش بدهند، چرا كه اولاً همواره در نظام بين الملل جنگ وجود دارد و هيچ دولتي براي حفظ استقلال خود، نبايد از اين نوسازي هاي دفاعي و نظامي به دور بماند؛ ثانياً علوم طبيعي جديد در زمينه امكانات توليد اقتصادي، افق يكساني را ايجاد مي كند؛ بدين ترتيب كه فناوري و انباشته شدن نامحدود ثروت، در ابتدا باعث ارضاي اميال بشري مي شود و چون انباشت ثروت، نامحدود است و از سوي ديگر اميال بشري روز به روز در حال زياد شدن است، همواره بايد ارضا بشود و در نهايت براساس اين فرآيند، تمام جوامع بشري قطع نظر از ريشه هاي تاريخي يا ميراث هاي فرهنگي بيش از پيش و به طور فزاينده، شبيه يكديگر و برابر با يكديگر و همگن مي شوند. همچنين، تمام كشورهايي كه به تازگي نوسازي اقتصادي را تجربه مي كنند، ناگزير هرچه بيشتر به هم شيبه مي شوند؛ بدين ترتيب كه اين كشورها كه در حال تجربه نوسازي اقتصادي هستند، ناگزيرند كه از نظر ملي در قالب يك دولت متمركز به وحدت و يپارچگي دست يابند، به شهرنشيني روي آورند، شكل‌هاي سنتي سازمان اجتماعي مانند قبيله، فرقه و خانواده را به وسيله شكل هاي مبتني بر كاركرد و كارايي كه از نظر اقتصادي عقلايي است، جايگزين كنند و براي شهروندان خودشان، تعليم و تربيت همگاني را فراهم آورند، اين جوامع، از طريق بازارهاي جهاني و فرهنگ عام مصرفي، بيشتر به هم پيوند مي خورند و مرتبط مي شوند. مضافاً اينكه منطق علوم طبيعي جديد تفسير مادي و اقتصادي از دگرگوني تاريخي، تحولي عام و همگاني را در جهت سرمايه داري تحميل مي كند. پس سازوكار تاريخي تبلور يافته در علوم طبيعي جديد تا حد زيادي براي تبيين سرنوشت دگرگوني تاريخي و يكساني فزاينده جوامع نو، كافي است.(12)


در حقيقت فوكوياما براساس ماترياليسم تاريخي، تاريخ عام بشري و جهت داري تاريخ را اثبات مي كند. به علت اهميت مبنايي ماترياليسم تاريخي در انديشه فوكوياما در آينده به طرح اين نظريه مي پردازيم.


پي نوشت ها :

1. مرتضي مطهري، قيام و انقلاب حضرت مهدي (عج)، ( تهران: انتشارا صدا، 1386)، ص 13-14.
2. براي طرح ديدگاه هاي هگل و ماركس در زمينه تاريخ براي نمونه ر. ك: سيدني پولارد، انديشه ترقي تاريخ و جامعه، ترجمه حسين اسدپور پيرانفر (تهران: انتشارات اميركبير، 1354) و ريمون آرون، مراحل اساسي انديشه در جامعه شناسي، ترجمه باقر پرهام (تهران: سازمان انتشارات آموزش انقلاب اسلامي، 1364) و ولفكانك لئونارد، چرخشهاي يك ايدئولوژي، ترجمه هوشنگ وزيري (تهران: نشر نو، 1363)، ژان هيپوليت، مقدمه‌اي بر فلسفه تاريخ هگل، ترجمه باقر پرهام (تهران: انتشارات آگاه) و گئورگ هگل، عقل در تاريخ، ترجمه حميد عنايت (تهران: انتشارات دانشگاه صنعتي شريف، 1356).
3. محمد تقي مصباح يزدي، جامعه و تاريخ از ديدگاه قرآن (تهران:شركت چاپ و نشر بين الملل، 1379) ص 113-127؛ مرتضي مطهري، فلسفه تاريخ (تهران: انتشارات صدرا، 1385 ج 1، ص 208. درباره عليت و تصادف از ديدگاه مكاتب بشري و شرايع الهي ر. ك: اي. اچ. كار، تاريخ چيست، ترجمه حسن كامشاد (تهران: انتشارات خوارزمي، 1378) ص 127-153؛ مرتضي مطهري، فلسفه تاريخ 1، ص 201-210؛ محمد تقي مصباح يزدي، جامعه و تاريخ از ديدگاه قرآن، ص 113-127، همو، آموزش فلسفه (تهران: سازمان تبليغات اسلامي، ج 2) ص 25-56.
4. محمد تقي مصباح يزدي، جامعه و تاريخ از ديدگاه قرآن، ص 145-149.
5. يوسف (12) آيه 111.
6. آل عمران آيه 13؛ نازعات (79) آيه حشر (59) آيه2.
7. يوسف (12) آيه 109؛ روم (30) آيه 26؛ فاطر (35) آيه 44؛ غافر(40) آيه 21 و82، حمد (1) آيه 10.
8. آل عمران (3) آيه 137؛ انعام (6) آيه 11، نحل (16) آيه 36.
9. در مورد فطرت و ريشه قرآني آن در قسمت فطرت، به آيات مربوطه اشاره خواهيم كرد.
10. محمد تقي مصباح يزدي، جامعه و تاريخ از ديدگاه قرآن، ص 145- 152.
11. فرانسيس فوكوياما، «فرجام تاريخ و واپسين انسان». (ترجمه مقدمه كتاب پايان تاريخ و آخرين انسان)، ترجمه عليرضا طيب، مجله سياست خارجي، ش 2 و3.
12. همان.

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

mohamadaminsh

mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان
دسترسی سریع به انجمن ها