عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

حوادث‌ بر طبق‌ تقويم‌ سال‌ ظهور جريانات‌ و اتفاقات‌ ماه‌ رجب

حوادث‌ بر طبق‌ تقويم‌ سال‌ ظهور جريانات‌ و اتفاقات‌ ماه‌ رجب
چهارشنبه 4 اسفند 1389  03:12 ق.ظ


در اين‌ قسمت‌ به‌ اهم‌ حوادثي‌ كه‌ در ماه‌ رجب‌ و در واقع‌ پنج‌ ماه‌ پيش‌ از ظهور حضرت‌ اتفاق‌ خواهد افتاد اشاره‌ خواهيم‌ كرد كه‌ اين‌ مطالب‌ را از رواياتي‌ كه‌ در اين‌باره‌ بوده‌اند استخراج‌ نموده‌ايم‌.


1 ـ باران‌ شديد و فراوان‌

در سالي‌ كه‌ بناست‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) ظهور كنند قحطي‌ به‌ طور جدي‌ شيوع‌ يافته‌ و در بيستم‌ ماه‌ جمادي‌الاول‌ چنان‌ باراني‌ مي‌بارد كه‌ از زمان‌ منزل‌ گرفتن‌ حضرت‌ آدم‌ در زمين‌ بي‌سابقه‌ است‌ كه‌ اين‌ باران‌ تا دهم‌ ماه‌ رجب‌ ادامه‌ مي‌يابد. از امام‌ صادق‌(ع‌) نقل‌ شده‌ كه‌ فرمودند:


وقتي‌ قيام‌ قائم‌(ع‌) نزديك‌ شود در ماه‌ جمادي‌الثاني‌ و ده‌ روز از رجب‌ بر مردم‌ باراني‌ مي‌بارد كه‌ خلائق‌ همانند آن‌ را نديده‌ باشند 1 .


و شيخ‌ مفيد در الارشاد چنين‌ آورده‌ است‌ كه‌:


سپس‌ به‌ بيست‌ و چهار باران‌ ختم‌ مي‌شود كه‌ زمين‌ را پس‌ از مرگش‌ زنده‌ مي‌كند و بركاتش‌ نمايان‌ مي‌شود. 2


همان‌گونه‌ كه‌ از اين‌ روايات‌ برمي‌آيد از علايم‌ قريب‌الوقوع‌ ظهور حضرت‌ مهدي‌(ع‌) نزول‌ باران‌هاي‌ شديد و آب‌هاي‌ فراوان‌ آسماني‌ است‌ كه‌ به‌ نوعي‌ براي‌ _ عصر _ ظهور زمينه‌ چيني‌ شود تا زمين‌ها براي‌ زراعت‌ و كشاورزي‌ پربار و بابركت‌، پس‌ از اين‌ حالت‌ فقر و خشكسالي‌ كه‌ داشته‌اند آماده‌ شود.


بارش‌ باران‌ عادي‌ چيز عجيب‌ و خارق‌العاده‌اي‌ نيست‌ جز اينكه‌ مدت‌ يا ميزان‌ آن‌ بارش‌ غريب‌ باشد كه‌ بنابر روايات‌ موجود، تأكيد بر اين‌ باران‌ها به‌ جهت‌ بيان‌ و ابراز اعجازگونه‌ بودن‌ آنهاست‌. با توجه‌ به‌ آنچه‌ گفته‌ شد حقيقت‌ صحبت‌ اميرالمؤمنين‌(ع‌) را مي‌فهميم‌ كه‌ فرمودند:


شديداً از آنچه‌ ميان‌ ماه‌ جمادي‌ و رجب‌ واقع‌ مي‌شود در عجبم‌. 3


نظريات‌ مختلفي‌ درباره‌ مدت‌ اين‌ باران‌ها بيان‌ شده‌ است‌. حجة‌الاسلام‌ علي‌ كوراني‌ در كتاب‌ خود مي‌نويسند:


بعيد نيست‌ كه‌ اين‌ باراني‌ كه‌ از جمادي‌ تا رجب‌ ادامه‌ دارد پس‌ از ظهور حضرت‌ نازل‌ شود؛ چرا كه‌ تعدادي‌ از علايم‌ ظهور از باب‌ توسع‌ و گستردگي‌ محدوده‌ _ عصر ظهور _ به‌ اين‌ عنوان‌ نامگذاري‌ شده‌ است‌ 4 .


