عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

مهدويت و حقوق بشر

مهدويت و حقوق بشر
چهارشنبه 4 اسفند 1389  02:57 ق.ظ

 

مهدويت و حقوق بشر


 

در انديشه «مهدويت»، عقايدي همچون ظهور منجي بشريت، حضرت مهدي (عج) و حاكميت دين واحد در ميان مردم و تبديل ترس و هراس بشر به امنيت و آسودگي و رفاه و نابودي ظلم و جور و تحقق عدالت، وجود دارد. آنچه كه «مهدويت» را جهان شمول و هيجان برانگيز و آرمان ساز نموده است، اعتقاد به تحقق حقوقي چون برابري و مساوات و عدالت و امنيت و آسودگي است. حقوقي كه برپايه «كرامت انسان» از بدو خلقت تا كنون براي هر فرد متصور است ولي استثمارگران و ستمگران اجازه نداده اند تا براي همه تحقق يابد. حقوقي كه در 30 ماده اعلاميه حقوق بشر روي كاغذ آمد و توسط مجمع عمومي سازمان ملل، به منزله آرمان مشترکي براي تمام مردم وهمه ملل اعلام شد تا جميع افراد و کليه ارکان اجتماع اين اعلاميه را درنظر داشته باشند و مجاهدت کنند تا اين حقوق و آزادي ها توسعه يابد. امامجمع هرگز موفق نشد كه اين آرزوها را محقق سازد. در اين مقاله ارزشهاي حقوق بشر در عصر ظهور با ارزشهاي اين حقوق در مقدمه و 30 ماده اعلاميه مذكور مورد بررسي و مقايسه قرار گرفته است. ابتدا انديشه «مهدويت» به اختصار توضيح داده شده است و سپس مواد اعلاميه «حقوق بشر» و شاخص ها و معيارها و ارزشهاي انساني مندرج در اين اعلاميه مورد بررسي قرار گرفته و با توجه به مواد اعلاميه، 13 حق از حقوق عموم انسانها (از قبيل حق برابري در برابر قانون و دادگاه، حق عدالت، حق امنيت اجتماعي و شخصي، حق آزادي مذهب و آزادي بيان، حق مالكيت، حق مشاركت، حق شغل، حق استراحت و سلامتي و رفاه، حق آموزش و پرورش) شناسايي و تعريف شده اند. آنگاه از مجموعه روايي شيعه و سني، اخبار بشارت ظهور استخراج شده و «حقوق بشر» در عصر ظهور و شاخص ها و ارزشهاي انساني مندرج در حقوق آن عصر ذكر شده و با اعلاميه مورد مقايسه قرار گرفته است.
ظهور شخصي كه جهان را پر از عدل و داد كرده و ريشه هاي ظلم و ستم را از بن برمي كند، يك اعتقاد و باور عمومي است. اين عقيده به شيعه يا اسلام اختصاص ندارد. اديان مختلف آسماني به اين باور پاي بند بوده و هستند. در اسلام، مسيحيت، يهوديت و زرتشت و... به ظهور اين شخص نويد داده شده است. همه اديان به آمدن موعودي مصلح اعتقاد دارند.امّا در مورد واژة «مهدويت» بايد تاكيد نمود كه اين لغت به دين اسلام و روايات اين دين اختصاص داشته و برگرفته از نام امام مهدي(ع) است. به بيان ديگر، چون نام آن منجي در ميان مسلمانان، مهدي (عج) است، اين انديشـه را «مهدويت» ناميده اند. ساير اديان بعضا به آن «موعودگرائي» مي گويند.البته انديشه «مهدويت» يك تفكر برگرفته از كتابهاي آسماني است و با فطرت انسان و سنن حاكم بر خلقت، كاملا موافق است.
واژة «مهدويت» اگرچه اختصاصي است ولي داراي يك معنا و مفهوم عمومي و جهان شمول است. حقيقت مهدويت عبارت است از:
«منتهي شدن سير جوامع جهان به سوي جامعه واحد و سعادت عمومي، امنيت و رفاه، تعاون و همكاري، همبستگي همگاني حكومت حق و عدل جهاني، غلبه حق بر باطل، غلبة جنودالله بر جنود شيطان نجات مستضعفان و نابودي مستكبران، و خلافت مؤمنان و شايستگان به رهبري يك رجل و ابرمرد الهي است كه موعود انبياء و اديان و دوازدهمين اوصياء و خلفاي پيغمبر آخرالزمان است.»

حقوق بشر

در مقدمه اعلاميه حقوق بشر تاكيد شده كه شناسايي حيثيت و شخصيت اعضاي خانواده بشري و حقوق يکسان و انتقال ناپذيري آنان، اساس آزادي و عدالت و صلح را در جهان تشکيل مي دهد. همچنين در اين مقدمه تاكيد شده كه حقوق انساني را بايد با اجراي قانون حمايت کرد تا بشر به عنوان آخرين علاج به قيام بر ضد ظلم و فشار مجبور نگردد و بايد توسعه روابط دوستانه بين الملل را مورد تشويق قرار داد و بايد دولتهايي مختلف جهان، احترام جهاني و رعايت واقعي حقوق بشر و آزادي هاي اساسي را با همکاري سازمان ملل متحد تامين کنند.
لذا مجمع عمومي سازمان ملل اين اعلاميه جهاني حقوق بشر را كه مشتمل بر يك مقدمه و 30 ماده است، به منزله آرمان مشترکي براي تمام مردم وهمه ملل اعلام كرد تا جميع افراد و کليه ارکان اجتماع اين اعلاميه را درنظر داشته باشند و مجاهدت کنند که بوسيله تعليم و تربيت احترام اين حقوق و آزادي ها توسعه يابد و با تدابير تدريجي ملي و بين المللي، شناسايي و اجراي واقعي و حياتي آنها، چه در ميان خود ملل عضو و چه در بين مردم کشورهايي که در قلمرو آنها مي باشند، تامين گردد.
برخلاف تصور عموم مردم، حقوق بشر، حقوقي نيست كه فقط غربي ها و متخصصين غير مسلمان به كشف آن نايل شده اند. بلكه حقوق عمومي انسانهاست كه قرنها قبل توسط اديان الهي و پيامبران آسماني، مورد تاكيد قرار گرفته است. از طرفي حقوق بشر، هرگونه حقی نيز نيست و دارای معيارها و شاخص‌هايی است که باعث نوعی تفکيک نسبت به ساير حقوق می‌گردد. برخي از اين معيارها و شاخص ها عبارتند از:

