عضویت العربیة English
امام صادق علیه‌السلام: صله رحم و نیکى، حساب (قیامت) را آسان و از گناهان جلوگیرى مى‌کند. کافى، ج2، ص157

مسأله حجاب2،

مسأله حجاب2،
چهارشنبه 4 اسفند 1389  04:57 ب.ظ

مسألهي حجاب2،

4- حجاب يا پردهي دوشيزگان: مجموعهايست فلسفي، اجتماعي، اقتصادي، عمراني، محمدحسن ابن فضلالله حائري مازندراني،
تهران: کتابخانهي شرق، 1343 هـ ق، 28 ص (چاپ سربي).
رساله با آيهاي از قرآن (غافر/40/44)، شروع ميشود. آنگاه مؤلف با «کمال تأدب» به بيان افکار خود ميپردازد و «تربيت» را در سعادت و شقاوت بشر دخيل ميداند. «نخستين مرتبهي تربيت و دبستان هر مولودي پس از ولادت دامان مادر است. آيا ممکن است مادر تربيت نديده، مولود خود را تربيت کند»؟ پس از اين فراز، مولف با طرح اين پرسش «که آيا قيام به اين فرائض، با حجاب و پردهپوشي و عفت مفْرشي با مدرسه و معارف و ملکات فاضله آشنا شد»؟ وارد بحث حجاب شده و با بيان باور «مردمان فرزانهي شرق»، که «نبايد رخسار دوشيزگان پردهپوش باشد و عالم نسوان شرق از جمعيت زنان اروپا بايد پيروي نمايند». بحث را ادامه داده و علل عقبماندگي اروپاييها را تا اواخر سدهي شانزدهم ميلادي، در هشت عامل بيان ميکند:
1- رواج دين رهباني.
2- مالکيت مطلقهي ملکو اروپاي آن عصر حتي مالکيت بر نواميس و نفوس.
3- تسلط جابرانهي ملاکين بر فلاحان رنجبر.
4- اِقْتدار اشراف بر اموال و نواميس مردم.
5- انحطاط معارف.
6- شيوع خرافات و اباطيل.
7- اهميت ندادن به کشتار.
8- رقيت و کنيزي زنان و محروم بودنشان از ارث و مالکيت. که اين سد، ابتدا در فرانسه و انگلستان و سپس در روسيه، به نام «آزادي زنان» برداشته شد.
مؤلف عقيده دارد بر اينکه چون محروميت زنان اروپايي در قرون وسطي به طور «افراط» بوده است و آزادي که براي آنان داده شده به طور «تفريط» ميباشد، لذا جمعهي زنان اروپا را دچار مشکل و زيان نموده است. و از اين آزادي نتيجهي عکس گرفتهاند.
مؤلف در تشريح وضع اجتماعي زنان اروپايي و امريکايي، به مطالب نويسندگان اروپايي مانند: اگوست کنت، پرودون، ژول سيمون که در اين باره اظهار نمودهاند، استناد ميکند.
سپس مؤلف به حقوق زنان در اسلام پرداخته و عواملي را که ممکن است برخي اذهان سادهلوح را گرفتار اشتباه نمايد و گمان شود که حقوق زنان مراعات نشده است، توضيح ميدهد:
اوّل- مسألهي ارثيهي زنان است که با ادّلهي اقتصادي به آن پاسخ ميدهد.
دوم- مسألهي اختيار طلاق است در دست مردان، چون شرع هدفش محدود بودن امر طلاق است، به علت عاطفي بودن زن، اين حکم، در اختيار مرد گذاشته شده است.
سوم- مسألهي حجاب، که مخالفين آن بر اين باورند که: 1- حجاب يک ظلم و اجحاف بر زنان است. 2- به علت حجاب، زنان از تربيت و معارف محروم ميمانند. 3- حجاب، موجب فساد اخلاق است. به نظر مؤلف اين شبهه از شبهات قبلي بياساستر است؛ «چه آنکه مادهي فساد اخلاق از اختلاط مرد و زن بر خاسته ميشود؛ و حجاب اگر يگانه علت قطع مادهي فساد نباشد... از بزرگترين موانع فساد اخلاق به شمار است».
چهار- حجاب شيوع طلاق است. معترضين به اين عذر که چون مرد پيش از ازدواج زن آيندهي خود را نميبيند و در واقع. «ثمن را در ازاء مُثْمن نديده ميدهند»، اين است که به جدايي ميانجامد. مؤلف اين اشکال را با دلايل زير نميپذيرد: 1- در شرع مطهر اسلام، مردي که خواستار زني است، حق دارد پيش از عقد او را ببيند. 2- بيحجابي خود، موجب شيوع فحشاء و فجور است و آن يکي از عوامل طلاق ميباشد؛ چه ميبايست که در آمريکا و اروپا مسألهي به نام طلاق وجود نداشته باشد. آنگاه مؤلف با اشاره به آمارهاي منتشر شده در امريکا و اروپا، و با درس گرفتن از وضعيت آنان، گمان نميکند هيچ شخص منصفي راضي شود که «خامهي خود را در اطراف بيپردگي دوشيزگان ايران حرکت دهد، و به مصايبي که ملل قويه، از عالم بيحجابي دچار شدهاند» جامعهي ايراني نيز بدان مبتلا شود.
در خاتمه، عقيدهي شخصي مؤلف آن است که «عفت و پرهيزکاري از فحشاء و محترم داشتن ناموس از خصايص زنان است، ولي آنچه اين پرده را ميدرد، شهوت بيپايان مردان است».
حجاب، نگهبان عصمت و بهترين حاجب بيخانماني، خودکشي، امراض بيعلاج اخلاق پست، شقاوت ابدي و سقوط ميباشد.