لكن‌ نظر آيت‌الله‌ سيد محمد صادق‌ صدر كه‌ آن‌ را از نشانه‌هاي‌ ظهور برمي‌شمرند قابل‌ قبول‌تر به‌ نظر مي‌رسد. ايشان‌ چنين‌ مي‌گويند:


با توجه‌ به‌ فراواني‌ آب‌ و باران‌ نازل‌ شده‌ بهتر است‌ آن‌ را پيش‌ از ظهور بدانيم‌؛ چرا كه‌ اگر پس‌ از ظهور واقع‌ شود مانع‌ برخي‌ از فعاليت‌ها و وعده‌هايي‌ مي‌گردد كه‌ بناست‌ حضرت‌ آنها را انجام‌ دهند و بدان‌ها جامة‌ عمل‌ بپوشانند، پس‌ مقدم‌ دانستن‌ آن‌ بر ظهور هم‌ فايده‌هاي‌ متعارف‌ باران‌ را در بر خواهد داشت‌ و هم‌ با ديگر فوايد اثري‌ دو چندان‌ مي‌توان‌ براي‌ آن‌ تصور كرد. 5


البته‌ اين‌ نكته‌ را هم‌ متذكر شويم‌ كه‌ احاديث‌ و روايات‌ به‌ مكان‌ و كيفيت‌ بارش‌ اين‌ باران‌ها اشاره‌اي‌ نكرده‌اند اما آنچه‌ مهم‌ است‌ اين‌ است‌ كه‌ اين‌ باران‌ها را به‌ عنوان‌ نشانه‌ و علامتي‌ براي‌ نزديك‌ شدن‌ زمان‌ ظهور در نظر بگيريم‌ حال‌ چه‌ نحوة‌ باريدن‌ آن‌ با بقيه‌ باران‌ها متفاوت‌ باشد، چه‌ مقدار و يا مكان‌ آن‌.


2 ـ شورش‌ سفياني‌ (از علايم‌ حتمي‌ ظهور)

مردي‌ شورش‌ مي‌كند كه‌ به‌ او سفياني‌ گفته‌ مي‌شود (عثمان‌ بن‌ عنبسه‌ از تبار ابوسفيان‌ و از نسل‌ يزيد بن‌ معاويه‌) در وادي‌ يابس‌ (تنگه‌ بي‌آب‌ و علف‌) كه‌ در محدودة‌ شامات‌ (درة‌ دمشق‌) مي‌باشد نمايان‌ مي‌گردد. او سمبل‌ و نمونه‌ آن‌ دسته‌ از حكام‌ و فرمانروايان‌ كشورهاي‌ اسلامي‌ است‌ كه‌ در عين‌ انحرافاتشان‌ با حق‌ سرِ ستيز دارند كه‌ بعد از وي‌ چنين‌ كساني‌ ديده‌ نخواهند شد و پس‌ از او نسل‌ چنين‌ سردمداراني‌ منقرض‌ خواهد شد. زمان‌ خروج‌ و شورش‌ او ـ طبق‌ روايات‌ معتبره‌ ـ 6 در ماه‌ رجب‌ است‌ و احتمالاً در دهه‌ آخر و روز جمعه‌ باشد كه‌ ميان‌ ظهور حضرت‌ در مكه‌ مكرمه‌ و شورش‌ سفياني‌ تنها شش‌ ماه‌ فاصله‌ است‌.


امام‌ صادق‌(ع‌) مي‌فرمايند:


سفياني‌ از نشانه‌هاي‌ حتمي‌ است‌ و _ آغاز _ شورش‌ او در ماه‌ رجب‌ خواهد بود. بر نواحي‌ و شهرهاي‌ پنجگانه‌، نه‌ ماه‌ حكومت‌ مي‌كند و _حكومتش‌ _ حتي‌ يك‌ روز هم‌ بيش‌ از 9 ماه‌ طول‌ نخواهد كشيد. 7


امام‌ باقر(ع‌ (مي‌فرمايند:


سفياني‌ و قائم‌(ع‌) هر دو در يك‌ سال‌ _ نمايان‌ مي‌شوند _ هستند.8


در حديث‌ فرمودند:


خارج‌ شدن‌ سفياني‌ و يمني‌ و سيد خراساني‌ در يك‌ سال‌ و يك‌ ماه‌ و يك‌ روز است‌. به‌ همان‌ ترتيب‌ كه‌ دانه‌هاي‌ تسبيح‌ به‌ دنبال‌ هم‌ مي‌آيند، آنها هم‌ پشت‌ سر هم‌ و بلافاصله‌ نمايان‌ مي‌شوند. 9


در اين‌ حديث‌ هم‌ چنين‌ بيان‌ كردند:


علي‌بن‌ابي‌طالب‌(ع‌) به‌ من‌ فرمودند: درگيري‌ دو سپاه‌ در شام‌ با يكي‌ از آيات‌ الهي‌ است‌.


از ايشان‌ پرسيدند: چه‌ آيه‌اي‌، يا اميرالمؤمنين‌؟


فرمودند: لرزشي‌ شديد در شام‌ به‌ وجود مي‌آيد (شايد اشاره‌ به‌ زمين‌ لرزه‌هاي‌ مورد بحثمان‌ باشد) و بيش‌ از صد هزار نفر كشته‌ مي‌شوند كه‌ اين‌ جريان‌ را خداوند ماية‌ رحمت‌ و آرامش‌ مؤمنين‌ و عذاب‌ كافران‌ قرار مي‌دهد.


وقتي‌ چنين‌ شد به‌ سواراني‌ بنگريد كه‌ مركب‌هاي‌ (يابو) سياه‌ و سفيد و گوش‌ و دم‌ بريده‌ و پرچم‌هاي‌ زرد دارند.