 

• جهان شمولی
• انتزاعي بودن
• اولويت داشتن
• تخلف ناپذيري
• اختلاف ناپذيري
• اخلاقي بودن

اكنون براي هر كدام توضيح كوتاهي ارائه مي شود:

جهان شمولي

منظور از جهان شمولي حقوق بشر، اين است كه اين مقدمه و 30 ماده، حقوقی است که بطور نامشروط به همه ی انسانها در سراسر گيتی تعلق می گيرد. همه آنها كه اكنون زندگي مي كنند و آنها كه در آينده خواهند آمد، از اين حقوق برخوردارند. مبنای حقوق بشر، احترام و كرامت ذاتي انسان است. و كرامت انسان همراه با خلقت اوست. بنابراين نمي توان آن را سلب كرد و يا به ديگري واگذار نمود. و چون مبناي حقوق بشر غيرقابل سلب و تفويض است لذا همه ی انسانها از اين حقوق در مقابل ديگران برخوردارند.
البته جهانشمولی حقوق بشر، مورد اتفاق انديشمندان نيست و يکی از مباحث جنجالي است. اگر هر فردي بدون پيش فرض ها و نظرات ديگران، به مفهوم جهان شمولي حقوق بشر توجه كند، بلافاصله و به سادگي استنباط مي كند كه اين حقوق براي همه انسانها در سراسر گيتي است. اما در مباحث نظری پيرامون حقوق بشر، ترديدها و ديدگاه های مخالف نسبت به اين مسئله وجود دارد. برخي مخالفتها، از سوي دولتهايی انجام مي شود كه منافع خودشان با اجراي اين حقوق منافات و تعارض دارد. اين دول عموما تحميلي و غيردمکراتيک هستند.
اما برخی از فيلسوفان «پست مدرن» ادعای جهانشمولی حقوق بشر را ناشی از نگرش انحصار طلبانه «اروپا مرکز» تلقي كرده و تعميم آن را به قلمرو حقوق و ديگرحوزه های فرهنگی نادرست می دانند. البته همين ديدگاه فيلسوفان، از سوي مخالفان با استدلال محكم مورد نقد قرار گرفته و آنها اثبات مي كنند كه حقوق بشر، ساخته ی «اروپا مركزي» و محصول غرب و كالاي وارداتی به ديگر کشورها نيست، بلکه جزء جدايی ناپذير و طبيعی از مطالبات همه مردم است.

انتزاعي بودن

«انتزاع» كارذهن است. براي اين كار بايد ذهن ما عوارض و ملحقات اشياء را از آنها بگيرد و شيء را از عوارض مادي آن برهنه كند. نام اين عمل را «تجريد» مي گويند. در مواد حقوق بشر چند مرحله «تجريد» صورت گرفته است. مثلا به ماده 3 اعلاميه توجه كنيد:
«هر كس حق زندگي، آزادي و امنيت شخصي دارد.»
مراحل تجريد در بيان اين حق عمومي عبارتند از:
الف- موضوع گزاره از همه عوارض و لواحق برهنه شده است.مفهوم «هركس» تجريد شده است. افرادي همچون زيد و عمرو و بكر و... هركدام داراي مذهب خاص، نژاد و مليت خاص، رنگ سياه يا سفيد، وزن خاص، جنسيت خاص و سواد و تحصيلات خاص هستند. اما اين قانون متوجه كسي است كه نه مذهب خاص دارد و نه نژاد و مليت خاص و....
ب- مخاطب گزاره هم تجريد شده است و با صفت يا مليت خاص مشخص نيست. در ماده 3 اعلاميه گفته نمی شود که انسان در مقابل چه کسی از اين حقوق برخوردار است؟
ج – مفهوم آزادي نيز در اين قانون تجريد شده است. چه آزادي و با چه عوارض و خصوصياتي؟ اصلا مشخص نيست. سطح تجريد و انتزاعي بودن «آزادي» در اين اعلاميه بسيار وسيع است. به نظر مي رسد توافق گسترده ی بين المللی در زمان تصويب منشور جهانی حقوق بشر، چنين درجه بالايی از انتزاع را طلب می کرد.
در حاليكه خيلي روشن است كه «آزادي» نمي تواند خيلي وسيع و انتزاعي باشد. هيچ حق آزادی نيست که نامحدود باشد. آزادی همواره دارای مرز است. مرز آزادی در آنجاست که با آزادی ديگران برخورد می کند.