5- صواب الخطاب في اتقان الحجاب، مير محمد هاشم مجتهد مرندي خويي،
خوي: مطبعه ادب، 1343، 34 ص (چاپ سربي).
مؤلف پس از استعانت و توفيق از خدا و حمد او؛ و صلوات و سلام بر سيد مرسلين و...؛ بعد از معرفي خود، با نقل حديثي در مورد بدعتها اينکه: «هرگاه بدعتها در ميان شما ظاهر گردد، بايد اظهار کند عالم از شما، علم خود را، و اگر نه بر آن عالم است لعنت خدا و رسول و ملائکه و همهي مردمان».
سپس نويسندهي رساله، در مورد مقالات چاپ شده در جريده «نامهي فرنگستان »، دربارهي زن و مسألهي حجاب در مقام پاسخگويي بر آمده است «تا به واسطهي آن بر عموم مسلمين حجت تمام شود».
مبحث اصلي رساله، با آيات قرآني (اسرا/17/32؛ نور/24/30، 31، 60؛ احزاب/33/33، 53، 59)، و ترجمهي تحتاللفظ و شرح آنها همراه با روايات مربوطه با استناد به منابع معتبر مانند: منهجالصادقين، مجمعالبيان، تفسير صافي و... تشکيل شده است.
در خاتمه، از ديدگاه مؤلف، انکار حکم حجاب، مخالفت با خدا و رسول او و ائمهي هدي ميباشد.