هر كه‌ را از مغرب‌ تا شام‌ كه‌ در مسيرشان‌ باشد مي‌كشند. اين‌ جريان‌ در زمان‌ بي‌تابي‌ و اندوه‌ شديد و مرگ‌ سرخ‌ رخ‌ مي‌دهد پس‌ از آن‌ منتظر فرو رفتن‌ قريه‌ و روستايي‌ در دمشق‌ باشيد كه‌ به‌ آن‌ مرمرسا 10 گفته‌ مي‌شود، و سپس‌ پسر هند جگرخوار از وادي‌ يابس‌ (دره‌ بي‌آب‌ و علف‌) شورش‌ مي‌كند تا اينكه‌ بر منبر دمشق‌ قرار بگيرد. وقتي‌ چنين‌ شد منتظر خروج‌ و قيام‌ مهدي‌(ع‌) باشيد. 11


كه‌ اين‌ حديث‌ آغاز حركت‌ سفياني‌ را به‌ خوبي‌ ترسيم‌ مي‌كند.


شايد بهترين‌ تحليل‌ و بيان‌ از فعاليت‌هاي‌ سفياني‌ و مصيبت‌ها و سختي‌هايي‌ كه‌ جامعه‌ اسلامي‌ را بدان‌ مبتلا مي‌كند سيدجليل‌القدر علامه‌ سيد محمد صادق‌ صدر داشته‌ باشد كه‌ صحبت‌هاي‌ ايشان‌ را با اندكي‌ دخل‌ و تصرف‌ در اينجا مي‌آوريم‌:


دمشق‌ (شام‌) در آن‌ زمان‌ ميدان‌ جنگ‌هاي‌ داخلي‌ و تنازعات‌ مسلحانه‌ ميان‌ گروه‌هاي‌ سه‌گانه‌ (تحت‌ فرمان‌ ابقع‌، اصهب‌ و سفياني‌... كه‌ مانند مركز ثقل‌ نيروهاي‌ سياسي‌ و نظامي‌ مي‌شود) خواهد شد. هر سه‌ از صراط‌ مستقيم‌ حق‌ منحرف‌ گشته‌اند و هر كدام‌ تاج‌ و تخت‌ و حكومت‌ را براي‌ خود مي‌طلبند ـ روايات‌ تفكرات‌ و عقايد آنها را براي‌ ما به‌ روشني‌ بيان‌ كرده‌اند ـ ابقع‌ و سپاهيانش‌ با سفياني‌ مي‌جنگند كه‌ منجر به‌ پيروزي‌ سفياني‌ و كشته‌ شدن‌ ابقع‌ و يارانش‌ مي‌شود.


در جنگ‌ سفياني‌ با اصهب‌ هم‌ چنين‌ اتفاقي‌ تكرار مي‌شود. و فاتح‌ نهايي‌ جنگ‌ها سفياني‌ است‌. اين‌ اتفاقات‌ مصداق‌ بارز اين‌ آيه‌ است‌ كه‌:


فَاختَلَفَ ألاَحزابُ مِن‌ بِينِهِم‌ فَوَيلٌ للّذينَ كَفَروا مِن‌ مَشهدِ يَومٍ عظيمٍ 12 .


احزاب‌ با هم‌ بر سر آنچه‌ در ميانشان‌ بود اختلاف‌ كردند پس‌ واي‌ بر آنها _ از آنچه‌ _ در قيامت‌ _ بر سر آنها خواهد آمد _ .


مقر فرماندهي‌ سفياني‌ در زمان‌ حكومتش‌ شام‌ خواهد بود و اهالي‌ آنجا از او پيروي‌ خواهند كرد (به‌ جز تعداد كمي‌) سفياني‌ در اين‌ زمان‌ بر مناطق‌ پنجگانة‌ دمشق‌، حمص‌، فلسطين‌ و اردن‌ و قنسرين‌ حكومت‌ مي‌كند.


وقتي‌ كه‌ تا اين‌ حد مسير را براي‌ خود هموار مي‌بيند به‌ عراق‌ هم‌ طمع‌ مي‌كند و به‌ اين‌ فكر مي‌افتد كه‌ سپاهي‌ را به‌ آنجا گسيل‌ دارد. لذا با سپاهي‌ كه‌ حداقل‌ هشتاد هزار نفر نيرو دارد و خود فرماندهي‌ آن‌ را برعهده‌ گرفته‌ به‌ آنجا مي‌رود. در ميان‌ راه‌ با سپاهي‌ كه‌ فرمانرواي‌ عراق‌ براي‌ دفع‌ و مقابله‌ با آنها گسيل‌ داشته‌ مواجه‌ مي‌شود. اين‌ دو سپاه‌ با هم‌ در منطقة‌ قرقيسيا (واقع‌ در سوريه‌ و در نزديكي‌ عراق‌) مشغول‌ پيكار مي‌شوند. ترك‌ها _ روس‌ها _ و روميان‌ _ اروپاييان‌ و آمريكايي‌ها _ هم‌ به‌ آتش‌ جنگ‌ دامن‌ زده‌ و خود هم‌ در آن‌ شركت‌ مي‌كنند. جنگ‌ طولاني‌ و شديدي‌ واقع‌ مي‌شود و حدود 000/100 نفر از ستمكاران‌ و جباران‌ در آن‌ كشته‌ مي‌شوند كه‌ مقصود از ستمكاران‌ آن‌ دسته‌ از گنه‌پيشگان‌ منحرفي‌ است‌ كه‌ در آن‌ زمان‌ هلاك‌ مي‌گردند. به‌ اين‌ جهت‌ منطقه‌ از شر عمده‌ اين‌ سپاهيان‌ كه‌ ممكن‌ بود پس‌ از ظهور حضرت‌ مهدي‌(ع‌) در مقابل‌ او جبهه‌ بگيرند خلاص‌ مي‌شود.