اولويت داشتن

منظور از اولويت داشتن حقوق بشر اين است كه جايگاه و رتبه حقوق موضوعه در هر كشور متاخر از حقوق بشر است. پس قوانين مقننه در هر كشور معياری برای مضمون حقوق بشر محسوب نمی شود، بلکه بر عکس، اين حقوق بشر است که معيار حقوق موضوعه به شمار می رود. به عبارت ديگر، رعايت حقوق بشر، پيش شرط ضروری مشروعيت حقوق موضوعه است و آن حق وضع شده که حقوق بشر را نقض کند، از نظر مضمونی نادرست است. اينکه اين نادرستی صرفا\\\" جنبه ی اخلاقی دارد يا جنبه ی حقوقی نيز پيدا می کند، مورد بحث و اختلاف نظر بسياری از صاحبنظران است. به هر حال بسياری بر اين عقيده اند که هر آينه حقی موضوعه، حقوق بشر را شديدا\\\" نقض کند، خصلت و نيز اعتبار حقوقی خود را از دست می دهد. اين امر، اهميت رعايت موازين حقوق بشر را در حوزه ی قانونگذاری برجسته می سازد.

تخلف ناپذيري

منظور از «تخلف ناپذيري» اين است كه هيچيك از افراد انسان از شمول «حقوق بشر» خارج نيست اگر تعداد افراد بشر در هر زمان n باشد. تعداد افرادي كه مشمول مواد اعلاميه حقوق بشرند nخواهد بود. و بين اين دو مجموعه تساوي برقرار است. مثلا افراد مجموعه «انسان» با افراد مجموعه «ناطق» مساوي هستند و انسان نسبت به «ناطق» تخلف ناپذير است. اما نسبت به مجموعه «سياه پوست»‌ يا «سفيد پوست» تخلف پذير است.

اختلاف ناپذيري

منظور از اختلاف ناپذيري اين است كه هيچيك از افراد انسان شديدتر يا ضعيف تر از ديگران مشمول «حقوق بشر» نيست. بلكه همه به صورت يكسان مشمول اين قانون اند. مثل صدق سفيدي بر جسم نيست كه برخي سفيدتر و برخي سفيد و برخي كمتر سفيدند. جسمها نسبت به «سفيدي» اختلاف پذيرند. ولي نسبت به امتداد طول و عرض و ارتفاع اختلاف ناپذير است. بنابراين نمي توان گفت كه فرد يا افراد خاصي نسبت به «حقوق بشر» بر ديگران تقدم و اولويت دارند.

اخلاقي بودن

اعتبار حقوق بشر، مثل اعتبار حقوق اخلاقی است. يک حق، زمانی اخلاقی است که هنجار متضمن آن، از اعتباری اخلاقی برخوردار باشد. و يک هنجار، زمانی از اعتبار اخلاقی برخوردار است که در مقابل هر کس که استدلال عقلی را بپذيرد، بتواند قابل توجيه باشد. به اين معنا، حقوق بشر بايد در مقابل هر انسان خردورز توجيه پذير باشد. در بخش مربوط به جهانشمولی حقوق بشر گفتيم که اين حقوق، حقوقی بنيادين از آن همگان در مقابل همگان است. با وارد شدن عنصر اعتبار اخلاقی به شاخص جهانشمولی، می توان گفت: حقوق بشر، حقوقی است جهانشمول و دارای اعتبار اخلاقی، که از طريق استدلال در مقابل هرکس که به حجت عقلی تمکين کند، قابل دفاع باشد.

ارزش‌های مندرج در اعلاميه حقوق بشر

گفتيم كه اعلاميه با يك مقدمه و 30 ماده بر حق عمومي انسان ها تاكيد دارد. اين حقوق عمومي در فهرست زير آمده است:
1- حق عدالت و برابري شخصيت و حيثيت حقوقي همه انسانها در برابر قانون و محكمه / ماده 1، ماده 2، ماده 5، ماده 6، ماده 7، ماده 8، ماده 10 و 11
2- حق آزادي / ماده 3، ماده 4
3- حق امنيت شخصي و اجتماعي / ماده 3، ماده 9، ماده 12، ماده 22
4- حق حيات و زندگي / ماده 3
5- حق آزادي مذهب / ماده 18
6- حق آزادي بيان / ماده 19
7- حق مالكيت / ماده 17
8- حق انتخاب وطن و تابعيت / ماده 13، ماده 15
9- حق مشاركت سياسي و اجتماعي / ماده 21، ماده 27، ماده 26
10- حق شغل / ماده 21، ماده 23
11- حق استراحت و سلامتي و رفاه / ماده 24، ماده 25
12- حق آموزش و پرورش / ماده 26
13 – حق عدالت / ماده 1، ماده 2، ماده 5 و 6
ارزشهاي انساني مندرج در اين حقوق سيزده گانه عبارتند از:

كرامت ذاتي انسان

اكثر مواد حقوق بشر بر پايه «كرامت انسان» استوار است. مثلا در ماده 4 آمده است كه «احدي را نمي توان در بردگي نگاه داشت و داد و ستد بردگان به هر شكلي كه باشد ممنوع است» و در ماده 5 آمده است كه «: احدي را نمي توان تحت شكنجه يا مجازات يا رفتاري قرار داد كه ظالمانه يا خلاف انسانيت و شئون انساني يا موهن باشد» و يا در ماده 6 اعلاميه مذكور، كرامت ذاتي انسان و حرمت وي به اين صورت بيان شده كه «هر كس حق دارد كه شخصيت حقوقي او در همه جا به عنوان يك انسان در مقابل قانون شناخته شود».
در مورد «كرامت انسان» قبل از هر كس پيامبران خدا تاكيدات لازم را داشته اند. و نهايتا پيامبر اسلام صورت كاملي از «كرامت» را براي مردم بيان فرمود. اما در بين حقوقدانان از چند قرن پيش مورد توجه قرار گرفته است. از ديد اسلام، انسان موجودى است كه آفرينش وى در زيباترين شكل ممكن صورت پذيرفته است (سوره تين/ 4) اين گزارش از سوي خالق انسان حاكي از آن است كه بشر نسبت به ساير جانداران در كمال اعتدال نفساني و جسماني آفريده شده و مي تواند امور خويش را به بهترين صورت تدبير كند. البته خداوند خود را نسبت به چنين آفرينشى تحسين نموده است (سوره مؤمنون/ 14) اگرچه برخي مخلوقات، خلق و آفرينش دارند ولي آفرينش حقيقي عبارت است از ايجاد چيزي با اندازه گيري صحيح و محاسبه دقيق و بدون تفاوت و اختلاف. و اين آفرينش مخصوص خداست انسان مولود آفرينش حقيقي خداست با محاسبه دقيق و بدون آنكه بين افراد اختلاف باشد. و بر همين اساس جايگاه شايسته و والاى او را مورد تأكيد قرار داده است:
و لَقَد كرّمنا بَنى آدَمَ وَ حَملناهُم فى البرّ و البحر و رزقناهم من الطيّبات و فضّلناهم على كثيرٍ ممّن خلقنا تفضيلاً. (سوره اسراء/70)
بنابراين تنها انسان است كه تاج كرامت بر سر او نهاده شده، برترى او در جهان به روشنى اعلام گرديده و آنچه در آسمان و زمين است با اراده خداوندى در قبضه وى (انسان) قرار گرفته است.