6- رساله رد کشف حجاب و وجوب به حکم عقل و تصريحات کتابالله و سنت نبوي. آقا سيد اسدالله مجتهد ميرسلامي الخارقاني [خرقاني].
تهران: [بينا]، 1351 هـ ق، 55 ص (چاپ سربي).
رسالهي فوق در سال 1335 هـ ق نوشته شده است و در شعبان 1351 هـ ق/ آذر 1312 هـ ش، دو سال قبل از کشف حجاب (17 دي 1314)، طبع گرديده است.
مؤلف پس از حمد ذات اقدس يگانه و صلوات بر سيد انبياء و اولاد طاهرين و اصحاب راسخين او، مسألهي حجاب را از «جهات شرعيه و عقليه و سياسيه»، به قدر مقدور، در چند فصل تبيين نموده است.
فصل اوّل در ادلهي شرعيه در خصوص احتجاب و استتار زنها، که شامل دو باب ميباشد.
باب اوّل، شامل آيات مبارکهي قرآن (احزاب/33/53، 57- 61؛ نور/24/30، 31، 60)، که معني لغات، ترجمه و شرح آيات و شأن نزول آنها بيان شده است.
باب دوم در بيان اخباري گه دلالت بر تحجّب زن ميکند، در اين باب روايات حجاب به نقل از حضرت اميرالمؤمنين و حضرت امام صادق (ع) مورد بحث قرار گرفته است.
فصل دوم سيرهي عمليهي قطعيه، در اين فصل از طوايف مسلمانان مثل: هنديها، ترکستانيها و... نام برده شده است و اينکه در «امور عاديه» و نيز در «امور عِرْقيه» با هم ديگر اختلاف دارند «ولي در نماز پنجگانه و صوم رمضان و حج، با هم اتفاق دارند. اتفاق در اين احکام دليل قطعي است که اينها تلقي از يک مبدأ شده که شرع باشد». در ادامه مؤلف ميافزايد: «همچنين همهي فِرق اتفاق دارند در احتجاب مخدرات و محترمات؛ لکن به اشکال مختلفه. اين تطابق، انحصار به عصر ما ندارد». سپس به زنان مشهور و حکمران تاريخ اسلام و ايران اشاره شده است. و نيز اينکه تمام زنان انصار و مهاجر، پس از نزول آيات حجاب، متفقاً محتجب گشتهاند.
فصل سوم در حکمت [حجاب]، اينکه غرض انبياء سدّ باب دهريت و وثنيت وصون طرق فساد بوده؛ ولي در قوانين دولتها، تحت عنوان حريّت نوع بشر، عقايد دهريه و طبيعهي آزاد گرديده است (حريّت حيوانيه).
در بخش ديگري از رساله، مؤلف به اعتراض سياسي کساني که وضع ايران را با بعضي از دول غيراسلامي از لحاظ تمدن و تعالي در رشتهي صنايع و تمدن و ثروت مورد مقايسه قرار ميدهند، در مقام پاسخگويي برآمده است: «نه آنکه بيحجابي زنها اسباب ترقي و تکامل آن دولت شد. مثلاً اسباب ترقي دولت، استخراج معادن و توسعهي فلاحت و بسط سک الحديد و ايجاد کارخانجات است».
مؤلف کشف حجاب زنان را بهانهاي ميداند که عدهاي ميخواهند به اسلام حمله نمايند. «هزار سال متجاوز است که ملل ديگر در تخريب اسلام کوشش بليغ کردند و نايل نشدند؛ ولي در اين پانزده سال دورهي تجدد، همان غرض هزار سالهي عادي اسلام به دست مسلمان نماهاي عصر ما جاري شده و ميشود». مؤلف به دو نوع عقيدهي ثابت در ميان انسانها اشاره ميکند:
1- عقايد ديانت (الهي).
2- عقايد دهريّه.
که به طور مشروح به بيان آنها پرداخته و عواقب عقايد دهريّه را در جوامع غربي يادآور شده، در ضمن مقايسهاي نيز با حيوانات در اين مورد داشته است.
مؤلف آزادي را به دو نوع تقسيم ميکند: 1- حريّت حقوقي. 2- حريّت ديني.
وي مراد و مقصود حاميان آزادي زنان را در يکي از چند امر زير ميداند:
اوّل- بيحجابي زنان مسلمان مانند زنان ساير ملل.
دويم- کار کردن زنان آنان مانند زنان ساير ملل.
سيوم- تربيت زنان مسلمان.
چهارم- حريّت تامّهي زنان، همانند بعضي از ملل متمدّنه.
مؤلف رساله پس از جوابگويي به موارد اوّل و دوم، ضمن تأمل در مورد سوم، آن را «حلاّ و نقصا»، ايراد جالب شمرده است. «حلا» از اين جهت که در ميان زنان مسلمان، زنان شاعره، اديبه و کاتبه خيلي بوده است که شرح حال بسياري از آنان در کتاب «خيرات حسان» آورده شده است. امّا اگر «تعميم تعليمات» باشد، مطلوب بلکه لازم است و هيچگونه منافاتي با رفع حجاب ندارد. و اگر منظور اعتراضکنندگان حمله بر ديانت و قوميّت نبود، ميبايست که «تعليمات عمومي نسوان را عنوان نمايند نه کلمهي حريّت را».
و امّا «نقضا»، هر چند ماديون اهميت شرکت زنان را در اجتماع روشن نمايند و مورد قبول هم واقع شود باز «مقدم بودن آنها را بر مردها احدي نميتواند ادعا و ثابت کند». هر ايراني خود ميداند که تربيت رجال عموماً مقدم بر تربيت زنان آنهاست «بالضروره» اگر مرد هر خانواده تربيت شد، به تبع زن آن خانواده نيز تربيت خواهد شد.
غرض از آزادي زنان بهانهاي است براي:
1- هتک ناموس اسلام.
2- نشر دين جديد اسلامي.
3- التذاذ حيواني و تمتّع از عفايف مسلمانان.
4- توليد و تکثير ولدا لزنا در مملکت اسلامي.