در اين‌ كشت‌ و كشتار بزرگ‌ هم‌ سفياني‌ پيروز مي‌شود و وارد عراق‌ مي‌گردد. در آنجا در «ارض‌الجزيره‌» (بين‌النهرين‌ عراق‌) به‌ ناچار با يمني‌ روبرو مي‌شود كه‌ بر او هم‌ فايق‌ آمده‌ و آنچه‌ را كه‌ سپاهيان‌ يمني‌ طي‌ جنگ‌هاي‌ خود در منطقه‌ به‌ دست‌ آورده‌ بودند تصاحب‌ مي‌كند؛ سپس‌ راهي‌ كوفه‌ شده‌ و در آنجا دست‌ به‌ كشتار و اعدام‌ و اسير كردن‌ مردم‌ مي‌زند. ياوران‌ و ياريگران‌ خاندان‌ حضرت‌ محمد(ص‌) را به‌ همراه‌ يكي‌ از منسوبين‌ به‌ اهل‌ بيت‌(ع‌) شهيد مي‌كند. سپس‌ جارچي‌ او در كوفه‌ ندا مي‌دهد كه‌ هر كس‌ سر يكي‌ از شيعيان‌ علي‌(ع‌) را بياورد هزار درهم‌ (مژدگاني‌) مي‌گيرد. لذا همسايه‌ به‌ همسايه‌اش‌ به‌ اين‌ بهانه‌ كه‌ در اسلام‌ هم‌ مذهب‌ نيستند حمله‌ كرده‌ و مي‌گويد: «اين‌ هم‌ از آنهاست‌. گردنش‌ را مي‌زند و سر او را به‌ حكومت‌ سفياني‌ تحويل‌ داده‌ و از آنها هزار درهم‌ مي‌گيرد.»


جنبش‌هاي‌ ضعيف‌ و سرپيچي‌هاي‌ كوچكي‌ كه‌ در كوفه‌ توسط‌ اهالي‌ آن‌ رخ‌ مي‌دهد نمي‌توانند اين‌ شهر را از سيطرة‌ سپاه‌ سفياني‌ خلاص‌ كنند بلكه‌ سفياني‌ رهبر اين‌ جنبش‌ را مابين‌ حيره‌ و كوفه‌ به‌ شهادت‌ مي‌رساند و پس‌ از آن‌ هم‌ خون‌هاي‌ زيادي‌ بر زمين‌ ريخته‌ مي‌شود.


با هموار گشتن‌ جريان‌ حكومت‌ وي‌ در عراق‌ به‌ لشكركشي‌ به‌ ايران‌ هم‌ طمع‌ كرده‌ و راهي‌ آنجا مي‌شود. حوالي‌ شيراز (باب‌ اصطخر) در كارزار و ميدان‌ جنگي‌ با سيد خراساني‌ روبرو مي‌شود.


سفياني‌ در عين‌ حال‌ به‌ حكومت‌ بر ديار حجاز هم‌ طمع‌ كرده‌ و سپاهي‌ را به‌ فرماندهي‌ خزيمه‌ كه‌ از بني‌اميه‌ است‌ بدانجا اعزام‌ مي‌كند (اكثر روايات‌ بر اينكه‌ خود سفياني‌ در اين‌ سپاه‌ نيست‌ تأكيد مي‌كنند). سپاه‌ با تمام‌ نيروها و امكاناتش‌ به‌ سمت‌ مدينه‌ حركت‌ مي‌كند و اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ در اين‌ ايام‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) در آغازين‌ روزهاي‌ ظهور خويش‌ در مكه‌ به‌ سر مي‌برند و پيگير اخبار سفياني‌ هستند. سفياني‌ سپاهي‌ مجهز را به‌ سمت‌ مكه‌ گسيل‌ مي‌دارد تا به‌ قتل‌ و كشتار بي‌رحمانه‌ آن‌ حضرت‌ و سپاهيانشان‌ اقدام‌ كنند. آن‌گونه‌ كه‌ از سياق‌ روايات‌ برمي‌آيد اين‌ سپاه‌ همان‌ سپاهي‌ است‌ كه‌ سه‌ روز به‌ غارت‌ و كشتار مردم‌ مدينه‌ و تخريب‌ مسجدالنبي‌(ص‌) مشغول‌ بوده‌ است‌.