زندگی

زندگی به عنوان ارزش، به مثابه پيش شرط اجتناب ناپذير برای همزيستی ميان انسانها و سرچشمه ی تمامی ايده آل ها و تصورات ارزشی پيوسته با آن است. کنشی که معطوف به تحقق ارزش زندگی است، نه تنها بايد در مقابل هر چيز و هر کس که به نفی زندگی می پردازد، مقاومت ورزد، بلکه همچنين بايد تمامی فعاليتهای حامی زندگی و سازگار با آن را با همت مورد پشتيبانی قرار دهد. يکی از عنصرهای مهم «زندگی»، حفاظت از تندرستی جسمی و خدشه ناپذيری فيزيکی انسان است. هر انسانی در هستی خود، برخوردار از منزلتی است که ارزش محسوب می گردد. چنين ارزشی، با هيچ کالايی قابل مقايسه يا معاوضه نيست و بنابراين قيمتی برای آن قابل تصور نيست و بايد آن را پاسداری کرد.

آزادی و استقلال

ارزش آزادی و استقلال از طرفی مبتنی بر آزادی همه ی انسانها از هرگونه بردگی و بندگی، شکنجه و رفتار و مجازات بيرحمانه و غيرانسانی و حرمت شکنانه، بازداشت، زندانی و تبعيد کردن خودسرانه و اقدامات مشابه، و از طرف ديگر مبتنی بر آزادی همه ی انسانها در طرحريزی آزاد و مستقل زندگی خويشتن است. آزادی و استقلال، بر شالوده ی منزلت انسان قرار دارند. بايد آنها را تا اندازه اي خودمختار در اراده ها، شناسايي كرد.

عدالت

ارزش عدالت، که بايد آن را از جنبه ی قانونی، قضايی، اجتماعی و اقتصادی مورد توجه قرار داد، شالوده ی جوامعی را می سازد که در آنها منزلت انسان و امنيت و استقلال شخصی او از تعرض مصون است. اين جوامع با شاخص هايی چون: برابری انسانها در مقابل قانون و محكمه، برخورداری از امکان ارضای نيازهای اوليه و تقسيم عادلانه ی نعمات مادی متعين می گردند. اگر ارزشهای يادشده در فوق را نيز به آن بيفزاييم، می توانيم بگوييم که آن نظام اجتماعی عادلانه است که افزون بر محترم شمردن ارزش بنيادين «زندگی»، بتواند ارزشهای «آزادی» و «برابری» را در تناسبی عادلانه با يکديگر تحقق بخشد. چنين جامعه ای، با حفظ برابری، برای هر فرد فضای آزادی خلق می کند که بتواند در چارچوب آن حرکت کند، بدون اينکه اين کار، حرکت آزاد ديگران را دچار خدشه سازد.

صلح و آشتي

صلح ارزشی است که نه تنها فقدان منازعات سازمان يافته را توصيف می کند، بلکه بيانگر وضعيتی است که در آن همزيستی ميان انسانها نشان از موفقيت دارد. صلح به معنای آنست که منازعات به عنوان محصول اجتناب ناپذير همزيستی ميان انسانها، به عوض کاربرد روشهای خشونت آميز و ويرانگر، با استفاده از روشهای مسالمت آميز و سازنده حل شوند. «فقدان قهر شخصی و ساختاری» که در ايضاح مفهوم صلح به کار می رود، بيانگر آنست که برای حل منازعات ميان افراد يا گروههای اجتماعی يا دولتهای مختلف، نبايست از خشونت استفاده شود، تا منزلت انسان در امان باشد. از همين رو، صلح کمال ضروری خود را در ارزشهايی مانند خشونت پرهيزی و تکامل تدريجی می يابد. تکامل تدريجی از طريق اصلاحات، ارزشی است که در نقطه ی مقابل روشهای انقلابی قرار دارد که خواهان ويران سازی و از نو ساختن می باشند. به اين ترتيب می توان گفت که صلح، تکامل تدريجی از طريق اصلاحات و خشونت پرهيزی، ارزشهايی هستند که اصولا\\\" يک زندگی با منزلت انسانی را ميسر می سازند.