7- رساله حجابيّه. شيخ فياض الدين زنجاني، به کوشش رضا استادي،
چاپ شده در: بيست مقاله، قم: انتشارات اسلامي، 1374، صص 60- 78 (پيش از آن به سال 1357 هـ ق، چاپ سنگي شده بود).
مؤلف در مقدمهي رساله براي «حصول بصيرت» مطالعهکنندگان، به مقولهي معجزه ميپردازد و آن را به عامه و خاصه تقسيم مينمايد.
معجزهي عامه، آن است که معجزه از سحر و شعبده، براي عامهي مردم، قابل تمييز باشد. مثل: زنده نمودن مردگان، شقالقمر، يد بيضا و...، که اينها «از قوهي بشريهي صرفه خارج، و مستند به اعجاز بوده است. و صاحبان آنها هم نبي بودهاند». و همهي انبيا را شامل ميشده است.
امّا معجزهي خاصه، که مختص حضرت محمد (ص) ميباشد عبارت است از «قرآن مجيد»، که از دو حيث معجزه است: يکي از حيث «فصاحت و بلاغت» و ديگري از حيث «اختيار مواد و هيئآت کلمات مخصوصه و ترکيب کلام به نحو خاص از آنها به حسب مقامات».
مؤلف پس از اين مقدمه، اصل مقصود- مسألهي حجاب- را با آيات قرآني (نور/24/30، 31)، در ده مقام، با دقت و توجه به معاني، اصطلاحات زبان عربي و صرف و نحو، با نظريات جديد شرح و تفسير ميکند.
در مقام ششم، مؤلف مينويسد که: زينتي که انسان به آن متزيّن ميشود دو قسم است:
يکي عبارت است از محاسن فطرت و خلقت از قبيل موهاي سر و پيشاني و...، و دومي عبارت است از محاسن عارضيه مانند لباس، کحل، گردنبند و...، که زنها مزيّن به آنها ميشوند؛ «به اين معني که از بودن هر يکي از اينها در محل خود زينت انتزاع ميشود، نه اين است که اينها ذاتاً زينت هستند، بلکه اينها آلت زينت هستند و لذا خواهيم گفت که مراد از زينت، معناي حقيقي اوست».
در پايان مؤلف، مقصود از تحرير اين رساله را «بالاصا له بيان دلالت خصوص کلام مقدس باري تعالي بر وجوب حجاب بود براي دفع هواپرستان عصر، که القاي شبهه بر ضعفاي مسلمين و ايتام آل محمد عليهم اسلام کرده و آنها را منحرف نمودهاند به تلبيس و تدليس، اينکه کلام الهي دالّ بر وجوب حجاب نيست، و اخبار هم علاوه بر اينکه مقطوع الصدور نيست، دلالت هم ندارد، تا به اين وسيله به مقاصد خود نايل باشند، لهذا به اين مختصر اقتصار گرديده و تفصيلاً معترّض اخبار وارده در مقام نشد؛ هر چند علي نحوالاجمال معاني آنها هم معلوم شد که آنها هم موافق با آيات است».