از آنجا كه‌ مكه‌ حرم‌ امن‌ الهي‌ است‌ و كسي‌ كه‌ در آنجا ساكن‌ شده‌ است‌ نبايد بر جان‌ خويش‌ خوفناك‌ باشد و با توجه‌ به‌ اين‌ كه‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) رهبري‌ است‌ كه‌ براي‌ روز موعود و هدايت‌ بشريت‌ و جهانيان‌ ذخيره‌ شده‌، ضرورت‌ و مصلحت‌ هر دو اقتضا مي‌كند كه‌ اين‌ سپاه‌ از بين‌ رفته‌ و قضاي‌ الهي‌ بر آنها جاري‌ گردد. با معجزه‌اي‌ الهي‌ بيابان‌ اين‌ سپاه‌ را مي‌بلعد و جز دو نفر اثري‌ از بقيه‌ نمي‌ماند (اين‌ دو نفر كه‌ به‌ بشير و نذير ملقب‌ مي‌شوند از قبيله‌ جُهَينه‌اند و به‌ همين‌ جهت‌ است‌ كه‌ مي‌گويند: «خبر يقيني‌ را از جُهَينه‌ بشنويد.» 13 اين‌ دو نفر مردم‌ را از آنچه‌ بر سر رفقا و همراهانشان‌ آمده‌ خبر مي‌كنند.


علي‌رغم‌ اين‌ كه‌ بنابر تقدير الهي‌ بخشي‌ از سپاه‌ سفياني‌ به‌ زمين‌ فرو مي‌روند از آنجا كه‌ سوريه‌، عراق‌، اردن‌، فلسطين‌ و منطقه‌ وسيعي‌ از شبه‌ جزيره‌ عربستان‌ تحت‌ سيطره‌ سفياني‌ است‌، حكومتش‌ در منطقه‌ پابرجا مي‌ماند.


مدتي‌ كوتاه‌ پس‌ از بلعيده‌ شدن‌ سپاه‌ در بيابان‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) حركت‌ مي‌كند و او را با سپاهش‌ به‌ عراق‌ بازمي‌گرداند. پس‌ از آن‌ با هم‌ درگير شده‌ و حضرت‌ بر او فايق‌ آمده‌ و او را به‌ هلاكت‌ مي‌رساند. كه‌ اين‌ جريان‌ در منطقه‌ رمله‌ اتفاق‌ مي‌افتد. حضرت‌ بر تمام‌ منطقه‌اي‌ كه‌ سفياني‌ بر آن‌ حكومت‌ مي‌كرد تسلط‌ مي‌يابند و از اين‌ به‌ بعد فرصت‌ مناسبي‌ براي‌ پيروزي‌ جهاني‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) فراهم‌ مي‌شود. 14


در ادامه‌ بعضي‌ از احاديثي‌ را كه‌ بر حركت‌ سفياني‌ تأكيد دارند ـ به‌ قدري‌ كه‌ با توجه‌ به‌ منابع‌ حديثي‌ براي‌ ما مقدور است‌ ـ بيان‌ مي‌كنيم‌.


حضرت‌ علي‌(ع‌) فرمودند:

فرزند هند جگرخوار از وادي‌ يابس‌ (دره‌ خشك‌ وبي‌آب‌ و علف‌) شورش‌ مي‌كند. مردي‌ است‌ كه‌ قامتش‌ متوسط‌، چهره‌اش‌ زشت‌ و كريه‌منظر است‌، چهارشانه‌ و درشت‌ هيكل‌ مي‌باشد و در صورتش‌ آثار آبله‌ ديده‌ مي‌شود. ظاهرش‌ يك‌ چشم‌ به‌ نظر مي‌رسد نامش‌ عثمان‌ و فرزند عنبسه‌ است‌ و از فرزندان‌ ابي‌سفيان‌، وارد شام‌ شده‌ و منبر آن‌ را تصاحب‌ مي‌كند. 15


امام‌ باقر(ع‌) در حديثي‌ طولاني‌ فرمودند:

ناچار بني‌ فلان‌ حكومت‌ را به‌ دست‌ خواهند گرفت‌ و پس‌ از آن‌ دچار اختلافات‌ شده‌ و حكومتشان‌ از هم‌ مي‌پاشد و پراكنده‌ مي‌شوند تا اينكه‌ سيد خراساني‌ از مشرق‌ و سفياني‌ از مغرب‌ خروج‌ مي‌كنند و هر كدام‌ از منطقة‌ خود به‌ سمت‌ كوفه‌ مانند اسبان‌ مسابقه‌ مي‌شتابند تا اينكه‌ بني‌فلان‌ به‌ دست‌ آنها هلاك‌ مي‌شوند و از آنها حتي‌ يك‌ نفر باقي‌ نخواهد ماند. 16


جابر جعفي‌ از آن‌ حضرت‌ طي‌ حديث‌ طولاني‌ ديگري‌ نقل‌ مي‌كند كه‌ فرمودند:


... و منادي‌ كه‌ از آسمان‌ ندا مي‌دهد 17 و صدايي‌ از ناحيه‌ دمشق‌ حكايت‌ از پيروزي‌ مي‌كند _ سر و صداها خبر از اجتماعات‌ و برخوردهايي‌ است‌ كه‌ در دمشق‌ رخ‌ مي‌دهد و بيانيه‌هايي‌ كه‌ پس‌ از اين‌ جريانات‌ صادر مي‌شود _ قريه‌اي‌ در شام‌ به‌ نام‌ جابيه‌ محو و ناپديد مي‌شود 18 . بخشي‌ از سمت‌ راست‌ مسجد دمشق‌ فرو مي‌ريزد (مسجد اموي‌) و شورشيان‌ مرتد از منطقه‌ ترك‌ها خروج‌ مي‌كنند و فتنة‌ شام‌ هم‌ به‌ دنبال‌ آن‌ مي‌آيد. سر و كله‌ برادران‌ ترك‌ها هم‌ پيدا شده‌ و در جزيره‌ فرود مي‌آيند و شورشيان‌ و از دين‌ برگشتگان‌ رومي‌ مي‌آيند تا اينكه‌ در رمله‌ مستقر مي‌شوند. جابر! در آن‌ سال‌ درگيري‌هاي‌ زيادي‌ در مغرب‌ زمين‌ رخ‌ خواهد داد. ابتداي‌ مغرب‌ زمين‌ كه‌ شام‌ است‌ به‌ فرمان‌ سه‌ پرچم‌ _ سپاه‌ _ اصهب‌ و ابقع‌ و سفياني‌ با هم‌ درگير مي‌شوند. كه‌ سفياني‌ با ابقع‌ روبرو شده‌ و با هم‌ مي‌جنگند و نهايتاً سفياني‌ او و لشكريانش‌ را مي‌كشد. سپس‌ اصهب‌ را هم‌ به‌ هلاكت‌ مي‌رساند. _ سفياني‌ _ در اين‌ زمان‌ تمام‌ همش‌ لشكركشي‌ به‌ عراق‌ مي‌شود كه‌ سپاهيانش‌ در قرقيسيا درگير شده‌ و _ در اين‌ جنگ‌ _ 000/100 نفر از جباران‌ و ستمكاران‌ هلاك‌ مي‌شوند. سفياني‌ لشكري‌ هفتاد هزار نفري‌ را به‌ سمت‌ كوفه‌ گسيل‌ مي‌دارد و آنها هم‌ به‌ قتل‌ و كشتار و اسير كردن‌ مردم‌ كوفه‌ مي‌پردازند در اين‌ زمان‌ كه‌ اينها به‌ چنين‌ اعمالي‌ مشغولند پرچم‌هايي‌ از سوي‌ خراسان‌ نمايان‌ مي‌شود كه‌ منازل‌ را به‌ سرعت‌ پشت‌ سر مي‌گذارند و در ميان‌ آنها عده‌اي‌ از ياوران‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) وجود دارند. يكي‌ از اهالي‌ كوفه‌ به‌ همراه‌ جمعيتي‌ ضعيف‌ قيام‌ مي‌كند كه‌ فرمانده‌ لشكر سفياني‌، او را در بين‌ حيره‌ و كوفه‌ شهيد مي‌كند. سفياني‌ جمعيتي‌ را به‌ سوي‌ مدينه‌ اعزام‌ مي‌كند و حضرت‌ مهدي‌(ع‌) _ به‌ جهت‌ خلاصي‌ از شر آنها _ به‌ سمت‌ مكه‌ هجرت‌ مي‌كند. خبر خروج‌ ايشان‌ به‌ فرمانده‌ سپاه‌ سفياني‌ مي‌رسد او هم‌ عده‌اي‌ را به‌ دنبال‌ ايشان‌ مي‌فرستد كه‌ نمي‌توانند به‌ آنها دست‌ يابند تا اينكه‌ حضرت‌ همانند موسي‌ بن‌ عمران‌ بيمناك‌ وارد مكه‌ مي‌شود.


حضرت‌ در ادامه‌ فرمودند:

پس‌ از استقرار فرمانده‌ سپاه‌ سفياني‌ در بيداء (صحرا) ندايي‌ از آسمان‌ مي‌آيد كه‌: اي‌ صحرا اين‌ قوم‌ را در كام‌ خود فرو بر! دشت‌ هم‌ آنها را مي‌بلعد به‌ جز سه‌ نفر كه‌ چهره‌ ايشان‌ به‌ پشتشان‌ برگشته‌ نجات‌ پيدا نمي‌كنند آنها از قبيلة‌ كلب‌ هستند و در مورد آنها اين‌ آيه‌ نازل‌ شده‌ كه‌:


يا أيُّهاالَذينَ اوُتُوا الكِتابَ آمِنُوا بِما انزَّلنا مُصَدِقّاً لِما مَعَكُم‌ مِن‌ قَبلِ اَن‌ نَطمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدّها عَلي‌ اَدبارِها 19 .