حقوق بشر در اخبار بشارت ظهور

يكي از اموري كه در جوامع روايي و متون شيعه و سني به تواتر ذكر شده و فريقين بر آن اتفاق نظر دارند، ظهور مهدي (عج) است. كسي كه حقوق مسلم انسان را مثل برابري و مساوات و عدالت و رفاه و امنيت اجتماعي و شخصي و... را بر اساس ايمان به خدا و احكام ناب اسلام، برقرار مي كند. و مردم دنيا را از چنگال ستمكاران و جباران و استثمارگران نجات مي دهد. فريقين (شيعه و سني) اين را وعده الهي مي دانند كه تخلف ناپذيراست. دنيا به طرف عصر ظهور در حركت است. گردش شب و روز و گذشت دقايق و ساعات، بشر را به اين دوران نزديك مي كند. مسلمانان اين وعده الهي را ابتدا از آيات قرآن و سپس از اخبار بشارت ظهور استنباط كرده اند. اخبار بشارت ظهور از هيجان برانگيز و مورد توجه شديد مردم است. زيرا حقوق مسلم هر انساني در اين اخبار بشارت، مورد عنايت قرار گرفته و هركس با شنيدن اين روايات، خودش را مخاطب آن گزارشات مي داند. حق مشاركت در اين اخبار براي هر شنونده اي محفوظ است. حق مالكيت و امنيت اجتماعي كه از مطالبات هر فرد محسوب مي شود، در اين اخبار از صيانت خاصي برخوردار است.

اخبار بشارت ظهور در كتب شيعه

يكي از اخبار بشارت ظهور مهدي (عج) كه در كتب شيعه و اهل سنت به تواتر آمده است و از شهرت بالايي برخوردار است روايتي است كه گاهي به نقل از ابي سعيد خدري و گاهي به نقل از پدر قيس بن جابر و در مواردي از حذيفه و گاه از ابن عمر و در مواردي از حضرت علي (ع) و مواردي از عبدالرحمن بن عوف و گاه از ابن مسعود و در مواردي از ابي هريره و يا معاويه بن قره نقل شده كه رسول خدا (ص) فرمود:
«يملأ الاَرضَ قِسطا وَ عَدلا كَما مُلئَت ظُلما وَجَورا»
اين خبر بشارت ظهور در كتب شيعه بيشتر از طرق عامه ذكر شده است. مثلا اكثر قريب به اتفاق رواياتي كه از نامبردگان در كتاب «احقاق الحق» ذكر شده از طريق اهل سنت است.
در صحت اين خبر نيز محدثان بزرگ شيعي تصريح نمودند كه اين خبر بشارت ظهور، جزء اخبار صحيحه است كه با اسانيد قوي از رسول خدا (ص) نقل شده كه اگر از عمر دنيا فقط يك روز ديگر هم باقي باشد. آن روز را خدا طولاني مي كند تا حجت خدا قيام كند و زمين را پر از عدالت و قسط كند در حاليكه پر از ظلم و جور است.
برخي از محققين شيعه، در تفسير اين خبر بشارت، گفته اند كه اين خبر از طرق عامه و خاصه به صورت متواتر ذكر شده است. بطوريكه هيچيك از فريقين (شيعه و سني) آن را انكار نمي كنند.
فراواني اين خبر در ميان اخبار بشارت بسيار زياد است. حضرت آيت ا.. صافي گلپايگاني عدد اين خبر را با 123 حديث بيان نموده اند. و در تحقيقي كه نويسنده انجام داده است، از بين 219 كتاب تفسير و تاريخ و حديث و فقه و جوامع روايي، 750 بار اين خبر در قالب هاي مختلف و با اسانيد متعدد و بعضا مشابه ذكر شده است. بيشترين عدد به كتاب نفيس بحارالانوار اختصاص دارد كه 95 بار ذكر شده و كمترين عدد به كتبي مثل «المحاسن» احمد البرقي، «علل الشرايع» شيخ صدوق، اختصاص دارد كه فقط 1 بار ذكر شده است.
اگر همين خبر بشارت ظهور را از ميان صدها روايت ديگر انتخاب كنيم، مي توان مهمترين ارزش حقوق بشر را در مفردات آن جستجو كرد. با اين تفاوت كه آنچه را در اعلاميه حقوق بشر توصيف كرده اند كاملا با فضاي بيرون اعلاميه و واقعيتهاي خارجي متباين است. ظلم و جور فضاي بيرون را پر كرده است و اعلاميه از حق برابري و عدالت سخن مي گويد. اما در اين خبر تاكيد شده كه عموم مردم از حق برابري و عدالت برخوردار مي شوند و اين ارزش حقوق بشري در خارج تحقق پيدا مي كند. شاخص هاي حقوق بشر در عصر ظهور عبارت است از:

• جهان شمولی

جهان شمولي حقوق بشر در عصر ظهور به اين معنا نيست كه يك مقدمه و 30 ماده، حقوقی بطور نامشروط به همه ی انسانها در سراسر گيتی تعلق می گيرد. همه آنها كه اكنون زندگي مي كنند و آنها كه در آينده خواهند آمد، از اين حقوق برخوردارند. بلكه به اين معناست كه برابري و مساوات در برابر قانون و عدالت و امنيت و مشاركت، همه زندگي مردم را در بر مي گيرد. آنچه در لباس استدلال و ظرف ذهن براي بشر اثبات مي شد، اكنون در عالم خارج براي عموم انسانها تحقق مي يابد.

• اولويت داشتن

منظور از اولويت داشتن حقوق بشر در عصر ظهور فقط به اين معنا نيست كه جايگاه و رتبه حقوق موضوعه در هر كشور متاخر از حقوق بشر است و فقط به اين معنا نيست كه قوانين مقننه در هر كشور معياری برای مضمون حقوق بشر در عصر ظهور محسوب نمی شود. و تنها به اين معنا نيست كه اگر در كشوري حقي وضع شد كه حقوق بشر را نقض کند، آن حق از نظر مضمونی نادرست است. بلكه به اين معناست كه: هيچ حقي از سوي كسي وضع نمي شود و همه آن حقوقي را مي پذيرند كه در عصر ظهور تبيين شده است.

• تخلف ناپذيري

درست به همان معنا كه در «حقوق بشر» گفتيم. يعني هيچيك از افراد انسان، در عصر ظهور از شمول «حقوق بشر» خارج نيست اگر تعداد افراد بشر در آن زمان n باشد. تعداد افرادي كه مشمول حقوق بشرند nخواهد بود. و بين اين دو مجموعه تساوي برقرار است.

• اختلاف ناپذيري

درست به همان معنا كه در «حقوق بشر» گفتيم. يعني در عصر ظهور، هيچيك از افراد انسان شديدتر يا ضعيف تر از ديگران مشمول «حقوق بشر» نيست. بلكه همه به صورت يكسان مشمول اين قانون اند.
تعدد دو كلمه «قسط» و «عدل» در اين روايت، نكته مهمي به همراه دارد. برخي گفته اند «قسط» به معناي «عدم تبعيض» است بنابر اين در عصر ظهور هم عدالت برپاست و هم تبعيض وجود ندارد. البته برخي هم گفته اند قسط و عدل در اين خبر همچون ظلم و جور، متقارب هستند و فقط براي تفسير يكديگر ذكر شده اند.

اخبار بشارت ظهور در كتب اهل سنت

در كتب اهل سنت مثل مسند احمد، صحيح بخاري، صحيح مسلم، سنن ابي داوود و... اخبار بشارت ظهور ذكر شده است. برخي از آنها كه مشتمل بر تبيين حقوق عمومي بشر است عبارتند از:

حق استراحت و سلامتي و رفاه

حق استراحت و سلامتي و رفاه در ماده 25 اعلاميه حقوق بشر به اين صورت تبيين شده است:
«هر كس حق دارد كه سطح زندگاني او، سلامتي و رفاه خود و خانواده اش را از حيث خوراك و مسكن و مراقبتهاي پزشكي و خدمات لازم اجتماعي تامين كند و همچنين حق دارد كه در مواقع بيكاري، بيماري، نقص اعضاء، بيوگي، پيري يا تمام موارد ديگري كه به عللي خارج از اراده ي انسان وسايل امرار معاش از دست رفته باشد، از شرايط آبرومندانه ي زندگي برخوردار شود.»
روايات متعددي در كتب اهل سنت ذكر شده كه بر حق رفاه عمومي و سلامتي و استراحت و برخورداري از نعمت دلالت دارد. همه انسانها در عصر ظهور از سلامت و رفاه برخوردارند. آنچه كه عينا در متن روايات مورد تاكيد قرار گرفته چنين است:
«در عصر ظهور حضرت مهدي (عليه السلام) مردم آنچنان در رفاه و سلامت و نعمت خواهند بود كه نظير آن در هيچ عصري نبوده است.»
در برخي روايات هم نعمت و بركت را در عصر ظهور مورد تاكيد قرار مي دهد و مي گويد:
«بركات زمين و آسمان در عصر ظهور فراوان است.»
در مسند احمد، رضايت و استراحت و رفاه عمومي در عصر ظهور اينطور بيان شده است:
«ساكنان زمين و آسمان از حضرت مهدي در كمال رضايت هستند و او با رعايت حق برابري و مساوات در برابر قانون، مال و ثروت را بين مردم تقسيم مي كند. دلهاي مردم در آن دوران مملو از بي نيازي و غناست. و هيچ كس به مال ديگري محتاج نيست.»

حق امنيت اجتماعي

بر اساس ماده 22 اعلاميه حقوق بشر هر كس به عنوان عضو اجتماع حق امنيت اجتماعي دارد و بايد از امنيت اجتماعي برخوردار باشد. لذا بايد بوسيله ي مساعي ملي و همكاري بين المللي، حقوق اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي هر انسان كه لازمه ي مقام و نمو آزادانه ي شخصيت اوست با رعايت تشكيلات و منابع هر كشور، حاصل شود.

اين كار به دو صورت انجام مي شود:

الف- حاكمان هر كشور با استفاده از منابع خود در جهت برقراري امنيت اجتماعي برنامه ريزي كنند.
ب- حاكمان همه كشورها هم بر رعايت اين حق عمومي كوشا باشند و مزاحم امنيت اجتماعي كشورهاي ديگر نباشند.
در عصر ظهور حالت دوم منتفي است. ولي براي تحقق حالت اول بايد حضرت مهدي (عج) بر همه كشورها مستولي شود تا ديگران مزاحم امنيت اجتماعي دولت ظهور نباشند. لذا در برخي روايات اهل سنت اين مفهوم مورد تاكيد واقع شده كه:
«حضرت مهدي (عليه السلام) بر تمام كشورها مستولي مي شود.»

حق عدالت و برابري

روايت متواتري كه در كتب شيعه به آن اشاره شد، در كتب اهل سنت هم به تواتر ذكر شده است. حتي علامه سيوطي تصريح مي كند كه اين خبر بشارت ظهور به نقل از پيامبر متواتر است.
البته برخي اختلافات در كتب عامه راجع به اين خبر بشارت ظهور ديده مي شود مثلا احمد بن حنبل در مسند خود بجاي «رجل من اهل بيتي» عبارت «رجل منا» را آورده است. و در برخي گزارشات عامه چنين تصريح شده كه ابتدا رسولخدا(ص) تاكيد كردند كه جهان در دوران پيش از ظهور حتما پر از ظلم و بي عدالتي مي شود، آنگاه مردي كه همنام من است قيام مي كند و عالم را از قسط و عدل و برابري و عدالت پر مي كند طوريكه اين عدالت جهان شمول مي شود و آسمان و زمين تمام بركات خود را بر عصر ظهور مي بارد.

در برخي روايات ديگر اهل تسنن تصريح شده كه:

حضرت مهدي (عليه السلام) نسبت به فقرا مهربان و بر مامورين خود سختگير است تا بر مردم ستم نكنند و از عدالت خارج نشوند.
عدالت بر زندگي خصوصي حضرت نيز جاري است. چرا كه او پوشاك و خوراكش در نهايت سادگي است، آنطوركه در برخي روايات عامه آمده است:
پوشاك و خوراك حضرت مهدي (عليه السلام) در نهايت سادگي است

حق آموزش و پرورش

مردان و زنان عصر ظهور بايد سطح دانش و معلومات بالايي داشته باشند. آموزش و پرورش در عصر ظهور به اوج كمال خود رسيده است. در برخي روايات عامه آمده است:
حضرت مهدي (عليه السلام) دين اسلام و توحيد را براي همه انسانها تبيين مي كند
و در برخي ديگر چنين ذكر شده:
علم و دانايي حضرت مهدي (عليه السلام) از همه كس بيشتر است.

حق مشاركت

مردم مايل به مشاركت در امور اجتماعي هستند. همين تمايل و مطالبه عمومي است كه در ماده 21 اعلاميه براي همه مردم به اين صورت بيان شده كه هر كس حق دارد در اداره ي امور عمومي كشور خود، شركت جويد. و در ماده 27 تصريح شده كه هر كس حق دارد آزادانه در زندگي فرهنگي اجتماع شركت كند، از فنون و هنر ها بهره گيرد و در پيشرفت علمي و فوائد آن سهيم باشد.
در روايات اهل سنت اين نكته بيان شده كه عده اي در امر حكومت با حضرت مشاركت مي كنند و ايشان نيز بر امور مامورين خود نظارت دارد:
«و بر مامورين خود سختگير است تا بر مردم ستم نكنند و از عدالت خارج نشوند.»
البته در برخي از كتب اهل سنت كه از غير محققين آنهاست، اخبار بشارت ظهور به چند شكل تفسير و تحريف شده است:
• حضرت مهدي (ع) هنوز متولد نشده و بعدا خواهد آمد
• اگرچه حديث بشارت به صورت متواتر در متون روايي عامه و در روايت شيخين آمده است. ولي منظور از 12 جانشين شايسته كه صلاحيت اقامه حق را دارند كساني غير از اماماني است كه شيعيان مي گويند. و لازم نيست كه با هم توالي داشته باشند بلكه چهارنفر از آنها (ابوبكر و عمر و عثمان وعلي) متوالي بوده اند ومابقي مثل عمربن عبدالعزيز و ديگران متوالي نبوده و حضرت مهدي نيز آخرين آنهاست كه اصلا در حال حاضر وجود ندارد

اخبار بشارت ظهور در اديان ديگر

اكنون به برخي گزارشات و اخبار بشارت در اديان ديگر مي پردازيم:
1- بشارت ظهور حضرت مهدي (عليه السلام) در كتاب «دانيال نبي»
در كتاب دانيال نبي چنين آمده است:
«... امير عظيمي كه براي پسران قوم تو ايستاده قائم است، خواهد برخاست. و چنان زمان تنگي خواهد شد كه از حيني كه امتي به وجود آمده است تا امروز نبوده، و در آن زمان هر يك از قوم تو، كه در دفتر مكتوب يافت شود رستگار خواهد شد. و بسياري از آناني كه در خاك زمين خوابيده اند بيدار خواهند شد، اما اينان به جهت حيات جاوداني و آنان به جهت خجالت و حقارت جاوداني. و حكيمان مثل روشنايي افلاك خواهند درخشيد، و آناني كه بسياري را به راه عدالت رهبري مي نمايند مانند ستارگان خواهند بود تا ابدالاباد. اما تو اي دانيال ! كلام را مخفي دار و كتاب را تا زمان آخر مهر كن. بسياري به سرعت تردد خواهند نمود و علم افزوده خواهد گرديد... خوشا به حال آن كه انتظار كشيد.»
2- بشارت ظهور حضرت مهدي (عليه السلام) در كتاب «صفيناي نبي»
در اين كتاب كه يكي از كتب انبياي پيرو تورات است براي بشارت ظهور مهدي (عج) آمده است:
«... خداوند در اندرونش عادل است و بي انصافي نمي نمايد. هر بامداد حكم خود را روشن مي سازد و كوتاهي نمي كند، اما مرد ظالم حيا نمي داند... شهرهاي ايشان چنان منهدم گرديده است كه نه انساني و نه ساكني باقي مانده است. و خداوند مي گويد: براي من منتظر باشيد تا روزي كه برخيزم؛ زيرا كه قصد من اين است كه امت ها را جمع نمايم و ممالك را فراهم آورم تا غضب خود و تمامي حدت خشم خويش را بر ايشان بريزم... زيرا كه در آن زمان، زبان پاك به امت ها بازخواهم داد تا جميع ايشان اسم يهوه (خدا) را بخوانند و به يك دل او را عبادت نمايند.»
3- بشارت ظهور حضرت مهدي (عليه السلام) در انجيل
طبق اخبار بشارت ظهور كه در كتاب انجيل به وفور آمده است، حضرت مسيح به دنبال قيام حضرت مهدي (عليه السلام) در «فلسطين» آشكار خواهد شد و به ياري آن حضرت خواهد شتافت، و پشت سر حضرتش نماز خواهد گزارد، بشارت ها در اناجيل مختلف عبارتند از:

الف) انجيل متي

«عيسي چون به كوه زيتون نشسته بود شاگردانش در خلوت نزد وي آمده گفتند: به ما بگو كه نشان آمدن تو و انقضاي عالم چيست؟ عيسي گفت: زنهار كسي شما را گمراه نكند. زآن رو كه بسا به نام من آمده خواهند گفت كه من مسيح هستم و بسياري را گمراه خواهند كرد. و جنگ ها و اخبار جنگ ها را خواهيد شنيد، زنهار مضطرب مشويد؛ زيرا كه وقوع اين همه لازم است ليكن انتها هنوز نيست. اگر كسي به شما گويد: اينك مسيح در اينجا يا در آنجاست باور مكنيد، زيرا كه مسيحيان كاذب و ظاهر شده علامات و معجزات عظيمه چنان خواهند نمود كه اگر ممكن بودي برگزيدگان را نيز گمراه كردندي. اينك شما را پيش خبر دادم. پس اگر شما را گويند: اينك در صحراست بيرون مرويد، يا آنكه در خلوت است باور مكنيد؛ زيرا همچنان كه برق از مشرق ساطع شده تا به مغرب ظاهر مي شود ظهور پسر انسان نيز چنين خواهد شد..... پس از درخت انجير مثلش را فراگيريد كه چون شاخه اش نازك شده برگ ها مي آورد مي فهميد كه تابستان نزديك است. همچنين شما نيز چون اين همه را ببينيد بفهميد كه نزديك ـ بلكه بر در ـ است.
«چون پسر انسان در جلال خود با جميع ملائكه ي مقدس خويش آيد آنگاه بر كرسي جلال خواهد نشست. و جميع امت ها در حضور او جمع شوند و آنها را از همديگر جدا مي كند به قسمي كه شبان ميش ها را از بزها جدا مي كند و ميش ها را بر دست راست و بزها را بر چپ خود قرار دهد. آنگاه پادشاه به اصحاب طرف راست گويد: بياييد اي بركت يافتگان از پدر من ! و ملكوتي را كه از ابتداي عالم براي شما آماده شده است، به ميراث گيريد.»

ب) انجيل مرقس

«و چون او بر كوه زيتون مقابل هيكل نشسته بود... از وي پرسيدند: ما را خبر ده كه اين امور كي واقع مي شود و علامت نزديك شدن اين امور چيست؟ آنگاه عيسي در جواب ايشان سخن آغاز كرد كه: زنهار كسي شما را گمراه نكند. زيرا كه بسياري به نام من آمده خواهند گفت كه: من هستم، و بسياري را گمراه خواهند نمود.اما چون جنگ ها و اخبار جنگ ها را بشنويد مضطرب مشويد، زيرا كه وقوع اين حوادث ضروري است. ليكن انتها هنوز نيست.»

ج) انجيل لوقا

«كمرهاي خود را بسته، چراغ هاي خود را افروخته، بداريد. و شما مانند كساني باشيد كه انتظار آقاي خود را مي كشند، كه چه وقت از عروسي مراجعت كند، تا هر وقت آيد و در را بكوبد بي درنگ براي او باز كنند. خوشا به حال آن غلامان كه آقاي ايشان چون آيد ايشان را بيدار يابد... پس شما نيز مستعد باشيد، زيرا در ساعتي كه گمان نمي بريد پسر انسان مي آيد.»
مطابق نوشته ي مسترهاكس آمريكايي در «قاموس كتاب مقدس» عبارت پسر انسان حدود 80 بار در انجيل و ملحقات آن آمده است كه فقط 30 مورد آن با حضرت عيساي مسيح ـ عليه السلام ـ قابل تطبيق است.» و اما 50 مورد ديگر از نجات دهنده اي سخن مي گويد كه در آخر زمان و پايان روزگار ظهور خواهد كرد و حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ نيز با او خواهد آمد. او كسي جز حضرت مهدي (عج) نيست.

د) انجيل يوحنا

«و بدو قدرت بخشيده است كه داوري هم بكند؛ زيرا كه پسر انسان است. و از اين تعجب مكنيد، زيرا ساعتي مي آيد كه در آن جميع كساني كه در قبول مي باشند آواز او را خواهند شنيد و بيرون خواهند آمد، هر كه اعمال نيكو كرد براي قيامت حيات، و هر كه اعمال بد كرد به جهت قيامت داوري.»

نتيجه گيري

1. هيچيك از افراد انسان، در عصر ظهور از شمول «حقوق بشر» خارج نيست.
2. در اعلاميه حقوق بشر، اموري مانند: حق برابري در برابر قانون و دادگاه، حق عدالت ف حق امنيت اجتماعي و شخصي، حق آزادي مذهب و آزادي بيان، حق مالكيت، حق مشاركت، حق شغل، حق استراحت و سلامتي و رفاه، حق آموزش و پرورش از حقوق مسلم و عمومي انسان تلقي شده است
3. جهان شمولي حقوق بشر در عصر ظهور به اين معناست كه برابري و مساوات در برابر قانون و عدالت و امنيت و مشاركت، همه زندگي مردم را در بر مي گيرد و آنچه در ظرف ذهن براي بشر اثبات مي شد، اكنون در عالم خارج براي عموم انسانها تحقق مي يابد.
4. اخبار بشارت ظهور در كتب اهل سنت بر اموري چون حق عدالت، حق برابري و مساوات در برابر قانون و محكمه، حق آموزش و پرورش، حق مشاركت، حق استراحت و سلامتي و رفاه، حق امنيت اجتماعي، تصريح دارد.
5. در اخبار بشارت ظهور در اناجيل چهارگانه، اموري چون حق سعادت، حق برابري و مساوات در برابر قانون، حق عدالت و حق مشاركت، بيان شده است.

 

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

mohamadaminsh

mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان
دسترسی سریع به انجمن ها