8- تأکيد حجاب نسوان به حکم آيات قرآن. محمدعلي مدرس طهراني،
تهران: مطبعهي مروي، [بيتا]، 15 ص (چاپ سنگي).
رساله با آيهي قرآني (نحل/16/125)، شروع ميشود و مولف، هوش و ذکاوت مردمان عصر خود را بر تراز گذشته ميداند که اغلب مايل به «فهميدن اصول دين از روي دليل و دانستن جهت و فلسفهي احکام الهي» هستند.
وي از عموم حقطلبان مسلمان و غيرمسلمان، اعم از يهودي و مسيحي و زردتشتي و... براي اثبات ظهور حقّ و اتمام حجت، دعوت به مناظرهي علمي مي:ند.
سپس «موضوع حجاب را که به کلي از اهميت افتاده، جمعي از بهائيه و غير هم نيز به توسط تبليغات و روزنامجات»، به برداشتن آن «و پاره کردن پردهي حيا و عفت ناموس مسلمين» اهتمام ميکنند، «با يک دليل عقلي براي عموم مليون و ارباب ديانات از يهود و نصاري و ديگران و يک دليل نقلي براي عموم مسلمانان» بررسي مينمايد.
مؤلف موضوع حجاب را «لطف» پروردگار ميداند و با روايات، ترجمه و شرح آيهي حجاب (نور/24/31) رابطهي ميان زن و مرد را در اجتماع و مواجهه شدن آنها را با يکديگر نهي نموده است. دليل ديگر، وجوب حجاب براي عموم مسلمانان با اشاره به نصّ صريح کلام الهي «و لايُبْدِين زِينتهُنّ الا ما ظهرِ منْها » ميباشد. و در پايان مؤلف چنين نتيجه ميگيرد: «پس به خوبي واضح و مبرهن شد که حجاب مطلقاً واجب و ظاهر کردن زينت و مواضع آن و صورت حتي شنوانيدن صداي زينت هم موافق با آيات قرآنيه بر زنها حرام است».