اي‌ كساني‌ كه‌ به‌ شما كتاب‌ داده‌ شده‌ در عين‌ حال‌ كه‌ آنچه‌ را كه‌ در ميان‌ شماست‌ تصديق‌ مي‌كنيد به‌ چيزي‌ كه‌ آن‌ را نازل‌ كرديم‌ ايمان‌ بياوريد قبل‌ از آنكه‌ چهره‌هايي‌ را محو كرده‌ و آنها را به‌ پشت‌ برگردانيم‌. 20


امام‌ صادق‌(ع‌) فرمودند:

وقتي‌ سفياني‌ بر مناطق‌ پنجگانه‌ مسلط‌ شد، نه‌ ماه‌ بشمريد كه‌ به‌ زعم‌ هشام‌ آن‌ مناطق‌ پنجگانه‌ دمشق‌، فلسطين‌، اردن‌، حمص‌ و حلب‌ هستند. 21


اميرالمؤمنين‌ (ع‌) فرمودند:

... سفياني‌ خروج‌ مي‌كند و به‌ اندازه‌ مدت‌ حمل‌ يك‌ زن‌ يعني‌ نه‌ ماه‌ حكومت‌ مي‌كند. از شام‌ قيام‌ مي‌كند و اهل‌ شام‌ به‌ جز عدة‌ كمي‌ از ساكنان‌ آنجا كه‌ اهل‌ حقند بقيه‌ مطيع‌ او مي‌شوند با سپاهي‌ درنده‌ و خون‌آشام‌ به‌ مدينه‌ مي‌آيد تا اينكه‌ به‌ صحراي‌ مدينه‌ مي‌رسد و خداوند آنها را در آن‌ فرو مي‌برد. و اين‌ است‌ معناي‌ اين‌ آيه‌ كه‌:


وَ لَوتَري‌ اِذ فَزِعُوا فَلافَوتَ وَاُخِذُوا مِن‌ مَكانٍ قَريبٍ 22 .


در هنگام‌ بيچارگي‌ اگر آنها را ببيني‌ بدون‌ هيچ‌ وقفه‌اي ‌ازمكان ‌نزديكي ‌دچار _ عذاب‌ _ مي‌شوند. 23


و امام‌ صادق‌(ع‌) فرمودند:

گويي‌ سفياني‌ و ياران‌ او را مي‌بينم‌ كه‌ بساطش‌ را در محله‌هاي‌ شما در كوفه‌ پهن‌ كرده‌ و منادي‌ او ندا مي‌دهد كه‌ هر كس‌ سر شيعه‌ علي‌ را بياورد هزار درهم‌ مي‌گيرد. (به‌ دنبال‌ اين‌ حرف‌) همسايه‌ به‌ همسايه‌اش‌ حمله‌ مي‌كند و مي‌گويد اين‌ از آنهاست‌ و گردنش‌ را مي‌زند و هزار درهم‌ مي‌گيرد. و فرمانروايي‌ بر شما در آن‌ روز تنها از آن‌ زنازادگان‌ است‌. گويي‌ من‌ به‌ صاحب‌ برقع‌ (روبند) مي‌نگرم‌.


راوي‌ پرسيد: صاحب‌ برقع‌ كيست‌؟ فرمودند:

مردي‌ كه‌ خودتان‌ خواهيد گفت‌ او روبند زده‌ است‌ به‌ سمت‌ شما مي‌آيد، شما را مي‌شناسد و شما او را نخواهيد شناخت‌ از تك‌تك‌ شما عيب‌جويي‌ خواهد كرد؛ چرا كه‌ او زنازاده‌اي‌ بيش‌ نيست‌. 24


پس‌ از تبيين‌ جنبش‌ سفياني‌ با كمك‌ روايات‌ شريفه‌ و با توجه‌ به‌ كثرت‌ اشاره‌ و مطالب‌ راجع‌ به‌ آن‌ و اينكه‌ بعضي‌ از آيات‌ قرآن‌ كريم‌ در مورد اين‌ جريان‌ است‌ تأكيد مي‌شود كه‌: سفياني‌ واضح‌ترين‌، محكم‌ترين‌ و قابل‌ اعتمادترين‌ نشانه‌ در روايات‌ است‌ كه‌ نيرويش‌ تا پيش‌ از شنيدن‌ شدن‌ نداي‌ آسماني‌ و فرو رفتن‌ در بيابان‌ كم‌ نمي‌شود و همان‌طور كه‌ در آينده‌ نزديك‌ خواهيم‌ ديد برخي‌ ديگر از نشانه‌ها مختص‌ به‌ اوست‌ خصوصاً بلعيده‌ شدن‌ در زمين‌ كه‌ مخصوص‌ سپاهيان‌ اوست‌. 25


قول‌ به‌ حتمي‌ بودن‌ سفياني‌ در ميان‌ نشانه‌ها مستدل‌ و مورد قبول‌ همه‌ است‌. شكي‌ نيست‌ كه‌ نمايان‌ شدن‌ سفياني‌ به‌ بروز خسف‌ و بلعيده‌ شدن‌ توسط‌ زمين‌ مي‌انجامد كه‌ روايات‌ صحيحه‌ را اگر به‌ روايات‌ خسف‌ و سفياني‌ ضميمه‌ كنيم‌ تواتر مطلب‌ را مي‌رساند به‌ علاوه‌ كه‌ بروز سفياني‌ نمايان‌ شدن‌ اصهب‌ و ابقع‌ و جريان‌ قرقيسيا را به‌ دنبال‌ خواهد داشت‌ و همين‌طور فتنة‌ شام‌ و فتنه‌هاي‌ ديار عراق‌ و حتي‌ بخشي‌ از حوادث‌ مربوط‌ به‌ يمني‌ و سيد خراساني‌ و ديگر نشانه‌ها هم‌ با سفياني‌ در ارتباط‌ است‌ و از اينروست‌ كه‌ تأكيد مي‌كنيم‌ كه‌ سفياني‌ از علايم‌ حتمي‌ است‌ كه‌ البته‌ خداوند عالم‌ واقعي‌ به‌ اشيا و حوادث‌ است‌.


در پايان‌ مي‌توان‌ حديثي‌ را كه‌ شيخ‌ طوسي‌ در امالي‌ و شيخ‌ صدوق‌ در معاني‌الاخبار آورده‌اند ذكر كرد. از امام‌ صادق‌(ع‌) نقل‌ شده‌ كه‌ فرمودند:


ما و خاندان‌ ابوسفيان‌ دو خانواده‌ايم‌ كه‌ همواره‌ به‌ خاطر خدا درجنگيم‌؛ ما مي‌گوييم‌ خدا راست‌ است‌ و راست‌ گفته‌ و آنها مي‌گويند دروغ‌ است‌ و دروغ‌ گفته‌. ابوسفيان‌ با رسول‌الله‌(ص‌) جنگيد، معاويه‌ هم‌ با علي‌بن‌ ابيطالب ‌)ع‌) و يزيدبن‌ معاويه‌ با حسين‌ بن‌ علي‌(ع‌) جنگيدند و (در نهايت‌ هم‌) سفياني‌ با قائم‌آل‌محمد(ص‌) پيكار خواهد كرد. 26


پي‌نوشت‌ها:

1. بحارالانوار، ج‌52، ص‌337؛ الزام‌الناصب‌ ج‌2، ص‌159؛ تاريخ‌ مابعدالظهور ص‌137.
2. الارشاد،شيخ‌مفيد،ج‌2،ص‌370؛تاريخ‌ مابعدالظهور ، ص‌137.
3. العجب‌ كل‌ العجب‌ مابين‌ جمادي‌ و رجب‌ .
4. الممهدون‌ للمهدي‌(ع‌)، ص‌40.
5. تاريخ‌ مابعدالظهور، ص‌137.
6. السفياني‌، محمدفقيه‌، ص‌118.
7. الغيبة‌، نعماني‌، ص‌202.
8. همان‌، ص‌178.
9. همان‌، ص‌171؛ اعلام‌الوري‌، ص‌429؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌232.
10. «حرستا» در اكثر نسخ‌.
11. الغيبة‌، نعماني‌، 206؛ الغيبة‌، شيخ‌ طوسي‌، ص‌ 277؛ بحارالانوار ج‌502، ص‌253.
12. سوره‌ مريم‌(19) ص‌37.
13. بشارة‌الاسلام‌، ص‌21؛ يوم‌الخلاص‌، كامل‌ سليمان‌ ص‌293.
14. تاريخ‌ بعدالظهور، ص‌167-165.
15. كمال‌الدين‌، شيخ‌ صدوق‌، ص‌651؛ بشارة‌الاسلام‌، ص‌46.
16. الغيبة‌، نعماني‌ 171؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌234؛ الزام‌الناصب‌، ج‌2، ص‌130.
17. اشاره‌ است‌ به‌ سه‌ ندايي‌ كه‌ در ماه‌ رجب‌ شنيده‌ مي‌شود و به‌ زودي‌ به‌ آن‌ خواهيم‌ پرداخت‌.
18. احتمالاً به‌ خاطر جنگ‌هاي‌ داخلي‌ يا ميان‌ كشورها باشد. سواي‌ اينكه‌ شكاف‌ها و گسله‌هاي‌ طبيعي‌ هم‌ از جمله‌ علل‌ فرو رفتن‌ در زمين‌ و ناپديد شدن‌ است‌ اين‌ احتمال‌ با توجه‌ به‌ ظاهر روايتي‌ است‌ كه‌ قبلاً درباره‌ معركه‌ قرقيسيا پيش‌ از رسيدن‌ ترك‌ها و روميان‌ بيان‌ شد.
19. سوره‌ نساء(4) آيه‌47.
20. الغيبة‌، نعماني‌، ص‌187؛ بحارالانوار ج‌52، ص‌238.
21. الغيبة‌، نعماني‌، ص‌ 205؛ الزام‌الناصب‌، ج‌2، ص‌116.
22. الغيبة‌، نعماني‌، ص‌187؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌238.
23. سورة‌ سبأ(34) ص‌51.
24. الغيبة‌، شيخ‌ طوسي‌، ص‌273؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌251؛ بشارة‌الاسلام‌ ص‌124.
25. السفياني‌، محمد فقيه‌، ص‌106.
26. بحارالانوار، ج‌52، ص‌190؛ الزام‌الناصب‌، ج‌2، ص‌131، السفياني‌، فقيه‌؛ ص‌125؛ يوم‌الخلاص‌، ص‌694.

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

mohamadaminsh

mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان
دسترسی سریع به انجمن ها