ماحصل آنچه که از رسائل معرفي شده بر ميآيد اينکه:
به عقيدهي مؤلفان حجاب امري فطري است و مختص زنان مسلمان و زمان خاصي نيست. همچنين حجاب، در ميان ملل و اديان ديگر نيز به اشکال مختلف ديده ميشود، چنان که اکثر مؤلفان حجابيه در نوشتههاي خود شواهدي از کتب مقدسهي يهود و نصاري آوردهاند.
فصل مشترک رسالهها، بهرهگيري مؤلفان از آيات قرآني حجا، ترجمه، شرح و تفسير آنهاست. برخي از مؤلفان، به نقل و شرح احاديث نبوي و روايات ائمه (ع) در مورد حجاب، استيذان، حرمت نگاه مرد به زن و بالعکس و... پرداختهاند.
مؤلفان در استنادات خود به تفاسير، از منابع معتبر و مراجع دست اوّل استفاده نموده و گاهي نيز از قول مفسرين انجيل و تورات از اروپايي، امريکايي و آسيايي و... سود جستهاند.
بدون ترديد صاحبان اين رسالهها، از زمزمههايي که در مورد حجاب، بر اثر افکار و انديشههاي نوگرايانه به وجود آمده بود آگاهي کامل داشتند و بدين سبب، حجاب، نه تنها از منظر دين مورد تحليل و بررسي قرار داده شده است، بلکه از زواياي مختلف: فلسفي، اجتماعي، اقتصادي، اخلاقي و رواني نيز مورد تعمق و مطالعه ميباشد.
بعضي از مولفان، به جهت آگاه نمودن مردم، و نيز براي تبيين و اثربخشي هرچه بيشتر نوشتههايشان، به بيان حکايت و يا حکايات اخلاقي و اجتماعي جوامع اروپايي پرداختهاند، و عقيدهي کساني را که علت عقبماندگي ايران را در مقايسه با ممالک غربي و غير اسلامي در حجاب ميپندارند، رد نموهد و اين نوع عقايد را «عقايد دهريّه» در مقابل «عقايد الهي» مينامند و اسباب ترقي و تعالي آن دولتها را در استخراج معادن، توسعهي کشاورزي، ايجاد کارخانجات و... ميدانند.
از ديگر ذغدغههاي منورالفکرها در آن مقطع زماني، مسألهي تعليم و تعلم زنان مسلمان بوده است که حجاب را مانع از علم، و تحصيل علم را ملازم با بيحجابي ميدانستهاند، که با حديث مشهور، طلبالعلم فريضه علي کُلّ مُسلم و مُسلمه»، ضمن جوابگويي و نيز با يادآوري زنان شاعره، اديبه، کاتبه، مشهور و حکمران تاريخ اسلام و ايران، راه آنان را خطا شمردهاند.
اشکال ديگر متجدّدين، مسائلي چون: طلاق، ارثيه و...، زنان در اسلام است که ضمن پاسخگويي از ديدگاه دين و علماي اسلام، مقايسهاي نيز با کشورهاي پيشرفتهاي چون اروپا و امريکا در اين مورد به عمل آمده است.
رسالهها در پايان به نحوي با تأکيد بر لزوم حجا، آن را حکم خدا و رعايتش را واجب، و انکارکنندهي آن را مخالف با خدا و رسول و ائمهي هدي ميدانند.

منابع:
1- ارومي فخرالاسلام، محمدصادق. وجوب نقاب و حرمت. تهران: ميرزا علي اصغر، 1329 هـ ق. (چاپ سنگي).
2- بلاذي بوشهري بهبهاني، عبدالله. سُدول الجلباب في وجوب الحجاب. شيراز: سپهر مطلع محمدي، 1330 هـ ق. (چاپ سنگي).
3- حائري مازندراني، محمدحسن بن فضلالله. حجاب يا پردهي دوشيزگان: مجموعهايست فسلفي، اجتماعي، اقتصادي، عمراني. تهران: کتابخانهي شرق، 1343 هـ ق.
4- رسالهي شريفهي لزوم حجاب. خراسان: [بيتا]، 1332 هـ ق. (چاپ سنگي).
5- زنجاني، فياضالدين. رسالهي حجابيه. به کوشش رضا استادي در بيست مقاله، قم: انتشارات اسلامي، 1374.
6- مدرس طهراني، محمدعلي. تأکيد حجاب نسوان به حکم آيات قرآن. تهران: مطبعهي مروي، [بيتا].
7- مرندي خويي، محمدهاشم. صواب الخطاب في اتقان الحجاب. خوي: مطبعه ادب، 1343.
8- مير سلامي خارقاني [خرقاني]، اسدالله. ردّ کشف حجاب و وجوب حجاب به حکم عقل و تصريحات کتابالله و سنت نبوي. تهران: [بينا]، 1341 هـ ق.

محقق: منصوره وثيق، کتابدار و سکهشناس، محقق و مؤلف کتاب فهرست نسخههاي چاپ سنگي کتابخانهي مرکزي تبريز و کتاب و مقاومت متعدد


 

bmasoudd

bmasoudd
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : بهمن 1389 
تعداد پست ها : 621

gh_Golpa تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها